
کامران کرمی در دنیای اقتصاد نوشت: اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی انصارالله یمن را نمیتوان صرفا در چارچوب اقدامی تلافی جویانه در پاسخ به حملات اخیر سعودی به صنعا تحلیل کرد. این تحول، در سطحی عمیقتر، نشانه فعال شدن دوباره یکی از مهمترین گسلهای امنیتی جنوب شبهجزیره عربستان است؛ گسلی که طی سالهای گذشته، اگرچه از سطح جنگ تمام عیار به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» منتقل شده بود، اما هیچگاه از میان نرفت.
اکنون، در شرایطی که جنگ ایران و آمریکا تنگه هرمز را به کانون بحران انرژی و امنیت دریایی تبدیل کرده است، بابالمندب نیز در حال تبدیل شدن به یک اهرم فشار ژئوپلیتیک است؛ اهرمی که ظرفیت آن را دارد تا منازعه یمن را از یک جغرافیای محلی و منطقهای مجددا به بخشی از یک معماری گستردهتر برای فشار جهانی تبدیل کند.
فارن پالیسی در تحلیل اخیر خود با اشاره به اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی جنبش حوثیها، این تحول را نقطه فشار تازهای بر بازارهای جهانی انرژی ارزیابی کرده است؛ بازاری که پیشتر به دلیل اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز تحت فشار قرار گرفته است.
اهمیت تحلیل فارن پالیسی در این است که تهدید بابالمندب را نه یک بحران مستقل، بلکه در امتداد بحران هرمز میبیند. به این معنا، اگر هرمز در شرق شبهجزیره عربستان به گلوگاه فشار بر صادرات انرژی تبدیل شده باشد، بابالمندب میتواند در غرب شبهجزیره به حلقه دوم همین زنجیره تبدیل شود.
در واقع، مساله اصلی نه صرفا بسته شدن بابالمندب، بلکه ایجاد نااطمینانی پایدار در این آبراه است. تجربه حملات یمنیها به کشتیرانی در دریای سرخ طی سالهای گذشته نشان داد که بازیگران غیردولتی برای اثرگذاری بر تجارت جهانی لزوما به توانایی بستن فیزیکی یک آبراه نیاز ندارند. کافی است سطح ریسک حملونقل دریایی، بیمه و امنیت کشتیها به اندازهای افزایش یابد که شرکتهای کشتیرانی مسیر خود را تغییر دهند.
تحولات اخیر نیز از همین منطق پیروی میکند. رویترز گزارش داده است که پس از هشدار حوثیها، دو نفتکش حامل نفت خام عربستان …







