قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۱

وحدت رویه در حکمرانی ‌اقتصادی

روز صنعت و معدن، صرفا یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای ارزیابی مسیر توسعه صنعتی کشور و بازنگری در شیوه حکمرانی اقتصادی. این روز باید زمانی باشد که صدای تولیدکنندگان، معدن کاران، صنعتگران، سرمایه‌گذاران و نهادهای کارشناسی شنیده شود و سیاستگذاران، عملکرد خود را در قبال تولید، اشتغال و سرمایه‌گذاری مورد ارزیابی قرار دهند.
 وحدت رویه در حکمرانی ‌اقتصادی
اما امسال نیز مانند سال‌های گذشته، این فرصت بیش از آنکه به بستری برای گفت‌وگوی واقعی میان دولت و بخش خصوصی تبدیل شود، به مراسمی تشریفاتی محدود شد. درحالی‌که تنها یک روز قبل، در نشست رؤسای کمیسیون‌های تخصصی اتاق ایران، بر اهمیت نقش کمیسیون‌ها در تصمیم‌سازی و بهره‌گیری از ظرفیت کارشناسی بخش خصوصی تاکید شد، در مراسم رسمی روز صنعت و معدن، نه تنها کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق ایران، بلکه سایر کمیسیون‌های تخصصی نیز عملا نقشی در بیان دیدگاه‌های بخش خصوصی نداشتند. این موضوع شاید در نگاه نخست یک گلایه صنفی به نظر برسد، اما در واقع نشانه یک مساله بسیار بزرگ‌تر است؛ فاصله گرفتن نظام تصمیم‌گیری کشور از ظرفیت خرد فعالان بخش خصوصی. کمیسیون‌های تخصصی اتاق بازرگانی صرفا تشکل‌هایی صنفی نیستند. این کمیسیون‌ها محل تجمیع تجربه مدیران، تولیدکنندگان، صادرکنندگان، دانشگاهیان و فعالان اقتصادی‌اند و بر اساس قانون، یکی از مهم‌ترین بازوهای مشورتی نظام تصمیم‌گیری محسوب می‌شوند. نادیده گرفتن این ظرفیت، به معنای نادیده گرفتن بخشی از تجربه عملی اقتصاد کشور است.   تولید زیر فشار تصمیم‌های پراکنده

بخش معدن و صنایع معدنی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با انباشت مشکلات روبه‌رو است. محدودیت‌های برق و گاز، دشواری تامین سوخت، مشکلات ارزی، مقررات متغیر، محدودیت‌های صادراتی، کمبود مواد ناریه، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، فشارهای مالیاتی و نااطمینانی نسبت به آینده، فضای تصمیم‌گیری را برای فعالان اقتصادی دشوار کرده است. در چنین شرایطی، انتظار طبیعی این بود که روز صنعت و معدن، فرصتی برای شنیدن راهکارهای بخش خصوصی و تدوین نقشه راه مشترک برای عبور از این مشکلات باشد؛ اما متاسفانه این فرصت نیز از دست رفت.  افسانه انرژی ارزان

سال‌ها این تصور در فضای سیاستگذاری کشور وجود داشت که صنایع معدنی و فولادی از انرژی ارزان بهره‌مند هستند و بنابراین می‌توان هزینه‌های مختلف را بر آنها تحمیل کرد. این نگاه امروز دیگر با واقعیت فاصله دارد. بررسی‌های تطبیقی و گزارش‌های کارشناسی نشان می‌دهد که قیمت انرژی پرداختی صنایع ایران، نه تنها دیگر مزیت گذشته را ندارد، بلکه در برخی موارد از بسیاری از کشورهای منطقه نیز بالاتر است. از سوی دیگر، افزایش شدید تعرفه‌های برق و گاز در سال‌های اخیر، همراه با محدودیت‌های گسترده انرژی،‌ میلیاردها دلار خسارت به تولید کشور وارد کرده و بخش مهمی از ظرفیت صنعتی را بلااستفاده گذاشته است. در نتیجه، مساله امروز صنعت، صرفا قیمت انرژی نیست، بلکه بی‌ثباتی در تامین انرژی و فقدان یک برنامه قابل پیش‌بینی برای مدیریت آن است.  ناترازی واقعی کجاست؟

این روزها از ناترازی برق، گاز، آب و بودجه بسیار سخن گفته می‌شود؛ اما شاید بزرگ‌ترین ناترازی کشور، ناترازی در حکمرانی باشد. کمبود منابع، واقعیتی است که بسیاری از کشورها نیز با آن مواجه‌اند؛ آنچه کشورها را از یکدیگر متمایز می‌کند، کیفیت مدیریت همین منابع محدود است. اگر محدودیت برق با مشارکت بخش خصوصی مدیریت شود، اگر برنامه تعمیرات، سهمیه‌بندی و اولویت‌بندی با نظر تشکل‌های تخصصی انجام گیرد، اگر صنایع بتوانند برای ماه‌های آینده برنامه‌ریزی کنند، بخش مهمی از خسارت‌ها کاهش خواهد یافت. مشکل آنجاست که تصمیم‌ها اغلب بدون حضور کسانی اتخاذ می‌شود که هر روز در میدان تولید فعالیت می‌کنند.  تعدد مراکز تصمیم‌گیری

یکی از ریشه‌ای‌ترین مشکلات اقتصاد ایران، تعدد مراکز تصمیم‌گیری است؛ وزارت نیرو درباره برق تصمیم می‌گیرد، وزارت نفت درباره گاز و سوخت، بانک مرکزی درباره ارز، وزارت امور اقتصادی و دارایی درباره مالیات، سازمان برنامه و بودجه درباره منابع مالی و هر دستگاه نیز بر اساس ماموریت بخشی خود تصمیم می‌گیرد. اما آثار همه این تصمیمات، در نهایت بر تولید، اشتغال، صادرات و سرمایه‌گذاری انباشته می‌شود. در مقابل، وزارت صنعت، معدن و تجارت مسوول پاسخگویی در قبال عملکرد بخش تولید است؛ اما اختیار هماهنگی بسیاری از عوامل اثرگذار بر تولید را در اختیار ندارد. این یک تناقض آشکار در ساختار حکمرانی اقتصادی کشور است. نمی‌توان از وزارت صمت انتظار افزایش تولید، رشد صادرات و ایجاد اشتغال داشت؛ اما مهم‌ترین ابزارهای تحقق این اهداف را در اختیار دستگاه‌های متعدد و ناهماهنگ قرار داد.

اگر وزارت صنعت، معدن و تجارت متولی تولید کشور است، باید مرجع اصلی هماهنگی سیاست‌های موثر بر تولید نیز باشد. این به معنای تضعیف سایر دستگاه‌ها نیست، بلکه به معنای ایجاد فرماندهی واحد در حوزه تولید است. همان‌گونه که در مسائل امنیتی، پولی یا سیاست خارجی وجود مرجع هماهنگ‌کننده پذیرفته شده است، اقتصاد تولیدمحور نیز بدون وحدت فرماندهی نمی‌تواند موفق باشد. دولت و بخش خصوصی؛ دو شریک، نه دو طرف مقابل هستند. تجربه اقتصادهای موفق نشان می‌دهد که سیاست‌های پایدار صنعتی، حاصل گفت‌وگوی مستمر میان دولت و بخش خصوصی است.  پنج گام برای اصلاح حکمرانی تولید

در ایران نیز قانون، اتاق بازرگانی و کمیسیون‌های تخصصی را به‌عنوان مشاوران دولت به رسمیت شناخته است، اما در عمل، این ظرفیت کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. کمیسیون‌های تخصصی نباید فقط پس از صدور بخشنامه‌ها دعوت شوند تا درباره آثار آنها اظهارنظر کنند. جایگاه واقعی آنها، پیش از تصمیم‌گیری است. اگر دولت از ابتدا از تجربه فعالان اقتصادی استفاده کند، بسیاری از تصمیمات پرهزینه اساسا اتخاذ نخواهد شد. پنج گام برای اصلاح حکمرانی تولید امروز بیش از هر زمان دیگری، اقتصاد ایران به اصلاح در شیوه حکمرانی نیاز دارد.

این اصلاح می‌تواند بر پنج محور استوار باشد: نخست، استقرار فرماندهی واحد تولید با محوریت وزارت صنعت، معدن و تجارت و الزام سایر دستگاه‌ها به هماهنگی سیاست‌های خود با راهبرد توسعه تولید. دوم، مشارکت رسمی و دائمی کمیسیون‌های تخصصی اتاق بازرگانی و تشکل‌های اقتصادی در فرآیند تصمیم‌سازی. سوم، ارزیابی اثر هر تصمیم اقتصادی بر تولید، اشتغال، صادرات و سرمایه‌گذاری پیش از اجرا؛ همان‌گونه که ارزیابی مالی یا حقوقی انجام می‌شود. چهارم، تدوین برنامه ملی امنیت انرژی صنایع با همکاری دولت و بخش خصوصی، به جای مدیریت مقطعی بحران‌ها. پنجم، ایجاد ثبات در سیاست‌های ارزی، تجاری، مالیاتی و انرژی، زیرا هیچ سرمایه‌گذاری در فضای بی‌ثبات شکل نخواهد گرفت.  سخن پایانی

ایران از نظر ذخایر معدنی، نیروی انسانی متخصص، ظرفیت صنعتی و موقعیت ژئوپلیتیک، جزو کشورهای کم‌نظیر جهان است. آنچه امروز بیش از هر چیز مانع بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها شده، کمبود منابع نیست، بلکه نبود انسجام در تصمیم‌گیری است. اگر تولید را موتور محرک اقتصاد ایران می‌دانیم، باید حکمرانی تولید نیز متناسب با این جایگاه بازآرایی شود. وزارت صنعت، معدن و تجارت باید علاوه بر مسوولیت پاسخگویی، اختیار هماهنگی سیاست‌های موثر بر تولید را نیز داشته باشد و کمیسیون‌های تخصصی اتاق بازرگانی و تشکل‌های بخش خصوصی به‌عنوان بازوی دائمی کارشناسی در فرآیند تصمیم‌سازی حضور یابند.

تولید، قلب اقتصاد ایران است. قلب را نمی‌توان با چند ضربان‌ساز مستقل اداره کرد. تا زمانی که هر دستگاه صرفا از منظر ماموریت خود تصمیم بگیرد و هماهنگی نهادی جای خود را به تصمیم‌های جزیره‌ای بدهد، بخشی از توان اقتصاد کشور در اصطکاک میان همین تصمیم‌های متعارض از دست خواهد رفت. امروز، بیش از ناترازی برق، گاز یا ارز، با ناترازی در حکمرانی روبه‌رو هستیم. اصلاح این ناترازی، شاید مهم‌ترین سرمایه‌گذاری برای آینده اقتصاد ایران باشد؛ زیرا آینده تولید، اشتغال، صادرات و رفاه کشور، پیش از آنکه در معدن و کارخانه ساخته شود، در اتاق‌های تصمیم‌گیری شکل می‌گیرد.

*   رئیس کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد




وزیر صمت از نقش رئیس جمهور در دوران جنگ میگوید+ ویدئو

 وزیر صمت از نقش رئیس جمهور در دوران جنگ میگوید+ ویدئو
 سایت اکوایران / ۱ ساعت قبل
وزیر صنعت، معدن و تجارت با اشاره به شرایط آغاز جنگ گفت: از زمانی که جنگ شروع شد، دفترم را ترک نکردم و هر سه ساعت یک‌بار موجودی کالا را از همه استان‌های کشور دریافت می‌کردم.

وزیر صنعت، معدن و تجارت با اشاره به شرایط آغاز جنگ گفت: از زمانی که جنگ شروع شد، دفترم را ترک نکردم و هر سه ساعت یک‌بار موجودی کالا را از همه استان‌های کشور دریافت می‌کردم. به گزارش اکوایران به نقل از فرارو، وزیر صنعت گفت: «ریاست جمهوری یک جایگاه معنوی و بلند است. من وقتی رفتم رئیس‌جمهور را دیدم، به نظرم آمد یک کسی بزرگ‌تر از جایگاه‌ها را دارم می‌بینم. من در صحبت‌های ایشان چیزی جز این ندیدم که برای مردم یک کاری بکنم.»

وزیر صمت ادامه داد: «ما سه ساعت به سه ساعت موجودی کالا را در کشور، از همه استان‌ها می‌گرفتم.»



مسئولیت اجتماعی سبز و توسعه پایدار در فولاد خوزستان

 مسئولیت اجتماعی سبز و توسعه پایدار در فولاد خوزستان
 روزنامه آرمان امروز / ۲ ساعت قبل
آرمان امروز : سال‌ها مسئولیت اجتماعی صنایع، بیشتر با ساخت مدرسه، درمانگاه یا حمایت از برنامه‌های فرهنگی شناخته می‌شد؛ اما امروز در جهان، مهم‌ترین شاخص مسئولیت‌پذیری یک صنعت، نحوه تعامل آن با محیط‌زیست است. صنعتی که بتواند هم تولید کند، هم اشتغال بیافریند و هم ردپای زیست‌محیطی خود را کاهش دهد، در واقع مسئولیت اجتماعی [ ]

آرمان امروز : سال‌ها مسئولیت اجتماعی صنایع، بیشتر با ساخت مدرسه، درمانگاه یا حمایت از برنامه‌های فرهنگی شناخته می‌شد؛ اما امروز در جهان، مهم‌ترین شاخص مسئولیت‌پذیری یک صنعت، نحوه تعامل آن با محیط‌زیست است. صنعتی که بتواند هم تولید کند، هم اشتغال بیافریند و هم ردپای زیست‌محیطی خود را کاهش دهد، در واقع مسئولیت اجتماعی را از یک فعالیت جانبی به بخشی از راهبرد توسعه خود تبدیل کرده است.

فولاد خوزستان در سال‌های اخیر تلاش کرده است همین مسیر را دنبال کند. سرمایه‌گذاری گسترده در پروژه‌های زیست‌محیطی، توسعه نیروگاه‌های خورشیدی، اجرای پروژه‌های کنترل گردوغبار، توسعه فضای سبز، راه‌اندازی پروژه‌های بازچرخانی پساب صنعتی و پایش برخط آلاینده‌ها، نشان می‌دهد که نگاه این شرکت از «رعایت الزامات محیط‌زیستی» فراتر رفته و به سمت «مدیریت فعال محیط‌زیست» حرکت کرده است.

دریافت تندیس زرین مسئولیت‌های اجتماعی با محوریت حفاظت از محیط‌زیست و معرفی فولاد خوزستان به‌عنوان الگویی برای صنایع کشور از سوی مسئولان سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز مؤید همین رویکرد است. اهمیت این اقدامات زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم خوزستان، هم یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی کشور است و هم از حساس‌ترین استان‌ها از نظر مسائل زیست‌محیطی. بنابراین هر سرمایه‌گذاری در کاهش آلایندگی، توسعه انرژی‌های پاک و مدیریت منابع آب، تنها به سود یک شرکت نیست؛ بلکه مستقیماً کیفیت زندگی شهروندان و آینده توسعه استان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

امروز مسئولیت اجتماعی دیگر یک انتخاب نیست؛ بخشی از هویت صنایع بزرگ است. اگر قرار است صنعت ایران در بازارهای جهانی جایگاه خود را حفظ کند، «فولاد سبز» و تولید سازگار با محیط‌زیست، یکی از مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی آینده خواهد بود.

تجربه فولاد خوزستان نشان می‌دهد که حتی در سال‌هایی که این شرکت هم‌زمان با تحریم، محدودیت انرژی و آسیب‌های ناشی از جنگ روبه‌رو بوده، سرمایه‌گذاری در محیط‌زیست متوقف نشده است. این نگاه، سرمایه‌گذاری برای آینده‌ای است که در آن توسعه صنعتی و حفاظت از محیط‌زیست، دو مسیر جداگانه نیستند؛ یک مسیر واحدند.



ردیابی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در جنگ

 ردیابی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در جنگ
 روزنامه دنیای اقتصاد / ۳ ساعت قبل
یکی از جملاتی که در محافل عمومی و خصوصی و عامیانه و تخصصی بسیار شنیده می‌شود، این است که «سرمایه ترسو است» یا «تا وقتی که امنیت برقرار نباشد، سرمایه نمی‌آید».

تکلیف آدم‌ها با این جملات، در کشوری که در یک سال اخیر، دو جنگ خارجی و وقایع مختلف اقتصادی و اجتماعی را تجربه کرده، مهم‌ترین عیار ایستادن در یکی از دو سوی مرز باریک اما بلند امیدواری و ناامیدی است. در عرصه کشوری به وسعت ایران و در تحلیل مفهومی به چندلایگی سرمایه‌گذاری (مستقیم) و کارآفرینی، گزافه نیست که ایرانِ واحد را در کالبدهای متفاوتی ببینیم که در عین وحدت، کثرتی دوست‌داشتنی و عمیق دارد. از میان این اجتماع واحد، آن‌چه که مورد نظر این نوشتار است، در قالب ایرانِ اقتصادی تحلیل می‌شود.

ساده‌ترین سوال این است که آیا پهنه سرزمینی ایران اساسا در چنین هنگامه‌ای از جنگ و صلح و ناپایداری که مردمانش با هزاران دلنگرانی روز و شب را به هم می‌رسانند، می‌تواند بستری برای سرمایه‌گذاری محسوب شود؟ برای پاسخ، مناسب است نگاهی به رفتار اقتصادی ساکنان ایرانِ اقتصادی بیندازیم. با این نکته که در این نگاه، مرکز توجه را نه در قالب سرمایه‌گذاری به مفهوم عام، بلکه در محدوده تعریف خاص آن در قالب «سرمایه‌گذاری مستقیم» تعریف میکنیم و تا پایان این نوشتار هرجا که عبارت «سرمایه‌گذار» به‌کار برده شد، در محدوده این تعریف می‌گنجد. بدیهی است که تحلیل رفتار سرمایه‌گذاران غیرمستقیم در بازارهای مالی، خود نوشتار و نگاه دیگری می‌طلبد که خالی از لطف هم نیست.

برای درک بهتر این تفکیک، در یک جمله اشاره می‌شود سرمایه‌گذاری مستقیم، سرمایه‌گذاری است‌که سرمایه‌گذار، با تکیه بر مدیریت و کنترل بنگاه، منافع بلندمدت خود را در پروژه‌ای (جدید یا موجود) وارد می‌کند و از این منظر، در جایگاه کارآفرینی قرار می‌گیرد. سرمایه‌گذار مستقیم، چون در مدیریت بنگاه نقش دارد، متعهد به بقای بنگاه و حفظ سهم خود از بازار است تا بتواند در عین کسب بیشترین منافع، راهی برای توسعه و تقویت جایگاه بنگاهش بیابد و در عرصه رقابت هم تصویر پایدار و قابل اتکایی برای مخاطبان تولیدات و خدماتش ارائه کند.

به‌رغم اینکه این مجاهدت در بستر فرهنگی و دینی ایران، امری پسندیده محسوب می‌شود و در شرایط جنگ، به‌درستی در جایگاه دفاع از وطن قرار می‌گیرد، اما از مسیر تحلیل اقتصادی می‌توان این تلاش را در خصوص افرادی که خارج از این فضای فرهنگی تعریف می‌شوند باورپذیر نمود. مهم‌ترین مصداق این امر، سرمایه‌گذاران خارجی هستند. سرمایه‌گذار، نوعا پیش از ورود به هر عرصه‌ای، ریسک‌ها و خطرات را به‌عنوان عامل مهم تصمیم‌گیری می‌سنجد. سرمایه‌گذاران معمولا در یک بستر زمانی قابل اتکا، حوزه و محل جغرافیایی را ارزیابی می‌کنند و در یک شب و یک هفته تصمیم به سرمایه‌گذاری نمی‌گیرند. به‌ویژه در رفتار سرمایه‌گذاران خارجی، شناسایی ریسک‌های سیاسی و اجتماعی و توجه به مساله امنیت سرمایه‌گذاری در کشور میزبان مهم‌ترین رکنی است که پیش از ورود مورد تحلیل قرار می‌گیرد. 

طبیعتا هرچه خاستگاه سرمایه به بنگاه حرفه‌ای‌تری منتسب باشد، این ارزیابی عمق بیشتری می‌یابد. اما نه با این رویکرد که اگر در کشوری یا حوزه‌ای ریسک وجود داشت، به آن وارد نشود؛ بلکه با این هدف که ارزش قیمت‌گذاری‌شده ریسک را در محاسبات مالی و عملیاتی خود درج کرده و مابه‌ازای عادلانه‌ای از آن را با یک افق نگاه میان‌مدت یا بلندمدت منظور کند. سرمایه‌گذار دقت می‌کند که بر مبنای خطراتی که با آن مواجه است، بازه بازگشت سرمایه، طول دوره سخت، هزینه‌های سربار و سایر شاخص‌های مالی و اقتصادی و عملیاتی را در افق چندساله ارزیابی کند و نهایتا به تصمیم می‌رسد.

با چنین رویکردی، سرمایه‌گذار از لحظه‌ای که تصمیم به سرمایه‌گذاری در یک بنگاه (که نوعا جامع تمام اوصاف شامل محل، حوزه، حجم و ملاحظات فنی است) گرفت، به‌عنوان بخشی از جامعه‌ای که به آن وارد می‌شود نسبت به تمام اتفاقات بعدی کنش متناسب خواهد داشت. بنابراین، هیچ سرمایه‌گذاری با نخستین بارقه‌های توافق و گشایش، کسب‌وکاری را در کشوری شروع نمی‌کند و هیچ سرمایه‌گذاری هم با اولین بمب از آن کشور خارج نمی‌شود. گزافه نیست اگر این را بزرگ‌ترین مزیت اقتصادی جذب سرمایه‌گذاری و تکیه بر مفهوم والای کارآفرینی در کشور بدانیم.

شاهد این امر را در تجربه اخیر سرمایه‌گذاران خارجی می‌توان دید که اگرچه از نگاه عرف، چندان مکلف به برخورداری از علقه سرزمینی نسبت به کشور میزبان محسوب نمی‌شوند، اما در دوران نشیب‌های گوناگون اقتصادی و مواجهه با جنگ‌های اقتصادی و نظامی، بخشی از داشته‌های کشور برای تاب‌آوری محسوب شدند و در سخت‌ترین شرایط هم خطوط تولید را متوقف نکردند. سرمایه‌گذاران خارجی حتی از مبدأ کشورهایی که دولت‌هایشان از حیث سیاسی همراستا با متخاصمان و تجاوزکاران تلقی می‌شوند، با تداوم تولید، در کنار دیگران ارزاق و مایحتاج مردم را تامین کردند و اجازه ندادند ابعاد جنگ ترکیبی بیش از این دامن بازار را بگیرد.

این استمرار حتی در شرایطی که سرمایه‌گذاران بالقوه در مرحله ارزیابی هستند هم به دلیل بلند بودن افق زمانی تحلیل کمابیش قابل اتکاست. به‌عنوان مثال، تقریبا از بعد از پایان جنگ ۱۲روزه در تابستان ۱۴۰۴ انتظار شروع جنگ جدید در کشور وجود داشت. به‌ویژه از اوایل زمستان و با زمینه‌چینی‌های رسانه‌ای و سیاسی صورت گرفته از سوی دشمن، تقریبا شروع جنگ به یک فرض کاملا قابل اعتنا تبدیل شده‌بود و خلاف نیست اگر بگوییم در ابتدای اسفندماه که تجهیزات نظامی ایالات متحده در منطقه مستقر شده‌بودند، وقوع جنگ تا حدودی پیش‌بینی‌پذیر بود؛ اگرچه در مورد ابعاد و نحوه شروع آن ابهاماتی وجود داشت.

با این حال، در فرصت چند ماهه میان دو جنگ، چیزی به عنوان «روند» تعطیلی کارخانجات یا خروج سرمایه‌گذاران در کشور رخ نداد و حتی سرمایه‌گذاران متعددی که مشغول فعالیت بودند، بیشتر به دنبال افزایش تاب‌آوری و ایجاد ابزارهایی برای تداوم تولید در شرایط جنگی تلاش می‌کردند. حتی موارد متعددی وجود دارد از سرمایه‌گذاران جدیدی که در حال ارزیابی کشور برای شروع به سرمایه‌گذاری بودند و همچنان به بررسی‌ها و مطالعات خود در کشور ادامه دادند.

میزان سرمایه‌گذاری خارجی در سال ۱۴۰۴ که از سوی سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های اقتصادی و فنی ایران گزارش شد هم نه‌تنها نسبت به سال‌های قبل کاهش نداشت، که حکایت از روندی صعودی دارد. بدیهی است این روند صعودی نباید منجر به تحلیل اشتباه در سطح کلان شود و جنگ و تنش را به‌عنوان عامل افزایش میزان سرمایه‌گذاری معرفی نماید؛ بلکه تحلیل دلایل افزایش این اعداد می‌تواند در چارچوب هدف این نوشتار مورد توجه قرار گیرد. بدین معنا که مهم‌ترین رکن این افزایش را می‌توان در سطح بنگاه‌های موجود، در عامل مهم «بقا» تحلیل کرد و در طرح‌های جدید، بر پایه فرض «قابل پیش‌بینی‌بودن».

جالب است که حتی شر عظیمی به نام جنگ هم اگر «قابل پیش‌بینی» باشد، می‌تواند در قالب مطالعات طرح مورد ارزیابی قرار گیرد و در کنار عوامل دیگر، منجر به نتیجه انجام یا عدم انجام سرمایه‌گذاری در کشور شود. مروری کلی آنچه که در ماه‌های اخیر از سوی فعالان اقتصادی در رسانه‌ها طرح شده، حکایت از یک ویژگی مهم دارد؛ در میان صحبت‌ها بیش از آنکه از «چرایی شرایط امروز» و «زمان پایان جنگ» سخن باشد، «چگونگی» تداوم فعالیت اقتصادی مورد تاکید و سوال قرار گرفته‌است. فعالان اقتصادی نمی‌گویند «جنگ کی تمام می‌شود که به کار برگردیم؟» می‌گویند «چگونه باید مواد اولیه و ماشین‌آلات خود را وارد کنیم؟»، «ارز را چگونه تامین کنیم؟» و «چگونه محصول صادراتی خود را خارج نماییم؟».

در چنین موقعیتی، وقتی تکلیف پایان جنگ معلوم نیست، یافتن جواب اقتصادی و کارکردی برای کسانی که در این ماه‌ها دلیرانه خطوط تولید خود را حفظ کرده‌اند و پرهیز از تصمیمات خلق‌الساعه و ناسازگار با شرایط کلان کشور انتظاری است که فعالان اقتصادی داخلی دارند. نه فقط از این حیث که حاکمان باید تصمیمات خوب بگیرند؛ بلکه بیشتر از این نظر که آنچه که پیش روی اقتصاد وجود دارد، باید تا جای ممکن «پیش‌بینی پذیر» بماند. از زاویه دید اقتصادی اگر به واقعیت‌ها بنگریم، می‌یابیم که ریسک، قابل ارزیابی است اما ابهام، خیر!

بدیهی است هرآنچه که در این نوشتار در مورد تداوم فعالیت و ورود سرمایه‌گذاران خارجی و استمرار فعالیت کارآفرینان داخلی طرح شد، نافی این امر نیست که آشفتگی شرایط و نیاز به تحلیل عمیق و بنیادین اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، بخش قابل‌توجهی از ظرفیت بالقوه کشور را از ورود به عرصه فعلیت‌یافتن بازداشته و تلاش برای کاهش این خطرات حتی اگر قابل پیش‌بینی هم باشند، بهترین رویکرد دولت برای تقویت واقعی بدنه اقتصادی کشور است.

*  پژوهشگر حقوق توسعه و سرمایه‌گذاری خارجی این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



کاربرد هوش مصنوعی در معادن برزیل

 کاربرد هوش مصنوعی در معادن برزیل
 روزنامه دنیای اقتصاد / ۳ ساعت قبل
برزیل، به‌ویژه در صنعت سنگ آهن، به یکی از نمونه‌های مهم استفاده از هوش مصنوعی در معدن‌کاری تبدیل شده است. شرکت‌های معدنی این کشور، از جمله واله، از هوش مصنوعی برای افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها، بهبود ایمنی و کنترل بهتر کیفیت محصول استفاده می‌کنند. این تحول برای بازار سنگ آهن اهمیت زیادی دارد، زیرا مستقیما بر حجم تولید قابل فروش و سهم محصولات با عیار و کیفیت بالاتر اثر می‌گذارد.

یکی از مهم‌ترین کاربردها، بهینه‌سازی کارخانه‌های فرآوری است. الگوریتم‌های هوشمند داده‌های حاصل از حسگرها، دوربین‌ها و تجهیزات عملیاتی را بررسی می‌کنند تا متغیرهایی مانند خوراک ورودی، خردایش، جدایش و بازیابی آهن به صورت پیوسته تنظیم شوند. این رویکرد می‌تواند کاهش اتلاف آهن در باطله‌ها و افزایش تولید سنگ آهن مناسب برای احیای مستقیم را به همراه داشته باشد.

هوش مصنوعی همچنین نقش مهمی در نگهداری پیش‌بینانه دارد. به جای تعمیر تجهیزات پس از خرابی، شرکت‌ها داده‌های عملکرد کامیون‌ها، نوارنقاله‌ها، ماشین‌آلات فرآوری و شبکه ریلی را تحلیل می‌کنند تا احتمال خرابی را زودتر تشخیص دهند. این روش توقف‌های ناخواسته را کاهش می‌دهد و قابلیت اطمینان زنجیره عرضه مواد معدنی را افزایش می‌دهد. در بخش ایمنی نیز فناوری‌های هوشمند کاربرد فزاینده‌ای یافته‌اند. کامیون‌های خودران، نظارت تصویری، پهپادها و حسگرهای دیجیتال، نیاز به حضور کارکنان در مناطق پرریسک را کاهش می‌دهند. این موضوع به ویژه در زمینه مدیریت سدهای باطله، پایداری دیواره‌های معدن و کنترل تردد ماشین‌آلات سنگین اهمیت دارد.

علاوه بر عملیات تولیدی، هوش مصنوعی در اکتشاف و نظارت محیط زیستی نیز استفاده می‌شود. ترکیب داده‌های ماهواره‌ای، ژئوفیزیکی و زمین‌شناسی می‌تواند مناطق مستعد مواد معدنی را سریع‌تر شناسایی کند. همزمان، تصاویر ماهواره‌ای و مدل‌های یادگیری ماشین برای رصد معدن‌کاری غیرقانونی و ارزیابی تغییرات محیط‌زیستی به کار گرفته می‌شوند. برای ایران، تجربه برزیل می‌تواند یک الگوی عملی باشد. ایران ذخایر قابل‌توجهی از سنگ آهن، مس، سرب و روی، زغال‌سنگ و مواد معدنی صنعتی دارد، اما بخشی از زنجیره معدن و فرآوری همچنان با چالش‌هایی مانند نوسان کیفیت خوراک، فرسودگی تجهیزات، توقف‌های عملیاتی، مصرف بالای انرژی و محدودیت دسترسی به فناوری‌های پیشرفته مواجه است.

استفاده هدفمند از هوش مصنوعی می‌تواند در چند حوزه اثرگذار باشد: بهینه‌سازی عیار و بازیابی در کارخانه‌های کنسانتره، گندله‌سازی و فولادسازی، پیش‌بینی خرابی تجهیزات کلیدی مانند آسیاب‌ها، پمپ‌ها، نوارنقاله‌ها و کامیون‌های معدنی، کاهش مصرف برق، گاز و آب در صنایع معدنی و فولادی، پایش سدهای باطله، دیواره معادن روباز و مسیرهای حمل مواد، ارزیابی سریع‌تر ذخایر و اولویت‌بندی مناطق اکتشافی با داده‌های زمین‌شناسی و ماهواره‌ای، کنترل کیفیت محصول و تفکیک بهتر خوراک برای تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر. برای مثال، در زنجیره سنگ آهن ایران، هوش مصنوعی می‌تواند با تحلیل همزمان عیار خوراک، میزان رطوبت، عملکرد آسیاب، کیفیت کنسانتره و مصرف انرژی، تنظیمات کارخانه را به صورت لحظه‌ای پیشنهاد دهد. نتیجه می‌تواند افزایش بازیابی آهن، کاهش باطله، افت مصرف انرژی و تولید پایدارتر کنسانتره و گندله باشد.

با وجود محدودیت‌های ناشی از تحریم و دشواری تامین برخی تجهیزات و نرم‌افزارها، ایران می‌تواند بر توسعه راهکارهای بومی تمرکز کند. همکاری میان شرکت‌های معدنی، دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و سازندگان داخلی تجهیزات می‌تواند مسیر اجرای پروژه‌های هوش مصنوعی را هموارتر کند. در آغاز، لازم نیست پروژه‌ها بسیار بزرگ باشند؛ اجرای پایلوت در یک کارخانه فرآوری، یک معدن روباز یا یک واحد گندله‌سازی می‌تواند داده، تجربه و بازده اقتصادی لازم برای توسعه گسترده‌تر را فراهم کند. در مجموع، هوش مصنوعی برای ایران صرفا یک فناوری نمایشی نیست؛ بلکه می‌تواند ابزاری برای کاهش هزینه تولید، افزایش بهره‌وری، بهبود ایمنی و تقویت توان رقابت صادراتی در بازارهای سنگ آهن، فولاد و فلزات غیرآهنی باشد.

*  کارشناس حوزه صنایع معدنی این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد


 نبض اجاره خانه‌های لوکس تهران

نبض اجاره خانه‌های لوکس تهران

دنیای اقتصاد: قیمت پیشنهادی موجران برای واحدهای مسکونی میانسال 10 تا 25 سال ساخت در مناطق لوکس پایتخت به میانگین ودیعه 4‌میلیاردتومانی و متوسط اجاره ماهانه 78‌میلیون‌تومانی رسیده است. با تبدیل متوسط رقم ودیعه به اجاره، کل اجاره چنین واحدی به 200‌میلیون‌تومان در ماه می‌رسد.

 آیا صندوق‌های طلا می‌توانند وثیقه بانکی باشند؟

آیا صندوق‌های طلا می‌توانند وثیقه بانکی باشند؟

یکی از چالش‌های جدی نظام تامین مالی کشور، مساله وثایق بانکی است. بسیاری از متقاضیان تسهیلات، به‌ویژه صاحبان کسب‌وکار و تولیدکنندگان، ممکن است توان بازپرداخت مناسبی داشته باشند، اما به دلیل نداشتن وثایق سنتی مانند ملک، عملا امکان دسترسی آسان به منابع بانکی را از دست بدهند. از سوی دیگر، بانک نیز نمی‌تواند بدون اطمینان از کیفیت و قابلیت نقدشوندگی وثیقه، ریسک اعطای تسهیلات را بپذیرد.

 بازارها دوباره داغ شدند؛ دلار ۱۸۹ هزار تومان!

بازارها دوباره داغ شدند؛ دلار ۱۸۹ هزار تومان!

بازارهای مالی امروز چهارشنبه ۲۸ مرداد با افزایش قیمت در اغلب دارایی‌ها همراه بود. دلار به ۱۸۹ هزار و ۱۵ تومان رسید، طلای ۱۸ عیار با رشد ۲.۶۵ درصدی در آستانه...

 اینفوگرافیک | طول خطوط مترو کلان‌شهرهای جهان

اینفوگرافیک | طول خطوط مترو کلان‌شهرهای جهان

در اینفوگرافیک زیر طول خطوط مترو کشورهای مختلف بررسی شده است.

 تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات کتاب «حرامزادگان هایک» | آیا اقتصاد بازار آزاد توجیه‌گر نژادپرستی است؟

تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات کتاب «حرامزادگان هایک» | آیا اقتصاد بازار آزاد توجیه‌گر نژادپرستی است؟

اقتصادنیوز: در هفته‌های اخیر، کتاب «حرامزادگان هایک؛ نژاد، طلا، ضریب هوشی و سرمایه‌داری راست افراطی»، نوشته کوئین اسلوبودیان، مورخ و استاد دانشگاه بوستون، مورد توجه رسانه‌های چپ‌گرای فارسی زبان قرار گرفته است. این تاریخدان، به سیاق پژوهش‌های پیشین خود، می‌کوشد دو اقتصاددان لیبرال کلاسیک، فردریش هایک و لودویگ فون میزس و همچنین برخی پیروان آنارشیست آن‌ها را به راست‌گرایان نژادپرست پیوند دهد.

 سهام بی تصمیم، طلا و نقره صعودی / پیش بینی شنبه 31 مرداد ماه

سهام بی تصمیم، طلا و نقره صعودی / پیش بینی شنبه 31 مرداد ماه

بازار سهام در یک قدمی رسیدن شاخص کل به عدد 6 میلیون واحد در حال نوسان است. در مقابل بازار طلا و دلار این روز ها به دلیل افزایش سطح تنش های لفظی میان ایران و...

 ببیننپید| همتی: عظمت ایران را در آینده نزدیک خواهید دید

ببیننپید| همتی: عظمت ایران را در آینده نزدیک خواهید دید

همتی رئیس کل بانک مرکزی گفت: یکی از مسئولین بالا که نمی توانم اسمش را ببرم، چون ممکن است ناراحت شود در سفر خارجی به من گفت که آمریکایی ها فکر کردند ایران هم مثل ونزوئلا یا کشورهای آمریکای لاتین یا جاهای دیگر است. ایشان به من گفت که شما در آینده نزدیک نقش جمهوری اسلامی را در منطقه خواهید دید، خواهیم دید که در واقع آن چیزی که آنها فکر می‌کردند نشد و یک چیز خلاف آن، عظمت ایران را خواهند دید

 بانک رسالت در گرداب زیان تریلیون ریالی با مدیریت حسین زاده

بانک رسالت در گرداب زیان تریلیون ریالی با مدیریت حسین زاده

بانک قرض‌الحسنه رسالت در حالی همچنان با مدیریت حسین‌زاده به فعالیت خود ادامه می‌دهد که صورت‌های مالی ۹ماهه منتهی به ۳۰ آذر ۱۴۰۴، تصویری نگران‌کننده از وضعیت...