قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۷

برداشت امروز از سهم فردا

گاهی یک پروژه در روز تصویب، ضروری، اقتصادی و حتی امیدبخش به نظر می‌رسد؛ اما پیش از آنکه از روی کاغذ به مرحله بهره‌برداری برسد، برآورد اولیه آن اعتبار خود را از دست می‌دهد. بهای منابع، ملزومات و تجهیزات افزایش می‌یابد و بودجه پیش‌بینی‌شده کفایت نمی‌کند، پیمانکار با کمبود نقدینگی مواجه می‌شود و کارفرما ناچار است میان افزایش بودجه، کاهش کیفیت، تغییر دامنه یا توقف پروژه یکی را انتخاب کند. در نهایت نیز ممکن است پروژه‌ای که قرار بود بخشی از مساله امروز را حل کند، خود به یکی از مسائل فردا تبدیل شود.
 برداشت امروز از سهم فردا

این تصویر فقط روایت یک پروژه نیست؛ نمونه کوچکی از سازوکاری است که تورم مزمن از طریق آن، مسیر توسعه را مختل می‌کند. البته هر افزایش قیمتی را نمی‌توان دشمن توسعه دانست. آنچه بیش از همه به اقتصاد و جامعه آسیب می‌زند، تورم بالا، مداوم و پیش‌بینی‌ناپذیر است؛ تورمی که امکان محاسبه آینده را از دولت، بنگاه اقتصادی و خانوار می‌گیرد. توسعه پایدار، در ساده‌ترین تعریف، به معنای پاسخ‌گویی به نیازهای امروز بدون کاهش توان نسل‌های آینده برای تامین نیازهای خود است. این تعریف که نخستین‌بار در گزارش معروف «آینده مشترک ما» مطرح شد، توسعه را فراتر از رشد تولید یا افزایش درآمد می‌بیند. در این نگاه، توسعه باید همزمان از نظر اقتصادی ماندگار، از نظر اجتماعی عادلانه و از نظر زیست‌محیطی مسوولانه باشد. 

سازمان ملل نیز در گزارش «اندیشیدن و اقدام برای نسل‌های آینده» بر همین ضرورت تاکید می‌کند: تصمیم‌های امروز نباید فرصت انتخاب و برخورداری نسل‌های بعد را محدود کنند. اما تورم مزمن دقیقا همین ظرفیت را هدف قرار می‌دهد؛ زیرا منابع را از ساختن آینده به سمت مدیریت بقای امروز سوق می‌دهد. نخستین قربانی چنین شرایطی، افق تصمیم‌گیری است. سرمایه‌گذاری در زیرساخت، صنعت، فناوری، آموزش یا بهره‌وری انرژی معمولا در کوتاه‌مدت به نتیجه نمی‌رسد. این سرمایه‌گذاری‌ها به امکان برآورد هزینه، پیش‌بینی جریان نقدی و اعتماد به ارزش بازده آینده نیاز دارند. بانک جهانی در گزارش خود درباره تورم در اقتصادهای نوظهور و درحال‌توسعه توضیح می‌دهد که تورم پایین و نسبتا یکنواخت، با کاهش بی‌اعتمادی نسبت به ارزش آینده دارایی‌ها و بازده سرمایه‌گذاری، از پس‌انداز، سرمایه‌گذاری بلندمدت و رشد بهره‌وری حمایت می‌کند. در مقابل، بی‌ثباتی تورمی محاسبات اقتصادی را مبهم و هزینه تامین مالی را سنگین‌تر می‌کند.

این رابطه فقط یک استدلال نظری نیست. پژوهشی که در سال۲۰۲۴ در مجله بین‌المللی بانکداری مرکزی منتشر شد، با بررسی شماری از اقتصادهای پیشرفته و نوظهور نشان داد افزایش نااطمینانی تورمی با افت محسوس فعالیت اقتصادی و به‌ویژه سرمایه‌گذاری همراه بوده است. وقتی فعال اقتصادی نتواند هزینه نهاده‌ها، نرخ تامین مالی یا قدرت خرید بازار آینده را پیش‌بینی کند، طبیعی است که پروژه‌های بلندمدت را به تعویق بیندازد یا سرمایه خود را به دارایی‌هایی منتقل کند که بیش از تولید، نقش محافظت در برابر کاهش ارزش پول را دارند. در چنین اقتصادی، «حفظ ارزش» به‌تدریج جای «خلق ارزش» را می‌گیرد.

اما پیامد تورم تنها اقتصادی نیست. تورم میان همه اعضای جامعه به‌طور برابر توزیع نمی‌شود. خانوارهای برخوردار معمولا دارایی‌ها و ابزارهای بیشتری برای محافظت از ثروت خود دارند؛ درحالی‌که حقوق‌بگیران، مستاجران، جوانان و خانوارهای کم‌درآمد، بخش بزرگ‌تری از درآمدشان را صرف نیازهای روزمره می‌کنند. پژوهش بانک جهانی درباره بحران هزینه زندگی نشان می‌دهد خانوارهای فقیر، به دلیل سهم بالاتر غذا و انرژی در سبد مصرفی خود، فشار بیشتری از افزایش قیمت‌ها تحمل می‌کنند. بنابراین، تورم علاوه بر کاهش قدرت خرید، می‌تواند فاصله میان گروه‌های اجتماعی را نیز افزایش دهد. در چنین شرایطی، خانواده‌ها فقط مصرف کالاهای غیرضروری را کاهش نمی‌دهند. هزینه آموزش، سلامت، ارتقای مهارت و حتی نگهداری مناسب از مسکن نیز ممکن است به تعویق بیفتد. برنامه توسعه سازمان ملل در بررسی بحران هزینه زندگی در کشورهای درحال‌توسعه هشدار داده است که جهش قیمت غذا و انرژی، فقرا و گروه‌های نزدیک به فقر را به شدت متاثر می‌کند.  نتیجه این فشار می‌تواند فراتر از کاهش رفاه امروز باشد. کودکی که از آموزش مناسب محروم می‌شود، نیروی متخصصی که امکان توسعه مهارت خود را از دست می‌دهد و خانواری که ناچار است سلامت را در اولویت پایین‌تری قرار دهد، بخشی از سرمایه انسانی آینده جامعه را نمایندگی می‌کنند. بعد زیست‌محیطی این مساله نیز کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های سبز، از انرژی‌های تجدیدپذیر تا بهسازی مصرف انرژی، به منابع مالی اولیه و دوره بازگشت نسبتا بلندمدت نیاز دارند. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در گزارش چشم‌انداز جهانی تامین مالی توسعه پایدار هشدار می‌دهد که افزایش نرخ‌های بهره و دشوارتر شدن شرایط تامین مالی می‌تواند سرمایه‌گذاری‌های حیاتی در انرژی تجدیدپذیر و زیرساخت‌های تاب‌آور اقلیمی را به تاخیر بیندازد. به بیان دیگر، تورم ابتدا هزینه اجرای این پروژه‌ها را افزایش می‌دهد و سپس سیاست‌های مالی و پولی لازم برای مهار آن نیز ممکن است تامین مالی همان پروژه‌ها را دشوارتر کند.

صنعت ساختمان یکی از روشن‌ترین میدان‌های مشاهده این تعارض است. بر اساس تازه‌ترین گزارش برنامه محیط‌زیست سازمان ملل و اتحادیه جهانی ساختمان و ساخت‌وساز، این بخش حدود ۳۷درصد انتشار جهانی دی‌اکسیدکربن و نزدیک به نیمی از استخراج مواد جهان را به خود اختصاص می‌دهد. در همین گزارش تاکید شده است که نیمی از ساختمان‌هایی که در سال ۲۰۵۰ وجود خواهند داشت، هنوز ساخته یا بازسازی نشده‌اند. بنابراین، تصمیم‌هایی که امروز درباره طراحی، مصالح، دوام، مصرف انرژی و شیوه بهره‌برداری ساختمان‌ها گرفته می‌شود، برای چندین دهه بر مصرف منابع و کیفیت زندگی اثر خواهد گذاشت. بااین‌حال، در محیط تورمی، فشار برای کنترل هزینه اولیه می‌تواند کیفیت و عملکرد بلندمدت را به حاشیه براند. عایق‌کاری مناسب، تجهیزات کم‌مصرف، استفاده از مصالح بادوام، بازیافت آب، نگهداری پیشگیرانه و بسیاری از راهکارهای محیط‌زیستی ممکن است در نگاه نخست هزینه‌زا به نظر برسند. وقتی بودجه پروژه پیوسته از قیمت‌ها عقب می‌ماند، حذف یا تضعیف این اجزا به یکی از ساده‌ترین راه‌های ادامه کار تبدیل می‌شود.

پروژه شاید در نهایت تکمیل شود؛ اما هزینه‌های مصرف انرژی، تعمیرات، آلودگی و استهلاک زودرس آن در سال‌های آینده ظاهر خواهد شد. به این ترتیب، اقتصاد تورمی پروژه‌ها را از منطق «کمترین هزینه در چرخه عمر» به سمت «کمترین هزینه قابل پرداخت در لحظه» سوق می‌دهد. این همان نقطه‌ای است که تورم به مساله عدالت بین‌نسلی تبدیل می‌شود. پروژه‌های نیمه‌تمام، زیرساخت‌های کم‌دوام، شبکه‌های شهری فرسوده، کاهش سرمایه‌گذاری در آموزش و مصرف ناکارآمد انرژی، صورت‌حساب‌هایی هستند که الزاما توسط تصمیم‌گیرندگان امروز پرداخت نمی‌شوند. بخشی از این هزینه‌ها به نسل‌هایی منتقل خواهد شد که نه در اتخاذ این تصمیم‌ها نقش داشته‌اند و نه لزوما از منافع کوتاه‌مدت آن بهره‌مند شده‌اند. از این منظر، تورم مزمن نوعی برداشت امروز از سهم نسل‌های آینده است.

البته این تحلیل به معنای آن نیست که هر سیاست ضدتورمی، صرف‌نظر از پیامدهایش، به توسعه پایدار منجر خواهد شد. افزایش شدید نرخ بهره، کاهش ناگهانی هزینه‌های عمرانی یا محدود کردن سرمایه‌گذاری‌های اجتماعی ممکن است تورم را کاهش دهد، اما همزمان رکود، بیکاری و توقف پروژه‌های ضروری را تشدید کند. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز تاکید می‌کند که هم تداوم تورم بالا و هم واکنش‌های بیش از اندازه انقباضی می‌توانند سرمایه‌گذاری موردنیاز برای گذار سبز و رشد پایدار را تضعیف کنند. بنابراین، مساله فقط کاهش یک شاخص اقتصادی نیست؛ مساله ایجاد ثبات، بدون تخریب ظرفیت‌های توسعه‌ای جامعه است.

مهار پایدار تورم به انضباط مالی، شفافیت بودجه، ثبات سیاستگذاری، تقویت تولید، حفاظت هدفمند از گروه‌های آسیب‌پذیر و حفظ سرمایه‌گذاری در زیرساخت، آموزش و محیط‌زیست نیاز دارد. پروژه‌های عمومی نیز باید واقع‌بینانه اولویت‌بندی شوند و تصمیم‌گیری درباره آنها بر اساس هزینه چرخه عمر، تاب‌آوری و آثار بلندمدت صورت گیرد، نه فقط امکان تامین بودجه اولیه؛ تورم تنها سفره امروز را کوچک نمی‌کند؛ اگر فرسایش، پیش‌بینی‌ناپذیر و توأم با رکود باشد، افق آینده را نیز محدود می‌کند. در چنین فضایی، تصمیم‌ها به‌تدریج از «بهترین انتخاب برای آینده» به «ممکن‌ترین انتخاب برای امروز» تقلیل می‌یابند. توسعه پایدار از جایی آغاز می‌شود که جامعه دوباره بتواند آینده را محاسبه کند، برای آن سرمایه‌گذاری کند و سهم نسل‌های بعد را در تصمیم‌های امروز به رسمیت بشناسد. تورم، آینده را فقط گران نمی‌کند؛ ممکن است آن را از فرآیند تصمیم‌گیری حذف کند.

* محقق و پژوهشگر توسعه پایدار این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

کسری بودجه 1.8 میلیارد پوندی انگلیس در ژوئیه برخلاف پیش‌بینی‌ها - تسنیم

اقتصادی

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از رویترز، دولت انگلیس در ژوئیه 2026 با وجود ثبت درآمدهای بالای مالیاتی، با 1.8 میلیارد پوند (حدود 2.5 میلیارد دلار) کسری بودجه مواجه شد که نشان می‌دهد افزایش هزینه‌های عمومی همچنان فشار قابل‌توجهی بر وضعیت مالی این دولت وارد می‌کند.

اداره ملی آمار انگلیس (ONS) اعلام کرد که استقراض خالص بخش عمومی در ژوئیه به 1.8 میلیارد پوند رسیده است. این رقم برخلاف انتظار اقتصاددانان بود که پیش‌بینی کرده بودند بودجه در این ماه متعادل باشد.

دفتر مسئولیت بودجه نیز پیش‌تر مازاد 500 میلیون پوندی را برای ژوئیه پیش‌بینی کرده بود که در صورت تحقق، نخستین مازاد بودجه این ماه از پیش از همه‌گیری کرونا محسوب می‌شد. افزایش دوباره قبوض برق و گاز در انگلیس گاردین: تبعات جنگ با ایران هزینه زندگی در انگلیس را بالاتر برد

افزایش هزینه‌های دولت عامل اصلی این کسری بود. هزینه‌های دولت مرکزی برای مزایای اجتماعی در ژوئیه نسبت به مدت مشابه سال گذشته 2 میلیارد پوند افزایش یافت. هزینه کالاها و خدمات، از جمله هزینه‌های مربوط به کارکنان دولت، نیز در همین مدت 1.2 میلیارد پوند بیشتر شد.

در همین حال، درآمدهای حاصل از مالیات بر درآمد خوداظهاری در ژوئیه به سطحی بی‌سابقه رسید، اما این افزایش درآمد نتوانست رشد هزینه‌های دولت را جبران کند. همچنین رقم کسری بودجه ژوئن از 16 میلیارد پوند به 12.8 میلیارد پوند اصلاح شد.

با وجود این اصلاح، وضعیت مالی دولت در چهار ماه نخست سال مالی 2026-2027 همچنان ضعیف‌تر از پیش‌بینی‌هاست. استقراض بخش عمومی از آوریل تا پایان ژوئیه به 56.7 میلیارد پوند رسید، در حالی که دفتر مسئولیت بودجه رقم 54.4 میلیارد پوند را پیش‌بینی کرده بود؛ یعنی استقراض دولت در این دوره 2.3 میلیارد پوند بیشتر از برآورد رسمی بوده است.

توماس پیو، اقتصاددان ارشد شرکت مشاوره مالیاتی و حسابرسی «آر‌اس‌ام»، گفت انتظار می‌رود استقراض دولت در ادامه سال نیز از پیش‌بینی دفتر مسئولیت بودجه فراتر رود، زیرا هزینه‌ها همچنان در حال افزایش است.

به گفته وی، بازده بالاتر اوراق قرضه دولتی، تورم پایدار و افزایش هزینه‌های دولت می‌تواند باعث شود استقراض در سال جاری بالاتر از 4 درصد تولید ناخالص داخلی باقی بماند؛ در حالی که پیش‌بینی رسمی، کاهش این رقم به 3.6 درصد است.

کسری بودجه جاری انگلیس که هزینه‌های روزمره دولت را در برابر درآمدهای مالیاتی اندازه‌گیری می‌کند، در فاصله آوریل تا ژوئیه به 34.7 میلیارد پوند رسید. این رقم البته اندکی بهتر از پیش‌بینی 36.7 میلیارد پوندی دفتر مسئولیت بودجه بود. بر اساس قواعد مالی کنونی دولت، این بخش از بودجه باید تا سال مالی 2029-2030 به تعادل برسد.

جان هیلی، وزیر دارایی جدید انگلیس، نیز بر اهمیت انضباط مالی تأکید کرد و گفت دولت متعهد است قواعد مالی خود را رعایت کند و در برابر بی‌ثباتی‌های جهانی حاشیه امن مالی داشته باشد.

این اظهارات در حالی مطرح شده که دولت برای بودجه پاییزی آماده می‌شود و فضای مالی محدودتری برای افزایش هزینه‌ها یا ارائه حمایت‌های گسترده دارد.

از سوی دیگر، هزینه پرداخت بهره بدهی دولت نیز در ژوئیه 700 میلیون پوند بیشتر از سال گذشته بود. یک آمارشناس اداره ملی آمار انگلیس هشدار داده است که این هزینه ممکن است در سپتامبر به‌طور محسوسی افزایش یابد؛ موضوعی که به روند تورم و زمان‌بندی پرداخت سود اوراق قرضه مرتبط است.

این آمار در شرایطی منتشر شده که تورم انگلیس نیز در ژوئیه به 2.9 درصد رسیده و از 2.6 درصد در ژوئن افزایش یافته است؛ افزایشی که عمدتاً تحت تأثیر رشد هزینه انرژی خانوارها قرار داشت.

انتهای پیام/  


۵ ساعت قبل / روزنامه تعادل

قصه یک گیمر خسته در یک شب معمولی نیست

بيشتر از آنكه سرگرم ‌ كننده باشد، اضطراب ‌ آور است. به سراغ يخچال مي ‌ رود و با كويري روبرو مي ‌ شود كه پيش ‌ تر نمونه ‌ اش را فقط در بازي «رد دد» ( Red Dead Redemption ) ديده بود. دوباره روي كاناپه برمي ‌ گردد و موبايل را برمي ‌ دارد. با هزار مكافات راهي براي دور زدن محدوديت ‌ ها پيدا مي ‌ كند و به اينستاگرام مي ‌ رسد. چند دقيقه ‌ اي ميان اينترنت كند و محتواهاي «برين ‌ رات» ( Brain rot ) مي ‌ چرخد تا چشمش به پست يك استريمر خارجي مي ‌ افتد؛ پستي درباره همان بازي آنلايني كه زماني ساعت ‌ ها سرگرمش مي ‌ كرد اما در دوران قطعي اينترنت آنقدر از آن دور مانده كه تقريبا فراموشش كرده بود. لپ ‌ تاپ را روشن مي ‌ كند و با اميدي نه چندان زياد وارد بازي مي ‌ شود؛ اما خيلي زود با خطاي دسترسي روبرو مي ‌ شود. يادش مي ‌ آيد پيش از جنگ از يك سرويس رفع تحريم و DNS استفاده مي ‌ كرد. سرويس قديمي ديگر مثل گذشته كار نمي ‌ كند. كمي جست ‌ وجو مي ‌ كند، تبليغ سرويس ديگري را كه قبلا در يك كانال تلگرامي ديده بود پيدا مي ‌ كند و اشتراك مي ‌ خرد. اين ‌ بار بازي بالا مي ‌ آيد. براي مدتي كوتاه مي ‌ تواند از دنياي بيرون فاصله بگيرد و به سرگرمي ‌ اي برگردد كه يادآور روزهاي عادي ‌ تر است. اما اين حال چندان دوام نمي ‌ آورد. ابتدا اينترنت كند مي ‌ شود و كمي بعد ارتباط كاملا از دست مي ‌ رود. بازي را مي ‌ بندد. از نيمه شب گذشته و بايد به رخت ‌ خواب برود؛ اما يك سوال همچنان باقي مانده است: مشكل وصل نشدن بازي دقيقا كجاست و چرا دسترسي به يك سرگرمي آنلاين بايد اينقدر دشوار باشد؟ اين فقط قصه يك گيمر خسته در يك شب معمولي نيست. تجربه گيمينگ آنلاين براي بسياري از كاربران ايراني به چرخه ‌ اي از اتصال، اختلال، تغيير DNS ، افزايش پينگ، قطع شدن و تلاش دوباره تبديل شده است. از جنگ و از دسترس خارج شدن برخي سرورهاي منطقه ‌ اي بازي ‌ ها تا حدود ۸۰ روز قطعي و اختلال اينترنت، مجموعه ‌ اي از اتفاق ‌ ها باعث شده سرويس ‌ هاي رفع تحريم و كاهش پينگ گيمينگ نيز يكي از دشوارترين دوره ‌ هاي فعاليت خود را پشت سر بگذارند.

 

     از دوبي به اروپا؛ پينگ بالاي ۱۰۰

يكي از تغييراتي كه پس از جنگ مستقيما روي تجربه گيمرها اثر گذاشت، اختلال در اتصال به سرورهاي منطقه ‌ اي دوبي و امارات بود. كاربران برخي بازي ‌ هاي محبوب مانند كانتر استرايك ديگر نمي ‌ توانند مانند گذشته به سرورهاي دوبي متصل شوند و ناچارند سرورهاي اروپايي را انتخاب كنند. نتيجه، افزايش پينگ است كه در مواردي به بيش از ۱۰۰ ميلي ‌ ثانيه مي ‌ رسد. اما دورتر شدن سرور بازي تنها بخشي از مشكل است. اميرعباس كنعاني، مديرعامل الكترو نيز بخش مهمي از اختلال ‌ هاي فعلي را به محدودسازي يا اختلال روي پروتكل ‌ هايي مانند UDP مرتبط مي ‌ داند؛ پروتكلي كه بخش مهمي از ارتباط لحظه ‌ اي در بازي ‌ هاي آنلاين بر بستر آن انجام مي ‌ شود. در بسياري از بازي ‌ ها كاربر مي ‌ تواند بدون مشكل وارد محيط اوليه شود، زيرا احراز هويت و اتصال اوليه از طريق TCP انجام مي ‌ شود. دردسر از زماني آغاز مي ‌ شود كه كاربر وارد مرحله يافتن حريف يا همان مچ ‌ ميكينگ مي ‌ شود؛ جايي كه ارتباط لحظه ‌ اي بازي بيشتر به UDP وابسته است. در اين مرحله ممكن است اتصال با تاخير انجام شود، كاربر از صف خارج شود يا اساسا نتواند به سرور بازي برسد.

 

     تحريم يك طرف، فيلترينگ طرف ديگر

در تحريم خارجي، معمولا IP كاربر ايراني مسدود است و در بسياري از موارد مي ‌ توان با تغيير مسير يا استفاده از DNS مناسب اين محدوديت را پشت سر گذاشت. اما زماني كه خود IP هاي سرويس رفع تحريم در داخل فيلتر مي ‌ شوند، ماجرا پيچيده ‌ تر مي ‌ شود. شدت فيلتر شدن IP ها باعث شده شلتر براي حفظ سرويس به ‌ جاي حدود ۱۰۰ IP ، گاهي مجبور به تهيه ۳۰۰ IP شود. به گفته او، فقط هزينه يك سرور مي ‌ تواند ماهانه حدود ۱۰ ميليون تومان باشد و هزينه تعويض IP ها در طول سال براي اين مجموعه به صدها ميليون تومان برسد. فيلتر شدن ناگهاني و بدون اطلاع قبلي IP سرورها، تيم فني را ناگهان با سرويسي از دسترس خارج ‌ شده و كاربراني مواجه مي ‌ كند كه انتظار دارند مشكل در كوتاه ‌ ترين زمان برطرف شود. اين محدوديت ‌ ها حتي به درگاه پرداخت رسيده است. به همه اينها بايد قطعي برق را نيز اضافه كرد. خاموشي ‌ هاي منطقه ‌ اي گاهي تجهيزات مخابراتي را نيز از مدار خارج مي ‌ كند و كيفيت اينترنت كاربران تا سطح شبكه 3 G كاهش مي ‌ يابد.

 

     DNS قرار نيست اينترنت را تعمير كند

در اين چرخه، كاربر معمولا يك مقصر در دسترس دارد، سرويس DNS يا رفع تحريمي كه بابت آن پول پرداخت كرده است. وقتي بازي قطع مي ‌ شود، پينگ بالا مي ‌ رود يا كاربر از سرور بيرون ميفتد، اولين تصور اين است كه سرويس خريداري ‌ شده كار نمي ‌ كند. اين تصور از كاركرد DNS دقيق نيست. در بسياري از بازي ‌ ها DNS عمدتا در مرحله ابتدايي اتصال و براي ترجمه دامنه به IP يا عبور از محدوديت جغرافيايي نقش دارد. پس از آن، ارتباط بازي مستقيما با سرور برقرار مي ‌ شود. بنابراين اگر اينترنت پايه كاربر با پكت ‌ لاس، نوسان يا قطعي روبرو باشد، DNS نمي ‌ تواند آن را برطرف كند. به بيان ساده، سرويس رفع تحريم مي ‌ تواند يك مانع را از مسير بردارد، اما قرار نيست تمام مشكلات مسير را حل كند. در ماه ‌ هاي گذشته دلايل ديگري مانند نوع NAT ، قرار داشتن كاربران پشت CGNAT يا غيرفعال بودن IPv 6 نيز به عنوان علت اختلال بازي ‌ ها مطرح شده است. بررسي ‌ هاي شلتر اما نشان مي ‌ دهد CGNAT را نمي ‌ توان عامل اصلي مشكلات مچ ‌ ميكينگ در بازي ‌ هايي دانست كه سرور اختصاصي دارند. فعال شدن IPv 6 نيز تا زماني كه محدوديت روي مسير ارتباطي و UDP باقي باشد، به ‌ تنهايي مشكل را برطرف نمي ‌ كند. اثر اين وضعيت بيشتر در بازي ‌ هايي ديده مي ‌ شود كه به ارتباط لحظه ‌ اي و پايدار حساس ‌ اند؛ از كال ‌ آف ‌ ديوتي ( Call Of Duty ) پابجي ( Pubg ) و ايپكس لجندز ( Apex Legends ) گرفته تا فورتنايت ( Fortnite ) و بخش آنلاين سري FC . در چنين بازي ‌ هايي چند لحظه ناپايداري شبكه مي ‌ تواند نتيجه يك مسابقه را تغيير دهد يا اساسا كاربر را از بازي بيرون بيندازد.

 

     سوالي كه جوابي برايش نيست

حالا مي ‌ توان دوباره به همان گيمر ابتداي گزارش برگشت. مشكل او دقيقا كجاست؟ جواب در يك كلمه خلاصه نمي ‌ شود بلكه زنجيره ‌ اي از مشكلات است كه تجربه نامطلوبي براي او مي ‌ سازد. ممكن است سرور منطقه ‌ اي بازي ديگر در دسترس نباشد و اتصال او به اروپا هدايت شود. ممكن است مسير UDP با اختلال روبرو باشد. ممكن است IP سرويس رفع تحريم فيلتر شده باشد، كيفيت اينترنت پايه افت كرده باشد يا حتي خاموشي، تجهيزات مخابراتي يا سرور داخلي را از مدار خارج كرده باشد. در سمت ديگر نيز همچنان تحريم شركت ‌ هاي خارجي وجود دارد. همين تعدد عوامل، گيمر ايراني را وارد چرخه ‌ اي كرده كه پيدا كردن مقصر در آن آسان نيست. سرويس ‌ هايي كه زماني قرار بود تنها مانع تحريم خارجي را كنار بزنند، حالا خودشان بايد از ميان فيلترينگ IP ، اختلال پروتكل ‌ ها، قطعي اينترنت و برق راهي براي رسيدن كاربر به سرور بازي پيدا كنند. براي كاربري كه نيمه ‌ شب فقط مي ‌ خواهد چند دست بازي كند، البته اين تفكيك چندان اهميتي ندارد. او نه UDP مي ‌ بيند، نه مسير روتينگ و نه IP فيلترشده؛ فقط دكمه ‌ اي را مي ‌ زند كه بايد او را وارد بازي كند كه نمي ‌ كند. شايد همين، ساده ‌ ترين توضيح براي پيچيدگي وضعيت امروز باشد: رسيدن به يك سرگرمي آنلاين ساده، به عبور از زنجيره ‌ اي از محدوديت ‌ ها وابسته شده است. تا زماني كه اين زنجيره كوتاه نشود، آن سوال هم هر شب همراه گيمر به تخت برمي ‌ گردد: «اين ‌ بار مشكل دقيقا كجاست؟»

 


۵ ساعت قبل / روزنامه تعادل

اصلاح بنزین از مسیر اعتماد عمومی

حميدرضا صالحي

 بحث اصلاح الگوي مصرف بنزين بار ديگر به يكي از مسائل اصلي سياستگذاري انرژي تبديل شده است. موضوعي كه از يك طرف با حجم بالاي يارانه پنهان و ناترازي در توليد و مصرف رو‌به‌‌رو است و از سوي ديگر، به دليل فشارهاي اقتصادي موجود، هرگونه تصميم قيمتي درباره آن مي‌تواند تبعات اجتماعي و تورمي گسترده‌‌اي ايجاد كند. در چنين شرايطي، اصلاح بنزين نه با تصميمي شتاب‌‌زده، بلكه با گفت‌وگوي شفاف با مردم، رعايت عدالت در توزيع يارانه و ارايه برنامه‌‌اي همزمان براي توسعه خودروهاي كم‌ مصرف، هيبريدي و برقي امكان‌پذير است. سال‌هاست مساله بنزين و ساير حامل‌‌هاي انرژي در ايران به تعويق افتاده و هر دولت، بخشي از دشواري تصميم‌گيري را به دولت بعد منتقل كرده است. اكنون نتيجه اين تاخير، انباشت مشكلاتي است كه حل آنها نسبت به گذشته پيچيده‌‌تر شده است. در شرايطي كه اصلاحات انرژي مي‌توانست سال‌ها پيش و با هزينه اجتماعي كمتر آغاز شود، امروز هر تصميم درباره بنزين مستقيما با معيشت مردم، نرخ تورم، هزينه حمل‌ونقل و حتي اعتماد عمومي ارتباط پيدا كرده است. برآوردها درباره حجم يارانه بنزين در ايران، از رقمي بيش از ۱۰۰ ميليارد دلار حكايت دارد، رقمي كه ايران را در شمار بالاترين كشورها از نظر پرداخت يارانه انرژي قرار مي‌دهد. اين وضعيت در ظاهر به معناي ارزان بودن بنزين براي مصرف‌‌كننده است، اما در عمل، توزيع اين يارانه به ‌هيچ‌وجه عادلانه نيست. شهروندي كه خودرو ندارد يا مصرف محدودي دارد، عملا از يارانه‌اي مشابه فردي برخوردار مي‌شود كه چند خودرو در اختيار دارد و مصرف بسيار بيشتري انجام مي‌دهد. بنابراين مساله تنها قيمت بنزين نيست؛ مساله اصلي، نحوه توزيع منابع عمومي و سهم گروه‌هاي مختلف از اين يارانه است. در چنين شرايطي، هرگونه افزايش قيمت بايد با پاسخ روشن به چند پرسش اساسي همراه باشد. مردم حق دارند بدانند چرا قيمت بنزين بايد تغيير كند، منابع حاصل از آن چگونه هزينه خواهد شد و چه ساز وكاري براي حمايت از خانوارهاي كم‌ درآمد در نظر گرفته شده است. همچنين بايد مشخص شود آيا افزايش قيمت براي همه مصرف‌كنندگان يكسان خواهد بود يا افراد پرمصرف و دارندگان چند خودرو، سهم بيشتري از هزينه اصلاحات را پرداخت خواهند كرد. نمي‌توان از عدالت سخن گفت، اما يارانه را بدون توجه به ميزان مصرف و سطح درآمد ميان همه توزيع كرد. اعتماد عمومي در اين ميان اهميت تعيين‌‌كننده دارد. دولت نمي‌تواند صرفا با اعلام چند سناريو، انتظار همراهي جامعه را داشته باشد. اصلاحات اقتصادي زماني امكان موفقيت پيدا مي‌كند كه مردم در جريان ضرورت‌‌ها، اهداف و پيامدهاي آن قرار بگيرند. جامعه بايد بداند درآمدهاي ناشي از اصلاح قيمت قرار است به كجا بازگردد؛ آيا بخشي از آن صرف تقويت حمل‌ونقل عمومي مي‌شود، به بهداشت و رفاه اختصاص مي‌يابد يا براي جبران هزينه‌هاي دهك‌هاي پايين درآمدي به كار گرفته خواهد شد. وعده كلي درباره بازگشت درآمدها كافي نيست؛ دولت بايد سازوكار اين بازگشت را شفاف و قابل ارزيابي اعلام كند.افزايش قيمت بنزين بدون در نظر گرفتن پيامدهاي اقتصادي آن، مي‌تواند به رشد هزينه حمل‌ونقل و در نتيجه افزايش قيمت كالاها و خدمات منجر شود. 

 اين فشار براي خانوارهاي كم‌درآمد كه سهم بيشتري از درآمد خود را صرف نيازهاي ضروري مي‌كنند، سنگين‌تر خواهد بود. به همين دليل، سياست قيمتي بايد بخشي از يك بسته جامع باشد، نه اقدامي منفرد كه تنها با هدف كاهش مصرف يا جبران كسري منابع اجرا شود. يكي از اركان اين بسته، اصلاح صنعت خودرو است. نمي‌توان از مردم خواست مصرف بنزين را كاهش دهند، اما همچنان خودروهايي با فناوري قديمي و مصرف بالا توليد و عرضه كرد. دولت بايد خودروسازان را به استفاده از موتورهاي كم‌مصرف، هيبريدي و برقي ملزم كند و از ظرفيت همكاري‌هاي صنعتي و فناوري با كشورهايي مانند چين بهره بگيرد. امروز موتورهاي هيبريدي با مصرف بسيار پايين در دسترس هستند و مي‌توانند مصرف سوخت را به شكل محسوسي كاهش دهند. پرسش اساسي اين است كه چرا چنين فناوري‌هايي با سرعت بيشتري وارد چرخه توليد داخلي نمي‌شوند. توسعه خودروهاي برقي نيز نيازمند سياست حمايتي روشن است. اگر قرار است مردم از خودروهاي بنزيني پرمصرف به سمت خودروهاي برقي يا هيبريدي حركت كنند، بايد امكان اقتصادي اين انتخاب فراهم شود. كاهش تعرفه واردات، ارايه تسهيلات خريد، توسعه زيرساخت شارژ و پرداخت يارانه مستقيم يا غيرمستقيم، از جمله اقداماتي است كه مي‌تواند قيمت تمام‌ شده اين خودروها را براي مردم كاهش دهد. تجربه برخي كشورها، از جمله فرانسه نشان مي‌دهد دولت‌ها براي ترغيب شهروندان به خريد خودروهاي برقي، بخشي از هزينه خريد را تقبل كرده‌اند. چنين سياستي در ايران نيز مي‌تواند به‌جاي فشار صرف بر مصرف‌كننده، مسير اصلاح را از طريق تغيير فناوري هموار كند.بنابراين اصلاح بنزين بايد از يك تصميم قيمتي به يك برنامه ملي براي اصلاح حكمراني انرژي تبديل شود. دولت چهاردهم براي عبور از اين مرحله، بيش از هر چيز به گفت‌وگوي مستقيم با مردم، شفافيت در هزينه‌كرد منابع، حمايت از اقشار آسيب‌پذير و برنامه‌اي عملي براي نوسازي ناوگان حمل‌ونقل نياز دارد. افزايش قيمت، اگر بدون عدالت و بدون ارايه گزينه‌هاي جايگزين اجرا شود، نه‌تنها ناترازي را حل نمي‌كند، بلكه فاصله ميان دولت و جامعه را افزايش خواهد داد. اصلاح واقعي زماني رخ مي‌دهد كه مردم احساس كنند هزينه تصميم‌ها عادلانه توزيع مي‌شود و درآمدهاي حاصل از آن، به جاي گم شدن در ساختارهاي بودجه‌اي، به بهبود زندگي و رفاه عمومي بازمي‌گردد.




 تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد
۱۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد

اقتصادنیوز: معاون وزیر راه اعلام کرد: در سطح کلان اقتصادی لزوماً با کمبود مطلق واحد مسکونی مواجه نیستیم؛ چراکه حدود ۳۲.۵ میلیون واحد مسکونی در کشور وجود دارد.

 چین به دنبال بشکه‌های نفتی جایگزین
۷ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چین به دنبال بشکه‌های نفتی جایگزین

پالایشگاه‌های مستقل چین در پی‌کاهش دسترسی به محموله‌های نفت ایران و ریسک تحریم و حمل‌ونقل، به نفت عراق و برزیل روی آورده‌اند. این تغییر رویکرد لزوما به معنای کنارگذاشتن نفت ایران نیست و می‌توان آن را تلاشی برای تنوع‌بخشی به منابع تامین خوراک ارزیابی کرد.

 کارمزد خدمات بانکی در سال ۱۴۰۵/ حداقل هزینه کارت به کارت چقدر شد؟
۱۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

کارمزد خدمات بانکی در سال ۱۴۰۵/ حداقل هزینه کارت به کارت چقدر شد؟

اقتصادنیوز: براساس نرخ‌های اعلام‌شده درباره کارمزد خدمات بانکی در سال ۱۴۰۵ سقف کارمزد پایا انفرادی 12 هزار تومان هزینه دارد.

 دو نمای سرمایه‌گذاری در معادن
۷ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

دو نمای سرمایه‌گذاری در معادن

سرمایه‌گذاری در معدن لزوما به همان میزان به تولید منجر نمی‌شود و فاصله میان وزن سرمایه و تولید، در فعالیت‌های مختلف معدنی متفاوت است. مس و سنگ‌آهن در گروه فعالیت‌هایی قرار دارند که سهم تولیدشان از سهم سرمایه‌گذاری بیشتر است. در مقابل، طلا و شن و ماسه سهمی بالاتر از تولید خود در سرمایه‌گذاری دارند. داده‌های مرکز آمار ایران از معادن در حال بهره‌برداری نشان می‌دهد سنگ‌آهن با سهم ۳۵درصدی از سرمایه‌گذاری، ۵۰درصد از ارزش تولید معدن را در اختیار دارد و مس نیز با جذب حدود ۱۲درصد از سرمایه‌گذاری، ۲۶درصد از تولید را ایجاد کرده است. در نقطه مقابل، سنگ طلا ۶درصد از سرمایه‌گذاری را به خود اختصاص داده، اما سهم آن از ارزش تولید تنها 1.5درصد بوده است؛ وضعیتی که در شن و ماسه نیز با 13.5درصد سهم سرمایه‌گذاری در برابر ۴درصد سهم تولید دیده می‌شود.

 نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» بر سینه مدیرعامل پتروشیمی ایلام
۷ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» بر سینه مدیرعامل پتروشیمی ایلام

آرمان امروز : در ششمین جشنواره روابط عمومی و مسئولیت اجتماعی، نشان «سفیر مسئولیت اجتماعی» به مدیرعامل شرکت پتروشیمی ایلام اعطا شد. به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی شرکت پتروشیمی ایلام؛ این نشان به پاس اقدامات پتروشیمی ایلام در سال ۱۴۰۴ در حوزه‌های محیط زیست، سلامت، آموزش، حمایت اجتماعی و توسعه زیرساخت‌های منطقه [ ]

 افزایش اجاره‌بها بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد شد - سرمایه و بورس
۱۴ ساعت قبل / سایت سرمایه و بورس

افزایش اجاره‌بها بیش از ۴۰ تا ۵۰ درصد شد - سرمایه و بورس

دبیر اتحادیه مشاوران املاک تهران با بیان اینکه نرخ اجاره مسکن در تهران به بیش از ۴٠ تا ۵٠ درصد رسیده و بسیاری از مالکان سقف ٢۵ درصدی نرخ اجاره را رعایت نکردند، گفت: هر چند تعداد قراردادهای تمدید اجاره قابل توجه بود اما بسیاری هم به دلیل عدم توان پرداخت اجاره، به مناطق پایین‌تر یا حاشیه تهران مهاجرت کردند.