
به گزارش روز چهارشنبه گروه علمی ایرنا از روابط عمومی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی در مورد کتاب چنین آورده است: دانشگاه در ایران فرازوفرود بسیار داشت، قصه پرغصهای شد و همچنان هنوز نیز هست. نهاد علم، بخشی از طرح اجتماعی ایران و تکهای از طرح تجدد و تمدن و توسعه و نیکبختی اجتماعیِ پرمصیبت ما بود و هست.
ایران، طرحی ناتمام است و برای تمامشدن، خود به علمورزی و دانشگاه نیاز داشت و همچنان با نیازهای فروخورده خویش، دست به گریبان است. ایران در امیدوارانهترین حالت، جامعهای در راه است و آموزش عالی، تکیهگاهی جمعی برای انباشت سرمایه انسانی بلندمدت برای این سرزمین بود و همچنان هست. نهاد تفکر و علم در ایران، نقطه امیدی در دل انبوه نومیدیهایمان برای خلق سرمایه فرهنگی و اجتماعی و نمادین بود.
دانشگاه قابل تقلیل به علم ابزاری و دانش تخصصی و کارخانه شغلسازی و محلی برای تولید آدمهای سازمانی نیست. دانشگاه نهاد بلوغ و نهاد علم است و نهادی که میتواند تولید آگاهی، تولید معرفت و تفکر و تولید معنا، تولید ارتباط و فضا کند. تولید تحرک اجتماعی و تولید آگاهی اجتماعی کند.
فرزندان این سرزمین شاید در حیات دانشگاهی بتوانند تجربهای از «بودنـدرـجهان» را آزمون کنند و هویت و سبک زندگی تازه بجویند، سطوح بالغ معرفتشناختی و تفکر انتقادی خویش را پیجویی کنند. درنتیجه دانشگاه، نهاد معرفت و فضای ارتباط و باشگاهی اجتماعی است. فرزند شهر است. از متن شهر بر میخیزد و مدام با شهر زندگی میکند.
فرازوفرود دانشگاه به ما میگوید که معاصربودن ایران و نیکبختی اجتماعی ایران، منطق درونی دشواری داشت. چرا گاه اوج میگرفت و خیلی وقتها نیز در حضیض میشد و چگونه ما گاه اندکی موفق میشدیم و بسیار نیز شکست میخوردیم؟ شاید بخش مهمی از داستان موفقیت و داستان شکست ما تنها از طریق تاریخپژوهی معرفتورزی و علمورزی جدید در ایران و از رهگذر مردمشناسی علم، وجامعهشناسی دانش ایرانی و تحلیل پویاییهای دانشگاه قابل پیجویی است.
خوشا ملتهایی که اگر شکست میخورند، داستان شکست دارند و تحلیل شکست میکنند. ما داستان شکست نداشتیم یا کم داشتیم و گاه داستان اندک پیروزیهایمان را نیز در شرح فتحالفتوحات به ابتذال میکشیدیم. ما داستان شکست نداشتیم …





