
پشتپرده عقبنشینی اسرائیل از مشارکت در جنگ احتمالی علیه ایران

1

میزبانان جنگ در خانه همسایه؛اتحاد کشورهای خلیج فارس با آمریکا ضد ایران - تسنیم
بین الملل
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، «امل شبیب» خبرنگار سرویس عربی تسنیم، در ویدئوی تحلیلی خود به بررسی نقادانه سیاست های کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای خلیج فارس و تاثیر آن بر نبرد رمضان پرداخته است. این گزارش به صورتی مستدل سیاست های دوگانه این کشورها را که همزمان با میزبانی پایگاههای نظامی آمریکا در جنگ، بر سیاست «حسن همجواری» با ایران تأکید دارند را نمایان میسازد .
.
***
معروف است که میگویند «همسایه بر اهل خانه مقدمتر است». اما در سیاست برخی کشورهای خلیج فارس، پایگاه نظامی آمریکا جای همسایگی را گرفته و حملات اسرائیل به ایران به نمادی از این ائتلاف تبدیل شده است. کشورهایی که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند و از طریق آنها به همسایه خود، ایران، حمله میکنند و سکوهایی برای پرتاب پهپاد به سمت ایران در اختیار دارند، در حالی که به طور همزمان شعار «حسن همجواری» سر میدهند.
سوال تحلیل معکوس این نیست که آیا کشورها حق میزبانی از پایگاههای خارجی را دارند؟ بلکه این است که چگونه میتوان استفاده از خاک یک کشور برای هدف قرار دادن همسایه آن را تحت عنوان توافقات دفاعی که حتی در زمان مواجهه با خطر از آنها حمایت نمیکند، بلکه آن را گرفتار میکند توجیه کرد؟
حقوق بینالملل حاکمیت دولت بر قلمرو خود را به رسمیت میشناسد و به آن اجازه میدهد با کشورهای دیگر توافقات دفاعی منعقد کند. اما این حاکمیت مطلق نیست، چون نباید اجازه داد خاک یک کشور به بستری برای ارتکاب اقداماتی تبدیل شود که ناقض قواعد آمره حقوق بینالملل باشد. توافقنامههای استقرار نیروهای آمریکایی، حاکمیت را به دولت خارجی منتقل نمیکنند، اما حقوق مشخصی را به آن اعطا میکنند. مسئولیت بینالمللی ممکن است زمانی مطرح شود که دولت میزبان از نقش میزبان بیطرف فراتر رفته و به تسهیلگر یا شریک در عملیات نظامی از طریق اجازه دادن برای استفاده از پایگاهها در اجرای اقدامات نظامی غیرمشروع تبدیل شود. در این مورد چندین تناقض مطرح میشود:
تناقض اول: کشورهای خلیج فارس که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند، شعار حسن همجواری سر میدهند در حالی که از خاک آنها برای هدف قرار دادن ایران استفاده میشود. برای مثال قطر میزبان پایگاه العدید، بحرین میزبان ناوگان پنجم و کویت نیز یک مرکز لجستیک ارتش تروریست آمریکا است. این پایگاهها دیگر صرفاً یک همکاری و مشارکت دفاعی نیستند، بلکه به نوک پیکان جنگ علیه ایران تبدیل شدهاند.
تحلیلگران نظامی معتقدند کشورهای میزبان اکنون در موقعیت حقوقی حساسی قرار گرفتهاند، زیرا از یک سو از حق حاکمیتی خود برای انعقاد توافقات دفاعی استفاده میکنند؛ اما از سوی دیگر، تعهد بینالمللی دارند که اجازه ندهند از قلمرو آنها به شکلی استفاده شود که به نقض قواعد حقوق بینالملل منجر شود.
اما تناقض دوم از این هم قابلتوجهتر است: واشنگتن از پایگاههای خود در خلیج فارس برای حمله به ایران استفاده میکند، در حالی که کشورهای میزبان نظارهگر هستند و ادعا میکنند بخشی از جنگ نیستند، همزمان ایران پایگاههای آمریکایی در منطقه را هدف قرار میدهد، چون این پایگاهها به سپر انسانی ارتش آمریکا تبدیل شدهاند.
ایران نسبت به این مسئله هشدار داده و تأکید کرده است که آمریکا از سرمایه، ثروت و زیرساختهای راهبردی کشورهای منطقه به عنوان سپر دفاعی برای ارتش ضعیف خود استفاده میکند. یعنی کشورهای میزبان هزینه را میپردازند و عواقب و پیامدهای آن را متحمل میشوند، در حالی که آمریکا به اهداف خود دست پیدا میکند.
تحلیل معکوس میگوید پایگاههای آمریکایی در منطقه نه برای دفاع از کشورهای میزبان، بلکه گروگان هستند. کشورهایی که میزبان این پایگاهها هستند، کنترل خود بر تصمیمگیری حاکمیتی را از دست دادهاند و به بخشی از یک پروژه نظامی تبدیل شدهاند که در خدمت منافع آنها نیست و هنگامی که جنگ گسترش پیدا کند، آنها نخستین طرفی خواهند بود که در آتش این نبرد میسوزند.
حضور نظامی خارجی، صرفنظر از توجیهات آن، امنیت واقعی ایجاد نمیکند، بلکه تهدیدی دائمی ایجاد کرده و سرزمین میزبان را به میدان رویارویی تبدیل میکند و آن را به گروگان اراده ابرقدرتها تبدیل میکند.
حسن همجواری بر پایه پایگاههای نظامی خارجی بنا نمیشود، بلکه بر احترام به حاکمیت و بر عدم تبدیل خاک هیچ کشوری به سکویی برای هدف قرار دادن کشور دیگر، استوار است. بنابراین سؤال واقعی این نیست که آیا یک کشور حق میزبانی از پایگاههای آمریکایی را دارد؛ بلکه سوال این است که چند پایگاه آمریکایی به هدف تبدیل خواهند شد و چند کشور میزبان در آتش جنگهایی که جنگ آنها نیست، خواهند سوخت، پیش از آنکه دریابند حسن همجواری بر پایه پایگاههای نظامی خارجی بنا نمیشود. ببینید|طوفان فکری افسران پنتاگون برای فرار از مخصمه جنگ با ایران شکست پروژه «خاورمیانه جدید» نتانیاهو؛ ایران معمار نظم نوین غرب آسیا
و در نهایت این سؤال همچنان بیجواب میماند که آیا این کشورها به شرطبندی خود روی پایگاههای آمریکایی ادامه خواهند داد؟ یا درک خواهند کرد که همسایه واقعی کسی نیست که پایگاههای نظامی را برای هدف قرار دادن آنها میزبانی کند، بلکه کسی است که به حاکمیت خود احترام میگذارد و اراضیاش را به میدان جنگ مبدل نمیسازد.
انتهای پیام/

حمله اسرائیل به ابوالظهور؛ پیام مستقیم به اردوغان و ارتش ترکیه
نورنیوز-گروه بین الملل: عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه فرامنطقهای رای الیوم و تحلیلگر برجسته فلسطینی، سرمقاله جدید این روزنامه الکترونیکی را به حملات جدید رژیم صهیونیستی به سوریه و بمباران فرودگاه ابوالظهور در حومه ادلب در شمال سوریه اختصاص داده و نوشت: تشدید حملات هوایی و زمینی در عمق خاک سوریه توسط نیروها و تانکهای ارتش اشغالگر اسرائیل در این روزها تأیید میکند که هدف، سوریه است، صرف نظر از رژیم حاکم، چه یک جنبش مقاومت باشد و چه یک دولت همسو با صهیونیسم جهانی و پروژههای تجاوزکارانه و توسعهطلبانه آن. اسرائیل به دنبال اشغال کامل سوریه با حمایت آمریکاست
عطوان افزود: آنچه اسرائیل با حمایت ایالات متحده میخواهد، یک سوریه مطیع، ضعیف، عاری از هویت ملی و نیروهای مسلح و قرار گرفتن آن تحت اشغال صهیونیستها، درست مانند بلندیهای جولان که دونالد ترامپ، رئیس جمهور فعلی آمریکا ، در دوره اول ریاست جمهوریاش به دوست و مربی خود بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر هدیه داد.
در ادامه این مقاله آمده است که سهشنبه شب، دفتر نخست وزیری رژیم اشغالگر، مسئولیت هشت حمله هوایی انجام شده توسط جنگندههای اسرائیلی به فرودگاه نظامی ابوالظهور در استان ادلب، در نزدیکی حومه حلب، که منجر به خسارات مادی قابل توجهی شد را پذیرفت. پیام حملات صهیونیستها به فرودگاه ابوالظهور برای ترکیه و اردوغان
بر اساس این یادداشت، پیش از این، رژیم اشغالگر به بهانه وجود مواضع نظامی ایران در سوریه، این کشور را بمباران میکرد و اکنون پایگاههای ترکیه را بهانه کرده است. فرودگاه نظامی ابوالظهور که توسط جنگندههای صهیونیستی هدف قرار گرفت، محل استقرار نیروهای نظامی ترکیه است. این بدان معناست که این حملات هوایی، پیام اولیهای به رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه و ارتش او، به فاصله کوتاهی از امضای اتحاد سه جانبه با عربستان و پاکستان موسوم به توافق مکه است.
سردبیر روزنامه رای الیوم تصریح کرد: اولین پیامی که رژیم صهیونیستی میخواهد به ترکیه و به ویژه شخص اردوغان ارسال کند، این است که جایی برای ترکیه در خاک سوریه وجود ندارد و آنکارا نمیتواند نقشی در بازسازی ارتش سوریه داشته باشد؛ زیرا سرزمین سوریه، از شمال تا جنوب، شرق و غرب، متعلق به اسرائیلیهاست!
عطوان ادامه داد: در همین زمینه ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی روز چهارشنبه، از نیروهای خود که بیشتر جنوب سوریه را در درعا، قنیطره و مناطق دیگر اشغال کردهاند، بازدید کرد. او با اعتماد به نفس کامل و به راحتی رفت و آمد میکرد، گویی در حال بازرسی از پایگاههای نظامی اسرائیل در تلآویو، حیفا، دیمونا و بئرالسبع است.
در ادامه این یادداشت تاکید شده است که زمان این بازدید با دقت محاسبه شده بود و تنها یک روز پس از بمباران پایگاه هوایی ابوالظهور در ادلب انجام شد و تلویحاً نشان داد که شمال، جنوب و مرکز سوریه قلمرو اسرائیل است! اسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی هم هفته گذشته در سخنانی گفت که نیروهای اسرائیلی "برای همیشه" در جنوب سوریه باقی خواهند ماند.
این تحلیلگر فلسطینی تصریح کرد: این مواضع مقامات صهیونیست بدان معناست که رژیم اشغالگر علیرغم درخواستهای مکررش، به دنبال هیچ توافق امنیتی با رژیم فعلی سوریه در دمشق نیست. اکنون سوال این است که ارتش ترکیه چگونه به این حملات اسرائیل در دفاع از «سوریه جدید» که آنکارا نقش مهمی در به قدرت رساندن آن در دمشق داشت، پاسخ خواهد داد.
وی افزود: دولت ترکیه علی رغم ادعاهای خود، کاری برای متوقف کردن جنگ نسل کشی رژیم اشغالگر در غزه انجام نداد؛ با این بهانه که غزه دور است و با آن مرز مشترک ندارد. اما این بهانه در مورد طرح خزنده صهیونیستی برای یهودیسازی سوریه صدق نمیکند، به ویژه اینکه فرودگاه نظامی ابوالظهور به عنوان مرکز استقرار نظامیان ترکیه در ادلب که هدف حمله صهیونیستها قرار گرفت، تنها در چند متری مرز ترکیه قرار دارد.
نویسنده این یادداشت در پایان تاکید کرد: هشت حمله اول اسرائیل به فرودگاه ابوالظهور، ماموریت مخرب و آزمایشی خود را به راحتی و بدون شلیک حتی یک موشک یا گلوله از سوی ترکیه انجام دادند. بنابراین آیا همین سناریو در حملات تحریکآمیز آینده اسرائیل که ترکیه و رئیس جمهور و نیز ارتش آن را به چالش میکشد، تکرار خواهد شد؟ همچنین دولت موقت جدید سوریه چگونه به این توهینهای اسرائیل پاسخ خواهد داد؟

ناامیدی ترامپ؛ پشت پرده تهدیدهای مکرر علیه ایران - تسنیم
بین الملل
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، روزنامه پاسایر نویه پرسه در مطلبی به دلایل پشت پرده تهدیدهای جدید دونالد ترامپ، رئیس دولت تروریستی آمریکا علیه ایران مبنی بر به راه انداختن جنگ اقتصادی علیه این کشور پرداخته و نوشت: ترامپ، به خاطر سخنان تندش و اغلب عقبنشینی پس از تهدیدهای جنگطلبانهاش شناخته میشود. اما این بار پشت قدرتنمایی او چه چیزی نهفته است؟
ترامپ چند بار ایران را با نیروی ویرانگر و تحریمهای اقتصادی تهدید کرده است و سپس لحن جنگطلبانه خود را ملایمتر کرده است. در عین حال، بارها از طرف وی صحبت از پیشرفت فرضی در مذاکرات برای یک توافق دیپلماتیک بدون هیچ موفقیت قابل مشاهدهای شده است.
در این شرایط این بار ترامپ در Truth Social غر میزند که یک جنگ اقتصادی در ابعاد بیسابقهای علیه ایران رخ خواهد داد. سخنان تند او، بار دیگر، بیش از هر چیز، نشانگر یک مسئله و آن ناامیدی فزاینده است. ترامپ پس از شکست در جنگ نظامی: «علیه ایران جنگ اقتصادی اعلام میکنم»
هیچ پیشرفت قابل توجهی نه در بازگشایی تنگه هرمز، که برای تجارت جهانی نفت، گاز و کود حیاتی است، و نه در دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ تقریباً شش ماهه وجود ندارد.
اکنون، ترامپ هر کشوری را که با ایران تجارت کند، با تحریمهای اقتصادی تهدید میکند. با این حال، رئیس جمهور جمهوریخواه آمریکا گامهای مشخصی را که دولت ایالات متحده قصد دارد فراتر از تحریمهای اعمال شده علیه تهران بردارد، باز گذاشته است. او همچنین از هیچ کشور خاصی نام نبرد.
اندکی پیش از آن، وزارت امور خارجه امارات متحده عربی، متحد واشنگتن، تعلیق تمام روابط تجاری و تراکنشهای مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی اعلام کرده بود. این در حالی است که دو کشور مشارکت تجاری قابل توجهی دارند و تجارت دوجانبه آنها سالانه به دهها میلیارد دلار آمریکا میرسد.
تعلیق معاملات تجاری و مالی به طور قابل توجهی به روابط اقتصادی بین دو کشور آسیب خواهد رساند. وال استریت ژورنال نوشت، قطع این روابط دشوار خواهد بود، زیرا بسیاری از فعالیتها عمداً پنهان میشوند.
گرگوری برو، تحلیلگر ایران در گروه اوراسیا هم در پلتفرم آنلاین X نوشت: همچنین باید دید که آیا سایر کشورها از الگوی امارات پیروی خواهند کرد یا خیر. در این میان بزرگترین شریک تجاری جمهوری اسلامی ایران، چین است.
بنابراین همانند تهدیدهای تعرفهای ترامپ علیه شرکای تجاری و متحدان و اعلام مانورهای نظامی علیه ایران، احتمالاً این احتمال واقعبینانه وجود دارد که ترامپ در نهایت تصمیم به عقبنشینی دوباره بگیرد.
همین اتفاق عصر سهشنبه کمی قبل از پایان مهلتی که ترامپ برای کانادا تعیین کرده بود، قبل از اینکه بخواهد تعرفه اضافی بر واردات از این کشور همسایه وضع کند، رخ داد.
ترامپ چه در داخل و چه در سطح بینالمللی در گوشهای گیر افتاده و منزوی شده است. چه درباره جنگ روسیه علیه اوکراین، چه درگیری اسرائیل با جنبش مقاومت فلسطین حماس در نوار غزه، و چه جنگ تحمیلی ترامپ علیه ایران هیچ پیشرفتی در چشمانداز نیست. دستاوردهای ادعایی مانند توافق برای خلع سلاح حماس یا توافق چارچوبی بین ایالات متحده و ایران که در ماه ژوئن حاصل شد، عمر کوتاهی داشتهاند.
در حال حاضر، تنها چند ماه قبل از انتخابات میاندورهای مهم ایالات متحده در اوایل نوامبر، برای این جمهوریخواه بسیار مهم خواهد بود که بتواند حداقل کورسویی از موفقیت را به پایگاه رأیدهندگان خود منتقل کند. درگیری ریشهدار بین واشنگتن و تهران و افزایش هزینههای زندگی ناشی از آن، به طور فزایندهای بر دوش شهروندان او سنگینی میکند.
در نتیجه بسته بودن تنگه هرمز برای ماهها، قیمت بنزین و کود به شدت افزایش یافته است. از آن زمان تاکنون، مردم در سراسر جهان مجبور شدهاند هزینههای بیشتری را صرف کنند. بحران انرژی همچنین تورم را در ایالات متحده تشدید کرده است، به این معنی که ترامپ دیگر نمیتواند با یکی از مضامین مورد علاقه سابق خود در مبارزات انتخاباتی - یعنی اینکه زندگی باید مقرون به صرفه باشد - امتیاز کسب کند. همه این ها برعکس است.
در ماه مارس، اندکی پس از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران، که او به طور مشترک با اسرائیل آغاز کرد، ترامپ با جسارت اعلام کرده بود: ما پیروز شدیم.
او ادعا کرد که همه چیز در همان ساعت اول تمام شد. و اکنون این جمهوریخواه دوباره ادعا میکند که نیروی دریایی ایران نابود شده، نیروی هوایی آن نابود شده و صنعت تسلیحاتی آن به ویرانه تبدیل شده است. او همچنین ادعا میکند که پول ایران عملاً بیارزش است و این کشور به مویی بند است.
در این میان با وجود تهدیدهای مکرر ترامپ، ایران تاکنون نشانه کمی از تمایل به عقبنشینی از اصرار خود بر کنترل تنگه هرمز نشان داده است. گذشته از همه اینها، این تنگه شاید بزرگترین دارایی در دستان ایران باشد.
تهران آشکارا خود را در برابر تهدید ترامپ مبنی بر یک جنگ اقتصادی بیسابقه علیه ایران هم بیتفاوت نشان می دهد.
نویسنده در ادامه به مطلبی منتشر شده در خبرگزاری تسنیم اشاره کرد که نوشته است: ایالات متحده سالهاست که تلاش میکند تمام روابط مالی و اقتصادی خود را با ایران قطع کند. با این حال، ایران یاد گرفته است که این محدودیتها را دور بزند و در انجام این کار بسیار ماهر شده است.
انتهای پیام/
