
رویداد۲۴ | نیمقرن پیش، بشریت از «ازدیاد» میترسید. گمان میرفت سیاره زیر گامهای تمامنشدنی آدمیان خُرد خواهد شد، شهرها از تَپُق خواهند ترکید و جنگ بر سر آب و دانه، آخرین فصل تمدن خواهد بود. اما تاریخ پوزخندی زد و صورت مسئله را وارونه کرد. امروز دیگر کسی نمیپرسد «زمین چگونه این همه را تاب میآورد؟» پرسشِ واقعی، تلختر و تاریکتر است: جوامع، بیآمدنِ نسلهای بعد، چگونه خود را ادامه خواهند داد؟ جهان، بیهیاهو و بیاعلام قبلی، کَمزاد شده است.
نرخ باروری در بخش اعظم کرهی زمین از خط جانشینی فرو افتاده. عدد ۲.۱ ظاهراً ساده مینماید؛ اما منطقش بیرحم است: اگر کمتر از این زاده شود، جمعیت در سکوتی پیوسته رو به فرسایش میگذارد. امروز کرهی جنوبی، ژاپن، چین، اسپانیا، ایتالیا، تایلند و بخش بزرگی از آمریکای لاتین زیر این خط نفس میکشند. حتّی مکزیک و برزیل و کلمبیا نیز دیگر آن «جوامع پُرزاد» سابق نیستند. بحران باروری از جغرافیای رفاه عبور کرده و مثل سایهای بیصدا کل سیاره را پوشانده است. پایان یک بداهت
رویداد۲۴، تاوانِ آگاهی و انهدام یک بداهتدر تمام طول تاریخ، زایش و فرزندآوری انتخابی فردی نبود؛ امتدادِ غریزی و بدیهیِ حیات بود. خانواده، دین، اقتصاد و سنت، انسان را در چرخهای میانداختند که پایانش تولدِ دیگری بود. فرزند نه پروژهای عاطفی بود، نه محاسبهای اقتصادی؛ انسان میزیست، میزایید و جهان از همین تکرارِ کور ساخته میشد. جهانِ مدرن، اما این بداهت را تکهتکه کرد. پیشرفتِ پزشکی، آموزشِ زنان، ورودشان به بازار کار و رواجِ پیشگیری از بارداری، انسان را از جبرِ طبیعت «آزاد» کرد. این دگرگونی، از منظرِ عاملیتِ انسانی، دستاوردی سترگ بود؛ اما همین آزادی، نقابی از پوچی بر چهره داشت. وقتی همهچیز به یک «پروژه» و «انتخاب» بدل شد، نفسِ زایش معنایش را باخت. مسئله این نیست که جوامع از هفت فرزند به دو فرزند رسیدند؛ فاجعه آنجاست که از دو فرزند نیز به ۱.۱ و ۰.۹ سقوط کردند. برای انسانی که در چنبره فردیت خستهی خویش گرفتار است و آزادیاش تنها به کار کشیدن بار هستی میآید، فرزندآوری دیگر تکلیفی کیهانی نیست؛ باری است گران بر دوشی که توان کشیدن خود را هم ندارد اینترنت، اضطراب، و پایان فردا
بیشتر بخوانید: مثبتاندیشی سمی چیست و چگونه روان ما را فرسوده میکند؟ …













