
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، این نوشتار، مکمل راهبردی و تمدنی سه نوشته پیشین و چهارمین حلقه از یک منظومه نظری واحد است؛ منظومهای که میکوشد نسبت میان «قدرت»، «معنا»، «حکمرانی»، «ملت» و «آینده ایران» را در چارچوبی واحد و منسجم بازخوانی کند.
اگر در نوشتار «حاکمیت و مسئولیت تاریخیِ گذار»، نسبتِ حکمرانی با بقا، مسئولیت و تداوم تاریخی ایران تبیین شد؛ اگر نظریه «رفراندوم رمضانیّه و تابآوری اجتماعی» به تفسیرِ «تولید مشروعیت و تثبیت اراده تمدنی ملت ایران» پرداخت؛ و اگر در متن ضرورت «بازگشت به مرجعیّت نخبگی و احیای امید ملی»، بازسازی عقلانیت عمومی، مرجعیت نخبگی و سرمایه اجتماعی برای عبور از بحرانها صورتبندی گردید؛ نوشتار حاضر حلقه تکمیلی این منظومه است، و به تبیین فرآیند «تبدیل اراده تمدنی و سرمایه اجتماعی به نظم راهبردی» میپردازد.
از این منظر، چهار نوشتار یادشده نه چهار متن مستقل، بلکه چهار مرحله یک فرآیند واحد را ترسیم میکنند: مرحله نخست: تبیین مسئولیت تاریخی حکمرانی؛ مرحله دوم: شکلگیری مشروعیت زیسته و اراده تمدنی ملت؛ مرحله سوم: بازسازی مرجعیت نخبگی و احیای امید ملی؛ مرحله چهارم: تبدیل این سرمایه عظیم اجتماعی و تمدنی به راهبردی پایدار برای آینده ایران.
این چهار مرحله، در حقیقت چهار ضلعِ هندسه بقا و اعتلای تمدنی ایران را تشکیل میدهند. هیچ حکمرانیِ پایدار، بدون مسئولیت تاریخی ممکن نیست؛ هیچ مسئولیتی بدون مشروعیتِ زیسته استمرار نمییابد؛ هیچ مشروعیتی بدون مرجعیت نخبگی و امید اجتماعی به نیرویی ماندگار تبدیل نمیشود؛ و هیچیک از این سه، بدون تبدیلشدن به نظم راهبردی، توان تضمین آینده یک ملت را نخواهد داشت. ازاینرو، مسئله امروز ایران، صرفاً حفظ دستاوردهای گذشته یا مدیریت پیامدهای یک جنگ نیست؛ بلکه تبدیل سرمایه تاریخیِ حاصل از آن تجربه به الگویی پایدار برای آینده است. الگویی که بتواند میان «قدرت و معنا»، «امنیت و توسعه»، «اقتدار و گفتوگو»، «ملت و حکمرانی» و «هویت ملی و مسئولیت منطقهای» توازن برقرار کند.
رفراندوم رمضانیّه نشان داد که ملت ایران، در لحظه خطر، بار دیگر «ایران» را برگزید؛ انتخابی که نه صرفاً یک کنش سیاسی، بلکه تجلی اراده تاریخی یک تمدن برای استمرار خویش بود. آن حضور، واکنشی گذرا به شرایط جنگی …












