قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایرنا / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵

اعتراف پنتاگون به تلفات نظامیان خود؛ ۱۸ نظامی کشته و ۶۲۴ نفر دیگر زخمی شده‌اند

تهران- ایرنا- وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) در آخرین آمار خود اعلام کرد که از زمان تجاوز علیه ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴)، ۱۸ نظامی کشته و ۶۲۴ نفر دیگر زخمی شده‌اند.
 اعتراف پنتاگون به تلفات نظامیان خود؛ ۱۸ نظامی کشته و ۶۲۴ نفر دیگر زخمی شده‌اند



۳۲ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

تهدیدهای ترامپ علیه عمان؛ چرا مسقط دیگر واشنگتن را جدی نمی‌گیرد؟

صفحه سیاست-

سایت «المانیتور» در گزارشی اعلام کرد تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر حمله به عمان، موجب حیرت، تعجب و ناخرسندی در مسقط شده است؛ هرچند مقام‌های عمانی تلاش دارند این تهدیدها را بیش از اندازه جدی نگیرند.

بر اساس این گزارش، مقام‌های عمانی اعلام کرده‌اند که نخستین تهدید ترامپ برای بمباران این کشور برای آنها «شوک‌آور» بوده، اما تکرار چنین تهدیدهایی اکنون بیش از هر چیز با نارضایتی مواجه شده است.

یک منبع عمانی در این‌باره گفته است که مقام‌های مسقط «در واقع این موضوع را جدی نمی‌گیرند». یک دیپلمات عمانی نیز تأکید کرده است که این کشور به‌تدریج به تکرار تهدیدهای ترامپ عادت کرده و بارها چنین اظهاراتی را شنیده است.

این واکنش نشان می‌دهد که تهدیدهای واشنگتن، دست‌کم در نگاه بخشی از محافل سیاسی عمان، دیگر الزاماً به‌عنوان یک ابزار مؤثر برای تغییر رفتار مسقط تلقی نمی‌شود. واشنگتن‌پست؛ ترامپ از بن‌بست منطقه‌ای خشمگین است

همزمان، روزنامه «واشنگتن‌پست» در تحلیلی، لحن اخیر ترامپ علیه عمان و برخی دیگر از شرکای آمریکا را نشانه افزایش خشم و سرخوردگی رئیس‌جمهور این کشور دانسته است.

بر اساس این تحلیل، ترامپ که در وادار کردن تهران به پذیرش خواسته‌های واشنگتن با دشواری مواجه شده، به نظر می‌رسد بخشی از فشار و نارضایتی خود را متوجه شرکای منطقه‌ای آمریکا کرده است.

تهدید علیه عمان در این چارچوب اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ چراکه مسقط طی سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین کانال‌های ارتباطی میان ایران و غرب بوده و در مقاطع مختلف برای کاهش تنش‌ها و انتقال پیام میان طرف‌های درگیر نقش‌آفرینی کرده است. تنگه هرمز؛ نقطه اصلی اختلاف

یکی از مهم‌ترین محورهای این تحولات، مسئله تنگه هرمز است. تحلیلگران معتقدند نگرانی واشنگتن تنها به مواضع عمان محدود نمی‌شود، بلکه احتمال شکل‌گیری ترتیبات منطقه‌ای برای مدیریت و بازگشایی تردد در تنگه هرمز بدون پذیرش کامل خواسته‌های آمریکا، یکی از عوامل افزایش فشارهای ترامپ است.

در چنین شرایطی، هرگونه توافق یا تفاهم میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌تواند بخشی از محاسبات واشنگتن را تغییر دهد؛ زیرا آمریکا تلاش دارد مدیریت امنیت و تردد دریایی در منطقه را در چارچوب ترتیبات مورد نظر خود حفظ کند.

آلن ایر، دیپلمات پیشین آمریکا و عضو تیم مذاکره‌کننده این کشور در مذاکرات منتهی به برجام، نیز در همین زمینه گفته است که اظهارات اخیر ترامپ نشان‌دهنده سرخوردگی او از ناتوانی در دستیابی به حداقل هدف خود، یعنی بازگشت رفت‌وآمد در تنگه هرمز به وضعیت عادی، است. چرا عمان برای آمریکا اهمیت دارد؟

اهمیت عمان برای واشنگتن تنها به موقعیت جغرافیایی این کشور محدود نیست. مسقط طی دهه‌های گذشته سیاست خارجی متفاوتی را در پیش گرفته و تلاش کرده است روابط خود را با طیف‌های مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی حفظ کند.

همین رویکرد باعث شده عمان در بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای به کانالی برای گفت‌وگو تبدیل شود. بنابراین فشار مستقیم بر مسقط می‌تواند با یک تناقض جدی روبه‌رو شود؛ آمریکا از یک سو به کانال‌های ارتباطی عمان نیاز دارد و از سوی دیگر، تهدید این کشور می‌تواند ظرفیت میانجیگری و اعتماد متقابل را تضعیف کند.

از این منظر، تهدید علیه عمان ممکن است بیش از آنکه یک ابزار فشار مؤثر باشد، به محدود شدن یکی از مسیرهای دیپلماتیک واشنگتن در منطقه منجر شود. تهدید یا نشانه ضعف در برابر بن‌بست؟

نکته قابل توجه در تحولات اخیر، فاصله میان ادبیات تهدیدآمیز ترامپ و واقعیت‌های میدانی و دیپلماتیک منطقه است. اگرچه واشنگتن همچنان از ابزارهای نظامی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار است، اما تکرار تهدید علیه متحدان و شرکای منطقه‌ای می‌تواند نشانه دشوارتر شدن مسیر دستیابی به اهداف آمریکا باشد.

در مقابل، واکنش عمان نیز نشان می‌دهد که کشورهای منطقه الزاماً حاضر نیستند سیاست‌های خود را صرفاً بر اساس تهدیدهای واشنگتن تنظیم کنند. مسقط تلاش دارد ضمن حفظ روابط خود با آمریکا، کانال‌های ارتباطی خود با ایران و دیگر بازیگران منطقه‌ای را نیز حفظ کند. معادله جدید در خلیج فارس

مجموع این تحولات را می‌توان نشانه‌ای از تغییر در معادلات امنیتی خلیج فارس دانست؛ جایی که کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال مدیریت مستقیم بحران‌ها و حفظ کانال‌های ارتباطی خود هستند.

در چنین شرایطی، تداوم تهدیدهای ترامپ علیه عمان ممکن است نتیجه‌ای متفاوت با هدف اولیه واشنگتن داشته باشد. به جای وادار کردن مسقط به عقب‌نشینی، این رویکرد می‌تواند کشورهای منطقه را به سمت افزایش هماهنگی برای کاهش وابستگی به تصمیمات آمریکا سوق دهد.

از این منظر، مسئله اصلی تنها تهدید ترامپ علیه عمان نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که آیا واشنگتن همچنان قادر است با اتکا به فشار و تهدید، معادلات منطقه‌ای را مطابق خواست خود شکل دهد یا آنکه کشورهای خلیج فارس به سمت ترتیبات مستقل‌تری برای مدیریت بحران، امنیت دریایی و مسئله تنگه هرمز حرکت خواهند کرد.

 


۱ ساعت قبل / سایت صفحه سیاست

ترامپ میان جنگ و تحریم؛ چرا واشنگتن از بازگشت به درگیری نظامی با ایران پرهیز می‌کند؟

صفحه سیاست-

دولت آمریکا در هفته‌های اخیر از تشدید فشار اقتصادی علیه ایران سخن گفته است؛ اما همزمان مقام‌های آمریکایی بر این نکته تأکید دارند که استفاده گسترده‌تر از تحریم‌ها می‌تواند نیاز به اقدام نظامی جدید را کاهش دهد.

از این منظر، انتخاب تحریم به جای حمله نظامی را می‌توان بخشی از تلاش واشنگتن برای حفظ فشار بر تهران بدون باز کردن جبهه‌ای جدید دانست. جنگی که هزینه‌های آن برای آمریکا در میدان و داخل این کشور افزایش یافته و دست دولت ترامپ را برای تصمیم‌گیری محدودتر کرده است. ایران پیام واشنگتن را چگونه دریافت کرده است؟

یکی از نکات مهم تحلیل نیویورک‌تایمز، برداشت تهران از رفتار دولت ترامپ است. به گفته دنیس راس، ایران اکنون ترامپ را رئیس‌جمهوری می‌داند که تمایل چندانی به تشدید دوباره درگیری نظامی ندارد.

این برداشت می‌تواند یک پیامد مهم داشته باشد؛ اینکه تهران ممکن است سطح تهدیدپذیری خود را پایین‌تر ارزیابی کرده و در مقابل، آمادگی بیشتری برای اعمال فشار متقابل نشان دهد. در چنین شرایطی، تهدیدهای اقتصادی آمریکا لزوماً به معنای افزایش قدرت بازدارندگی واشنگتن نیست و حتی ممکن است از سوی ایران به عنوان نشانه‌ای از محدود شدن گزینه‌های آمریکا تفسیر شود. هزینه جنگ برای آمریکا؛ از تلفات نظامی تا فشار بر اقتصاد

یکی از عوامل مهم در محاسبات واشنگتن، هزینه‌هایی است که درگیری با ایران برای آمریکا ایجاد کرده است. افزایش قیمت بنزین، کشته شدن شماری از نظامیان آمریکایی، آسیب دیدن برخی پایگاه‌های این کشور در منطقه و کاهش ذخایر مهمات، بخشی از هزینه‌هایی است که ادامه درگیری می‌تواند بر دوش دولت ترامپ بگذارد.

بنابراین، مسئله فقط تصمیم‌گیری درباره توانایی نظامی آمریکا نیست؛ بلکه بحث اصلی این است که آیا واشنگتن حاضر است هزینه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی یک جنگ طولانی دیگر را نیز بپردازد یا خیر. تنگه هرمز؛ اهرم فشاری که محاسبات آمریکا را تغییر داد

در این میان، نقش تنگه هرمز در معادلات جدید اهمیت ویژه‌ای دارد. ایران با استفاده از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی خود در منطقه توانسته بخشی از هزینه‌های درگیری را به طرف مقابل منتقل کند.

اهمیت هرمز فقط به حوزه نظامی محدود نمی‌شود. هرگونه اختلال در مسیر انتقال انرژی می‌تواند مستقیماً بر بازار جهانی نفت و در ادامه بر قیمت سوخت در آمریکا اثر بگذارد. افزایش قیمت بنزین نیز برای دولت ترامپ یک مسئله سیاسی جدی محسوب می‌شود؛ زیرا فشار اقتصادی ناشی از جنگ می‌تواند به داخل آمریکا منتقل شود. چین؛ بزرگ‌ترین محدودیت برای جنگ اقتصادی ترامپ

یکی از دشوارترین بخش‌های راهبرد تحریمی آمریکا، مسئله چین است. تشدید واقعی فشار اقتصادی بر ایران بدون هدف قرار دادن خریداران اصلی نفت ایران دشوار خواهد بود و چین در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد.

اما واشنگتن همزمان به دنبال مدیریت روابط خود با پکن است. بنابراین، اعمال فشار حداکثری بر صادرات نفت ایران می‌تواند آمریکا را وارد یک تقابل اقتصادی گسترده‌تر با چین کند؛ تقابلی که ترامپ در شرایط فعلی لزوماً خواهان آن نیست.

به همین دلیل، چین را می‌توان یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های راهبرد فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران دانست. واشنگتن نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن واکنش پکن، تحریم‌های نفتی علیه ایران را تا هر سطحی تشدید کند. دولت ترامپ در جست‌وجوی «گام بعدی»

مشکل دیگر آمریکا، نبود یک مسیر روشن برای مرحله بعدی بحران است. یکی از مذاکره‌کنندگان پیشین آمریکا معتقد است دولت ترامپ در این بحران بیش از آنکه دارای یک راهبرد بلندمدت باشد، درگیر تصمیم‌گیری درباره گام بعدی است.

توصیف وضعیت به عنوان «بازی چکرز به جای شطرنج» نیز از همین منظر اهمیت دارد؛ واشنگتن ممکن است برای هر مرحله تصمیمی فوری اتخاذ کند، اما هنوز مشخص نیست این اقدامات چگونه باید به یک راهبرد پایدار برای پایان دادن به بحران منتهی شوند. ترامپ میان سه گزینه دشوار گرفتار شده است

در نهایت، دولت ترامپ با سه مسیر اصلی روبه‌روست؛ بازگشت به جنگ و پذیرش هزینه‌های سنگین آن، حرکت به سمت توافقی که احتمالاً مستلزم امتیازدهی است، یا ادامه فشار اقتصادی و تحریم‌ها با هدف وادار کردن ایران به عقب‌نشینی.

مشکل اینجاست که هیچ‌یک از این گزینه‌ها تضمین‌کننده موفقیت نیست. بازگشت به جنگ می‌تواند هزینه‌های نظامی و اقتصادی سنگینی به آمریکا تحمیل کند، توافق نیازمند پذیرش امتیازاتی از سوی واشنگتن است و تحریم نیز در شرایطی که ایران راه‌های مقابله با فشار اقتصادی را توسعه داده و چین همچنان یک بازیگر کلیدی است، با محدودیت‌هایی جدی روبه‌روست. تحریم به جای جنگ؛ نشانه قدرت یا محدودیت آمریکا؟

برآیند تحلیل نیویورک‌تایمز این است که تهدیدهای اقتصادی اخیر ترامپ را نباید صرفاً نشانه قدرت مطلق واشنگتن دانست. بازگشت به تحریم‌ها می‌تواند همزمان نشانه تلاش آمریکا برای حفظ اهرم فشار و پرهیز از ورود مجدد به جنگ باشد.

در واقع، واشنگتن اکنون باید میان افزایش فشار و جلوگیری از تبدیل بحران به یک جنگ فراگیر تعادل برقرار کند. همین تناقض، فضای تصمیم‌گیری دولت ترامپ را پیچیده کرده است؛ زیرا هرچه فشار اقتصادی بیشتر شود، احتمال واکنش متقابل ایران و درگیر شدن آمریکا با پیامدهای منطقه‌ای آن نیز افزایش می‌یابد.

از این منظر، «جنگ اقتصادی» ممکن است برای ترامپ راهی برای ادامه فشار بر ایران بدون ورود مستقیم به میدان نظامی باشد؛ اما اینکه این راهبرد بتواند تهران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند، همچنان یک پرسش باز است. مهم‌تر اینکه اگر فشار اقتصادی نتواند نتیجه مورد انتظار آمریکا را ایجاد کند، گزینه بعدی ترامپ چه خواهد بود؛ پرسشی که به نظر می‌رسد هنوز پاسخ روشنی در واشنگتن ندارد.

 


۱ ساعت قبل / سایت اقتصاد ۲۴

روایت فایننشال تایمز از بحران مهمات آمریکا/ مشکلات بازگرداندن ذخایر مهمات واشنگتن به سطوح قبل

اقتصاد۲۴-«فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینه‌های سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار می‌دهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگران‌کننده است، اما این گزارش‌ها معمولاً از این نکته غافل‌اند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.

نشانه‌های هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدت‌ها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیت‌های موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیری‌های بین‌المللی را، به‌ویژه با توجه به نیاز‌های منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخاب‌های دشواری که با اولویت‌بندی همراه است، سر باز زده‌اند.

کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیت‌های قابل‌توجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطاف‌پذیری خود را از دست بدهد.

پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیاز‌های جهانی خودش، محافظت می‌کرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بده‌بستان‌ها صورت نگرفت.

مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند. گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیر‌های پاتریوت است. همچنین تخمین زده می‌شود که عرضه موشک‌های تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.

دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینه‌های جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابل‌توجهی از این مبلغ را تشکیل می‌دهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر می‌رسند، اما نمی‌توانند زمان‌بندی‌های تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابل‌توجه تولید بتواند بن‌بست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سال‌ها زمان می‌برد.

این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاست‌گذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.

دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر می‌رسد او همچنان تشدید بیشتر تنش‌ها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن می‌زند و نمی‌تواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.

فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بی‌چون و چرای سطوح سرسام‌آور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیت‌های ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانه‌ای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشور‌ها متعهد شده و نمی‌تواند به‌طور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.

تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین می‌کند.

کنگره، با توجه به قدرت انحصاری‌اش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که می‌تواند ایجاد و اجرای چارچوب‌های حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده می‌تواند ابتدا نیاز‌های با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.

رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویت‌بندی فراهم می‌کند. با این حال، بدون پذیرش محدودیت‌های راهبردی و ایجاد چارچوب‌های حفاظتی سخت‌گیرانه‌تر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیم‌تر خواهد بود.

جماران: فایننشال تایمز در تحلیلی نوشت افت شدید ذخایر تاد، پاتریوت و تاماهاک، توان واشینگتن برای بازدارندگی در برابر چین در منطقه هند-آرام را با چالشی جدی روبه‌رو کرده است.

رمزگشایی فایننشال تایمز از پشت پرده بحران مهمات آمریکا/ بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی واشنگتن به سطوح پیش از جنگ ایران، سال‌ها زمان می‌برد

«فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینه‌های سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار می‌دهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگران‌کننده است، اما این گزارش‌ها معمولاً از این نکته غافل‌اند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.

نشانه‌های هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدت‌ها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیت‌های موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیری‌های بین‌المللی را، به‌ویژه با توجه به نیاز‌های منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخاب‌های دشواری که با اولویت‌بندی همراه است، سر باز زده‌اند.

کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیت‌های قابل‌توجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطاف‌پذیری خود را از دست بدهد.

پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیاز‌های جهانی خودش، محافظت می‌کرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بده‌بستان‌ها صورت نگرفت.

مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند. گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیر‌های پاتریوت است. همچنین تخمین زده می‌شود که عرضه موشک‌های تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.

دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینه‌های جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابل‌توجهی از این مبلغ را تشکیل می‌دهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر می‌رسند، اما نمی‌توانند زمان‌بندی‌های تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابل‌توجه تولید بتواند بن‌بست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سال‌ها زمان می‌برد.

این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاست‌گذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.

دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر می‌رسد او همچنان تشدید بیشتر تنش‌ها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن می‌زند و نمی‌تواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.

فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بی‌چون و چرای سطوح سرسام‌آور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیت‌های ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانه‌ای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشور‌ها متعهد شده و نمی‌تواند به‌طور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.

تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین می‌کند.

کنگره، با توجه به قدرت انحصاری‌اش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که می‌تواند ایجاد و اجرای چارچوب‌های حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده می‌تواند ابتدا نیاز‌های با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.

رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویت‌بندی فراهم می‌کند. با این حال، بدون پذیرش محدودیت‌های راهبردی و ایجاد چارچوب‌های حفاظتی سخت‌گیرانه‌تر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیم‌تر خواهد بود. منبع: جماران




 ایجاد صندوقی برای بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده از جنگ
۵۲ دقیقه قبل / سایت ایران آنلاین

ایجاد صندوقی برای بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده از جنگ

مدیرعامل بانک مسکن گفت: با توجه به آسیب‌هایی که در جریان جنگ اخیر به بخشی از واحدهای مسکونی وارد شده، پیشنهاد ایجاد صندوق سرمایه‌گذاری بازسازی مسکن را مطرح کرده‌ایم تا بتوان از ظرفیت بازار سرمایه برای بازسازی این واحدها استفاده کرد.

 پزشکیان: کسانی که در آن سوی مرزها دشمن را به تهاجم به ایران دعوت می‌کنند ایرانی نیستند همه اعضای شعام از مذاکرات و تفاهم‌نامه دفاع کردند | جهان نیوز
۱۵ دقیقه قبل / سایت جهان نیوز

پزشکیان: کسانی که در آن سوی مرزها دشمن را به تهاجم به ایران دعوت می‌کنند ایرانی نیستند همه اعضای شعام از مذاکرات و تفاهم‌نامه دفاع کردند | جهان نیوز

رئیس جمهور جایگاه جامعه پزشکی در نظام سلامت را اثرگذار و مورد اعتماد مردم برشمرد و گفت که به‌جای بیان صرف دردها، باید برای درمان آنها گام برداریم و با صداقت در خدمت مردم باشیم و بدانیم با وجود برخورداری از قدرت، اگر اختلاف باشد، نابود خواهیم شد.

 درگیری مرزبانان سراوان با گروهک مسلح
۱ ساعت قبل / سایت تابناک

درگیری مرزبانان سراوان با گروهک مسلح

مرزبانان هنگ مرزی سراوان، با اتکا به اشراف اطلاعاتی و آمادگی عملیاتی خود، شب گذشته تحرکات یک گروهک مسلح را که قصد ورود غیرقانونی به خاک کشور و انجام اقدامات...

 حجت الله بهمنی : بازی های لیگ برتر برای تیم‌ امید تا هفته هفتم برگزار خواهد شد
۴۴ دقیقه قبل / سایت پارس فوتبال

حجت الله بهمنی : بازی های لیگ برتر برای تیم‌ امید تا هفته هفتم برگزار خواهد شد

حجت الله بهمنی گفت : بازی های لیگ برتر تا هفته هفتم برگزار خواهد شد تا تیم امید برای بازی های ناگویا مشکلی نداشته باشد.

 حجت الله بهمنی سخنگوی سازمان لیگ: دیدار پرسپولیس و تراکتور بی تماشاگر است
۲۲ دقیقه قبل / سایت پارس فوتبال

حجت الله بهمنی سخنگوی سازمان لیگ: دیدار پرسپولیس و تراکتور بی تماشاگر است

حجت الله بهمنی سخنگوی سازمان لیگ فوتبال ایران گفت : بازی تراکتور پرسپولیس این فصل، هم رفت هم برگشت بدون تماشاگر برگزار خواهد شد.

 پزشکیان: چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟ - سرمایه و بورس
۱ ساعت قبل / سایت سرمایه و بورس

پزشکیان: چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟ - سرمایه و بورس

پزشکیان در واکنش به موضع گیری ها درباره بنزین گفت: چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و بعد آن را ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟