
فعال شدن استارلینک در موبایل فیلیپینیها

باتریهای فرسوده، آنتنهای خاموش؛ خاموشیهای مکرر چه بر سر شبکه موبایل ایران آورده است؟
به گزارش خبرنگار سیتنا، تداوم قطعیهای برق در نقاط مختلف کشور، بار دیگر وضعیت باتریهای پشتیبان سایتهای تلفن همراه را به یکی از موضوعات مهم پایداری شبکه تبدیل کرده است؛ موضوعی که سیتنا طی سالهای گذشته در گزارشها و گفتوگوهای متعدد با مدیران و کارشناسان صنعت ارتباطات، نسبت به آن هشدار داده بود. هشدارهایی که از سال های گذشته آغاز شد
سیتنا در شهریورماه ۱۴۰۳ و همزمان با قطعیهای طولانی برق، در گفتوگو با حسین ریاضی، رئیس هیاتمدیره سندیکای صنعت مخابرات ایران، وضعیت باتریهای BTS را بررسی کرد.
ریاضی در آن گفتوگو اعلام کرد که باتریهای اضطراری سایتهای موبایل در شرایط عادی برای تأمین برق در یک بازه محدود طراحی شدهاند، اما در صورت طولانی شدن خاموشیها، چنین ظرفیتی پاسخگو نیست و برای قطعیهای چندین ساعته باید از ژنراتور استفاده شود؛ راهکاری که به دلیل تعداد بالای سایتها، هزینه و محدودیت محل استقرار BTSها در همه نقاط عملی نیست.
این اظهارنظر یک واقعیت مهم را روشن میکند: باتری پشتیبان قرار نیست جایگزین شبکه برق باشد، بلکه تنها برای عبور از یک بازه مشخص تا بازگشت برق یا ورود منبع پشتیبان طراحی شده است. آنتنهایی که با قطع برق خاموش میشوند
با آغاز دور جدید خاموشیها در تابستان ۱۴۰۴ و همچنین طی ماه های اخیر، سیتنا در گزارشهای خود به قطع شدن آنتن تلفن همراه در برخی مناطق تنها مدت کوتاهی پس از قطع برق پرداخت.
بررسیهای انجامشده نشان میدهد که در برخی سایتها، باتریهای پشتیبان یا از رده خارج شدهاند یا دیگر توان نگهداشتن شارژ برای مدت کافی را ندارند؛ در نتیجه با قطع برق، BTS نیز پس از مدت کوتاهی از مدار خارج میشود.
در چنین شرایطی، کاربر ممکن است ابتدا با افت کیفیت اینترنت و مکالمه مواجه شود و سپس با خاموش شدن کامل سایت، آنتن تلفن همراه را نیز از دست بدهد. باتریهایی که دیگر ظرفیت روز اول را ندارند
نکته مهم این است که «فرسوده بودن» الزاماً به معنای «خراب بودن کامل» باتری نیست.
یک باتری ممکن است همچنان در سامانه فعال باشد، اما ظرفیت واقعی آن نسبت به روز اول بهشدت کاهش یافته باشد. در این حالت، باتری در شرایط عادی ظاهراً مشکلی ندارد، اما هنگام قطع برق مشخص میشود که دیگر نمیتواند تجهیزات BTS را برای مدت مورد انتظار روشن نگه دارد.
سیتنا در گزارش های تخصصی خود درباره تابآوری باتریها و ژنراتورهای پشتیبان آنتنهای BTS نیز این موضوع را بررسی کرده بود؛ اینکه چرا برخی سایتها در زمان قطع برق به جای چند ساعت، تنها حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه یا حتی کمتر دوام میآورند.
بنابراین، مسئله شبکه فقط «تعداد باتریهای خراب» نیست؛ بلکه کاهش ظرفیت باتریهای فرسوده نیز باید مورد توجه قرار گیرد. سابقهای که به سالهای قبل بازمیگردد
این مشکل البته موضوع تازهای نیست. در سال ۱۴۰۰ نیز وزیر وقت ارتباطات و فناوری اطلاعات، درباره اختلال شبکه تلفن همراه پس از قطعی برق توضیح داده بود که باتری دکلهای تلفن همراه حدود دو ساعت توان پاسخگویی دارند، اما برای شارژ مجدد کامل آنها به چندین ساعت برق مستمر نیاز است.
اهمیت این موضوع امروز بیشتر شده است؛ چرا که اگر خاموشی بعدی پیش از شارژ کامل باتری اتفاق بیفتد، سایت با ظرفیت کامل وارد مرحله بعدی خاموشی نمیشود.
در واقع، چرخهای شکل میگیرد که میتوان آن را اینگونه خلاصه کرد:
خاموشی مکرر برق - تخلیه باتری - شارژ ناقص - کاهش ظرفیت - فرسودگی سریعتر - کاهش زمان پشتیبانی BTS - خروج سایت از مدار تأیید دولت درباره آسیب خاموشی به باتریها
این نگرانی بعدها در اظهارات مسئولان دولتی نیز بازتاب پیدا کرد.
سخنگوی دولت، در گفتوگو با سیتنا، فرسودگی باتریهای آنتنها را یکی از عوامل قطع ارتباطات هنگام خاموشی برق دانست و تأکید کرد که تکرار قطعی برق به عمر مفید باتریها آسیب میزند.
همچنین معاون علمی رئیسجمهور، در گفتوگو با سیتنا درباره وضعیت باتریهای پشتیبان دکلهای مخابراتی، نامنظم بودن برق و شارژ و دشارژ غیرنرمال باتریها را از عوامل کاهش عمر آنها دانست و تأکید کرد که راهکار اصلی، رفع ناترازی انرژی است.
این اظهارات نشان میدهد که موضوع صرفاً یک گلایه کاربران یا یک مشکل موردی در چند سایت نیست، بلکه ارتباط مستقیم میان ناترازی برق و کاهش تابآوری شبکه ارتباطی مورد توجه مسئولان نیز قرار گرفته است. وقتی توسعه شبکه از نوسازی باتریها جلو میزند
یکی دیگر از ابعاد مسئله، افزایش تعداد و ظرفیت تجهیزات شبکه بدون نوسازی متناسب سیستم برق اضطراری است.
در یکی از گزارشهای سیتنا، موضوع فرسودگی باتریهای سایتهای مخابراتی و توسعه شبکه مورد توجه قرار گرفت و تأکید شد که در برخی مناطق، تجهیزات ارتباطی توسعه یافتهاند، اما باتریهای پشتیبان متناسب با افزایش بار و نیاز سایت، بهروز نشدهاند.
این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ چرا که افزایش تجهیزات و مصرف انرژی یک BTS، در صورت ثابت ماندن ظرفیت باتری، میتواند زمان پشتیبانی سایت را کاهش دهد. ابعاد شبکه؛ چرا تأمین باتری برای همه BTSها دشوار است؟
شبکه ارتباطی کشور از هزاران سایت BTS تشکیل شده و تأمین تجهیزات برق اضطراری برای تمام آنها، پروژهای بزرگ و پرهزینه است.
در یکی از گفتوگوهای منتشرشده توسط سیتنا نیز به گستردگی شبکه ارتباطی کشور و دشواری تأمین باتری و ژنراتور برای همه سایتها اشاره شده است.
برخی سایتها در نقاط شهری، روی ساختمانها یا مکانهایی قرار دارند که نصب ژنراتور در آنها ساده نیست. در مناطق روستایی و جادهای نیز انتقال سوخت و نگهداری ژنراتور میتواند هزینه و پیچیدگی بیشتری داشته باشد.
به همین دلیل، باتری همچنان یکی از مهمترین ابزارهای حفظ سرویس در زمان قطعی برق است و فرسودگی آن میتواند مستقیماً تابآوری شبکه را کاهش دهد. خروج یک BTS فقط به معنی از دست رفتن یک آنتن نیست
خاموش شدن یک سایت موبایل تنها مشترکان همان نقطه را تحت تأثیر قرار نمیدهد.
وقتی یک BTS از مدار خارج میشود، بخشی از کاربران به سایتهای مجاور منتقل میشوند. اگر چند سایت در یک منطقه همزمان خاموش شوند، بار ترافیکی بیشتری روی سایتهای باقیمانده قرار میگیرد.
در نتیجه حتی کاربری که هنوز آنتن دارد نیز ممکن است با افت سرعت اینترنت، کاهش کیفیت مکالمه، افزایش تأخیر و اشباع ظرفیت سلولهای اطراف مواجه شود.
بنابراین، خاموشی یک BTS میتواند اثر خود را به محدوده وسیعتری از شبکه منتقل کند. ژنراتور راهحل همه سایتها نیست
استفاده از ژنراتور میتواند در مراکز اصلی و سایتهای حساس، بخشی از مشکل را حل کند، اما نمیتواند راهکار همه BTSها باشد.
تعداد بالای سایتها، محدودیت فضا، هزینه خرید و نگهداری، نیاز به سوخترسانی و الزامات امنیتی و عملیاتی، استفاده از ژنراتور را در تمام سایتها دشوار میکند.
از این رو، شبکه پایدار به ترکیبی از باتری سالم و کافی، ژنراتور در سایتهای کلیدی، برق پایدار و مدیریت صحیح مصرف انرژی نیاز دارد. انرژی خورشیدی؛ یک راهکار مکمل
سیتنا پیشتر نیز موضوع استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر برای تأمین برق سایتهای BTS را بررسی کرده بود.
استفاده از پنلهای خورشیدی و سامانههای ذخیرهساز میتواند در سایتهای مناسب، وابستگی کامل BTS به شبکه برق شهری را کاهش دهد؛ بهویژه در مناطق دورافتاده یا سایتهایی که امکان تأمین ژنراتور دشوار است.
البته اجرای گسترده چنین طرحی نیازمند سرمایهگذاری، طراحی فنی، تأمین تجهیزات و برنامه مشخص برای نگهداری است و نمیتواند جایگزین فوری برای نوسازی باتریهای فعلی باشد. مسئلهای که نیازمند آمار شفاف است
اکنون مهمترین پرسش این است که چه تعداد از باتریهای پشتیبان سایتهای BTS کشور فرسوده شدهاند و چه میزان از ظرفیت واقعی آنها باقی مانده است؟
آمار رسمی و جامعی درباره درصد باتریهای کاملاً ازکارافتاده در کل کشور منتشر نشده است و بنابراین نمیتوان با استناد به گزارشهای میدانی، یک درصد مشخص را به کل شبکه تعمیم داد.
اما مجموعه گزارشها و گفتوگوهای پیشین سیتنا، اظهارات مسئولان دولتی و تجربه کاربران نشان میدهد که کاهش ظرفیت و فرسودگی باتریهای پشتیبان، یک مشکل واقعی و انباشتهشده در شبکه ارتباطی کشور است که خاموشیهای مکرر آن را تشدید میکند.
اکنون رگولاتوری و اپراتورهای تلفن همراه میتوانند با انتشار آمار دقیق درباره تعداد باتریهای تعویضشده، تعداد سایتهای دارای باتری فرسوده، متوسط زمان پشتیبانی BTSها و تعداد سایتهایی که در هر نوبت خاموشی از مدار خارج میشوند، تصویر روشنتری از وضعیت تابآوری شبکه ارائه کنند. زنگ خطر برای تابآوری شبکه موبایل
شبکه تلفن همراه دیگر یک خدمت جانبی نیست؛ بخش مهمی از زیرساخت حیاتی کشور است و از تماس و پیامک گرفته تا اینترنت، خدمات بانکی، حملونقل، خدمات امدادی و کسبوکارهای آنلاین به آن وابستهاند.
به همین دلیل، خاموشی برق نباید صرفاً به عنوان مسئلهای مربوط به مشترکان برق دیده شود. هر بار قطع برق، یک آزمون برای شبکه ارتباطی کشور نیز هست.
اگر باتریهای پشتیبان بهموقع نوسازی نشوند و خاموشیها نیز ادامه پیدا کنند، چرخه فرسایش آنها میتواند به کاهش بیشتر تابآوری BTSها و در نهایت افت کیفیت شبکه موبایل منجر شود.
به بیان ساده، بحران شبکه موبایل ممکن است دیگر فقط «نبود برق» نباشد؛ بلکه «نبود برق اضطراری قابل اتکا» باشد و این همان نقطهای است که خاموشیهای برق را از یک مشکل انرژی به یک تهدید برای پایداری ارتباطات کشور تبدیل میکند.
انتهای پیام
گزارش از مونا ارشادی فر
پنج باور اشتباه درباره باتری و 5G
به گزارش سیتنا، در ادامه با ۵ افسانه رایج و واقعیتهای پشت آنها آشنا میشوید.
افسانه ۱: 5G خیلی بیشتر از 4G باتری مصرف میکند
واقعیت: مطالعات نشان دادهاند مصرف باتری در 5G فقط ۶ تا ۱۱ درصد بیشتر از 4G است. این تفاوت مربوط به نسخه mmWave (باند بالا) است که کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. باندهای پایین و متوسط 5G مصرفی مشابه 4G دارند.
افسانه ۲: گوشیهای 5G در حالت آمادهباش باتری مصرف میکنند
واقعیت: در حالت آمادهباش، مصرف باتری حداقل است. مقصر اصلی مصرف باتری در این حالت، برنامههایی هستند که در پسزمینه بهروزرسانی میشوند، نه شبکه 5G.
افسانه ۳: سرعت بالای 5G باعث مصرف بیشتر باتری میشود
واقعیت: سرعت و مصرف انرژی رابطه مستقیم ندارند. 5G با اتمام سریعتر کارها، مودم را زودتر به حالت کممصرف برمیگرداند. تحقیقات نشان داده 5G در انتقال داده ۹۰٪ کارآمدتر از 4G است.
افسانه ۴: 5G به باتری در طولانیمدت آسیب میزند
واقعیت: عمر باتری به چرخههای شارژ، حرارت و عمر مفید بستگی دارد، نه به نوع شبکه. مشکل داغ شدن بیشتر مربوط به مدلهای خاص یا شرایط شبکه است، نه خود 5G.
افسانه ۵: خاموش کردن 5G بهترین راه برای افزایش عمر باتری است
واقعیت: خاموش کردن 5G یک واکنش افراطی است. بسیاری از گوشیها حالت Smart 5G دارند که بهطور خودکار بین 5G و 4G جابهجا میشود. در مناطق با پوشش ضعیف، خاموش کردن موقت 5G منطقی است.
5G امروزی با بهینهسازیهای فراوان، مصرف باتری قابلقبولی دارد. برای افزایش عمر باتری، بهجای خاموش کردن 5G، از حالت Smart 5G استفاده کنید و برنامههای پسزمینه را مدیریت کنید.
جدول اطلاعات کلیدی افسانه واقعیت 5G خیلی بیشتر از 4G مصرف میکند فقط ۶-۱۱٪ بیشتر (عمدتاً در mmWave) 5G در حالت آمادهباش باتری میخورد برنامههای پسزمینه مقصر اصلی هستند سرعت بالا = مصرف بیشتر 5G ۹۰٪ کارآمدتر از 4G است 5G به باتری آسیب میزند عمر باتری به چرخههای شارژ و حرارت بستگی دارد خاموش کردن 5G بهترین راه است حالت Smart 5G راهکار بهتری است
انتهای پیام
هوش مصنوعی میلیونها شغل را تهدید میکند
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ شتاب بیسابقه توسعه هوش مصنوعی، در کنار امید به افزایش بهرهوری، رشد اقتصادی و پیشرفتهای علمی، یک نگرانی جدی را نیز به مرکز بحثهای اقتصادی جهان آورده است. اگر ماشینها و سامانههای هوشمند بخش بزرگی از وظایف انسانی را بر عهده بگیرند، میلیونها نیروی کار چگونه باید زندگی خود را تامین کنند؟ این پرسش دیگر تنها موضوع بحثهای آیندهپژوهانه نیست و اقتصاددانان، سیاستگذاران و مدیران فناوری در کشورهای مختلف در حال بررسی مدلهایی هستند که بتواند هزینه اجتماعی گسترش اتوماسیون را کاهش دهد.
نگرانی اصلی این است که موج جدید اتوماسیون، برخلاف بسیاری از انقلابهای صنعتی گذشته، فقط مشاغل فیزیکی و تکراری را هدف قرار ندهد. توانایی مدلهای هوش مصنوعی در انجام کارهای تحلیلی، نوشتاری، برنامهنویسی، بازاریابی و سایر فعالیتهای شناختی، مشاغل یقهسفید را نیز در معرض تغییر قرار داده است. هرچند هنوز در بیشتر کشورها نمیتوان افزایش گسترده بیکاری را مستقیما به هوش مصنوعی نسبت داد، بحث درباره چگونگی حمایت از نیروی کاری که ممکن است در سالهای آینده شغل خود را از دست بدهد، جدیتر شده است.
یکی از ایدههایی که بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، پرداخت نوعی «سود سهام هوش مصنوعی» به شهروندان است. منطق این طرح ساده است، اگر شرکتهای هوش مصنوعی با استفاده از دادهها، دانش و زیرساختهای عمومی ثروت عظیمی ایجاد میکنند، بخشی از این ثروت نیز باید به جامعه بازگردد. در برخی پیشنهادها، این منابع از طریق مالیات بر درآمدهای حاصل از هوش مصنوعی تامین میشود و در برخی دیگر، ایجاد صندوقهای ثروت ملی و سهیم کردن مردم در ارزش شرکتهای بزرگ فناوری مطرح شده است. کره جنوبی نیز شاهد طرح بحث درباره استفاده از درآمدهای مالیاتی اضافی ناشی از توسعه هوش مصنوعی برای پرداخت «سود شهروندی» بوده است.
البته اجرای چنین مدلی با یک تناقض مهم روبهرو است، بسیاری از شرکتهای فعال در خط مقدم توسعه هوش مصنوعی، با وجود ارزشگذاریهای بسیار بالا، هنوز سودآوری قابلتوجهی ندارند. به همین دلیل، اگر حذف مشاغل سریعتر از سودآوری این صنعت اتفاق بیفتد، دولتها ممکن است نتوانند منابع مالی مورد انتظار را از طریق مالیات بر شرکتهای هوش مصنوعی تامین کنند. در مقابل، پیشنهاد دیگری مطرح شده که بر مالکیت عمومی بخشی از سهام شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی از طریق صندوقهای ملی تمرکز دارد تا شهروندان مستقیما در افزایش ارزش این شرکتها شریک شوند.
گزینه دیگری که سابقه بیشتری در سیاستگذاری اجتماعی دارد، «درآمد پایه تضمینشده» است؛ یعنی پرداخت مستقیم و منظم پول از سوی دولت به شهروندان یا گروههای مشخص، بدون آنکه اشتغال شرط اصلی دریافت آن باشد. تجربههای متعددی از این سیاست در کشورهای مختلف اجرا شده و صدها برنامه آزمایشی نیز در آمریکا شکل گرفته است. برخی از این برنامهها بر گروههایی مانند افراد بیکار، خانوادههای کمدرآمد یا گروههای آسیبپذیر متمرکز بودهاند و هدف آنها تامین نیازهای اولیه یا فراهم کردن فرصت آموزش و بازگشت به بازار کار بوده است.
حتی نخستین طرحهایی که مستقیما کارگران آسیبدیده از هوش مصنوعی را هدف قرار میدهند نیز در حال شکلگیری هستند. در آمریکا، برنامهای برای گروه محدودی از کارکنان حوزههایی مانند فناوری و بازاریابی ایجاد شده که به شرکتکنندگان برای یک دوره یکساله ماهانه حدود هزار دلار پرداخت میکند و در کنار آن، آموزش مهارت و مشاوره شغلی ارائه میشود. همزمان، جزایر مارشال نیز به عنوان نخستین کشور، اجرای یک برنامه درآمد پایه همگانی در سطح ملی را آغاز کرده است.
طرفداران پرداختهای مستقیم معتقدند چنین سیاستهایی میتواند فقر و فشار اقتصادی ناشی از بیکاری را کاهش دهد و به افراد اجازه دهد درباره نحوه مصرف منابع خود تصمیم بگیرند. با این حال، مخالفان هزینه بالای اجرای این برنامهها را یکی از موانع اصلی میدانند. گروهی نیز هشدار میدهند که جایگزین کردن شغل با پرداخت نقدی، مساله جایگاه اجتماعی، هویت و احساس هدفمندی ناشی از کار را حل نمیکند و حتی ممکن است انگیزه حضور در بازار کار را کاهش دهد.
در کنار درآمد پایه، ایده بلندپروازانهتری با عنوان «درآمد بالای همگانی» نیز مطرح شده است. ایلان ماسک از جمله چهرههایی است که معتقد است اگر هوش مصنوعی بتواند تولید اقتصادی را بهشدت افزایش دهد و هزینه تولید کالاها و خدمات را کاهش دهد، دولتها در آینده خواهند توانست سطحی از درآمد تضمینشده را در اختیار مردم قرار دهند که فقط برای رفع نیازهای اولیه نباشد. با این حال، جزئیات اجرایی این دیدگاه هنوز روشن نیست و تحقق آن به فرض رشد بسیار سریع بهرهوری و درآمدهای دولت وابسته است.
سم آلتمن نیز مسیر متفاوتی را مطرح کرده است، وی که پیشتر یکی از حامیان درآمد پایه محسوب میشد، اکنون از ایده «محاسبات پایه جهانی» سخن میگوید؛ مدلی که در آن به جای پرداخت پول، بخشی از ظرفیت پردازشی سامانههای هوش مصنوعی در اختیار مردم قرار میگیرد. در چنین سناریویی، افراد میتوانند این ظرفیت را برای فعالیت اقتصادی خود استفاده کنند، آن را بفروشند یا برای اهدافی مانند پژوهشهای علمی اختصاص دهند. با این حال، نحوه توزیع این ظرفیت، سازوکار مالکیت و امکان انتقال آن هنوز مشخص نشده است.
همه راهحلها نیز به توزیع پول یا مالکیت محدود نمیشوند، بخشی از سیاستگذاران معتقدند دولتها باید پیش از گسترده شدن بیکاری، سرمایهگذاری بیشتری در آموزش مجدد و انتقال کارکنان به مشاغل جدید انجام دهند. در آمریکا، گروههایی برای تامین منابع مالی برنامههای آموزش و جابهجایی نیروی کار شکل گرفتهاند و در چند ایالت نیز پیشنهادهایی مانند الزام شرکتها به اعلام اخراجهای ناشی از هوش مصنوعی، بیمه دستمزد برای کارکنانی که ناچار به پذیرش مشاغل کمدرآمدتر میشوند و ایجاد صندوقهای حمایتی و آموزشی مطرح شده است.
آنچه اکنون در برابر دولتها قرار گرفته، فقط مساله ظهور یک فناوری جدید نیست، بلکه احتمال دگرگونی رابطه میان «کار، درآمد و مالکیت» است. اگر هوش مصنوعی بتواند بخش بزرگی از ارزش اقتصادی را با نیروی انسانی کمتر تولید کند، مدل سنتی که در آن اشتغال مهمترین مسیر توزیع درآمد در جامعه است، ممکن است تحت فشار قرار گیرد. سود سهام هوش مصنوعی، درآمد پایه، درآمد بالای همگانی، توزیع قدرت پردازشی و سرمایهگذاری گسترده در بازآموزی نیروی کار، هر یک تلاشهایی برای پاسخ به همین مسالهاند.
هنوز مشخص نیست کدامیک از این الگوها قابلیت اجرا در مقیاس وسیع را خواهد داشت؛ اما یک موضوع بیش از گذشته روشن شده است. سیاستگذاران دیگر نمیتوانند بحث تاثیر هوش مصنوعی بر بازار کار را صرفا به آینده موکول کنند. رقابت اصلی در سالهای پیش رو تنها بر سر ساخت مدلهای قدرتمندتر نخواهد بود؛ بخش مهمتری از آن، یافتن راهی برای توزیع دستاوردهای اقتصادی این فناوری میان مردمی است که ممکن است شکل سنتی اشتغالشان برای همیشه تغییر کند.

چرا علیبابا بخش بازیهای ویدئویی خود را فروخت؟

هشدار مهم: نسخه لورفته بازی GTA 6، یک بدافزار خطرناک است

کنکور ۱۴۰۵ در ایستگاه پایانی/ آزمون گروههای ریاضی و انسانی برگزار شد

چتجیپیتی دیگر میتواند پیغام بفرستد

گوگل با اختلال مواجه شد؛ از مشکل در جستوجو تا بارگذاری محتوا

