قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵

سودآوری با ایجاد حس خوب

وقتی در دوران «رکود بزرگ»، بانک‌ها یکی پس از دیگری ورشکست می‌شدند و صف‌های طولانی برای دریافت نان شکل گرفته بود، فروش لوازم آرایشی ۲۵ درصد افزایش یافت. در سال ۲۰۰۸، همزمان با فروپاشی اقتصاد جهانی، شرکت لگو رکورد سودآوری خود را ثبت کرد. در سال ۲۰۲۰ نیز، درحالی‌که همه‌گیری کرونا بسیاری از صنایع را به تعطیلی کشاند، صنعت محصولات حیوانات خانگی ۱۶ درصد رشد کرد.
 سودآوری با ایجاد حس خوب

این صنایع صرفا کالا نمی‌فروختند؛ آنها شادی می‌فروختند. و در هر دوره‌ای که جامعه با اضطراب و نااطمینانی عمیق روبه‌رو بوده، همین شادی به مقاوم‌ترین ارزش پیشنهادی در برابر رکود اقتصادی تبدیل شده است.

تحلیلگران روندهای آینده، نام پدیده‌ای را که امروز با ابعادی گسترده‌تر و فوریتی بیشتر در حال شکل‌گیری است، «اقتصاد شادزیستی» گذاشته‌اند. برای مدیرانی که هنوز سازمان‌های خود را بر پایه‌ فرض‌های مدیریتی مبتنی بر ترس اداره می‌کنند، اقتصاد شادزیستی حتی از هوش مصنوعی نیز دگرگونی عمیق‌تر و بنیادی‌تری به همراه خواهد داشت. از روند تا دگرگونی اقتصادی

اصطلاح اقتصاد شادزیستی نخستین بار در سال ۲۰۲۳ مطرح شد؛ زمانی که شرکت تحلیل روند VML آن را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین روندهای رفتار مصرف‌کنندگان معرفی کرد. این گزارش نشان می‌داد برندهایی که به جای تمرکز بر معیارهای کمی و عدد و رقم، از رنگ‌های جسورانه، ایجاد ارتباطات مثبت، بازی و سرگرمی بی‌قید و شرط و تجربه‌هایی که برای بهبود حال ‌و هوای افراد استفاده می‌کردند، از رقبایشان در صنایع مختلف پیشی می‌گرفتند. در ۲۰۲۵، مجله «فوربس» نیز اقتصاد شادزیستی را یکی از نیروهای اصلی دگرگون‌کننده شیوه فعالیت کسب‌وکارهای موفق معرفی کرد.

این مفهوم صرفا نام تازه‌ای برای خوش‌بینی یا نگاه مثبت نبود، بلکه توصیفی از یک تغییر ساختاری بود: اینکه توجه، وفاداری و هزینه‌کرد مصرف‌کنندگان به کدام سو در حال حرکت است و چرا. برای رهبران سازمان‌ها، مساله این نیست که آیا باید وارد اقتصاد شادزیستی شوند یا نه؛ مساله این است که برای فضاسازی این تحول، چه باورها، رویه‌ها و شیوه‌های مدیریتی را باید کنار بگذارند.

نیروی محرک اصلی این تحول، اضطراب است. در جهانی که با نااطمینانی‌های مداوم دست‌وپنجه نرم می‌کند - از بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیک و دگرگونی‌های اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی گرفته تا هجوم بی‌وقفه اطلاعات - مصرف‌کنندگان به‌آرامی اما به شکلی تعیین‌کننده در حال تغییر رفتار خود هستند. آنها بیش از گذشته به سوی برندهایی گرایش پیدا می‌کنند که احساسی سازنده، امیدبخش و انرژی‌بخش در آنها ایجاد می‌کنند، نه برندهایی که از ترس و نگرانی‌شان برای جلب توجه و فروش بیشتر بهره می‌برند.

مصرف‌کنندگان همچنین بیش از هر زمان دیگری یاد گرفته‌اند که از قدرت خرید خود به‌عنوان ابزاری برای بیان ارزش‌ها و باورهایشان استفاده کنند. امروز ۶۴ درصد مصرف‌کنندگان در سراسر جهان می‌گویند برندهایی را که با ارزش‌هایشان همسو نیستند، تحریم می‌کنند. در چنین شرایطی، بازاریابی مبتنی بر ترس که دهه‌ها یکی از ستون‌های اصلی استراتژی برندها بوده، به‌تدریج اثرگذاری خود را از دست می‌دهد؛ زیرا همان عواملی که زمانی آن را کارآمد می‌کرد، اکنون برای مخاطبان به وضعیتی غیرقابل‌تحمل تبدیل شده است. نقش هوش مصنوعی چیست؟

اقتصاد شادزیستی و انقلاب هوش مصنوعی دو روند جداگانه نیستند، بلکه هر دو پاسخی به یک فشار و تحول بنیادین مشترک‌اند. هرچه هوش مصنوعی در جهت بالا بردن بهره‌وری حرکت می‌کند (با اتوماتیک‌سازی تحلیل، تسریع اجرا، و فشرده‌سازی برنامه‌های زمانی) ویژگی‌هایی که انسان را منحصربه‌فرد می‌کنند، به مهم‌ترین عامل تمایز تبدیل می‌شوند. هدفمندی، بازی و سرگرمی، همدلی و طنین عاطفی، حس تعلق به یک جامعه، و توانایی اینکه به افراد احساس دیده‌ شدن و درک‌ شدن واقعی بدهیم، دیگر ویژگی‌های فرعی یا «مهارت‌های نرم» نیستند. اینها همان قابلیت‌هایی هستند که هوش مصنوعی قادر به بازآفرینی آنها نیست و دقیقا همان چیزهایی‌اند که امروز مصرف‌کنندگان، کارکنان و سرمایه‌گذاران بیش از پیش بر اساس آنها انتخاب و تصمیم‌گیری می‌کنند.

«جی. نیکول اسمیت»، استراتژیست برند و بنیان‌گذار آژانس Joy First که نزدیک به دو دهه است روی ساخت آنچه «برندهای شادی‌محور» می‌نامد کار می‌کند، این تحول را به‌خوبی توضیح می‌دهد. به باور او، ما در حال ورود به اقتصادی هستیم که در آن سازمان‌های هدف‌محور، بازیگوش و شفاف – یعنی سازمان‌هایی که شادزیستی را به محور اصلی محصولات، بازاریابی و فرهنگ سازمانی خود تبدیل کرده‌اند - در مقایسه با کسب ‌و کارهایی که همچنان بر تعامل مبتنی بر ترس تکیه دارند، از یک مزیت رقابتی ساختاری برخوردار خواهند بود. داده‌ها نیز این واقعیت را تایید می‌کنند. ارزش برندهای هدف‌محور طی دوازده سال، ۱۷۵ درصد رشد کرده است، درحالی‌که این رقم برای سایر برندها ۷۰ درصد بوده است.  کار متفاوت رهبران اقتصاد شادزیستی

جی. نیکول اسمیت، پنج ویژگی را عامل تمایز سازمان‌هایی می‌داند که در اقتصاد شادزیستی پیشرو هستند: شفافیت در هدف و رسالت، روحیه بازیگوشی و خلاقیت، شفافیت در عملکرد، نهادینه ‌کردن شادزیستی در سازمان، و جامعه‌محوری. هیچ‌یک از این مفاهیم تازه نیستند؛ آنچه جدید است، ضرورت اقتصادی و تجاری آنهاست. برای نمونه، تنها به تفاوت در زبان و شیوه ارتباط برندها توجه کنید. برندهای لوکس، که از حرفه‌ای‌ترین بازاریابان جهان به شمار می‌روند، در پیام‌ها و ارتباطات خود حدود ۴۰ درصد بیشتر از رقبای بازار انبوه، از زبان و واژگان با بار عاطفی مثبت استفاده می‌کنند. این رویکرد، احساساتی‌گری یا خوش‌بینی تصادفی نیست، بلکه طراحی آگاهانه تجربه‌ای است که میل و اشتیاق مشتری را بر پایه شادی شکل می‌دهد، نه بر پایه اضطراب و ترس.

از این منظر، اقتصاد شادزیستی را می‌توان گسترش همان درسی دانست که برندهای لوکس سال‌هاست به آن رسیده‌اند: مردم برای برندهایی که واقعا حس خوبی در آنها ایجاد می‌کنند، حاضرند بیشتر هزینه کنند، مدت طولانی‌تری وفادار بمانند و با اشتیاق بیشتری آنها را به دیگران توصیه کنند.

مصرف‌کنندگان بیش از گذشته به سمت فضاهای مثبت در شبکه‌های اجتماعی و حلقه‌های ارتباطی امیدبخش گرایش پیدا می‌کنند و حتی در مواجهه با دشواری‌های مداوم، تلاش می‌کنند روحیه، تاب‌آوری و شادی خود را حفظ کنند. در همین راستا، مک‌دونالد وعده‌های «هپی میل» را برای بزرگسالان عرضه کرد. 

مثلا شرکت‌های سازنده ابزارهای پایش تناسب اندام، تمرکز خود را از سنجش عملکرد و شاخص‌های کمی به سمت حال خوب، شادی و بازی تغییر داده‌اند. یا شرکت «اولتا بیوتی» با راه‌اندازی پروژه‌ای به نام «جوی پراجکت» و تشکیل شورایی از «سفیران شادی»، تلاش کرده با آنچه این شرکت «کمبود فراگیر شادی» در میان نوجوانان و بزرگسالان آمریکایی می‌نامد، مقابله کند.

این اقدامات صرفا ابتکارهایی برای ایجاد حس خوب نیستند؛ بلکه سرمایه‌گذاری‌های راهبردی بر مبنای این واقعیت‌اند که روان‌شناسی مصرف‌کنندگان در حال تغییر است.

پژوهش‌ها نیز این تغییر را تایید می‌کنند. ۸۵ درصد مصرف‌کنندگان در سراسر جهان می‌گویند دوست دارند بازی، سرگرمی و نشاط بیشتری را وارد زندگی خود کنند. این یافته باید نگاه مدیران را به طراحی محصولات، تجربه کارکنان و حتی برنامه‌های توسعه رهبری سازمانی به‌طور اساسی دگرگون کند.

اما در درون سازمان‌ها نیز واقعیت قابل‌توجهی وجود دارد. پژوهش گروه مشاوره بوستون نشان می‌دهد کارکنان متخصص و کارشناسان، یعنی همان افرادی که معمولا نزدیک‌ترین ارتباط را با مشتریان و محصولات دارند، تنها ۵ درصد از زمان کاری خود را صرف فعالیت‌هایی می‌کنند که برایشان شادی و رضایت واقعی ایجاد می‌کند؛ درحالی‌که این سهم برای مدیران و مدیران ارشد ۵۶ درصد است.

این شکاف اتفاقی نیست. بلکه نتیجه انباشت صدها و هزاران تصمیم مدیریتی است که بر پایه ترس و کنترل اتخاذ شده‌اند. پیامد این وضعیت نیز به‌طور مستقیم در افزایش احتمال ترک سازمان از سوی کارکنان خود را نشان می‌دهد.

اینجاست که اقتصاد شادزیستی دیگر صرفا به یک موضوع مرتبط با برند تبدیل نمی‌شود، بلکه به یک چالش اساسی در رهبری سازمان‌ها بدل می‌شود. واقعیت این است که در بسیاری از سازمان‌ها، فرهنگ مدیریت هنوز بر پایه ترس است: ترس از عملکرد ضعیف، ترس از عقب ماندن در برابر تحولات، ترس از پیشی گرفتن رقبا. ترسی که اغلب خود را در قالب مفاهیمی مانند سخت‌گیری، انضباط، تعالی و احساس فوریت پنهان می‌کند. جی. نیکول اسمیت این موضوع را بی‌پرده بیان می‌کند: وسواس ما نسبت به بهره‌وری، در بسیاری از موارد، چیزی جز جلوه‌ای از ترس نیست. بسیاری از شاخص‌هایی که اندازه‌گیری می‌کنیم، سرعتی که به سازمان تحمیل می‌کنیم و میزان ابهامی که از کارکنان انتظار داریم تحمل کنند، بیش از آنکه حاصل یک استراتژی آگاهانه باشند، بازتاب اضطرابی هستند که خود را به شکل شیفتگی به اعداد، گزارش‌ها و صفحات گسترده نشان می‌دهد. هزینه چنین فرهنگی نیز کاملا قابل‌اندازه‌گیری است. پژوهش بوستون نشان می‌دهد کارکنانی که از کار خود لذت می‌برند، ۴۹ درصد کمتر به ترک سازمان فکر می‌کنند. همچنین در میان عوامل موثر بر حفظ کارکنان در سراسر جهان، «انجام کاری که از آن لذت می‌برم» پس از «امنیت شغلی» و «احساس احترام»، سومین عامل مهم به شمار می‌رود.

شادی یک امتیاز جانبی یا مزیت رفاهی نیست؛ بلکه راهبردی برای حفظ و ماندگاری کارکنان است. با این حال، بسیاری از فرهنگ‌های رهبری، آگاهانه یا ناآگاهانه، همین راهبرد را تضعیف می‌کنند. نخستین گام برای تغییر این وضعیت، کنار گذاشتن پیش‌فرض‌های مبتنی بر ترسی است که بر تصمیم‌ها و شیوه اداره سازمان سایه انداخته‌اند.

بی‌تردید، جهان امروز با چالش‌های واقعی و حتی سرنوشت‌ساز روبه‌روست. اما ترس دقیقا همان توانایی‌هایی را تضعیف می‌کند که برای مواجهه با این چالش‌ها بیش از هر چیز به آنها نیاز داریم: تصمیم‌گیری درست و خلاقیت.

مدیرانی که امروز در اقتصاد شادزیستی پیشتاز هستند، یک ویژگی مشترک دارند: آنها پیش از آنکه به ساختن یک برند متفاوت فکر کنند، روی تحول درونی خود کار کرده‌اند. آنها توانسته‌اند برای مدتی ترس را کنار بگذارند و سازمان را بر پایه هدفی روشن، مشخص و کاربردی رهبری کنند؛ هدفی که واقعا مسیر تصمیم‌گیری را تعیین می‌کند، نه اینکه صرفا شعاری زیبا برای نصب بر دیوار لابی شرکت باشد. این رهبران سازمانی به جای آنکه تنها دغدغه‌شان کاهش اصطکاک و حذف موانع باشد، تلاش می‌کنند تجربه‌ای لذت‌بخش و شادی‌آفرین خلق کنند؛ چه در طراحی محصولات، چه در فرهنگ سازمانی و حتی در ساده‌ترین تعاملات روزمره.

آنها به‌خوبی می‌دانند که شادی نیز درست مانند ترس، مسری است؛ با این تفاوت که اگر در سازمان شکل بگیرد، به‌سرعت به دیگران منتقل می‌شود، در روابط گسترش می‌یابد و به نیرویی برای رشد و پیشرفت تبدیل می‌شود.  چالش «حذف کردن»

اقتصاد شادزیستی از رهبران سازمان نمی‌خواهد که همیشه شاد و خوش‌برخورد باشند، بلکه از آنها می‌خواهد با خود صادق باشند و ببینند چه چیزی واقعا تصمیم‌هایشان را هدایت می‌کند. سپس، آن دسته از پیش‌فرض‌ها و تصمیم‌های مبتنی بر ترس را که دیگر نه به کارکنانشان، نه به مشتریانشان و نه به ماموریت سازمانشان کمکی می‌کنند، کنار بگذارند.

امروز روی میز تقریبا هر مدیر و رهبر سازمانی، دست‌کم یک تصمیم مهم وجود دارد که بیش از آنکه با هدف خلق یک نتیجه مطلوب گرفته شود، برای اجتناب از یک نتیجه نامطلوب اتخاذ می‌شود. این تصمیم ممکن است درباره جذب یا حفظ استعدادها، درباره توسعه یک محصول، تدوین یک راهبرد ارتباطی یا حتی سیاست بازگشت کارکنان به محل کار باشد. اما اگر این تصمیم از زاویه ترس گرفته شود یا از زاویه شادزیستی، به احتمال زیاد به دو نتیجه کاملا متفاوت خواهد انجامید.

اقتصاد شادزیستی پدیده‌ای متعلق به آینده نیست و همین حالا شکل گرفته است. این مفهوم در دل همه‌گیری کرونا متولد شد، از رکود اقتصادی جان سالم به در برد و اکنون نیز با گسترش اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی، شتاب بیشتری گرفته است؛ اقتصادی که در آن، احساسات و تجربه انسانی به کمیاب‌ترین و ارزشمندترین سرمایه تبدیل شده‌اند. رهبرانی که این تغییر را زودتر از دیگران دیده‌اند، به ‌جای افزودن قوانین، فرآیندها و کنترل‌های بیشتر، شروع کرده‌اند به حذف آنچه دیگر کارآیی ندارد؛ به‌ویژه ترس‌هایی که سال‌ها مبنای تصمیم‌گیری بوده‌اند اما حالا مانعی بر سر راه رشد، نوآوری و شادزیستی سازمان هستند.

منبع: Forbes این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۳ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

راغفر: فشار گرانی بنزین و گازوئیل روی طبقات پایین جامعه است

به گزارش تجارت نیوز، حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامدهای این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمدها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزدها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزدها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌وگو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.

منبع: ایسنا


۲ ساعت قبل / سایت اقتصاد ۲۴

سخنگوی صنعت آب: ذخایر سدها ۸ میلیارد مترمکعب افزایش یافت/ وضعیت نگران‌کننده تهران و مشهد

 

اقتصاد ۲۴-سخنگوی صنعت آب با اشاره به تفاوت معنادار وضعیت سدها در نقاط مختلف کشور گفت: نزدیک به ۸ میلیارد مترمکعب آب بیشتری نسبت به سال گذشته در مخازن سدهای کشور وجود دارد، اما این رقم یک شاخص ملی است و نباید آن را به وضعیت همه مناطق تعمیم داد.

میزان در خبری نوشت:وی افزود: در مشهد، درصد پرشدگی سد دوستی حدود سه درصد است. همچنین متوسط پرشدگی پنج سد تأمین‌کننده آب تهران، حدود ۲۸ درصد برآورد می‌شود که نزدیک به نصف میانگین کشوری است.

سخنگوی صنعت آب با اشاره به شرایط سدهای امیرکبیر و لتیان تصریح کرد: آبگیری این سدها با برنامه‌ریزی انجام شده تا علاوه بر تأمین آب مورد نیاز شهروندان تهرانی، امکان تولید برق‌آبی نیز فراهم باشد. بر همین اساس، میزان رهاسازی آب از این سدها کاهش یافته است. وی ادامه داد: به همین دلیل ممکن است شهروندانی که از کنار سدهای لتیان یا امیرکبیر کرج عبور می‌کنند، وضعیت ظاهری مناسب‌تری از ذخایر آب مشاهده کنند، اما این شرایط نباید به‌عنوان بهبود کلی وضعیت منابع آب تهران تلقی شود.

به گفته سخنگوی صنعت آب، وضعیت سدهای لار و ماملو متفاوت و نگران‌کننده‌تر است؛ به‌گونه‌ای که درصد پرشدگی سد لار حدود هفت درصد و سد ماملو ۱۴ درصد گزارش شده است.

وی بر ضرورت مدیریت مصرف آب و تداوم همراهی شهروندان، به‌ویژه در مناطق دارای تنش آبی، تأکید کرد.


۴ ساعت قبل / سایت اقتصاد ۲۴

راغفر: فشار اصلی افزایش قیمت حامل‌های انرژی روی طبقات پایین جامعه است

اقتصاد ۲۴-حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامدهای این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمدها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزدها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزدها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌وگو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.




 مونا هادی در سمینار برندسازی شخصی لینکدین: دیده‌شدن بدون اعتمادسازی، به فرصت حرفه‌ای تبدیل نمی‌شود
۷ ساعت قبل / سایت توسعه برند

مونا هادی در سمینار برندسازی شخصی لینکدین: دیده‌شدن بدون اعتمادسازی، به فرصت حرفه‌ای تبدیل نمی‌شود

مونا هادی، مشاور شبکه‌های اجتماعی و فعال لینکدین، در سمینار «برندسازی شخصی در لینکدین؛ از دیده‌شدن تا تأثیرگذاری حرفه‌ای» گفت: هدف از حضور در لینکدین صرفاً دریافت بازدید، لایک یا افزایش تعداد دنبال‌کنندگان نیست

 پیش‌ بینی قیمت دلار، طلا و سکه شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / بازارها در سایه اخبار سیاسی، هفته‌ای پرریسک را پیش رو دارند
۵ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

پیش‌ بینی قیمت دلار، طلا و سکه شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / بازارها در سایه اخبار سیاسی، هفته‌ای پرریسک را پیش رو دارند

قیمت دلار، طلا و سکه در هفته پایانی مرداد با جهش همراه شد. قیمت دلار روز پنجشنبه روی رقم ۱۸۹ هزار و ۵۰۰ بسته شد و قیمت طلا و سکه نیز سقف‌های جدیدی را ثبت کرد. بازار در حالی معاملات شنبه را آغاز می‌کند که افزایش تنش‌های سیاسی احتمال ادامه نوسان در سطوح بالای قیمتی را افزایش داده است.

 توصیه تاجگردون به پزشکیان درباره «بنزین»
۶ ساعت قبل / سایت هم میهن

توصیه تاجگردون به پزشکیان درباره «بنزین»

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در توصیه‌ای به رئیس‌جمهور گفت: اگر کسی یا کسانی تاکید دارند الان وقت جراحی اصلاح قیمت انرژی هست، توجه نکن. ‌وقتش الان نیست.

 بازار موبایل اروپا به کمترین سطح ۳ سال اخیر رسید/ عرضه ۱۰ درصد سقوط کرد
۳ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

بازار موبایل اروپا به کمترین سطح ۳ سال اخیر رسید/ عرضه ۱۰ درصد سقوط کرد

اقتصادنیوز: میزان عرضه‌ی گوشی‌های هوشمند در بازار اروپا طی سه‌ماهه‌ی دوم سال به ۳۵ میلیون دستگاه کاهش یافت.

 تاریخ اقتصادهای شکست خورده؛ از یوگسلاوی تا ونزوئلا | 70 فروپاشی در 3 دهه | زمینه‌ها و علل فروپاشی اقتصاد یک کشور چیست؟
۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تاریخ اقتصادهای شکست خورده؛ از یوگسلاوی تا ونزوئلا | 70 فروپاشی در 3 دهه | زمینه‌ها و علل فروپاشی اقتصاد یک کشور چیست؟

اقتصادنیوز: از دهه ۱۹۹۰ میلادی تاکنون، جهان نزدیک به هفتاد مورد فروپاشی اقتصادی را به خود دیده است. با این حال، برخلاف مفاهیمی مثل رکود یا انقباض اقتصادی که تعریف نسبتا مشخصی دارند، برای فروپاشی اقتصادی هیچ تعریف واحد و مورد توافقی وجود ندارد.

 تست و بررسی آئودی Q4 ایترون 40 + مشخصات فنی و تصاویر
۹ ساعت قبل / سایت اسب بخار

تست و بررسی آئودی Q4 ایترون 40 + مشخصات فنی و تصاویر

در این متن به سراغ معرفی کامل و تست و بررسی آئودی Q4 ایترون 40 خواهیم رفت تا بیشتر با ویژگی های فنی، ظاهری و امکاناتی اش آشنا شوید.