
رویداد۲۴| مهران امیرحسینی، مدرس دانشگاه نوشت: به یغما و حراجرفتن آبروی صداوسیما از روزی آغاز شد که جامعه دیگر آن را رسانهی خود ندانست. از روزی که شأن رسانهی ملی به سمپاتِ گروهکی تنزل یافت که امتحان خود را به نظام و مردم پس دادند. از روزی اغاز شد که با نشنیدن و بازتاب ندادن صداهای اقشار مختلف ناخواسته یا خواسته شبکههای معاند خارجی را پربیننده کرد. بحران امروز حاصل کاشت بادی است که سالها پیش اغاز و امروز طوفانی بهپا کرده همه دوستداران ایران را آشفته ورنجور کرده است. کاهش بیننده و ریزش مخاطب فقط بخش کوچکی از اصل ماجراست. مسئلهی اصلی افول مرجعیّت رسانهای سازمانی است که قرار بود صدای همهی ایرانیان باشد.
امروز در جایی ایستادهایم که در نگاه عموم جامعه صداوسیما بیش از آنکه نقشی فراگیر و ابزاری برای وفاق ملی ایفا کند به تریبونی برای یک فرقه سیاسی خاص تبدیل شده است. روزگاری منتقدان این رسانه عمدتاً بیرون از حاکمیت بودند ولی امروز بخش چشمگیری از انتقادها از درون ساختار رسمی کشور مطرح میشود. این تغییر مرزهای هشدار را رد کرده است. سقوط ازادی که دیگر نمیتوان آن را با بیانیه یا تکذیب یا تغییر چند مدیر متقوف کرد.
نشانههای این تنزل را در کمتر از یک هفته به وضوح دیدیم. رئیسجمهور از عملکرد صداوسیما انتقاد کرد. رئیس جمهوری که در فضای جنگی کشور باید بی رحمیهای داخلی هم تحمل کند. وزیر امور خارجه نسبت به فضاسازی علیه دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکرهکننده اعتراض نمود. بازتاب ناقص بخشهایی از سخنان رئیس قوهی قضائیه دربارهی حمایت از تلاشهای دولت نیز به موضوع بحث تبدیل شد. هر یک از این رویدادها بهتنهایی قابلبررسی است. اما در کنار هم تصویری روشن میسازند. مسئله دیگر یک برنامه یا یک مجری یا حتی یک رئیس سازمان نیست. مسئله رویکردی است که سالهاست فاصلهی صداوسیما با افکار عمومی را بیشتر کرده است.
صداوسیما سالهاست از این پرسش ساده فرار میکند که چرا دایرهی منتقدانش هر روز گستردهتر میشود. این پرسش امروز بیش از هر زمان دیگری جدی شده است. چرا که کشور با پروندههای حساس سیاست خارجی روبهروست. در چنین شرایطی انتظار میرفت رسانهی ملی میان نقد و تخریب مرز روشنی قائل باشد. نقد تصمیمهای دولت و دستگاه دیپلماسی حق هر رسانهای است. اما تبدیل شدن …







