
دو نفتکش در سواحل عمان هدف قرار گرفتند/ چند خدمه مفقود شدند

2

اظهارات جدید عمان درباره عبور کشتیها از تنگه هرمز
بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان ضمن اشاره به اهمیت تنگه هرمز خاطرنشان کرد: امنیت دریانوردی در تنگه هرمز پیوند مستقیمی با آرامش خلیج فارس دارد و هرگونه اختلال در آن، ثبات منطقه را تهدید میکند.
وی تاکید کرد:ما با هرگونه تشدید بیشتر تنش یا درگیری در منطقه مخالفیم. باید ریشهها و عوامل اساسیِ بیثباتی در منطقه مورد بازنگری و بررسی قرار گیرند.
بر اساس گزارش شبکه خبری الجزیره، وزیر خارجه عمان در ادامه افزود: موضع ما در پایبندیمان به امنیت دریایی و قوانین بینالمللی و جلوگیری از تشدید تنش و درگیری بیشتر، همچنان ثابت است.

مذاکرات ایران و عمان شکست خورد؟
جدیدترین اقدام دونالد ترامپ برای پرهیز از تشدید تنشهای نظامی با ایران، در حالی صورت میگیرد که طرف آمریکایی معتقد است مذاکرات میان ایران و عمان که به نظر میرسید مسیری نادر و ثمربخش برای گفتوگو باشد طی روزهای اخیر متوقف شده است.
به گزارش روز نو به نقل از semafor، یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید به وبسایت «سمافور» (Semafor) مدعی شدند که دولت آمریکا بر این باور است که گفتوگوهای ایران و عمان هفتهها پیش به بنبست رسیده است. این مذاکرات با مطرح کردن احتمال نوعی توافق یا سازوکار مربوط به عوارض عبور و مرور در تنگه هرمز، موجب ناخشنودی ترامپ شده بود.
سفارت عمان به درخواست اظهار نظر درباره دیدگاه آمریکا نسبت به این مذاکرات، پاسخی نداد.
با این حال، ترامپ فعلاً وضعیت در قبال ایران را «بسیار خوب» توصیف میکند و همچنان خوشبین است که فشار اقتصادی میتواند تهران را به میز مذاکره بازگرداند؛ هرچند او انجام هرگونه گفتگوی آتی را برای آیندهای قابل پیشبینی منتفی دانسته است.
ترامپ دیشب در پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، ایران را به «جنگ اقتصادی» تهدید کرد و گفت که ایالات متحده علیه هر کشوری که با تهران تجارت کند، مجازاتهایی اعمال خواهد کرد.

هشدار امارات به واشنگتن؛ فشار بیشتر بر ایران به اقتصاد خلیج فارس ضربه میزند
رویداد۲۴| روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از منابع آگاه گزارش داد که آمریکا از امارات خواسته فشارهای اقتصادی علیه ایران را تشدید کند.
به گزارش مهر، این در حالیست که مقامات اماراتی بیم آن دارند راهبرد آمریکا در قبال ایران به بخشهای اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس ضربه وارد کند.
بر اساس این گزارش مقامات اماراتی تمایل دارند برخی از کانالهای ارتباطی خود را با تهران حفظ کنند تا بتوانند از ابزارهای سیاسی در صورت شکست این راهبرد بهره ببرند.
پیشتر مدیر اداره ارتباطات راهبردی در وزارت خارجه امارات از تعلیق معاملات تجاری و مالی با ایران خبر داده بود.
این اقدامات آمریکا بعد از شکست تجاوز نظامی علیه ایران و ناکامی در بازگشایی تنگه هرمز صورت میگیرد.

ادعای باز بودن تنگه موجب تمسخر ترامپ شده است - تسنیم
سیاسی
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، احسان صالحی، کارشناس مسائل سیاسی در نشستی در رسانه ملی اظهار داشت: در دوره دوم ترامپ، زوج سمی ترامپ و نتانیاهو پس از آنکه در کمپین «فشار حداکثری» و ابزارهای اقتصادی به اهداف خود نرسیدند، با تصور اینکه ایران ضعیف شده است، به سمت تقابل نظامی و جنگ حرکت کردند.
وی گفت: تحلیل و برداشت اشتباه آنان بر پایه اتفاقات منطقهای در لبنان، غزه، یمن و همچنین حوادث داخلی بود که بر اساس آن ترغیب شدند دست به اقدامی جدید بزنند.
.
صالحی ادامه داد: برخلاف تصورات و محاسبات دشمن که گمان میکرد رفتار ایران کاملاً تحت کنترل، زیر آستانه و قابل پیشبینی خواهد بود، پاسخ و عملکرد ایران تمام طراحیهای آنان را برهم زد.
وی افزود: در حال حاضر شش ماه از این نبرد میگذرد در حالی که ترامپ در پاسخ به رسانهها – در مواجهه با این پرسش که چرا جنگی که قرار بود ظرف چهار تا شش هفته به پایان برسد شش ماه به طول انجامیده – پاسخ روشنی ندارد.
نتیجه دور قبلی جنگ اقتصادی ترامپ پیشرفت در برنامه هستهای و سرزنش شدن ترامپ بود
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: آمریکاییها جنگی را با اهدافی علیه ایران شروع کردند که به اهدافش نرسید. ارزیابی دنیا از وضعیت فعلی آمریکا، این است که در مخمصهای بدون راه پیش و پس قرار گرفته. همین که ترامپ دیروز اعلام کرد ما وارد جنگ اقتصادی جدیدی با ایران شدیم، نشانهٔ این است که جنگ علیه ایران موفق نبوده است.
وی گفت: همچنان که این جنگ اقتصادی در ادوار قبل تجربه شده؛ سال 97 در دور اول ترامپ، خروج از برجام انجام شد و به تعبیر خودشان "کمپین فشار حداکثری اقتصادی" علیه ما شروع شد با هدف این که ایران تحت فشار به خواستههای آمریکا تن بدهد.اما دور اول ترامپ در شرایطی تمام شد که جمهوری اسلامی بهخصوص انتهای سال 99، وارد دور جدیدی از فعالیتهای هستهای شد و دور دوم ترامپ در شرایطی شروع شد که ایران در موضوع هستهای، حجم مواد غنیشده، میزان مواد غنیشده، دستگاههای غنیسازی و سانتریفیوژهای پیشرفته، در مرحلهٔ جلوتری بود.
ادعای باز بودن تنگه موجب تمسخر ترامپ شده است
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: آنها مدعیاند مسئله ما تنگه هرمز بود؛ البته چارچوب اولیه آنها در این جنگ در درجه اول موضوع هستهای بود که سپس به «هرمز و هستهای» تبدیل شد و در روزهای اخیر مسئله هرمز به موضوع اول تبدیل شده است. اکنون بازنمایی میکنند که تنگه هرمز باز است و در این مقطع دنبال گفتگو با ایران نیستند.
وی گفت: باز بودن تنگه هرمز تعریف مشخصی دارد. تا پیش از 9 اسفند، میانگین عبور روزانه از این آبراه حدود 130 کشتی بوده است. اما دادههای مراکزی که کارشان ردیابی ناوها و کشتیهای دریایی است نشان میدهد در روزهای اخیر این تعداد به شدت کاهش یافته است؛ بهطوری که گزارش کپلر برای روز دوشنبه 9 کشتی و برای روز سهشنبه تنها 6 کشتی را ثبت کرده است.
صالحی ادامه داد: این ادعا که تنگه هرمز باز است را هیچکس در دنیا نمیپذیرد و وقتی ترامپ این سخنان را مطرح میکند، توجهی به آن نمیشود و این ادعاها موجب تمسخر است.
.
برای شکستن محاصره باید اقدام نظامی کنیم
این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: محاصره دریایی و نشتی نفت در بخش جنوبی تنگه هرمز، صورتی از جنگ نظامی است و جمهوری اسلامی ایران باید با تثبیت معادله «پاسخ متقابل و تشدید در برابر تشدید»، مانع پیشروی دشمن شود.
وی گفت: ناوها و ناوپیکارهای آمریکایی که دست به عملیات محاصره دریایی میزنند، واحدهای کاملاً نظامی هستند. از این رو، همان منطقی که در جنگ 40 روزه برقرار کردیم—مبنی بر اینکه «تنش و تشدید را با تشدید بیشتر پاسخ میدهیم»—باید در صحنه فعلی نیز برقرار باشد.
این کارشناس سیاسی اضافه کرد: اگر نتوانیم این معادله را به صورت معتبر در برابر طرف مقابل تثبیت و برقرار کنیم، شرایط پیچیدهتر و سختتر خواهد شد و طرف مقابل مجاب میشود تا قدمهای بعدی را بردارد.
انتهای پیام/

جنگ ایران؛ متحدان آمریکا به دنبال گزینههای دیگری میروند
صفحه اصلی شبکه بیبیسی در روز دوشنبه دو تیتر مهم داشت که بازتابدهنده تغییر سیاست آمریکا و تاثیری است که این تغییر بر نظم جهانی گذاشته است. تیتر نخست این بود: «ترامپ عمان، متحد آمریکا، را تهدید کرد که اگر بر سر توافق ایران مانعتراشی کند، آن را بمباران خواهد کرد.» تیتر دوم نیز چنین بود: «ترامپ پس از آنکه کره جنوبی از جنگ ایران کنار ماند، از کاهش رزمایشهای نظامی با این کشور خبر داد.»
این دو تیتر بازتابدهنده سیاستی از سوی آمریکا هستند که اکنون نوعی اثر پروانهای در سراسر جهان ایجاد کرده است. آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تصمیم گرفتند ایران را بمباران کنند.
اورشلیمپست نوشت: اکنون آمریکا در حال کاهش نقش خود در اقیانوس آرام و آسیا و چرخش به سمت خاورمیانه است. پس از حدود یکونیم دهه که آمریکا تلاش کرده بود تمرکز خود را بر چین و آسیا تقویت کند، راهبرد این کشور اکنون بهشدت بر تنگه هرمز متمرکز شده و روابط آمریکا با کشورهای مختلف جهان نیز در حال تغییر است.
آمریکا از متحدان اروپایی و همچنین متحدانی مانند کره جنوبی به شدت انتقاد کرده است. تهدید عمان نشان میدهد کاخ سفید حاضر است حتی شرکا و دوستان آمریکا را نیز تهدید کند. حضور آمریکا در آسیا به قرن نوزدهم بازمیگردد
تصمیم آمریکا درباره کره جنوبی میتواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در شرایطی که آمریکا در جنگ با ایران از حجم زیادی از مهمات استفاده کرده، اکنون این احتمال وجود دارد که دوستان آمریکا در اروپا و آسیا، این کشور را بیش از گذشته متحدی بیثبات و غیرقابل پیشبینی ببینند. گزارشها چه میگویند؟
روزنامه گاردین در بریتانیا نوشت: «رئیسجمهور کره جنوبی بار دیگر تلاش خود را برای بازپسگیری کنترل [عملیاتی] مستقل نیروهای نظامی از آمریکا در صورت وقوع جنگ افزایش داده و پس از دستور دونالد ترامپ برای کاهش رزمایشهای مشترک، خواستار تسریع روند دستیابی به زیردریاییهای هستهای شده است.»
این گزارش افزود: «لی جائه میونگ روز سهشنبه گفت سئول باید بدون وقفه روند برنامهریزیشده انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ [کنترل عملیاتی زمان جنگ؛ Opcon]، از آمریکا را در دوره ریاستجمهوری او پیش ببرد؛ هدفی که او و دولتش مدتهاست دنبال میکنند.»
لی گفت: «یک ائتلاف قدرتمند، پایه امنیت را مستحکمتر میکند و تقویت توانمندیهای خودمان، ارزش و ضرورت ما را به عنوان یک متحد افزایش میدهد.»
این اظهارات نشان میدهد کره جنوبی ممکن است از همین حالا به آینده فکر کند. هنوز مشخص نیست تصمیم آمریکا تا چه اندازه میتواند سیاست این کشور را در دهه آینده شکل دهد یا اینکه متحدان و شرکای آمریکا چگونه روابط خود را با یکدیگر و با واشنگتن تنظیم خواهند کرد.
روابط امنیتی کنونی آمریکا در سراسر جهان اغلب به دوران جنگ سرد یا حتی پیش از آن بازمیگردد. بنابراین بد نیست نگاهی به صدها سال سیاست آمریکا در آسیا بیندازیم. آمریکا بیش از ۱۷۰ سال است که آسیا و اقیانوس آرام را بخشی محوری از منافع راهبردی بلندمدت خود میداند. این سابقه به اواسط دهه ۱۸۵۰ بازمیگردد. آغاز نقش مستمر آمریکا در آسیای شرقی
یکی از نخستین نقاط عطف در سال ۱۸۵۳ رقم خورد؛ زمانی که کمودور متیو پری با ناوگانی از کشتیهای جنگی آمریکا وارد خلیج توکیو شد.
ماموریت او متقاعد کردن ژاپن برای پایان دادن به قرنها انزوا و گشودن بنادر این کشور به روی تجارت بینالمللی بود. معاهده کاناگاوا که در پی این اقدام منعقد شد، آغاز نقش مستمر آمریکا در شرق آسیا را رقم زد و به ایجاد زمینه برای مدرنسازی ژاپن و ظهور این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهای در سالهای بعد کمک کرد. آمریکا در حال ورود به عرصهای بود که پیش از آن قدرتهای استعماری اروپایی در آن حضور داشتند.
ژاپن که مشتاق بود از آمریکا و دیگر کشورها بیاموزد، مدرنسازی ارتش خود را آغاز کرد. چند دهه بعد، این کشور در نبرد تسوشیما نیروی دریایی روسیه را شکست داد. توسعهطلبی ژاپن در کره و سپس چین، در نهایت به تصمیم این کشور برای حمله به آمریکا در سال ۱۹۴۱ منجر شد.
این تصمیم ژاپن پس از سالها بحث درباره سیاست خارجی این کشور گرفته شد؛ بحثی که حول ۲ راهبرد متفاوت شکل گرفته بود: دکترین توسعه به سمت شمال که ارتش ژاپن از آن حمایت میکرد و هدفش حمله به سیبری شوروی بود، و دکترین توسعه به سمت جنوب که نیروی دریایی ژاپن طرفدار آن بود و حرکت به سمت جنوب، یعنی جنوب شرق آسیا و اندونزی، را دنبال میکرد.
پس از آنکه حضور آمریکا در ژاپن پیامدهای بلندمدتی بر جای گذاشت، واشنگتن اقدامات مهم دیگری را نیز در آسیا دنبال کرد. در دوران جنگ سرد، راهبرد آمریکا از تجارت به سمت مهار کمونیسم تغییر کرد.
پس از جنگ کره، واشنگتن تلاش کرد از گسترش کمونیسم در سراسر آسیا جلوگیری کند. این سیاست در نهایت به جنگهای کره و ویتنام انجامید؛ جنگهایی که در آنها صدها هزار سرباز آمریکایی جنگیدند. برای نمونه، تفنگداران دریایی آمریکا را در نظر بگیرید که در سال ۱۹۶۵ در نزدیکی دانانگ در ویتنام پیاده شدند. واشنگتن در آن زمان نمیدانست که حضور نیروهای آمریکایی در این کشور نزدیک به یک دهه ادامه خواهد یافت. سفر سرنوشتساز به چین
یک تغییر تاریخی دیگر در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون، رئیسجمهور آمریکا، برای دیدار با مائو تسهتونگ، رهبر چین، به پکن سفر کرد. این سفر توازن قدرت در جهان را تغییر داد.
این دوره، دوران تنشزدایی و دیپلماسی سهجانبه بود. آمریکا با برقراری روابط با چین تلاش کرد از شکاف میان مسکو و پکن بهره ببرد. دیپلماسی نیکسون، چین را از کشوری منزوی و انقلابی به بازیگری تبدیل کرد که به تدریج اهمیت بیشتری در نظام بینالمللی پیدا میکرد.
چین در نهایت سیاستی را در پیش گرفت که با عبارت «توان خود را پنهان کن و زمان مناسب را انتظار بکش» شناخته میشود. دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از او دیگر رهبران چین از این رویکرد حمایت کردند. اما چین امروز بسیار قاطعانهتر عمل میکند. چه کسی میتوانست پیشبینی کند که سفر نیکسون به چین به چنین تغییری منجر خواهد شد؟ چه کسی میتوانست بداند ورود پری به ژاپن چنین پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؟ سردرگمی در سیاستهای آسیایی آمریکا
آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن، شبکه ائتلافهای خود را با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، تایلند و دیگر شرکا گسترش داد و در عین حال حضور گسترده دریایی خود را در سراسر اقیانوس آرام حفظ کرد. اکنون آمریکا به دلیل جنگ با ایران، در حال انتقال بخشی از ظرفیتهای دریایی خود به خاورمیانه است.
دولتهای متوالی آمریکا، اقیانوس هند ـ آرام را عرصه اصلی راهبرد بلندمدت آمریکا میدانستند؛ اما اکنون این احساس شکل گرفته است که سیاست آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است.
برخی این تحول را برای روابط آمریکا و اسرائیل مهم میدانند. حتی برخی استدلال میکنند که اسرائیل امروز یکی از معدود متحدان واقعی آمریکا است. با این حال، پیامد بلندمدت این روند ممکن است آن باشد که دیگر شرکا و متحدان آمریکا به دنبال روابط جدید بروند و درباره آینده، گزینههای جایگزین خود را نیز در نظر بگیرند.
سیاست آمریکا در آسیا در طول تاریخ نشان داده است که برخی تصمیمات سیاسی میتوانند پیامدهایی بلندمدت داشته باشند. کاهش نقش آمریکا در کره جنوبی نیز میتواند یکی از همین نقاط عطف باشد.
