قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۸

هفت‌خوان گمرک مقابل واردکنندگان

فرآیند ترخیص کالا در کشور همچنان با موانع متعدد و زمان‌بر مواجه است. فعالان اقتصادی از بی‌ثباتی مقررات، صف‌های طولانی تخصیص ارز، کنترل‌های تکراری، اختلال سامانه‌ها و تعدد مراجع انتقاد دارند. تجار معتقدند تداوم این چالش‌ها، هزینه تجارت و تامین مواد اولیه را افزایش می‌دهد.
 هفت‌خوان گمرک مقابل واردکنندگان

مرضیه احقاقی:  گمرک به عنوان آخرین حلقه زنجیره واردات، نقشی تعیین‌کننده در سرعت تامین کالا و مواد اولیه دارد. با این حال، فعالان اقتصادی معتقدند تعدد تشریفات اداری، اختلالات سیستمی و عدم رفع موانع برای واردکنندگان، موجب شده ترخیص کالا همچنان یکی از پرهزینه‌ترین مراحل تجارت خارجی باشد. تداوم فرآیندهای زمان‌بر حتی در شرایط بحرانی و شکل‌گیری برخی رویه‌های غیررسمی، همچنان از مهم‌ترین موانع پیش‌روی تجار در مرحله ترخیص کالا به شمار می‌رود. نمود مشکلات تجاری در گمرک

محمدرضا خدارحم، فعال حوزه واردات در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» مهم‌ترین چالش فعالان اقتصادی در تعامل با گمرک را بی‌ثباتی مقررات دانست و گفت: فعال اقتصادی معمولا با وجود قانون و ضابطه مشکلی ندارد و می‌تواند خود را با آن تطبیق دهد، اما تغییرات مداوم مقررات امکان برنامه‌ریزی را از وی سلب می‌کند. این مساله صرفا به گمرک محدود نیست و بسیاری از نهادهای مرتبط با تجارت و کسب‌وکار نیز با آن مواجه هستند، اما بخشی از مقررات و رویه‌های اجرایی که بر تجارت اثر می‌گذارند، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به حوزه گمرکی مرتبط می‌شوند.

وی افزود: در بسیاری از موارد، تصمیمات و فرآیندهای سایر دستگاه‌ها در نهایت در گمرک نمود پیدا می‌کند. برای مثال، تغییرات مربوط به ثبت‌سفارش، تخصیص ارز یا ضوابط قیمت‌گذاری، مستقیما بر فرآیند اظهار و ترخیص کالا اثرگذار است. در شرایطی که واردکنندگان ماه‌ها در صف تخصیص ارز قرار دارند، فاصله زمانی میان ثبت‌سفارش و خرید واقعی کالا می‌تواند بسیار طولانی شود. در این مدت، قیمت کالا و هزینه‌های حمل‌ونقل به‌شدت افزایش می‌یابد، اما برخی سامانه‌ها و رویه‌های اجرایی همچنان بر مبنای اطلاعات قدیمی عمل می‌کنند.

این فعال حوزه واردات ادامه داد: ممکن است کالایی در زمان ثبت‌سفارش با قیمت مشخصی اظهار شده باشد، اما چند ماه بعد و هنگام خرید، قیمت آن به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته باشد. همچنین هزینه حمل کالا نیز در این فاصله زمانی تغییر می‌کند. در چنین شرایطی واردکننده با محدودیت‌هایی برای اصلاح اطلاعات مواجه است و گاهی با اتهام کم‌اظهاری روبه‌رو می‌شود؛ درحالی‌که ریشه مساله در طولانی شدن فرآیندها و نبود هماهنگی میان بخش‌های مختلف سیاستگذاری و اجرایی است.  فرآیند کند و هزینه‌بر ترخیص کالا

این فعال اقتصادی، کندی فرآیند ترخیص کالا را یکی دیگر از چالش‌های مهم فعالان اقتصادی دانست و گفت: مواد اولیه مورد نیاز تولیدکنندگان عملا همان مسیری را طی می‌کنند که یک کالای مصرفی طی می‌کند. درحالی‌که انتظار می‌رود برای کالاهای تولیدی و مواد اولیه، فرآیندهای سریع‌تر و تسهیل‌شده‌ای در نظر گرفته شود. وی با اشاره به توسعه فناوری‌های اطلاعاتی در دنیا افزود: امروز جمع‌آوری و پردازش داده‌ها با سرعت بالایی انجام می‌شود، اما در رویه‌های موجود، سابقه فعالیت و عملکرد فعالان اقتصادی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. در عمل، حتی شرکت‌ها و افرادی که سال‌ها بدون تخلف فعالیت کرده‌اند، در هر بار واردات باید همان فرآیندهای طولانی و زمان‌بر را از ابتدا طی کنند. گویی نظام اجرایی بر مبنای بی‌اعتمادی طراحی شده و فرض اولیه، احتمال تخلف است.

به گفته خدارحم، نتیجه چنین رویکردی افزایش هزینه‌های تجارت و تولید است. فرآیندهای طولانی، غیرقابل پیش‌بینی و همراه با تغییرات مکرر مقررات، امکان ارائه تعهدات بلندمدت به مشتریان و برنامه‌ریزی پایدار را برای تولیدکنندگان از بین می‌برد. در نهایت نیز هزینه‌هایی مانند دموراژ(هزینه تاخیر در تخلیه یا تحویل کالا بیش از زمان مجاز)، انبارداری و سایر هزینه‌های جانبی به قیمت تمام‌شده کالا اضافه می‌شود.

وی در تشریح راهکارهای پیشنهادی برای رفع این چالش‌ها گفت: به نظر می‌رسد لازم است بخش خصوصی، به‌ویژه بنگاه‌های کوچک و متوسط، بیش از گذشته در فرآیند سیاستگذاری و اصلاح رویه‌ها مشارکت داده شوند. بسیاری از مشکلات موجود را می‌توان با بهره‌گیری از تجربه فعالان اقتصادی و دریافت بازخورد مستقیم از آنان برطرف کرد. خدارحم همچنین بر ضرورت تعیین سقف زمانی برای پاسخگویی دستگاه‌های مختلف تاکید کرد و گفت: باید زمان مشخصی برای ماندگاری کالا در گمرک تعیین شود و دستگاه‌های همجوار نیز ملزم باشند در بازه زمانی مشخص پاسخ استعلام‌ها و درخواست‌ها را ارائه کنند. در غیر این صورت، کالاها برای مدت طولانی در بنادر و گمرکات باقی می‌مانند و هزینه‌های سنگینی به اقتصاد تحمیل می‌شود.

 ضرورت تشکیل پنجره واحد برای تجارت

خدارحم به فرآیندهای مرتبط با استاندارد و آزمایش کالا اشاره کرد و گفت: در بسیاری از موارد، برای کالاهایی که از تولیدکنندگان معتبر و شناخته‌شده وارد می‌شوند و سابقه واردات آنها نیز مشخص است، همچنان فرآیندهای تکراری نمونه‌برداری و آزمایش انجام می‌شود. درحالی‌که می‌توان با استفاده از سوابق موجود و نمونه‌گیری‌های تصادفی، ضمن حفظ نظارت، از اتلاف زمان و هزینه جلوگیری کرد. این فعال اقتصادی همچنین نبود «پنجره واحد» واقعی در تجارت خارجی کشور را از دیگر مشکلات موجود دانست و افزود: اگرچه قرار بود تمامی فرآیندهای تجاری در قالب سامانه جامع تجارت تجمیع شود، اما همچنان فعالان اقتصادی ناچارند برای انجام امور مختلف میان سامانه‌ها و مراجع متعدد رفت‌وآمد کنند. بخشی از فرآیندها در سامانه جامع تجارت انجام می‌شود، بخشی در سامانه‌های گمرکی و بخشی دیگر نیز مستلزم مراجعه به نهادهای مختلف است که این موضوع موجب افزایش پیچیدگی و هزینه‌های اجرایی شده است.

وی همچنین از نبود شفافیت آماری در حوزه عملکرد گمرکی انتقاد کرد و گفت: اطلاعات دقیقی درباره شاخص‌های عملکردی گمرک به صورت عمومی منتشر نمی‌شود. برای مثال، فعالان اقتصادی به داده‌های منظم و شفاف درباره متوسط زمان ترخیص کالا، مدت پاسخگویی دستگاه‌های همجوار یا میزان رسوب کالا در گمرکات دسترسی ندارند. انتشار این شاخص‌ها می‌تواند به ارزیابی عملکرد دستگاه‌ها و شناسایی گلوگاه‌های موجود کمک کند. هزار‌توی مقررات ترخیص کالا

نوید حبیبی، فعال حوزه واردات، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به مشکلات موجود در فرآیند ترخیص کالا گفت: چالش‌های گمرک و سامانه‌های گمرکی چندان جدا از سایر مشکلات موجود در فرآیند واردات نیستند. در شرایطی که سامانه جامع تجارت با مسائل متعددی روبه‌رو است، بسیاری از مشکلات گمرکی کمتر به چشم می‌آید، اما این به معنای نبود چالش در این بخش نیست. وی افزود: واردکنندگان پیش از رسیدن به مرحله ورود کالا به گمرک، باید موانع متعددی از جمله اخذ سهمیه واردات، ثبت‌سفارش، تاییدیه‌های مختلف و تامین ارز را پشت سر بگذارند. این فرآیند که در سال‌های اخیر به‌شدت زمان‌بر شده، گاه بیش از یک سال به طول می‌انجامد. پس از عبور از این مراحل نیز واردکنندگان با فرآیندهای پیچیده و زمان‌بر گمرکی مواجه می‌شوند.

حبیبی با مقایسه وضعیت ایران و کشورهای منطقه گفت: فرآیند ترخیص کالا در ایران به هیچ عنوان قابل مقایسه با کشورهای همسایه نیست. برای مثال در امارات متوسط زمان ترخیص کالا کمتر از ۲۴ ساعت است، درحالی‌که در ایران این فرآیند به طور متوسط بین ۴۵ تا ۶۰ روز زمان می‌برد. بخشی از این تاخیرها ناشی از بخشنامه‌ها، مقررات و الزامات سامانه جامع تجارت است، اما گمرک نیز با مشکلات خاص خود مواجه است.

وی در پاسخ به این پرسش که برخی مسوولان گمرک از زمان‌های کوتاه‌تر برای ترخیص کالا سخن می‌گویند، توضیح داد: در حوزه قطعات یدکی خودرو که بخش عمده کالاها مشمول اخذ استاندارد هستند، تنها فرآیند دریافت تاییدیه استاندارد می‌تواند بین هفت تا ۶۰ روز زمان ببرد. در این مدت کالا در گمرک باقی می‌ماند تا پاسخ سازمان استاندارد در سامانه ثبت شود. این موضوع هزینه‌های قابل‌توجهی را به واردکنندگان تحمیل کرده و در نهایت بر قیمت تمام‌شده کالا اثر می‌گذارد. البته این زمان بسته به نوع محصول وارداتی تفاوت دارد و می‌تواند برای برخی محصولات کوتاه‌تر هم باشد.

وی ادامه داد: ممکن است گمرک این موضوع را به سازمان‌های همجوار مرتبط بداند، اما از نگاه فعالان اقتصادی، تمام این مراحل یک زنجیره واحد محسوب می‌شود. زمانی که کالا وارد کشور شده اما به دلیل طی شدن فرآیندهای اداری برای هفته‌ها یا حتی ماه‌ها در محوطه گمرک باقی می‌ماند، عملا امکان عرضه آن به بازار وجود ندارد. نکته مهم آن است که این روند در هر نوبت واردات، حتی برای یک کالای مشخص و توسط یک واردکننده مشخص، تکرار می‌شود.  ضعف در هماهنگی و آموزش بخش‌های پشتیبانی

این فعال اقتصادی همچنین به مشکلات زیرساختی سامانه‌های مرتبط با تجارت خارجی اشاره کرد و گفت: طی بیش از یک سال گذشته، فعالان اقتصادی بارها با قطعی‌های سیستمی، اختلال در سامانه‌ها، جابه‌جایی سرورها و مشکلات ناشی از انتقال زیرساخت‌ها به مراکز داخلی مواجه بوده‌اند. این اختلالات به طور مستقیم بر روند انجام امور تجاری تاثیر گذاشته است. وی افزود: ارتباط گسترده گمرک با شبکه بانکی، نیز موجب شده هرگونه اختلال در سامانه‌های بانکی به سرعت بر فرآیندهای گمرکی اثر بگذارد. قطعی‌های مکرر، کندی سامانه‌ها و ناپایداری خدمات از جمله مشکلاتی است که فعالان اقتصادی به صورت روزمره با آن مواجه هستند.

حبیبی با انتقاد از عملکرد سامانه‌های الکترونیک در حوزه تجارت گفت: فناوری اطلاعات قرار بود به تسهیل فرآیندها کمک کند، اما در عمل در برخی موارد به عاملی برای پیچیده‌تر شدن امور تبدیل شده است. کار با سامانه‌ها نیازمند نیروی متخصص است و کاربران به طور مستمر با مشکلات فنی مواجه می‌شوند که ناچارند برای رفع آنها با بخش‌های پشتیبانی در ارتباط باشند.

وی در پایان به نبود رویه واحد در پاسخگویی سامانه‌ها اشاره کرد و گفت: یکی از مشکلات جدی این است که پاسخ کارشناسان پشتیبانی در بسیاری از موارد یکسان نیست. گاهی برای یک مساله مشخص، دو کارشناس دو راهکار متفاوت ارائه می‌کنند که این موضوع نشان‌دهنده ضعف در هماهنگی و آموزش بخش‌های پشتیبانی است و خود به عاملی برای افزایش سردرگمی فعالان اقتصادی تبدیل شده است. پیچیدگی در تعامل با تجار

محمد اسفندیار، فعال حوزه واردات مواد اولیه، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» به تشریح چالش‌های تجار در مرحله ترخیص کالا از گمرک پرداخت و گفت: مشکلات فعالان اقتصادی در مواجهه با گمرک، بسته به نوع کالای وارداتی متفاوت است. برای افرادی که سال‌ها در حوزه واردات مواد اولیه مورد نیاز صنایع معدنی فعالیت کردند، این مشکلات به‌مراتب کمتر از سایر حوزه‌هاست. با این حال، همچنان در برخی موارد با قطعی‌های سیستمی و اختلال در روندهای اداری مواجه هستیم. از سوی دیگر، سرعت ارائه خدمات گمرکی در کشور در مقایسه با استانداردهای جهانی همچنان پایین است.

وی با اشاره به شرایط ویژه کشور در جریان جنگ ۴۰ روزه افزود: در آن دوره بخشی از کالاهای ما از بنادر جنوبی کشور ترخیص می‌شد و انتظار می‌رفت دستگاه‌های اجرایی، به‌ویژه گمرک، همکاری بیشتری با فعالان اقتصادی داشته باشند. به عنوان مثال، در مواردی که واردکننده سابقه مشخصی در واردات یک کالا دارد، امکان استناد به سوابق قبلی برای تسهیل فرآیندهای کنترلی و نمونه‌برداری وجود دارد. انتظار ما این بود که در شرایط بحرانی و جنگی از این ظرفیت بیشتر استفاده شود.

اسفندیار ادامه داد: حتی با وجود آنکه گمرک شهید رجایی نیز در آن مقطع تحت فشار ناشی از حملات قرار داشت، انتظار می‌رفت برخی فرآیندها با انعطاف بیشتری دنبال شود تا وقفه‌ای در تامین مواد اولیه ایجاد نشود. با این حال، در بسیاری از موارد چنین همکاری و تسهیلی صورت نگرفت؛ درحالی‌که امکان آن وجود داشت.

وی یکی دیگر از چالش‌های موجود در فرآیند ترخیص کالا را شکل‌گیری رویه‌های غیررسمی عنوان کرد و گفت: در برخی موارد این تصور وجود دارد که برای تسریع در انجام امور باید مبالغی خارج از روال رسمی پرداخت شود. این رویه نادرست به نوعی در برخی بخش‌ها به یک عرف تبدیل شده و همین موضوع بر پیچیدگی فعالیت تجار افزوده است. این فعال اقتصادی درباره مدت زمان ترخیص کالاهای وارداتی نیز گفت: در شرکت‌هایی که اسناد کامل و شفاف بوده و مشکلی در تعرفه یا مشخصات کالا وجود نداشته باشد، فرآیند ترخیص معمولا بین یک هفته تا ۱۰ روز زمان می‌برد. به گفته او، هرچه مدارک منظم‌تر و پرونده واردات شفاف‌تر باشد، روند ترخیص نیز سریع‌تر انجام خواهد شد. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۶ ساعت قبل / سایت انتخاب

ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهل و دوم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۷ روز می‌گذرد، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا گفته از ابتدای سال جاری تا ۶ اوت، ۷۴ حادثه در مسیر عمانی تنگه هرمز گزارش شده. فرمانده کل سپاه هم از لزوم تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی سخن گفته است.

تحولات مربوط به جنگ، آتش بس و مذاکره در روز گذشته را از لینک زیر بخوانید:

در روز چهل و یکم جنگ سوم چه گذشت؟(۳۰ مرداد ۱۴۰۵)/ فرمانده کل سپاه: در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز، تداوم پرشتاب "راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی" ضرورت دارد/معاون وزیر دفاع: قبل از جنگ امکانات دفاعی و نظامی خود را جابه‌جا کرده بودیم؛ دشمن به کاهدان زد/گفتگوی وزیر خارجه عمان و عراقچی درباره شرایط ازسرگیری مذاکرات/المانیتور به نقل از مقامات عمانی: از مواضع ترامپ متحیریم؛ او می‌خواهد برای شکست در جنگ قربانی پیدا بکند

اخبار مربوط به روز چهل و دوم جنگ سوم و روز صد و سی و هفتم آتش بس (۳۱ مرداد ۱۴۰۵) به شرح زیر است:

وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۳:۱۴ وال استریت ژورنال نوشت:

دَن دریِسکال، وزیر ارتش آمریکا، انتظار می‌رود تا پایان سال از سمت خود کناره‌گیری کند؛ این تصمیم پس از ماه‌ها تنش با پیت هگست، وزیر دفاع، مطرح شده است.

کناره‌گیری او شکاف رهبری در ارتش آمریکا را عمیق‌تر خواهد کرد؛ ارتش در حال حاضر نیز پس از برکناری ژنرال رَندی جورج در آوریل، فاقد یک رئیس ستاد ارتش است که تأییدیه سنا را داشته باشد.

دریسکال، که از متحدان جی‌دی ونس و از نیروهای سابق رنجر ارتش است، در طول ۱۸ ماه حضورش در این سمت بر نوسازی ارتش، استفاده از فناوری‌های تجاری و بهره‌گیری از درس‌های جنگ اوکراین تأکید داشت.  ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۳:۱۰ خبرنگاری از ترامپ پرسید: درباره روی آوردن ایران به جنگ اقتصادی؛ آیا این نشان می‌دهد که گزینه‌های نظامی آمریکا محدود شده است؟

ترامپ در پاسخ ادعا کرد: نه، اصلاً. این‌طور نیست. یعنی داریم می‌بینیم چه اتفاقی می‌افتد.

ترامپ درباره ایران همچنین مدعی شد: «آن‌ها خیلی دوست دارند به توافق برسند، اما به نظر من هنوز آماده نیستند که توافق درست و مناسبی را انجام دهند.»

او ادعا کرد: «من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.» سردار وحیدی: در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی ضرورت دارد ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ - ۲۳:۵۸ سرلشکر وحیدی، فرمانده کل سپاه با صدور پیامی فرا رسیدن ۳۱ مرداد ماه «روز صنعت دفاعی کشور» را به سرتیپ پاسدار سید مجید ابن الرضا، سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تبریک گفت.

در این پیام‌آمده است: در چنین مقطع حساس و سرنوشت‌سازی، تداوم پرشتاب راهبرد قدرت‌افزایی دفاعی و تهاجمی به عنوان تنها راهکار هوشمندانه ضرورت دارد.

در بخش دیگری از این پیام آمده است: قدرت‌افزایی در تولید محصولات صنعت دفاعی و نظامی ادامه خواهد یافت تا ایران اسلامی به جایگاه حقیقی خود به عنوان قدرتی بی‌بدیل در هندسه نظم نوین جهانی دست یابد.


۳۲ دقیقه قبل / سایت افکارنیوز

امارات حملاتی را علیه خاک ایران انجام داده بود

واشنگتن‌پست در گزارشی به تغییر نگاه رهبران کشورهای خلیج فارس نسبت به جنگ با ایران پرداخته و مدعی شده است محاسبات ریاض و ابوظبی در ماه‌های گذشته دستخوش تغییر شده است.

بر اساس این گزارش، عمان از همان آغاز با جنگ مخالف بود، اما عربستان سعودی، امارات و بحرین در مقاطعی مواضع متفاوتی داشتند.

یک دیپلمات غربی به واشنگتن‌پست گفته است نیروهای امارات طی ماه‌های گذشته حملاتی علیه خاک ایران انجام داده‌اند. این دیپلمات همچنین مدعی شده نیروهای سعودی نیز در واکنش به حملات گروه‌های همسو با تهران از خاک عراق، دست به حملات متقابل زده‌اند.

یک مقام ارشد اروپایی نیز درباره محاسبات اولیه عربستان و امارات گفته است که نمی‌توان این کشورها را کاملاً حامی جنگ دانست، اما آنها در آغاز نیز به‌طور کامل با جنگ مخالف نبودند.


۳ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

جانم سوخت ولی در مصیبتش صبر کردم

جوان آنلاین: فاطمه پورخلفی و همسرش «پاسدار شهید مهدی سهرابی» به عنوان دو جوان دهه هشتادی، تنها هشت ماه از ازدواج‌شان می‌گذشت که آقا مهدی به شهادت رسید. این دو یک زندگی ساده، اما پر از عشق و محبت را تجربه می‌کردند تا اینکه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در خردادماه ۱۴۰۴ آغاز شد و با شهادت مهدی، سرنوشت دیگری برای این خانواده رقم خورد. شهید سهرابی یکی از نیرو‌های جوان هوافضای سپاه بود که برای جنگ با شقی‌ترین دشمنان اسلام و بشریت یعنی صهیونیست‌ها، رخت رزم پوشید و هنگام مقابله با دشمن به شهادت رسید. در حالی که نزدیک به یک سال و دو ماه از شهادت آقا مهدی می‌گذرد، همسرش فاطمه پورخلفی راوی مجاهدت‌ها و خاطرات مردی می‌شود که در زندگی مشترک‌شان، دنیایی حرف و خاطره از خود برجای گذاشته است. 

چطور با شهید سهرابی آشنا شدید؟ ایشان موقع شهادت چند سال داشتند؟ 

ما در یک محله زندگی می‌کردیم و خانواده‌ها با یکدیگر آشنایی داشتند. البته خودم شهید را قبل از ازدواج ندیده بودم. پدرم شهید را می‌شناخت و پدر آقا مهدی بحث خواستگاری را مطرح کردند. آن موقع من کلاس دوازدهم بودم. سال ۱۴۰۰ بود. شهید که متولد ۴اسفند سال ۷۹ است (می‌توانیم بگوییم متولد ۸۰ است) فقط ۲۰ سال داشت. بعد از خواستگاری و مراسم اولیه، نهایتاً ۲۷ اسفند سال ۱۴۰۰ عقد کردیم. دو سال و هفت ماه عقد بودیم و هشت ماه قبل از شهادت آقا مهدی ازدواج کردیم. بعد از قریب به سه سال و سه ماه و چند روز زندگی مشترک، ۲۷ خرداد سال ۱۴۰۴ آقا مهدی که فقط ۲۴ سال داشت، مجروح شد و بعد از چهار روز و نیم که در کما بود، به شهادت رسید. 

پس زمان خواستگاری، ایشان پاسدار نبودند؟ 

نه، آن موقع دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد بود. البته ایشان برای استخدام سپاه اقدام کرده و مراحلی از گزینش را هم گذرانده بود. بعد از استخدام در سپاه، آقا مهدی از دانشگاه انصراف داد و به دانشکده افسری در تهران رفت. یعنی ازدواج‌مان با استخدام آقا مهدی تقریباً در یک زمان صورت گرفت. 

اولین نکته‌ای که از اخلاق ایشان درک کردید چه بود؟ 

حسن‌خلق مهدی و ادب و احترامی که برای افراد قائل می‌شد، طوری بود که اگر کسی حتی یک بار مهدی را می‌دید، متوجه ادب در کردار و گفتارش می‌شد. بسیار مسئولیت‌پذیر بود و هر کاری را به بهترین نحو ممکن به آخر می‌رساند. اهل کمک کردن بود. فرقی نمی‌کرد به غریبه‌ها در قالب اردو‌های جهادی بسیج باشد یا به دوست و آشنا و غریبه یا در کار‌های خانه به من که همسرش بودم. نماز اول وقت برایش در اولویت قرار داشت و دائم‌الوضو بود. خیلی خوش‌اخلاق و مهربان بود و در نهایتِ ادب، فردی شوخ‌طبع بود. 

ما در این سه سال و چند ماه لحظات نابی را با هم تجربه کردیم. با هم نماز جماعت می‌خواندیم، با هم پیتزا یا کیک می‌پختیم، گاهی با هم ظرف می‌شستیم و بهترین رفیق و همراه برای همدیگر بودیم. یکی از بهترین اوقات دونفره ما نیز وقت‌هایی بود که به گلستان شهدا می‌رفتیم و بین مزار شهدا راه می‌رفتیم و از شهدا صحبت می‌کردیم. 

در همان گلزار شهدا که می‌رفتید، ایشان به شهید خاصی توجه داشتند؟ 

دو شهید بزرگوار بودند که مهدی بیشتر از بقیه شهدا به آنها توجه داشت: شهید سید جعفر موسوی که از شهدای دفاع مقدس و دایی پدر آقا مهدی هستند و الان پیکر شهید مهدی در کنار همین شهید گرانقدر دفن شده است. من یک نکته‌ای را هم می‌خواهم اینجا برای اولین بار بگویم؛ قبلاً جایی نگفته‌ام. زمانی که آقا مهدی به دنبال کار‌های استخدام در سپاه بودند، به سردار شهید غلامرضا یزدانی خیلی متوسل شدند و موانع و مشکلاتی که در کار گزینش پیش آمده بود، کاملاً حل شده بود. به همین خاطر مهدی علاقه خاصی هم به این شهید گرانقدر داشت. در اصل، شهید یزدانی که از شهدای عرفه هستند و کنار شهید احمد کاظمی به شهادت رسیدند، جواب توسل‌های آقا مهدی را داد و واسطه استخدام مهدی در سپاه شد. 

خود آقا مهدی از احتمال شهادتش حرف می‌زد؟ 

قبلاً عرض کردم که ایشان خیلی شوخ‌طبع بود و هر وقت که می‌خواست از شهادتش بگوید، طوری در لفافه و شوخی می‌گفت که من خیلی جدی نمی‌گرفتم. بعضی وقت‌ها هم که با جدیت از شهادت حرف می‌زد، آخرش را با شوخی تمام می‌کردیم. راستش از اخلاق و منش ایشان که به قول شهید سلیمانی «شهیدانه» زندگی می‌کرد، می‌توانستم حدس بزنم که ایشان به شهادت می‌رسد. اما اصلاً فکرش را نمی‌کردم که به این زودی‌ها چنین اتفاقی بیفتد. وقتی مهدی با ذوق از شهادت در جوانی می‌گفت، من با شوخی می‌گفتم: «نه! الان خیلی زود است. تو باید مثل سردار حاجی‌زاده و شهید طهرانی‌مقدم شوی و بعد شهید شوی. اصلاً وقتی ۶۳سالت شد، شهید شو.» در جوابم می‌خندید و با همان لحن آرام می‌گفت: «در جوانی شهید شدن یک لذت دیگری دارد.» من هم حرفش را به حساب مزاح می‌گرفتم و ازش می‌گذشتم. 

یک خاطره هم یادم افتاد که تعریف کنم. یک بار که به گلزار شهدا رفته بودیم، به مزار یک زن و شوهری رسیدیم که از جمله شهدای هواپیمای اوکراینی بودند. این صحبت بین‌مان رخ داد که اگر ما هم مثل این دو نفر با هم شهید بشویم خوب است. اما آقا مهدی گفت: «من باید شهید بشوم و شما بمانی و از من روایت کنی.» آن موقع خیلی به حرفش توجه نکردم. ولی الان کاملاً متوجه شدم که آن روز چه منظوری داشت. 

در صحبت‌های‌تان به فعالیت‌های قرآنی خودتان اشاره کردید. در این زمینه چه فعالیت‌هایی داشتید؟ 

تقریباً از زمان بچگی این توفیق را داشتم که بخشی از زندگی‌ام به آموزش قرآن گره خورده بود. از ترتیل و قرائت و حفظ و بعد که بزرگ‌تر شدم، در کنار ترتیل و حفظ، به مفاهیم قرآن هم پرداختم. الان هم بخشی از قرآن را حفظ هستم و افتخار خادمی و مربی‌گری حفظ قرآن را دارم. 

به عنوان یک دختر مذهبی، زندگی با شهید سهرابی باعث ارتقای معنوی شما شد؟ 

امام شهید یک جمله‌ای دارند به این مضمون که آن زندگی مبارک است که زن و شوهر بتوانند همدیگر را از لحاظ معنوی ارتقا بدهند. من از شهید بردباری و گذشت را یاد گرفتم و چند نکته اخلاقی که ایشان در آن زمینه‌ها خیلی جلوتر از من بود. در زمینه رعایت مسائل دینی هم شهید سهرابی چند شاخصه در رفتارهایش داشت. مثلاً همیشه دائم‌الوضو بود. می‌گفت: «وقتی می‌خواهیم دست و روی‌مان را بشوریم، چه فرقی می‌کند وضو بگیریم که فضیلت هم دارد.» همچنین ایشان در هر شرایطی حتی وقتی عجله داشت، حتماً بعد از هر نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) را می‌خواند. شاید به همین دلیل هم بود که مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها به شهادت رسید. 

به شهادت آقا مهدی برسیم. آخرین دیدارتان چه زمانی بود؟ 

۲۳ خردادماه که بامدادش جنگ شروع شد، یک روز قبل از عید غدیر بود و ما آن شب (شامگاه ۲۲ خرداد) به مراسم جشنی به مناسبت عید غدیر رفته بودیم. خیلی هم خوش گذشت و واقعاً شب خاطره‌انگیزی بود. یک جور‌هایی انگار خدا می‌خواست آخرین لحظات درکنار هم بودن‌مان یک شب خاطره‌انگیز باشد. بعد از اینکه به خانه برگشتیم و شام خوردیم، یادم است گویا یمن یکی از کشتی‌های اسرائیلی را زده بود. من با دیدن این خبر زیر لب و با لحن خاصی شعر «ای لشکر حیدر کرار» را می‌خواندم. مهدی پرسید: «چه شده؟» گفتم: «یمن، کشتی صهیونیست‌ها را زده و خیلی خوشحالم که بالاخره در دنیا یک نفر جلوی اسرائیل ایستاده است.» 

تقریباً ساعت یک بامداد بود که با مهدی تماس گرفته شد. با اینکه خواب‌آلود بود، با عجله آماده شد. پرسیدم: «خبری شده؟!» گفت: «نه. این آماده‌باش هم مثل آماده‌باش‌های دیگر است. می‌روم و احتمالاً دو ساعت دیگر یا نهایتاً تا صبح برمی‌گردیم.» خلاصه آقا مهدی رفت و صبح تماس گرفت و کمی صحبت کرد و در آخر از من خواست که به خانه مادرم بروم. من گفتم: «چی شده؟» گفت: «چیزی نیست، نگران نباش. فقط اینکه من فعلاً نمی‌توانم به خانه بیایم. باز هم تماس می‌گیرم.» بعد یک‌شنبه مجدداً تماس گرفت و آخرین باری که با آقا مهدی صحبت کردم، دوشنبه شب بود. بعدازظهر ۲۷ خرداد من خیلی حالم بد بود. استرس و دل‌آشوبه داشتم. شب، پدر ایشان تماس گرفت و گفت که مهدی مجروح شده است. (عصر مهدی مجروح شده بود) اول فکر کردم احتمالاً پایش مجروح شده. اما نمی‌دانستم که اوضاع وخیم‌تر از تصورات من است. 

گویا شهید سهرابی بعد از مجروحیت چند روزی بستری بودند؟ 

بله. ایشان چهار روز و نیم بعد از مجروحیت به شهادت رسید و در این چند روز در کما بودند. آن شب وقتی پدر مهدی به دنبال من آمد، مرا به خانه خودشان برد. پرسیدم: «چرا بیمارستان نمی‌رویم؟» در جواب بهانه می‌آوردند و می‌گفتند: «الان امکان ملاقات نیست.» من خیلی بی‌قرار بودم و یک لحظه آرام نمی‌شدم. نهایتاً از زن عموی شهید پرسیدم و گفتم: «راستش را به من بگویید.» ایشان گفت که آقا مهدی سوخته است و سوختگی‌اش زیاد است. صبح زود به بیمارستان رفتیم. اول اجازه ملاقات نمی‌دادند و بعد از چند ساعت بالاخره اجازه دادند به صورت محدود و همراه با پروتکل‌های خاص به ملاقات همسرم برویم. وقتی مهدی را دیدم، حالم خیلی بد شد. من تحمل دیدن کوچک‌ترین زخمی روی دست مهدی را نداشتم ولی آن موقع، با بدنی روبه‌رو شدم که از سر تا پا باندپیچی بود و صورتش هم ورم داشت. از همان لحظه بی‌قراری من دوچندان شد. هر بار که به بیمارستان می‌رفتیم، انگار روضه جدیدی در ذهن‌مان مرور می‌شد؛ روز اول به ما گفتند مهدی ۹۵ درصد سوخته است. ۹۵ درصد سوختگی کسی که جانت به جانش بسته است، چیز کمی نیست! روز بعد گفتند از پیشانی تا پشت شکستگی دارد. نهایتاً گفتند که پشت سرش کاملاً باز شده و قفسه سینه‌اش هم شکسته و بدنش پر از ترکش است. همان روز اول وقتی به خانه رفتم، بلافاصله پدر و مادرم به بیمارستان رفتند. بعد از آمدنشان حس می‌کردم حال آنها حتی از حال من هم بدتر است. به جرئت می‌توانم بگویم که پدر و مادرم دامادشان را مثل فرزند خودشان دوست داشتند و برای او بی‌تابی می‌کردند. از سؤال‌هایی که از من درباره جراحات مهدی می‌پرسیدند، فهمیدم که شاید آنها چیز‌هایی می‌دانند که من از آن بی‌اطلاعم. بعد از یک روز فهمیدم که فرق سر مهدی شکافته شده. مادرم از دکتر پرسیده بود که چرا بالشت زیر سر مهدی خیس است؟ دکتر به مادرم گفته بود: «یک واقعیتی هست که باید در جریان باشید. ضربه شدیدی به سر ایشان وارد شده و فرق سرش شکافته شده...» 

در روز‌های بعد هم باز به ملاقات شهید رفتیم. ولی هر بار که به بخشی که مهدی آنجا بود می‌رفتم، به قدری گریه می‌کردم که ناچار می‌شدند من را از بخش بیرون کنند. تا یک روز قبل از شهادتش که انگار خدا به واسطه انسی که با قرآن داشتم، یک صبر عجیبی به من عطا کرد. 

این صبری که گفتید، چطور به قلب شما آرامش داد؟ 

قبلش عرض کنم که من در آن چهار روز یا برای ملاقات مهدی به بیمارستان می‌رفتم یا به خاطر اینکه اصلاً خواب و خوراک نداشتم و حالم خیلی بد بود، مرا به درمانگاه می‌رساندند و سرم می‌زدند. روز آخر در حیاط بیمارستان نشسته بودم و قرآنی که با آن کلام‌الله را حفظ می‌کردم در دست داشتم. کمی قرآن خواندم. بعد به خدا گفتم: «داغ مهدی هرچه باشد، در برابر مصائب حضرت زینب سلام‌الله‌علی‌ها در کربلا چیزی نیست. حضرت زینب (س) داغ امام و چندین نفر از خانواده‌شان را دیدند. ولی خدایا من مثل خانم حضرت زینب (س) صبور نیستم. اگر به این طاقت و صبر کم من باشد که نمی‌توانم تحمل کنم. پس خدایا از خودت کمک می‌خواهم. اگر قرار است او جانباز شود و من پرستاری‌اش را بکنم، خودت توان و طاقتش را به من عطا کن و اگر هم قرار است مهدی شهید شود، صبرش را بده.» این حرف‌ها و راز و نیاز‌ها با خدا انگار یک آرامش عجیبی به من داد. با دلی آرام و قدمی استوار جمله «السلام علی قلب زینب الصبور» را زمزمه می‌کردم و از حیاط به اتاق محل بستری مهدی می‌رفتم. 

این بار بالای سر مهدی ایستادم، با او صحبت کردم و قرار و مدار‌هایی با او بستم. کمی قرآن خواندم و بعد هم از زیر قرآن ردش کردم و مهدی را، دلم را و مسیر کل زندگی‌ام را به خدا سپردم و راضی شدم به همان چیزی که خدا به آن راضی بود. 

همان جا از خدا خواستم برای ادامه این راه، حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) را به کمکم بفرستد. بالاخره سخت بود در این سن و سال، در اوج خوشبختی و جوانی بخواهم چنین غم سنگینی را به دوش بکشم. 

بامداد یکم تیر، دوباره حالم دگرگون شد. حس می‌کردم که این حال بد برای این است که پشت و پناه زندگی‌ام، مهدی، یا به شهادت رسیده یا اینکه قرار است به زودی شهید شود. قرآنم را برداشتم و در آغوش گرفتم. گفتم: «خدایا تو بگو امشب چه اتفاقی افتاده یا قرار است چه بشود؟» 

قرآن را باز کردم. صفحه ۸۹ آمد و اولین آیه‌ای که چشمم به آن خورد، آیه ۶۹ سوره نساء بود: وَمَن یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِم مِّنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا. آنجا بود که فهمیدم از این به بعد، شکل بودن همسرم تغییر کرده و بهترین رفیق و یار و یاورم که مورد فضل ویژه خدا قرار گرفته، بهترین رفیق دنیا و آخرتم شده است. همان شب حدود ساعت ۳ (قبل از اذان صبح) روح بلند مهدی پر کشید. 

پس صبر را در این مصیبت انتخاب کردید؟ 

بله، البته من آدمی نبودم که بتوانم در نبود مهدی صبوری کنم. ولی خدا لطف کرد و چنان صبری در وجودم قرار داد که بعد از شنیدن خبر شهادت همسرم، کمک حضرت زهرا و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیهما) را حس می‌کردم و از اول تا آخر مسیر تشییع را پشت تابوت شهیدم رفتم. 

این را هم بگویم که مهدی خیلی محب امام حسن مجتبی علیه‌السلام بودند و همیشه دوست داشتند خادم‌الحسن باشند. هر موقع مراسمی برای امام حسن (ع) گرفته می‌شد، مهدی با اشتیاق فراوانی در آن محفل خدمت می‌کرد و هر جایی که می‌توانست را مزین به نام ایشان می‌کرد؛ پروفایل‌های فضای مجازی، لباس پاسداری و... همیشه می‌گفت: «دوست دارم کاری کنم و کمی از غربت آقا امام حسن (ع) کم شود.» 

به نظر من عشق مهدی به امام حسن (ع) آنجا خیلی خودش را نشان داد که مثل پدر و مادر امام حسن (ع) به شهادت رسید. یعنی مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها پیکرش سوخت و مثل امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام فرق سرش شکافته شد و در سحرگاه به شهادت رسید. 

در همه مراسم مهدی، روضه امام حسن (ع) خوانده شد و مهدی را شهید امام‌حسنی خطاب می‌کنند. چه افتخاری بالاتر از اینها برای یک خادم اهل‌بیت وجود دارد؟ 

به عنوان کلام آخر باید بگویم که شهدا، افرادی هستند که مثل ما بودند و به واسطه انجام کار‌های کوچکی که در کنار هم باعث شد شهیدانه زندگی کنند، خدا به آنها عنایت ویژه‌ای کرده و آنها را با عنوان شهید از دنیا برده است. 

شهدا از جمله شهید مهدی سهرابی که قبل از شهادتش هم فردی بسیار مهربان و دلسوز و اهل کمک کردن بود، قطعاً حالا که محدودیت زمانی و مکانی ندارند، دستشان برای کمک بازتر است. اگر دلمان را به آنها گره بزنیم و آنها را واسطه خیر از جانب خدا کنیم، دستگیر ما هستند. چرا که خدا زنده بودن شهدا را تضمین کرده است.




 خلاصه بازی آرسنال 3 - کاونتری 0
۴ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

خلاصه بازی آرسنال 3 - کاونتری 0

خلاصه بازی آرسنال 3 - کاونتری 0 - هفته اول لیگ برتر انگلیس

 قاتل نامرئی قصه عشقی !
۵ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

قاتل نامرئی قصه عشقی !

آرمان امروز : نمایش شنیدنی «چرک‌نویس‌های یک قاتل» به کارگردانی ایوب آقاخانی در ۵ قسمت تولید و پخش شده است. به گزارش خبرنگار مهر، ادوگاوا رامپو نام مستعار تارو هیرای (۱۸۹۴-۱۹۶۵) است که عموماً به عنوان بزرگترین نویسنده‌ ژاپنی ژانر تعلیق و معمایی شناخته می‌شود. او رمان‌نویس و نویسنده‌ داستان کوتاه پرکاری بود. نام مستعار [ ]

 حق امید‌ها را خرج بیرو‌ها نکنیم
۵ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

حق امید‌ها را خرج بیرو‌ها نکنیم

امید‌های فوتبال ایران به سادگی ناامید می‌شود اگر بهترین فرصت را صرفاً به بهانه کسب نتیجه تقدیم بزرگسالان کنیم

 چشم امید نتانیاهو به دستان ترامپ
۵ ساعت قبل / سایت جماران

چشم امید نتانیاهو به دستان ترامپ

به گزارش جماران، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، که طولانی ترین دوران تصدی این سمت را در تاریخ تجربه کرده، در آستانه یکی از

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۶ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.

 پایان آرامش شکننده در یمن؟
۶ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

پایان آرامش شکننده در یمن؟

دنیای‌اقتصاد: نیروهای دولتی یمن (تحت حمایت عربستان) اخیرا ده‌ها حمله به مواضع انصارالله در سراسر این کشور انجام داده‌اند که تازه‌ترین نشانه از احتمال نزدیک شدن یمن به یک جنگ تمام‌عیار است. «ماجد عبدالله النزیلی» سخنگوی دولت یمن روز پنج‌شنبه اعلام کرد که نیروهای دولتی ۸۱حمله علیه مواضع حوثی‌ها ترتیب داده‌اند. به گفته او این حملات به حذف تعدادی از مبارزان و فرماندهان میدانی حوثی‌ها منجر شده است. همزمان یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثی‌ها، از انجام دو حمله پهپادی به اهدافی در استان نجران عربستان سعودی خبر داد که در آن سوی مرز یمن قرار دارد. به گفته او، این حملات یک هدف در فرودگاه نجران و همچنین یکی از تاسیسات آرامکو در این استان را «با موفقیت» هدف قرار دادند.