
فرارو- رابرت ای. پیپ استاد علوم سیاسی و مدیر پروژه امنیت و تهدیدها در دانشگاه شیکاگو
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن افرز، در شب ۱۷ ژانویه ۱۹۹۱، بینندگان تلویزیون در سراسر جهان صحنهای را تماشا کردند که تا آن زمان هرگز مشابه آن را ندیده بودند. در آسمانی تاریک که با آتش پدافند هوایی روشن شده بود، بمبهای هدایتشونده دقیق آمریکا از پنجرهها، کانالهای تهویه و پناهگاههای فرماندهی بغداد عبور میکردند و با دقت به اهداف خود اصابت میکردند. شبکه سیانان نیز جنگ خلیج فارس را بهصورت زنده برای مخاطبان سراسر جهان پخش میکرد. برای میلیونها نفر، این تصاویر نویدبخش آغاز عصری تازه در جنگافروزی و قدرتنمایی نظامی به نظر میرسید.
برای درک اهمیت آن تصاویر، باید به یاد آورد که عراق پیش از آغاز جنگ تا چه اندازه تهدیدی جدی به شمار میرفت. صدام حسین، دیکتاتور عراق، نزدیک به یک میلیون نیروی مسلح در اختیار داشت. ارتش او هشت سال جنگی خونین با ایران را پشت سر گذاشته بود و یکی از بزرگترین ناوگانهای زرهی جهان را در اختیار داشت. اشغال کویت نیز این نگرانی را به وجود آورده بود که صدام بهزودی عربستان سعودی را هدف حمله قرار دهد؛ اقدامی که میتوانست عراق را به قدرت مسلط نفتی خلیج فارس تبدیل کرده و کنترل مستقیم حدود یکچهارم ذخایر نفت جهان را در اختیار بغداد قرار دهد.
کمتر کسی در آمریکا انتظار داشت که این جنگ با پیروزی آسان و سریع به پایان برسد. شکست در جنگ ویتنام همچنان سایهای سنگین بر ذهن سیاستگذاران و افکار عمومی آمریکا انداخته بود. صدام حسین نیز تنها یک هفته پیش از حمله به کویت، در دیدار با سفیر آمریکا گفته بود: «جامعه شما تحمل ۱۰ هزار کشته را ندارد.» بسیاری از تحلیلگران نگران بودند که این ارزیابی درست از آب درآید و همین تردیدها باعث شد سنای آمریکا تنها با اختلافی اندک مجوز استفاده از نیروی نظامی را صادر کند. در همان حال، پنتاگون خود را برای تلفات سنگین آماده کرده بود و هزاران کیسه حمل اجساد را به منطقه اعزام کرد. انتظار غالب، تکرار یک پیروزی سریع شبیه جنگ جهانی دوم نبود؛ بلکه بسیاری بیم آن داشتند که آمریکا …













