
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه سانزدگی، جمعه دوم مرداد، راهروها، پارکینگها و طبقات مجتمع تجاری-تفریحی ایرانمال صحنهای شد که برای بسیاری از ناظران غیرمنتظره بود. برنامهای که قرار بود، دیداری محدود میان «نیما رضایی» معروف به «نیما تکیدو» و «امیر جیزد» با مخاطبان باشد، در فاصله کوتاهی به تجمعی گسترده تبدیل شد. پنج هزار بلیت رایگان این برنامه در سایت تیوال کمتر از ۱۰ دقیقه رزرو شد اما گفته میشود دهها هزار نفر، خود را به محل رسانده بودند که بسیار بیشتر از ظرفیت پیشبینیشده، بود. ازدحام جمعیت، راهروها را مسدود کرد و کار به تعطیلی بخشهایی از ایرانمال کشیده شد و نیما تکیدو برای خارج شدن از فشار جمعیت مجبور شد از مسیر آبنمای مجموعه عبور کند و از ناحیه پا آسیب ببیند، گوشی موبایل او هم به سرقت رفت. در میان تصاویر منتشرشده از این اتفاق، یک پرسش بیش از همه تکرار شد: «نیما تکیدو کیست؟» پرسشی که شاید برای بخشی از جامعه، پاسخ روشنی نداشت اما برای هزاران نوجوان و جوان حاضر در ایرانمال، او چهرهای آشنا بود؛ کسی که نه از مسیر رسانههای رسمی بلکه از طریق شبکههای اجتماعی به یک چهره محبوب تبدیل شده است. شبکههایی که تغییر عمیقتر در سازوکار تولید شهرت و مرجعیت فرهنگی را سبب شده و البته طی سالهای گذشته بارها خود را در شکلهای مختلف نشان داده است. جمعیتهایی که ناگهان دیده میشوند
ماجرای ایرانمال نخستین نمونه از شکلگیری چنین جمعیتهایی نیست. مرداد ۱۳۹۰ فراخوان آببازی در بوستان آبوآتش تهران که از طریق شبکههای اجتماعی منتشر شده بود، صدها نوجوان را بدون دعوت یک نهاد رسمی کنار هم جمع کرد. آبان ۱۳۹۳ تشییع مرتضی پاشایی، خوانندهای که محبوبیتش فراتر از محاسبات رسمی بود، خیابانهای تهران را به صحنه حضور گسترده مردم تبدیل کرد. خرداد ۱۳۹۵ تجمع دهه هشتادیها در مرکز خرید کوروش و در آذر ۱۴۰۳ حضور هزاران نوجوان برای دیدار با «گادپوری» در تهرانپارس نمونههای دیگری از همین الگو بودند. یوسف اباذری، جامعهشناس، در نشستی که پس از مراسم تشییع پاشایی برگزار شد با انتقاد از توجه گسترده جامعه به این رویداد، آن را نشانهای از تغییر در اولویتهای فرهنگی و اجتماعی دانست. اباذری معتقد بود در شرایطی که مسائل اجتماعی و اقتصادی واقعی کمتر دیده میشوند، برخی چهرههای فرهنگی …












