
اصغر پورزاد نوازنده تار درگذشت

امضای کارزار؛ محکومیت حمله به بیمارستان شهید بقایی ۲ اهواز / کادر درمان خوزستان خواستار اقدام فوری سازمان ملل برای حفاظت از نظام سلامت ایران شدند
به گزارش خبرنگار برنا از اهواز، جمعی از جامعه پزشکان و کادر درمان استان خوزستان با صدور بیانیهای خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد، حمله به محدوده بیمارستان تخصصی شهید بقایی ۲ اهواز را بهشدت محکوم کردند و خواستار اقدام فوری برای حفاظت از نظام سلامت ایران شدند.
در این بیانیه آمده است: مراکز درمانی، بیمارستانها و تجهیزات امدادی و پرسنل آنها در همه وضعیتها، بهویژه در زمان تجاوز نظامی و مخاصمات مسلحانه، تحت مصونیت هستند و هیچ حملهای به این مراکز و کادر درمان در آنها تحت هیچ شرایطی توجیهپذیر نیست.
حمله به بیمارستان شهید بقایی ۲ و تخلیه ۲۱۱ کودک
کادر درمان خوزستان در ادامه بیانیه خود با اشاره به حمله ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ به محدوده بیمارستان تخصصی شهید بقایی(۲) اهواز اعلام کردند: این مرکز، محل درمان بیماران مبتلا به سرطان و بیماریهای خونی، بهویژه کودکان، است و در پی این حمله بهطور کامل از چرخه خدماترسانی خارج شد.
بر اساس این بیانیه، در جریان این اقدام، ۲۱۱ کودک مبتلا به سرطان که تحت شیمیدرمانی بودند، در میان رنج و اضطراب فراوان بهصورت اضطراری تخلیه شدند.
تاکید بر مصونیت مراکز درمانی
در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به اصول حقوق بشردوستانه آمده است: ماده ۱۸ کنوانسیون چهارم ژنو تصریح میکند که مراکز درمانی غیرنظامی باید در تمامی شرایط مورد احترام قرار گیرند و هرگونه حمله به آنها ممنوع است.
همچنین بر اساس ماده ۱۲ پروتکل الحاقی اول، حفاظت از تسهیلات درمانی غیرنظامی و کارکنان آنها در همه شرایط باید تضمین شود.
کادر درمان استان خوزستان تاکید کردند: هدفگیری عمدی از تأسیسات بیمارستانی، نقض اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی است و مصداق بارز جنایت جنگی بهشمار میآید.
در این بیانیه همچنین آمده است: چنین اقداماتی نهتنها با کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی در تضاد است، بلکه بر اساس ماده ۸ اساسنامه رم، در زمره جنایات جنگی قابل تعریف است.
حمله به مراکز درمانی؛ تهدیدی برای نظام سلامت
پزشکان و کادر درمان خوزستان در ادامه با تاکید بر اینکه حملات مذکور تهدیدی مستقیم برای بیماران و کادر درمان و ضربهای به تمام نظام سلامت ایران و امنیت انسانی است، اعلام کردند: جامعه بینالمللی و بهویژه سازمان ملل متحد مسئولیتی انکارناپذیر در حمایت از غیرنظامیان و احترام به قواعد بشردوستانه دارند.
در این بیانیه تاکید شده است: سکوت یا تعلل در برابر این اقدامات، نهتنها با اصول بنیادین حقوق بشر منافات دارد، بلکه عملاً به مشروعیتبخشی به این اقدامات و گریز عاملان آن از مسئولیت حقوقی دامن میزند.
درخواست از سازمان ملل برای تحقیق درباره حمله
کادر درمان خوزستان در پایان از دبیرکل سازمان ملل متحد و سایر نهادهای ذیصلاح این سازمان، از جمله شورای حقوق بشر، دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر و سازمان جهانی بهداشت، درخواست کردند حملات به بیمارستان تخصصی شهید بقایی اهواز و سایر مراکز درمانی ایران را محکوم کنند.
در این بیانیه همچنین خواسته شده است تحقیقات جامع و فوری پیرامون این حادثه برای بررسی حملات و شناسایی و مجازات عاملان آن در دستور کار قرار گیرد.
پزشکان و کادر درمان استان خوزستان همچنین خواستار فعال شدن سازوکارهای بینالمللی برای حفاظت از نظام سلامت ایران و جلوگیری از تکرار چنین حملاتی شدند و از دبیرکل سازمان ملل متحد خواستند بر اساس منشور ملل متحد و اصول عدالت و انسانیت، اقدام قاطع و فوری به عمل آوردند.
Subject: Condemnation of the US attack on Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz and the violation of the right to health of patients
By: The Physicians and Medical Staff of Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz
;Your Excellency
We, a collective of physicians and medical staff of Shahid Baghaei Hospital, recalling the principle that medical centers, hospitals, relief equipment, and their personnel are immune under all circumstances, especially during military aggression and armed conflicts, and that no attack on these centers and medical staff is justifiable under any conditions, strongly condemn the aggressive attack by the United States on the premises of this hospital. We, as representatives of the physicians and medical staff, emphasizing the urgent need for action to protect Iran’s health system, present this statement to you:
Following the aggressive attacks by the United States against the Iranian people, on July ۱۵, ۲۰۲۶ the premises of Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz – which serves as a treatment center for cancer patients, especially children – were targeted. This attack completely disabled this medical center from the service cycle. During this aggressive act, 211 children suffering from cancer who were undergoing chemotherapy were emergently evacuated amid immense suffering and distress.
These actions clearly violate the undeniable principles of international humanitarian law. Article ۱۸ of the Fourth Geneva Convention stipulates that civilian medical center must be respected under all circumstances and that any attack on them is prohibited. Furthermore, Article ۱۲ of Additional Protocol I explicitly states that the protection of civilian medical facilities and their personnel must be ensured under all conditions. Therefore, the deliberate targeting of this hospital is a flagrant violation of the principle of distinction between military and civilian objects and constitutes a clear war crime. Such actions not only contradict the Geneva Conventions and their Additional Protocols but are also definable as war crimes under Article ۸ of the Rome Statute.
We, as physicians and medical staff, view the aforementioned attacks not only as a direct threat to patients and medical personnel but also as a blow to the entire health system of Iran and human security. Today, the international community, particularly the United Nations, bears an undeniable responsibility to protect civilians and uphold humanitarian rules. Silence or hesitation in the face of these crimes not only contradicts the fundamental principles of human rights but also effectively legitimizes these actions and enables the perpetrators to evade legal responsibility.
Hereby, we urgently request you, as the Secretary-General of the United Nations, along with other competent UN bodies, including the Human Rights Council, the Office of the High Commissioner for Human Rights, and the World Health Organization, to formally condemn the attacks on Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz and other medical centers in Iran as a clear violation of the Geneva Conventions and a war crime. Furthermore, we call for the initiation of a comprehensive and immediate investigation into this incident to examine these attacks and to identify and punish the perpetrators. Additionally, we request that you activate international mechanisms to protect Iran’s health system and prevent the recurrence of such attacks. We urge you to take decisive and urgent action .based on the Charter of the United Nations and the principles of justice and humanity
,Respectfully
برای امضای این کارزار، به این (آدرس) مراجعه کنید.
انتهای پیام/
علت بزرگداشت و برگزاری مراسم در روز نهم ربیعالاول + منابع دقیق و معتبر
امروزه ضمن برداشتهایی غیر مستند از واژه تبرّی، اعمالی در جامعه اسلامی اتفاق میافتد که بی شکّ مقبول امامان شیعه نیست و با سیرهی متعالی آنان در تضادّ است.
تبرّی یعنی؟
«تبری به دوری و جدا شدن از چیزی گفته میشود که در نزدیک شدن به آن کراهت است.»
و «ابراز برائت خداوند از کافران به معنای دور ساختن آنها از رحمتش میباشد.»
چرا تبری؟
اگر تبری از دشمنان خدا وجود نداشته باشد، مرزهای دوستی و دشمنی به هم میریزد و حق و باطل در هم میآمیزد. اگر ظالم، مطرود نگردد، اگر گمراهی نکوهیده نشود، اگر بد کاران مورد عداوت قرار نگیرند، تباهی نهادینه میشود؛ فساد مقبول میگردد و تبه کاران بیپروا میشوند.
برائت یعنی؛ حق و دیگر هیچ، برائت یعنی دشمنی با دشمنان خدا.
تبری نجستن از دشمنان، عامل همگرایی، تقلید، تشبه و هضم شدن در فرهنگ دشمن میشود.
مرزهای اعتقادی را باید توانمندتر از مرزهای جغرافیایی، پاس داشت.
در این باره، آیات و روایات فراوانی وارد شده است هم چون: جامعهای نخواهی یافت که به خدا و روز رستاخیز ایمان داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول، دوستی کنند. بیتردید چنین کسانی تبری قلبی ندارند.
امام رضا (علیه السلام) میفرمایند:
کمال و نهایت دین در ولایت ما و برائت از دشمنان ماست.
دیگر اینکه شخصی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: همانا شخصی است که محبت شما را در دل دارد، اما در برائت از دشمنان شما ضعیف است.
امام صادق علیه السلام در پاسخ فرمودند: دروغ میگوید کسی که گمان میکند دوستدار ماست، اما از دشمنان ما برائت نمیجوید.
بیشتر بخوانید برکات و اعمال مخصوص ماه ربیع الاول بشارت خروج از ماه صفر و دقالباب هفت درب مسجد ربیعالاول نویددهنده رخدادهای فرخنده در اسلام علت نامگذاری ماه ربیعالاول چیست؟ وقايع ماه ربيع الاول چیست؟
تبرّی، بدون شناخت؟!
تبرّی دو مرحله دارد:
۱- شناخت حق و باطل
۲- دوری جستن و فاصله گرفتن از باطل
وقتی حارث بن حوط در جنگ به علی (علیه السلام) میگوید: از نظر من طلحه و زبیر و عایشه بر حق هستن.
حضرت علی (علیه السلام) میفرماید:ای حارث به راستی تو حق را نشناختی تا بتوانی اهلش را بشناسی و همین طور باطل را نشناختی تا اهلش را بشناسی»
شیوههای تبری
الف) قلبی
قلب انسان کانون تمایلات، مهرورزیها و کینهتوزیها و محل بروز گرایشهاست؛ از این رو تبری قلبی نقشی سرنوشت ساز در زندگی انسانها دارد. باید به دشمنان خداوند متعال دل نبست و از آنان نفرت داشت باید به دشمنان اولیای خداوند مهر نورزید و از آنان در دل بغض داشت.
ب) زبانی
باید با زبان از دشمنان خداوند و از دشمنان اولیای او تبری جست. البته نه با فحش و رکیک گویی و یاوه پردازی که دین ما با هرزه گویی و هرزه گرایی سر ستیز دارد.
قرآن کریم میگوید: معبودهای مشرکان را دشنام نگویید، چون ممکن است که آنها هم از روی جهل، خدا را که معبود شماست، دشنام گویند. گفتهاند که مسلمانان بتهای مشرکان را دشنام میدادند، خدا آنان را از این کار نهی کرد؛ مبادا که آنها خدا را از روی جهالت، ناسزا گویند.
دشنام در اثر نبودن منطق و در اثر زبونی است؛ پس لازم است افراد، تا آن جا که میتوانند، طرف مقابل خود را با منطقی شایسته و بیانی استوار، قانع سازند.
ج) عملی
ما باید هم در دل و هم در زبان و هم در عمل، تبری داشته باشیم.
تبری در عمل جلوههای گوناگونی دارد:
یکی از آنها نداشتن تشبه به کفار است. این که تشبه به کفار را ناروا دانستهاند، برای تبری عملی و حفظ هویت دینی است. سید کاظم یزدی (ره) زمانی که فرهنگ غرب هجوم آورده بود، کلاه ایتالیایی را حرام کرد.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) درباره تشبه، جمله زیبایی دارند که بسیار درس آموز است. حضرت میفرمایند: اگر شما بردبار نیستید، خود را شبیه بردباران سازید. شیوه بردباران را پیشه کنید؛ و بعد فرمودند: اندک است کسی که به جامعهای شباهت پیدا کند، مگر این که به زودی از آنان میشود.
یکی دیگر از نمونههای عملی نداشتن تبری است. نجس دانستن مشرکان از دیگر تبلورهای برائت عملی است.
مجاز نبودن ازدواج با آنان نیز این مرز جدایی را مستحکمتر میکند.
مباح نبودن ذبیحه آنان، علاوه بر پاسداری از مرزهای اعتقادی، از توان اقتصادی آنان میکاهد.
دو گزارش از خسارتهایی که نتیجه جهالتها است
قبل از پرداختن به حدیث معروف رفع القلم، لازم است دو جریان را برای شما عزیزان نقل کنیم، تا هدف نویسندگان این مقاله کمی روشن شود.
حقیقت این است که ما فقط و فقط به خاطر خشنودی دل فاطمه زهرا (سلام ا... علیها) اقدام به تهیه این مقاله کردیم و دلیل پرداختن به این موضوع هم زیانهایی است که از روی جهالت به مکتب اسلام وارد شده است و موجب میشود بعضی از دوستداران فاطمه زهرا (سلام ا... علیها) در دیگر کشورها یا در نقاطی که اکثریت با اهل سنت است، سختیهای فراوان را تحمل کنند.
گزارش اول:
شما عمرکشون کنید ماهم ...
آیت الله مظاهری میفرماید: «من کفایه و مکاسب را پیش آیت الله مرعشی گذراندم. یک روز ایشان تعریف میکردند:
پدرم از علمای نجف بود. شاگردی سنی مذهب داشت. بالاخره این شاگرد پس از اتمام درسش به محل سکونتش برگشت. او اهل کرمانشاه بود. بعدها که پدرم عازم ایران بود در کرمانشاه توقف کرد. پدرم گفت: قافله ما غروب رسید کرمانشاه. وحشت کرده بودم، چون آن زمان وضع کرمانشاه و کردستان روی قاعده شیعه و سنی گری خیلی بد بود. اتفاقا آن شاگرد سنی را دیدم. مرا با خود به خانه اش برد. خیلی هم پذیرایی کرد. آخر شب بهم گفت: آقا ما جلسهای داریم شما هم بیایید برویم. پدر میگوید: مرا بردند آن جلسه. دیدم آن سیبیل گندهها دارند میآیند. تعجب کردم چه خبراست؟ ترسیده بودم. یک وقت دیدم یک جوانی زیر غل و زنجیر آوردند. یک سفره چرمی هم پهن کردند، اورا نشاندند روی سفره، یک کسی با یک ضربت گردن آن جوان را زد. غل و زنجیر را باز کردند، او هی دست وپا میزد، آنها هم قاه قاه میخندیدند.
پدرم گفت: من بیهوش شدم. کم کم مرا بهوش آوردند. گمان کرده بودند منم شیعه هستم و میخواستند مرا نیز بکشند. شاگردم بهشان گفت: نه بابا ایشان استاد من است، ایشان از آن سنیهای داغ است.
بالاخره مرا نجات داد. در خانه بهم گفت: اقا من سنیام، اما مرید شما هستم. نمیخواستم ناراحتتان کنم. اما شما را بردم آنجا تا یک پیام به علمای نجف بدهید و آن اینکه شما عمرکشون راه بیندازید ما هم اینجور میکنیم. ما رسممان این است، یک شیعه را یک جا پیدا کنیم زندانی اش میکنیم تا شب چهارشنبه. در آن شب جمع میشویم برای رضایت خدا، قربة الی الله آن شیعه را میآوریم و این بلا را که دیدی به سرش میآوریم.
گزارش دوم:
بی بصیرتی ما، کشته شدن دیگران
گاهی افراد بدون توجه به شرایط کنونی محیط خود و دیگران بی پروا شروع به لعن کردن میکنند. اینگونه رفتارهای عوامانه باعث به خطر افتادن جان بسیاری از افراد شده است. داستان زیر فقط یک نمونه از آنها را بیان میکند.
سال ۱۳۲۸ هـ. ق، به روایت مجله «درة النجف»
عرض حال یکی از پیشوایان جعفری مذهبان بخارا به مقام منیع ریاست روحانی اسلام در نجف اشرف (سلام الله علی من دفن فیها)
بسم الله الرحمن الرحیم
«به عرض حضور مبارک حجت الاسلام و المسلمین آیت الله فی العالمین (متعنا الله بطول بقائه) میرساند:
... لابد اخبارات اینجانب به سمع مبارک رسیده است که اهل عامه (اهل سنت) حکم به کفر و امر به قتل و غارت ما دادند، طائفه مردان و زنان و اطفال صغار را کشتند، حتی زن حامله را در میان عام شکمش را دریده و جنین هشت ماهه را بیرون آورده و پاره پاره نمودهاند بعضی از دخترها را به کنیزی بردند؛ و دکاکین و خانههای ما را غارت نمودند، در میان کوچه و بازار دشنام دادند و تهمتها بستند، الی الان هم فارق از بلیه نیستیم، بعد از این هم معلوم نیست که حال ما چگونه خواهد شد، سبب این گونه صدمات به ما از بی تقیه گی مصنفان و مولفان و نویسندگان چاپ خانهها میباشد. توقع از ارباب نوع، این که امر بفرمایند تا لعن و طعنه را از کتب بردارند و بعد چیزی که باعث بر این گونه صدمات و ابتلائات میشود، ننویسند.»
ضمنا باید توجه کرد که این حوادث در زمانی رخ داده است که خطر فتنه گری و لجن پراکنی رسانههای جمعی تحت تسخیر غرب و وارثان خاندان امیّه عربستان وجود نداشته! و فقط خبر برگزاری چنین جلساتی انتقال مییافته است.
۹ ربیع یا ۲۶ ذی الحجة؟
بسیاری از بزرگان شیعه براین اتفاق نظر دارند که تاریخ قتل خلیفه دوم ۲۶ یا ۲۹ ذی الحجة سال ۲۳ هـ. ق است.
شیخ مفید در کتاب «مسار الشیعه» آورده است:
«در روز بیست و ششم ذی الحجة سال ۲۳ هجری عمر بن خطاب مجروح گردید و در بیست ونهم ماه درگذشت.»
هم چنین ابن ادریس حلی در کتاب معروفی به نام سرائر آورده است:
«باید دانست که قتل خلیفه دوم در ۲۶ ذی الحجة سال ۲۳ هـ. ق واقع شده است و این مطلبی است که صاحبان کتابهای «قره»، «معجم»، «طبقات»، «مسار الشیعه»، و سید بن طاووس بر آن تصریح نمودهاند بلکه اجماع شیعه و اهل تسنن نیز براین است.»
سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال نوشته است: در رابطه با روز نهم ربیع الاول، روایتی عظیم الشان نقل شده است و برخی از برادران امامی غیر عربما در این روز بسیار اظهار خوشحالی نموده و قائلند که این روز، روز هلاکت شخصی است که به خدا و رسول (صلی ا... علیه و اله) اهانت کرده و دشمنی میورزید.
ولی من با وجود تفحص در کتب، تاکنون روایتی موافق با این روایت نیافتهام.
حدیث رفع القلم
تاریخ ۹ ربیع برای قتل خلیفه دوم، از حدیث مشهور رفع القلم سرچشمه میگیرد.
در مورد نهم ربیع الاول روایتی که علامه مجلسی رحمه الله علیه نقل فرمودهاند ذکر میکنیم:
" روایت شده که محمد بن ابی العلاء همدانی و یحیی بن محمد جریح بغدادی گفتهاند که روزی ما در باب قتل ابن خطاب منازعه کردیم و رفتیم در شهر قم به نزد احمد بن اسحاق قمی که از اصحاب امام هادی (علیه السلام) بود. وقتی درب خانه وی را کوبیدیم دختری عراقیهای بیرون آمد سراغ احمد را از او گرفتیم. گفت: او امروز مشغول اعمال عید است و آن روز نهم ربیع الاول بود.
گفتم: سبحان الله عیدهای مومنان چهارتاست: عید فطر -اضحی-غدیر و جمعه.
دختر گفت: احمد بن اسحاق از امام علی النقی روایت میکند امروز روز عید است و بهترین عیدها نزد اهل بیت علیهم السلام و شیعیان ایشان به حساب میآید. ماگفتیم اجازه بگیر تا به نزد او بیاییم ... گفت: الان از غسل عید فارغ شدم.
گفتیم: مگر امروز عید است؟
گفت: بلی و ما را به داخل خانه خود آورد و بر روی کرسی نشانید و چنین گفت: روزی با جمعی از برادران خود به حضور مولای خود امام هادی (علیه السلام) مشرف شدیم در سامرا در مثل این روز (نهم ربیع) که شما به نزد من آمدهاید... دیدیم آن حضرت مجلس خود را آراسته و مجمره در پیش خود گذاشته
است؛ و به دست مبارک خود عود در آن مجمره میاندازد و مجلس خود را مزین گردانیده است و بر غلامان و خدمتگزاران خود جامههای فاخر پوشانیده. عرض کردیم: یابن رسول الله آیا برای اهل بیت علیهم السلام امروز شادمانی تازه رخ داده است؟
حضرت فرمود: کدام روز حرمتش از این روز نزد اهل بیت عظیمتر است؟ به درستی که خبر داد مرا پدرم که حذیفه بن یمان در روز نهم ربیع الاول خدمت جدم حضرت رسول خدا رسید.
حذیفه گفت: حضرت علی و حسنین علیهم السلام را دیدم که با حضرت رسول غذا میل میفرمودند و آن حضرت به روی ایشان تبسم مینمود و به حسنین علیهم السلام میفرمود:
بخورید! گوارا باد از برای شما برکت و سعادت این روز به درستی که این روز روزی است که حق تعالی در این روز دشمن خود و دشمن شما را هلاک میفرماید ودر این روز دعای مادر شما را مستجاب میگرداند.
بخورید! که این روز روزی ایست که حق تعالی در این روز اعمال محبان و شیعیان شما را قبول میفرماید.
بخورید! که این روز ظاهر میشود درستی گفته خدا که میفرماید: " فَتِلکَ بُیوتُهُم خاوِیَهٌ بِما ظَلَمُوا ". [ این است خانههای ایشان که خالی گردیده به سبب ستمهایشان]بخورید! که این روزی است که که در این روز شوکت دشمنان جد شما و یاری کننده دشمن شما شکسته میشود…
حذیفه گفت که من عرض کردم: یا رسول الله آیا در میان امت تو کسی خواهد بود که این حرمتها و قداستها را بشکند.
حضرت فرمود:ای حذیفه بتی از منافقان بر ایشان سر کرده خواهد شد و در میان ایشان ادعای ریاست خواهد کرد و مردم را به سوی خود دعوت خواهد کرد و تازیانه ظلم و ستم را بر دوش خود کشیده و مردم را از راه خدا منع خواهد کرد. کتاب خدا را تحریف خواهد نمود. سنت مرا تغییر خواهد داد و میراث فرزند مرا متصرف خواهد شد، خود را پیشوای مردم خواهد خواند. بر وصی من علی بن ابیطالب علیه السلام امتیاز طلبی خواهد کرد و اموال خدا را به ناحق بر خود حلال و در غیر طاعت خدا صرف خواهد کرد و من و برادر من و وزیر من علی علیه السلام را به دروغ گویی متهم و دختر مرا از حق خود محروم خواهد کرد. پس دخترم او را نفرین خواهد کرد و حق تعالی نفرین او را در این روز مستجاب خواهد نمود.
حذیفه عرض کرد: یا رسول الله چرا دعا نمیکنید حق تعالی او را در حیات شما هلاک گرداند؟ حضرت فرمود:ای حذیفه دوست ندارم جرات کنم بر قضای خدا و از اوتغییر امری را طلب نمایم که در علم او گذشته است. ولیکن از حق تعالی استدعا نمودم فضیلت دهد از سائر روزها آن روزی را که در آن روز او به جهنم میرود تا آن که احترام آن روز در میان دوستان و شیعیان اهل بیت من سنت گردد پس حق تعالی وحی کرد به سوی من که:ای محمد در علم سابق من گذشته است که دچار آید تو و اهل بیت تو را محنتهای دنیا و بلاها و ستمهای منافقان و غضب کنندگان از بندگان من. آن منافقانی که تو برای آنها خیرخواهی کردی ولی به تو خیانت کردند. تو به ایشان راستی کردی و آنها با تو مکر کردند. تو با آنها صاف بودی و آنها دشمنی تو را به دل گرفتند و تو خشنودشان ساختی ولی تو را تکذیب کردند و تو آنها را برگزیدی ولی تو را در گرفتاریها تنها گذاشتند و سوگند یاد میکنم به حول و قوه و پادشاهی خود که البته به روی کسی که غصب کند حق علی علیه السلام را که وصی توست بعد از تو هزار درب از پستترین طبقههای جهنم را بگشایم که آن را فیلوق میگویند و او و اصحاب او را در قعر جهنم جای دهم
به درستی امر کردهام ملائکه هفت آسمان خود را که برای شیعیان و محبان دین شما عید بگرداند در این روز ... و امر کردهام ملائکه نویسندگان اعمال را تا سه روز قلم از جرائم مردم بردارند و ننویسند گناهان ایشان را برای احترام کرامت تو و وصی تو.ای محمد! این روز را عید گردانیدم برای تو و اهل بیت تو و برای هر که تابع ایشان است از مومنان و شیعیان و سوگند یاد میکنم به عزت جلال علو منزلت و مکان خود کسی که این روز را عید کند از برای من. ثواب آنها که دور عرش احاطه کردهاند به او عطا کنم...
حذیفه گفت: پس رسول خدا برخواست و به خانهام سلمه رفت و من برگشتم ... تا آنکه بعداز رسول خدا دیدم که چه فتنهها برانگیخت. پس حق تعالی دعای دختر پیغمبر خود را در حق آن منافق مستجاب گردانید و قتل او را بر دست کشنده او جاری ساخت. من به خدمت حضرت امیرالمومنین رسیدم تا آن حضرت را تهنیت و مبارک باد گویم که آن منافق کشته شد و به عذاب حقتعالی واصل گردید. چون حضرت مرا دید فرمود:ای حدیفه: آیا به یاد داری آن روزی را که آمدی به نزد سید من رسول خدا من و دو سبط او حسنین علیهم السلام نزد او بودیم و با او غذا میخوردیم ایشان تو را بر فضیلت این روز آگاه ساخت. عرض کردم: بلیای برادر رسول خدا.
حضرت فرمود: به خدا سوگند این روز روزی است که حقتعالی در آن دیده آل رسول را روشن گردانید و من برای این روز هفتاد و دونام میدانم. حذیفه عرض کرد: یا امیرالمومنین! میخواهم این نامها را از شما بشنوم.
حضرت فرمود: روز غدیر ثانی است، روز عافیت است، روز برکت است، روز عید الله الاکبر است، روز مستجاب شدن دعا است، روز موقف اعظم است، روز توبه است، روز فطر دوم است، روز عید اهل بیت است، این روز روز استراحت مؤمنان است، روز زایل شدن کرب و غم است ...
حذیفه گوید: سپس از خدمت امیرالمومنین برخواستم.
پس محمد و یحیی [راویان این حدیث]گفتند:، چون این حدیث را از احمد بن اسحاق شنیدیم هر یک برخواستیم و سر او را بوسیدیم و گفتیم: حمد و شکر میکنیم خداوندی را که برانگیخت تو را از برای ما تا فضیلت این روز را به ما برسانی پس به خانههای خود برگشتیم و این روز را عید گرفتیم.
حدیث رفع القلم بهانهای برای گناه
در بخشی از این حدیث آمده که خداوند در این روز هیچ گناهی را برای بندگان ثبت نمیکند، و شیعیان برای انجام هر گناهی دستشان باز است.
وقتی ما به بررسی منبع حدیث و هم چنین راویان و اسناد روایت آن حدیث پرداختیم، دریافتیم که نام بسیاری از راویان در کتب حدیثی ذکر نشده است و افراد قابل اعتمادی نیستند.
از طرفی متن خود روایت با آیات قرآن تناقض آشکاری دارد.
مثلا در ابتدای حدیث آمده است:
«و أَمَرتُ الکِرامَ الکاتبین أن یَرفعوا القلمَ عن الخلقِ کلّهم ثلاثة أیامٍ من ذلک الیوم و لاأَکتبُ علیهم شیئاً من خطایاهم کرامة لک و لوصیک. { به فرشتگان نویسندهی اعمال، دستور دادم به مدت سه روز قلم را از همهی مردم بردارند و چیزی از گناهان آنان را ننویسند..
اشکالات وارد بر حدیث:
۱- مخالفت با قوانین و سنن الهی
خداوند در سوره زلزال میفرماید: «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره { پس هرکس به اندازهی ذرهای خوبی کند آن را خواهد دید و هرکس به اندازهی ذرهای شر انجام دهد آنرا میبیند. }»
۲- تناقض با دیگر سخنان أئمه
در حالیکه آن بزرگواران در دیگر سخنانشان این طور میفرمایند: «ما من نکبةٍ تصیب العبد الا بذنب. { هیچ زشتی به بنده نمیرسد مگر به خاطر گناه. }»
و یا اینکه میفرمایند: «لاتنال ولایتنا الا بالعمل و الورع. { به ولایت ما نتوان رسید جز با اعمال نیک و پرهیزکاری و دوری از گناه. }»
۳- اختلافهای زیادی بین نقلهای مختلف این روایت وجود دارد از جمله اینکه اسحاق در کتاب «مختصر» به نقل روایت امام هادی (علیه السلام) میپردازد ولی در کتاب «انوار نعمانیه» آن را از امام حسن عسکری (علیه السلام) روایت میکند.
اگر این حرف هم روایت بود ...
طی استفتایی که از آیت ا... مکارم شیرازی شده است ایشان سند این حدیث را غیر قابل قبول خواندند.
در مورد حدیث رفع القلم که ذیلا به آن اشاره مى شود:
«وَ اَمَرْتُ الْکِرامَ الْکاتِبینَ اَنْ یَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِمْ ثَلاثَةَ اَیّام مِنْ ذلِکَ الْیَوْمِ، وَ لا اَکْتُبُ عَلَیْهِمْ شَیْئَاً مِنْ خَطا یا هُمْ کَرامَةً لَکَ وَ لِوَصِیِّکَ»
شما در بخش گناهان اعلام کردهاید که از لحاظ سند مشکل دارد میخواستم در خواست کنم در صورت امکان بیشتر و با مدارک توضیح بفرمایید، چون متاسفانه بعضی از دوستان اینجانب به شدت درگیر این ماجرا هستند و معتقد به آن!
این مسأله از واضحات است که هر حدیثی بر خلاف قرآن باشد غیر قابل قبول است بنابراین اگر حدیثی اجازه ارتکاب گناهان را بدهد باید آن را کنار انداخت خود امامان این دستور را به ما دادهاند.
شخصیت ابولولو
داستانهایی خرافی در مورد این شخصیت نقل میکنند. از جمله:
«ابولولو به حضرت علی (علیه السلام) میگوید: میخواهم خلیفه را بکشم و حضرت او را تشویق میکنند. او نیز این کار را میکند و خلیفه را در آسیاب میکشد و همانجا میگذارد و به حضرت پناهنده میشود. حضرت او را مخفی میکنند سپس از سکویی که روی آن نشسته بودند بر سکویی دیگر مینشینند وقتی ماموران میآیند و در مورد ابولولو از حضرت سوال میکنند؛ حضرت میفرمایند: من از وقتی روی این سکو نشستهام او را ندیدم»
در همان شب علی (علیه السلام) ابولولو را سوار بر اسب به کاشان میفرستد و نامهای را به او میدهد تا آن را به رئیس شهر کاشان بدهد و در نامه مینویسند: که هنگامیکه نامه من به تو رسید دخترت را به عقد ابولولو درآور ...
آن دختر به نام صفیه در همان شب از ابولولو آبستن میشود و صبح آن شب بچهای یک ساله به دنیا میآورد. بدین ترتیب وقتی ماموران خلیفه به کاشان میرسند به او شک نمیکنند و فکر میکنند که او یک ابولولویِ دیگری است.»
واضح است که اینگونه داستانها کار دشمن است. تا اسلام را دینی خرافی جلوه دهد؛ و اگر به سند بعضی از این داستانها مراجعه شود خواهیم دید که ساخته شده چند قرن اخیر هستند.
آیا او پیرو علی بود؟
به دو دلیل میگویند ابولولو شیعه بوده است:
۱- حدیث رفع القلم: میگویند، چون در این روایت با عبارت «رحمة الله علی قاتله» برای وی طلب رحمت شده است پس او شیعه است.
همانطور که ذکر شد این حدیث از جهت سند و متن روایت صحیح نمیباشد. پس این دلیل پذیرفته نیست.
۲- استناد به دو حدیثی که در دو کتاب «الهدایة الکبری» و «مشارق انوار الیقین» از قول امام علی (علیه السلام) نقل شده است.
متن حدیث: (خطاب به عمر بن خطاب) تو را میبینم که در دنیا به جراحت ابن عبدأمّ معمّر (ابولولو) به جهت ظلمی که بر او نموده بودی کشته میشوی پس او توفیق کشتن تو را پیدا میکند و به خدا قسم بر خلاف میل تو داخل بهشت میشود.»
دراین باره باید گفت: نویسندهی کتاب اول شخصی است به نام «حسین بن حمدان خصیبی جنبلانی (۳۵۸ هـ. ق) است. اکثر قریب به اتفاق دانشمندان علم رجال شیعه این شخص را فاسد و غیر معتبر معرفی کردند و حتی اگر روایات او صحیح السند باشد به او اعتماد نمیکنند.
نویسنده کتاب دوم نیز معروف به غلوّ و بزرگنمایی است و تقریبا تمامی شیعیان بعد از او، کتابش را قبول ندارند.
نهم ربیع، مرگ کدام عمر؟ کاشان قبر کیست؟
به اعتقاد برخی از محققان آن چه موجب شده روز نهم ربیع به روز کشته شدن عمر بن خطاب مشهور شود قتل عمر بن سعد فرمانده ظالم لشکر یزید در این روز به دست مختار ثقفی بوده است، که به خاطرشباهت نامها بعدها مردم به اشتباه افتادند.
نکتهی قابل توجه آن است که قتل خلیفهی دوم در ماه ذی حجّة (بنا به قول شیخ اعظم مفید در مسار الشیعه) بوده و ارتباطی با تاریخ نهم ربیع ندارد... افزون بر آن همگی منابع بر این تصریح دارند که ابولؤلؤ پس از کشتن چند نفر در مسجد النبی (ص) خودزنی کرده و کشته شده است. بنابر این نباید آمدن او به کاشان یا نقطهای دیگر وجهی داشته باشد. بنابر این مصادر نباید آمدن او به کاشان یا نقطهای دیگر وجهی داشته باشد. قاضی نور الله شوشتری (رحمة الله علیه) در کتاب مصائب النواصب ج ۲، ص ۳۴۲ (در ردّ بر کتابی که شخصی سنی مذهب بر ضد شیعه مینویسد و به مسئلهی مراسم نهم ربیع میپردازد) مینویسد که این کار مورد تأیید علما نبوده و در زمان ما این عمل در کاشان متروک شده است.
آیا لعن در مجلس خصوصی هم اشکال دارد؟
حال نباید گفت که مگر لعن بین دو نفر هم ایراد دارد؟! و آیا لعن در مجلس خصوصی هم ایراد دارد؟!
در این دهکهی جهانی چه کسی به ما تضمین میدهد که با این وسائل گستردهی ارتباطی، گفتهای و یا قطعهی فیلمی ولو با نیت خیر به بیرون نشر پیدا نکند.
وقتی خصوصیترین مسائل اشخاص بزرگ در قالب کلیپ صوتی و تصویری در اینترنت منتشر میشود دیگر پخش این گونه مسائل به آسانی امکانم پذیر است و تنها کسی میتواند این خطر را حس نکند که از عصر ارتباطات هیچ نداند!
علاوه بر این اگر کسی انکار کند بی موالاتی ما در تبری آشکار موجب ریختن خون شیعیان و آزار دیدن آنها در دیگر مناطق نمیشود باید تجدید نظری در اطلاعات خود پیرامون مسائل منطقه خصوصاً شیعیان جهان بکند.
ما دشنام نمیدهیم
امام رضا (علیه السلام) احادیثی را که نسبت به دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) صریحاً دشنام دادهاند، ساخته و پرداختهی مخالفانشان میدانند
«..ای ابن ابی محمود! محالفین ما سه نوع خبر در فضائل ما جعل کردهاند:
۱- غلو
۲- کوتاهی در حق ما
۳- تصریح به بدی های دشمنان ما و دشنام به آنها
وقتی مردم اخبار غلو آن دسته را میشنوند، ما را تکفیر میکنند و میگویند: شیعه قائل به ربوبیّت ائمه خود میباشد؛ و وقتی کوتاهی در حق ما را میشنوند، به آن معتقد میشوند؛ و وقتی بدیهای دشمنان ما و دشنام به ایشان را میشنوند ما را دشنام میدهند. حال آنکه خداوند میفرماید: «لا تسبّوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدواً بغیر علم { به کسانی که غیر از خدا را میپرستند دشنام ندهید، زیرا که آنها در عوض به خدا دشنام میدهند آن هم بی اندازه و جاهلانه }»ای ابی محمود! وقتی مردم به چپ و راست میروند تو ملازم طریقهی ما باش، زیرا هرکس با ما همراه باشد، ما با او همراه خواهیم بود، و هرکس از ما جدا شود ما نیز از او جدا خواهیم شد ....»
صاحب تفسیر اطیب البیان ذیل همین آیه (لاتسبّوا ...) میگوید: سبّ اعداء دین، اگر موجب سبّ آنها به مقدسات دین شود، حرام است و این باعث شود ما در گناه آنها شریک شویم.
لعن با چه نیتی؟
امام صادق علیه السلام خطاب به عبد الاعلی میگوید: پذیرش ولایت ما فقط به تصدیق و قبول نیست بلکه از شرایط ولایت ما پنهان سازی و نگهداری آن از نااهلان است، به دوستان ما سلام برسان و بگو: خدایش رحمت دهد آن بندهای را که محبت مردم (مخالفین) را جلب کند...
سپس فرمود: به خدا هزینهی کسی به جنگ ما برخاسته از کسی که آن چه را ما نمیخواهیم از قول ما بگوید بیشتر نیست.
ما واقعاً باید از خودمان بپرسیم چرا ما لعن میکنیم؟! آیا برای بغض و کینهی شخصی است یا نه به دستور ائمهی معصومین و به خاطر خدا؟
اگر به خاطر کینهی شخصی و هوای نفس است که هیچ ارزشی ندارد، چون عملی که برای خدا نباشد هیچ ارزشی ندارد، یا نه، چون میخواهیم به خدا و رسول و خاندانش اظهار ارادت و اطاعت کنیم این کار را میکنیم، اگر این طور است همین ائمهی معصومین و در حال حاضر فقیه جامع الشرایط که مشروعیت از امام عصر (ع) و مقبولیت از مردم میگیرد، مصلحت را تشخیص داده که کسی حق ندارد به مقدسات اهل سنت توهین کند حتی در جمعهای خصوصی چند نفره چه برسد به ایام نهم ربیع و ..
جاهل مقدس و عالم بی تقوا
در طول تاریخ اسلام همواره دو گروه بودند که خسارتهای جدی به اسلام وارد کردهاند ...
امام صادق (علیه السلام) دراین باره میفرمایند: دو گروه کمر مرا شکستند؛ یکی فرد جاهل مقدس نما که با جهلش باعث میشود مردم به دین عمل نکنند و دیگری عالم بی تقوا که بی تقوایی اش مردم را از هر چه علم است بی زار میکند.»
ما نیز باید با بصیرت کامل تبرّی بجوییم.
سلام، در برابر دشنام
امام صادق (علیه السلام) به یکی از یاران میفرماید:
«شنیدهام اگر کسی پیش رویت به علی (علیه السلام) دشنام گوید و تو قدرت داشته باشی با او برخورد شدیدی میکنی؟
او گفت: آری فدایت شوم. من و خانوادهام این گونهایم. امام (علیه السلام) فرمود: این کار را نکن. به خدا قسم بارها شده که کسی به علی (علیه السلام) دشنام میداد در حالیکه بین من و او فقط به اندازهی ستونی فاصله بود. ولی من خودم را پشت آن ستون پنهان میکردم و گاه نمازم که تمام میشد، از کنار او میگذشتم و به او سلام میکردم.»
آنکه تقیه ندارد، دین ندارد
تقیه در تاریخ پرفراز و نشیب شیعه، نقش کلیدی داشته است. از آنجا که تشیع در جهان اسلام همیشه در اقلیت بوده چارهای نداشته مگر اینکه به تقیه پناه ببرد تا جان و مال شیعیان را از دست غارتگران نجات داده و اصل اسلام را محافظت نماید.
از این رو رعایت تقیه را از جمله وظایف خود میداند و ترک آن را گناه نابخشودنی میداند.
علاوه براین گاهی اوقات اهل بیت نه به خاطر ترس بلکه برای مدارا و تحمل دیگران تقیه میکردند و یارانشان را به رعایت آن توصیه مینمودند. گواه براین مطلب آن است که بعضی از یاران معروف امام برای شناساندن دین به مردم که اکثریت سنی بودهاند تقیه میکردند در حالیکه مردم آنان را به تشیع میشناختند.
امام سجاد (علیه السلام) میفرماید: «خدا همهی گناهان مومن را میآمرزد و در دنیا و آخرت او را از گناه پاک میکند. مگر دو گناه؛ ترک تقیه و ضایع کردن حقوق برادران ایمانی.»
«هم چنین امام صادق (علیه السلام) تقیه را دین خودش و پدرانش میداند و کسی را که تقیه ندارد بی دین میشمارد.»
تاثیر این گناه نابخشودنی به اندازهای است که شیعه را از مولای خود جدا میکند.
امام رضا (علیه السلام) نیز گرامیترین مردم در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجّل الله فرجه) را، عمل کننده به تقیه دانستند و هرکس قبل از قیام حضرت حجت (عجّل الله فرجه) تقیه را ترک نکند از ما نیست.»
هر راست نشاید گفت
لزومی ندارد ما هر چه را که به آن معتقدیم و میدانیم به رخ دیگران بکشیم خصوصاً زمانی که مفسده دارد "هر راست نشاید گفت" با این که معتقدیم "جز راست نباید گفت" یعنی امروز دهکدهی جهانی اجازهی مخفی کردن اندیشهها را نمیدهد؛ لذا بی فایده است که حقایق را از سر تقیّه انکار کنیم ضمن این که بحمدالله با نهضت مقدّس امام خمینی (ره) و سکّانداری خلف صالحش ایت ا... خامنهای و اقتدار دولت امام زمان (عجل ا... فرجه) در ایران، دیگر حداقل در ایران اسلامی تقیهی خوفی نداریم، ولی بایستی غافل نشد که ما تا قیام حضرتش مأمور به تقیهی مداراتی (اگر خوفی نباشد) هستیم، چون اگر ما در این جا احساس راحتی میکنیم معلوم نیست با ندانم کاریهای ما جان شیعیان مظلوم عراق و افغانستان و عربستان و دیگر کشورهای غیرشیعی به خطر نیفتد، این جاست که به اهمیت فتوای پیشوای حکیم و خلف صالح خمینی بزرگ ایت ا... خامنهای مبنی بر ممنوعیت توهین به همسران پیامبر (ص) و اساساً هر گونه توهین به مقدّسات اهل سنت پی میبریم و کیست که نداند امروز اظهار لعن به مقدسات آنها در نزد اهل سنت مصداق توهین دارد؟!
در این شرایط وقت این حرف هاست؟
یکی از علمای قم، منظومهای فقهی منتشر کرد. نسخهای نزد آیت الله بروجردی فرستاد.
در یکی از ابیات به خلفا توهین شده بود. آیت الله بروجردی گفتند: در این شرایط وقت این حرف هاست؟ آن هم به صورت مکتوب در این اثر شیعی؟
ایشان دستور دادند که این شعر حذف شود و با هزینهی خودشان اصلاح شود.
گوینده شهادتین مانند پیرو مذهب جعفری محترم است
استفتاء جمعی از مومنین از آیت الله وحید خراسانی
سوال: باسمه تعالی؛ ما جمعی هستیم ساکن در محلی که اهل سنت زندگی میکنند. آنها ما را کافر میدانند. آیا ما هم میتوانیم مقابله به مثل کرده و با آنها معامله کفار کنیم؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم
هرکس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله)، بدهد مسلمان است، و جان وعرض { آبرو } و مال او مانند جان و عرض و مال کسی که پیرو مذهب جعفری میباشد، محترم است. وظیفه شرعی شما آن است که با گوینده شهادتین هرچند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید، و اگر آنها با شما به ناحق رفتار کردند، شما از صراط مستقیم و عدل منحرف نشوید. حتی اگر کسی از آنان مریض شد به عیادت او بروید. اگر از دنیا رفت به تشییع جنازه او حاضر شوید؛ و اگر حاجتی به شما داشت او را برآورید و به حکم خدا تسلیم باشید که فرمود: «ولایجرمنکم شنئان قوم علی الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی» دشمنی با گروه دیگر وادارتان نکند که عدالت نورزید، عدالت ورزید که به تقوی نزدیکتر است. }
و به فرمان خداوند متعال عمل کنید که فرمود: «ولاتقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا [ و به کسی که اظهار اسلام میکند نگویید مسلمان نیستی.]»
والسلام علیکم و رحمة الله.
نظر ایت ا... بهجت در رابطه با مسائل شیعه و سنی
آیتالله مهدی هادوی تهرانی، میفرماید:
ایشان [ ایت الله بهجت]در عین عشق به اهل بیت (علیهم السلام)، از حامیان تقریب مذاهب اسلامی بودند. کلامشان در این زمینه، شبیه آیتالله بروجردی، قهرمان صحنه تقریب بین مذاهب بود. آن تعبیر این بود که میفرمودند:" مسائل شیعه و سنی مربوط به گذشتههای تاریخی است و نباید این مسائل، باعث اختلاف شیعه و سنی شود، بلکه باید فضایل اهل بیت و مرجعیت علمی اهل بیت (ع) را مطرح کنیم که همیشگی و ماندگار است"
خاطرهای از مرحوم ایت ا... بهجت
بهار سال ۱۳۷۳، بنده و پدرم (آقای احمد توکلی) و آقای مهندس محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش دولت نهم، به محضر مرحوم آیت ا... بهجت مشرف شدیم. پدرم از ایشان پرسید: بنده در دانشگاه ناتینگهام انگلستان درس میخوانم. آنجا دانشجویان عرب که همه سنی هستند، از دانشگاه، فضایی برای اقامهی نماز جماعت خواستهاند و دانشگاه نیز جایی را به آنها اختصاص داده است. بنده نماز اول وقت را پشت سر آنان به جماعت میخوانم. آیا اعاده نماز واجب است؟
مرحوم آیتالله بهجت فرمودند: «نه تنها اعاده نماز واجب نیست، بلکه نماز خواندن پشت سر آنها، ثوابش از شمشیر زدن در رکاب رسول خدا در صف اول جنگ احد بیشتر است».
سپس بعد از مکثی افزودند: «اگر ما شیعیان و امامانمان اینگونه عمل نمیکردیم، پنج شیعه آنروز اکنون صدوپنچاه میلیون شیعه نبود»
این خبر، راویاش خودم ـ که زهیر توکلی باشم ـ هستم و نام شاهدان آن را نیز ذکر کردم.
خبر دیگری باز هم از آیت ا... بهجت نقل میکنم که راویاش حجتالاسلام و المسلمین مصطفی نیکاقبال است. آقای نیکاقبال که از شاگردان و هم صحبتان قدیمی حضرات آیات خوشوقت و آیتالله امجد است و علمیت و وثوقشان مورد تایید قطعی است، در کتاب «معرفت نفس» نقل کردهاند که یکبار خطیبی بر منبر سخن را در معایب خلیفه دوم، بسط داد و شدیداً بر او تاخت. وقتی که از منبر پایین آمد، مرحوم آیتالله بهجت، به ایشان فرمود: "تو مطمئنی که اگر در سقیفهی بنی ساعده بودی، همان کاری را که عمر کرد، نمیکردی؟ "
واجب است که از ادبیات تشنج آفرین پرهیز شود
بخشهایی از بیانات آیت اله سیستانی در جمع علمای شرکت کننده در کنفرانس وحدت در نجف اشرف
«به شما خوشامد میگویم که به نجف آمدید و ... بعد از تعرض به مرقد عسکریین (علیهما السلام) همه شیعیان را به آرامش دعوت کردم و از آنها خواستم که واکنشی نشان ندهند و گفتم که این اقدام از طرف اهل سنت نبوده است. من اطمینان دارم که ریشه تفرقه افکنی در خارج است. من [ در زمان طلبگی]نزد شیخ احمد الراوی که از علمای اهل سنت در سامرا بود درس خواندم و به ذهنم خطور نکرد که ایشان پیرو مذهب دیگری بودند. همچنین به برخی از پزشکان که از اهل سنت بودند مراجعه میکردیم و، چون ما از طلاب علوم دینی بودیم از ما پول ویزیت نمیگرفتند و اصلا فکر نمیکردند که ما شیعه هستیم یا سنی.... باید بر مشترکات تمرکز کنید و دلیلی ندارد به مسائل اختلافی بپردازید. مشارکت کردن در ایجاد تفرقه حتی به اندازه یک کلمه یا نصف کلمه جایز نیست. واجب است که از ادبیات تشنج آفرین پرهیز شود.»
آنها این را میخواهند!
«انسجام اسلامی یعنی عصبیتهای بین المذاهبی مسلمانان نباید تحریک شود.
شما نباید کاری کنید که عصبیت آن مسلمان غیر شیعه علیه شما تحریک شود، او هم متقابلا نباید کاری کند که غیرت و عصبیت شما را علیه خودش تحریک کند. آ نها (دشمنان اسلام) همین را میخواهند... کاری کنند که عصبیتهای شیعه و سنّی را زنده کنند. به آنها تفهیم کنند اینها شیعهاند و اینها صحابه را سبّ میکنند. اینها مقدسین شما را چنین و چنان میکنند. جدایی بیندازند. آنها این را میخواهند. یک عدهای چرا نمیفهمند؟ امام بزرگوار ما که منادی اتحاد بین مسلمین بود، از همهی اینهایی که مدعیاند، ولایتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه، علیهم السلام، بیشتر بود»
آنها در باطل خود متحدند
در عصر کنونی، اگر چشم باز کنیم، میبینیم که تمامی دشمنان اسلام برای نابودی اسلام با یکدیگر متحد شدهاند.
آنان تا جایی پیش رفتند که دکتر مایکل برانت (یکی از اعضای سازمان سیا) در کتاب «نقشهای برای جدایی مکاتب الهی» آورده: «افرادی که با شیعه اختلاف نظر دارند، آنها را علیه شیعه منظم و مستحکم کرده، کافر بودن شیعه گسترش داده شود، آنها را از جامعه جدا نموده و بینشان تفرقه انداخته شود.
سازمان سیا با این برنامهها پیش بینی کرده است که در سال ۲۰۱۰ دیگر مرجعیت جایگاه خود را از دست میدهد و بوسیله خودِ شیعیان کارش به پایان میرسد.»
گلادستون نخست وزیر اسبق بریتانیا میگوید: «مادامی که قرآن در دست مسلمانان است، اروپا نه میتواند بر شرق تسلط یابد و نه احساس امنیت کند.»
هم چنین بن کوربون نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی میگوید: «آنچه که ما را به وحشت انداخته اینست که میترسیم در جهان عرب، محمد تازهای ظهور کند.»
«بالاتر از همهی اینها اتحاد مسیحیت و یهود است. همه میدانیم که مسیحیت، یهود را به قتل حضرت مسیح متهم میکند. به همین خاطر در طول ۲۰ قرن بغض و کینه و عداوت میان آنان حاکم بود، ولی برای ایجاد وحدت میان مسیحیت و یهود در برابر مسلمین، دولت واتیکان طی اعلامیه رسمی از این اصل صرف نظر کرده و یهود را از این جنایت تبرئه میکند.
جالب اینست که این اعلامیه در سال ۱۹۷۳ م همزمان با جنگ اسرائیل با مسلمانان صادر شد، تا بتواند تمام نیروهای یهود و نصاری را در برابر مسلمانان بسیج کند.»
مولود شوم
در قرن ۱۲، محمد بن عبدالوهاب، مروج اصلی افکار وهابیت، مسلمانان را به جرم توسل به انبیاء و اولیاء الهی، مشرک و بت پرست قلمداد کرد و فتوا به تکفیر آنان داد و خونشان را حلال شمرد. قتلشان جایز دانست و اموال آنها را جزء غنایم جنگی به حساب آورد، و با این فتوا هزاران مسلمان بی گناه را به خاک و خون کشید.
محمد بن عبدالوهاب ابتدا تحصیلات خود را در مذهب حنبلی ادامه داد؛ و یکی از علمای حنبلی گردید. اما آرایی را به عنوان حکم قرآن و سنت طرح کرد که خلاف نظریات احمد بن حنبل و خلاف آراء علمای اسلامی از مذاهب اربعه و تشیع بود.
از این رو تمام علمای اسلام فتواهای او را خارج از قرآن و سنت دانستند؛ بنابراین او از مذهب حنبلی منشعب شد و با کمک انگلیس فرقهی جدیدی براساس عقایدش تشکیل داد که پیروان او را که مرکز آنها عربستان سعودی بود، وهابی گویند. آنها همهی گروههای اسلامی، اعم از اهل تسنن و شیعه را مشرک و کافر میشمارند.
محمد بن عبدالوهاب با کمک محمد بن سعود (جد آل سعود) و با همکاری انگلیس به سرزمین سنی نشین طائف حمله کرد. آنها را به فرقه خود فراخواند. مردم طائف وهابی شدن را نمیپذیرفتند، لذا سیصد و نه نفر از آنها را کشتند.
چگونه میشود قلبهای مسلمانان را به یکدیگر پیوند زد؟
سرزمین اسلام، سرزمین یکپارچه و یکرنگ است، گروه ها، فرقهها و نژادها با هر روش و سلیقهای که باشند نمیتوانند از وحدت خود چشم بپوشند. زیرا خدایی که عبادت میکنند یکی است.
همه لا اله الا الله میگویند همه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) راآخرین پیامبر میدانند.
به قیامت معتقدند. همه قرآن را کتاب آسمانی خود میدانند. قبله شان یکی است و....
اینها کافی است که دلهای آنان را به یکدیگر پیوند دهد و احساسات برادری اسلامی را در آنها برانگیزد.
پس چطور میشود چشمها را ببندیم و فقط بر طبل تفرقه بکوبیم؛ و یار دشمنان اسلام باشیم و ادعا کنیم که زنده کنندهی امر اهل بیت هستیم.
اعتصام
منظور از وحدت دنیای اسلام یکی شدن عقاید و مذاهب اسلامی نیست بلکه مقصود، دوری از درگیری است. «و لاتنازعوا فتفشلوا» { اختلاف نکنید و درگیری به وجود نیاورید که شکست خواهید خورد. } مقصود، توجه به دشمن مشترک است. زیرا تنها راه مقابله با دشمنان اسلام وحدت و یکپارچگی امت اسلامی است. مقصود تحریک نکردن است. باید اصول خودمان را داشته باشیم و دیگران را تحریک نکنیم. اگر دیگران را به واکنش وادار کنیم، عواقبش متوجه خودمان است.
وحدت به خاطر اینست که قرآن بر روی همکاری و تعاون و وحدت مسلمین تاکید دارد.
«واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرّقوا» { به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید. }
چنگ زدن به ریسمان الهی وظیفه هر مسلمانی است، اما قرآن فقط به این بسنده نمیکند و میگوید: که این اتصال را همه با هم در قالب جماعت انجام دهید؛ که این با هم بودن و اتحاد خود یک واجب دیگر است.
پینوشتها:
1- مهدی مسائلی – نهم ربیع جهالت ها و خسارت ها
2- سید رضی – نهج البلاغه ( نسخه صبحی صالح)
3- علامه مجلسی – بحارالانوار
4- شیخ کلینی – کافی
5- شیخ صدوق – من لایحضره الفقیه
6- شیخ حرّ عاملی – وسائل الشیعه
7- شیخ مفید – مسارالشیعه
8- شیخ مفید – الجمل
9- علی بن بابویه – فقه الرضا
10- شیخ صدوق – عیون اخبار الرضا
11- شیخ طوسی – تفسیر تبیان
12- شیخ صدوق – معانی الاخبار
13- سید ابن طاووس – اقبال الاعمال
14- راغب اصفهانی – مفردات
15- ابن ابی الحدید – شرح نهج البلاغه
16- استاد ابولفضل بهرام پور – حق با کیست
17- حجت السلام قزوینی – مقاله ای در مورد وحدت
18- استاد رسول جعفریان – صفویه در عرصه دین ، فرهنگ و سیاست
19- استاد رسول جعفریان - تاریخ تشیع در ایران تا طلوع دولت صفوی
جلالی: قرارداد اجرایی راهآهن رشت-آستارا بهزودی امضا میشود
کد خبر: 787438 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۰:۰۳:۰۹ اعتمادآنلاین |
کاظم جلالی در گفتوگو با روزنامه ودوموستی چاپ مسکو افزود: در حال حاضر مذاکرات و اقدامات عملی میان ایران و روسیه درباره چند پروژه مشخص زیرساختی و اقتصادی در جریان است.
به گزارش ایرنا، وی ادامه داد: علاوه بر راهآهن رشت – آستارا، درباره توسعه همکاریهای انرژی، از جمله انتقال گاز روسیه به ایران و زیرساختهای لازم برای آن، مذاکرات مشخصی انجام شده است.
سفیر ایران در روسیه خاطرنشان کرد: هدف تماسها و مذاکرات میان دو کشور این است که پروژههای مشترک - و به عنوان نمونه احداث واحدهای دو و سه نیروگاه اتمی بوشهر - متوقف نشوند و پس از تثبیت شرایط منطقه، با سرعت بیشتری دنبال شوند.
وی ادامه داد: همکاری ایران و روسیه صرفاً در سطح سیاسی باقی نمانده است؛ بلکه پروژههای مشخص حملونقل، انرژی و زیرساختی در دستور کار دو کشور قرار دارند.
این روزنامه در ادامه نوشت: توافقنامه بین دولتی ایجاد کریدور حمل و نقل شمال-جنوب در سال ۲۰۰۰ میلادی توسط روسیه، هند و ایران با هدف انتقال و ترانزیت بار در مسیر اروپا امضا شد و بعداً چندین کشور دیگر نیز به آن پیوستند.
وزارت حمل و نقل روسیه پیش از این به خبرگزاری ریانووستی اعلام کرد که در حال تهیه اسناد مربوط به توسعه حملونقل بار در چارچوب کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب با قطر، عربستان سعودی و چندین کشور دیگر است.
پیش از این، سفیر ایران در روسیه پس از دیدار با سفیر قزاقستان در مسکو در مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: تکمیل راهگذر شمال-جنوب در بخشهای شرقی، میانی و غربی افزون بر ارتقای همکاری کشورهای منطقه،ارتباطات بین قارهای و تجارت بینالمللی را نیز وارد مرحله جدیدی میکند.
جلالی خاطرنشان کرد: علاوه بر زیرساخت فیزیکی،سازوکارهای حقوقی واسنادی مشترک نیز باید تقویت شده تا مراودات را در این مسیر تسهیل و روان کند.
ایران و روسیه ۲۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۲ توافقنامه ساخت مشترک مسیر ریلی ۱۶۲ کیلومتری رشت - آستارا را به عنوان حلقه مفقوده ریلی بخش غربی کریدور شمال – جنوب امضا کردند.
پیش از این، وزیر امور خارجه روسیه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای خود از جمهوری آذربایجان با بیان اینکه همکاران ایرانی ما اطلاع دادهاند که تخصیص زمین برای ساخت خط آهن رشت – آستارا تکمیل شده است، ابراز اطمینان کرد که به زودی پیشرفتهایی در اجرای پروژه کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال - جنوب حاصل خواهد شد.
سفیر ایران در روسیه نیز سوم مرداد ۱۴۰۵ به ایرنا گفت: به گفته رئیس جمهوری و همچنین وزیر راه و شهرسازی، تمام زمینهای مورد نیاز برای احداث خط آهن رشت - آستارا در اختیار طرف روس قرار گرفته است.
جلالی در گفتوگویی در مسکو افزود: اکنون ما باید قرارداد اجرایی ساخت این خط ریلی را امضا کنیم؛ من در ملاقات اخیر از رئیسجمهور خواهش کردم که در کوتاهترین زمان، خانم صادق وزیر راه و شهرسازی به روسیه بیایند یا گروه روس به تهران بروند تا این قرارداد امضا شود و طرف روس بتواند کار خود را آغاز کند.
وی تصریح کرد: طرف روس به ما میگوید که ما کار خودمان را آغاز کردهایم اما به هر حال، موافقتنامه عملیات اجرایی باید هر چه سریعتر امضا شود.
سفیر ایران در روسیه: در حال برنامهریزی امضای قرارداد اجرایی راهآهن رشت-آستارا هستیم
توصیههای سفیر ایران برای توسعه بزرگترین بندر خزری روسیه و جلب رضایت مشتریان
بنا بر گزارش دیگری، رئیس بندر سالیانکا با حضور در سفارت جمهوری اسلامی ایران در مسکو، با کاظم جلالی، سفیر کشورمان در روسیه دیدار و گزارشی از آخرین وضعیت این بندر و فعالیت های صورت گرفته ارایه کرد.
جلالی در این دیدار ضمن تشکر از رئیس بندر سالیانکا و همکارانش ضمن توصیههای لازم را برای ارتقای وضعیت این بندر، بر لزوم جلب رضایت مشتری در این بندر تاکید کرد.
فلاحی رئیس بندر سالیانکا نیز در این دیدار ضمن تشکر از حمایتهای سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه از توسعه این بندر، گفت: مدیریت بندر با یک رویکرد مدیریتی جدید و در راستای ارتقای کیفیت خدمات دهی به مشتریان در حال توسعه و پیشرفت است.
به گزارش سفارت کشورمان در مسکو، بندر ایرانی سالیانکا با مساحت ۱۵ هکتار و دارا بودن پنج پست اسکله، در حال حاضر بزرگترین بندر منطقه آستاراخان در دریای خزر به شمار میرود. این بندر در بین ۱۵ بندر واقع در منطقه اقتصادی آستراخان روسیه بیشترین فعالیت و تردد حمل بار را به خود اختصاص داده است، به طوری که از آن به عنوان قطب راهبردی تجارت دریایی بین ایران و روسیه نام برده میشود. اخبار مرتبط راهآهن برای جابهجایی ۱۱۰ هزار مسافر در ایام تشییع رهبر شهید اعلام آمادگی کرد علت بازداشت ۴ کارمند ادراه گمرک بندر آستارا چه بود؟

10 محور صحبتهای رئیسکل

انفجارهای مهیب انبار مهمات در لیبی - تسنیم

قیمت تتر امروز

ادعای عجیب دستیار قلعهنویی درباره حذف تیم ملی فوتبال

سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام میشود، اما اضطراب جمعی نه

