
روزنامه نزدیک به قالیباف: جنگ امروز آمریکا با ایران بر سر تنگه هرمز است


ادامه محاصره هرمز، زندگی مردم را مستقیماً هدف گرفته است
به گزارش اصلاحات نیوز؛
فریدون مجلسی اظهار کرد: ادامه محاصره دریایی آمریکا علیه ایران در تنگه هرمز پیش از آنکه یک مسئله صرفاً نظامی یا امنیتی باشد به مسئلهای مستقیم برای زندگی مردم تبدیل شده است. استفاده از مسیرهای زمینی و راهآهن نیز نمیتواند، جای خالی تجارت دریایی را پر کند. نتیجه را هم نمیتوان انکار کرد؛ از زمان برقراری محاصره، کشور با تورمی بیسابقه روبهرو شده و مسئله بنزین برای بخشهایی از جامعه به بحرانی حاد تبدیل شده است.
وی افزود: اما پرسش اساسی این است که این وضعیت تا کجا باید ادامه پیدا کند؟ استقلال یک کشور فقط به داشتن موشک و توان نظامی خلاصه نمیشود. کشوری که حق عبور و مرور دریایی نداشته باشد، کشوری که نتواند با جهان رابطه بانکی برقرار کند، نتواند صادرات و واردات داشته باشد و نتواند ارزش پول خود را حفظ کند، در عمل با محدودیت جدی در استقلال اقتصادی مواجه است.
مجلسی در ادامه گفت: استقلال یعنی بتوانیم تجارت کنیم، تولید کنیم، ارزش پولمان را حفظ کنیم و مردممان بتوانند با درآمد خود زندگی شرافتمندانهای داشته باشند. چگونه است که در یکصد سال گذشته، حتی با وجود نوسانات ناشی از جنگهای جهانی، ارزش پول کشور قابل حفظ بود، اما در سالهای اخیر، پول ملی چنان بیارزش شده که حتی سکه از مدار واقعی مبادلات خارج شده و سخن از ضرب سکههایی با ارزش اسمی بسیار بالا به میان میآید؟ هیچ اقدامی به اندازه باز شدن این محاصره نمیتواند به ترمیم وضعیت اقتصادی ایران کمک کند. اما مشکل فقط محاصره نیست؛ «آمادهباش دائمی» نیز هزینهای سنگین بر کشور تحمیل کرده است.
وی افزود: چرا باید نیروهایی که میتوانند در کارخانهها، مزارع و مراکز تولیدی کار کنند، دائماً درگیر فضای نظامی و تبلیغاتی باشند؟ آیا تصور میکنیم، شعارهایی که صرفاً برای مخاطب داخلی طراحی شدهاند، جهان را خواهد ترساند؟ وقت آن است که عقلای کشور، تصمیمی متفاوت بگیرند: توافق اسلامآباد که اجرا شد سپس در اثر پرتاب موشک بههم خورد را دوباره زنده کنند و به آن پایبند بمانند و روابط با کشورهای منطقه و جهان را ترمیم کنند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی در ادامه اظهار داشت: تنگه هرمز ممکن است در شعارهای وطنپرستانه جذاب باشد، اما این تنگه یک آبراه بینالمللی است. حاکمیت ایران بر سرزمین، نفت، بستر دریا و منابع خود محترم است، اما این حاکمیت نباید به معنای انکار حقوق عبور و مرور دیگر کشورها باشد. ایران قرار نیست با ایستادن در دروازه تنگه، حق دیگران را به زور بگیرد. سوال ساده است: چرا ترکیه تحریم نیست؟ چرا کشتیهای پاکستان محاصره نمیشوند؟ چرا بسیاری از کشورهای جهان گرفتار چنین وضعیتی نیستند؟ چرا باید دائماً در حال دشمنی با آمریکا، اردن، عمان، امارات و دیگران باشیم؟
مجلسی گفت: حتی امارات که سالها یکی از راههای تنفس اقتصادی ایران بود اکنون روابط بانکی و معاملاتی خود را قطع کرده است. کسانی که از همین مناسبات ثروتمند شدهاند، در امارات دفتر و خانه دارند، اما هزینه قطع این رابطه را مردم ایران میپردازند. باید عادی شویم. عادی بودن خلاف استقلال نیست؛ مقتضای عقل، انصاف و رفتار سیاسی است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی، ادامه جنگ را به ضرر مردم دانست و خاطرنشان کرد: ادامه جنگ و ستیز، هرقدر هم دشمنان جمهوری اسلامی را خوشحال یا ناراحت کند، در نهایت اگر به تضعیف ایران منجر شود برای ملت ایران زیانبار است. جنگ مزمن یعنی خونریزی مزمن، ضعف مزمن و از پای درآمدن تدریجی. ایران بیش از نیمقرن است که هزینه این وضعیت را میپردازد. زمان آن رسیده که عقلا برای پایان دادن به این جنگ مزمن، تصمیم بگیرند و به مردم فرصت بدهند کار کنند، درآمد داشته باشند و دیگر نگران قیمت بنزین، سیبزمینی، جو و ابتداییترین هزینههای زندگی نباشند. نجات ایران شاید بیش از هر چیز در یک تصمیم خلاصه شود: رفع مزاحمت از زندگی مردم و بازگرداندن کشور به مسیر عادی تجارت، تولید و آرامش.

بنبست تهران | نیویورکر میگوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است
رویداد۲۴| مجله نیویورکر در تازهترین شماره خود یادداشتی از ایشان تارور، ستوننویس حوزه سیاست بینالملل، منتشر کرده که در آن نتیجه شش ماه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را یک «شکست راهبردی عمیق» برای واشنگتن توصیف میکند.
تارور استدلال میکند که تقریباً هیچیک از اهداف اولیهای که دونالد ترامپ برای ورود به جنگ مطرح کرده بود ــ از متوقف کردن برنامه هستهای ایران تا نابودی توان موشکی و تضعیف ساختار جمهوری اسلامی ــ محقق نشده است. در مقابل، تهران توانسته با بستن تنگه هرمز، ادامه حملات به اهداف آمریکا و حفظ ساختار قدرت، هزینه جنگ را برای واشنگتن و اقتصاد جهانی بالا ببرد.
متن زیر مشروح گزارش نیویورکر درباره جنگ ایران است:
به ملوانان ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» فکر کنید. در حالی که کارزار آمریکا علیه ایران همچنان ادامه دارد، مأموریت آنها روی این ناو ماهها بیشتر از زمان پیشبینیشده طول کشیده و گزارشهای متعددی درباره بدتر شدن شرایط منتشر شده است؛ از کاهش ذخایر غذا و آب آشامیدنی گرفته تا افت روحیه نیروها.
هفته گذشته، روزنامه Military Times با استناد به بستگان شماری از نیروهای نظامی گزارش داد دستکم دو نفر از افراد مستقر روی ناو لینکلن تلاش کردهاند خود را به دریا بیندازند.
برد کوپر، فرمانده سنتکام، پس از بازدید از ناو در آخر هفته گذشته، اذعان کرد که شرایط «بهطور خاص دشوار و طاقتفرسا» بوده است، اما همزمان گفت «بخش زیادی» از این وضعیت دشوار، «خبر قدیمی» است و مشکلات مورد اشاره پیشتر برطرف شدهاند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، کل این بحث را «اخبار جعلی» خواند. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، نیز گفت شرایط «بهطور کامل وارونه جلوه داده شده» و به خبرنگاران گفت ایالات متحده میتواند محاصره دریایی جاری علیه بنادر ایران را «برای مدت نامحدود» ادامه دهد.
به مردم ایران نیز فکر کنید؛ مردمی که از اواخر فوریه، زمانی که ترامپ همراه با اسرائیل جنگی را برای سرنگونی جمهوری اسلامی آغاز کرد، هدف یکونیم میلیون پوند مهمات قرار گرفتهاند؛ مهماتی که در حدود ده هزار سورتی پرواز توسط نیروهای مستقر روی ناو لینکلن بر ایران ریخته شده است.
شش ماه بعد، بهسختی میتوان نتیجه این درگیری را چیزی غیر از یک شکست راهبردی عمیق برای ایالات متحده دانست.
بمبارانهای آمریکا و اسرائیل رهبر هشتادساله ایران، و شماری از نزدیکان او را هدف قرار داد، نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران را تضعیف کرد، مدارس، دانشگاهها و مراکز درمانی را هدف قرار داد و در هفتههای نخست کارزار بیش از سه هزار غیرنظامی را کشت.
حکومت باقیمانده ایران، در مقابل، خود را در موضع دفاعی مستحکم کرد و از توانمندیهای نامتقارن خود برای بستن تنگه راهبردی هرمز استفاده کرد؛ ابزاری که پیشتر به این شکل به کار نگرفته بود. تهران با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود، تلاش کرد هزینهای به اقتصاد جهانی تحمیل کند و فشار بر واشنگتن را افزایش دهد.
اکنون هیچیک از اهداف اولیهای که ترامپ مطرح میکرد، از جمله تعطیل کردن برنامه هستهای ایران و نابودی توان موشکی بالستیک این کشور، تحقق پیدا نکرده است.
در عوض، ایالات متحده حالا درگیر یافتن راهی برای گرفتن ابزاری از ایران است که فقط بهدلیل مداخله ترامپ وارد بازی شده است: تنگه هرمز.
بیشتر بخوانید: کاخ سفید دوباره شمشیر تحریم را کشید؛ اینبار شرکای ایران هم هدف هستند
با وجود ابتکارهایی که اخیراً از سوی ترامپ و متحدانش مطرح شده، نفت و دیگر کالاهای حیاتی همچنان آزادانه از این آبراه عبور نمیکنند و قیمت بنزین بالا مانده است.
ایران همچنان نفتکشها را هدف قرار میدهد و انتظار دارد حتی پس از رسیدن به یک توافق دیپلماتیک، نوعی کنترل بر تنگه را حفظ کند.
ترامپ در آغاز جنگ به شهروندان ایران گفته بود «کمک در راه است»، اما آنچه نصیب آنها شده، ویرانی، فشار اقتصادی بیشتر و بازگشت سرکوب از سوی حکومتی بوده که بیش از هر چیز دیگر، میداند چگونه خود را حفظ کند. رهبری ایران همچنان سرسخت و چالشگر است
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز سهشنبه گفت تنگه تا زمانی بسته خواهد ماند که داراییهای مسدودشده ایران در خارج آزاد شود، تحریمهای نفتی لغو شوند و عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل بهطور کامل متوقف شود.
ولی نصر، استاد مطالعات خاورمیانه و روابط بینالملل در دانشگاه جانز هاپکینز، به من گفت: «ایران از جنگ بسیار قدرتمندتر بیرون آمده است؛ نه فقط از نظر ثبات رژیم، بلکه بهطور کلی از نظر اعتمادبهنفس.»
او افزود: «پس نیمه پر لیوان برای ایران کاملاً قابل مشاهده است. حتی اگر از واژههای قطعی مثل “برنده” و “بازنده” استفاده نکنیم، کاملاً روشن است که نیمه لیوان برای آمریکاییها خالیتر است.» ترامپ با اعتمادبهنفس زیادی وارد جنگ شد
سهولت نسبی عملیات او برای کنار زدن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، احتمالاً او را متقاعد کرده بود که برتری قدرت آمریکا تقریباً مطلق است.
درگیریهایی که پس از جنگ غزه شکل گرفت نیز بسیاری از آسیبپذیریهای ایران را آشکار کرده بود؛ نیروهای نیابتی ایران در سوریه سرنگون شدند و در لبنان تضعیف شدند و اطلاعات اسرائیل بارها عملیات موفق ترور و خرابکاری در داخل ایران انجام داد.
اما ترامپ بیش از حد اعتمادبهنفس داشت و حالا خود را در جنگی گرفتار میبیند که هیچیک از همسایگان ایران نمیخواستند او آغازش کند. قدرت آمریکا نیز بهشکل محسوسی کاهش یافته است
ایالات متحده بخش بزرگی از ذخایر مهمات هدایتشونده دقیق و سامانههای دفاع هوایی خود را مصرف کرده و مجموعه پایگاههای نظامیاش در منطقه نیز زیر آتش قابل توجه ایران قرار گرفتهاند؛ حملاتی که به زیرساختهای غیرنظامی و انرژی در سراسر منطقه نیز آسیب رساندهاند.
برخی کشورها مانند امارات متحده عربی هیچ علاقهای به تهران ندارند، اما در عین حال تشخیص میدهند که رویکرد جنگطلبانه کنونی ترامپ لزوماً به نفع آنها نیست.
ائتلاف دفاعی سهجانبه جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ــ هرچند ترامپ بهطور علنی از آن استقبال کرده ــ نشانهای است از منطقهای که در حال فکر کردن به فراتر از ایالات متحده است و در برابر عدم قطعیت ناشی از ایرانِ مقاوم و اسرائیلِ تهاجمی، گزینههای جایگزین برای خود میسازد.
الکس وطن خواه مدیر برنامه ایران در مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، به من گفت: «تغییر بزرگتر این است که پایتختهای خلیج فارس دیگر با خیال راحت پشت سیاست فشار حداکثری قرار نمیگیرند. آنها بیش از گذشته به دنبال استقلال از هر دو سوی واشنگتن و تهران هستند.»
ولی نصر نیز گفت: «حالا همه، آمریکا را کمتر از آن چیزی میبینند که قبلاً بود.»
او مشکلات ترامپ را بخشی از «سقوط شتابان قدرت و اعتبار آمریکا» میداند و میگوید: «وقتی این جنگ تمام شود، آمریکا خواهد دید که جمع کردن بقیه جهان حول هر سیاست منسجمی بسیار دشوارتر شده است.»
بیشتر بخوانید: اروپا هم به اهداف نظامی ایران اضافه شد | مقامهای ایرانی به فایننشال تایمز: داراییهای نظامی آمریکا در جنوب شرق اروپا در تیرساند
جنگ همین حالا هم در داخل ایالات متحده بسیار نامحبوب است و به باری بر دوش جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای تبدیل شده است.
الی گرانمایه، پژوهشگر ارشد سیاستگذاری در شورای روابط خارجی اروپا، به من گفت: «ترامپ خودش را در جنگی برای آمریکا گرفتار کرده که قابل بردن نیست.»
او افزود: «به نظر میرسد اکنون گرفتار مغالطه هزینه ازدسترفته شده است؛ چون آمریکا منابع، مهمات و اعتبار زیادی در این جنگ خرج کرده، احساس میکند پیش از یک پیروزی تعیینکننده نمیتواند عقبنشینی کند.».
اما به نظر میرسد تهران باور دارد که هم میتواند ترامپ را فریب دهد و هم بیش از او دوام بیاورد.
گرگوری برو، کارشناس ایران و انرژی در گروه اوراسیا، گفت: «ایران حالا مطمئن است که میتواند بمبارانهای آمریکا را تحمل کند و این مسئله تهدیدهای نظامی احتمالی آینده آمریکا را بهشدت تضعیف میکند.»
او افزود: «علاوه بر این، آمریکا اکنون بهطور کلی از اقدام تهاجمیتر علیه ایران بازداشته شده و از خطر واکنش گسترده ایران هراس دارد.»
این هفته، مهلت شصتروزهای که در ماه ژوئن بهعنوان بخشی از یک تفاهم اولیه برای حل اختلافات گستردهتر میان آمریکا و ایران تعیین شده بود، بدون هیاهوی خاصی به پایان رسید.
این موضوع نشانهای بود از شکنندگی و، صادقانه بگویم، غیرجدی بودن دور دیپلماتیک میان دو طرف. ترامپ روز سهشنبه در دفتر بیضی خشمگین شد و از ایران خواست «پرچم سفید تسلیم» را بالا ببرد. او همچنین عمان، واسطه مهم دیپلماتیک، را به حمله نظامی تهدید کرد؛ آن هم بهدلیل مذاکرات موازی مسقط با ایران درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز.
ترامپ همچنین به کره جنوبی حمله لفظی کرد و تصمیمی شگفتآور برای کاهش رزمایشهای نظامی با سئول را با این استدلال توجیه کرد که کره جنوبی در حمایت از جنگ او در خاورمیانه همکاری لازم را نکرده است؛ و سپس، در شاید آشکارترین نشانه سرخوردگی او، رئیسجمهور نقشهای عجیب در شبکه ترور سوشال منتشر کرد که در آن تنگه هرمز بهعنوان «قلمرو ایالات متحده» برچسب خورده بود. اما ترامپ نمیتواند با نامگذاری «خلیج آمریکا» از این فاجعه فرار کند. این ضربهای است که برخی تحلیلگران همین حالا آن را با فجایع جنگ ویتنام و عراق مقایسه میکنند و به نظر میرسد رهبری ایران از ادامه این بازی لبه پرتگاهی استقبال میکند.
قالیباف در پاسخ به تهدیدهای تازه مقامهای دولت ترامپ درباره فشار حداکثری، در شبکههای اجتماعی نوشت: «منتظر نباشید این گروه دلقک، خرگوشی از کلاه بیرون بیاورد و گندی را که خودتان زدهاید جمع کند.»
ایرانیان عادی که بسیاری از آنها برای تغییر در سیاست داخلی و بهبود روابط با غرب ناامیدانه چشمانتظارند، همچنان باید صبر کنند.
گیسو نیا، وکیل ایرانی-آمریکایی حقوق بشر، از نبود هرگونه «راهبرد سیاسی گستردهتر» از سوی ترامپ برای حمایت از اپوزیسیون ایران و جامعه مدنی تحت فشار انتقاد کرد.
او به من گفت هیچ برنامهای وجود نداشت «که بتواند انگیزهای برای ریزش نیروها ایجاد کند یا واقعاً این رژیم را بشکند؛ همان چیزی که تمام آن معترضان دنبالش بودند و برایش جان خود را به خطر انداختند.»
نیا گفت: «در نهایت روشن شد که تنها راهبرد این دولت، بمباران کشور بود.»
و این راهبرد شکست خورده است.

هیچکس در دنیا، ایران را بازنده جنگ نمیداند/ محاسبات دشمنان درباره تضعیف توان موشکی و تسلیحاتی ایران به بنبست رسیده است
به گزارش مشرق ، احسان صالحی، کارشناس مسائل بینالملل، امروز (پنجشنبه، ۲۹ مرداد) در گفتوگوی تلویزیونی با اشاره به اهداف آمریکا از آغاز جنگ علیه ایران گفت: آمریکاییها جنگی را با اهدافی علیه ایران شروع کردند، اما این جنگ به اهدافش نرسید و تصوری که آنها داشتند محقق نشد. ارزیابیای که امروز در دنیا از وضعیت آمریکا وجود دارد این است که این کشور در یک مخمصه قرار گرفته که راه پس و پیش ندارد.
وی افزود: همین که ترامپ روز گذشته اعلام میکند که «ما وارد جنگ اقتصادی جدیدی با ایران میشویم»، نشان میدهد و دلالت بر این دارد که عملیات نظامی و جنگ آنها علیه ایران موفق نبوده است؛ اگر عملیات نظامی موفق بود، نیازی نبود که فاز آن را به مسیر اقتصادی تغییر دهند.
صالحی با تأکید بر اینکه جنگ اقتصادی علیه ایران در دورههای قبل نیز تجربه شده است، اظهار داشت: ما باید این فیلم را کامل ببینیم و از ابتدا ماجرا را بررسی کنیم. در سال ۱۳۹۷، در دور اول ریاستجمهوری ترامپ، اساساً خروج از برجام با همین نگاه انجام شد و به تعبیر آمریکاییها، کمپین فشار حداکثری اقتصادی علیه ایران شروع شد تا ایران از داخل ضعیف شود و این ضعف باعث شود جمهوری اسلامی ایران به خواستههای آمریکا تن بدهد.
شروط ۱۸گانه پمپئو و هدف فشار حداکثری
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: بعد از خروج آمریکا از برجام، پمپئو شروط ۱۸گانه را اعلام کرد که موضوع هستهای، مسائل منطقهای و برنامه موشکی ایران را شامل میشد. برنامه آنها این بود که ایران ضعیف شود، دچار شوک اقتصادی شود و نتواند این شوک را تحمل کند و در نهایت به نقطهای برسد که بگوید «حالا من چه کار بکنم؟» و آمریکا برای او تعیین تکلیف کند.
وی تصریح کرد: این اتفاق نیفتاد. دور اول ترامپ در شرایطی تمام شد که جمهوری اسلامی ایران، بهخصوص از انتهای سال ۹۹ و ماههای آخر دولت ترامپ، وارد یک دوره جدید از فعالیتهای هستهای خود شد.
صالحی افزود: دور دوم ترامپ در شرایطی شروع شد که ایران در موضوع هستهای، از نظر حجم مواد غنیشده، میزان مواد غنیشده، تعداد دستگاههای غنیسازی و سانتریفیوژهای پیشرفته، در مرحله جلوتر و پیشرفتهتری قرار داشت.
وی با اشاره به یکی از انتقادهایی که در فضای داخلی آمریکا متوجه ترامپ بود، گفت: یکی از نقاطی که ترامپ بابت آن شماتت میشد این بود که یک نظام ارزیابی، یک نظام بازرسی و یک توافق با ایران وجود داشت که داشت کار میکرد و برنامه هستهای ایران را محدود کرده بود. خروج ترامپ از برجام باعث شد برنامه هستهای ایران از کنترل خارج شود.
این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: بنابراین، هم برنامه هستهای ایران از کنترل خارج شد و هم کمپین فشار حداکثری به اهداف خودش دست پیدا نکرد.
هرمز فقط مسیر عبور انرژی نیست
صالحی در ادامه درباره اهمیت تنگه هرمز و ادعاهایی مبنی بر اینکه این گلوگاه راهبردی در حال از دست دادن اهمیت خود است، گفت: در کوتاهمدت، حتماً وضعیتی که دشمن به دنبال آن است اتفاق نمیافتد؛ چراکه این گلوگاه، یک مسیر استراتژیک است.
وی افزود: تنگه هرمز فقط مسیر حملونقل و عبور و مرور انرژی نیست؛ حجم زیادی از کالا نیز از این مسیر جابهجا میشود و به همین دلیل به این سادگی قابل جایگزینی نیست.
صالحی ادامه داد: همین الان در این محاصره دریایی که برای ما اتفاق افتاده، ما از مسیرهای دیگری در حال وارد کردن کالا هستیم، اما هزینهها بیشتر میشود و زمان انتقال نیز افزایش پیدا میکند.
وی تصریح کرد: اگر کشورهای دیگر هم بخواهند به سمت ایجاد مسیرهای جایگزین از طریق خشکی بروند، مثلاً مسیری از طریق خشکی به سمت بندر عربستان ایجاد شود، اولاً تجهیز این کریدورهای زمینی زمان میبرد و ثانیاً هزینهها و زمانی که برای انتقال کالا نیاز است، چند برابر خواهد شد.
این کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد: بنابراین، این مسیرها به سادگی قابل جایگزینی نیستند.
ادعای از دست رفتن هرمز چه کارکردی دارد؟
صالحی با اشاره به این ادعا که تنگه هرمز دارد کارکرد خود را از دست میدهد، گفت: به نظرم این حرف دو کارکرد دارد.
وی افزود: یک کارکرد آن برای طرف آمریکایی است؛ آنها میخواهند نشان دهند ضربه اعتباری بزرگی که آمریکا در این جنگ خورده، فقط متوجه ترامپ و حزب جمهوریخواه نیست.
صالحی ادامه داد: اگر ترامپ نتواند برای این وضعیت فکری بکند و این وضعیت را به شرایط بهتری برنگرداند، این موضوع یک ضربه اعتباری و حیثیتی بزرگ برای آمریکاست.
وی با اشاره به مقایسه این وضعیت با بحران کانال سوئز اظهار داشت: خیلیها این وضعیت را با سال ۱۹۵۶ مقایسه میکنند؛ زمانی که بریتانیا و فرانسه در مقابل ملی شدن کانال سوئز از سوی جمال عبدالناصر وارد عمل شدند، اما نتوانستند وضعیت را به شرایط قبل برگردانند و همین مسئله زمینهای برای افول بریتانیا و فرانسه شد.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: برخی مطرح میکنند که این لحظه نیز میتواند همان لحظهای باشد که چنین اتفاقی برای آمریکا رخ دهد.
پایان دوران «پادشاهی» آمریکا بر امنیت جهان
صالحی با اشاره به تحولات نظام بینالملل پس از جنگ خلیج فارس و فروپاشی شوروی گفت: بعد از جنگ خلیج فارس و فروپاشی شوروی، به نوعی دوران تکقطبی در دنیا شروع شد و آمریکا گفت «پادشاه دنیا من هستم» و امنیت در حوزه انرژی، آبراهها و امنیت نظامی را باید از من خریداری کنید.
وی افزود: در شرایط جدید، این وضعیت در حال از بین رفتن است. متحدان آمریکا دارند میگویند ما باید به سمت شرکای جدید و پیوندهای جدید برویم و رقبای آمریکا نیز دارند میگویند اینطور نیست که آمریکا هر کاری را اراده کند، بتواند انجام دهد.
صالحی ادامه داد: ممکن است آمریکا وارد یک پدیده شود و به جای اینکه آن را حل کند، آن پدیده را پیچیدهتر کند. نمونه آن همین مسئله تنگه هرمز است؛ این مسئله قبل از این جنگ به این شکل مسئله نبود، اما اکنون تبدیل به مسئله شده است.
هرمز به سادگی قابل جایگزینی نیست
این کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد: اینکه گفته شود کارت تنگه هرمز در حال از دست رفتن است، اولاً با واقعیتهای حوزه حملونقل، حوزه رفتوآمد کشتیها و خدمات مربوط به آن همسان و سازگار نیست.
وی افزود: ثانیاً این وضعیت به هیچ وجه برای آمریکاییها قابل تحمل نیست که به سادگی به سمت مسیرهای جایگزین بروند؛ چراکه در این صورت حیثیت آمریکا از بین میرود.
صالحی خاطرنشان کرد: بنابراین، نمیتوان تصور کرد که آمریکاییها بتوانند به سادگی از کنار این وضعیت عبور کنند و به سمت مسیرهای جایگزین بروند.
«این کارت دارد از دست میرود»؛ یک مصرف داخلی
وی در ادامه گفت: یک نکته دیگر هم به نظرم میرسد و آن این است که این حرف ممکن است مصارف داخلی هم برای ما داشته باشد؛ یعنی در داخل کشور زمینههایی برای فشار به سیاستگذار و تصمیمگیر ایجاد شود که «این کارت دارد از دست میرود»، «این کارت دارد ارتفاعش را از دست میدهد» و بنابراین قبل از اینکه این اتفاق بیفتد، خودت بهصورت خودکار از آن صرفنظر کن.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: این تحلیل نیز به نظرم واقعیت ندارد.
محاصره دریایی، شکل دیگری از جنگ است
صالحی در عین حال تأکید کرد: البته ما در قبال این وضعیتی که از قسمت جنوبی در حال اتفاق افتادن است و این محاصره دریایی که برای ما اتفاق افتاده، نباید بیتفاوت باشیم.
وی افزود: این خودش یک شکل دیگری از جنگ است. واحدی که دارد عملیات محاصره دریایی ما را انجام میدهد، واحد نظامی و ناوشکنهای آمریکایی هستند که در حال عملیات هستند.
صالحی با اشاره به تجربه جنگ ۴۰ روزه گفت: همان معادلهای که ما در جنگ ۴۰ روزه برقرار کردیم، یعنی «تشدید را با تشدید بیشتر جواب میدهیم»، در اینجا هم باید برقرار باشد.
وی ادامه داد: اگر ما نتوانیم این معادله را در اینجا برقرار کنیم، کار سخت میشود و به نظرم میرسد طرف مقابل به سمت قدمهای بعدی میرود.
صالحی در پایان تأکید کرد: بنابراین، نباید مسئله محاصره دریایی و وضعیت تنگه هرمز را صرفاً یک موضوع حملونقلی یا اقتصادی دید؛ این مسئله بخشی از یک معادله جنگی و راهبردی است و نحوه مواجهه با آن میتواند بر محاسبات طرف مقابل درباره گامهای بعدی اثر بگذارد.

اظهارات جدید عمان درباره عبور کشتیها از تنگه هرمز
بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان ضمن اشاره به اهمیت تنگه هرمز خاطرنشان کرد: امنیت دریانوردی در تنگه هرمز پیوند مستقیمی با آرامش خلیج فارس دارد و هرگونه اختلال در آن، ثبات منطقه را تهدید میکند.
وی تاکید کرد:ما با هرگونه تشدید بیشتر تنش یا درگیری در منطقه مخالفیم. باید ریشهها و عوامل اساسیِ بیثباتی در منطقه مورد بازنگری و بررسی قرار گیرند.
بر اساس گزارش شبکه خبری الجزیره، وزیر خارجه عمان در ادامه افزود: موضع ما در پایبندیمان به امنیت دریایی و قوانین بینالمللی و جلوگیری از تشدید تنش و درگیری بیشتر، همچنان ثابت است.

جنگی که یک مزاحم همسایههای خلیج فارس را به جان هم انداخت
شعلههای آتش جنگ در خلیج فارس دامن دو شریک بزرگ تجاری را گرفته است. امارات پس از جنگ برای فروش نفت خود به دیواره سخت تنگه هرمز برخورد کرده است و رکود صنعت گردشگری را تجربه میکند و از آن سو، ایران روابط تیره و تار را با یکی از بزرگترین شرکای تجاری خود تجربه میکند؛ همسایهای که حدود یکسوم تجارت ایران را در دست داشت و با شبکه بزرگ و خیرهکننده مالی، تحریمهای اقتصادی ایران را دور میزد.
به گزارش روز نو حالا جنگ باعث رویگردانی این دو شریک تجاری و همسایه از یکدیگر شده تا آنجا که ایران اجازه تردد نفتکشهای اماراتی از تنگه هرمز را سلب کرده و این کشور بهصراحت اعلام کرده است تمام مراودات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی قطع میکند.
خط و نشانهای دوطرفهای که مشخص نیست چه وضعیتی را برای آینده اقتصاد دو کشور رقم میزند.
توقف مبادلات تجاری امارات با ایران
شامگاه سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ وزارت دفاع امارات گزارش داد دو موشک بالستیک شلیکشده از ایران را شناسایی کرده که یکی از موشکها به خارج از آبهای سرزمینی این کشور و دیگری در آبهای امارات سقوط کرده است.
در توضیحات وزارت دفاع امارات همچنین آمده بود ارزیابیها نشان میدهد هدف این موشکها، کشتیهای عبوری از تنگه هرمز بودهاند. ساعاتی پس از این گزارش، وزارت خارجه امارات متحده عربی اعلام کرد تمام مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف میشود.
عفراء الحاملی، مدیر ارتباطات راهبردی وزارت خارجه امارات گفت: «با توجه به تشدید تنشهای منطقهای که صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی را تضعیف میکند، تمام تجارت، مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف شده است».
این مقام اماراتی در عین حال «همه ادعاها درباره وضعیت روابط اقتصادی میان امارات متحده عربی و جمهوری اسلامی ایران» را رد کرد، اما توضیح بیشتری در این باره نداده است. با این حال ایران ادعای امارات مبنی بر شلیک موشک بالستیک به حریم این کشور را رد کرد و اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه آن را «ادعایی بیاساس» توصیف کرد.
این مقام وزارت خارجه ایران در ادامه تأکید کرده است: «این رفتار امارات خلاف اصل حسن همجواری و مخل تلاشهای جاری برای تقویت اعتماد بین کشورهای منطقه و جلوگیری از تشدید ناامنی در منطقه است».
تصمیم اخیر امارات برای توقف تمام مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران در شرایطی رخ میدهد که در ماههای گذشته اخبار ضدونقیضی از مبادلات تجاری ایران و امارات منتشر میشود.
در بحبوحه جنگ و بالاگرفتن تنش در خلیج فارس، امارات در واکنش به حملات ایران به امارات، سفیر خود را فراخواند و بیمارستان و مدارس ایرانی در این کشور را تعطیل کرد. امارات همچنین بهصورت گسترده مجوز اقامت ایرانیان را باطل کرد.
اخبار ضدونقیض از روابط تجاری دو کشور
ایران در مقابل با اشاره به پایگاههای نظامی آمریکا در این کشور، امارات را به رفتاری خلاف حسن همجواری متهم کرده و دلایل حملات به این کشور را هدف قراردادن پایگاههای نظامی آمریکا خوانده بود.
با تمام این احوال در زمان امضای تفاهمنامه ۶۰ روزه بین ایران و آمریکا، اخباری از رفتارهای آشتیجویانه ایران و امارات شنیده شد. در همین زمینه رویترز نوشت امارات با در دسترس قرارگرفتن میلیاردها دلار برای ایران موافقت کرده است.
براساس این گزارش، دو منبع به رویترز گفته بودند امارات ۱۰ میلیارد دلار در اختیار ایران میگذارد و دو منبع دیگر رقم مورد توافق را ۲۰ میلیارد دلار اعلام کردند. ماجرا به همینجا محدود نشد و سایتهای ردیاب هواپیما از نشست و برخاست هواپیماهای تشریفاتی اماراتی در فرودگاه مهرآباد خبر دادند و برخی گمانهزنی کردند این هواپیماها بستههای پول نقد را به ایران منتقل کردهاند، اما این اخبار هرگز تأیید نشد و امارات اعلام کرد هیچکدام از داراییهای مسدودشده ایران را آزاد یا منتقل نکرده یا نقشی در تسهیل انتقال پول به ایران نداشته است.
از آن سو برخی از ایرانیان ساکن امارات خبر دادند ابطال مجوز اقامت آنها بازنگری شده است و برخی ایرانیان توانستهاند اجازه سکونت در امارات را دوباره دریافت کنند.
در ۲۶ خرداد امسال هم فارس خبر داد ورود لنجهای ایران به سه بندر امارات آغاز شده است. براساس این خبر، آژانس دریایی شناورهای چوبی دبی، وابسته به مؤسسه بنادر، گمرک و منطقه آزاد امارت (PCFC)، با ارسال بخشنامهای رسمی به نمایندگان کشتیرانی، شرایط و مدارک جدید مورد نیاز برای ورود لنجهای چوبی ایرانی به بنادر دبی را ابلاغ کرد. پیش از این فعالیت و تردد شناورهای ایرانی به امارات متوقف شده بود، اما پس از آن فعالیت لنجها به سمت سه پایانه «اسکله دیره»، «بندر حمریه» و «واترفرانت مارکت» مجاز شد. در ششم تیر ۱۴۰۵ هم ایرنا به نقل از محمدصادق قنادزاده، معاون خدمات تجاری سازمان توسعه تجارت ایران، از فعالسازی مجدد مراودات تجاری میان ایران و امارات از مسیر بندر جبلعلی خبر و توضیح داد: «بندر جبلعلی یکی از مهمترین بنادر ترانزیتی جنوبی کشور امارات با ایران است که عمده تجارت با ایران از این طریق انجام میشد، اما در جریان جنگ تحمیلی سوم، حمل و ترانزیت کالاها از این بندر متوقف شد و آمارهای مختلفی از رسوب کانتینرهای ایرانی در این بندر وجود دارد، زیرا تجار ایرانی در ماههای گذشته به دلیل شرایط جنگ نتوانستهاند کالاهای خود را ترخیص کنند و اکنون پس از بازگشت آرامش نسبی به منطقه، شاهد ترخیص کالاها و کانتینرها از این بندر به ایران هستیم».
ماجرا به همینجا ختم نشد و گاه اخباری از توقیف یا حمله به نفتکشهای اماراتی در تنگه هرمز شنیده میشد. از آن سو برخی گزارشها حاکی از آن بود که برخی کشورهای عربی منطقه از جمله امارات و عربستان به تاکتیکهایی برای دورزدن محدودیتهای تنگه هرمز روی آوردهاند که این تاکتیکها نهتنها شامل خط لولههای انتقال نفت از خشکی به دریا نمیشود، که عبور چراغخاموش از تنگه هرمز را هم شامل میشود. بلومبرگ در این زمینه گزارش داد: «شرکت نفت ابوظبی محمولههای LNG را روی نفتکشهایی بارگیری میکند که برای عبور از تنگه هرمز، سیگنال ردیابی AIS خود را خاموش میکنند تا شناسایی نشوند. این تاکتیک اجازه میدهد صادرات LNG از جزیره داس ادامه پیدا کند. این روش پیشتر توسط عربستان هم استفاده شده است».
امارات؛ بزرگترین شریک تجاری ایران
ابهام در وضعیت تجارت ایران و امارات در شرایطی است که این کشور در سالهای گذشته به یکی از گلوگاههای مهم تجارت ایران تبدیل شده بود و پس از چین، بیشترین مراودات تجاری با ایران را داشت. فاصله اندک چین و امارات در تجارت با ایران به حدی بود که در ۹ ماهه ابتدای سال گذشته، امارات چین را پشت سر گذاشت و به اولین صادرکننده کالا به ایران تبدیل شد. براساس گزارش گمرک، در ۹ ماهه ابتدای سال ۱۴۰۴ امارات با ۱۳ میلیاردو ۵۳۳ میلیون دلار بیش از یکسوم واردات ایران را به خود اختصاص داده است و پس از آن چین با ۱۲ میلیاردو ۱۰۸ میلیون دلار و سهم ۲۷.۴درصدی، در فهرست دوم کشورهای عمده صادرکننده کالا به ایران قرار گرفت.
نگاهی به سهم سایر شرکای تجاری از بازار ایران نشان میدهد بقیه شرکا فاصله قابل توجهی با این دو کشور دارند. وابستگی قابل توجه ایران به برخی شرکای تجاری مانند امارات و چین، اما پدیدهای محصول تحریم بود که آسیبهای خاص خود را داشت. بررسی گزارشهای گمرکی نشان میدهد تعداد کشورهایی که حدود ۸۰ درصد صادرات ایران را به خود اختصاص دادهاند، از ۲۱ کشور در سال ۱۳۸۳ به فقط هفت کشور در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است. محدودشدن شرکای تجاری ایران در سالهای تحریم در حالی رخ داد که بسیاری از کشورهای جهان استراتژی تنوع شرکا و پرهیز از وابستگی به یک یا چند کشور را به صورت جدی دنبال میکنند. در ایران، اما در بازار نفت، تقریبا تنها مشتری جدی در سالهای پس از تحریم چین بود و این وابستگی قابل توجه به چین سبب شده بود نفت تحریمی با تخفیفهای قابل توجه به چین سرازیر شود و البته در ازای پول نفت، چین گاهی تهاتر کالا به کالا انجام داده یا خط اعتباری برای پروژههایی خاص به ایران اختصاص داده؛ تهاتری که گاهی با شرایط مطلوب ایران فرسنگها فاصله داشته است. وابستگی تجاری به امارات هم پدیدهای محصول تحریم بوده است و این کشور نهتنها بیش از ۳۰ درصد تجارت ایران را در اختیار داشته، که حدود ۱۳ درصد صادرات ایران به مقصد امارات انجام شده است. همچنین امارات به مرکز مهم تبادلات مالی خارج از چارچوبهای تحریمی برای ایران تبدیل شده بود. در این چارچوب، شرکتهای ایرانیالاصل ثبتشده در امارات، در قالب شبکهای پیچیده از تراستیها و شرکتهای واسطه، نقش مهمی در دورزدن تحریمها از طریق ریاکسپورت ایفا میکردند. بخش قابل توجهی از کالاهایی که مقصد نهایی آنها ایران بود، ابتدا در بندر جبلعلی تخلیه و سپس از طریق ناوگان دریایی و تجاری به بنادر ایران منتقل میشدند. اهمیت امارات برای ایران صرفا به تجارت کالا محدود نبود، بلکه این کشور به مهمترین هاب مالی و ارزی تجارت خارجی ایران نیز تبدیل شده بود. برآوردها نشان میدهد حدود ۸۰ درصد ارز مورد نیاز واردات ایران از طریق بازار درهم امارات تأمین میشد. در بسیاری از معاملات، یوآن چین ابتدا در امارات به درهم و سپس به دلار یا سایر ارزها تبدیل میشد. هزاران شرکت ایرانی یا وابسته به ایرانیان در دبی و مناطق آزاد امارات، در حوزههای حملونقل، تسویه ارزی، خدمات بانکی و تأمین مالی تجارت فعالیت میکردند و شبکهای گسترده از شرکتهای واسطه و صرافیها را شکل داده بودند.
درهمتنیدگی منافع دو همسایه
حالا در این شرایط، امارات ایران را به توقف تمام مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی تهدید کرده است. فرشید فرزانگان، رئیس پیشین اتاق ایران و امارات، به «شرق» میگوید اختلال در روابط اقتصادی ایران و امارات بسیار هزینهبردار است، چراکه امارات در سالهای گذشته یکی از دو گلوگاه مهم ایران برای دورزدن تحریم بوده است و جایگزینی آن در تجارت کشور نهتنها بهسهولت امکانپذیر نیست، که هزینههای بیشتری به اقتصاد کشور تحمیل میکند. او توضیح میدهد اگر بخواهم در یک مثال ساده و عینی بگویم چگونه جایگزینی امارات هزینه قابل توجهی به اقتصاد کشور تحمیل میکند، میتوانم به هزینه حمل یک کانتینر کالا از امارات به ایران اشاره کنم که پیش از جنگ حدود چهار هزار دلار بود، اما پس از جنگ و انسداد تنگه هرمز به حدود هشت هزار دلار رسیده است. پس از اختلال در روابط تجاری ایران و امارات، کشور تصمیم گرفت بندر مرسین ترکیه را جایگزین بندر جبلعلی امارات کند. در این بندر هزینه تمامشده حمل یک کانتینر کالا برای ایران حدود ۱۰ هزار دلار تمام میشود. این موضوع به آن معناست که با وجود ریسک جنگ در تنگه هرمز، هنوز هزینه حمل کالا از امارات ارزانتر از حمل کالا از ترکیه تمام میشود.
فرزانگان تأکید میکند این مثال فقط یک قلم از هزینههایی است که جایگزینی امارات در تجارت ایران تحمیل میکند و با وسعت حجم تجاری بین دو کشور، هزینههای جایگزینی این کشور برای اقتصاد ایران قابل توجه میشود. در عین حال باید توجه داشت این هزینهها یکطرفه نیست و امارات هم بابت حذف ایران هزینه سنگینی متحمل میشود، چراکه تنش در روابط دو کشور سبب شده است اقتصاد گردشگری امارات به کلی زمینگیر شود یا حجم سرمایهگذاریهای ایرانیان در این کشور قابل توجه است و امارات بهراحتی نمیتواند از سرمایهگذاری ایرانیان چشمپوشی کند و در واقع منافع اقتصادی دو کشور درهمتنیدگی زیادی دارند.
رئیس پیشین اتاق ایران و امارات همچنین در ادامه توضیح میدهد پس از جنگ و تنش در روابط دو کشور، امارات بهصورت سختگیرانه فقط به تجار و فعالان اقتصادی و همچنین مهاجران ایرانی اجازه سکونت داده که هیچ وابستگی به دولت و حاکمیت ایران نداشته باشند و فعالیت تجاری لنجها هم محدود به تجارت سنتی و بومی منطقه است که سالهاست بین دو کشور ریشهدار است و امارات قادر به حذف آن نیست. فرزانگان در عین حال تأکید میکند منافع سیاسی و اقتصادی همسایگان با یکدیگر درهمتنیدگی گسترده دارد و هیچیک از طرفین نمیتواند بهراحتی آن را انکار کند، بنابراین من فکر میکنم دو کشور باید در روابط خود تجدیدنظر و زمینه را برای صلح و آشتی با یکدیگر فراهم کنند. البته باید تأکید کرد حسن همجواری با همسایگان و شرکای تجاری بهویژه در مراوادات اقتصادی نباید به وابستگی تجاری کشور به یک یا چند شریک بینجامد و ایران باید ضمن رفع تنشهای خارجی و رفع تحریم، به تنوع شرکای تجاری دست پیدا کند.
