
ادعای رویترز: ایران فرماندهان سپاه و محموله نظامی به یمن اعزام کرده است

شروط صنعا برای ریاض
به گزارش تابناک به نقل از ایسنا؛ محمد علی الحوثی، عضو شورای عالی سیاسی یمن، در پستی در شبکه اجتماعی «ایکس» تصریح کرد که مسیر توافق واقعی نیازمند ارادهای جدی است و برای رسیدن به آن، ریاض باید به تعهدات انسانی خود پایبند باشد.
به گزارش وبگاه خبری «الخبر الیمنی»، الحوثی این استحقاقات را شامل پرداخت حقوق تمامی کارکنان دولت، رفع کامل محاصره و محدودیتهای اعمالشده علیه یمن، و همچنین نهایی کردن پرونده تبادل اسرا و بازداشتشدگان عنوان کرد.
وی در ادامه با هشدار نسبت به تکرار تلاشهای بیثمر برای تحمیل خواستههایی که ائتلاف سعودی طی سالهای گذشته در دستیابی به آنها شکست خورده است، تأکید کرد که «آزموده را آزمودن خطاست» و اصرار بر مسیرهای شکستخورده گذشته، تنها به ضرر خود آنها تمام خواهد شد.
نگاه و ارزیابی سیستم امنیتی رژیم صهیونیستی به فرمانده جدید سپاه پاسداران/ وحشت مقامات امنیتی در تلآویو از حضور سردار وحیدی در راس سپاه پاسداران
سرویس جهان مشرق - در روزهای گذشته، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، با صدور حکمی سردار احمد وحیدی را به درجه سرلشکر ارتقا داده و ایشان را به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کرد. این انتصابات که به منظور تعیین تصمیم گیران جدید ساختار نظامی و امنیتی کشور صورت گرفت، از نگاه محافل امنیتی رژیم صهیونیستی صرفاً یک جابه جایی عادی در ساختار نظامی تهران تلقی نمیشود.
در ادامه، گزارشی امنیتی منتشر میشود که بر پایه ارزیابی مقامات ارشد امنیتی رژیم صهیونیستی تهیه شده است. این گزارش به تحولات اخیر در ساختار فرماندهی سپاه پاسداران ایران، روند بازسازی توانمندیهای نظامی تهران و پیامدهای احتمالی آن برای سیاست خارجی و امنیتی آمریکا، بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا، میپردازد.
آنچه در ادامه میآید، ترجمه فارسی یک گزارش امنیتی است که نخستینبار در رسانه اسرائیلی «اپوک» منتشر شده است.
لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای محافل رسانهای-اندیشکدهای بینالمللی این گزارش را منتشر میکند و دیدگاهها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست
یونی بن مناخم، کارشناس امنیتی برجسته رژیم صهیونیستی در گزارشی در رابطه با فرمانده جدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نوشت:
مقامات ارشد امنیتی اسرائیل ارزیابی میکنند که ایران قصد ندارد به بازسازی توانمندیهای آسیبدیده در جنگ اخیر بسنده کند، بلکه ممکن است در حال تدارک یک اقدام تشدید تنشِ از پیش طراحی شده در برابر دولت ترامپ تا نزدیک ماه نوامبر، یعنی زمان انتخابات میاندورهای آمریکا باشد.
بر اساس این ارزیابی، تهران ممکن است تلاش کند از حساسیت سیاسی فزاینده در واشنگتن در آستانه انتخابات بهرهبرداری کند تا ترامپ را در برابر یک دشواره دشوار قرار دهد؛ واکنش نظامی شدید ممکن است آمریکا را به کارزار دیگری بکشاند و در ایام انتخابات، هزینه سیاسی از او بگیرد، در حالی که خویشتنداری ممکن است به ضعف و ناتوانی در اجرای سیاستش در برابر ایران تعبیر شود و بازهم منجر به هزینه سیاسی برای او شود. به عبارت دیگر، ایران ممکن است تلاش کند رویارویی نظامی را به یک رویارویی سیاسی حاد در داخل آمریکا نیز تبدیل کند.
به اعتقاد مقامات امنیتی، این احتمال دقیقاً در پسزمینه اقداماتی که تهران به رهبری [آیتالله] مجتبی خامنهای در درون تشکیلات امنیتی خود انجام میدهد اهمیت ویژهای مییابد. انتصاب احمد وحیدی به فرماندهی دائم سپاه پاسداران اقدامی به نظر نمیرسد که صرفاً برای پر کردن خلأ فرماندهی باشد. او بخشی از فرایند گستردهتر بازسازی نیروی نظامی ایران و آمادهسازی آن برای رویاروییهای آینده است.
یونی بن مناخم در ادامه نوشت:
در ۱۰ اوت، رهبر علی ایران، آیتالله مجتبی خامنهای، احمد وحیدی را به فرماندهی کل سپاه پاسداران منصوب کرد و به او درجه ژنرال اعطا کرد. بدین ترتیب وحیدی به فرمانده دائم یکی از مهمترین کانونهای قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل شد.
این انتصاب در چارچوب سلسلهای از انتصابهای ارشد در رأس هرم نظامی ایران انجام شد که هدفشان ساماندهی دوباره زنجیره فرماندهی پس از جنگ و ترورهایی بود که به رأس هرم امنیتی نظامی در ایران آسیب زد.
اما انتخاب احمد وحیدی برای اسرائیل و آمریکا به صورت ویژهای خاص تر است؛ سخن از فردی است که در ایران «مرد قدرتمند» تعریف میشود. او فرماندهای با دههها تجربه در سیستم نظامی و امنیتی ایران است؛ کسی که در دوران جنگ ایران و عراق در سپاه پاسداران رشد کرد، پیشتر فرمانده نیروی قدس بود و سپس به عنوان وزیر دفاع و وزیر کشور خدمت کرد.
وحیدی به نسل کهنهکار و سختگیر سپاه پاسداران تعلق دارد. جهانبینی او در دوره جنگ با عراق و در سالهایی شکل گرفت که ایران مفهوم امنیتی خود را حول بقای نظام، بازدارندگی و توانایی عمل از طریق نیروهای مستقیم و نیابتی بنا میکرد.
او بین سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۷ ریاست نیروی قدس، شاخه بیرونی سپاه پاسداران را بر عهده داشت، پیش از آنکه قاسم سلیمانی این سمت را به ارث ببرد. در ادامه، در دولت محمود احمدینژاد وزیر دفاع و در دولت ابراهیم رئیسی وزیر کشور بود.
این کارشناس در رابطه با پیام انتصاب سردار وحیدی در این جایگاه برای رژیم صهیونیستی و آمریکا نوشت:
بنابراین انتصاب او دقیقاً در این مقطع خود یک پیام است؛ اگر تهران میخواست نشان دهد که به دورهای از آشتی، گفتوگو و کاهش تنش با واشنگتن روی آورده است، میشد انتظار انتخاب دیگری داشت. در عوض، رهبر ایران فرماندهای را برگزید که تجربه رزمی، امنیتی و عملیاتی گستردهای با خود میآورد و با خط سختگیرانه نظام شناخته میشود.
[آیتالله] خامنهای در حکم انتصاب برای وحیدی، اهدافی را برای فرماندهی جدید تعیین کرد: تقویت توانمندیهای نظامی و بازدارندگی، بهبود آمادگی عملیاتی، تقویت سطح ایدئولوژیک و فرهنگی در درون سپاه پاسداران و توسعه سامانههای فرماندهی و مدیریت. معنای این سخنان روشن است؛ سپاه پاسداران قرار نیست فقط از جنگ احیا شود، بلکه باید از آن درس بگیرد و خود را از نو بسازد.
انتصاب دائم به وحیدی اجازه میدهد این کار را در طول زمان انجام دهد. سخن از فرمانده موقتی نیست که هدفش تثبیت سازمان تا انتصاب بعدی باشد؛ سخن از کسی است که مأموریت یافته نسل فرماندهی بعدی سپاه پاسداران را شکل دهد و توانایی بازدارندگی و عملیات آن را بازسازی کند.
احمد وحیدی از نگاه آمریکا شخصیتی بیطرف نیست. او مشمول تحریمهای آمریکاست و نامش در طول سالها با پروندههای امنیتی شدید گره خورده است. او همچنین در آرژانتین تحت تعقیب است، در ارتباط با ظن دست داشتن در حمله به مرکز جامعه یهودیان آمیا در بوئنوس آیرس در سال ۱۹۹۴. از نگاه واشنگتن، انتصاب چنین فردی به ریاست سپاه پاسداران نمیتواند نشانهای از میانهروی تلقی شود. (اتهام واهی مطرح شده از سوی صهیونیستها و غرب به منظور بحران سازی برای جمهوری اسلامی ایران)
این کارشناس در رابطه با ارزیابیهای مقامات امنیتی صهیونیست از احتمال اقدامات نظامی آمریکا نوشت:
مقامات ارشد امنیتی (در اسرائیل) ارزیابی میکنند که اگر ایران واقعاً قصد آغاز تنشآفرینی داشته باشد، انتخابات میاندورهای آمریکا ممکن است پنجره فرصت سیاسی در اختیارش قرار دهد. تهران مجبور نیست به جنگ تمامعیار برود. میتواند تلاش کند بحرانی محدود اما معنادار ایجاد کند؛ از طریق حمله مستقیم، بهکارگیری نیروهای نیابتی در منطقه، تهدید مسیرهای کشتیرانی و انرژی یا اقدامی دیگر که ترامپ را ناگزیر به تصمیمگیری سریع کند.
از نگاه ایران، هر یک از این گزینهها میتواند برای رئیسجمهور آمریکا ایجاد دشواره کند. اگر با شدت واکنش نشان دهد، ممکن است در مقطع حساس سیاسی به کارزار دیگری کشیده شود. اگر هم واکنش نشان ندهد، ایران ممکن است آن را بهعنوان شاهدی بر از دست رفتن اثربخشی فشار آمریکا ارائه کند.
در این نقطه، انتصاب وحیدی به تصویر گستردهتر متصل میشود. او کسی نیست که قرار باشد بهتنهایی تصمیم بگیرد ایران وارد جنگ شود. این تصمیم در دست رهبری عالی است. اما او کسی است که قرار است سازوکار نظامی ایران را برای احتمال مثبت بودن این تصمیم آماده کند.
سپاه پاسداران باید سامانههای موشکی و پهپادی خود را بازسازی کند، بقا و تاب آوری ساختار فرماندهی را بهبود بخشد، پدافند هوایی را تقویت کند و از آسیبهایی که متحمل شده درس بگیرد و وحیدی، با تجربه نظامی و عملیاتی گسترده، کسی است که میتواند این فرایند را هدایت کند.
بنابراین انتصاب او بیشتر از آنکه به این پرسش مربوط باشد که ایران امروز میخواهد چه کند، بیشتر به این پرسش مربوط است که ایران میخواهد تا چند ماه دیگر توانایی انجام چه کاری را داشته باشد. برای تحقق چنین وضعیتی، انتصاب دائم وحیدی به ایران یکی از شرایط مهم این هدف را میدهد: فرماندهی نظامی باثبات در رأس سپاه پاسداران.
یونی بن مناخم، در پایان گزارش خود نوشت:
در نهایت، انتخاب احمد وحیدی آزمونی نیز برای رهبر عالی جدید ایران است. [آیتالله] مجتبی خامنهای میتوانست چهرهای برگزیند که پیام تغییر، میانه روی یا تمرکز بر بازسازی داخلی را منتقل کند. اما او یکی از چهرههای نسل سختگیر و کهنهکار سپاه پاسداران را برگزید و معنایش این است که نظام نمیخواهد جنگ اخیر به عنوان شکستی که به عقبنشینی ایران انجامید به یاد بماند. میخواهد آن را مرحلهای معرفی کند که ایران از آن بیرون آمده تا خود را از نو بسازد.
بنابراین انتصاب احمد وحیدی فقط جابهجایی افراد نیست؛ بخشی از آمادهباش است و پرسش اصلی این نیست که آیا ایران میخواهد فردا جنگ را آغاز کند، بلکه این است که آیا اکنون ایران دارد خود را به نقطهای میرساند که در آینده، خودش تصمیم بگیرد در چه زمانی، با چه شدتی و در چه شرایطی وارد تنش یا درگیری شود؟
اگر ارزیابی اسرائیل درباره نوامبر درست باشد، ساعت از هماکنون در حال تیکتاک است. ایران ممکن است تلاش کند تا وقتی فصل پاییز فرا رسید، از نظر نظامی بازسازی شدهتر و از نظر سیاسی نیز مصممتر شده باشد، همراه با یک فرمانده دائم در رأس سپاه پاسداران و دیگر نهادهای نظامی و امنیتی.
از نگاه ترامپ، این ممکن است ماههای پیش از انتخابات میاندورهای را به سختترین آزمون سیاستش در برابر تهران تبدیل کند.
به گزارش مشرق ، در روزهای گذشته، کارشناسان و رسانههای رژیم صهیونیستی به صورت گستردهای اقدام به بازتاب و تحلیل احکام انتصاب نظامی فرماندهان از سوی رهبر معظم انقلاب کرده و پیام اصلی این انتصابات را، آمادگی ایران برای ورود به دور جدید نبرد با این رژیم و آمریکا در سطوحی متفاوت تر از گذشته ارزیابی کردهاند.
برخی فرماندهان سپاه موضع محتاطانهای به پیمان مکه دارند/ دولتیها استقبال کردند
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در ترکیه در مقالهای به بررسی نقش پاکستان در پیمان مکه پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
توافقنامه دفاعی سهجانبه بین پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در تاریخ ۷ اوت، در کاخ صفا در مکه، توسط سران کشورهای مربوطه امضا شد.
ارزش نمادین این پیمان مستقیماً از نامگذاری، مکان و زمانبندی آن ناشی میشود، جایی که رهبران، بلافاصله پس از نماز جمعه در یکی از مقدسترین مکانهای اسلام، این توافق را اجرا کردند.
در حالی که بیانیههای رسمی وزارت امور خارجه کشورهای امضاکننده تأکید کردند که این توافقنامه علیه هیچ کشور ثالثی نیست و هدف آن تقویت بازدارندگی جمعی، همکاری دفاعی و انتقال فناوری است، اما وضعیت راهبردی زمینهای آن، بهطور عمدی در مورد شرایط دقیقی که برای مقابله با آنها طراحی شده، مبهم باقی مانده است.
پیمان دفاعی مکه در چارچوب چشمانداز منطقهای پاکستان
یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی پاکستان همواره ترویج روابط برادرانه با جهان اسلام گستردهتر بوده است. از زمان تأسیس، اسلامآباد روابط دوجانبه برادرانهای با کشورهای کلیدی منطقه، از جمله ایران، ترکیه و عربستان سعودی حفظ کرده است.
فراتر از همراستایی دیپلماتیک، پاکستان از لحاظ تاریخی از آرمان فلسطین حمایت کرده است.
در کنار این روابط، پاکستان دارای جمعیت زیادی از مهاجران در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) است. این جامعه مهاجر، از طریق جریان مستمر حوالهها، ستون فقرات اقتصادی حیاتی برای اسلامآباد را تشکیل میدهد، در حالی که این منطقه بهطور همزمان نیازهای اولیه انرژی پاکستان را تأمین میکند.
با این حال، این وابستگی متقابل عمیق، پاکستان را در برابر بیثباتی منطقهای آسیبپذیر میکند. تشدید اخیر درگیری بین آمریکا و ایران، مستقیماً بر اقتصاد پاکستان تأثیر گذاشت و باعث افزایش شدید قیمت سوخت، افزایش تورم داخلی و وادار کردن دولت به کاهش هفته کاری رسمی به چهار روز برای صرفهجویی در انرژی شد.
در نتیجه، در حالی که درک تهدیدات حیاتی پاکستان همچنان محکم بر مرز شرقی آن متمرکز است، آسیبپذیریهای حاد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آن در غرب آسیا، اسلامآباد را به ایفای نقش دیپلماتیک فعال در کاهش خصومتهای منطقهای سوق داده است.
از مفهوم مالکیت منطقهای تا پیمان دفاعی
غرب آسیا پس از حملات ۷ اکتبر و عملیات نظامی بعدی اسرائیل در نوار غزه، بیثباتی شدیدی را تجربه کرده است. گسترش افقی گستردهتر این درگیری در نهایت به رویارویی مستقیم نظامی شامل آمریکا، اسرائیل و ایران انجامید.
وزیر امور خارجه ترکیه، هاکان فیدان، با قرار دادن ابتکار سهجانبه در این فضا، روشن کرد که این توافق پس از دو سال و هشت ماه مذاکرات مستمر دیپلماتیک به دست آمده است.
فیدان تأکید کرد که مالکیت منطقهای مسائل امنیتی همچنان محور رویکرد آنکارا است و خاطرنشان کرد که قدرتهای خارجی که وارد منطقه میشوند، اغلب بحرانها را تشدید میکنند تا اینکه آنها را حل کنند و در نتیجه هزینههای بلندمدت غیرقابل تحملی را به کشورهای منطقه تحمیل میکنند.
بنابراین، ترتیب سهجانبه باید به عنوان اقدامی عمدی برای ایجاد یک مکانیسم امنیتی بومی که قادر به کاهش وابستگی به ضامنان خارجی است، درک شود.
از لحاظ تاریخی، کشورهای حاشیه خلیج فارس سرمایههای قابل توجهی را برای خرید سیستمهای تسلیحاتی آمریکا هزینه کردند و در ازای تضمینهای امنیتی کلی، به واشنگتن حق پایگاه اعطا کردند.
با این حال، در جریان رویارویی اخیر، زیرساختهای انرژی کشور میزبان و تأسیسات آمریکایی به اهداف اصلی حملات تلافیجویانه ایران تبدیل شدند. عدم توانایی آمریکا در محافظت کامل از متحدانش - که ناشی از محدودیتهای ظرفیت در جبهههای عملیاتی متعددی است که توسط ایران باز شده یا تعهد اولویتدار به تلآویو - کشورهای حاشیه خلیج فارس را بر آن داشت تا کارایی چترهای امنیتی آمریکا را دوباره بررسی کنند.
میزبانی پایگاههای خارجی کمتر به عنوان یک بازدارنده و بیشتر به عنوان آهنربایی برای جذب رگبار موشکها و پهپادهای ورودی ایران تلقی شد. علاوه بر این، آسیبپذیری تنگههای حیاتی دریایی، جریان صادرات انرژی را به شدت تهدید میکرد و نیروهای آمریکایی قادر به تضمین کامل عبور بدون مانع کشتیرانی تجاری نبودند.
این درک، فشار برای ایجاد یک ساختار امنیتی محلی را تسریع کرد. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان دارای منافع ژئوپلیتیکی مستقیم در ثبات غرب آسیا هستند و همگی در مجاورت فوری منطقه درگیری قرار دارند.
در صورت وقوع جنگ منطقهای پایدار یا محاصره دریایی، این کشورها بهناچار پیامدهای اقتصادی و راهبردی اولیه را متحمل میشوند. این ضرورت زمانی بیشتر برجسته شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، بهطور عمومی در مورد تنگه هرمز اظهار داشت که کشورهای ترانزیتی باید مسئولیت اصلی حفاظت از مسیرهای انرژی خود را بر عهده بگیرند.
این موضع معاملهگرایانه، درک منطقهای را تقویت کرد که قدرتهای خارجی منافع ملی خود را بر ثبات منطقهای ترجیح میدهند. با توجه به محیط امنیتی سیال و مذاکرات جاری و بینتیجه بین واشنگتن و تهران، به نظر میرسد پارامترهای فنی پیمان مکه عمداً مبهم نگه داشته شدهاند تا از دامهای تعهد زودهنگام جلوگیری شود.
مسیر نهایی این چارچوب همچنان به حل و فصل مناقشه آمریکا و ایران و تثبیت تنگه هرمز گره خورده است. در جهتیابی این پویاییها، اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، مجدداً تأکید کرد که این چارچوب غیرخصمانه است و به روی همه کشورهای منطقهای که به اصول اساسی آن متعهد هستند، باز است.
اسلامآباد با نشان دادن دیپلماسی فعال، با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار کرد تا در مورد دامنه این توافق اطمینانبخشی کند. در پاسخ، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرد که تهران پیمان مکه را به عنوان یک موضع تهاجمی علیه ایران نمیبیند، بلکه آن را به عنوان یک اقدام ساختاری در مقابل جسارت اسرائیل و بازتابی از کاهش اعتماد منطقهای به تضمینهای امنیتی آمریکا تفسیر میکند.
با این وجود، با توجه به مرز مشترک ۵۶۵ مایلی پاکستان با ایران و نقش اثبات شده آن به عنوان میانجی، که با تسهیل تفاهمنامه اسلامآباد (MoU) اثبات شده است، تهران همچنان مشارکت عملیاتی اسلامآباد را در این ائتلاف با احتیاط سنجیده زیر نظر دارد.
زمینههایی که پاکستان به طور بالقوه میتواند در ائتلاف مشارکت داشته باشد
فراتر از موقعیت جغرافیایی که جنوب آسیا را به خلیج فارس متصل میکند، پاکستان قابلیتهای نظامی متمایزی را به این چارچوب امنیتی نوظهور ارائه میدهد. در این ساختار سهجانبه، که عربستان سعودی نقدینگی مالی را فراهم میکند و ترکیه به یک پایگاه پیشرفته صنعتی-دفاعی همراه با وزن ژئوپلیتیکی قابل توجه کمک میکند، پاکستان این ترتیب را با نیروهای مسلح دائمی بزرگ و کارآزموده خود و قابلیتهای تخصصی تولید دفاعی تکمیل میکند.
در عمل، پاکستان تجربه گستردهای در آموزش عملیاتی مشترک، مبارزه با شورش، مبارزه با تروریسم و به اشتراکگذاری اطلاعات که از طریق دههها جنگ نامتقارن اصلاح شده است، ارائه میدهد.
نیروی هوایی پاکستان با سابقه طولانی در استقرار و پشتیبانی در خاورمیانه، تخصص ویژه مرتبط با دفاع هوایی یکپارچه و آگاهی از حوزه دریایی را فراهم میکند. علاوه بر این، نهادهای دفاعی دولتی پاکستان - مانند مجتمع هوایی پاکستان (PAC) کامرا و صنایع سنگین تاکسیلا (HIT) - فرصتهایی را برای توسعه مشترک، انتقال فناوری و سفارشیسازی مقرونبهصرفه سختافزار در کنار شرکتهای دفاعی ترکیه ارائه میدهند و باعث ایجاد یک ماتریس دفاعی منطقهای خوداتکاتر میشوند.
فرصتها و ریسکها برای پاکستان
علیرغم این مزایای راهبردی، تحلیلگران به ریسکهای قابل توجهی برای پاکستان اشاره میکنند. نگرانی اصلی، توسعه بیش از حد راهبردی احتمالی است، زیرا موضع دفاعی اصلی پاکستان بر مرز شرقی آن متمرکز باقی مانده است، همراه با نیازهای مستمر مبارزه با تروریسم در امتداد مرز غربی آن.
متعهد کردن منابع نظامی یا پذیرفتن تعهدات رسمی در صحنه غرب آسیا میتواند باعث فشار بر استقرار نیروها و تضعیف دفاع در جبهههای حیاتی شود.
علاوه بر این، مدیریت روابط با ایران نیاز به تنظیم دقیق دارد. در حالی که کانالهای رسمی در تهران این پیمان را گامی به سوی یک ساختار امنیتی منطقهای پساآمریکایی تلقی کردهاند، برخی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و جناحهای سیاسی محافظهکار، موضع محتاطانهتری دارند.
نظرات در رسانههای همسو با سپاه، مانند عصر ایران، خاطرنشان کرده است که ترکیب حمایت مالی عربستان، قابلیتهای صنعتی-دفاعی ترکیه و توان نظامی پاکستان، یک گروهبندی راهبردی قوی ایجاد میکند که میتواند توازن قوای منطقهای را تغییر دهد و به مرور زمان فضای مانور راهبردی ایران را محدود کند.
نتیجهگیری
ابهام حسابشده پیرامون توافقنامه دفاعی مکه نشاندهنده یک مصالحه ضروری میان سه شریک با درکهای متفاوت از تهدید، اما منافع منطقهای مشترک است. امضاکنندگان با پیشروی در چارچوبی متمرکز بر مالکیت منطقهای، زمینه را برای یک ساختار امنیتی بومی پساآمریکایی فراهم کردهاند.
برای پاکستان، مشارکت به عنوان یکی از اعضای مؤسس به دنبال مشارکت دیپلماتیک آن در بحران آمریکا و ایران، بر نقش در حال تحول آن در دیپلماسی منطقهای تأکید دارد. متعادل کردن تعهدات این ائتلاف سهجانبه با اولویتهای امنیتی سنتی خود، وظیفهای مرکزی برای برنامهریزی راهبردی اسلامآباد باقی خواهد ماند.

هشدار قطر درباره پیامدهای جنگ علیه ایران | باجخواهی نکنید

اسپوتنیک: احتمال حمله اسرائیل به ترکیه/ ادعای ترامپ: اگر لازم بود صد بار دیگر هم به ایران حمله میکردم!/ تحریمهای تازه آمریکا علیه حزبالله/ آمریکا به چین و متحدانش درباره ایران هشدار داد

حمایت صندوق اعتباری هنر از مسکن خبرنگاران با ارائه تسهیلات جداگانه

انتقام پنتاگون از افشاگر وضعیت ناو آبراهام لینکلن!

پیشروی ارتش رژیم اسرائیل در جنوب سوریه

