قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵

بازار بی‌جایگزین خودرو

 همزمان با طرح احتمالی اصلاح قیمت و سهمیه بنزین بخشی از تقاضا به سمت خودروهای کم‌مصرف‌تر، دوگانه‌سوز، هیبریدی یا برقی سوق پیدا می‌کند. با این حال، تفاوت شرایط کنونی با دوره‌های گذشته در آن است که متقاضیان این‌بار با بازاری روبه‌رو هستند که عملا گزینه جایگزینی پیش روی آنها قرار ندارد.
 بازار بی‌جایگزین خودرو

تنها چند جمله از سوی سخنگوی دولت درباره احتمال تغییر در سیاست بنزینی کشور کافی بود تا بار دیگر نگاه‌ها به بازار خودرو معطوف شود؛ بازاری که هر بار با زمزمه افزایش قیمت یا کاهش سهمیه بنزین، رفتار متفاوتی از خود نشان می‌دهد. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است که هرگاه هزینه استفاده از خودروهای بنزینی افزایش می‌یابد، بخشی از تقاضا به سمت خودروهای کم‌مصرف‌تر، دوگانه‌سوز، هیبریدی یا برقی متمایل می‌شود. با این حال، تفاوت شرایط امروز با دوره‌های گذشته در آن است که متقاضیان این بار با بازاری روبه‌رو هستند که عملا هیچ گزینه جایگزینی در اختیارشان قرار نمی‌دهد. گزینه‌هایی که پیش از این دولت‌ها باید پیش‌بینی آن را می‌کردند.

در ظاهر، سیاستگذار از ضرورت کاهش مصرف بنزین، مدیریت یارانه سوخت و اصلاح الگوی مصرف سخن می‌گوید؛ اما در سوی دیگر، بازار خودرو طی سال‌های اخیر از هرگونه ابزار تحقق این هدف خالی شده است. تولید خودروهای دوگانه‌سوز تقریبا متوقف شده، واردات خودروهای برقی و حتی هیبریدی با موانع متعدد روبه‌رو است و خودروهای داخلی نیز همچنان در زمره پرمصرف‌ترین محصولات تولید انبوه منطقه قرار دارند و تولید کم‌مصرف‌ها نیز چندان دغدغه خودروسازان نیست. در چنین شرایطی، مصرف‌کننده اگر هم بخواهد مصرف سوخت خود را کاهش دهد، عملا امکان انتخاب ندارد.

همین موضوع، تناقضی را آشکار می‌کند که سال‌ها در سیاستگذاری انرژی و خودرو وجود داشته است. در اغلب کشورهایی که دولت تصمیم به اصلاح قیمت حامل‌های انرژی می‌گیرد، پیش از اجرای سیاست، مسیر جایگزین نیز برای مصرف‌کننده فراهم می‌شود؛ از توسعه خودروهای کم‌مصرف گرفته تا ارائه مشوق برای خرید خودروهای برقی، گسترش ناوگان دوگانه‌سوز، توسعه حمل‌ونقل عمومی و ایجاد زیرساخت‌های شارژ. اما در ایران، به نظر می‌رسد سیاست سوخت با سرعتی بیشتر از سیاست خودرو حرکت می‌کند؛ به‌گونه‌ای‌که مصرف‌کننده پیش از آنکه امکان تغییر رفتار داشته باشد، با افزایش هزینه مواجه می‌شود.

این وضعیت از آن جهت اهمیت دارد که ناوگان خودرویی ایران اساسا ناوگانی کم‌مصرف محسوب نمی‌شود. بخش عمده خودروهای تولید داخل بر پایه پلتفرم‌هایی شکل گرفته‌اند که طراحی آنها به دو یا حتی سه دهه قبل بازمی‌گردد. هرچند خودروسازان طی سال‌های گذشته اقداماتی برای بهبود استانداردهای آلایندگی و کاهش مصرف سوخت انجام داده‌اند؛ اما میانگین مصرف بسیاری از خودروهای داخلی همچنان فاصله قابل‌توجهی با استانداردهای جهانی دارد. در نتیجه، حتی رانندگانی که تمایلی به مصرف بالای سوخت ندارند نیز ناچارند خودروهایی را استفاده کنند که فناوری آنها اساسا برای مصرف پایین طراحی نشده است.

از سوی دیگر، شرایط اقتصادی نیز امکان نوسازی ناوگان را محدود کرده است. طی سال‌های اخیر، جهش قیمت خودرو موجب شده بسیاری از خانوارها امکان تعویض خودرو را از دست بدهند. بنابراین حتی اگر خودروهای کم‌مصرف نیز در بازار عرضه شوند، بخش بزرگی از مصرف‌کنندگان توان خرید آنها را نخواهند داشت. این یعنی بازار خودرو نه تنها از نظر تنوع محصول، بلکه از منظر قدرت خرید نیز پاسخگوی تغییر احتمالی سیاست‌های سوختی نیست.

در چنین فضایی، هرگونه تغییر در قیمت یا سهمیه بنزین، بیش از آنکه رفتار مصرف‌کننده را اصلاح کند، هزینه استفاده از همان خودروهای موجود را افزایش خواهد داد. به بیان دیگر، سیاستگذار از مردم انتظار کاهش مصرف دارد، اما ابزار تحقق این هدف را در اختیار آنان قرار نداده است. نتیجه چنین وضعیتی آن است که بار اصلی اصلاحات، نه از مسیر تغییر فناوری یا افزایش بهره‌وری، بلکه از طریق افزایش هزینه خانوارها دنبال می‌شود. شاید بتوان گفت امروز مهم‌ترین پرسش بازار خودرو دیگر این نیست که بنزین گران خواهد شد یا خیر، بلکه این است که اگر چنین اتفاقی رخ دهد، مصرف‌کننده ایرانی دقیقا چه گزینه‌ای برای تغییر الگوی مصرف خود در اختیار خواهد داشت؟ دوگانه‌سوزهایی که از خط تولید حذف شدند

  اگر تا یک دهه پیش خودروهای دوگانه‌سوز یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاستگذار برای مهار مصرف بنزین محسوب می‌شدند، امروز این خودروها تقریبا از خطوط تولید خودروسازان حذف شده‌اند. این در حالی است که ایران همچنان یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر گاز طبیعی جهان است و طی سال‌های گذشته نیز سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی برای توسعه جایگاه‌های عرضه CNG انجام داده است. با این حال، زنجیره سیاستگذاری انرژی و صنعت خودرو در سال‌های اخیر به‌گونه‌ای پیش رفته که امروز، همزمان با مطرح شدن دوباره احتمال اصلاح سیاست بنزینی، بازار عملا از خودروهای دوگانه‌سوز خالی شده است.

بررسی روند تولید خودروسازان نشان می‌دهد که عرضه خودروهای دوگانه‌سوز طی دو تا سه سال گذشته به حداقل رسیده و در برخی خطوط تولید نیز به‌طور کامل متوقف شده است. این در حالی است که در مقاطعی از دهه۸۰ و حتی نیمه نخست دهه۹۰، توسعه خودروهای دوگانه‌سوز یکی از محورهای اصلی سیاست کاهش مصرف بنزین به شمار می‌رفت و خودروسازان محصولات متنوعی را با این فناوری روانه بازار می‌کردند.

کارشناسان معتقدند توقف این روند بیش از آنکه ناشی از تغییر نیاز بازار باشد، ریشه در اقتصاد تولید دارد. تولید خودروهای دوگانه‌سوز هزینه بیشتری نسبت به نمونه‌های بنزینی دارد؛ از نصب مخزن و تجهیزات سوخت‌رسانی گرفته تا تغییرات فنی و الزامات ایمنی، همگی هزینه تمام‌شده خودرو را افزایش می‌دهند. اما در شرایطی که قیمت خودروهای داخلی همچنان تحت سیاست‌های کنترلی تعیین می‌شود، خودروساز انگیزه اقتصادی چندانی برای تولید محصولی با هزینه بالاتر و سود کمتر ندارد. در واقع، قیمت‌گذاری دستوری باعث شده تولید خودروهای دوگانه‌سوز، به جای آنکه یک مزیت اقتصادی برای خودروساز باشد، به یک فعالیت کم‌بازده تبدیل شود.

عامل دیگری که از سوی فعالان صنعت خودرو مطرح می‌شود، کاهش تقاضا در سال‌هایی است که قیمت بنزین برای مدت طولانی بدون تغییر باقی ماند. ثبات نسبی قیمت سوخت باعث شد صرفه اقتصادی استفاده از خودروهای دوگانه‌سوز در نگاه بسیاری از مصرف‌کنندگان کاهش یابد و همین موضوع نیز خودروسازان را به سمت تمرکز بر تولید نسخه‌های بنزینی سوق داد. اکنون اما شرایط تغییر کرده است. تنها با مطرح شدن احتمال کاهش سهمیه یا افزایش قیمت بنزین، بار دیگر نگاه بخشی از متقاضیان به سمت خودروهای دوگانه‌سوز بازگشته، اما این بار بازار پاسخی برای این تقاضای بالقوه ندارد. این وضعیت تنها به حذف خودروهای دوگانه‌سوز محدود نمی‌شود. بخش عمده ناوگان تولید داخل همچنان بر پایه موتورهایی استوار است که مصرف سوخت آنها فاصله محسوسی با استانداردهای جهانی دارد.

هرچند طی سال‌های اخیر استانداردهای آلایندگی خودروها ارتقا یافته و برخی پیشرانه‌های جدید نیز به خطوط تولید اضافه شده‌اند، اما میانگین مصرف سوخت خودروهای داخلی همچنان یکی از نقاط ضعف اصلی صنعت خودرو به شمار می‌رود. بسیاری از خودروهای تولید داخل، به‌ویژه محصولاتی که بر پلتفرم‌های قدیمی توسعه‌یافته‌اند، مصرفی دارند که در مقایسه با خودروهای همرده خارجی، چندان رقابتی نیست. همین موضوع سبب شده است که حتی در صورت ثابت ماندن قیمت بنزین نیز هزینه سوخت خانوارها افزایش یابد؛ زیرا مصرف‌کننده ناچار است از خودروهایی استفاده کند که بهره‌وری سوخت پایینی دارند. اگر در چنین شرایطی قیمت یا سهمیه بنزین نیز تغییر کند، فشار مضاعفی بر مالکان این خودروها وارد خواهد شد؛ فشاری که نه ناشی از انتخاب آنان، بلکه نتیجه ساختار تولید خودرو در کشور است.

برآیند این عوامل نشان می‌دهد که سیاست کاهش مصرف بنزین، بدون اصلاح هم‌زمان ساختار تولید خودرو، نمی‌تواند به اهداف مورد نظر دست یابد. تجربه کشورهای مختلف نیز نشان می‌دهد که کاهش مصرف سوخت، بیش از آنکه محصول فشار بر مصرف‌کننده باشد، نتیجه ارتقای فناوری خودروها، تنوع سبد سوخت و ایجاد امکان انتخاب برای شهروندان است. در ایران اما این حلقه میانی، یعنی عرضه خودروی کم‌مصرف و متناسب با سیاست‌های انرژی، طی سال‌های اخیر تضعیف شده و همین موضوع، بازار را در برابر هرگونه تغییر احتمالی در سیاست بنزینی آسیب‌پذیرتر کرده است.

اما اگر حذف تدریجی خودروهای دوگانه‌سوز، یکی از مسیرهای جایگزین مصرف بنزین را مسدود کرده است، خودروهای برقی نیز نتوانسته‌اند این خلأ را پر کنند. درحالی‌که طی دو سال گذشته سیاستگذار بارها از توسعه حمل‌ونقل برقی و برقی‌سازی ناوگان به‌عنوان یکی از راهکارهای کاهش مصرف سوخت نام برد، این سیاست در عمل به‌دلیل محدودیت‌های ارزی، توقف یا کندی واردات و ضعف زیرساخت‌ها، هنوز نتوانسته به یک گزینه واقعی برای مصرف‌کنندگان تبدیل شود.واردات خودروهای برقی که در ابتدا قرار بود نقطه آغاز تحول در سبد سوخت خودروهای کشور باشد، با موانع متعددی روبه‌رو شد. محدودیت‌های ثبت‌سفارش، مشکلات تخصیص ارز، تغییر مکرر مقررات و اختلال در تجارت خارجی، موجب شد روند ورود این خودروها از شتاب اولیه فاصله بگیرد. در نتیجه، تعداد خودروهای برقی موجود در بازار همچنان بسیار محدود است و سهم آنها از ناوگان سواری کشور، در مقایسه با حجم تقاضا، ناچیز به نظر می‌رسد.

 حتی اگر فرض شود واردات خودروهای برقی از سر گرفته شود، چالش دیگری پیش روی مصرف‌کنندگان قرار دارد؛ قیمت. بخش عمده خودروهای برقی عرضه‌شده در بازار ایران در رده قیمتی قرار دارند که برای بخش بزرگی از خانوارها دست‌یافتنی نیست. بنابراین برخلاف بسیاری از کشورها که خودروهای برقی به تدریج وارد سبد خرید طبقه متوسط شده‌اند، در ایران این خودروها هنوز بیشتر یک کالای خاص محسوب می‌شوند تا یک جایگزین فراگیر برای خودروهای بنزینی.

از سوی دیگر، توسعه زیرساخت‌های شارژ نیز همگام با سیاست‌های اعلامی پیش نرفته است. به این ترتیب، سه گزینه اصلی کاهش وابستگی به بنزین، یعنی خودروهای دوگانه‌سوز، خودروهای برقی و حتی خودروهای کم‌مصرف داخلی، همزمان با محدودیت مواجه شده‌اند. نتیجه آنکه هرگونه تغییر احتمالی در سیاست بنزینی، بیش از آنکه به تغییر ترکیب ناوگان منجر شود، هزینه استفاده از همان ناوگان موجود را افزایش خواهد داد. در این زمینه حسن کریمی سنجری، کارشناس صنعت خودرو در پاسخ به این پرسش که چرا خودروسازان خطوط تولید خودروهای دوگانه‌سوز خود را تعطیل کردند، به «دنیای‌اقتصاد» می‌گوید: «تولیدکننده به‌طور معمول برنامه‌ریزی تولید خود را بر اساس تقاضای بازار و سهمی که از آن در اختیار دارد، تنظیم می‌کند. با این شرایط، در حال حاضر تمایل چندانی در بازار برای خرید خودروهای دوگانه‌سوز (گازسوز)، هیبریدی و برقی مشاهده نمی‌شود.»

وی همچنین توضیح داد: «دلیل اصلی استقبال اندک از خودروهای گازسوز، قیمت پایین بنزین است. در مورد خودروهای هیبریدی و برقی نیز، علاوه بر پایین بودن نرخ سوخت فسیلی، معضل کمبود زیرساخت عامل بازدارنده‌ای محسوب می‌شود.» کریمی با اشاره به اینکه زمانی که دولت برنامه‌ریزی منسجمی برای توسعه خودروهای برقی و هیبریدی نداشته باشد، طبیعتا بازار نیز انگیزه‌ای برای گرایش به سمت این خودروها نخواهد داشت، افزود: «مصرف‌کننده نهایی پیش از خرید، دو شاخص کلیدی را در نظر می‌گیرد؛ نخست، سهولت در استفاده از خودرو و دوم، وجود بازار فروش مناسب برای آن در آینده.» این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۲ ساعت قبل / سایت خبرفوری

۲۴ میلیون خودروی فرسوده، هزینه پنهان بحران بنزین در ایران/ گران بودن خودرو و ناتوانی مردم از خرید، ناوگان فرسوده می‌سازد/ مردم مقصرند یا خودروهای بی‌کیفیت و پرمصرف خودروسازان؟

 بیش از ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در ایران، فقط یک بحران حمل‌ونقلی نیست؛ بخشی از معادله ناترازی بنزین و اتلاف منابع کشور است. خودرو‌هایی که گاه دو یا سه برابر نمونه‌های جدید بنزین مصرف می‌کنند، هر روز هزینه بیشتری به دولت و خانوار‌ها تحمیل می‌کنند؛ اما در شرایطی که سیاست‌گذار مدام از یارانه بنزین و مصرف بالای مردم می‌گوید، کمتر درباره این پرسش صحبت می‌شود که چرا میلیون‌ها ایرانی همچنان امکان جایگزینی خودرو‌های قدیمی و پرمصرف خود را ندارند. پاسخ را باید در گرانی خودرو، شکست سیاست اسقاط، ضعف نوسازی ناوگان و ساختار انحصاری صنعت خودرو جست‌و‌جو کرد.

هر بار که بحث ناترازی بنزین در ایران بالا می‌گیرد، معمولاً یک روایت آشنا تکرار می‌شود. روایتی مبنی بر اینکه مصرف مردم زیاد است، قیمت بنزین پایین است، یارانه سنگینی پرداخت می‌شود و برای جبران کسری باید بنزین وارد کرد. در این روایت، راه‌حل هم عمدتاً در سمت مصرف‌کننده جست‌و‌جو می‌شود؛ افزایش قیمت، تغییر سهمیه، کنترل مصرف و مقابله با قاچاق. اما کسی نمی‌گوید که چه بخشی از این میزان به خاطر خودرو‌هایی است که در اختیار مردم قرار دارد؟

این پرسش وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم بیش از ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد؛ ناوگانی که بخش قابل توجهی از آن را خودرو‌ها و موتورسیکلت‌هایی تشکیل می‌دهند که سال‌ها از عمر مفیدشان گذشته است.

فرسودگی این ناوگان فقط به معنای ظاهر قدیمی خودرو‌ها یا افزایش احتمال خرابی نیست. خودرو‌های قدیمی‌تر معمولاً از فناوری‌های کم‌مصرف خودرو‌های جدید بی‌بهره‌اند و در بسیاری موارد برای پیمایش یک مسافت مشخص، سوخت بیشتری مصرف می‌کنند. وقتی این اختلاف مصرف در میلیون‌ها وسیله نقلیه ضرب شود، نتیجه دیگر یک مسئله فردی نیست؛ به یک اتلاف بزرگ منابع انرژی در مقیاس ملی تبدیل می‌شود.

در واقع، بخشی از پولی که دولت امروز برای تأمین بنزین و جبران ناترازی آن هزینه می‌کند، می‌تواند صورت‌حساب سال‌ها تأخیر در نوسازی ناوگان حمل‌ونقل کشور باشد. بنزین زیاد مصرف می‌شود یا خودرو‌ها زیاد می‌سوزانند؟

برآورد‌های مختلف از مصرف سوخت خودرو‌های موجود در کشور نشان می‌دهد بسیاری از خودرو‌های سواری در ایران در محدوده ۱۰ تا ۱۲ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف دارند و در برخی مدل‌های قدیمی‌تر این میزان حتی بیشتر می‌شود.

در مقابل، خودرو‌های جدید و کم‌مصرف در بسیاری از بازار‌های جهانی توانسته‌اند مصرف سوخت را به محدوده ۴ تا ۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر برسانند. البته مقایسه مصرف خودرو‌ها باید بر اساس نوع خودرو، حجم موتور، استاندارد آزمون و شرایط رانندگی انجام شود و نمی‌توان برای همه خودرو‌ها یک عدد ثابت در نظر گرفت، اما فاصله کلی میان ناوگان قدیمی و خودرو‌های جدید روشن است.

برای درک ابعاد مسئله کافی است یک مثال ساده را در نظر بگیریم. خودرویی که برای پیمایش ۱۰۰ کیلومتر، ۱۲ لیتر بنزین مصرف می‌کند، نسبت به خودرویی با مصرف ۵ لیتر، در هر ۱۰۰ کیلومتر ۷ لیتر بیشتر سوخت می‌سوزاند.

این اختلاف در یک خودرو شاید چندان چشمگیر به نظر نرسد، اما وقتی میلیون‌ها خودرو هر روز در شهر‌ها و جاده‌های کشور تردد می‌کنند، همین چند لیتر به میلیون‌ها لیتر مصرف اضافه تبدیل می‌شود؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که «ایرانی‌ها زیاد بنزین مصرف می‌کنند». بخشی از مسئله این است که ایرانی‌ها با خودرو‌هایی رانندگی می‌کنند که مصرف سوخت آنها با استاندارد‌های روز فاصله دارد.

این تفاوت، اهمیت اسقاط و نوسازی ناوگان را دوچندان می‌کند. اسقاط خودرو‌های فرسوده نباید صرفاً یک سیاست زیست‌محیطی یا ترافیکی تلقی شود؛ اسقاط می‌تواند یکی از ابزار‌های کاهش مصرف سوخت و صرفه‌جویی ارزی کشور باشد.

گزارش‌های رسمی نیز نشان داده‌اند که خروج خودرو‌های فرسوده از چرخه تردد می‌تواند به صرفه‌جویی قابل توجه در مصرف سوخت منجر شود؛ بنابراین هر خودروی فرسوده‌ای که همچنان در خیابان باقی می‌ماند، فقط یک مسئله مربوط به آلودگی هوا نیست؛ یک مصرف‌کننده اضافی انرژی نیز هست. معادله معکوس واردات بنزین و انحصار خودرو

در سال‌های اخیر دولت بار‌ها درباره هزینه واردات بنزین و فشار ناترازی سوخت بر منابع کشور هشدار داده است. اما برای فهم ریشه این هزینه، باید زنجیره‌ای را دید که از خودرو آغاز می‌شود و به پالایشگاه و واردات سوخت می‌رسد. یک سوی این زنجیره، خودروی پرمصرف قرار دارد؛ خودرویی که فناوری قدیمی دارد و سوخت بیشتری می‌سوزاند. سوی دیگر، دولتی قرار دارد که باید این مصرف را با تولید داخلی یا واردات بنزین پاسخ دهد. در این میان، ساختار بازار خودرو نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

وقتی واردات خودرو برای سال‌ها با محدودیت مواجه بوده، رقابت در بازار ضعیف مانده و بخش بزرگی از تولید داخلی نیز با فناوری‌های قدیمی و مصرف سوخت بالا ادامه پیدا کرده است، طبیعی است که روند نوسازی ناوگان با مشکل مواجه شود.

در یک بازار رقابتی، خودرو‌های قدیمی به تدریج از چرخه خارج می‌شوند و خودرو‌های جدید جای آنها را می‌گیرند. اما وقتی خودروی جدید به اندازه کافی تولید یا وارد نشود و قیمت آن نیز از توان خرید بخش بزرگی از جامعه فراتر برود، این چرخه متوقف می‌شود.

نتیجه همان چیزی است که امروز در خیابان‌های ایران دیده می‌شود؛ خودرو‌هایی که باید سال‌ها پیش از چرخه خارج می‌شدند، همچنان تردد می‌کنند.

از این زاویه، واردات بنزین را می‌توان بخشی از صورت‌حساب پنهان ساختار ناکارآمد بازار خودرو دانست.

این البته به آن معنا نیست که تمام هزینه واردات بنزین ناشی از خودرو‌های فرسوده است. ناترازی سوخت دلایل مختلفی دارد؛ از رشد تعداد خودرو‌ها و پیمایش گرفته تا حمل‌ونقل عمومی ناکافی، قیمت سوخت، قاچاق و محدودیت‌های تولید. اما نادیده گرفتن نقش کیفیت و سن ناوگان، تصویر ناقصی از بحران ارائه می‌دهد. خودروی گران، ناوگان فرسوده می‌سازد

شاید یکی از مهم‌ترین حلقه‌های مفقوده در بحث خودرو‌های فرسوده همین باشد. مردمی که خودروی قدیمی دارند، لزوماً نمی‌خواهند خودروی قدیمی داشته باشند؛ در بسیاری موارد توان خرید خودروی جدید را ندارند.

مالک یک خودروی ۱۵ یا ۲۰ ساله به خوبی می‌داند که مصرف سوخت آن بالاست، هزینه تعمیراتش افزایش یافته و ایمنی آن با خودرو‌های جدید قابل مقایسه نیست. اما دانستن این واقعیت، منابع مالی لازم برای خرید یک خودروی جدید را ایجاد نمی‌کند.

وقتی قیمت خودرو‌های جایگزین به چند میلیارد تومان می‌رسد، ارزش خودروی فرسوده در برابر آن بسیار ناچیز است. در چنین شرایطی حتی اگر مالک خودروی خود را اسقاط کند، همچنان با یک شکاف مالی بسیار بزرگ برای خرید خودروی جایگزین مواجه است.

به همین دلیل، نمی‌توان صرفاً به مالک خودرو گفت «خودرویت را اسقاط کن» و انتظار داشت مسئله حل شود.

نوسازی زمانی اتفاق می‌افتد که خودروی جایگزین قابل خرید وجود داشته باشد. این همان نقطه‌ای است که گرانی خودرو به بحران انرژی متصل می‌شود.

بخشی از پاسخ ناترازی بنزین در کارخانه‌های خودروسازی، سیاست واردات، مراکز اسقاط و توان خرید مردم قرار دارد؛ جایی که سال‌هاست مسئله نوسازی ناوگان میان انحصار، گرانی و سیاست‌های ناکارآمد گرفتار مانده است

اگر یک خانواده توان خرید خودروی کم‌مصرف را نداشته باشد، ناچار است همان خودروی قدیمی را نگه دارد. خودروی قدیمی بنزین بیشتری مصرف می‌کند. مصرف بیشتر، ناترازی سوخت را تشدید می‌کند. دولت برای جبران ناترازی هزینه بیشتری می‌پردازد و در نهایت بخشی از این هزینه از طریق بودجه، مالیات، تورم یا سیاست‌های قیمتی به جامعه منتقل می‌شود؛ بنابراین ممکن است خودرویی که خانواده به دلیل فقر یا کاهش قدرت خرید نمی‌تواند تعویض کند، در نهایت هزینه بیشتری به کل اقتصاد تحمیل کند.

این مسئله برای رانندگانی که خودرو ابزار کار آنهاست، جدی‌تر است. راننده تاکسی، راننده تاکسی اینترنتی، وانت‌دار یا فردی که با خودروی شخصی امرار معاش می‌کند، نمی‌تواند یک‌شبه خودروی چند ساله خود را کنار بگذارد و چند میلیارد تومان برای خرید خودروی جدید پرداخت کند.

اگر دولت محدودیت تردد، قطع خدمات یا ممنوعیت فعالیت خودرو‌های فرسوده را اعمال کند، اما همزمان تسهیلات واقعی و خودروی جایگزین در اختیار مالک قرار ندهد، هزینه این سیاست مستقیماً به خانوار منتقل خواهد شد.

اصل خروج خودرو‌های بسیار آلاینده و ناایمن از چرخه تردد قابل دفاع است؛ اما نحوه اجرای آن اهمیت دارد.

سیاست درست این است که ابتدا امکان نوسازی ایجاد شود و سپس محدودیت برای خودرو‌های فرسوده اعمال شود، نه اینکه ابتدا ابزار معیشت مردم محدود شود و بعد از آنها خواسته شود خودروی جایگزین تهیه کنند.

در غیر این صورت، سیاستی که با هدف کاهش مصرف بنزین و آلودگی هوا طراحی شده، می‌تواند به افزایش فشار اقتصادی بر گروه‌های کم‌درآمد منجر شود. ۵۰۰ هزار اسقاط؛ قانونی که روی کاغذ مانده است

مشکل دیگر، سرعت پایین اسقاط خودروهاست. بر اساس اهداف تعیین‌شده در قانون برنامه هفتم پیشرفت، باید سالانه حدود ۵۰۰ هزار خودروی فرسوده از چرخه خارج شود. اما آمار عملکرد نشان می‌دهد فاصله زیادی میان هدف قانونی و واقعیت وجود دارد.

در سال گذشته حدود ۲۰۴ هزار دستگاه اسقاط شد؛ یعنی کمتر از نیمی از هدف تعیین‌شده. این عقب‌ماندگی زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم هر سال تعداد قابل توجهی خودروی جدید نیز وارد ناوگان کشور می‌شود. اگر سرعت خروج خودرو‌های فرسوده از چرخه کمتر از سرعت لازم باشد، نوسازی واقعی اتفاق نمی‌افتد و انباشت خودرو‌های قدیمی ادامه پیدا می‌کند.

در واقع، بحران امروز نتیجه شکست یک سیاست در یک مقطع زمانی نیست؛ حاصل سال‌ها انباشت عقب‌ماندگی در اسقاط و نوسازی ناوگان است. چرا چرخه اسقاط قفل شده است؟

چرخه اسقاط در ایران با مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی و مقرراتی مواجه است. از یک سو، مالک خودروی فرسوده انگیزه مالی کافی برای تحویل خودرو ندارد. ارزش خودروی اسقاطی در مقایسه با قیمت خودروی جایگزین بسیار پایین است.

از سوی دیگر، سازوکار گواهی اسقاط و تعهدات خودروسازان و واردکنندگان در سال‌های مختلف با تغییرات متعدد مواجه شده و همین موضوع، بازار اسقاط را با پیچیدگی‌هایی روبه‌رو کرده است.

اصلاح آیین‌نامه ماده ۱۰ قانون ساماندهی صنعت خودرو و تغییر برخی الزامات گواهی اسقاط می‌تواند بخشی از مشکلات مقرراتی را کاهش دهد، اما حتی اصلاح مقررات نیز بدون ایجاد تقاضای واقعی برای اسقاط کافی نیست.

تا زمانی که مالک خودرو نداند پس از تحویل خودروی فرسوده چگونه و با چه منابعی خودروی جدید تهیه کند، اسقاط به یک چرخه پایدار تبدیل نخواهد شد.

به بیان ساده، مشکل فقط این نیست که «خودرو‌ها اسقاط نمی‌شوند»؛ مشکل این است که اقتصاد اسقاط برای مالک خودرو صرفه ندارد.

در بحث خودرو‌های فرسوده، تمرکز افکار عمومی معمولاً بر خودرو‌های سواری است، اما بخش موتورسیکلت‌ها نیز وضعیت بسیار نگران‌کننده‌ای دارد. در برخی آمارها، تعداد موتورسیکلت‌های فرسوده کشور حدود ۱۴ میلیون دستگاه اعلام شده است. سهم بالای موتورسیکلت‌های فرسوده از کل ناوگان موتورسیکلت کشور نیز بار‌ها از سوی مسئولان و نهاد‌های مرتبط مورد هشدار قرار گرفته است. یک تناقض بزرگ؛ بنزین را مقصر می‌کنیم، خودرو را فراموش می‌کنیم

بحث ناترازی بنزین در ایران معمولاً با یک گزاره ساده آغاز می‌شود؛ مصرف زیاد است و قیمت پایین. اما اگر هدف واقعاً کاهش مصرف سوخت است، سیاست‌گذار باید همه عوامل مؤثر بر مصرف را همزمان ببیند. نمی‌توان از مردم خواست کمتر بنزین مصرف کنند، اما خودرو‌هایی در اختیار آنها گذاشت که مصرفشان چند برابر خودرو‌های جدید است. نمی‌توان از مردم خواست خودرو‌های فرسوده را کنار بگذارند، اما خودروی جایگزین را با قیمت‌هایی عرضه کرد که بخش بزرگی از جامعه توان خرید آن را ندارد؛ و نمی‌توان از خودروساز انتظار کاهش مصرف سوخت داشت، اما سال‌ها بازار را از رقابت واقعی دور نگه داشت.

ناترازی بنزین فقط مسئله پالایشگاه نیست؛ مسئله خودرو هم هست. اصلاح قیمت بنزین ممکن است بخشی از رفتار مصرف‌کننده را تغییر دهد، اما اگر خودرو همان خودرو باشد، بخشی از اتلاف انرژی همچنان ادامه خواهد داشت. به همین دلیل، سیاست انرژی و سیاست خودرو در ایران را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. چرا یک خودروی کم‌مصرف می‌تواند سرمایه‌گذاری باشد؟

یکی از اشتباهات سیاست‌گذاری، نگاه کردن به واردات خودرو صرفاً از زاویه خروج ارز است. طبیعی است که واردات خودرو منابع ارزی نیاز دارد، اما تحلیل اقتصادی نباید به هزینه اولیه محدود شود. اگر خودروی جدید و کم‌مصرف بتواند در طول عمر خود هزاران لیتر کمتر از یک خودروی قدیمی بنزین مصرف کند، بخشی از هزینه ارزی اولیه آن از محل صرفه‌جویی در مصرف سوخت جبران می‌شود. به همین دلیل، سؤال درست این نیست که «واردات خودرو ارز می‌برد یا نه؟» سؤال درست این است که کدام خودرو، با چه میزان مصرف، با چه قیمتی و در چه مقیاسی وارد شود و هزینه و فایده آن برای کل اقتصاد کشور چیست؟

همین منطق درباره صنعت خودروسازی داخلی نیز صدق می‌کند. اگر خودروساز داخلی بتواند با استفاده از فناوری روز، مصرف خودرو را کاهش دهد، نتیجه فقط ارتقای محصول نیست؛ کاهش مصرف بنزین، کاهش آلودگی و کاهش فشار بر منابع ارزی کشور نیز خواهد بود؛ بنابراین رقابت در صنعت خودرو را نباید فقط از زاویه کیفیت خودرو یا رضایت مصرف‌کننده دید؛ رقابت می‌تواند بخشی از سیاست انرژی کشور نیز باشد. صرفه‌جویی بنزین می‌تواند خرج نوسازی شود

راه دیگری که می‌تواند چرخه اسقاط را از بن‌بست خارج کند، استفاده از منافع حاصل از صرفه‌جویی سوخت برای تأمین مالی نوسازی است. اگر خروج یک خودروی فرسوده از چرخه باعث کاهش مصرف بنزین می‌شود، بخشی از ارزش اقتصادی این صرفه‌جویی می‌تواند به صندوق یا سازوکاری اختصاص یابد که تسهیلات نوسازی به مالک همان خودرو یا سایر مالکان خودرو‌های فرسوده ارائه دهد.

در این صورت، یک چرخه اقتصادی شکل می‌گیرد. یعنی خودروی فرسوده خارج می‌شود؛ مصرف سوخت پایین می‌آید؛ هزینه تأمین بنزین کاهش پیدا می‌کند؛ بخشی از منابع آزادشده صرف نوسازی می‌شود؛ خودرو‌های کم‌مصرف بیشتری وارد ناوگان می‌شوند و مصرف دوباره کاهش پیدا می‌کند.

این مدل با سیاستی که صرفاً بر افزایش جریمه، محدودیت تردد یا افزایش قیمت سوخت تکیه دارد، تفاوت اساسی دارد.

در سیاست نخست، دولت تلاش می‌کند علت مصرف بالا را اصلاح کند؛ در سیاست دوم، عمدتاً تلاش می‌شود هزینه مصرف بالا را از مردم دریافت کند. راه‌حل، فقط اسقاط نیست؛ نوسازی واقعی است

اگر قرار است میلیون‌ها خودروی فرسوده از چرخه خارج شوند، باید خودروی جایگزین وجود داشته باشد. اگر قرار است مردم خودرو‌های قدیمی خود را کنار بگذارند، باید توان مالی این کار را داشته باشند؛ و اگر قرار است ناوگان کشور واقعاً کم‌مصرف شود، خودرو‌های جدید باید از نظر فناوری و مصرف سوخت یک گام جدی جلوتر از ناوگان فعلی باشند؛ بنابراین راه‌حل واقعی در یک بسته سیاستی به‌هم‌پیوسته قرار دارد؛ شکستن انحصار بازار خودرو، افزایش رقابت، تسهیل واردات خودرو‌های کم‌مصرف و استاندارد با تعرفه منطقی، ارتقای فناوری تولید داخلی، ارائه تسهیلات واقعی برای نوسازی، توسعه حمل‌ونقل عمومی و استفاده از منافع صرفه‌جویی سوخت برای تأمین مالی همین فرآیند.

در چنین چارچوبی، واردات خودرو دیگر صرفاً یک هزینه ارزی نخواهد بود و اسقاط نیز صرفاً به تحویل یک خودروی قدیمی و دریافت مبلغی ناچیز محدود نمی‌شود.

هدف باید ایجاد چرخه‌ای باشد که در آن خودروی پرمصرف و فرسوده با خودروی کم‌مصرف و استاندارد جایگزین شود.

بحران امروز فقط این نیست که ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد. مسئله این است که این ناوگان همچنان در حال مصرف بنزین، تولید آلودگی و تحمیل هزینه به اقتصاد است و همزمان سرعت جایگزینی آن با خودرو‌های جدید بسیار کمتر از نیاز کشور است.

در سال‌هایی که سیاست‌گذار بار‌ها از ضرورت اصلاح مصرف انرژی و واقعی‌سازی قیمت‌ها سخن گفته، یک واقعیت نباید نادیده گرفته شود: مصرف‌کننده ایرانی فقط انتخاب نمی‌کند که چقدر بنزین مصرف کند؛ او تا حد زیادی با خودرویی مصرف می‌کند که ساختار بازار و سیاست صنعتی در اختیارش گذاشته است.

اگر خودرو‌های کم‌مصرف، ایمن و استاندارد با قیمت قابل دسترس وجود نداشته باشند، نمی‌توان تمام مسئولیت مصرف بالا را بر دوش مردم گذاشت. اگر خودرو‌های فرسوده باید اسقاط شوند، باید خودروی جایگزین وجود داشته باشد. اگر دولت از هزینه یارانه بنزین ناراضی است، باید به هزینه‌ای که از ناکارآمدی ناوگان و صنعت خودرو پرداخت می‌کند نیز نگاه کند؛ و اگر هدف کاهش مصرف سوخت است، یکی از مؤثرترین مسیر‌ها می‌تواند کاهش مصرف خودرو‌ها باشد، نه فقط گران‌تر کردن بنزین.

در نهایت، خودرو‌های فرسوده فقط مشکل خیابان‌های ایران نیستند؛ بخشی از بحران انرژی، بودجه، آلودگی هوا و معیشت کشورند. بنابراین، اگر قرار است ناترازی بنزین واقعاً درمان شود، سیاست‌گذار باید از نگاه کردن به جایگاه سوخت به‌عنوان نقطه شروع و پایان بحران دست بردارد.

بخشی از پاسخ ناترازی بنزین در کارخانه‌های خودروسازی، سیاست واردات، مراکز اسقاط و توان خرید مردم قرار دارد؛ جایی که سال‌هاست مسئله نوسازی ناوگان میان انحصار، گرانی و سیاست‌های ناکارآمد گرفتار مانده است.

بحران بنزین را نمی‌توان فقط با گران کردن سوخت حل کرد؛ همان‌طور که بحران خودرو‌های فرسوده را نمی‌توان فقط با جریمه مالک حل کرد.

خودرویی که کمتر بنزین می‌سوزاند، شاید یکی از واقعی‌ترین پاسخ‌ها به ناترازی سوخت باشد؛ به شرط آنکه امکان خرید و جایگزینی آن برای مردم وجود داشته باشد.


۱۴ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

همکاری اقتصادی ایران و عراق وارد فاز اجرایی می‌شود

صفحه سیاست-

محمدباقر قالیباف در جمع‌بندی سفر سه‌روزه هیأت پارلمانی ایران به عراق، با اشاره به مذاکرات انجام‌شده با مسئولان این کشور، فضای حاکم بر دیدارها را صمیمانه و برادرانه توصیف کرد. تفاهم امنیتی ایران و عراق

رئیس مجلس با اشاره به گفت‌وگوهای انجام‌شده در حوزه‌های امنیتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، اظهار کرد: در این سفر تفاهم‌نامه‌ای مفصل میان ایران و عراق در زمینه مسائل امنیتی و امنیت مرزها به امضا رسید.

قالیباف همچنین گفت درباره مسائل امنیتی و گروه‌های عراقی گفت‌وگوهایی انجام شده است و تأکید کرد ایران در امور داخلی عراق دخالت نمی‌کند و از تصمیماتی که گروه‌ها و مسئولان این کشور در چارچوب قانون اساسی و با حفظ استقلال عراق به اجماع برسند، حمایت خواهد کرد.

وی عراق را کشوری مهم برای همکاری در شکل‌دهی به نظم نوین امنیتی منطقه دانست و بر توسعه همکاری‌های دو کشور در این زمینه تأکید کرد. سفر هیأت اقتصادی عراق به ایران

قالیباف درباره همکاری‌های اقتصادی نیز گفت تحریم‌ها هر دو کشور را تحت فشار قرار داده، اما همین شرایط می‌تواند فرصتی برای توسعه همکاری‌های نزدیک‌تر میان ایران و عراق باشد.

وی افزود: در دو هفته آینده هیأتی از اتاق بازرگانی عراق به ایران سفر خواهد کرد و با کارشناسان اتاق بازرگانی و فعالان اقتصادی کشور دیدار خواهد داشت.

رئیس مجلس تأکید کرد با حضور مسئولان وزارتخانه‌های مرتبط در این نشست‌ها، همکاری اقتصادی ایران و عراق در زمینه‌های مختلف وارد مرحله میدانی و عملیاتی خواهد شد.


۱۴ دقیقه قبل / سایت صفحه اقتصاد

قیمت طلا ۱۸ عیار امروز جمعه ۳۰ مرداد چقدر افزایش یافت؟

صفحه اقتصاد -

قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ با افزایش همراه شد و در معاملات بازار به ۲۰ میلیون و ۴۳۷ هزار و ۲۳۰ تومان رسید. این در حالی است که هر گرم طلای ۱۸ عیار در روز گذشته با قیمت ۱۹ میلیون و ۹۵۴ هزار و ۷۵۰ تومان معامله می‌شد. به این ترتیب، قیمت طلا طی یک روز ۴۸۲ هزار و ۴۸۰ تومان افزایش یافته که معادل رشد ۲.۴۲ درصدی است.

رشد امروز قیمت طلا نشان می‌دهد بازار در پایان هفته با افزایش تقاضا و تحرک بیشتر قیمت‌ها مواجه بوده است. عبور مجدد نرخ هر گرم طلای ۱۸ عیار از محدوده ۲۰ میلیون تومان نیز از مهم‌ترین تغییرات معاملات امروز محسوب می‌شود. این سطح قیمتی برای معامله‌گران اهمیت روانی بالایی دارد و تثبیت قیمت در بالای آن می‌تواند بر روند معاملات روزهای آینده نیز اثرگذار باشد.

در بازار طلا، قیمت داخلی تنها تحت تأثیر معاملات خود طلا قرار ندارد و متغیرهایی مانند نرخ ارز، قیمت اونس جهانی طلا و میزان تقاضا در بازار داخلی نیز می‌توانند مسیر قیمت‌ها را تغییر دهند. به همین دلیل، معامله‌گران برای ارزیابی روند روزهای آینده معمولاً علاوه بر قیمت طلای ۱۸ عیار، تحولات بازار ارز و اونس جهانی را نیز دنبال می‌کنند.

بررسی قیمت امروز و روز گذشته نشان می‌دهد که طلای ۱۸ عیار در فاصله یک روز حدود ۲.۴ درصد افزایش قیمت داشته است. در صورت ادامه روند صعودی، رفتار قیمت در محدوده بالای ۲۰ میلیون تومان می‌تواند به یکی از نقاط مهم بازار در معاملات پیش‌رو تبدیل شود. البته جهت حرکت قیمت در روزهای آینده به شرایط بازار ارز، تغییرات اونس جهانی و میزان عرضه و تقاضا بستگی خواهد داشت. مطالعه بیشتر: قیمت طلا ۱۸ عیار امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد چقدر افزایش یافت؟ اخبار مرتبط circle قیمت طلا ۱۸ عیار امروز یکشنبه ۲۵ مرداد چقدر کاهش یافت؟ circle قیمت طلا ۱۸ عیار امروز پنجشنبه ۲۲ مرداد چقدر ارزان شد؟ circle قیمت طلا ۱۸ عیار امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد ماه چقدر کاهش یافت؟ circle قیمت طلا ۱۸ عیار امروز سه شنبه ۲۰ مرداد چقدر افزایش یافت؟ پیشنهاد سردبیر circle تغییر محاسبات دشمنان در برابر توان دفاعی ملت ایران circle تحلیل بازار ارز امروز ۳۰ مرداد و پیش بینی قیمت دلار فردا شنبه ۳۱ مرداد circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟




 واکنش عراقچی به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ
۲ ساعت قبل / سایت تابناک

واکنش عراقچی به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ

واکنش سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ ؛ این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست اس

 برکناری بی‌سابقه دو مقام ارشد موساد؛ شکست عملیات اسرائیل علیه ایران
۵۰ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

برکناری بی‌سابقه دو مقام ارشد موساد؛ شکست عملیات اسرائیل علیه ایران

وبسایت خبری اینترسپت در گزارشی نوشت که برکناری‌های خبرساز در موساد نشان می‌دهد که هیچ‌یک از وعده‌های سازمان جاسوسی اسرائیل درباره جنگ با ایران محقق نشده است.

 شکست‌ناپذیرترین تیم تاریخ جهان با درخشش مهاجم پرسپولیسی/ گلزنی شهاب زاهدی برای قهرمانی و تاریخ‌سازی جوهور +عکس و ویدیو
۱ ساعت قبل / سایت خبر ورزشی

شکست‌ناپذیرترین تیم تاریخ جهان با درخشش مهاجم پرسپولیسی/ گلزنی شهاب زاهدی برای قهرمانی و تاریخ‌سازی جوهور +عکس و ویدیو

شهاب زاهدی، مهاجم سابق پرسپولیس در نخستین تجربه رسمی با پیراهن جوهور دارالتعظیم، با گلزنی در جریان پیروزی مقابل حریف، ضمن دبل در کسب جام و ثبت گل، سهم بسزایی در شب رکوردشکنی بی‌سابقه این تیم داشت.

 بررسی بهترین دانشگاه‌ها و آینده شغلی رشته مهندسی برق | جاب ویژن
۴ دقیقه قبل / سایت جابویژن

بررسی بهترین دانشگاه‌ها و آینده شغلی رشته مهندسی برق | جاب ویژن

قصد ادامه تحصیل در رشته مهندسی برق را دارید؟ برای بررسی بهترین دانشگاه ها، مسیرهای شغلی و بازار کار رشته مهندسی برق کلیک کنید.

 رمزگشایی از سفر رئیس تیم مذاکره‌کننده با آمریکا به بغداد
۴۷ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

رمزگشایی از سفر رئیس تیم مذاکره‌کننده با آمریکا به بغداد

سفر محمدباقر قالیباف به عراق و دیدارش با مقامات این کشور با چه هدفی انجام شد و چه دستاوردهایی داشت؟ این ویدئو را ببینید.

 ورود استثنایی شهاب زاهدی به JDT: گل و قهرمانی
۵ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

ورود استثنایی شهاب زاهدی به JDT: گل و قهرمانی

ستاره ایرانی جوهور در شروع کارش در این تیم، نخستین گل رسمی‌اش را به ثمر رساند تا شروعی شیرین و امیدوارکننده در فوتبال مالزی داشته باشد.