
روایت خبرنگار خبرگزاری فرانسه از «پیروزی تمام عیار» ایران در جنگ

هشدار اسرائیل به آمریکا درباره کشور همسایه ایران
شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی مدعی شد تلآویو به واشنگتن هشدار داده است که ترکیه علیرغم حمله هوایی اخیر اسرائیل همچنان بر تصمیم خود برای اعزام نیرو و استقرار سامانههای نظامی در پایگاه هوایی ابوالظهور سوریه اصرار دارد.
طبق گزارش این شبکه ارزیابیهای اسرائیل نشان میدهد آنکارا قصد دارد از تمایل واشنگتن برای جلوگیری از تشدید تنشها استفاده کند تا اسرائیل را در صورت هرگونه اقدام آتی علیه حضور ترکیه، در موضعی دشوار قرار دهد.
این گزارش حاکی است اسرائیل همچنین انتظار دارد که سوریه و ترکیه اقدامات دیپلماتیک هماهنگی را علیه تلآویو در سازمان ملل متحد پیش ببرند.
نگاه و ارزیابی سیستم امنیتی رژیم صهیونیستی به فرمانده جدید سپاه پاسداران/ وحشت مقامات امنیتی در تلآویو از حضور سردار وحیدی در راس سپاه پاسداران
سرویس جهان مشرق - در روزهای گذشته، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، با صدور حکمی سردار احمد وحیدی را به درجه سرلشکر ارتقا داده و ایشان را به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کرد. این انتصابات که به منظور تعیین تصمیم گیران جدید ساختار نظامی و امنیتی کشور صورت گرفت، از نگاه محافل امنیتی رژیم صهیونیستی صرفاً یک جابه جایی عادی در ساختار نظامی تهران تلقی نمیشود.
در ادامه، گزارشی امنیتی منتشر میشود که بر پایه ارزیابی مقامات ارشد امنیتی رژیم صهیونیستی تهیه شده است. این گزارش به تحولات اخیر در ساختار فرماندهی سپاه پاسداران ایران، روند بازسازی توانمندیهای نظامی تهران و پیامدهای احتمالی آن برای سیاست خارجی و امنیتی آمریکا، بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا، میپردازد.
آنچه در ادامه میآید، ترجمه فارسی یک گزارش امنیتی است که نخستینبار در رسانه اسرائیلی «اپوک» منتشر شده است.
لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای محافل رسانهای-اندیشکدهای بینالمللی این گزارش را منتشر میکند و دیدگاهها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست
یونی بن مناخم، کارشناس امنیتی برجسته رژیم صهیونیستی در گزارشی در رابطه با فرمانده جدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نوشت:
مقامات ارشد امنیتی اسرائیل ارزیابی میکنند که ایران قصد ندارد به بازسازی توانمندیهای آسیبدیده در جنگ اخیر بسنده کند، بلکه ممکن است در حال تدارک یک اقدام تشدید تنشِ از پیش طراحی شده در برابر دولت ترامپ تا نزدیک ماه نوامبر، یعنی زمان انتخابات میاندورهای آمریکا باشد.
بر اساس این ارزیابی، تهران ممکن است تلاش کند از حساسیت سیاسی فزاینده در واشنگتن در آستانه انتخابات بهرهبرداری کند تا ترامپ را در برابر یک دشواره دشوار قرار دهد؛ واکنش نظامی شدید ممکن است آمریکا را به کارزار دیگری بکشاند و در ایام انتخابات، هزینه سیاسی از او بگیرد، در حالی که خویشتنداری ممکن است به ضعف و ناتوانی در اجرای سیاستش در برابر ایران تعبیر شود و بازهم منجر به هزینه سیاسی برای او شود. به عبارت دیگر، ایران ممکن است تلاش کند رویارویی نظامی را به یک رویارویی سیاسی حاد در داخل آمریکا نیز تبدیل کند.
به اعتقاد مقامات امنیتی، این احتمال دقیقاً در پسزمینه اقداماتی که تهران به رهبری [آیتالله] مجتبی خامنهای در درون تشکیلات امنیتی خود انجام میدهد اهمیت ویژهای مییابد. انتصاب احمد وحیدی به فرماندهی دائم سپاه پاسداران اقدامی به نظر نمیرسد که صرفاً برای پر کردن خلأ فرماندهی باشد. او بخشی از فرایند گستردهتر بازسازی نیروی نظامی ایران و آمادهسازی آن برای رویاروییهای آینده است.
یونی بن مناخم در ادامه نوشت:
در ۱۰ اوت، رهبر علی ایران، آیتالله مجتبی خامنهای، احمد وحیدی را به فرماندهی کل سپاه پاسداران منصوب کرد و به او درجه ژنرال اعطا کرد. بدین ترتیب وحیدی به فرمانده دائم یکی از مهمترین کانونهای قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل شد.
این انتصاب در چارچوب سلسلهای از انتصابهای ارشد در رأس هرم نظامی ایران انجام شد که هدفشان ساماندهی دوباره زنجیره فرماندهی پس از جنگ و ترورهایی بود که به رأس هرم امنیتی نظامی در ایران آسیب زد.
اما انتخاب احمد وحیدی برای اسرائیل و آمریکا به صورت ویژهای خاص تر است؛ سخن از فردی است که در ایران «مرد قدرتمند» تعریف میشود. او فرماندهای با دههها تجربه در سیستم نظامی و امنیتی ایران است؛ کسی که در دوران جنگ ایران و عراق در سپاه پاسداران رشد کرد، پیشتر فرمانده نیروی قدس بود و سپس به عنوان وزیر دفاع و وزیر کشور خدمت کرد.
وحیدی به نسل کهنهکار و سختگیر سپاه پاسداران تعلق دارد. جهانبینی او در دوره جنگ با عراق و در سالهایی شکل گرفت که ایران مفهوم امنیتی خود را حول بقای نظام، بازدارندگی و توانایی عمل از طریق نیروهای مستقیم و نیابتی بنا میکرد.
او بین سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۷ ریاست نیروی قدس، شاخه بیرونی سپاه پاسداران را بر عهده داشت، پیش از آنکه قاسم سلیمانی این سمت را به ارث ببرد. در ادامه، در دولت محمود احمدینژاد وزیر دفاع و در دولت ابراهیم رئیسی وزیر کشور بود.
این کارشناس در رابطه با پیام انتصاب سردار وحیدی در این جایگاه برای رژیم صهیونیستی و آمریکا نوشت:
بنابراین انتصاب او دقیقاً در این مقطع خود یک پیام است؛ اگر تهران میخواست نشان دهد که به دورهای از آشتی، گفتوگو و کاهش تنش با واشنگتن روی آورده است، میشد انتظار انتخاب دیگری داشت. در عوض، رهبر ایران فرماندهای را برگزید که تجربه رزمی، امنیتی و عملیاتی گستردهای با خود میآورد و با خط سختگیرانه نظام شناخته میشود.
[آیتالله] خامنهای در حکم انتصاب برای وحیدی، اهدافی را برای فرماندهی جدید تعیین کرد: تقویت توانمندیهای نظامی و بازدارندگی، بهبود آمادگی عملیاتی، تقویت سطح ایدئولوژیک و فرهنگی در درون سپاه پاسداران و توسعه سامانههای فرماندهی و مدیریت. معنای این سخنان روشن است؛ سپاه پاسداران قرار نیست فقط از جنگ احیا شود، بلکه باید از آن درس بگیرد و خود را از نو بسازد.
انتصاب دائم به وحیدی اجازه میدهد این کار را در طول زمان انجام دهد. سخن از فرمانده موقتی نیست که هدفش تثبیت سازمان تا انتصاب بعدی باشد؛ سخن از کسی است که مأموریت یافته نسل فرماندهی بعدی سپاه پاسداران را شکل دهد و توانایی بازدارندگی و عملیات آن را بازسازی کند.
احمد وحیدی از نگاه آمریکا شخصیتی بیطرف نیست. او مشمول تحریمهای آمریکاست و نامش در طول سالها با پروندههای امنیتی شدید گره خورده است. او همچنین در آرژانتین تحت تعقیب است، در ارتباط با ظن دست داشتن در حمله به مرکز جامعه یهودیان آمیا در بوئنوس آیرس در سال ۱۹۹۴. از نگاه واشنگتن، انتصاب چنین فردی به ریاست سپاه پاسداران نمیتواند نشانهای از میانهروی تلقی شود. (اتهام واهی مطرح شده از سوی صهیونیستها و غرب به منظور بحران سازی برای جمهوری اسلامی ایران)
این کارشناس در رابطه با ارزیابیهای مقامات امنیتی صهیونیست از احتمال اقدامات نظامی آمریکا نوشت:
مقامات ارشد امنیتی (در اسرائیل) ارزیابی میکنند که اگر ایران واقعاً قصد آغاز تنشآفرینی داشته باشد، انتخابات میاندورهای آمریکا ممکن است پنجره فرصت سیاسی در اختیارش قرار دهد. تهران مجبور نیست به جنگ تمامعیار برود. میتواند تلاش کند بحرانی محدود اما معنادار ایجاد کند؛ از طریق حمله مستقیم، بهکارگیری نیروهای نیابتی در منطقه، تهدید مسیرهای کشتیرانی و انرژی یا اقدامی دیگر که ترامپ را ناگزیر به تصمیمگیری سریع کند.
از نگاه ایران، هر یک از این گزینهها میتواند برای رئیسجمهور آمریکا ایجاد دشواره کند. اگر با شدت واکنش نشان دهد، ممکن است در مقطع حساس سیاسی به کارزار دیگری کشیده شود. اگر هم واکنش نشان ندهد، ایران ممکن است آن را بهعنوان شاهدی بر از دست رفتن اثربخشی فشار آمریکا ارائه کند.
در این نقطه، انتصاب وحیدی به تصویر گستردهتر متصل میشود. او کسی نیست که قرار باشد بهتنهایی تصمیم بگیرد ایران وارد جنگ شود. این تصمیم در دست رهبری عالی است. اما او کسی است که قرار است سازوکار نظامی ایران را برای احتمال مثبت بودن این تصمیم آماده کند.
سپاه پاسداران باید سامانههای موشکی و پهپادی خود را بازسازی کند، بقا و تاب آوری ساختار فرماندهی را بهبود بخشد، پدافند هوایی را تقویت کند و از آسیبهایی که متحمل شده درس بگیرد و وحیدی، با تجربه نظامی و عملیاتی گسترده، کسی است که میتواند این فرایند را هدایت کند.
بنابراین انتصاب او بیشتر از آنکه به این پرسش مربوط باشد که ایران امروز میخواهد چه کند، بیشتر به این پرسش مربوط است که ایران میخواهد تا چند ماه دیگر توانایی انجام چه کاری را داشته باشد. برای تحقق چنین وضعیتی، انتصاب دائم وحیدی به ایران یکی از شرایط مهم این هدف را میدهد: فرماندهی نظامی باثبات در رأس سپاه پاسداران.
یونی بن مناخم، در پایان گزارش خود نوشت:
در نهایت، انتخاب احمد وحیدی آزمونی نیز برای رهبر عالی جدید ایران است. [آیتالله] مجتبی خامنهای میتوانست چهرهای برگزیند که پیام تغییر، میانه روی یا تمرکز بر بازسازی داخلی را منتقل کند. اما او یکی از چهرههای نسل سختگیر و کهنهکار سپاه پاسداران را برگزید و معنایش این است که نظام نمیخواهد جنگ اخیر به عنوان شکستی که به عقبنشینی ایران انجامید به یاد بماند. میخواهد آن را مرحلهای معرفی کند که ایران از آن بیرون آمده تا خود را از نو بسازد.
بنابراین انتصاب احمد وحیدی فقط جابهجایی افراد نیست؛ بخشی از آمادهباش است و پرسش اصلی این نیست که آیا ایران میخواهد فردا جنگ را آغاز کند، بلکه این است که آیا اکنون ایران دارد خود را به نقطهای میرساند که در آینده، خودش تصمیم بگیرد در چه زمانی، با چه شدتی و در چه شرایطی وارد تنش یا درگیری شود؟
اگر ارزیابی اسرائیل درباره نوامبر درست باشد، ساعت از هماکنون در حال تیکتاک است. ایران ممکن است تلاش کند تا وقتی فصل پاییز فرا رسید، از نظر نظامی بازسازی شدهتر و از نظر سیاسی نیز مصممتر شده باشد، همراه با یک فرمانده دائم در رأس سپاه پاسداران و دیگر نهادهای نظامی و امنیتی.
از نگاه ترامپ، این ممکن است ماههای پیش از انتخابات میاندورهای را به سختترین آزمون سیاستش در برابر تهران تبدیل کند.
به گزارش مشرق ، در روزهای گذشته، کارشناسان و رسانههای رژیم صهیونیستی به صورت گستردهای اقدام به بازتاب و تحلیل احکام انتصاب نظامی فرماندهان از سوی رهبر معظم انقلاب کرده و پیام اصلی این انتصابات را، آمادگی ایران برای ورود به دور جدید نبرد با این رژیم و آمریکا در سطوحی متفاوت تر از گذشته ارزیابی کردهاند.
غروب یک امپراتوری و تولد نظمی نوین
نظم منطقهای سنتی در خاورمیانه، در پی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و همچنین جنگ غزه به پایان راه رسیده است. ناتوانی واشینگتن در سرنگونی رژیم تهران و حفاظت از متحدان خلیج فارس، بنبست در مسئله فلسطین، پایههای امنیتی و اخلاقی دهههای گذشته را ویران کرده است. تحولات اخیر ثابت کرد که قدرت نظامی محدودیتهای جدی دارد و متحدان منطقهای دیگر نمیتوانند به تضمینهای امنیتی آمریکا تکیه کنند. فروپاشی این نظم، فرصتی نادر برای واشینگتن ایجاد میکند تا سیاست خود را از «مهار نظامی» به سوی «دیپلماسی فراگیر» و حمایت از حقوق بشر و دموکراسی تغییر دهد.
تحلیل ریشههای بحران و فروپاشی نظم قدیمی
1 میراث نظم ۱۹۹۱ و فرسایش تدریجی نظم خاورمیانهای که پس از فروپاشی شوروی و آزادسازی کویت در سال ۱۹۹۱ شکل گرفت، بر پایه سه رکن اساسی بود:
برتری نظامی آمریکا: ایجاد شبکهای از پایگاههای نظامی برای مهار ایران و عراق
تضمین امنیت استبداد: حمایت از رژیمهای اقتدارگرا در ازای ثبات منطقهای و جریان انرژی
فرآیند صلح اعراب و اسرائیل: تلاش برای ادغام اسرائیل در یک چارچوب امنیتی مشترک با اعراب
شکست در اجرا: در حالی که این نظم برای نخبگان و کشورهای ثروتمند خلیج فارس منافعی داشت، برای اکثریت مردم منطقه با خشونت، محرومیت و سرکوب همراه بود.
2 غزه و جنگ با ایران
دو رویداد کلیدی به عنوان کاتالیزور نهایی برای پایان دادن به نفوذ آمریکا عمل کردند:
جنگ غزه (نابودی اخلاقی): حمایت بیچون و چرا از اسرائیل، ادعاهای حقوق بشری آمریکا را نزد افکار عمومی بیاعتبار کرد.
جنگ با ایران (شکست توهم قدرت نظامی): ناتوانی در تغییر رژیم و بسته شدن تنگه هرمز ثابت کرد که قدرت نظامی آمریکا دیگر نمیتواند امنیت مطلق ایجاد کند.
3 شکافهای کلیدی و واقعیتهای نوین منطقهای
بیاعتمادی متحدان خلیج فارس: رهبران عرب از اینکه واشینگتن بدون مشورت با آنها وارد جنگ با ایران شد و نتوانست یا نخواست از آنها در برابر حملات ایران محافظت کند، خشمگین هستند.
رقابتهای درونی: تنزاع میان عربستان و امارات بر سر رهبری منطقه و روابط با اسرائیل، تلاشهای آمریکا برای ایجاد یک جبهه متحد ضد ایرانی را مختل کرده است.
خودمختاری بازیگران: متحدان سابق اکنون به دنبال معاملات جانبی با ایران و گسترش روابط با چین و روسیه هستند تا خلأ قدرت آمریکا را پر کنند.
4 وضعیت بازدارندگی و تهدیدات مداوم
تابآوری ایران: علیرغم آسیبهای ناشی از جنگ، رژیم ایران برجا مانده و توانایی خود را برای نبرد در «منطقههای خاکستری» و استفاده از نیروهای نیابتی حفظ کرده است.
توسعهطلبی اسرائیل: اسرائیل بدون توجه به نظر آمریکا، به دنبال الحاق کرانه باختری و تداوم مداخلات نظامی در لبنان و سوریه است.
بیثباتی اقتصادی: جنگ، قیمت سوخت و مواد غذایی را افزایش داده و در کشورهایی مانند مصر، پتانسیل خیزشهای مردمی مشابه سال ۲۰۱۱ را تقویت کرده است.
5 فرصتهای راهبردی برای تغییر مسیر
آمریکا برای جلوگیری از زوال کامل، باید پارادایمهای خود را تغییر دهد:
الف) از تهاجم به دفاع
به جای بازسازی پایگاههای تخریب شده، بر سرمایهگذاری در موارد زیر تمرکز کند:
- اشتراکگذاری اطلاعاتی
- سیستمهای دفاع موشکی برای شرکای خلیج فارس
- تأمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز.
ب) دیپلماسی به جای مهار
تغییر رویکرد در قبال ایران از مهار نظامی به سوی فرآیند دیپلماتیک که ایران را به عنوان یک شریک در سیستم امنیتی منطقه بپذیرد. این نگاه حتی در میان برخی چهرههای تندرو مانند ونس نیز دیده میشود.
ج) بازتعریف روابط با متحدان
- فشار بر اسرائیل: مشروط کردن حمایتها به احترام به حقوق بشر، توقف شهرکسازی و پایان دادن به اقدامات بیثباتکننده
- پایانِ دادن به چک سفید به مستبدان: تشویق به اصلاحات دموکراتیک و حمایت از حقوق بشر به عنوان تنها راه دستیابی به ثبات پایدار در بلندمدت.
نتیجهگیری
نظم قدیمی خاورمیانه مانند امپراتوریهای بریتانیا و فرانسه پس از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، در حال محو شدن است. اگرچه خروج فیزیکی آمریکا بلافاصله رخ نخواهد داد، اما مشروعیت و کارآمدی مدل قدیمی از بین رفته است. واشینگتن با انتخابی حیاتی روبروست: یا به مدیریت بحرانهای بیپایان در یک سیستم شکستخورده ادامه دهد، یا شجاعت لازم برای پیریزی یک نظم جدید مبتنی بر دیپلماسی، دفاع جمعی و حاکمیت قانون را پیدا کند. شکست در تغییر مسیر، منجر به محو شدن تدریجی نفوذ آمریکا در منطقهای خواهد شد که بیش از سه دهه تحت سلطه مطلق آن بود.
*ترجمه: کانال بازنگاه
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

واکنش چین به تهدیدهای جدید ترامپ علیه ایران/ پاکستان میانجی تهران و واشنگتن میشود؟/ بیانیه مشترک مصر، قطر و ترکیه در محکومیت تجاوزات اسرائیل

۲۳ کشته در تصادف بزرگراهی در برزیل

انتقاد کرملین از مشارکت مستقیم انگلیس در جنگ اوکراین

در پاسخ به اعلام جنگ اقتصادی ترامپ

اسپوتنیک: احتمال حمله اسرائیل به ترکیه/ ادعای ترامپ: اگر لازم بود صد بار دیگر هم به ایران حمله میکردم!/ تحریمهای تازه آمریکا علیه حزبالله/ آمریکا به چین و متحدانش درباره ایران هشدار داد

