
دومین روز مراسم وداع با رهبرشهیدانقلاب - ۴

چرا مردم بعد از شهادت پیامبر اسلام مرتد شدند ولی بعد از شهادت رهبر شهید مبعوث؟
به گزارش خبرگزاری برنا؛ حجت الاسلام والمسلمین علی توکلی تاکید کرد:، اما ملت ایران در۴۷ سال رهبری امام راحل و امام شهید و دیدن فتنهها و حوادث بزرگ در سالهای ۷۸ و ۸۸ و ۹۸ و۱۴۰۱، به عمق و لایههای فتنهها پی برده بودند، لذا مقاومت کردند و منسجم دربرابر جنگ بزرگ دو کشور صاحب سلاح هستهای ایستادند که این بعثت بود و هنوزادامه دارد.
وی دربخش دیگر سخنان خود به ویژگیهای رهبر شهید انقلاب پرداخت و اظهارداشت: ایشان به خدا اعتماد داشت و براساس همین اقدام میکرد، در برابر خانواده و فرزندان شهدا وجانبازان تواضع داشت، مقاوم بود، قضاوت ایشان نسبت به افراد براساس وضعیت فعلی انها بود و اهل دعا و توسل بود و بدیهی است که این صفات و فضائل درمردم اثرگذاشته و اینگونه در مکتب اسلام تربیت میشوند.
انتهای پیام
کنکور ۱۴۰۵؛ روایت سال سخت کنکوریها از جنگ و تعطیلی مدارس تا آزمون سراسری
اقتصاد۲۴- دانشآموزان کنکوری سرانجام ۲۹ و ۳۰ مردادماه پس از ماهها درگیری با فشارهای جنگ، اعتراضات، فشارهای اقتصادی، خبرهای ناامیدکننده و خانوادههای دلنگران توانستند در جلسه آزمون شرکت کنند و کنکور دهند. کنکور امتحانی پرحاشیه است؛ ماراتنی که در تقاطع انواع نابرابریها و مسائل ساختاری قرار گرفته و سالهاست نقدهای زیادی از دیدگاههای مختلف بر آن شده است. اما امسال بیش از هر سال دیگری، کنکور نقطه حاشیه و بحران بوده. تعویقهای پیاپی، اعمال تأثیر قطعی معدل، تعطیلی و مجازیشدن پیاپی مدارس و در نهایت تداخل فشارهای روانی متکثر بر دانشآموزان، کنکور امسال را ماراتنی استهلاکی برای دانشآموزان کرده و حالا که به پایان رسیده، گویی وزنهای سنگین از دوش جوانان ۱۸ سالهای که با هزاران امید چشم به ورود به دانشگاه دوختهاند، برداشته شده است. مصوبه بحرانساز
مصوبات متعدد و تغییرات اعمالشده بر کنکور در سالهای اخیر بیش از آنکه شرایط آن را بهتر کند، به وضعیت بحرانی آن افزوده است. از جمله این مصوبات، مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی موسوم به «سیاستها و ضوابط سازماندهی سنجش و پذیرش متقاضیان ورود به آموزش عالی» است؛ مصوبهای که از همان ابتدا با نقدهایی متعدد روبهرو شد. شورای عالی انقلاب فرهنگی هدف اصلی این مصوبه را «کاهش استرس کنکور» و «بازگرداندن مرجعیت به مدرسه و کتاب درسی» نامید.
از منظر اجرایی این مصوبه با حذف دروس عمومی در کنکور، افزایش سهم نتیجه امتحانات نهایی سالهای یازدهم و دوازدهم در کنکور به ۶۰ درصد و برگزاری دو آزمون در سال، چهره و منطق کنکور را به طور کل تغییر داد. اما از همان ابتدا برخی منتقدان این مصوبه را عامل «گسترش اضطراب» میدانستند، زیرا بهجای یک آزمون کنکور، دانشآموزان باید در نزدیک به ۳۰ آزمون مختلف در دو سال دستوپنجه نرم کنند تا در کنکور رتبه خوبی به دست بیاورند. از سمتی عدهای نیز ساخت بازاری جدید به عنوان «بازار امتحانات نهایی» برای مؤسسات چاپ کتاب و جزوه را نمادی از پروبالدادن به مافیای کنکور میدانستند و در نهایت نیز، نابرابری در کیفیت آموزشی مدارس دولتی و غیردولتی که نقشی تعیینکننده بر سطح تسلط دانشآموزان در امتحانات نهایی دارد و تصحیح برگهها توسط مصححان مختلف که باعث تفاوت در رویکرد تصحیح برگهها و به تبع آن نمرات میشود، توسط فعالان آموزشی به عنوان نشانههایی از مشکلات این مصوبه معرفی شد. با همه این انتقادات، اما در کنکور امسال، این مصوبه اجرا شد. تعویقهایی که میدان را تنگ کرد
کنکور و امتحانات نهایی یک سال اخیر، به طور مداوم به تعویق افتادند. آغاز این تعویقهای متعدد به خردادماه و تعطیلات متعدد آن زمان بازمیگردد. تا پیش از خردادماه قرار بود امتحانات نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم نهایتا اوایل تیرماه آغاز شود، اما ناگهان اعلام شد امتحانات به ۲۰ تیرماه منتقل شده است و تا نیمه مرداد ادامه خواهد یافت. این اتفاق، کنکور را هم به تعویق انداخت و با توجه به این سنت که کنکور دو هفته پس از امتحانات نهایی برگزار میشود، زمان برگزاری کنکور به ۲۹ و ۳۰ مرداد منتقل شد. جز اطلاعرسانیهای ناکامل و مبهم که برنامهریزی را علنا ناممکن کرد، این تعویق پنجره جمعبندی و برنامه تحصیلی دانشآموزان را نیز به هم ریخت. اوج این بههمریختگی برنامه، اما برای دانشآموزان جنوب کشور اتفاق افتاد، پس از شروع درگیریهای نظامی در جنوب، امتحانات چهار استان به تعویق افتاد و علنا فرصت بین کنکور و امتحانات نهایی برای آن دانشآموزان از بین رفت.
«مهدی حسیندوست» مشاور و کارشناس تحصیلی است، او میگوید کنکور امسال شباهت زیادی به کنکور برگزارشده در سال ۱۳۹۹ داشت؛ کنکوری که همزمان با اوجگیری پاندمی کرونا برگزار شد: «در سال ۹۹ امتحانات نهایی در زمان معمول خود برگزار شد، اما کنکور مثل امسال در آخر مرداد برگزار شد و بارها به علت مسائل مرتبط با کرونا به تعویق افتاد، اما فشاری که در آن سال بر دانشآموزان بود قابل قیاس با امسال نیست». او میگوید برای درک این فشار باید مسیری را که یک دانشآموز کنکوری گذرانده تا در انتهای مرداد سر جلسه حاضر شود، مرور کرد: «پیش از اولین جنگ، دانشآموز درگیر اخبار سیاسی متعددی از جمله فعالشدن مکانیسم ماشه و افزایش تحریمها بود. در این میان جنگ شروع و اینترنت قطع شد و دوباره مدتی بعد اعتراضات دیماه اتفاق افتاد و دانشآموز با قطعی اینترنت مواجه شد. سرانجام نیز جنگ ۴۰ روزه اتفاق افتاد و دانشآموز در شرایطی که به علت نبود اینترنت از منابع درسی خود محروم شده، در میان صدای جنگنده و انفجار درس خواند». این شرایط سخت برای مشاوران و همراهان درسی دانشآموزان نیز بود: «مشاوران و مدرسان کنکور هم ظرفیتهای مخصوص به خود دارند، عمده آنها دانشجویان جوانی هستند که پس از کنکور خود تبدیل به مشاور و مدرس شدهاند و نمیتوان از آنها انتظار یک پشتیبانی قرص و محکم را در شرایط بحرانی برای دانشآموزان داشت».
بیشتر بخوانید:دفترچه سوالات کنکور تجربی ۱۴۰۵ منتشر شد + لینک دانلود مستقیم سوالات
«حسیندوست» میگوید با وجود همه این فشارها، دانشآموزان فشار رقابت را نیز بر خود حس میکردند: «باید در نظر گرفت داوطلبان در این شرایط خود را در یک رقابت تصور میکنند و به این فکر میکنند که حتما داوطلبان دیگری هستند که توانستند تمرکز خود را حفظ کرده و به مناطق امنتر و آرامتر برای تحصیل بروند. دانشآموزی که به علت مجازیشدن همهچیز و قطعی اینترنت، تمام عاملهای حمایتی خود را از دست داده، همچنان باید برای یک آزمون رقابتی نیز مطالعه کند، آن هم بدون اینکه یک لحظه تنفس در بین فشارها و بحرانها داشته باشد». این فعال آموزشی وضعیت برگزاری امتحانات نهایی را نیز وزنه دیگری بر گردن دانشآموزان میداند: «مسئله امنیت برگزاری امتحانات نهایی مطرح است، مسئله تعویق آزمون در مناطق جنوبی در میان است و دانشآموز در این بین دائم ذهنش درگیر است که چگونه قرار است امتحانات نهایی در شرایط برابری برگزار شود، آیا به دانشآموزان جنوبی امتیاز ویژهای تعلق میگیرد؟ این امتیاز عادلانه است یا عادلانه نیست؟ یعنی دانشآموز درگیر یک انتخاب اخلاقی سخت میشود».
تصحیح امتحانات نهایی نیز خود یک بحران است. «حسیندوست» تأکید میکند: «پس از برگزاری امتحانات نهایی، با آموزش و پرورشی که بدون بودجه کافی برای دستمزدها در یک زمان فشرده باید حجم بالایی برگه تصحیح کند، مواجه هستیم. این تصحیحها هرسال بهشدت سلیقهای است، یعنی داوطلب باید شانس بیاورد که مصحح برگهاش خوب برگه را تصحیح کند و سختگیر نباشد، از سمت دیگر خود مصحح نیز دائما درگیر این سؤال است که آیا باید شرایط جنگ را لحاظ کند یا نه؟ به عبارتی مصحح درگیر یک قضاوت ارزشی میشود. همینطور در برخی دروس و مناطق شاهدیم که تصحیح درسها توسط افرادی که در آن دروس متخصص نیستند انجام میشود و این مسئله با بیان اینکه کمبود نیرو وجود دارد توجیه شده و تبدیل به فشاری بر دانشآموزان میشود». فشار دیگری که دانشآموزان تجربه میکنند، مسئله تاریخ برگزاری آزمون است، زمانبندیای که امسال بارها عوض شد: «تا ماهها مشخص نبود اصلا آزمون نهایی و کنکور قرار است چه زمانی برگزار شود. دائما مسئولان اعلام زمان کنکور را عقب میانداختند یا بر گردن نهادهای امنیتی میگذاشتند».
در نهایت نیز با پایان کنکور، اضطراب دانشآموزان پایان نمییابد: «پس از کنکور نیز دانشآموز میپرسد چه زمانی وارد دانشگاه میشود؟ هزینههای تحصیلش با این مصوبههای جدید تغذیه و اسکان چگونه خواهد بود؟ باید در نظر گرفت که امید بیشتر داوطلبان استانهای کشور این است که در تهران تحصیل کنند؛ مسئله اینجاست که ما الان این امید را به علت ناامنیهای تهران در دوران جنگ و فشارهای اقتصادی گرفتهایم و دانشآموز را شدیدا درگیر دغدغهی اقتصادی و سیاسی کردهایم». آیا در شرایط جنگی، همانطور که لایحه بودجه و مصوبات مختلف تغییر مییابد، نباید مصوبات مرتبط با کنکور نیز تغییر پیدا کند؟ «حسیندوست» پاسخ میدهد: «من معتقدم در شرایط بحرانی فعلی، باید مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را تغییر داد. ما در حال حاضر آمدهایم و اضطراب را تکثیر کردهایم. دانشآموز را مجبور کردهایم اضطراب ۱۰ تا ۱۲ امتحان نهایی را تحمل کند. من اعتقاد دارم دو کار باید انجام شود. اول در موضوع تصحیح امتحانات نهایی باید فرایندی برای افزایش شفافیت تصحیح اتخاذ شود. تصحیح کنکور ماشینی است و حرفی در آن نیست، اما امتحانات نهایی شرایط متفاوتی دارد و باید شرایطی ایجاد شود که حس اعتماد را به دانشآموزی که معتقد است دائما دارد در همهجا به او ظلم میشود، بدهیم. از سوی دیگر، باید بار را از روی دولت برداریم. در نتیجه باید مصوبه امتحانات نهایی تغییر کند». ماراتن پایانناپذیر «امیرپارسا»
«خانوادهام هفته دوم جنگ اصرار کردند با خانواده مادری به سمنان برویم که خطرها کمتر است. در حالی که من در حال جمعبندی دروس سال یازدهم بودم و روزی ۹ ساعت درس میخواندم. در آخر من قبول نکردم و همه رفتند جز من و پدرم. اضطرابی که مادرم در سمنان داشت و هر روز با تماسهایش به من نیز منتقل میشد، شدیدا روی درسخواندنم تأثیر گذاشت». «امیرپارسا» داوطلب کنکور تجربی است و حالا فقط چند ساعت پس از برگزاری آزمون در خانه دارد استراحت میکند: «نمیدانم چرا سؤالات ریاضی این میزان سخت بود، من با مشاورم که صحبت کردم نیز تأیید کرد سؤالات امسال بسیار دشوار بود و شباهتی به سالهای گذشته نداشت.
این حق ما نبود پس از این مدت تعویق و فشار در جلسه، با یک آزمون غیرمعمول مواجه شویم». برای او فشارها از آبان سال ۱۴۰۴ بیش از پیش شدت گرفت: «با اینکه مادر من مدیر مدرسه است و پدرم نیز یکی از کارمندان باسابقه و قدیمی یکی از شرکتهای بیمه، شرایط اقتصادی خانواده بد و بدتر میشد؛ به شکلی که در آذرماه من دیگر نمیتوانستم از آنها بخواهم برایم کتاب تست دیگری تهیه کنند. خواهرم مریض است و افزایش قیمت داروهای او به خودی خود، پدر و مادرم را اذیت میکرد. در این بین ناگهان اتفاقات دیماه شروع شد و وضعیت دردناک موجود در جامعه به من نیز سرایت کرد. از سمتی مدرسه بسته و اینترنت قطع شد و مجموعه اینها فشارهای زیادی وارد کرد». «امیرپارسا» در جنگ ۴۰ روزه، اما بیش از تمام مدت قبل، فشار و اضطراب تحمل کرد: «نهم اسفند من در مدرسه داشتم درس میخواندم که ناگهان صدای انفجار آمد.
مدرسه ما مرکز شهر است و نسبتا نزدیک به محل اولین حملات. تا صدای انفجار آمد، بچهها با خانوادهها تماس گرفتند تا به خانه برگردند. خالهام دنبالم آمد. چون شرایط بحرانی بود بیشتر کتابهایم در سالن مطالعه مدرسه جا ماند و علنا تا من بتوانم به مدرسه بروم و کتابهایم را بردارم، یک هفته طول کشید. بعد آن نیز شرایط درسخواندن در خانه سخت بود. روزی ۹ ساعت درس میخواندم، اما بهطور مداوم با هر صدایی حواسم پرت میشد. نگران خواهرم هم بودم؛ چون اضطراب، بیماری او را تشدید میکرد». بر این مسائل، انتظاری طولانی نیز اضافه شد: «ما تا تیرماه زمان دقیق و مطمئنی برای کنکور و امتحانات نهایی نداشتیم. دائما زمان برگزاری عقب میافتاد، تغییر میکرد و حرفهای مسئولان تکذیب میشد. دانشآموز کنکوری دیگر به ماههای آخر که میرسد نای ادامهدادن ندارد و فقط میخواهد درسها تمام شود، اما گویی برای ما قرار نبود تمام شود». سرانجام ۲۹ مرداد تمام شد و او به سال تحصیلی گذشته که نگاه میکند، متعجب است چطور دوام آورده است: «نمیدانم چطور خودم را به جلو کشاندم، اما به هر حال کشاندم و توانستم کنکور و امتحانات نهایی را بدهم و امیدوارم این زحمات نتیجه بدهد». ناامیدیهای «نجمه»
صدای «نجمه»، داوطلب کنکور رشته ریاضی، خسته است. او بهشدت به آزمون برگزارشده اعتراض دارد: «کنکور خیلی سخت بود، خیلی سخت. انگار میخواستند تیر آخر را به ما بزنند». او در ناامیدی زیادی به سر میبرد: «امسال امیدی به قبولی ندارم، وسط جنگ و اینهمه بحران، فقط از ما بهترها توانستند درس بخوانند». او دانشآموز مدرسهای دولتی در نزدیکی میدان شوش است؛ مدرسهای که مانند بیشتر مدارس دولتی، برنامه خاصی برای قبولی دانشآموزانش در کنکور ندارد: «بهطور معمول مدرسه با دریافت هزینه، مشاور و معلم کنکور میآورد و خود نیز سالن مطالعه کوچکی تهیه میکرد، اما امسال از همان ابتدای مهر گفتند شرایط خوب نیست و دانشآموزان دوازدهم خودشان برای کنکور تلاش کنند. اواسط آذرماه، اما گفتند میخواهند مشاوری بیاورند و ثبتنام کنیم. بیشتر دانشآموزان توان مالی برای ثبتنام نداشتند، چند نفری هم که ثبتنام کردیم نتوانستیم خدمات دریافت کنیم؛ زیرا تا مدرسه کسی را بیاورد، اتفاقات دیماه شروع شد و، چون مدرسه در نزدیکی بازار بود، مدیر مدرسه از همان ابتدای اعتراضات تصمیم به تعطیلی مدرسه گرفت».
این تعطیلی به تعطیلیهای امتحانات ترم اول خورد و تا اواخر بهمن ادامه داشت: «خانه ما کوچک و درسخواندن در خانه برای من خیلی سخت است. فقط دو کتابخانه هم در محله ما وجود دارد که هر دو نامناسب هستند. در نتیجه من بهطور علنی تقولق درس میخواندم. مدرسه که باز شد روزهای اول خوب درس خواندم، تا اینکه ناگهان جنگ شروع شد». شروع جنگ او را دوباره به خانه کشاند: «در جنگ دائما صدای انفجار به گوش میرسید. در یکی از شبها مغازه پدرم نیز آسیب دید و اضطراب در خانه چندبرابر شد. من در دوران جنگ نهایتا روزی دو تا سه ساعت درس خواندم». پس از جنگ نیز او به همین شیوه به تحصیل ادامه داد؛ شیوهای که خودش امیدی به نتیجهدادن آن ندارد. بازتاب یک ساز ناکوک
آنچه در کنکور ۱۴۰۵ اتفاق افتاد، صرفا بههمریختگی در برگزاری یک آزمون و سنجش کشوری نیست، بلکه بازتابی از شکنندگی ساختار آموزشی ایران در برابر وقایع اجتماعی و سیاسی کلان است؛ نظامی که بهجای برنامهریزی بلندمدت، مدیریت سیال و سیاستگذاریهای مشخص، درگیر مدیریت لحظهای بحرانها شده و هزینه این شکل از مدیریت را بر دوش دانشآموزان انداخته است؛ دانشآموزانی که در تلاش برای یافتن مسیری به سوی آینده و دیدن نتیجه تلاشها و استعدادهایشان، خود را در برابر دیواری محکم از بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، فشردگی زمان و بیعدالتی و بیاعتمادی به ابزارهای سنجش میبینند. منبع: روزنامه شرق
سیدمحمد خاتمی از آینده ایران گفت؛ صلح با امضای عزت یا ادامه مسیر بحران؟
اقتصاد۲۴- حجتالاسلاموالمسلمین سیدمحمد خاتمی، در دیدار روز یکشنبه گذشته با جمعی از اصحاب رسانه، به تشریح و ارزیابی شرایط و تحولات جاری در عرصه سیاست خارجی و مسائل داخلی ایران پرداخت و دیدگاههای خود را درباره مهمترین چالشها و چشماندازهای پیشروی کشور بیان کرد. رئیسجمهور اسبق، ابتدا به ساکن اذعان کرد: «وضعیت کنونی ایران پس از انقلاب، یکی از خطیرترین و تعیینکنندهترین مقاطع تاریخ کشور است».
به گفته او: «انقلاب اسلامی از ابتدا معادلات قدرت در منطقه را برهم زد و همین امر، دشمنی و تلاش قدرتهای بزرگ برای مهار یا تضعیف ایران را در پی داشت؛ از جنگ هشتساله تا فشارهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و تحریمها و سپس جنگهای اخیر». با این حال، رئیس دولت اصلاحات تأکید کرد: «تهدیدهای خارجی تنها عامل مشکلات نبودهاند؛ خطاهای راهبردی و راهکاری، مشکلات ساختاری و ناکارآمدیها در داخل نیز به افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت انجامیده است. گسترش نارضایتی، ناامیدی از آینده، فشارهای شدید اقتصادی و معیشتی، گرانی، بیکاری و عقبماندگی از توسعه، کشور را در وضعیتی دشوار قرار داده و دشمن نیز کوشیده از این شکافها بهرهبرداری کند».
با وجود آسیبهای سنگین انسانی و مادی جنگ، ازجمله جانباختن مسئولان، نیروهای نظامی و مردم عادی، خاتمی معتقد است: «مقاومت نیروهای مسلح و حضور مردم، حتی ناراضیان از وضعیت سیاسی و اقتصادی در دفاع از ایران، مانع تحقق اهداف دشمن شد». این تجربه، از منظر رئیسجمهور اسبق کشورمان، نشان داد: «جمهوری اسلامی با تهاجم خارجی از میان نمیرود، اما ادامه و استحکام آن در گروی توانایی حکمرانی برای اصلاح نقصها و کاهش فاصله ایجادشده میان مردم و حکومت است». خاتمی در فراز دیگر از ارزیابی خود، به فرصت ممتاز برای خروج از وضعیت ناگوار پرداخت و اعتقاد دارد:
«پس از جنگ، فرصتی مهم برای کشور پدید آمده که نمونه آن را در تفاهمنامه اسلامآباد است». در همین زمینه، رئیس دولت اصلاحات از مسئولان، شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان، رئیسجمهور و تأیید رهبری برای رسیدن به این تصمیم قدردانی و شجاعت رئیسجمهور در پذیرش مسئولیت این تصمیم را ستایش میکند. به نظر او: «این تفاهمنامه در شرایطی امضا شده که ایران توانسته موجودیت و توان دفاعی خود را تثبیت کند و دشمن در رسیدن به اهدافش ناکام مانده است». او با اشاره به امتیازات و تعهدات دو طرف، خاطرنشان کرد: «در هر توافقی امتیازی داده و امتیازی گرفته میشود و باید با سنجش منافع، دیپلماسی و مذاکره، مسیر را پیش برد». خاتمی با این حال هشدار داد: «نقض توافق از سوی هر طرف یا هر اقدامی که تنش را افزایش دهد، میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد». همچنین، رئیسجمهور پیشین عبور از بحران خارجی را پایان کار نمیداند، بلکه معتقد است پس از آن، وظیفه دشوارتر حاکمیت، اصلاح رابطه با جهان و همسایگان و نیز اصلاحات ساختاری، راهبردی و رویکردی در داخل است.
او حل مشکلات تولید، اقتصاد، گرانی، معیشت و بیکاری را بدون حضور و مشارکت مردم و تدبیر درست ممکن نمیداند. خاتمی در ادامه سخنان خود به دفاع از صلح شرافتمندانه پرداخت و تصریح کرد: «صلح یکی از بزرگترین خیرهای اجتماعی و جنگ از بزرگترین شرور است». او مقاومت در برابر تجاوز را ضروری و ارزشمند شمرد، اما تأکید کرد: «مقاومت برای رهایی از جنگ است، نه جنگ برای جنگ». به اعتقاد رئیس دولت اصلاحات: «اکنون که ایران توانسته موجودیت و بقای خود را به دشمن تحمیل کند، باید از موقعیت نسبی عزت برای کاهش تنش و تأمین منافع عمومی، عزت ایران و آینده کشور بهره ببرد». از نظر او: «صلح شرافتمندانه یعنی گشودن راه زندگی بهتر برای مردمی که زیر فشارهای گوناگون قرار دارند، بدون چشمپوشی از عزت و استقلال ایران». خاتمی گفت: «با جنگ نمیتوان زندگی و کشور را اداره کرد و باید با وجود بیاعتمادی به آمریکا و کارشکنیهای احتمالی اسرائیل، با تدبیر از ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» جلوگیری کرد». خاتمی گریزی هم به مقوله اینترت زد و تأکید کرد: «محدودیت اینترنت در شرایط جنگی تا حدی قابل فهم است»، اما ادامه آن را «زیانبار و حتی ناممکن» تلقی میکند.
به گفته او: «زندگی و کار بسیاری از خبرنگاران، فعالان رسانهای، پژوهشگران، اندیشمندان، کارفرمایان و مردم عادی به اینترنت وابسته است. گسترش استفاده از ویپیان و ابزارهایی مانند استارلینک نیز نشان میدهد بستن کامل راه دسترسی مردم عملا ممکن نیست»؛ لذا رئیسجمهور پیشین هشدار میدهد: «محدودیت گسترده، هم میل به دورزدن قانون را افزایش میدهد و هم بیکاری و خسارت اقتصادی ایجاد میکند، در حالی که سود آن نصیب واسطهها و سوداگران میشود». خاتمی در پایان از مسعود پزشکیان میخواهد با همان شجاعت و صراحتی که در تصمیمهای دیگر نشان داده، برای حل این مسئله نیز اقدام کند. رسول منتجبنیا: چهرههایی همچون خاتمی در شرایط کنونی کشور نمیتوانند سکوت کنند
پیرو ارزیابی سخنان خاتمی، رسول منتجبنیا در گفتوگو با «شرق»، با دفاع از حق و ضرورت اظهارنظر سیدمحمد خاتمی درباره شرایط حساس کشور و تفاهمنامه اخیر، تأکید کرد: «سرمایههای کشور فقط نفت، طلا، معادن و ذخایر مادی نیستند، بلکه شخصیتهای ملی، محبوب و باتجربه از سرمایههایی هستند که بهسادگی قابل جایگزینی نیستند». دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی، در اینباره که چرا اکنون خاتمی لب به سخن گشوده نیز باور دارد: «وقتی شخصیتی با تجربه طولانی و شناخت از مصالح و منافع کشور نظیر سیدمحمد خاتمی در شرایطی حساس فعلی حضور دارد، سکوت او نهتنها مطلوب نیست، بلکه باید انتظار داشت دیدگاه خود را درباره آنچه به سود ملت و کشور میداند، بیان کند». از همین منظر است که این نماینده اداور مجلس، اظهارنظر خاتمی درباره تحولات اخیر و دفاع او از تفاهم را اقدامی طبیعی و قابل دفاع ارزیابی کرد.
مشاور رئیس دولت اصلاحات در توضیح فرایند تصمیمگیری درباره صلح و جنگ و تفاهم اخیر، بر این نکته تأکید کرد: «این تصمیم، مسیر قانونی و رسمی خود را طی کرده و در نهایت به تفاهمنامه ایران و آمریکا رسید». بنابراین، منتجبنیا با اشاره به نقش نهادهای تصمیمگیر و تأیید نهایی رهبری و امضای رئیسجمهور، یادآور شد: «وقتی چنین فرایندی طی میشود، اصل تصمیم باید مورد حمایت قرار گیرد، حتی اگر افراد درباره جزئیات آن نقد یا نظر متفاوتی داشته باشند». به اعتقاد این مدرس دانشگاه: «بدعهدی احتمالی طرف مقابل نیز لزوما به معنای نادرستبودن اصل تفاهم نیست، بلکه تفاوتی میان عقلانی و قانونیبودن یک توافق و احتمال عملنکردن طرف مقابل وجود دارد». عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، مهمترین بخش از سخنان خاتمی را طرح صلح دانست و با اشاره به موضع او (خاتمی) در ستایش «صلح شرافتمندانه» گفت: «این تعبیر به معنای تسلیم یا رفاقت با طرف مقابل، با ترامپ و آمریکا نیست، بلکه ناظر بر پایاندادن به جنگ با حفظ عزت، سربلندی، تمامیت و منافع کشور است». قائممقام سابق و از اعضای مؤسس حزب اعتماد ملی معتقد است: «تفاهمی که خاتمی از آن دفاع کرده، در صورت اجرای کامل، میتواند هم سایه جنگ را دور و هم منافع ایران را تأمین کند».
بیشتر بخوانید:فیلم / هشدار سیدمحمد خاتمی به قطعی اینترنت
از نگاه منتجبنیا: «انتقاد از هر توافقی ممکن است و هیچ نظر سیاسی «وحی منزل» نیست، اما باید میان نقد و تخریب تفاوت گذاشت»؛ همانگونه که خود او نیز تأکید میکند: «ممکن است حتی میان افراد نزدیک و همفکر درباره برخی مسائل اختلافنظر وجود داشته باشد». این فعال سیاسی اصلاحطلب ادامه گپوگفتش با «شرق» را به انتقاد از شیوه برخورد برخی برنامههای صداوسیما با مواضع خاتمی اختصاص داد و با اشاره به برنامههایی که به گفته او پس از امضای تفاهمنامه و سپس پس از انتشار مواضع خاتمی پخش شده، این پرسش را مطرح کرد: «چگونه ممکن است تصمیمی که مراحل رسمی خود را طی کرده و به تأیید رهبری و شعام رسیده، در رسانهای که از بودجه عمومی استفاده میکند، بلافاصله با مجموعهای از حملات و ایرادهای یکطرفه مواجه شود؟». به تعبیر دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی: «چنین رویکردی افکار عمومی را با این پرسش روبهرو میکند که مبنای این حملات چیست و چرا بهجای گفتوگوی کارشناسی، فضای رسانهای به سمت تخریب و تسویهحساب سیاسی میرود؟».
عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز بهویژه از لحن برخی اظهارنظرها درباره خاتمی انتقاد و تصریح کرد: «مخالفت با یک شخصیت سیاسی نباید به توهین، تمسخر یا متهمکردن او به رفتارهای خلاف مصالح کشور تبدیل شود». منتجبنیا با یادآوری تجربه و سابقه طولانی خاتمی در مسئولیتهای مختلف، از مجلس و وزارت تا ریاستجمهوری، خاطرنشان کرد: «نمیتوان از شخصیتهایی با چنین سابقهای انتظار داشت در شرایطی که به تعبیر او «هستی کشور» در معرض تهدید و بحران قرار دارد، سکوت کنند». به باور این استاد دانشگاه: «حتی اگر کسی با بخشی از مواضع خاتمی مخالف باشد، حق ندارد سرمایهای ملی را با حملات بیمحابا بیاعتبار کند»؛ چراکه از دید منتجبنیا: «تخریب یک چهره ملی در واقع چوب حراج زدن به سرمایههای کشور است؛ سرمایههایی که برخلاف بسیاری از منابع مادی، بهآسانی جایگزین نمیشوند».
این فعال سیاسی اصلاحطلب در ادامه انتقاد خود از صداوسیما را فراتر از موضوع خاتمی دانست و به گفته او: «مشکل اصلی، غلبه یک نگاه جناحی بر رسانهای است که باید ملی و متعلق به همه مردم باشد». نماینده اسبق مجلس، «از یکطرفهبودن ترکیب برخی کارشناسان و کمرنگبودن حضور دیدگاههای متفاوت» انتقاد کرد و خواستار آن شد: «نخبگان و صاحبنظران با گرایشهای مختلف امکان حضور و گفتوگو در رسانه ملی داشته باشند». از نگاه مشاور رئیس دولت اصلاحات: «اگر صداوسیما واقعا مدافع آزادی و گفتوگوی عمومی است، باید بهجای دعوت از یک طیف محدود و تکرار مواضع همسو، امکان بحث میان دیدگاههای متفاوت را فراهم کند». منتجبنیا در ادامه مجددا به ارزیابی سخنان خاتمی بازمیگردد و به گفته او: «مواضع خاتمی بر سه محور استوار است. نخست، ضرورت شنیدهشدن صدای شخصیتهای باتجربه و ملی در شرایط بحرانی؛ دوم، دفاع از امکان دستیابی به صلحی که به معنای حفظ عزت و منافع ایران باشد؛ و سوم، مخالفت با تخریب شخصیتها و محدودکردن گفتوگوی سیاسی و رسانهای». عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون تأکید دارد: «مواضع خاتمی را میتوان نقد کرد، اما تبدیل نقد به تخریب و انتقامگیری سیاسی، نه به سود کشور است و نه به تقویت انسجام ملی کمک میکند». در شرایطی که کشور با مسائل مهمی همچون خطر جنگ و ضرورت تصمیمگیریهای حساس روبهرو است، منتجبنیا «راهحل» را در «گفتوگوی واقعی، حضور صداهای مختلف و حفظ سرمایههای انسانی و سیاسی کشور» میداند؛ سرمایههایی که به اعتقاد او، نباید قربانی منازعات جناحی شوند. غلامرضا ظریفیان: خاتمی مقاومت را دستاوردی برای رسیدن به صلح شرافتمندانه میداند
غلامرضا ظریفیان هم به عنوان دیگر چهره سیاسی در گپوگفت خود با «شرق» در مورد تحلیل مواضع اخیر سیدمحمد خاتمی درباره شرایط کشور، این باور را دارد که محور اصلی سخنان رئیسجمهور اسبق، توجه به «فرصت استثنائی» ایجادشده پس از جنگ و ضرورت تبدیل دستاورد مقاومت به فرصتی برای کاهش تنش، تقویت دیپلماسی، بهبود وضعیت داخلی و ترمیم رابطه دولت و جامعه است. به تعبیر این استاد دانشگاه: «خاتمی در تحلیل خود، هم بر استفاده از موقعیت جدید در عرصه بینالمللی تأکید دارد و هم معتقد است این شرایط میتواند فرصتی برای بازنگری در سیاستهای داخلی و کاهش شکافهای اجتماعی باشد».
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به اهمیت تحلیل خاتمی از وضعیت خطیر کشور میگوید: «پس از دو جنگی که ایران با آن روبهرو بوده، شرایط تازهای پدید آمده که نباید از دست برود». به تعبیر معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات: «انسجامی که در جامعه در برابر تهدید خارجی شکل گرفت، میتواند زمینهای برای یک نگاه جدید به تحولات جهانی و نیز نیازها و شکافهای داخلی باشد و این فرصت، از نظر خاتمی، باید به تصمیمهایی منجر شود که از یک سو ایران را در برابر تهدیدها و تهاجمهای خارجی مصونتر کند و از سوی دیگر، در داخل به کاهش فاصلهها و شکافهای موجود در جامعه یاری رساند».
به گفته این عضو جمعیت توحید و تعاون: «یکی از مهمترین محورهای سخنان خاتمی، دفاع از تفاهمنامه اسلامآباد است». ظریفیان این تفاهم را در نوع خود در مناسبات آمریکا با کشورهایی که با آن اختلاف داشتهاند، کمنظیر میداند و میگوید: «تحلیل بسیاری از کارشناسان و ناظران در آمریکا، اروپا و عرصه سیاست خارجی این است که این تفاهم در مجموع در راستای منافع ملی ایران قرار دارد». به گفته این مدرس دانشگاه: «امضای رئیسجمهور آمریکا پای سندی که در برابر افکار عمومی جهان ثبت شده، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ هرچند فراز و نشیبها و بیاعتمادیهای موجود نسبت به رفتار آمریکا، ضرورت مراقبت از اجرای تعهدات را از میان نمیبرد». این فعال سیاسی اصلاحطلب معتقد است: «تفاهمنامه مورد اشاره، از منظر جامعیت و توجه به بخشی از خواستههای ایران، سند مهمی است و میتواند پایهای برای شکلگیری مناسبات جدید باشد».
او البته تأکید میکند: «در هیچ توافقی نمیتوان انتظار داشت همه خواستههای یک طرف بهطور کامل تأمین شود، اما از نگاه خاتمی، باید مجموع منافع و دستاوردهای یک توافق را دید. به همین دلیل، دفاع خاتمی از این تفاهم، در واقع دفاع از فرصتی است که میتواند در صورت تحقق و پایبندی طرفها، مسیر جدیدی در روابط ایران با آمریکا و به تبع آن با بخش مهمی از نظام بینالملل بگشاید». این استاد دانشگاه در عین حال میگوید: «چنین مسیری با موانع مختلفی روبهروست؛ از کارشکنیهای احتمالی اسرائیل و فشارهای موجود در آمریکا تا مخالفتهایی که در داخل کشور از سوی بخشی از اقلیت سیاسی مطرح میشود». با این همه و به باور ظریفیان: «شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور ایجاب میکند این فرصت با دقت دنبال شود. چراکه جامعه ایران با مشکلات اقتصادی، فشارهای معیشتی، مسائل اشتغال و کسبوکار و شکافهای اجتماعی روبهروست و مردم نیازمند آن هستند که نسبت به آینده خود در عرصههای مختلف احساس اطمینان بیشتری داشته باشند». معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات تصریح کرد: «خاتمی با تکیه بر تجربه سیاسی و بهویژه تجربه دوره ریاستجمهوری خود در عرصه روابط بینالملل، بر این باور است که باید از چنین فرصتی حمایت کرد و همزمان برای جلوگیری از نقض آن و مقابله با کارشکنیها تلاش کرد».
ظریفیان همچنین تفاهم اخیر را از دستاوردهای مهم دیپلماسی در دولت مسعود پزشکیان میداند و از دیدگاه او: «دولت پزشکیان فعالیت خود را در شرایطی آغاز کرد که بهسرعت با بحرانهای سخت امنیتی و معیشتی و سپس جنگ روبهرو شد و ازاینرو، ناچار شد بخش مهمی از توان خود را صرف مدیریت بحران کند». در چنین شرایطی، دستیابی به تفاهمی که به گفته او در داخل و خارج از کشور به عنوان یک دستاورد مهم دیپلماتیک مورد توجه قرار گرفته، اهمیت بیشتری پیدا میکند. نکته مهم دیگر در تحلیل خاتمی، به باور ظریفیان، این است که «تفاهم و مذاکره از موضع ضعف مطرح نشده است». او تأکید دارد:
«ایران در شرایطی به سمت مسیر تفاهم و مذاکره رفته که با حمله مواجه شده، اما مردم ایستادگی کردهاند و نیروهای نظامی و دولت نیز توانستهاند در برابر تلاشی که موجودیت و بقای کشور را هدف گرفته بود، مقاومت کنند. بنابراین، ورود به میدان دیپلماسی پس از این تجربه، از نگاه خاتمی، باید ادامه همان ایستادگی و از موضع اقتدار باشد». عضو جمعیت توحید و تعاون این را هم یادآور میشود: «خاتمی به همین دلیل از تصمیم اتخاذشده و نیز از رئیسجمهور، مسئولان، فرماندهان و رهبری که به این تصمیم رسیدهاند، تقدیر کرده و در عین حال بر ضرورت مراقبت از اجرای تفاهمنامه و پرهیز از اقداماتی که تنش را افزایش میدهد، تأکید داشته و در این چارچوب است که مفهوم صلح شرافتمندانه جایگاه محوری در تحلیل خاتمی دارد». با چنین برداشتی، ظریفیان بیان میدارد: «نباید این تعبیر خاتمی را به معنای تسلیم دانست. چون صلح شرافتمندانه از نظر خاتمی، صلحی است که با حفظ عزت ایران، تأمین مصالح عمومی و گشودن افق زندگی بهتر برای مردمی دنبال شود که زیر فشار مشکلات معیشتی و ناامیدی قرار گرفتهاند».
بیشتر بخوانید:فیلم / ابطحی: اختلافات خاتمی و رهبر شهید بروز خارجی نداشت
به گفته این استاد دانشگاه: «خاتمی بر این باور است که اداره کشور نباید بر پایه احساسات و واکنشهای هیجانی باشد، بلکه باید با محاسبه دقیق منافع ملی و درک واقعیتهای داخلی و بینالمللی، راه مذاکره، کاهش تنش و دیپلماسی را ادامه داد». ظریفیان، بخش دیگری از تحلیل خاتمی را معطوف به رابطه «دولت و جامعه» میداند و به تعبیر او: «کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان جامعه و حاکمیت، یکی از آسیبهای مهم سالهای گذشته است و فرصتی که پس از جنگ پدید آمده، میتواند برای ترمیم این رابطه مورد استفاده قرار گیرد. این ترمیم، از نظر خاتمی، بدون اعتمادسازی، گفتوگو و شنیدن جامعه ممکن نیست. خطر اصلی زمانی پدید میآید که حکمرانی نتواند نارساییها و عواملی را که موجب فاصلهگرفتن بخشهایی از جامعه شده، بهدرستی شناسایی و درمان کند». جمعبندی ظریفیان از مواضع خاتمی این است که «دستاورد مقاومت باید به یک فرصت تبدیل شود؛ فرصتی برای صلحی که از موضع حفظ موجودیت، عزت و منافع ایران شکل میگیرد؛ فرصتی برای ادامه مذاکره و کاهش تنش؛ و فرصتی برای بهبود معیشت مردم و بازسازی اعتماد میان دولت و ملت». از نگاه او: «پیام اصلی خاتمی این است که مقاومت و ایستادگی، زمانی به نتیجه کامل میرسد که بتوان دستاورد آن را در خدمت آیندهای امنتر، جامعهای امیدوارتر و رابطهای ترمیمشده میان حکومت و مردم قرار داد». جواد امام: سخنان خاتمی بیش از آنکه صرفا یک ارزیابی سیاسی باشد، یک هشدار و یک دعوت به تصمیم درست و عاجل است
دیگر چهره سیاسی که به ارزیابی سخنان خاتمی پرداخت، جواد امام بود که در گفتوگو با «شرق» عنوان کرد «به نظر من سخنان اخیر آقای خاتمی را باید در یک منظومه واحد دید؛ چهار محوری که ایشان مطرح کردند، در واقع اجزای یک نگرانی و در عین حال یک پیشنهاد برای عبور از وضعیت موجود است؛ هشدار نسبت به شرایط خطیر کشور، تأکید بر وجود یک فرصت مهم برای تغییر مسیر، دفاع از صلح شرافتمندانه و توجه به ضرورت بازگشت اینترنت و ارتباط آزاد جامعه».
به باور سخنگوی جبهه اصلاحات، «از میان این محورهای آقای خاتمی، برای من تأکید ایشان بر «فرصت ممتاز» و «صلح شرافتمندانه» اهمیت بیشتری دارد. چراکه وقتی از وضعیت خطیر کشور و ضرورت تقویت دیپلماسی و حمایت از تفاهمنامه رؤسای جمهور ایران و آمریکا سخن میگوییم، اگر تنها به توصیف بحران بسنده کنیم، نتیجهای جز نگرانی و انفعال نخواهد داشت؛ لذا اهمیت سخن آقای خاتمی در این است که در کنار هشدار نسبت به شرایط، بر وجود یک فرصت تاریخی برای رهایی از وضعیت ناگوار و تحقق این تفاهم تأکید میکند و این یعنی هنوز معتقدیم کشور در نقطهای قرار نگرفته که راه اصلاح و تغییر مسیر کاملا بسته شده باشد». دبیر کل حزب مجمع ایثارگران خاطرنشان کرد که «اتفاقا در چنین شرایطی باید از هر فرصتی برای کاهش تنش، حفظ منافع ملی، بازگشت به مردم، ترمیم اعتماد عمومی و فراهمکردن زمینه برای انسجام و تفاهم ملی استفاده کرد و تعبیر «صلح شرافتمندانه» نیز از همین منظر بسیار مهم است». چون از دید جواد امام، «صلح به معنای تسلیم یا نادیدهگرفتن حقوق و منافع ملی نیست؛ همانگونه که جنگ نیز لزوما به معنای عزت و پیروزی نیست؛ لذا میتوان هم از استقلال و منافع ملی دفاع کرد و هم از جنگ و تشدید تنش پرهیز کرد».
این فعال سیاسی اصلاحطلب متذکر شد که «امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان «مقاومت برای حفظ منافع ملی و ورود به چرخهای از تنش و فرسایش که هزینه اصلی آن را مردم میپردازند تفاوت قائل شد»؛ لذا به اعتقاد وی، «آقای خاتمی از سر نگرانی نسبت به آینده کشور سخن گفته است؛ اما این نگرانی به معنای ناامیدی نیست. چون اتفاقا در سخنان ایشان یک پیام روشن وجود دارد، اینکه شرایط خطیر است، اما هنوز فرصت داریم». با این ارزیابی، جواد امام خاطرنشان کرد که «نگرانی اصلی شاید این باشد که این فرصت نیز مانند فرصتهای گذشته از دست برود و کشور دوباره وارد چرخهای از تنش خارجی، فشار اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت شود».
از دیدگاه سخنگوی جبهه اصلاحات، «در چنین شرایطی، اشاره آقای خاتمی به موضوع اینترنت نیز صرفا یک موضوع فنی، ارتباطی یا اقتصادی نیست، چون اینترنت امروز بخشی از زندگی، اقتصاد، آموزش و ارتباطات جامعه است و فراتر از یک ابزار ارتباطی، با اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و امکان بهرهگیری از ظرفیت ارزشمند ایرانیان داخل و خارج از کشور پیوند خورده است». به گفته دبیر کل حزب مجمع ایثارگران، «محدودکردن ارتباط مردم با جهان، در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند اعتماد، همگرایی ملی و استفاده از همه فرصتها، ظرفیتها و استعدادهای انسانی خود است، میتواند به افزایش بیاعتمادی و تعمیق شکاف اجتماعی منجر شود.». از این حیث جواد امام خاطرنشان کرد که «اگر میخواهیم از این شرایط عبور کنیم، باید همزمان دو مسیر را دنبال کنیم؛ کاهش تنش در سیاست خارجی و ترمیم رابطه دولت و جامعه در داخل؛ و البته فراهمکردن امکان ارتباط و همکاری با همه کسانی که دل در گرو ایران داشته و دارند». از این منظر و به زعم جواد امام، «سخنان اخیر آقای خاتمی بیش از آنکه صرفا یک ارزیابی سیاسی باشد، یک هشدار و در عین حال یک دعوت به تصمیم درست و عاجل، تقویت انسجام و هماهنگی میان همه ارکان و قوای سیاسی و نظامی کشور و عبور از اختلافات فرساینده است.
چون ایشان بهروشنی میگوید که کشور در شرایط حساسی قرار دارد، اما هنوز امکان انتخاب وجود دارد؛ انتخاب میان ادامه فرسایش و تشدید تنش، یا آغاز مسیری برای صلح، تفاهم، اصلاح حکمرانی و بازسازی اعتماد عمومی؛ مسیری که مستلزم تغییر نگاه سیاسی و اصلاح رویکردهای امنیتی، بهویژه عبور از نگاه گزینشی و دوگانه خودی و غیرخودی است». سخنگوی جبهه اصلاحات ادامه داد که «اگر سؤال این باشد که آیا آقای خاتمی از وضعیت فعلی و آینده کشور بیم دارد، پاسخ من این است که بله؛ نگرانی در سخنان ایشان کاملا مشهود و جدی است.
اما این نگرانی از جنس ناامیدی نیست؛ از جنس احساس مسئولیت نسبت به آینده ایران و نگرانی برای ازدسترفتن فرصتهاست. این فعال سیاسی هشدار داد که «امروز بیش از هر چیز به عقلانیت، شجاعت در تصمیمگیری، صلح شرافتمندانه، گفتوگوی ملی، بازسازی اعتماد میان مردم و حاکمیت و مهمتر از همه، جلوگیری از فرصتسوزی و پرهیز از تندروی و افراط نیاز داریم. ایران بیش از آنکه نیازمند پیروزشدن یک جریان بر جریان دیگر باشد، نیازمند آن است که همه نیروهای دلسوز کشور بر سر یک اصل به تفاهم برسند؛ نجات ایران، حفظ منافع ملی و جلوگیری از فرصتسوزی باید بر هر ملاحظه جناحی و سیاسی مقدم باشد». منبع: روزنامه شرق

حرکت غیرمنتظره مسی بعد از مرگ پدرش | تنبیه فوقستاره آرژانتینی

مابهتفاوت ارز ۶ میلیون تن نهاده باید به خزانه بازگردد/ چرا مسیر حسابرسی را مسدود کردید؟

سخنگوی وزارت دفاع: در برخی محصولات راهبردی جنگ بیش از سه برابر افزایش تولید داشتیم / هزینه تولید برخی تجهیزات دفاعی ایران تا ۲۰ برابر کمتر از نمونه خارجی است

پزشکیان: جنگ را پایان دهیم

قیمت دلار امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / دلار ۱۹۰ هزار تومان میشود؟

