
واکنش وزیر فرهنگ به برخی رفتارهای وحدتشکن

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
ایران آنلاین:
محمد حسین اسماعیلی، مدیرکل توسعه آموزش های فرهنگی و هنری /
۱) آموزش هنر؛ زیربنای هویت فرهنگی و سرمایه اجتماعی:
آموزش هنر در نگاه تحلیلی، فراتر از انتقال مهارتهای هنری است. این حوزه در چند سطح اثرگذاری دارد:
- تحکیم هویت فرهنگی از طریق انتقال سنتها، آیینها و هنرهای ملی
- افزایش تابآوری اجتماعی با تقویت خلاقیت، امید و توان مواجهه با بحران
- ارتقای سرمایه اجتماعی از مسیر مشارکت هنری و فعالیتهای جمعی
- تولید معنا و تفکر و تقویت بنیانهای اندیشهورزی
- تلطیف فضای عمومی و ارتقای کیفیت زیست فرهنگی جامعه
این کارکردها نشان میدهد که آموزش هنر باید در ردیف سیاستهای کلیدی فرهنگی قرار گیرد، نه در حاشیه برنامههای اجرایی.
۲) نقش مراکز آموزشی در تربیت هنرمندان آینده:
هنرستانها، آموزشگاهها و مربیان هنری، ستونهای اصلی نظام آموزش هنر هستند. این مراکز سه نقش بنیادین دارند:
- شناسایی و پرورش استعدادهای هنری
- تربیت هنرمندان متخصص و متعهد
- حفاظت از هنرهای ملی، آیینی و هنرهای در معرض فراموشی
در واقع، این مراکز حلقه اتصال میان سیاستگذاری فرهنگی و تولید هنرمندان نسل آیندهاند.
۳) عدالت آموزشی و توسعه متوازن هنر:
یکی از چالشهای مهم حکمرانی فرهنگی، نابرابری در دسترسی به آموزش هنر است. سیاستهای کلیدی برای رفع این شکاف عبارتاند از:
- توسعه آموزش هنر در مناطق محروم و کمبرخوردار
- همگانیسازی هنر و افزایش دسترسی عمومی
- تحول در منابع و سرفصلهای آموزشی
- بهرهگیری از فناوریهای نوین آموزشی برای روزآمدسازی آموزش هنر
این سیاستها میتوانند آموزش هنر را از یک فعالیت محدود شهری به یک جریان ملی تبدیل کنند.
۴) چالش اصلی: کمتوجهی به آموزش هنر در سیاستگذاری:
با وجود اهمیت گسترده آموزش هنر، این حوزه هنوز در اولویت سیاستگذاری فرهنگی قرار نگرفته است. کمتوجهی ساختاری، نبود برنامهریزی بلندمدت، و نگاه مهارتی–ابزاری به هنر، مانع تحقق ظرفیتهای واقعی این حوزه شده است. «هفته آموزش هنر» میکوشد این خلأ را برجسته کند و توجه ذینفعان را به ضرورت بازنگری در سیاستها جلب نماید.
۵) هفته آموزش هنر؛ گامی برای جریانسازی فرهنگی:
«هفته آموزش هنر» تنها یک رویداد نمادین نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف نقش آموزش هنر در ساختار حکمرانی فرهنگی کشور است. این هفته میکوشد توجه سیاستگذاران، مدیران، مربیان و جامعه هنری را به حوزهای جلب کند که سالها در حاشیه تصمیمگیریها قرار داشته اما ظرفیت آن برای توسعه فرهنگی و اجتماعی بسیار گسترده است.
نخستین دوره این هفته (۳۱ مرداد تا ۶ شهریور) با مجموعهای از برنامهها برگزار میشود:
- نمایشگاه آثار منتخب مراکز آموزش هنر
- اختتامیه دومین المپیاد هنر
- نشستهای تخصصی و همایش مدیران هنرستانهای هنرهای زیبا
- بازدید از آموزشگاهها و دیدار با پیشکسوتان
- امضای تفاهمنامههای آموزشی
- رونمایی از نظام آموزشهای فرهنگی و هنری
این برنامهها نشاندهنده تلاش برای ایجاد یک جریان ملی در حوزه آموزش هنر است.
۶) چشمانداز آینده:
اگر این هفته در دورههای بعدی با توسعه برنامهها، مشارکت گستردهتر استانها و تقویت زیرساختهای آموزشی همراه شود، میتواند به یکی از محورهای اصلی تحول فرهنگی کشور تبدیل شود. هنرجویان امروز، سرمایههای فردای هنر ایراناند و تقویت آموزش هنر، سرمایهگذاری مستقیم بر آینده فرهنگی کشور محسوب میشود.
انتهای پیام/
ثبت رسمی طراشعر ؛ یک جریان تازه در شعر تصویری ایران - تسنیم
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سبک «طراشعر» به نام امین افضلپور، نویسنده، شاعر و نظریهپرداز شعر تصویری ـ گرافیکی معاصر ایران، در دفتر حقوقی و مالکیت فکری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسید؛ ثبت رسمیای که بر اساس آن، اثر «کتاب با عنوان #طراشعر» تحت شماره 11015 ـ 1405 در تاریخ 5 مرداد 1405 به ثبت رسیده است.
بر اساس آگهی منتشرشده در روزنامه رسمی، این ثبت در پی درخواستنامه شماره 50025 ـ 1404 مورخ 27 بهمن 1404 امین افضلپور و به استناد بند 1 ماده 2 قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 انجام شده است.
«طراشعر» جریانی است که افضلپور آن را سبک ادبی و جریان نوین شعر تصویری و گرافیکی ایران و جهان معرفی میکند؛ جریانی که به گفته او با هدف بازتعریف رابطه میان شعر، زبان، تصویر، فرم و نشانه شکل گرفته و تلاش دارد شعر را از محدوده صرفاً شنیداری به تجربهای دیداری، چندلایه و گرافیکی ارتقا دهد. تبریک علیاکبر شکارچی به پورناظری/سرافراز بماند ایران و موسیقی ایران!
از شعر و ادبیات تا پیوند زبان و تصویر
امین افضلپور مؤلف 13 کتاب در حوزه شعر و ادبیات است و در کنار فعالیتهای شعری، در زمینه پیوند میان ادبیات، هنرهای دیداری، نشانهشناسی و ساختارهای بصری زبان نیز به پژوهش و نظریهپردازی پرداخته است.
مهمترین دستاورد نظری او، بنیانگذاری «طراشعر» و تدوین مبانی این جریان در قالب مانیفستی مستقل عنوان شده است. «مانیفست طراشعر» به عنوان نخستین مانیفست شعر تصویری ـ گرافیکی ایران، چارچوب نظری این جریان را ارائه میکند و به تبیین جایگاه حرف، تصویر، فرم، ترکیب و معنا در ساختار جدید شعر میپردازد.
در تعریف طراشعر، این جریان بر حضور همزمان «زبان» و «تصویر» در فرآیند آفرینش شعری تأکید دارد. در این نگاه، شعر تنها مجموعهای از واژهها و آواها نیست، بلکه ساختاری دیداری است که عناصر مختلف آن، از جمله حرف، فرم، چیدمان، فاصله، تصویر و نشانه، در تولید معنا نقش دارند.
در چنین رویکردی، حرف از جایگاه یک عنصر صرفاً نوشتاری خارج میشود و به واحدی مستقل و زیباییشناختی تبدیل میشود؛ عنصری که میتواند دیده شود، هویت بصری پیدا کند و حامل معناهای تازه باشد.
«جانشینی هویتی حروف»؛ وقتی حرف به تصویر تبدیل میشود
یکی از مفاهیم محوری مطرحشده در نظریه طراشعر، «جانشینی هویتی حروف» است. در این فرآیند، حرف ضمن حفظ قابلیت خوانش خود، میتواند در هیأت شیء، اندام، نماد یا تصویر ظاهر شود و همزمان در تولید معنا مشارکت کند.
به این ترتیب، مرز میان نشانه زبانی و عنصر دیداری کاهش مییابد و زبان حضوری ملموستر در صفحه پیدا میکند.
طراشعر همچنین ماده شعر را گسترش میدهد؛ به گونهای که حرف، تصویر، فرم، فضا، سکوت بصری، فاصله و آرایش صفحه نیز به عناصر سازنده شعر تبدیل میشوند. در نتیجه، شعر از یک ساختار صرفاً زبانی به شبکهای چندلایه از روابط میان زبان، تصویر و ادراک تبدیل میشود.
شعر به مثابه یک «رویداد ادراکی»
در بخش دیگری از نظریه طراشعر، تحول اصلی در حوزه هستیشناسی شعر تعریف شده است. بر این اساس، این جریان میکوشد به پرسش «شعر چیست؟» پاسخی تازه ارائه دهد.
در این نگاه، شعر صرفاً یک متن زبانی نیست، بلکه یک «رویداد ادراکی» است که در تعامل میان زبان، تصویر، فضا، زمان و مخاطب تحقق پیدا میکند.
بر این اساس، معنا تنها در واژهها قرار ندارد، بلکه در فرآیند مواجهه و کشف شکل میگیرد. طراشعر با گذار از بازنمایی به حضور، امکان میدهد بخشی از آنچه زبان به آن اشاره میکند، در ساختار خود اثر حاضر شود.
از سوی دیگر، این جریان تنها ساختار شعر را تغییر نمیدهد، بلکه شیوه دریافت آن را نیز دگرگون میکند. در طراشعر، معنا نه پس از خوانش، بلکه از لحظه مواجهه دیداری با اثر آغاز میشود؛ مخاطب پیش از آنکه شعر را بخواند، آن را میبیند و نخستین لایههای معنا در لحظه رؤیت شکل میگیرند.
از «رؤیت» تا «کشف» معنا
در این نظریه، بخشی از تجربه شعر پیش از ترجمه شدن به زبان و از طریق دیدن، فرم، تصویر و ساختار بصری اثر شکل میگیرد؛ فرآیندی که از آن با عنوان «ادراک پیشازبانی» یاد شده است.
در این فرآیند، مخاطب تنها خواننده نیست، بلکه مشاهدهگر و کشفکننده معناست و ادراک شعر از یک مسیر خطی به فرآیندی چندلایه تبدیل میشود:
رؤیت ← ادراک پیشازبانی ← کشف روابط دیداری و حرفی ← خوانش ← تأویل و بازسازی معنا
از این منظر، شعر در طراشعر تنها خوانده نمیشود، بلکه دیده، تجربه و کشف میشود و مخاطب در تحقق معنای اثر نقش فعال پیدا میکند.
شش «انقلاب» در ساختار طراشعر
در نظریه طراشعر، برای این جریان چند تحول بنیادین تعریف شده است. نخست، «انقلاب در جایگاه حرف» است؛ به این معنا که حرف تنها کوچکترین واحد نوشتاری یا نشانهای برای تولید صدا نیست و میتواند به عنصری مستقل و زیباییشناختی تبدیل شود.
دومین تحول، «انقلاب در معنا» است. در اینجا معنا تنها از مسیر واژه و جمله شکل نمیگیرد، بلکه از تعامل میان حرف، تصویر، فرم، نشانه و ساختار بصری ایجاد میشود.
سومین تحول به «فرم و ترکیب» مربوط است. در طراشعر، ترکیب تنها حاصل پیوند واژهها نیست و میتواند میان حرف، تصویر، شیء، نماد، رنگ و فضا شکل بگیرد. صفحه، فاصلهها، فضای سفید، جایگاه عناصر و مسیر حرکت نگاه نیز در معماری شعر نقش دارند.
چهارمین تحول، «انقلاب در زبان» عنوان شده است. طراشعر در نظریه خود چهار مرحله برای تحول زبان شعری پیشنهاد میکند: زبان شنیداری، زبان دیداری، زبان تجسمی و زبان عینی.
بر اساس این نگاه، طراشعر مرحله چهارم، یعنی «زبان عینی» را مطرح میکند؛ مرحلهای که در آن زبان تنها شنیده یا خوانده نمیشود، بلکه بخشی از ساختار آن در تجربه ادراکی مخاطب کیفیتی دیداری و عینی پیدا میکند.
پنجمین تحول به «انقلاب در آرایههای ادبی» مربوط است. در این بخش، مفاهیمی همچون جانشینی هویتی حروف، جناس سهوجهی، مراعات نظیر تصویری، استعاره دیداری و ترکیبسازی دیداری مطرح شدهاند.
و در نهایت، «انقلاب در رابطه مخاطب و اثر» مطرح میشود؛ جایی که مخاطب دیگر تنها دریافتکننده معنا نیست، بلکه در فرآیند کشف و شکلگیری معنا مشارکت میکند و میان حرف، تصویر، فرم و نشانهها حرکت میکند تا تجربه شعری را کامل سازد.
طراشعر در مرز ادبیات، هنر و فناوری
طراشعر خود را محدود به شعر دیداری، شعر کانکریت، تایپوگرافی یا هنر گرافیک نمیداند، بلکه تلاشی برای شکلدهی به یک مدیوم مستقل در مرز میان ادبیات، هنرهای تجسمی، نشانهشناسی و فناوریهای نوین معرفی شده است.
تفاوت بنیادین آن با رویکردهای صرفاً تصویری، در این تعریف است که تصویر تنها در کنار متن قرار نمیگیرد، بلکه وارد ساختار درونی زبان میشود. حرف، تصویر، فرم و معنا در یک نظام واحد با یکدیگر تعامل میکنند و ساختاری چندلایه از تجربه شعری شکل میدهند.
در این نگرش، شعر از یک متن خطی به یک میدان ادراکی تبدیل میشود؛ میدانی که در آن زبان، تصویر، نشانه، فضا، زمان و نگاه مخاطب همزمان در ساخت معنا حضور دارند.
به این ترتیب، ثبت رسمی «طراشعر» به نام امین افضلپور، در کنار انتشار مانیفست مستقل این جریان، گامی در جهت معرفی این سبک به عنوان رویکردی تازه در شعر تصویری ـ گرافیکی معاصر ایران عنوان شده است؛ رویکردی که میکوشد رابطه میان حرف، تصویر، فرم، نشانه و ادراک را از نو تعریف کند و شعر را از صرف شنیدن و خواندن، به سوی تجربهای دیداری، ادراکی و گرافیکی حرکت دهد.
انتهای پیام/
یادگاریهای اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل
ایران آنلاین:
در این دیدار که روز گذشته صورت گرفت، محمود صفری شهردار اردبیل با قدردانی از خانواده بزرگوار مرحوم عبدی بر اهمیت حفظ میراث هنرمندان بزرگ به عنوان میراث فرهنگی تاریخی شهر تاکید کرد.
به گزارش ایرنا، وی افزود: شهرداری اردبیل در پی تکریم جایگاه این هنرمند ماندگار، لایحهای را جهت نامگذاری یکی از فرهنگسراهای جدیدالاحداث شهر به نام اکبر عبدی به شورای شهر تقدیم خواهد کرد.
وی ادامه داد: با حرکت فرهنگی خانواده آن هنرمند نامدار، بخشی از میراث هنری ایشان در زادگاهش به نمایش گذاشته شده و برای نسلهای آینده ماندگار خواهد بود.
در این مراسم، فرهاد قائمیان بازیگر سینما، به همراه میرمحمد سید هاشمی،پ رئیس شورای شهر، حبیب فتحی عضو شورا، کیوان حسنزاده معاون معماری و شهرسازی شهرداری و ابراهیم نیرومند از هنرمندان اردبیل حضور داشتند و در پایان، با تجلیل از خدمات بینظیر مرحوم اکبر عبدی به هنر ایران، بر ضرورت حمایت از میراث فرهنگی و هنری او تأکید شد.
به گزارش ایرنا، اکبر عبدی آقاباقر متولد چهار شهریور ۱۳۳۹ در تهران بود که از سال ۱۳۵۸ با دریافت مدرک دیپلم با نمایشهای آماتوری فعالیت هنریاش را آغاز کرد و سال ۱۳۶۱ به تلویزیون راه یافت و دارنده نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود.
مرحوم عبدی که با مجموعه تلویزیونی «باز مدرسم دیر شد» در سال ۱۳۶۲ شناخته شد، در سال ۱۳۶۳ با فیلم «جنجال بزرگ» بازی در سینما را آغاز کرد و پس از آن در فیلمهای «مردی که موش شد»، «اجاره نشینها»، «گراند سینما» و «ای ایران» توانست قابلیتهای خود را در نقشهای کمدی ثابت کند.
نوع چهره عبدی و بازیهای او به قدری در زمینه کمدی منحصر بهفرد بود که حتی در فیلم «مادر» در نقش معلول و در فیلم سفر «جادویی» در ۲ نقش میانسالی و کودکیاش ظاهر شد و توانست در میان مخاطبان سینمایی به محبوبیت دست پیدا کند و این امر حتی در فیلمهای «دلشدگان» و «آقای شانس» هم مشهود بود.
این بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون عصر جمعه، دوم مرداد به دلیل ایست قلبی در بیمارستانی در تهران دار فانی را وداع گفت و پیکرش صبح یکشنبه، چهارم مرداد از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.
موزه عمارت شهرداری اردبیل با تجهیز به غرفهها، اقلام و اشیای تاریخی کمنظیر و تازه جمعآوری شده، از گردشگران و مسافران نوروزی استقبال میکند و بازدید رایگان و تنوع بخشهای دیدنی آن، توجه مخاطبان و مردم را جلب کرده است.
انتهای پیام/

یادگاریهای اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل

عصر یکشنبههای بخارا

مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز میشوند - تسنیم

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

ببینید| شکوه و ابهت امام شهید خامنهای(ره) از زبان استاد افشین علا - تسنیم

