
فریدون مجلسی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشت: مذاکرات رسمی و غیررسمی، توانستهاند دستکم در این چند شب آتش جنگ را خاموش کنند و همین خود نشانه آن است که مسیر درستی آغاز شده است. مهمترین معیار ارزیابی این مذاکرات، کاهش تنش و جلوگیری از ادامه جنگ است. پایان دادن به این جنگ و بازنگری دائمی در محاسبات سیاست خارجی، ضرورتی انکارناپذیر است.
بدیهی است که در نهایت عقلانیت باید بر تمام امور پیروز شود. عقلانیت حکم میکند جنگی که بیدلیل به ایران تحمیل شده است، هرچه زودتر پایان یابد تا مردم فرصت زندگی پیدا کنند و از التهاب دائمی، نااطمینانی و تعطیلیهای پیدرپی که اقتصاد کشور را به زانو درآورده است، رهایی یابند. جنگ برنده ندارد، اما بازنده آن همیشه کشوری است که فقیرتر باشد و هزینه بیشتری بپردازد.
هر خسارت -حتی اگر بعدها جبران یا بازسازی شود- در اصل جبرانناپذیر است؛ زیرا منابعی که صرف تعمیر و بازسازی میشوند، میتوانستند در مسیر توسعه، عمران و رفاه مردم هزینه شوند. بنابراین، کشوری که آسیب بیشتری متحمل میشود، بازنده واقعی جنگ است.
پیروزی به این معنا نیست که کشوری از میان نرود. پیروزی بهمعنای بقا همراه با عزت، رفاه و احترام در جامعه جهانی است. پیروزی به معنای امکان برقراری روابط عادی و تجارت آزاد با همه کشورها، بدون مانع و محدودیت است. پیروزی بهمعنای استقلال اقتصادی است؛ بهگونهایکه برای دسترسی به داراییهای خود، نیازمند اجازه هیچ دولت خارجی، از جمله خزانهداری آمریکا نباشیم و دیگران درباره آزاد شدن یا نشدن اموال متعلق به ملت ایران تصمیم نگیرند.
بخشی از مشکل کنونی ایران با دولت آمریکا بیش از آنکه ریشه در اختلاف میان دو کشور داشته باشد، به ویژگیهای شخصیتی دونالد ترامپ و نیز رویکرد برخی تصمیمگیران داخلی بازمیگردد. این ویژگیها ریشه بسیاری از معضلات است و بیش از آنکه سیاسی باشند، رنگوبوی کودکانه دارند. یکی از مصادیق آن هم روحیه ترامپ است که بسیار دوست دارد از او تعریف شود یا اینکه جایزه صلح نوبل به او تعلق بگیرد.
با وجود اینکه چنین رفتارهای کودکانهای در …



