تاریخ معاصر ایران، آوردگاه تقابلهایی عمیق و سرنوشتساز میان سنت و تجدد، مصلحتاندیشی ژئوپلیتیک و شور آرمانگرایانه مذهبی، و در نهایت، عرصه رویارویی پنهان و آشکار نهاد دین، یعنی مرجعیت شیعه، با نهاد سلطنت بوده است. در این میان، جنگ دوم ایران و روسیه نقطه عطفی است که در آن، مصلحت دین و دنیا به شکلی کمسابقه با یکدیگر تلاقی کردند. این رویارویی ویرانگر، پیش و بیش از آنکه حاصل محاسبات استراتژیک دربار محافظهکار فتحعلیشاه قاجار باشد، محصول مستقیم فشار همهجانبه علمای طراز اول شیعه بر ساختار شکننده سلطنت قاجار بود.