
به گزارش ایرنا، بحث توسعه اورژانس هوایی در شرق استان تهران دیگر صرفا به افزایش تعداد ماموریتها یا تامین بالگرد محدود نمیشود؛ مساله اصلی اکنون به زیرساختی گره خورده است که اگر نباشد، حتی در صورت وجود بالگرد نیز بخشی از مزیت اصلی این خدمت، یعنی انتقال سریع بیمار و مصدوم، از بین میرود.
محمد قادری، رییس اورژانس هوایی استان تهران روز سه شنبه در گفت وگو با ایرنا با اشاره به حجم ماموریتهای انجامشده در استان تهران گفت: سال گذشته ۳۱۵ ماموریت توسط اورژانس هوایی در استان انجام شده که از این تعداد حدود ۱۳۰ ماموریت تنها در محدوده دماوند، پردیس و شرق استان تا فیروزکوه بوده است.
این اعداد یک پیام روشن برای شرق استان تهران دارد؛ استفاده از اورژانس هوایی در این منطقه یک خدمت حاشیهای و کممصرف نیست، بلکه به دلیل گستردگی جغرافیایی، وجود روستاهای متعدد و قرار گرفتن محورهای مواصلاتی مهم، بخشی از ظرفیت امدادرسانی اضطراری منطقه به شمار میرود. ۱۳۰ ماموریت؛ سهم قابل توجه شرق تهران از امدادرسانی هوایی
قادری با بیان اینکه اورژانس هوایی کشور در مجموع ۵۱ بالگرد دارد که در سطح کشور فعالیت میکنند، درباره ظرفیت استان تهران نیز اضافه کرد: اورژانس هوایی این استان دارای دو بالگرد و دو هواپیما برای انتقال بیماران در سطح استان است.
اما اهمیت این ظرفیت زمانی روشنتر میشود که ماموریتهای شرق استان را در کنار جغرافیای منطقه قرار دهیم به طوری که دماوند و فیروزکوه در بخش شرقی استان تهران قرار گرفتهاند و فاصله، پراکندگی روستاها، محورهای پرتردد و شرایط جغرافیایی منطقه، ضرورت دسترسی سریع به خدمات امدادی را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، اورژانس هوایی قرار نیست جایگزین کامل امدادرسانی زمینی شود؛ مزیت آن در موقعیتهایی است که سرعت انتقال میتواند در نتیجه درمان یا حتی حفظ جان بیمار و مصدوم تعیینکننده باشد.
به همین دلیل، قادری یکی از مهمترین مشکلات اورژانس هوایی را نه کمبود ماموریت، بلکه کمبود محل استاندارد برای فرود بالگرد میداند؛ مسالهای که به گفته او باید در نقاط مختلف، روستاها و نزدیکی بیمارستانها جدی گرفته شود. مساله فقط بالگرد نیست؛ پدهایی که حلقه مفقوده امدادرسانی سریعاند
رییس اورژانس هوایی استان تهران تاکید کرد که یکی از معضلات بزرگ این مجموعه، نداشتن پد در نقاط مختلف است و از رسانهها میخواهد این موضوع را به مطالبهای عمومی تبدیل کنند.
منطق این درخواست ساده است: بالگرد برای انجام ماموریت به نقطهای امن و مناسب برای فرود نیاز دارد، اگر چنین نقطهای در نزدیکی محل حادثه، روستا یا بیمارستان وجود نداشته باشد، بخشی از زمان ارزشمند عملیات صرف جابهجایی زمینی بیمار یا مصدوم تا محل فرود خواهد شد.
در نتیجه، ساخت پد صرفا یک پروژه عمرانی نیست؛ بخشی از زنجیره نجات است که فاصله میان محل حادثه و بیمارستان را کوتاه میکند.
قادری یادآورشد: استان تهران اکنون ۱۲۶ پد دارد و آخرین پد ایجادشده، پد پردیس در نزدیکی دماوند بوده است با این حال، برآورد اورژانس هوایی نشان میدهد نیاز واقعی استان به حدود ۳۰۰ پد میرسد.
این فاصله میان ۱۲۶ پد موجود و حدود ۳۰۰ پد مورد نیاز، نشان میدهد توسعه اورژانس هوایی در استان تهران صرفا با افزایش تعداد بالگردها قابل تحقق نیست و شبکهای از زیرساختهای زمینی باید همزمان توسعه پیدا کند. نیاز به ۲۰ تا ۳۰ پد جدید
به گفته قادری، در محور پردیس تا فیروزکوه حدود ۱۱ تا ۱۲ پد ایجاد شده و روند احداث آنها مناسب بوده است، اما این تعداد هنوز پاسخگوی نیاز منطقه نیست.
او با اشاره به وجود حدود ۱۰۰ روستا در این محدوده، یک الگوی تقریبی برای توسعه پدها ارائه میکند: اگر هر پنج روستا یک مجموعه در نظر گرفته شود و برای آن یک پد ایجاد شود، شرق استان تهران به حدود ۲۰ تا ۳۰ پد دیگر نیاز خواهد داشت.
این برآورد البته به معنای احداث مکان فرود در هر پنج روستا نیست، بلکه تصویری از مقیاس نیاز زیرساختی منطقه ارائه میدهد؛ منطقهای که پراکندگی سکونتگاهها باعث میشود دسترسی سریع به یک نقطه استاندارد فرود برای عملیات هوایی اهمیت بیشتری پیدا کند.
در واقع، اگر توسعه پدها متناسب با پراکندگی جمعیت و روستاها انجام شود، اورژانس هوایی میتواند از یک خدمت متمرکز در چند نقطه محدود، به شبکهای با دسترسی مؤثرتر در شرق استان تبدیل شود. هزینه هر ساعت پرواز؛ خدمتی گران که زیرساخت ارزانتر، آن را کارآمدتر میکند
به گفته وی، هزینه هر پرواز بالگرد ۴۰۰ میلیون تومان است؛ هزینهای که برای ارائه خدمت به مردم پرداخت میشود و با توجه به شرایط فعلی و محدودیتهای ارتباطی، احتمال افزایش آن نیز وجود دارد.
قادری معتقد است در چنین شرایطی، ساخت پد میتواند یکی از راههای کمک به توسعه و کارآمدی این خدمت باشد، به بیان دیگر، وقتی هر ساعت پرواز هزینه سنگینی دارد، استفاده حداکثری از زمان پرواز و کاهش زمانهای تلفشده در عملیات اهمیت دوچندان پیدا میکند.از این زاویه، پد فرود فقط یک زیرساخت جانبی نیست؛ سرمایهگذاری روی زیرساختی است که میتواند بهرهوری عملیاتی یک خدمت بسیار گران را افزایش دهد.
رییس اورژانس هوایی استان تهران همچنین تاکید دارد که این خدمت در کنار هزینه بالا، با خطرات عملیاتی نیز همراه است و توسعه آن نیازمند همکاری دستگاههای مختلف است. ۱۸ دقیقه تا دماوند؛ چرا فاصله پایگاه با محل حادثه تنها معیار نیست؟
یکی از نکات مهم در اظهارات قادری، توضیح درباره فاصله زمانی میان تهران و دماوند است؛ موضوعی که مستقیماً به بحث ایجاد پایگاه در دماوند مربوط میشود.
وی با اشاره به سرعت حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ کیلومتری بالگردها میگوید اگر در همین لحظه از تهران درخواست بالگرد شود، حدود ۱۸ دقیقه بعد امکان فرود آن در دماوند وجود دارد؛ یعنی از زمان استارت و آغاز پرواز تا رسیدن به دماوند، حدود ۱۸ دقیقه زمان لازم است.
این عدد از نگاه اورژانس هوایی یک استدلال مهم دارد: صرف نزدیک بودن پایگاه به محل ماموریت، لزوماً به معنای کاهش چشمگیر زمان امدادرسانی نیست و باید کل زنجیره عملیات، از درخواست بالگرد تا فرود و انتقال بیمار به بیمارستان، در نظر گرفته شود.
همین موضوع باعث شده اورژانس هوایی در سیاست توسعه خود به سمت ایجاد هابهای متمرکز حرکت کند؛ الگویی که قادری گفت: در بسیاری از نقاط دنیا نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
به گفته وی، دلیل این رویکرد هزینه بالای خدمات هوایی است، همانطور که یک استان معمولاً یک فرودگاه اصلی دارد و امکانات تعمیر، نگهداری و پشتیبانی هوایی در آن متمرکز میشود، اورژانس هوایی نیز برای بهرهوری بیشتر نیازمند زیرساختهای متمرکز است. مطالبه دماوند برای پایگاه؛ یک گام مهم اما وابسته به زیرساخت
در همین چارچوب، درخواست فرمانداری دماوند برای ایجاد آشیانه و پایگاه اورژانس هوایی اهمیت پیدا میکند.
دماوند اکنون صرفاً به دنبال یک پد فرود نیست؛ موضوع مطرحشده ایجاد آشیانه و پایگاه اورژانس هوایی در این شهرستان است.
با این حال، اظهارات رییس اورژانس هوایی نشان میدهد که این مطالبه باید در چارچوب برنامه گستردهتر توسعه این مجموعه بررسی شود.
قادری اضافه کرد: برنامه توسعه ۱۰ ساله اورژانس هوایی، استقرار چهار بالگرد در استان تهران پیشبینی شده است؛ چهار بالگردی که قرار است شمال، شرق، جنوب و غرب استان را پوشش دهند.
در حال حاضر دو بالگرد در اختیار استان قرار دارد و تحقق برنامه چهار بالگردی، تنها به تصمیم برای اختصاص بالگرد وابسته نیست، به گفته قادری، علاوه بر تامین بالگرد، امکانات تعمیر، سرویس و خدمات پس از آن نیز باید فراهم شود.
بنابراین اگر دماوند بخواهد در مسیر ایجاد پایگاه مستقل حرکت کند، مسیله اصلی صرفا ساخت یک آشیانه یا آمادهسازی محل استقرار نیست؛ بلکه باید مجموعهای از الزامات عملیاتی و پشتیبانی نیز همزمان فراهم شود. تجربه پردیس؛ زیرساختی که در شرایط جنگی تغییر کاربری پیدا کرد
به گفته قادری، پیش از این در پردیس یک پد و یک آشیانه ساخته شده بود و با توجه به شرایط جنگی، یکی از محلهای استقرار بالگرد جابهجا و به محدوده شهری منتقل شد تا امکان ارائه خدمات بهتر به مصدومان فراهم شود.
این جابهجایی از یک واقعیت مهم در مدیریت اورژانس هوایی پرده برمیدارد: زیرساختهای این حوزه باید علاوه بر شرایط عادی، ظرفیت پاسخگویی به شرایط ویژه و بحران را نیز داشته باشند.
در این میان، دماوند به دلیل سهم قابل توجه خود از ماموریتهای اورژانس هوایی شرق استان و قرار گرفتن در مسیر محور ارتباطی تهران ـ فیروزکوه، ظرفیت آن را دارد که به یکی از نقاط مهم این شبکه تبدیل شود.
اما تصمیم درباره ایجاد پایگاه مستقل باید در کنار مدل هاب متمرکز، برنامه چهار بالگردی استان و نیاز گسترده به توسعه پدها بررسی شود.
مساله نهایی نیز نه «داشتن پایگاه» و نه «داشتن بالگرد» بهتنهایی، بلکه کوتاهتر کردن فاصله میان لحظه وقوع حادثه و رسیدن بیمار به بیمارستان است؛ معیاری که میتواند مشخص کند کدام زیرساخت در شرق تهران باید زودتر ساخته شود و سرمایه محدود اورژانس هوایی در کدام نقطه بیشترین اثر را بر نجات جان بیماران و مصدومان خواهد داشت. چهار پایگاه در افق توسعه؛ دماوند میان «پایگاه مستقل» و «هاب منطقهای»
در نگاه اول ممکن است میان دو دیدگاه مطرحشده تناقض دیده شود؛ از یک سو دماوند درخواست ایجاد پایگاه و آشیانه دارد و از سوی دیگر اورژانس هوایی از مدل هاب متمرکز دفاع میکند.
اما اظهارات قادری نشان میدهد که این دو موضوع الزاماً در مقابل یکدیگر نیستند چراکه اورژانس هوایی استان تهران در برنامه توسعه ۱۰ ساله خود نیاز به چهار پایگاه را اعلام کرده است و اگر امکانات مورد نیاز از سطوح بالادستی تامین شود، ایجاد این چهار پایگاه امکانپذیر خواهد بود، بنابراین اصل توسعه پایگاهها از نظر این مجموعه منتفی نیست؛ مسیله، نحوه جانمایی، تامین تجهیزات و امکان پشتیبانی از آنها است.
از این منظر، سؤال اصلی برای دماوند فقط این نیست که «آیا پایگاه اورژانس هوایی داشته باشیم؟»؛ بلکه این است که «چه نوع زیرساختی، در چه نقطهای و با چه ظرفیت عملیاتی میتواند بیشترین کاهش زمان انتقال بیمار را ایجاد کند؟» اولویت نهایی؛ رساندن بیمار به بیمارستان در کوتاهترین زمان
در نهایت، قادری هدف اصلی اورژانس هوایی را از بحثهای مربوط به پایگاه، آشیانه و پد جدا نمیکند و همه این زیرساختها را وسیلهای برای یک هدف مشخص میداند: انتقال سریع بیمار به بیمارستان.
به گفته وی، هدف نهایی این است که بیمار هرچه سریعتر به بیمارستان برسد، این جمله در واقع معیار سنجش همه طرحهای توسعه اورژانس هوایی در شرق استان تهران است.
اگر پدهای جدید بتوانند زمان دسترسی به بالگرد و انتقال بیمار را کاهش دهند، احداث آنها معنا پیدا میکند؛ اگر آشیانه و پایگاه جدید بتواند پوشش منطقهای را تقویت کند، سرمایهگذاری روی آن توجیه بیشتری خواهد داشت و اگر استقرار چهار بالگرد در چهار نقطه استان بتواند زمان امدادرسانی را کاهش دهد، آن برنامه میتواند به یک شبکه مؤثرتر تبدیل شود.
برای دماوند و شرق استان تهران، اکنون مجموعهای از اعداد پیش روی تصمیمگیران قرار دارد: حدود ۱۳۰ ماموریت اورژانس هوایی در یک سال در محدوده شرق استان، حدود ۱۰۰ روستا در این پهنه، ۱۱ تا ۱۲ پد موجود در محور پردیس تا فیروزکوه، نیاز برآوردشده به ۲۰ تا ۳۰ پد دیگر در این محدوده و نیاز استان تهران به حدود ۳۰۰ پد در برابر ۱۲۶ پد موجود.
این اعداد نشان میدهند که مسیله اورژانس هوایی در شرق تهران صرفاً یک مطالبه برای ساخت یک آشیانه نیست؛ موضوع، طراحی یک شبکه امدادی است که از محل فرود بالگرد تا آشیانه، از تامین بالگرد تا تعمیر و نگهداری و از محل حادثه تا بیمارستان را در یک زنجیره واحد ببیند.
دماوند اکنون در نقطهای قرار گرفته که میتواند درباره بخشی از این شبکه نقشآفرین باشد؛ اما موفقیت آن به این بستگی دارد که توسعه زیرساختها از ساخت یک سازه منفرد فراتر رود و در قالب برنامهای هماهنگ با نیازهای اورژانس هوایی استان تهران دنبال شود.






