
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از زومیت، رخداد افسانهای ۱۸۵۹، یعنی رویداد کارینگتون، تلگرافها را در سراسر اروپا و آمریکای شمالی از کار انداخت و شفق قطبی را تا فلوریدا گستراند. طوفانهای خورشیدی جدیدتر نشان دادهاند که تجهیزات الکترونیکی مدرن نیز در برابر چنین آشوبی چگونه آسیبپذیر میشوند.
تابش طوفان خورشیدی سال ۲۰۰۳، برای ۲۶ ساعت سامانهی ناوبری ادارهی هوانوردی فدرال را مختل کرد و نخستین هشدار این نهاد دربارهی دوزهای بیشازحد تابش در پروازهای تجاری را رقم زد. ناسا میگوید همین رخدادهای نادر، همراه با دادههای انباشته و خطاهای مداوم، باعث شده دانشمندان و سیاستگذاران خطر بدترین سناریوهای آبوهوای فضایی را کمتر از واقعیت برآورد کنند.
اندازهگیریهای نادرست گذشته نیز برآوردها را منحرف کرده و به تقویت این تصور رایج انجامیده بودند که برای انرژی منتقلشده از طوفان خورشیدی به یونوسفر قطبی زمین حد بالایی وجود دارد؛ اما یافتههای جدید نشان میدهد شاید اساساً چنین سقفی وجود نداشته باشد. ماریا والاخ، نویسندهی همکار در پژوهش و مدرس فیزیک فضا در دانشگاه لنکستر، میگوید: «خوشبختانه، موارد فرامعمول نادرند، اما همین موضوع یعنی دادهی محدودی برای پژوهش در دست داریم و فقط زمان نشان خواهد داد که در یک رویداد بسیار شدید با احتمال یک در هزار سال، چه اتفاقی رخ میدهد. اگر برای پاسخ سیارهی ما به باد خورشیدی هیچ حد بالایی وجود نداشته باشد، مدلسازی موارد فرامعمول باید این نکته را در نظر بگیرد و باید نسبت به اثرات آبوهوای فضایی هوشیار باشیم.»
والاخ و همکارانش میگویند مسئله از خطای تجهیزات آغاز نمیشود، بلکه ریشه در برخی فرضهای پایهای دارد که سالها در تفسیر اندازهگیریهای آبوهوای فضایی به کار رفتهاند.
بهعنوان مثال، فضاپیماهایی مانند IMAP ناسا که در فاصله کمتر از ۱٫۶ میلیون کیلومتری زمین، در نقطهی تعادلی گرانشی موسوم به لاگرانژی ۱ (L۱)، قرار گرفتهاند تا هشدارهای پیشهنگام و پیوسته دربارهی تابشهای خورشیدی رو به زمین ارائه کنند.
در نقطه لاگرانژی ۱، کاوشگرها عملاً ثابت به نظر میرسند و در مداری قرار دارند که کشش گرانشی زمین و خورشید یکدیگر را خنثی میکند، اما اندازهگیری در چنین نقطهای مانند آن است …


