حالا پس از گذشت نزدیک به دو دهه و همزمان با گسترش هوش مصنوعی، یافتههای آن تحقیقات، اهمیت و موضوعیت جدیدی پیدا کردهاند. این روزها، کارفرماها ارزش بیشتری برای توانمندیهای منحصربهفرد انسانی قائل میشوند، اما بسیاری از رفتارهایی که در شرکتها به عنوان نشانههای خلاقیت، مورد تحسین قرار میگیرند، شباهت عجیبی به همان ویژگیهایی دارند که زنان در طول تاریخ به خاطر بروزشان، جریمه و سرزنش میشدند! با این اوصاف، یک احتمال ناخوشایند وجود دارد: در شرایطی که کارفرمایان هر روز بیش از قبل، به خلاقیت و ویژگیهای منعکسکننده آن، بها میدهند، آیا ممکن است زنان به خاطر بروز همان ویژگیها، با موانع بزرگتری مواجه شوند؟ و اگر شرکتها متوجه نباشند که «ریسکپذیری خلاقانه» برای کارکنان مختلف، هزینههای اجتماعی متفاوتی دارد، آیا ممکن است با نادیده گرفتن ایدههای برخی کارکنان، نابرابریهای جنسیتی را تشدید کنند؟ ارزش جدید خلاقیت …
روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۳
برچسبهای اجتماعی برای زنان خلاق
در سال ۲۰۰۷، دو روانشناس به نامهای «مدلین هیلمن» و «تایلر اوکیموتو»، مقالهای منتشر کردند که بعدها به یکی از تاثیرگذارترین تحقیقات در رابطه با سوگیری جنسیتی در محیط کار تبدیل شد. آنها طی سه آزمایش دریافتند زنانی که در مشاغل بهظاهر مردانه موفق میشوند، در مقایسه با مردانی با همان میزان موفقیت، به شکل متفاوتی مورد قضاوت قرار میگیرند. کسی توانمندی و شایستگی این زنان را زیر سوال نمیبرد، بلکه «محبوبیت» آنها بود که زیر سوال میرفت. وقتی از شرکتکنندگان در آزمایش خواسته شد که این زنان موفق را توصیف کنند، بیشتر تمایل داشتند به آنها برچسب «پرخاشگر و نامناسب برای مدیریت» بزنند؛ صرفا به این دلیل که آنها در مشاغلی ماهر شده بودند که خلاف چارچوبها و کلیشههای سنتی جنسیتی بود.

این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.











