عبور نفت برنت از ۹۰ دلار، قیمت طلا را تحت فشار قرار داد

تداوم رویکرد خصمانه آمریکا علیه ایران؛ ترامپ مدعی آغاز جنگ اقتصادی شد

در حال تکمیل است
ترامپ و ونس بر سر ایران به دوراهی میرسند؟

اختلاف علنی میان ترامپ و جیدی ونس بر سر اینکه اولویت آمریکا در قبال ایران باید مهار قیمت انرژی باشد یا جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای، نشانهای از معادله پیچیدهای است که جنگ ایران برای دولت ترامپ و آینده سیاسی جمهوریخواهان ایجاد کرده است.
واشنگتنپست نوشت: این شکاف نشان میدهد که شرایط کنونی برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، و حزب جمهوریخواه تا چه اندازه از نظر سیاسی دشوار و حساس است.
به نظر میرسد رئیسجمهور دونالد ترامپ و معاون او، جیدی ونس، درباره ایران همنظر نیستند. ونس هفته گذشته در گفتوگو با فاکس نیوز گفت نخستین اولویت دولت آمریکا در قبال ایران، پایین نگه داشتن قیمت بنزین و گاز برای آمریکاییهاست و پس از آن، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای قرار دارد.
ونس در برنامه «ویل کین شو» گفت: «هدف شماره یک این است که نفت و گاز برای آمریکاییها در سراسر کشور ارزان بماند و بعد، طبیعتا، هدف شماره ۲ این است که مطمئن شویم ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند.» اما به نظر میرسد ترامپ با این ترتیب موافق نیست و در شبکه اجتماعی تروث سوشال، به شکلی غیرمستقیم از معاون خود انتقاد کرد.
ترامپ روز دوشنبه نوشت: «هدف شماره یک، و همیشه هم همین خواهد بود، این است که ایران به هیچ شکل، در هیچ شرایطی و تحت هیچ عنوانی نتواند سلاح هستهای داشته باشد.» او در پایان افزود: «از توجه شما به این موضوع متشکرم!» این اختلاف نشان میدهد که شرایط کنونی از نظر سیاسی برای ترامپ، ونس و حزب جمهوریخواه تا چه اندازه پیچیده است.
نظرسنجیها نشان میدهند اقتصاد و قیمتها، از جمله قیمت بنزین، مهمترین مسائل مورد توجه رایدهندگان پیش از انتخابات میاندورهای امسال هستند. قیمت بنزین همچنان بالاست. پاتریک دیهان، رئیس بخش تحلیل نفت در شرکت گسباددی، روز دوشنبه گزارش داد که میانگین قیمت هر گالن بنزین در آمریکا طی هفته گذشته نزدیک به ۸ سنت افزایش یافته و «برای سومین بار در سال جاری از مرز ۴ دلار در هر گالن عبور کرده و به ۴.۰۲ دلار رسیده است». قیمت هر گالن گازوئیل، که نقش مهمی در هزینههای حملونقل دارد، نیز در همین مدت ۱۴.۳ سنت افزایش یافته و به ۵.۴۲ دلار رسیده است.
این وضعیت بر کارزارهای انتخاباتی جمهوریخواهان در سراسر کشور فشار وارد میکند، چرا که رایدهندگان معمولا حزب حاکم را مسئول افزایش قیمتها میدانند. جمهوریخواهانی که طی ماه گذشته با آنها صحبت کردهام، به شکل فزایندهای نگران شدهاند که حزب به نقطه خطرناکی نزدیک شود؛ نقطهای که در آن نگرانی رایدهندگان درباره قیمت بنزین آنقدر در ذهن آنها تثبیت شده باشد که حتی با کاهش قیمتها نیز بعید باشد نظرشان تغییر کند.
از سوی دیگر، نشانه چندانی وجود ندارد که جنگ به پایان خود نزدیک شده باشد. ریچل چیسون روز گذشته گزارش داد که ترامپ «عمان را تهدید به بمباران کرده است؛ کشوری که در حال مذاکره با ایران درباره راهحلی برای بازگشایی تنگه هرمز است.» ونس: این ترامپ است که تصمیم میگیرد
مقامهای کاخ سفید هرگونه اختلاف میان ترامپ و ونس بر سر ایران را رد کردهاند.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در پاسخ به پرسشی درباره این ۲ اظهارنظر گفت: «هیچ اختلافی وجود ندارد. رئیسجمهور ترامپ بهصراحت گفته است که ایران هرگز نمیتواند به سلاح هستهای دست پیدا کند و تمام دولت پشت سر او ایستاده است؛ در حالی که او برای از بین بردن این تهدیدی تلاش میکند که سیاستمداران ۴۷ سال درباره آن صحبت کردند، اما هرگز برای مقابله با آن اقدامی انجام ندادند. معاون رئیسجمهور ونس نیز در پیشبرد دستورکار رئیسجمهور برای حفاظت از سرزمین ما در برابر یک رژیم تروریستی، عملکرد بسیار خوبی دارد.»
از کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، نیز هفته گذشته درباره این موضوع پرسیده شد که چرا ونس اهداف دولت در ایران را به ترتیب، نخست پایین نگه داشتن قیمت گاز و دوم خلع سلاح هستهای ایران، عنوان کرده است.
لیویت گفت: «هر ۲ هدف برای رئیسجمهور به یک اندازه مهم هستند.» این اظهارنظر چند روز پیش از آن مطرح شد که رئیسجمهور تنها یک هدف را بهعنوان اولویت خود اعلام کرد. ونس و کاخ سفید طی هفتههای گذشته بارها در برابر پرسشهایی درباره اختلاف رئیسجمهور و معاون او بر سر ایران موضع گرفتهاند.
اوایل ماه جاری [میلادی]، لورا اینگراهام، مجری فاکس نیوز، از ونس پرسید: «آیا در موضوع ایران هیچ اختلاف نظری میان شما و ترامپ وجود دارد؟»
ونس پاسخ داد: «نه. ببینید، رئیسجمهور و من، اول از همه، این اوست که تصمیمها را میگیرد و همه ما تلاش میکنیم این تصمیمها را مطابق خواست رئیسجمهور اجرا کنیم. او دستور میدهد. ما طبیعتا درباره اینکه دقیقا چه کاری باید انجام دهیم، بحث و گفتوگو میکنیم. اما وقتی رئیسجمهور ایالات متحده تصمیمی میگیرد، ما در این دولت برای اجرای آن ماموریت متحد هستیم.» نشانههایی از آغاز اختلافات؟
اما همین پاسخ نشان میدهد که اختلاف اخیر ترامپ و ونس فقط به قیمت گاز و ایران محدود نمیشود. ونس که سالها از درگیر شدن آمریکا در منازعات خارجی انتقاد کرده، سخت تلاش کرده است تا در جبهه مخالف ترامپ قرار نگیرد. بخشی از این رویکرد شاید به این دلیل باشد که تاریخ نشان میدهد یک معاون رئیسجمهور با چه سرعتی میتواند مورد خشم رئیس خود قرار بگیرد. اما موضوع به آینده حزب جمهوریخواه نیز مربوط میشود.
ترامپ رئیسجمهوری است که در دوره دوم و پایانی خود قرار دارد و، جز مسئله میراث سیاسیاش، تا حد زیادی دیگر لازم نیست نگران آینده سیاسی خودش باشد.
اما این مسئله درباره ونس صدق نمیکند. ونس که ۴۲ سال دارد، بهطور گسترده یکی از روشنترین گزینهها برای جانشینی ترامپ در رهبری جریان سیاسی او دانسته میشود.
واشنگتن پست اوایل ماه جاری میلادی گزارشی منتشر کرد درباره اینکه ترامپ در جریان گفتوگویی درباره انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ به حامیان مالی خود گفته است: «باید جیدی را انتخاب کنیم.» مشاوران ترامپ گفتهاند این اظهارنظر به این معنا نیست که ونس گزینه مورد نظر ترامپ است و رئیسجمهور در عین حال رقابت احتمالی میان ونس و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، را برجسته کرده است.
با این حال، این موضوع یادآور آن است که جاهطلبیهای سیاسی آینده ونس در کانون توجه دولتی قرار دارد که بهزودی وارد نیمه دوم دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ خواهد شد. این یعنی ونس باید میان وفاداری و حمایت از ترامپ، و پرهیز از گره زدن بیش از حد خود به سیاستهایی که ممکن است در آینده برای او دردسرساز شوند، تعادل برقرار کند.
تحلیلگر لبنانی: ترامپ در نبرد با ایران متحمل یک شکست راهبردی شد

عدنان علامه بامداد امروز (پنجشنبه) در گفت وگو با خبرنگار گروه بین الملل ایرنا، افزود: آمریکا و رژیم صهیونیستی روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ تجاوزی مشترک به ایران با اهداف اعلامی ویژه آغاز کردند.
وی اضافه کرد: نابودی توان موشکی ایران، نابودی صنایع دفاعی، پایان دادن به توان دریایی و هوایی، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، دفاع از همپیمانان واشنگتن در منطقه و کنترل و تامین امنیت تنگه هرمز از اهداف اولیه و ثانویه این تجاوز بود.
علامه گفت: به رغم وارد شدن آسیبهایی به بخشهای مختلف در ایران، نه تنها آمریکا و رژیم صهیونیستی به هیچ کدام از اهداف خود نرسیدند بلکه وجهه آمریکا در نگاه ملتهای جهان افول کرد.
وی تصریح کرد: در موضوع موشکی، به رغم آسیب دیدن بخشهایی از داراییهای موشکی ایران، این کشور تا آخرین روز نبرد به شلیک پرحجم به سوی اهداف دشمن ادامه داد و رئیس جمهوری آمریکا از ادعای نابودی توان موشکی ایران به سطح آسیب زدن به آن، عقب نشینی کرد.
این تحلیلگر لبنانی گفت: هرچند که زیرساختهای تولید موشک و پهپاد ایران در این جنگ آسیب دید و مقامات آمریکایی ادعا کردند که بازسازی این زیرساختها به سالها زمان نیاز دارد اما پس از آن اعتراف کردند که ایران همچنان توان تولید موشک و پهپاد را دارد و آسیبها را در زمانی کوتاه جبران کرده است.
علامه اضافه کرد: در موضوع نابودی توان دریایی ایران نیز شکست آمریکاییها آشکارتر بود به طوری که قایقهای تندرو، مینهای دریایی، پهپادها و موشکها به ایران این اجازه را داد که همچنان از تنگه هرمز به عنوان یک کارت راهبردی و برگ برنده استفاده کند.
وی افزود: در موضوع هستهای نیز به رغم تلاشهای دشمن، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی شده ایران در هالهای از ابهام قرار دارد و تلاشهای آمریکا و هم پیمانانش برای اطلاع از سرنوشت آن به جایی نرسیده است.
علامه گفت: دفاع از همپیمانان آمریکا در منطقه و مقابله با نفوذ ایران، یکی از مهمترین موضوعاتی بود که بزرگترین شکست را برای آمریکا به ارمغان آورد.
این تحلیلگر لبنانی تصریح کرد: آمریکا در این جنگ نه توانست از خود و نه از همپیمانانش دفاع کند و توان دفاعی آمریکا در منطقه نسبت به پیش از جنگ به شکل بی سابقهای تضعیف شد.
وی بیان کرد: ناتوانی آمریکا در حمایت از کشورهای میزبان پایگاههای نظامی خود، این کشورها را با سرخوردگی شدید روبرو کرد.
این تحلیلگر لبنانی افزود: یکی از مهمترین و آشکارترین نشانههای این شکست، روی آوردن همپیمانان آمریکا به معاهداتی مانند توافق سه جانبه است.
علامه گفت: اعلام تسلط بر تنگه هرمز به عنوان یک هدف، بزرگترین شکست راهبردی آمریکا را در این جنگ رقم زد.
وی افزود: پس از ۶ ماه تجاوز، واشنگتن به دنبال شکست و ناکامی در موضوع تنگه هرمز، به مذاکره در این زمینه روی آورده است.
علامه تصریح کرد: رئیس جمهوری آمریکا پس از شکست در جنگ و ناتوانی در دستیابی به اهداف خود از طریق نظامی، به التماس روی آورده و از ایران خواسته است که تسلیم شود.
وی گفت: نتیجه جنگ از طریق شمارش، زیرساختهای تخریب شده، شمار حملات هوایی و شمار سورتیهای پرواز محاسبه نمیشود بلکه به میزان دستیابی به اهداف مرتبط است.
این کارشناس سیاسی بیان کرد: آنچه شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی را در این جنگ پررنگ تر میکند بازگشت به سیاست تحریم و فشار اقتصادی پس از راه اندازی یک جنگ پرهزینه است.
علامه افزود: باید گفت که ترامپ به رغم دستیابی به نتایج تاکتیکی محدود در جنگ، از نظر راهبردی این جنگ را به خاطر محقق نشدن هیچ کدام از اهداف اعلامی، باخت.
وی اضافه کرد: از این پس نیز اگر نبردی باشد و یا جنگ ادامه یابد، تنها هدف آن حفظ آبروی باقی مانده آمریکا و فراهم کردن مقدمات خروج فراگیر ایالات متحده از منطقه است.
انتقاد هاشمیطبا از طرح جنجالی مجلس

کلیات طرح «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه در کشور» روز یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ (۱۶ اوت ۲۰۲۶) با ۱۸۳ رأی موافق، چهار رأی مخالف و پنج رأی ممتنع از مجموع ۲۵۸ نماینده حاضر در مجلس تصویب شد.
این طرح در جریان بررسی کلیات، موضوعاتی مانند نحوه مواجهه با ارتباط اشخاص با نهادها و اتباع خارجی، همکاریهای علمی با مراکز خارج از کشور و ارتباط رسانهای با رسانههای خارجی را مطرح کرده است؛ موضوعاتی که بحث درباره مرز میان «مقابله با نفوذ» و «محدود کردن ارتباطات عادی جامعه» را داغ کردهاند.
با این حال، جزئیات و مواد طرح هنوز به تصویب نهایی مجلس نرسیده است و برخی مطالب منتشرشده درباره مجازاتهای مشخص، مربوط به متن پیشنهادی و مراحل بررسی طرح است، نه قانون لازمالاجرا.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از متن پیشنهادی، ارتباط با رسانههای آمریکایی یا اسرائیلی و رسانههایی که از سوی آمریکا یا اسرائیل تأمین مالی میشوند، ممکن است مشمول ممنوعیت و مجازات حبس شش ماه تا دو سال شود. همچنین مصاحبه با سایر رسانههای خارجی، ارتباط با برخی نهادهای غیرایرانی و همکاری علمی با مراکز خارجی خارج از فهرست مجاز، در متن پیشنهادی با محدودیتهایی مواجه شده است؛ اما این موارد هنوز قانون نهایی محسوب نمیشوند.
مصطفی هاشمیطبا، فعال سیاسی، در گفتوگو با فرارو با انتقاد از رویکرد این طرح میگوید: «این طرح در واقع متهم کردن مردم به جاسوسی است، نه طرح پیدا کردن جاسوسها.» او تأکید میکند که در شرایطی که روشهای نفوذ و جاسوسی بسیار پیچیدهتر از گذشته شده است، نمیتوان با محدود کردن روابط علمی، اجتماعی و حرفهای مردم با جهان، به جنگ شبکههای اطلاعاتی رفت و همزمان انتظار داشت اعتماد عمومی نیز حفظ شود.
این طرح به جای جاسوسها، مردم را هدف گرفته است
مصطفی هاشمیطبا درباره طرح جدید مجلس برای مقابله با نفوذ گفت: «این طرح در واقع متهم کردن مردم به جاسوسی است، نه طرح پیدا کردن جاسوسها. در این طرح حتی استادان دانشگاه از ارتباطات علمی منع شدهاند. این، نشانه بیاعتمادی به مردم است.»
او تاکید کرد: «این روزها جاسوسی از این طریق انجام نمیشود. جاسوسی این نیست که یک نفر را با موهای بور به کشور دیگری بفرستند و به او بگویند برو جاسوسی کن. جاسوس در لباس دوستان و افراد موجه ظاهر میشود و ابزارهای جاسوسی نیز بسیار پیچیدهتر از اینهاست. مردم نباید تحت فشار و در قفس قرار بگیرند و شرایط لازم برای زندگی عادی را از دست بدهند.»
وی افزود: «وقتی استاد دانشگاه برای همکاری علمی با یک دانشگاه خارجی، پژوهشگر برای ارتباط با یک مرکز علمی یا فردی برای گفتوگوی حرفهای با یک رسانه خارجی احساس کند که ممکن است متهم شود، در واقع مرز میان ارتباط عادی و جاسوسی را از بین بردهایم. ارتباط علمی با جهان یک امر طبیعی است.»
هاشمی طبا ادامه داد: «دانشگاه بدون ارتباط با دانشگاههای دیگر نمیتواند رشد کند. پژوهشگر باید مقاله بفرستد، در کنفرانس شرکت کند، با استاد خارجی گفتوگو داشته باشد و تبادل علمی انجام دهد. اگر قرار باشد با همه این ارتباطات از سر سوءظن برخورد شود، نتیجه آن پیشرفت علمی نیست، بلکه بسته شدن فضای علمی کشور است.»
این فعال سیاسی گفت: «من اصلاً نمیگویم با جاسوسی و نفوذ مقابله نکنیم؛ اتفاقاً باید با جاسوس واقعی بسیار جدی برخورد کرد. اما باید جاسوس را از آدم عادی تشخیص داد. نمیشود برای پیدا کردن چند جاسوس، میلیونها نفر را تحت فشار قرار داد و ارتباطات طبیعی مردم را محدود کرد.»
جاسوس واقعی با محدود کردن ارتباطات پیدا نمیشود
هاشمی طبا درباره نقش دولت در چنین طرحهایی گفت: «اصلاً دولت قادر نیست به این شکل مردم را پایش کند. از دید من، این روش، روش خوبی نیست. این روزها در سراسر جهان فناوریهای جاسوسی بسیار پیشرفته شدهاند و بعید است بتوان با چنین طرحهایی جاسوسان را پیدا کرد.»
او ادامه داد: «با این نوع طرحها، به جای اینکه بتوانیم جاسوس واقعی را شناسایی کنیم، در واقع به نارضایتی مردم دامن میزنیم. امروز جاسوسی شکل بسیار پیچیدهای پیدا کرده است. دیگر مسئله این نیست که یک نفر را به کشور دیگری بفرستند و به او بگویند اطلاعات جمع کن. شبکههای اطلاعاتی، فناوریهای ارتباطی، روشهای جمعآوری داده و ابزارهای جدید بسیار پیچیده شدهاند؛ بنابراین اگر تصور کنیم با ممنوع کردن چند نوع ارتباط میتوانیم مسئله نفوذ را حل کنیم، تصور درستی نیست.»
وی افزود: «اگر کسی واقعاً تحت هدایت یک سرویس اطلاعاتی خارجی فعالیت میکند، باید دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی با ابزارهای تخصصی خودشان او را شناسایی کنند. این کار با وضع یک قانون عمومی برای همه مردم انجام نمیشود.
اگر قرار باشد هر شهروندی که با یک خارجی ارتباط دارد، هر استادی که با یک دانشگاه خارجی همکاری میکند یا هر روزنامهنگاری که با یک رسانه خارجی صحبت میکند، در مظان اتهام قرار بگیرد، دیگر تشخیص جاسوس واقعی بسیار دشوار میشود.»
نمیشود مردم را در قفس گذاشت
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به تأثیر چنین طرحهایی بر مردم گفت: «مردم نباید تحت فشار قرار بگیرند و در قفس گذاشته شوند؛ بهگونهای که شرایط لازم برای زندگی عادی را از دست بدهند. مردم باید بتوانند زندگی کنند، کار کنند، درس بخوانند، با دنیا ارتباط داشته باشند و فعالیت اجتماعی و علمی انجام دهند.»
هاشمی طبا تاکید کرد: «اگر همه اینها به موضوعی امنیتی تبدیل شود، جامعه خسته میشود. ما نباید تصور کنیم هر ارتباطی با خارج از کشور به معنای نفوذ است. کشورها با یکدیگر ارتباط دارند؛ دانشگاهها، رسانهها، اقتصاد و فرهنگ نیز بدون ارتباط با جهان نمیتوانند پیشرفت کنند.»
اگر این ارتباطات را محدود کنیم، خودمان را از امکاناتی که دنیا در اختیار دارد محروم کردهایم.»
وی ادامه داد: «اینکه یک استاد دانشگاه با دانشگاهی در خارج از کشور ارتباط داشته باشد، بهخودیخود جاسوسی نیست. ممکن است کسی از این ارتباط سوءاستفاده کند، اما باید همان مورد مشخص بررسی شود. نمیتوان اصل ارتباط را جرم دانست و بعد انتظار داشت جامعه علمی کشور با دنیا ارتباط داشته باشد.»
این طرح هم مانند طرح حجاب نتیجه معکوس میدهد
هاشمیطبا درباره تبعات چنین طرحی گفت: «این طرح نیز مانند سایر طرحهایی که باعث نارضایتی و دلخوری مردم شدند و سپس کارایی نداشتند، عملاً مضر است. مدتی پیش طرح حجاب به راه افتاد و به جای اینکه بتواند مردم را به سمت حجاب متمایل کند، آنان را از این موضوع دور و دورتر کرد. اکنون نیز در کشور با وضعیتی مواجهیم که بیحجابی بهطور گسترده دیده میشود.»
او گفت: «در آن طرح نیز به جای اینکه برای آقایان و خانمها کار فرهنگی انجام شود، تصمیم گرفته شد اقدامات سلبی مانند بستن، زدن و گرفتن انجام شود. این نوع رفتارها کاملاً نتیجه معکوس میدهد.»
وی افزود: «در مسائل اجتماعی، این مسئله را بارها دیدهایم. در موضوع نفوذ نیز اگر مردم احساس کنند هر ارتباطی میتواند برای آنها دردسر ایجاد کند، به جای اینکه احساس امنیت کنند، احساس ناامنی خواهند داشت. این برای کشور خوب نیست. امنیت باید به مردم آرامش بدهد، نه اینکه مردم دائماً نگران باشند مبادا یک ارتباط عادی برای آنها پرونده ایجاد کند.»
حتی دولت هم در اجرای طرحهای ضربتی عاجز میماند
این فعال سیاسی تأکید کرد: «وقتی طرحهای ضربتی و بدون منطق در کشور اجرا میشوند، حتی دولت هم از اجرای آنها عاجز میماند. اتفاقاً اگر این نوع طرحها وجود نداشته باشند، سوءاستفاده بیگانگان نیز میتواند به حداقل برسد.»
هاشمی طبا گفت: «قانون باید قابل اجرا باشد. نمیشود قانونی تصویب کرد که دامنه آن آنقدر گسترده باشد که دولت، دستگاه قضایی و دستگاههای نظارتی نتوانند آن را بهطور دقیق اجرا کنند. وقتی قانون بیش از اندازه کلی باشد، ممکن است تفسیرهای مختلفی از آن صورت بگیرد و این مسئله خود مشکلساز شود.»
وی ادامه داد: «برای مقابله با نفوذ باید سراغ نفوذ واقعی رفت. باید ابزارهای اطلاعاتی قوی داشت، شبکههای جاسوسی را شناخت و کسانی را که واقعاً با سرویسهای بیگانه همکاری میکنند، شناسایی کرد.»
این تحلیلگر تاکید کرد: «اگر به جای این کار، مردم، دانشگاهها، رسانهها و ارتباطات عادی جامعه با جهان را محدود کنیم، نتیجهای که به دست میآوریم ممکن است دقیقاً خلاف چیزی باشد که میخواهیم. کشور برای مقابله با دشمن به اعتماد مردم نیاز دارد.
بنابراین، من معتقدم مقابله با نفوذ باید بهگونهای باشد که هم امنیت کشور حفظ شود و هم زندگی عادی مردم مختل نشود. نمیتوان برای پیدا کردن جاسوس، همه مردم را در جایگاه متهم قرار داد.»

قتل پدر، مادر و برادر همسر با اسلحه

رسانه ملت یا رسانه یک محفل؟ | آخرین خبر

مسجد را برای جوان میخواهیم یا جوان را برای مسجد؟!

انتصابات و تغییرات مدیریتی در قوه قضائیه

اوراق درآمدی؛ ابزار جدید برای شهرداریها

تگزاس؛ ایالت هفت تیرکشان، شمشیر را علیه جامعه مسلمانان از رو بست | آخرین خبر

۷ خوراکی مفید برای سلامت روده و دستگاه گوارش

