قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۸

تایید دوم از کاهش تورم

دنیای اقتصاد: مرکز آمار ایران یک روز بعد از اعلام تورم تیرماه از سوی بانک مرکزی، روایت خود از تورم این ماه را اعلام کرد. براساس اعلام مرکز آمار، تورم نقطه به نقطه تیر ماه با کاهش 0.7 واحد درصدی به 87.9 درصد رسید. این نخستین بار در بیست ماه اخیر است که تورم نقطه به نقطه با کاهش روبه‌رو شده است. نرخ تورم ماهانه نیز با کاهش 2.9 واحد درصدی به 3.1 درصد رسیده است. بانک مرکزی نیز، پیش از این روندی مشابه را در تورم ماهانه امسال اعلام کرده بود. کارشناسان اجرای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و رفع محدودیت‌های تجاری در چند هفته اول این ماه را عامل کاهش انتظارات تورمی و رفع نسبی شوک عرضه در این مدت دانستند. با این حال، با توجه به بازگشت محاصره دریایی احتمال بازگشت روند صعودی تورم در مردادماه وجود دارد.
 تایید دوم از کاهش تورم

بررسی روند تورم در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که اقتصاد ایران از بهمن ۱۴۰۳ وارد مرحله‌ای از جهش تورمی شد. این مرحله همزمان با تحولات سیاسی خارجی و افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک شکل گرفت. بر اساس داده‌های مرکز آمار، تورم نقطه به نقطه که در دی‌ماه ۱۴۰۳ معادل ۳۱.۷ درصد بود، در بهمن همان سال به ۳۵.۳ درصد رسید و پس از آن روندی کاملا صعودی را تجربه کرد. این شاخص در اسفند به ۳۷.۱ درصد، در فروردین ۱۴۰۴ به ۳۸.۹ درصد، در نیمه نخست سال ۱۴۰۴ تا بیش از ۵۲ درصد و در زمستان همان سال به بیش از ۶۸ درصد افزایش یافت. روند صعودی در سال ۱۴۰۵ نیز ادامه پیدا کرد و تورم نقطه‌ای از ۷۳.۵ درصد در فروردین به ۸۳.۹ درصد در اردیبهشت و ۸۸.۶ درصد در خرداد رسید. این روند در تیرماه به ۸۷.۹ درصد رسیده است که نخستین عقب‌نشینی این شاخص پس از ۲۰ ماه رشد متوالی محسوب می‌شود. هرچند این کاهش اندک هنوز به معنای مهار تورم نیست، اما از تغییر جهت موقت روند قیمتی حکایت دارد. روند تورم ماهانه و عوامل سیاسی

بررسی همزمان روند تورم ماهانه نیز تصویری مشابه ارائه می‌دهد. در ماه‌های ابتدایی سال ۱۴۰۳ تورم ماهانه در محدوده ۲ تا ۳ درصد قرار داشت و حتی در شهریور همان سال به کمتر از ۲ درصد رسید. اما از بهمن ۱۴۰۳، همزمان با افزایش تنش‌های سیاسی و رشد انتظارات تورمی، نرخ تورم ماهانه نیز شتاب گرفت. این شاخص در دی‌ماه ۱۴۰۴ به ۷.۹ درصد رسید و در بهمن همان سال رکورد ۹.۴ درصد را ثبت کرد. این سطح از تورم نشان‌دهنده جهش قابل‌توجه قیمت‌ها در فاصله یک ماه بود که تحت‌تاثیر اصلاحات ارزی آذرماه و دی ماه ۱۴۰۴ رخ داده بود. در اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز تورم ماهانه به ۸.۸ درصد رسید و در خرداد به حدود ۶ درصد کاهش یافت. با این حال، افت این شاخص به ۳.۱ درصد در تیرماه مهم‌ترین نشانه آرام‌تر شدن فضای تورمی در ماه‌های اخیر محسوب می‌شود؛ موضوعی که هر دو نهاد آماری کشور بر آن اتفاق نظر دارند.

کارشناسان اقتصادی مهم‌ترین دلیل این کاهش را تحولات سیاسی و کاهش نسبی ریسک‌های خارجی در هفته‌های ابتدایی تیرماه می‌دانند. اجرای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و کاهش بخشی از محدودیت‌های تجاری موجب شد جریان واردات برخی کالاهای واسطه‌ای و مصرفی تسهیل شود و بخشی از شوک عرضه که در ماه‌های قبل اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده بود، تخلیه شود. از سوی دیگر، انتشار اخبار مربوط به کاهش تنش‌های منطقه‌ای و احتمال تداوم مذاکرات، انتظارات تورمی را تا حدی تعدیل کرد. در اقتصادی که سهم انتظارات در تعیین قیمت‌ها بسیار بالاست، حتی تغییر موقت فضای سیاسی نیز می‌تواند بر رفتار فعالان اقتصادی، بازار ارز و قیمت کالاها اثرگذار باشد. کاهش نرخ رشد قیمت‌ها در تیرماه را می‌توان تا حد زیادی محصول همین تغییر در فضای انتظارات دانست؛ تغییری که در کوتاه‌مدت از سرعت افزایش قیمت‌ها کاست.

تجربه اقتصاد ایران در سال‌های گذشته نیز نشان داده است که تورم تنها نتیجه رشد نقدینگی یا کسری بودجه نیست، بلکه متغیرهای سیاسی و انتظارات ناشی از آنها به‌خصوص در کوتاه‌مدت نقش تعیین‌کننده‌ای در نوسانات قیمت‌ها ایفا می‌کنند. از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا در بهمن ۱۴۰۳، سطح نااطمینانی نسبت به آینده روابط خارجی ایران افزایش یافت و همین موضوع در کنار محدودیت‌های تجاری و اختلال در صادرات، موجب تشدید انتظارات تورمی شد. بر اساس آمارهای رسمی، تورم نقطه‌ای از حدود ۳۵ درصد در بهمن ۱۴۰۳ به حدود ۸۹ درصد در تیرماه ۱۴۰۵ رسیده است. این وضعیت به این معنی است که تورم نقطه به نقطه در طول حدود یک سال و نیم اخیر بیش از دو برابر شده است. چنین جهشی ناشی از افزایش ریسک‌های سیاسی، اختلال در تجارت خارجی، نوسانات نرخ ارز و تغییر رفتار اقتصادی خانوارها و بنگاه‌ها در مواجهه با نااطمینانی بوده است.  تورم سه رقمی در ۸ استان

گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد فشار تورم بیش از همه بر دهک‌های پایین درآمدی وارد می‌شود. در خردادماه، دهک‌های اول و دوم جامعه تورم نقطه‌ای سه‌رقمی را تجربه کرده بودند، اما در تیرماه این وضعیت تا حدی بهبود یافت و تنها دهک دوم همچنان تورم سه‌رقمی را ثبت کرد. نرخ تورم نقطه به نقطه این دهک به ۱۰۰.۶ درصد رسیده است؛ به این معنا که هزینه سبد مصرفی خانوارهای این گروه نسبت به تیر سال قبل بیش از دو برابر شده است. هرچند خروج دهک اول از محدوده تورم سه‌رقمی را می‌توان نشانه‌ای مثبت تلقی کرد، اما تداوم فشار شدید بر دهک‌های کم‌درآمد نشان می‌دهد کاهش سرعت تورم هنوز به بهبود محسوس قدرت خرید خانوارها منجر نشده است. از آنجا که سهم خوراکی‌ها و کالاهای ضروری در سبد مصرفی دهک‌های پایین بیشتر است، افزایش قیمت این گروه از کالاها همچنان فشار سنگینی بر معیشت این خانوارها وارد می‌کند.

تفاوت وضعیت استان‌ها نیز بیانگر آن است که آثار تورم در سراسر کشور یکسان نیست. در خردادماه، ۱۱ استان کشور تورم نقطه‌ای سه‌رقمی را ثبت کرده بودند، اما در تیرماه این تعداد به ۸ استان کاهش یافت. این استان‌ها شامل آذربایجان غربی، ایلام، چهارمحال و بختیاری، کردستان، کرمانشاه، گلستان، لرستان و هرمزگان می‌شود. کاهش تعداد استان‌های دارای تورم سه‌رقمی، نشانه‌ای از تعدیل نسبی فشارهای قیمتی در سطح کشور است، اما همچنان بیانگر آن است که بخش قابل‌توجهی از مناطق ایران با نرخ‌های بسیار بالای تورم مواجه هستند. تفاوت سطح درآمدی و سبد مصرفی خانوارها در استان‌های مختلف از جمله عواملی است که باعث می‌شود شدت تورم در این استان‌ها متفاوت باشد. آیا کاهش تورم ماندگار خواهد بود؟

با وجود کاهش تورم نقطه به نقطه در تیرماه، بسیاری از اقتصاددانان نسبت به پایداری روند نزولی تورم هشدار می‌دهند. کاهش نرخ تورم در تیر عمدتا در شرایطی رخ داد که محدودیت‌های تجاری برای چند هفته کاهش یافته و فضای سیاسی نسبتا آرام‌تر شده بود. اما در مردادماه با بازگشت محاصره دریایی و افزایش دوباره محدودیت‌های تجاری، احتمال بازگشت شوک‌های عرضه و رشد مجدد انتظارات تورمی وجود دارد. بنابراین کاهش تورم تیرماه را نباید به‌عنوان بهبود پایدار روند تورم کشور تعبیر کرد، بلکه باید آن را نتیجه موقت کاهش ریسک‌های سیاسی و تجاری دانست.

اقتصاددانان تاکید می‌کنند که تجربه سال‌های اخیر بار دیگر نشان داده است اقتصاد ایران تا چه اندازه نسبت به تحولات سیاست خارجی آسیب‌پذیر است. هر بار که چشم‌انداز روابط خارجی بهبود یافته، انتظارات تورمی تعدیل شده و سرعت رشد قیمت‌ها کاهش یافته است؛ و هر زمان که تنش‌های سیاسی افزایش یافته، نرخ ارز، انتظارات تورمی و در نهایت سطح عمومی قیمت‌ها نیز جهش کرده‌اند. این وابستگی بالا به متغیرهای سیاسی، هزینه تصمیم‌گیری اقتصادی را برای خانوارها و بنگاه‌ها افزایش داده و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را محدود کرده است. با این حال، کارشناسان معتقدند کاهش پایدار تورم تنها از مسیر بهبود روابط خارجی حاصل نخواهد شد. هرچند کاهش ریسک‌های سیاسی می‌تواند زمینه را برای ثبات اقتصاد کلان فراهم کند، اما بدون اصلاحات ساختاری، آثار این گشایش‌ها موقتی خواهد بود. 

کنترل کسری بودجه دولت، کاهش وابستگی بودجه به منابع ناپایدار، اصلاح نظام یارانه‌ها، تقویت استقلال بانک مرکزی، مهار رشد نقدینگی، اصلاح نظام بانکی و حرکت به سمت آزادسازی اقتصادی از مهم‌ترین اقداماتی است که می‌تواند زمینه کاهش پایدار تورم را فراهم کند. در واقع، سیاست خارجی می‌تواند شوک‌های تورمی را کاهش دهد، اما تثبیت قیمت‌ها نیازمند اصلاحات عمیق در سیاست‌های پولی، مالی است.

به همین دلیل، کاهش تورم نقطه‌ای در تیرماه را می‌توان نشانه‌ای امیدوارکننده اما شکننده ارزیابی کرد. همگرایی آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار نشان می‌دهد روند افزایش قیمت‌ها در این ماه تا حدی مهار شده است، اما استمرار این روند به عوامل متعددی وابسته خواهد بود. اگر گشایش‌های سیاسی ادامه یابد و همزمان اصلاحات اقتصادی برای کنترل کسری بودجه، مهار رشد نقدینگی و آزادسازی اقتصاد دنبال شود، امکان کاهش تدریجی نرخ تورم در ماه‌های آینده وجود خواهد داشت. در مقابل، بازگشت تنش‌های خارجی، تشدید محدودیت‌های تجاری یا تداوم سیاست‌های مالی و پولی انبساطی می‌تواند بار دیگر اقتصاد ایران را در مسیر پیشین قرار دهد. ثبات تورم تنها زمانی پایدار خواهد شد که ریسک‌های سیاست خارجی و عدم تعادل‌های ساختاری اقتصاد به طور همزمان مورد توجه قرار گیرند. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۱ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

سیاست‌های تورم‌زا اقتصاد ایران را از درون تهی کرده است

به گزارش تجارت نیوز، فرشاد مومنی در همایش «انرژی، معیشت، امنیت ملی» با اشاره به شرایط اقتصادی کشور اظهار کرد: تک‌تک ما باید با توجه به شرایط کنونی کشور، یکدیگر را دعوت کنیم که مسائل را با دقت و از زوایای مختلف ببینیم. آنجایی که مسائل ما ریشه معرفتی دارد، باید با ابزارهای متناسب با همان حوزه به آن نگاه کنیم و آنجایی که مسائل ریشه در فساد دارد، ابزارها متفاوت است.

وی با انتقاد از آنچه طی سال‌های گذشته تحت عنوان بازارگرایی در ایران دنبال شده است، گفت: در این دوره، رویکردی به نام بازارگرایی مطرح شد که به قیمت ایجاد فقر و نابرابری‌های گسترده برای بخش‌های مهمی از جمعیت کشور تمام شده است. در عین حال باید آن نظریه‌ای را که با ابزار دستکاری‌شده‌ای به نام بازار، این وضعیت را توجیه کرده است، مورد بازخواست قرار دهیم.

مومنی افزود: در تمام این دوره، نهادی وجود داشته که باید اسلامیت، انطباق با قانون اساسی و قواعد حاکم بر کشور را ارزیابی می‌کرد. باید پرسید با چه رویکردی از اسلام گفته شد که این سیاست‌ها نه اشکال شرعی دارند و نه اشکال قانون اساسی، در حالی که از دل آن‌ها این حجم از فقر، فساد، نابرابری و وابستگی پدید آمده است.

این اقتصاددان ادامه داد: نگرش‌هایی به جای نگرش‌های افرادی مانند شهید بهشتی و طالقانی، مبنای اسلامی بودن قرار گرفته است. دکتر سبحانی نیز چندین سال پیش این مسئله را مطرح کرد، اما کسی به آن اعتنا نکرد. شورای نگهبان برای اینکه خیال خود را راحت کند، از رویکردی تحت عنوان «عدم مغایرت» استفاده کرده است، با تعریفی که از عدم مغایرت ارائه شده است.

وی با بیان اینکه مسائل کشور باید به اندازه پیچیدگی آن‌ها مورد توجه قرار گیرد، اظهار کرد: مدت‌هاست بخش مهمی از تصمیم‌گیری‌های کلیدی کشور فراتر از مجلس و دولت و در چارچوب مصوبه‌های خاص انجام می‌شود. از همان زمانی که اختیارات غیرعادی به برخی بخش‌ها داده شد، افرادی به‌صراحت هشدار دادند که این روند اوضاع را بدتر خواهد کرد. امروز نیز دیده‌ایم که دور زدن مجلس، صرف‌نظر از کیفیت مجلس، کیفیت سیاست‌گذاری در ایران را بسیار فاجعه‌آمیزتر کرده است.

مومنی با تأکید بر ضرورت بازنگری اساسی در سیاست‌های اقتصادی گفت: وقتی تحت سیطره نهادهایی هستیم که مناسبات آن‌ها بر فقیر و ذلیل کردن اکثریت جمعیت و تقویت مافیاها استوار است، جابه‌جایی افراد، چه بین دولت‌ها و چه در درون دولت‌ها، در بهترین حالت آثار کوتاه‌مدت خواهد داشت.

وی افزود: مسئله حیاتی این است که باید با نظام تصمیم‌گیری اساسی کشور صحبت کنیم و بگوییم رویکردی را انتخاب کرده‌اید که اصالت را به مدل‌های لحظه‌ای و آنچه بازارگرایی نامیده می‌شود، می‌دهد؛ اما این رویکرد را در کشوری به کار می‌برید که با عدم تعادل‌های ساختاری مزمن مواجه است.

رئیس موسسه دین و اقتصاد با اشاره به اینکه طی دهه‌های گذشته منتقدان این سیاست‌ها با واکنش‌هایی مواجه شده‌اند، گفت: از روز اول، نقدهایی که به این رویه وجود داشت یا تجزیه و تحلیل نمی‌شد، یا معترضان را می‌ترساندند و تنبیه می‌کردند و مسائل را از امروز به فردا می‌رساندند. اکنون نزدیک به چهار دهه گذشته است و داده‌هایی که نهادهای رسمی خودشان منتشر کرده‌اند، دیگر امکان تکذیب و انکار مسئله را باقی نمی‌گذارد.

وی ادامه داد: برای آن بخش از ساختار قدرت که بقای خودش، معیشت مردم و امنیت کشور برایش اهمیت دارد، خوب است بررسی کند که در این چهار دهه چه تصوراتی داشته و چه اتفاقی افتاده است. دیگر نمی‌توان با برگزاری جلساتی که در آن‌ها به قول خودشان خالص‌سازی می‌کردند تا صدای دیگری شنیده نشود، مسئله را حل کرد.

مومنی گفت: مسئله حیاتی دیگر، عجز حکومت در اصلاح رویه‌هایی است که خودش نیز قبول دارد غلط است. علت این عجز آن است که در پرتو مجموعه سیاست‌هایی که ما آن را ساختاری می‌نامیم، حکومت به دست خود از حاکمیت بر بخش‌هایی از اقتصاد تهی شده است.

وی افزود: بخش‌های بزرگی از بازار پول، بازار ارز، بازار سرمایه و بازار کالا دیگر تحت اراده حکومت نیست و مطلقاً از سیاست‌های حکومت تبعیت نمی‌کند. در میان این بازارها، اسفبارترین وضعیت مربوط به بازار کار است. خود دولت گزارش می‌دهد که نزدیک به دو سوم بازار کار ایران غیررسمی است؛ یعنی اراده سیاست‌گذار به بخش بزرگی از این بازار اصابت نمی‌کند و حقوق قانونی نیروی کار نیز به این شاغلان تعلق نمی‌گیرد.

این اقتصاددان با بیان اینکه شغل در ایران قادر به رفع فقر نیست، اظهار کرد: این مسئله به صدها شکل در گزارش‌های رسمی منعکس شده است. تحت نهادهای بهره‌کش و این مناسبات، همه‌چیز به سمتی می‌رود که منافع حکومت و تولیدکنندگان در مرکز قرار گیرد و عامه مردم در حاشیه باشند.

مومنی با اشاره به وضعیت پنج بازار اصلی گفت: پنج بازاری که درباره آن‌ها صحبت کردم، میان‌تهی و از کار افتاده شده‌اند و باید برای این مسئله فکری کرد. در بازار سرمایه ایران، تقریباً ۸۵ درصد آن در کنترل… است. در بازار پول نیز کسانی که از خلق پول از هیچ، به دنبال ثروت‌اندوزی‌های غیرعادی هستند، نقش قابل توجهی پیدا کرده‌اند.

وی افزود: بر اساس گزارش‌های رسمی، به ازای هر یک واحدی که نقش رسمی کشور در خلق نقدینگی دارد، بانک‌های عمدتاً خصوصی سهمی بیش از شش واحد دارند. با این حال، وقتی با اتفاقی که در بازار پول رخ می‌دهد مواجه می‌شویم، به جای اصلاح سیاست غلطی که حکومت را از حاکمیت تهی کرده است، رئیس بانک مرکزی را جابه‌جا می‌کنیم.

مومنی با بیان اینکه مسئله اقتصادی کشور به موضوع امنیت ملی نیز ارتباط پیدا کرده است، گفت: در یک افق بلندمدت، ما با نظمی مواجه شده‌ایم که به خارج متکی است و خانواده‌های بسیاری را در اسارت فقر و نابرابری قرار داده است.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم تصور کنیم که نظام حکومتی ما به‌کلی میان‌تهی شده است، باید به گزارش‌های رسمی مراجعه کنیم. در این گزارش‌ها، وقتی درباره علت شرایط موجود صحبت می‌شود، همه از بی‌ثباتی، ناامنی و بحران سخن می‌گویند؛ اما باید پرسید این بی‌ثباتی چه کاری انجام می‌دهد.

رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: یکی از استدلال‌هایی که مطرح می‌شود این است که انحصارگران مافیایی از قدرت قیمت‌گذاری دلبخواه استفاده می‌کنند و به سیاست‌ها تن نمی‌دهند و در نتیجه، فشارها را از طریق سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی به مردم منتقل کنیم.

وی افزود: استدلال دیگر این است که بخش بزرگی از صادرکنندگان، با وجود قوانین، ارزهای صادراتی خود را برنمی‌گردانند و نتیجه‌ای که از آن گرفته می‌شود این است که باید فشار را بر مردم و تولیدکنندگان وارد کرد.

مومنی تصریح کرد: از همه تکان‌دهنده‌تر این است که گفته می‌شود چون به سیاست‌های تورم‌زا معتاد شده‌ایم و نمی‌توانیم از آن اجتناب کنیم، چاره‌ای جز وارد کردن شوک‌های پی‌درپی به نرخ ارز نداریم. این یعنی به زبان بی‌زبانی، اصلاح رفتار و منافع الیگارشی‌ها به حاشیه رفته و هزینه اصلاحات بر مردم و تولیدکنندگان تحمیل می‌شود.

وی با بیان اینکه در یک نگرش بلندمدت، زمان از دست می‌رود، اظهار کرد: سیاستی اجرا می‌شود که شاید از صد بار، صد بار شکست بخورد و دوباره صورتک‌هایی را می‌بینیم، در حالی که اصل ماجرا در جای دیگری است. باید هرچه زودتر به دنبال راهکار باشیم تا مسیر برای اصلاحات واقعی باز شود.

مومنی با اشاره به محدودیت منابع ارزی کشور گفت: باید پرسید منابع ارزی محدود را به واردات خودرو اختصاص دهیم یا به واردات دارو و نیازهای اساسی مردم؟ برای پاسخ به این پرسش، به سطح بالاتری از تفکر و تصمیم‌گیری نیاز داریم.

وی افزود: بنیان‌های نظری این رویکردها و سازوکارهای عملیاتی کردن آن‌ها برای ایران نیز مورد توجه قرار گرفته بود، اما در اینجا از ورود به آن بحث صرف‌نظر می‌کنم و فقط می‌خواهم به یکی دو نکته اشاره کنم که نشان می‌دهد مسئله دیگر فقط بخش کشاورزی یا صنعت نیست، بلکه مسئله امنیت است.

این اقتصاددان ادامه داد: چرا تصور می‌کنیم اگر بعد از ماجرای تنگه هرمز، کشور تحت محاصره قرار گیرد، با فشارهای غیرعادی مواجه خواهیم شد؟ زیرا در پرتو نهادهای بهره‌کش، شیره جان کشاورز و صنعتگر کشور را کشیده و تقدیم مافیاها کرده‌ایم. تا زمانی که این مناسبات متوقف نشود، امکان ندارد بتوانیم در همه عرصه‌های حیات اقتصادی و اجتماعی ایران کار جدی انجام دهیم.

مومنی تأکید کرد: از این زاویه، آسیب‌پذیری ما برای حفظ تمامیت ارضی کشور بسیار بالاست و در این زمینه هیچ تعارفی وجود ندارد. اگر اوضاع و احوال به‌گونه‌ای بود که توصیه‌های منطقی و این مسائل دیگر کارساز نبود، باید رمان بنویسند و تئاتر اجرا کنند. در قرن بیست‌ویکم، در ربع یا نیمه نخست این قرن، اینکه یک مقام کلیدی کشور بگوید اگر من … ارزی ایجاد نمی‌کردم، کشور…، بسیار تأسف‌بار و حتی شرم‌آور است.

وی با اشاره به پیامدهای سیاست‌های تورم‌زا گفت: اساساً سیاست‌های تورم‌زا و اشتغال‌زدا در تمام دنیا و حتی در همان متونی که خود دولت منتشر می‌کند، به‌عنوان سیاست‌هایی شناخته می‌شوند که از طریق کمیابی مصنوعی، قحطی را به بخش بزرگی از جمعیت تحمیل می‌کنند.

مومنی افزود: این سیاست‌ها متوقف نمی‌شوند، زیرا بسیاری از متقاضیان نه به دلیل اینکه کالا وجود ندارد، بلکه به دلیل اینکه قدرت خرید ندارند، از گردونه تقاضا خارج می‌شوند. در این شرایط، این همه محرومیت و قحطی‌زدگی به جمعیت تحمیل می‌شود و حتی بابت اینکه عرضه ارزاق با مشکل مواجه نشده است، منت نیز گذاشته می‌شود.

وی در پایان گفت: وقتی اقتصاد به سمت یک بحران فراگیر در تقاضای مؤثر می‌رود، مشکل کشور دسترسی به کالا نیست؛ مشکل این است که اکثریت قاطع فقرا اصلاً قادر به اعمال تقاضا نیستند.

منبع: ایسنا


۳۴ دقیقه قبل / سایت آفتاب نیوز

هشدار درباره افزایش قیمت حامل‌های انرژی

به گزارش آفتاب نیوز،

حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشور‌های بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامد‌های این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمد‌ها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالا‌ها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزد‌ها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزد‌ها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌و‌گو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.


۵۷ دقیقه قبل / سایت هم میهن

اثر افزایش قیمت بنزین بر بازار خودرو و بورس

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، بحث اصلاح قیمت بنزین بار دیگر به یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر چشم‌انداز اقتصاد ایران تبدیل شده است. اما در شرایطی که ابهام درباره شیوه اجرا، از افزایش تدریجی و پایلوت تا چندنرخی شدن بنزین، بررسی اثرات هرگونه تغییر در قیمت بنزین بر تورم و انتظارات تورمی، رفتار سرمایه‌گذاران و مسیر حرکت نقدینگی در بازارهای دارایی نیز حائز اهمیت است.

پیام الیاس‌کردی، تحلیل‌گر بازار سرمایه، در گفت‌وگو با «اقتصادنیوز» گفت: «واقعیت این است که مسئله بنزین اکنون به مرحله عدم وجود خود فیزیکی بنزین رسیده است؛ به این معنا که مصرف روزانه بین ۱۳۱ میلیون لیتر تا ۱۵۵ میلیون لیتر است و به نظر می‌رسد تولید با کسری‌های جدی روبه‌رو است.»

مشکل عدم واردات بنزین و تشدید ناترازی

او افزود: «این وضعیت با توجه به جنگ روسیه و اوکراین و مجوزی که اوکراین برای هدف قرار دادن پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌های روسیه گرفته، تشدید شده است.»

به گفته او، روسیه در زمان جنگ ایران در بحث بنزین کمک می‌کرد و از سوی دیگر، رابطه ایران با امارات احتمالاً دیگر مانند گذشته نیست و همین مسئله باعث شده مشکل عدم واردات بنزین پیش بیاید و ناترازی تشدید شود.

این تحلیل‌گر بازار سرمایه درباره طرح‌های دولت برای مدیریت بازار بنزین اظهار کرد: «در حال حاضر دولت سه طرح را روی میز دارد. طرح اول، بحث «خاموشی نازل‌ها» است؛ به این معنا که ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین در کشور توزیع می‌شود و هر زمان که تمام شود، پمپ‌بنزین‌ها تا فردا صبح از کار می‌افتند که قاعدتاً موجب ایجاد صف‌های طولانی می‌شود؛ هرچند دولت محاسبه کرده که مردم در صف‌های پمپ‌بنزین بنزین بیشتری مصرف می‌کنند.»

او ادامه داد: «طرح دوم که به صورت پایلوت در استان کرمان انجام شد، بنزین را به چهار نرخ می‌رساند: ۱۱۰ لیتر و ۶۰ لیتر ۱۵۰۰ تومانی، ۵۰ لیتر ۳ هزار تومانی، دو تا ۲۰ لیتر استانی یا ۵ هزار تومانی و احتمالاً عددهایی بین ۱۰، ۲۳ یا ۸۷ هزار تومان که هنوز دقیقاً مشخص نیست.»

الیاس‌کردی افزود: «طرح سوم نیز «بازار انرژی» نام دارد که دولت به دنبال آن است؛ طرحی که در آن به هر کد ملی ۳۰ لیتر بنزین اختصاص می‌یابد. البته در محاسبات، ۳۰ لیتر کم می‌آید، چون اگر سهم حمل‌ونقل عمومی را هم در نظر بگیرید، کسری به وجود می‌آید. در این طرح، افرادی که خودرو ندارند یا کم استفاده می‌کنند، می‌توانند سهمیه خود را در بازار بفروشند.»

او گفت: «احتمالاً آن ۳۰ لیتر قیمت بسیار پایینی را در بر می‌گیرد و پس از آن، قیمت تمام‌شده بنزین برای دولت می‌تواند حتی بیشتر باشد. دولت با این اقدام در هر حال تلاش می‌کند مبنای مصرف بنزین، یعنی ۱۳۵ میلیون لیتر در روز را به کمتر از ۱۲۰ میلیون، ۱۱۰ میلیون و حتی زیر ۱۰۰ میلیون لیتر برساند.»

خودرو قاعدتاً باید بتای منفی نسبت به قیمت بنزین داشته باشد اما...

این تحلیل‌گر بازار سرمایه در ادامه با طرح این پرسش که آیا با توجه به آثار تورمی افزایش قیمت بنزین، در این شرایط نیز باید منتظر آثار تورمی بود، گفت: «اجازه بدهید به سال ۱۳۸۳ بازگردم؛ زمانی که قیمت بنزین به‌صورت پلکانی افزایش می‌یافت. زمانی که افزایش قیمت بنزین پلکانی بود، اثر چندانی مشاهده نمی‌شد، اما وقتی به‌صورت ناگهانی قیمت بنزین افزایش پیدا می‌کند و پس از آن نیز قیمت بنزین در کشور برای چند سال افزایش قابل‌توجهی ندارد، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ افزایش ناگهانی قیمت بنزین، با توجه به اثر مستقیم آن بر حمل‌ونقل، موجب ایجاد تورم می‌شود.»

الیاس‌کردی تأکید کرد: «تا زمانی که دولت برنامه خود را اعلام نکند، نمی‌توان میزان آثار تورمی آن را محاسبه کرد و باید منتظر ماند و دید چه اتفاقی رخ خواهد داد.»

او درباره اثر اصلاح قیمت بنزین بر بازارهای دارایی نیز اظهار کرد: «دارایی‌هایی مانند بازار ارز، بازار طلا، بازار سهام و در نهایت مسکن و خودرو، با توجه به ارتباط میان آنها، تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.»

وی افزود: «خودرو قاعدتاً باید بتای منفی نسبت به قیمت بنزین داشته باشد و به نوعی رابطه‌ای الاکلنگی میان آنها برقرار باشد؛ یعنی با افزایش قیمت بنزین، قیمت خودرو کاهش پیدا کند. در دنیا نیز زمانی که قیمت بنزین افزایش پیدا می‌کند، معمولاً قیمت خودرو کاهش می‌یابد، اما در ایران چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد.»

الیاس‌کردی ادامه داد: ـاین بازارها اثر مرکبی بر یکدیگر دارند و مانند یک نخ که به یکدیگر متصل هستند، همگی به سمت بالا کشیده می‌شوند و احتمالاً قیمت‌ها به سمت بالا حرکت می‌کنند.»

این تحلیل‌گر بازار سرمایه اثر تورمی بنزین را از دو جنبه قابل بررسی دانست و گفت: «نخست، اثر واقعی که قاعدتاً زمان‌بر است؛ یعنی احتمالاً زمان زیادی لازم است تا این اثر خود را نشان دهد. اما اثر ذهنی و روانی در لحظه وقوع اتفاق ظاهر می‌شود؛ یعنی صبح روز بعد از آنکه قیمت بنزین، با هر طرحی، تعیین تکلیف شود، می‌توان انتظار یک شوک را داشت.»

عملکرد بازارها در صورت افزایش قیمت بنزین

او افزود: «در مورد بنزین با یک شوک اولیه مواجه هستیم؛ مانند اتفاقاتی که در سال ۱۳۹۸ رخ داد و قیمت بنزین افزایش یافت. پس از آن نیز با شوک ثانویه مواجه خواهیم بود که بستگی دارد آیا دولت همچنان قصد دارد قیمت بنزین را افزایش دهد یا خیر. به نظر می‌رسد این مسئله بسیار مهم است.»

الیاس‌کردی درباره بازارهایی که می‌توانند در صورت وقوع این شوک، عملکرد بهتری داشته باشند، گفت: «کسانی می‌توانند در این دوره موفق باشند که بتوانند شوک اولیه را با دارایی‌های دلاری جبران کنند. این دارایی‌ها می‌توانند شامل بازار سهام، به‌ویژه سهام‌های دلارمحور، بازار طلا، صندوق‌های طلا و به‌طور کلی دارایی‌های دلاری‌تر باشند.»

او افزود: «قاعدتاً ما با یک انتظار تورمی مواجه خواهیم بود.»

این تحلیل‌گر بازار سرمایه درباره سناریوهای مختلف افزایش قیمت بنزین اظهار کرد: «اگر افزایش قیمت محدود باشد، افزایش قیمت‌ها و تورم نیز محدود خواهد بود. اگر افزایش قیمت شدید باشد، اثر اولیه آن بسیار زیاد خواهد بود. اما اگر افزایش قیمت تدریجی باشد، اثر اولیه آن محدود خواهد بود و باید دید اثر ثانویه آن به کجا می‌رسد و در چه نقطه‌ای متوقف می‌شود.»

الیاس‌کردی در پایان گفت: «دولت در حال حاضر صرفاً برای شرایط فعلی درباره بنزین تصمیم‌گیری می‌کند؛ یعنی احتمالاً این شرایط به‌گونه‌ای نیست که دولت بخواهد این روند را ادامه دهد. احتمالاً اگر بار دیگر امکان افزایش قیمت بنزین فراهم شود، دولت قیمت را در محدوده‌ای مشخص نگه می‌دارد و آن را بیش از حد افزایش نخواهد داد.»

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید




 میزان سود نماد‌هایی که این هفته مجمع داشتند؛ سود مجامع این ۱۴ نماد چه زمانی واریز می‌شود؟
۸ ساعت قبل / سايت نبض بورس

میزان سود نماد‌هایی که این هفته مجمع داشتند؛ سود مجامع این ۱۴ نماد چه زمانی واریز می‌شود؟

با به پایان رسیدن سال مالی شرکت‌های بورسی، آنها موظف به برگزاری مجمع عمومی خود بودند و در این مجامع ضمن تصویب صورت‌های مالی شرکت، سود نقدی به ازای هر سهم نیز...

 وام 23 درصدی بالای 50 درصد برای شما تمام می‌شود
۵۶ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

وام 23 درصدی بالای 50 درصد برای شما تمام می‌شود

برای نمونه، در یک تسهیلات ۱۰۰ میلیون تومانی، ممکن است پس از کسر برخی هزینه‌ها، مبلغ واقعی در اختیار متقاضی به حدود ۸۵ تا ۹۰ میلیون تومان برسد.

 اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی
۴۸ دقیقه قبل / سایت اسب بخار

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی

اتابک هم کاتب سند کیفیت خودرو شد؛ سیاهه‌ای تازه در دفتر ناکارآمدی | اسب بخار |

 بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد
۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد

بورس تهران در سایه غلبه تقاضا بر عرضه و بازگشت پرقدرت نقدینگی به بازار سهام توانست با عبور از سد ۵.۹ میلیون واحد هفته‌ای طلایی را برای سهامداران رقم بزند.

 پشت پرده «معجزه اروپایی» | چرا همه کشورهای جهان ثروتمند نشدند؟ | آیا گسترش سرمایه داری مدیون آنارشی سیاسی بود؟
۹ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

پشت پرده «معجزه اروپایی» | چرا همه کشورهای جهان ثروتمند نشدند؟ | آیا گسترش سرمایه داری مدیون آنارشی سیاسی بود؟

اقتصادنیوز: تجارت فردا در گزارشی با بررسی نظریه‌های مختلف، ریشه ثروتمند شدن جهان و پیشرفت اقتصادی اروپا را در تعامل پیچیده عواملی چون نهادها، فرهنگ، جغرافیا، جمعیت، رقابت سیاسی و نوآوری جست‌وجو کرده است.

 قیمت طلای دست دوم چند؟
۱۰ ساعت قبل / سایت اکونگار

قیمت طلای دست دوم چند؟

قیمت طلا و انواع سکه امروز، جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، اعلام شد. بر اساس نرخ‌های اعلام‌شده، هر گرم طلای ۱۸ عیار با عیار ۷۵۰، ۱۹۸ میلیون و ۵۲۷ هزار ریال قیمت دارد. همچنین هر گرم طلای ۱۸ عیار با عیار ۷۴۰، ۱۹۵ میلیون و ۸۸۰ هزار ریال معامله می‌شود.