قیمت طلا امروز




 سایت فرارو / ۱۴۰۵/۰۵/۰۹

توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان؛ چرا منتقدان آن را پرهزینه‌ترین اشتباه ترامپ می‌دانند؟

توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان، از نگاه منتقدان، می‌تواند یکی از پرمخاطره‌ترین تصمیم‌های دولت ترامپ در حوزه منع اشاعه باشد. اعطای امکان کنترل چرخه سوخت هسته‌ای به ریاض، ابهام درباره غنی‌سازی اورانیوم و گره‌زدن دیرهنگام توافق به عادی‌سازی روابط عربستان با اسرائیل، این پرونده را به نمادی از آشفتگی دیپلماتیک واشنگتن تبدیل کرده است.
 توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان؛ چرا منتقدان آن را پرهزینه‌ترین اشتباه ترامپ می‌دانند؟

فرارو- آرون دیوید میلر، کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل اندیشکده کارنگی ؛ اگر قرار بود «دانشکده خطاهای راهبردی و دیپلماتیک» مدرک افتخار اعطا کند، دولت ترامپ بی‌تردید با بالاترین درجه از آن فارغ‌التحصیل می‌شد.

به گزارش فرارو به نقل از فارن پالیسی، تازه‌ترین نمونه در این کارنامه، توافقی است که بر اساس آن، آمریکا متعهد شده راکتورهای هسته‌ای و فناوری‌های مرتبط را در اختیار عربستان سعودی قرار دهد؛ توافقی که بنا بر گزارش‌ها، شامل اعطای حق غنی‌سازی اورانیوم در خاک عربستان است.

با این حال، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بلافاصله پس از امضای این توافق در ۲۲ ژوئیه، شرط عادی‌سازی روابط عربستان با اسرائیل را نیز مطرح کرد؛ شرطی که اگر واشنگتن بر اجرای آن اصرار بورزد، می‌تواند عملاً کل توافق را با بن‌بست روبه‌رو کند.

هیچ توجیه قانع‌کننده‌ای از منظر تجاری، اقتصادی یا حتی نیازهای یک برنامه هسته‌ای غیرنظامی وجود ندارد که اعطای حق کنترل چرخه سوخت هسته‌ای به عربستان را ضروری یا قابل دفاع نشان دهد.

علاوه بر این، چنین توافقی نه‌تنها دهه‌ها سیاست ایالات متحده در زمینه منع اشاعه هسته‌ای را تضعیف می‌کند، بلکه نحوه انعقاد آن و عقب‌نشینی بعدی ترامپ نیز از ضعف در مدیریت، فقدان انسجام در تصمیم‌گیری و نبود برنامه‌ریزی حرفه‌ای در دولت او حکایت دارد. ترامپ و امتیازدهی بی‌سابقه به عربستان

این‌که دولت ترامپ درباره این موضوع با ریاض وارد مذاکره شده، چندان غافلگیرکننده نبود؛ زیرا این گفت‌وگوها سال‌هاست عمدتاً در چارچوب تلاش‌ها برای گسترش «توافق‌های ابراهیم» در جریان است.

عربستان سعودی نیز از مدت‌ها پیش علاقه خود را برای دسترسی به فناوری و دانش هسته‌ای آمریکا با هدف توسعه یک برنامه هسته‌ای غیرنظامی اعلام کرده بود.

علاوه بر این، ریاض همواره خواستار انعقاد یک پیمان دفاعی دوجانبه با واشنگتن و دسترسی به پیشرفته‌ترین سامانه‌های تسلیحاتی آمریکا بوده است.

با این حال، اشتیاق ترامپ برای جلب رضایت عربستان، بدون آن‌که امتیاز قابل‌توجهی در مقابل مطالبه کند، حتی از تلاش‌های جو بایدن برای یافتن راه‌حلی جهت پاسخ‌گویی به درخواست ریاض برای برخورداری از ظرفیت غنی‌سازی داخلی نیز فراتر رفت.

این رویکرد، حتی از توافق هسته‌ای سال ۲۰۰۹ میان آمریکا و امارات متحده عربی نیز پا را فراتر گذاشت؛ توافقی که چنین امتیازی را در اختیار ابوظبی قرار نمی‌داد.

دست‌کم دولت بایدن تلاش کرده بود توافق با عربستان را در قالب یک بسته جامع تعریف کند که عادی‌سازی روابط ریاض با اسرائیل نیز بخشی از آن باشد.

محاسبه دولت بایدن این بود که چنین اقدامی شاید بخشی از نگرانی‌های اسرائیل درباره موضوع غنی‌سازی اورانیوم را کاهش دهد و در عین حال، زمینه لازم برای تصویب توافق در کنگره آمریکا را فراهم سازد. توافق هسته‌ای عربستان در سایه ابهام و تناقض

حتی پیش از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگی که در پی آن در غزه آغاز شد، مسئله عادی‌سازی روابط با اسرائیل نیز پرونده‌ای پیچیده و حساس بود.

عربستان سعودی خواهان مشاهده پیشرفت ملموس در مسئله فلسطین بود؛ در حالی که دولت بنیامین نتانیاهو در برابر این مطالبه مقاومت می‌کرد.

دولت اسرائیل اصل ارائه برخی امتیازها را می‌پذیرفت، اما تلاش می‌کرد دامنه این امتیازها را تا حد امکان محدود نگه دارد.

پس از حمله ۷ اکتبر و تلفات انسانی و ویرانی گسترده‌ای که عملیات نظامی اسرائیل در غزه بر غیرنظامیان و زیرساخت‌های این منطقه بر جای گذاشت، مطالبات عربستان درباره مسئله فلسطین به‌طور محسوسی افزایش یافت.

دولت جو بایدن از ایجاد «مسیر مشخص، زمان‌بندی‌شده و برگشت‌ناپذیر برای تشکیل دولت فلسطینی که در کنار اسرائیل در صلح و امنیت زندگی کند» سخن گفت؛ اما این پیشنهاد نیز پس از تحولات ۷ اکتبر نتوانست رضایت ریاض را جلب کند.

نگرانی اصلی عربستان، بیش از هر چیز، به پیامدهای عادی‌سازی روابط با اسرائیل بر ثبات داخلی این کشور و واکنش افکار عمومی بازمی‌گشت.

از این رو، هرچند بازگشت دولت ترامپ به این پرونده و آغاز دوباره مذاکرات با عربستان چندان دور از انتظار نبود، اما آنچه شگفتی آفرید، ماهیت توافقی بود که میان کریستوفر رایت، وزیر انرژی آمریکا، و عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان، به امضا رسید.

بر اساس گزارش‌ها، این توافق صرفاً بر همکاری هسته‌ای متمرکز بود و هیچ اشاره‌ای به اسرائیل یا عادی‌سازی روابط میان ریاض و تل‌آویو نداشت.

آنچه این توافق را بحث‌برانگیزتر می‌کند، جزئیاتی است که بعدها درباره آن منتشر شد. این جزئیات نشان می‌دهد توافق مزبور نه‌تنها از منظر منع اشاعه هسته‌ای ضعیف و بالقوه خطرناک است، بلکه حتی در مقایسه با توافق هسته‌ای سال ۲۰۰۹ میان آمریکا و امارات متحده عربی نیز استانداردهای پایین‌تری دارد.

توافق آمریکا و امارات، همکاری هسته‌ای را به‌طور کامل به اهداف صلح‌آمیز غیرنظامی محدود می‌کرد، غنی‌سازی و بازفرآوری اورانیوم را به‌صراحت ممنوع می‌دانست و اجرای پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و دیگر تعهدات کلیدی در حوزه منع اشاعه را الزامی می‌ساخت.

در آن زمان، مقام‌های آمریکایی این توافق را الگویی مطلوب برای دیگر توافق‌های منطقه‌ای در زمینه توسعه برنامه‌های هسته‌ای صلح‌آمیز معرفی می‌کردند. شرطی که پس از توافق اضافه شد

این‌که پس از آن دقیقاً چه رخ داد، همچنان روشن نیست؛ اما به نظر می‌رسد عاملی موجب شد ترامپ پس از امضای توافق، شرط عادی‌سازی روابط عربستان با اسرائیل را به آن بیفزاید؛ شرطی که ظاهراً پیش از آن در مذاکرات با ریاض مطرح نشده بود.

ترامپ در ۲۳ ژوئیه، در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، نوشت: «توافق هسته‌ای غیرنظامی؛ هیچ‌گونه غنی‌سازی مواد در کار نخواهد بود؛ که میان وزارت انرژی ایالات متحده و عربستان سعودی منعقد می‌شود و صرفاً به استفاده‌های غیرنظامی مشابه آنچه ایران، امارات و دیگر کشورها دارند، مربوط است، تأیید خواهد شد؛ اما این توافق کاملاً مشروط به پیوستن عربستان سعودی به توافق‌های بسیار محترم و موفق ابراهیم است.»

با این حال، این اظهارات با ابهام‌ها و تناقض‌های جدی همراه بود.

نخست آن‌که اشاره ترامپ به «توافق‌های ابراهیم» با توافقی که تنها یک روز پیش به امضا رسیده بود، همخوانی نداشت و نشان می‌داد شرطی جدید به آن افزوده شده است.

دوم آن‌که ادعای او مبنی بر این‌که عربستان اجازه غنی‌سازی اورانیوم در خاک خود را نخواهد داشت، با گزارش‌های منتشرشده درباره مفاد توافق سازگار نبود؛ زیرا بنا بر این گزارش‌ها، متن توافق هیچ محدودیت صریحی در این زمینه تعیین نکرده بود. توافق هسته‌ای عربستان؛ پرهزینه‌ترین اشتباه ترامپ

برای این آشفتگی دیپلماتیک می‌توان چند توضیح محتمل ارائه کرد.

با توجه به کارنامه نه‌چندان موفق تقریباً تمامی مذاکراتی که فرستادگان دولت ترامپ هدایت کرده‌اند، این احتمال وجود دارد که مذاکره‌کنندگان اساساً اهمیت جایگاه عادی‌سازی روابط با اسرائیل را در چارچوب توافق هسته‌ای با عربستان درک نکرده باشند.

احتمال دیگر آن است که جذابیت اقتصادی این توافق برای ترامپ به اندازه‌ای بوده که ملاحظات سیاسی و راهبردی را تحت‌الشعاع قرار داده باشد.

از جمله این انگیزه‌ها می‌توان به چشم‌انداز سرمایه‌گذاری عربستان در صنعت هسته‌ای آمریکا یا سرمایه‌گذاری این کشور در فعالیت‌های اقتصادی افراد حاضر در دولت یا چهره‌های نزدیک به آن اشاره کرد؛ منافعی که ممکن است تمایل ترامپ به پیشبرد توافق را افزایش داده باشد.

دلیل این آشفتگی هرچه باشد، پیامدهای آن قابل‌توجه و چندلایه است.

نخست آن‌که چنین توافقی، دهه‌ها سیاست ایالات متحده در زمینه جلوگیری از اشاعه تسلیحات هسته‌ای را تضعیف می‌کند و حتی، به باور منتقدان، آن را عملاً از بنیان بی‌اعتبار می‌سازد.

این مسئله زمانی حساس‌تر می‌شود که آمریکا هم‌زمان ایران را با هدف متوقف کردن برنامه هسته‌ای، به‌ویژه فعالیت‌های غنی‌سازی، هدف حملات نظامی قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، گشودن مسیر مشابهی برای عربستان، اقدامی است که تا مرز یک خطای راهبردی نابخشودنی پیش می‌رود.

علاوه بر این، عربستان تاکنون از پذیرش پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که بازرسی‌های گسترده‌تر و نظارت‌های سخت‌گیرانه‌تری را الزامی می‌کند، خودداری کرده است؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره ابعاد اشاعه‌ای این توافق را دوچندان می‌کند.

دوم آن‌که دشوار است بتوان توضیح داد چگونه مذاکره‌کنندگان آمریکایی با وجود سوابق و تجربیات تاریخی در این حوزه، توافقی را با چنین کاستی‌های آشکار پیش برده‌اند.

سوم این‌که به نظر می‌رسد ترامپ از پیامدهای افزودن یک‌جانبه شروط جدید به توافقی که پیش‌تر به امضا رسیده، بر اعتبار شخصی خود و نیز اعتبار بین‌المللی ایالات متحده، درک روشنی نداشته است.

چهارم آن‌که پیگیری و امضای چنین توافقی بدون هیچ‌گونه مشورت آشکار با اسرائیل و بدون لحاظ کردن مسئله فلسطین، به معنای فاصله گرفتن از سیاستی است که حتی همین دولت نیز تا پیش از آن دنبال می‌کرد.

از این منظر، اگر ایران برای تقویت روایت تبلیغاتی خود به نمونه‌ای نیاز داشت تا نشان دهد آمریکا شریک قابل اعتمادی نیست و به تعهدات خود پایبند نمی‌ماند، این چرخش ناگهانی دقیقاً همان مصداقی است که می‌تواند در خدمت چنین روایتی قرار گیرد.

در میان مجموعه ناکامی‌های دیپلماتیکی که به دولت ترامپ نسبت داده می‌شود، توافق هسته‌ای با عربستان را می‌توان خطرناک‌ترین آن‌ها دانست.

هرچند رهبری کنونی عربستان سعودی امروز از دید واشنگتن متحدی قابل اعتماد به نظر می‌رسد، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این وضعیت در آینده نیز تداوم یابد.

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، که ممکن است دهه‌ها زمام امور این کشور را در اختیار داشته باشد، سیاست خارجی موسوم به «۳۶۰ درجه» را دنبال می‌کند و هم‌زمان روابط راهبردی خود را با قدرت‌هایی چون روسیه و چین نیز حفظ کرده است.

از این منظر، می‌توان گفت ترامپ شاید ناخواسته، با افزودن شرط عادی‌سازی روابط و در نتیجه با دشوار یا حتی ناممکن کردن اجرای توافق هسته‌ای با عربستان، در عمل خدمتی بزرگ به سیاست سنتی منع اشاعه هسته‌ای ایالات متحده کرده باشد؛ نتیجه‌ای که احتمالاً برخلاف هدف اولیه او رقم خورده است. سیاست خارجی ترامپ زیر تیغ انتقاد

هیچ‌یک از این تحولات واقعاً غافلگیرکننده نیست، زیرا همگی در چارچوب الگویی قرار می‌گیرند که ناتوانی راهبردی و ضعف دیپلماتیک را به یکی از ویژگی‌های ثابت سیاست خارجی دولت ترامپ تبدیل کرده است.

در این چارچوب، مذاکره‌کنندگانی کم‌تجربه و فاقد آمادگی لازم برای رسیدگی به پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاست بین‌الملل مأمور انجام مذاکرات شده‌اند و از همین رو، نتایج حاصل نیز تا حد زیادی قابل پیش‌بینی بوده است.

پیامد این رویکرد را می‌توان در دیگر پرونده‌های مهم سیاست خارجی آمریکا نیز مشاهده کرد.

جنگ روسیه و اوکراین همچنان ادامه دارد و ترامپ نیز در قبال این بحران، مواضعی متناقض و نوسانی اتخاذ کرده است؛ به‌گونه‌ای که گاه از روسیه حمایت می‌کند و گاه کشورهای اروپایی را به دلیل آنچه کم‌کاری در حمایت از اوکراین می‌خواند، مورد انتقاد قرار می‌دهد.

طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ برای غزه نیز در عمل با شکست مواجه شده است.

حماس هیچ قصدی برای خلع سلاح ندارد و اسرائیل نیز نشانه‌ای از آمادگی برای خروج از غزه بروز نداده است. از زمان اجرای آنچه «آتش‌بس» اکتبر گذشته نامیده شد، بیش از هزار فلسطینی در حملات اسرائیل جان خود را از دست داده‌اند و حماس نیز، هرچند در محدوده‌ای کوچک‌تر، همچنان اداره غزه را در اختیار دارد.

اکنون این تصور تقویت شده است که برنامه ترامپ از ابتدا بر این مبنا استوار بوده که با ارائه طرحی که اجرای آن مستلزم دیپلماسی پیچیده، چندمرحله‌ای و زمان‌بر بود، اما بدون آمادگی برای صرف هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک لازم، صرفاً این پرونده را از دستور کار دولت خود خارج کند.

تفاهم‌نامه اخیر با ایران نیز نمونه دیگری از همین رویکرد کوتاه‌مدت و مقطعی است؛ رویکردی که به تدوین سندی به‌شدت ناقص انجامید و آن را به یکی از ضعیف‌ترین اسناد در تاریخ دیپلماسی آمریکا تبدیل کرده است.

این تفاهم‌نامه با شتاب به نتیجه رسید، امتیازهای اصلی آن به سود ایران تنظیم شد و در آن هیچ اشاره‌ای به اهدافی که ادعا می‌شد جنگ برای تحقق آن‌ها آغاز شده است، دیده نمی‌شود.

مذاکره‌کنندگان آمریکایی عملاً تمامی خواسته‌های اصلی ایران را پذیرفتند، بی‌آن‌که به اهداف اعلام‌شده خود دست یابند. نه برنامه هسته‌ای ایران محدود شد و نه برنامه موشکی آن.

علاوه بر این، شاید مهم‌ترین بخش این تفاهم‌نامه آن باشد که ایران به‌عنوان تعیین‌کننده ترتیبات کشتیرانی در تنگه هرمز معرفی شده، بی‌آن‌که در متن توافق اشاره‌ای به مخالفت آمریکا با دریافت عوارض یا هزینه عبور کشتی‌ها توسط ایران پس از گذشت ۶۰ روز شده باشد.

خوب بود اگر کسی پیدا می‌شد و اندکی مدیریت حرفه‌ای بر دیپلماسی دولت ترامپ اعمال می‌کرد. اما آشکار است که کنگره چنین نقشی را ایفا نخواهد کرد و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز قصد انجام آن را ندارد.

ما هر دو در کنار حدود شش وزیر خارجه مختلف فعالیت کرده‌ایم؛ وزیرانی که دست‌کم تلاش کردند هرگاه احساس می‌کردند سیاست آمریکا از مسیر اصلی خود منحرف شده است، رئیس‌جمهور را برای تغییر این مسیر متقاعد کنند.

با این حال، در شرایط کنونی انتظار چندانی از چنین رویکردی وجود ندارد.

واقعیت آن است که امنیت ملی آمریکا موضوعی نیست که بتوان آن را همچنان به افرادی فاقد تجربه و بیش از هر چیز در پی منافع شخصی سپرد؛ افرادی که تحت هدایت رئیس‌جمهوری قرار دارند که از بنیان‌های راهبردی بی‌بهره است و شناخت و تجربه کافی برای حفظ و پیشبرد منافع ملی ایالات متحده ندارد.

از این منظر، مردم آمریکا سزاوار وضعیتی بهتر از آنچه امروز شاهد آن هستند، هستند. نویسنده : آرون دیوید میلر



۱۸ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

عملیات پهپادی یمن در مأرب و ساحل غربی این کشور علیه نیروهای وابسته به عربستان/ ویدئو

به گزارش المسیره، مرکز اطلاع رسانی جنگی نیروهای مسلح یمن تصاویر ویژه ای از هدف قرار دادن تجمعات و خودروهای زرهی دشمن سعودی با پهپاد رجوم در استان مأرب و منطقه ساحل غربی یمن منتشر کرد.

تصاویر با کیفیت بالا نشان می‌دهد که نیروهای مسلح یمنی با پهپاد تجمعات و خودروهای وابسته به مزدوران دشمن سعودی را در مارب و ساحل غربی هدف قرار می‌دهند.

ساعاتی قبل نیز «یحیی سریع» سخنگوی نیروهای مسلح یمن گفت: ما دو عملیات نظامی با دو فروند پهپاد انجام دادیم. اولین عملیات، یک هدف حساس دشمن سعودی را در فرودگاه نجران هدف قرار داد.

وی افزود: عملیات دوم، تاسیسات شرکت آرامکو نجران را هدف قرار داد و به لطف خدا هر دو عملیات با موفقیت به اهداف خود دست یافتند.

سرتیپ یحیی سریع افزود: این دو عملیات در پاسخ به نقض حریم هوایی استان صعده یمن توسط پهپادهای دشمن سعودی صورت گرفت و نیروهای مسلح یمن به محافظت از حاکمیت یمن در برابر هرگونه نفوذ و برقراری این معادله (مقابله به مثل) ادامه خواهند داد.


۳۴ دقیقه قبل / سایت برترینها

ادعای CNN درباره برنامه ترامپ برای محاصره اقتصادی ایران

فرارو: یک دریادار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا با دفاع از رویکرد اقتصادی دولت دونالد ترامپ علیه ایران مدعی شد واشنگتن به دنبال همراه‌کردن کشورهای جهان با فشارهای اقتصادی علیه تهران است.

جیمز استاوریدیس،  دریادار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا، گفت وعده دونالد ترامپ، برای تحت فشار قرار دادن شدید اقتصادی ایران، «بهترین گزینه از میان مجموعه‌ای از گزینه‌های بد» است، هرچند اجرای آن احتمالا با مشکلاتی همراه خواهد بود.

به نقل از سی‌ان‌ان، استاوریدیس با اشاره به گزینه‌های پیش روی دولت آمریکا اظهار کرد واشنگتن می‌تواند «به درگیری‌های تمام‌عیار بازگردد» یا «از آن کنار بکشد».

او افزود گزینه دیگری که ترامپ در حال دنبال کردن آن است، درخواست از «بقیه جهان برای مشارکت در این محاصره» است.

ترامپ پیش‌تر از اجرای یک «دی‌دی اقتصادی» علیه ایران سخن گفته و تهدید کرده است کشورهایی که همچنان با تهران تجارت کنند، با «پیامدهای اقتصادی بسیار شدیدی» مواجه خواهند شد.

استاوریدیس در ادامه گفت: «فکر می‌کنم این موضوع مشکل‌ساز خواهد شد و چین تنها نخستین کشوری است که از پذیرفتن افتخار مشارکت در محاصره ایران خودداری خواهد کرد.»

این اظهارات پس از آن مطرح شد که پکن اعلام کرد «تحریم‌ها و تاکتیک‌های فشار، راه‌حل نیستند.»


۵۱ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

وال‌استریت ژورنال: تلاش ترامپ برای مهار «دبی»، یکی از بزرگترین شریان های حیاتی اقتصادی ایران | امارات نگران تلافی نظامی ایران و آسیب به اقتصادش است

رویداد۲۴| روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت: آمریکا هفته‌هاست که از امارات متحده عربی می‌خواهد فشار اقتصادی خود بر ایران را افزایش دهد. امارات روز سه‌شنبه اعلام کرد که فعالیت‌های مالی و تجاری خود با ایران را متوقف کرده است.

در حالی که امارات روز چهارشنبه تعلیق تمام فعالیت‌های تجاری، مبادلات و تراکنش‌های مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی اعلام کرد، اقدامی بی‌سابقه که فصل جدیدی را در روابط اقتصادی می‌گشاید، سوالاتی را درباره میزان آسیب احتمالی به اقتصاد ایران و برعکس، آنچه دبی از تشدید محدودیت‌ها بر شبکه تجاری و مالی که دهه‌ها با آن در ارتباط بوده است، از دست خواهد داد، مطرح کرده است.

این تصمیم امارات پس از آن اتخاذ شد که وزارت دفاع این کشور مدعی شناسایی دو موشک بالستیک شلیک شده از ایران شد به ادعای این وزارتخانه، کشتیرانی دریایی را هدف قرار داده و در خلیج فارس فرود آمده بودند. این در حالی است که تهران پرتاب آنها را تکذیب کرد.

در این باره اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه ادعای امارات متحده عربی مبنی بر پرتاب موشک از سوی ایران به سوی این کشور را کاملا مردود دانست و با ابراز تاسف از اتهام‌زنی به جمهوری اسلامی ایران، این رفتار را خلاف اصل حسن همجواری و مخل تلاش‌های جاری برای تقویت اعتماد بین کشورهای منطقه و جلوگیری از تشدید ناامنی در منطقه دانست.

سخنگوی وزارت امور خارجه از همه طرف‌های منطقه‌ای درخواست کرد با در نظرگرفتن پیچیدگی‌های موجود به دلیل شرارت‌های ادامه‌دار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت منطقه، به‌ویژه سابقه عملیات‌های متعدد پرچم دروغین، از اتهام‌زنی‌ بی‌اساس علیه جمهوری اسلامی ایران خودداری کنند.

این اقدام امارات در حالی صورت می‌گیرد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا تهدید کرده هر کشوری که به ایران «کمک‌رسانی» کند، با «عواقب اقتصادی عظیم» مواجه خواهد شد.

هدف آمریکا از این فشارها، قطع کانال‌های مالی و تجاری ایران است که دبی به عنوان یکی از مهمترین مراکز آن محسوب می‌شود. امارات در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۰ درصد از واردات ایران حدود ۲۱ میلیارد دلار را تامین می‌کرد و شبکه‌های پنهانی برای دور زدن تحریم‌ها در این کشور فعال هستند.

با این حال، امارات نگران تاثیر منفی این سیاست بر اقتصاد خود به ویژه بخش گردشگری و تجارت و همچنین احتمال تلافی‌جویی نظامی ایران به دلیل میزبانی از پایگاه‌ها و تاسیسات نظامی واشنگتن است. مقامات اماراتی ترجیح می‌دهند گام‌به‌گام پیش بروند و در عین حال، کانال‌هایی برای گفت‌وگو با تهران حفظ کنند تا در صورت ناموفق بودن فشار آمریکا، ابزار دیپلماتیک در اختیار داشته باشند. کارشناسان معتقدند که قطع کامل این مسیرهای مالی دشوار است و نظارت بر تمام فعالیت‌های پنهان در هفت امارت، کاری محدود و پیچیده خواهد بود.

روابط تجاری ایران و امارات ریشه‌ای دیرینه دارد و حتی پیش از تاسیس کشور امارات در سال ۱۹۷۱ شکل گرفته بود. پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، موج جدیدی از تجار و متخصصان ایرانی به دبی مهاجرت کردند و این شهر به یکی از مهمترین مراکز تجاری و مالی ایران تبدیل شد.

اهمیت این رابطه فراتر از تجارت دوجانبه کالا بین ایران و امارات بوده است؛ امارات مهمترین بازار صادرات مازوت ایران نیز به شمار می‌رفت. داده‌های شرکت کپلر نشان می‌دهد ایران روزانه حدود ۲۵۶ هزار بشکه مازوت صادر می‌کرد که حدود ۷۰ درصد آن به امارات می‌رفت. طرح ترامپ برای فشار به اقتصاد ایران شکست می‌خورد

تلاش رئیس‌جمهور آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ایران تا سرحد تسلیم، به شدت به مهار یکی از بزرگترین شریان‌های حیاتی اقتصادی این کشور بستگی دارد: دبی.

امارات متحده عربی اواخر روز سه‌شنبه اعلام کرد که تراکنش‌های مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورده است که به طور بالقوه دسترسی تهران به یک منبع بزرگ واردات و یک راه پشتی مالی به جهان را تهدید می‌کند.

این اقدام پس از هفته‌ها تحریک دولت ترامپ در امارات برای مقابله با شبکه‌های مالی ایران که در این کشور فعالیت می‌کنند، صورت می‌گیرد. همچنین به گفته افراد مطلع، ایالات متحده در طول جنگ علیه‌ ایران، امارات را نیز تشویق کرده است که اقدامات سخت‌تری علیه نهادهای تحریم‌شده ایرانی و سایر شبکه‌هایی که به طور پنهانی در امارات فعالیت می‌کنند، انجام دهد.

اجرای تهدید اقتصادی علیه ایران دشوار خواهد بود. احکام تحریمی آمریکا در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که درآمدهای نفتی، معاملات ارزی و پرداخت‌های مربوط به نهادهای ایرانی، مدت‌هاست که از طریق شرکت‌های صوری و صرافی‌های دبی انجام می‌شود، اغلب بدون اینکه نام ایرانی در تراکنش دیده شود.

قطع ارتباط با ایران همچنین مستلزم آن است که مقامات اماراتی بسیار تهاجمی‌تر با فعالیت‌های مبهم مالی و تجاری برخورد کنند که این امر خود می‌تواند به نقش دبی به عنوان یک مرکز جهانی آزاد برای تجارت، سرمایه و صادرات مجدد آسیب بزند.

«مکس میزلش» مقام سابق تحریم‌های آمریکا که اکنون پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌هاست، گفت: «وقتی به دور زدن تحریم‌های ایران و توانایی ایران برای کسب درآمد از فروش غیرقانونی نفت نگاه می‌کنید، دبی یک مرکز اصلی برای جریان‌های مالی غیرقانونی است. اقدام امارات علیه تجارت مستقیم و فعالیت‌های مالی مهم است، اما واقعیت این است که حجم زیادی از فعالیت‌های غیرمستقیم از طریق بانک‌های دبی جریان دارد که از عملیات بانکداری سایه و تأمین مالی غیرقانونی ایران حمایت می‌کند.»

به گفته افراد مطلع، مقامات اماراتی جدیدترین اقدامات را به عنوان بخشی از یک تشدید تدریجی می‌بینند، نه یک قطع کامل روابط با تهران. انتظار می‌رود امارات گام‌به‌گام پیش برود، با محدودیت‌های جدید بر محموله‌های کالایی آغاز کند و به طور بالقوه به سرکوب گسترده‌تری علیه نهادهای مرتبط با ایران این وضعیت را گسترش دهد.

قانونگذاران اماراتی نگرانند که راهبرد واشنگتن برای وارد کردن فشار اقتصادی عمیق‌تر به ایران، بتواند به بخشی از اقتصاد کشورهای حوزه خلیج فارس که به گردشگری و تجارت متکی است، آسیب بزند و در نهایت تلافی‌جویی نظامی بیشتری از سوی ایران را برانگیزد. مقامات اماراتی همچنین می‌خواهند برخی کانال‌ها با تهران را باز نگه دارند تا در صورت شکست کارزار فشار ترامپ، گزینه دیپلماتیک را در اختیار داشته باشند.

برای سخت‌تر کردن فشار بر ایران، آمریکا به مشارکت امارات نیاز دارد. امارات درست در آن سوی خلیج فارس قرار دارد و پیوندهای عمیق تجاری، تاریخی و فرهنگی با همسایه بزرگتر خود دارد، حتی اگر دو دولت اغلب با یکدیگر در تضاد بوده‌اند.




 ناکامی گروهک مسلح برای ورود به ایران/ یک عضو گروهک در مرز سراوان به هلاکت رسید
۲ ساعت قبل / سایت اکوایران

ناکامی گروهک مسلح برای ورود به ایران/ یک عضو گروهک در مرز سراوان به هلاکت رسید

سخنگوی پلیس از ناکامی یک گروهک مسلح در ورود به خاک جمهوری اسلامی ایران و هلاکت یکی از عناصر این گروهک در مرزهای استان سیستان و بلوچستان خبر داد.

 انتقام روس‌ها از مهد غلّه | پای سوسیالیسم در میان است | چرا اوکراین قربانی دومین قحطی بزرگ قرن شد؟
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

انتقام روس‌ها از مهد غلّه | پای سوسیالیسم در میان است | چرا اوکراین قربانی دومین قحطی بزرگ قرن شد؟

اقتصادنیوز: قحطی ۱۹۳۳ شوروی نتیجه سیاست‌های اشتراکی‌سازی اجباری بود که برداشت معمولی را به فاجعه تبدیل کرد. در آن میان اوکراینی‌ها هدف شدیدترین اشتراکی‌سازی و بالاترین نرخ مرگ‌ومیر بودند.

 کسب و کاری که جیب شما را طلسم می‌کند
۳۹ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

کسب و کاری که جیب شما را طلسم می‌کند

رمالان فضای مجازی روز به روز بیشتر می‌شوند و کافی است تا یک جست‌وجوی ساده انجام دهید تا به هزاران پیج و کانال برسید که ادعا می‌کنند یا شما را به خواسته‌های‌تان می‌رسانند یا طلسم از رو شما برمی‌دارند. این ویدئوی برنامه پارک‌وی همشهری را ببینید.

 امیر حاتمی: ملتی که به دست توانای فرزندان خود سپر دفاعی می‌سازد بدون تردید پیروز خواهد بود
۲۰ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

امیر حاتمی: ملتی که به دست توانای فرزندان خود سپر دفاعی می‌سازد بدون تردید پیروز خواهد بود

فرمانده کل ارتش در پیام روز صنعت دفاعی خطاب به سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، گفت: ملتی که به دست توانای فرزندان خود سپر دفاعی می‌سازد و برای حفظ عزت و استقلال خود و با اتکال به فدرت لایزال الهی از آن استفاده می‌کند، نه تنها تسلیم نمی‌شود، بلکه بدون تردید پیروز خواهد شد.

 وال‌استریت ژورنال: فشار ترامپ به «دبی»، یکی از بزرگترین شریان‌های حیاتی اقتصادی ایران | امارات نگران تلافی نظامی ایران و آسیب اقتصادی است
۴۸ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

وال‌استریت ژورنال: فشار ترامپ به «دبی»، یکی از بزرگترین شریان‌های حیاتی اقتصادی ایران | امارات نگران تلافی نظامی ایران و آسیب اقتصادی است

امارات تحت فشار ترامپ، تجارت و تراکنش‌های مالی با ایران را متوقف کرد تا شریان ۲۱ میلیارد دلاری واردات ایران را ببندد، اما نگرانی از تلافی نظامی و آسیب به اقتصاد دبی، این کشور را به حفظ خطوط پنهان دیپلماتیک با تهران واداشته است.

 پیش‌بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵| بزرگ‌ترین عرضه اولیه تاریخ بورس، بازار را منفی می‌کند؟
۲ ساعت قبل / سايت نبض بورس

پیش‌بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵| بزرگ‌ترین عرضه اولیه تاریخ بورس، بازار را منفی می‌کند؟

بازار سهام یک هفته سراسر مثبت را تجربه کرد و ورود نقدینگی در این هفته نوسانی بود. با شروع اولین روز کاری هفته شاهد سبزپوشی بورس خواهیم بود؟ بهمن فلاح، کارشنا...