
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، دبورا پالما، پژوهشگر اقتصادی، در مقالهای نوشت:
لودویگ فون میزس در اثر برجسته خود، «کنش انسانی» (Human Action)، توضیح میدهد که افراد دست به کنش میزنند تا وضعیت موجود ناخوشایندتر را با وضعیتی مطلوبتر جایگزین کنند. این فرآیند ذاتا ذهنی و هدفدار (غایتشناسانه) است؛ به این معنی که ارزشهای هدایتکننده فعالیتهای اقتصادی در انتخابهای فردی ریشه دارند، نه در خود اشیا و اجسام فیزیکی.
«محاسبه اقتصادی» پل ارتباطی میان ذهنیت خواستههای انسان و واقعیت عینی منابع کمیاب است. مقدار معینی فولاد را در نظر بگیرید که میتوان از آن هم برای ساخت بیمارستان استفاده کرد و هم برای ساخت کارخانه. بدون وجود سیستم قیمتها که منعکسکننده ترجیحات و اولویتهای جامعه و میزان کمیابی نسبی منابع باشد، هیچ راهی برای تشخیص این وجود نداشت که کدامیک از این پروژهها ارزش بیشتری ایجاد میکند. محاسبه اقتصادی که خود را در قالب «قیمتها» نشان میدهد، امکان مقایسه گزینههای مختلف را فراهم میسازد و همزمان منابع را به سمت باارزشترین مصارف هدایت میکند. خبر مرتبط دیوار برلین؛ یک اعترافنامه بتنی | وقتی سوسیالیسم دور خود دیوار کشید | چرا مردم از شرق به غرب فرار میکردند، نه برعکس؟
اقتصادنیوز: دیوار برلین در تاریخ به عنوان نماد کمونیسم شناخته میشود، تا جایی که فروریختن آن به نماد شکست کمونیسم شناخته میشود، حتی نمادینتر از فروپاشی شوروی.
به همین ترتیب، کارآفرینی را در نظر بگیرید که در حال بررسی تاسیس یک نانوایی است. او باید تصمیم بگیرد چه مقدار سرمایه برای تجهیزات، اجارهبها، نیروی کار و موارد دیگر اختصاص دهد. کارآفرین ما با مقایسه هزینههای این عوامل با درآمدهای پیشبینیشده از فروش، میتواند برآورد کند که آیا این کسبوکار ارزشآفرین خواهد بود یا خیر. اگر انتظار برود درآمدها از مجموع هزینهها و مالیاتها بیشتر شود، «سود» حاصل خواهد شد.
بنابراین، سود صرفا یک دستاورد و منفعت مالی نیست، بلکه مدرک و نشانهای است از اینکه منابع کمیاب به گونهای تخصیص یافتهاند که نیازهای جامعه را به شکل بهتری برآورده کنند؛ چراکه خود جامعه، به صورتی هدایتنشده و خودجوش، تصمیم گرفته …






