قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۴/۳۱

چشم‌انداز بازارها تا پایان سال

کارشناسان و تحلیلگران بازارها در همایش «چشم‌انداز اقتصاد ایران۱۴۰۵» با بهره‌گیری از آخرین آمارها و بررسی روندهای موجود، مسیر پیش روی بازارهای مختلف از جمله بورس، ارز، طلای جهانی و رمزارزها را برای فعالان اقتصادی ترسیم کردند. جمع‌بندی دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که متغیرهای سیاسی، به‌ویژه نحوه تعامل ایران و آمریکا و سرنوشت مذاکرات، مهم‌ترین عامل اثرگذار بر روند آتی بازارها خواهد بود. بر این اساس، سه سناریو برای اقتصاد ایران قابل بررسی است. در سناریوی نخست، عدم دستیابی به توافق نهایی و تداوم محدودیت‌های اقتصادی می‌تواند به افزایش فشارهای تورمی و رشد نرخ ارز منجر شود. در سناریوی میانه، بازگشت به تفاهم‌نامه موجود ممکن است پس از یک دوره تعدیل، به کاهش تدریجی تورم و آرامش بیشتر در بازار ارز بینجامد. در خوش‌بینانه‌ترین سناریو، توافق نهایی و کاهش تحریم‌ها می‌تواند مسیر کاهش محسوس تورم، ثبات ارزی و بهبود …
 چشم‌انداز بازارها تا پایان سال

حمید زمان‌زاده، سرپرست امور اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه حمید زمان‌زاده، سرپرست امور اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه، در سخنرانی خود با عنوان «بازتاب وضعیت اقتصاد کلان بر بازارهای دارایی»، به بررسی تحولات اقتصاد کلان ایران و تاثیر آن بر عملکرد بازارهای مختلف دارایی پرداخت. محورهای اصلی سخنان او شامل رشد اقتصادی، تورم، بازار کار، وضعیت بودجه دولت، نرخ سود، بازار ارز و بازدهی دارایی‌ها بود. زمان‌زاده در آغاز، وضعیت رشد اقتصادی را بررسی کرد و گفت نرخ رشد اقتصاد ایران در زمستان ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن به حدود منفی ۲.۲ درصد رسیده است. این در حالی است که رشد نقطه‌به‌نقطه اقتصاد در پاییز ۱۴۰۴ و پیش از آغاز جنگ، ۲.۷ درصد بود. به گفته او، شواهد موجود نشان می‌دهد روند کوچک‌شدن اقتصاد احتمالا دست‌کم تا پایان بهار ۱۴۰۵ ادامه یافته است.

سرپرست امور اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه تشدید تحریم‌ها در پی فعال‌شدن مکانیسم ماشه و آثار مستقیم و غیرمستقیم جنگ را از مهم‌ترین دلایل کاهش فعالیت‌های اقتصادی دانست. در زمستان ۱۴۰۴ رشد نقطه‌به‌نقطه تمامی بخش‌های اصلی اقتصاد، شامل صنعت، خدمات، کشاورزی و نفت منفی شد. بخش خدمات که در پاییز ۱۴۰۴ نسبت به پاییز سال قبل رشدی معادل ۲.۶ درصد داشت، در زمستان با رشد منفی ۲.۶ درصدی مواجه شد. به بیان دیگر، این بخش در فاصله کوتاهی از رشد مثبت به انقباض اقتصادی رسید.

بخش نفت نیز شرایط مشابهی را تجربه کرد. رشد این بخش که در پاییز ۱۴۰۴ حدود ۶.۱ درصد بود، در زمستان به منفی ۲.۳ درصد کاهش یافت. این تغییر نشان‌دهنده تاثیر محدودیت‌های صادراتی، کاهش درآمدهای نفتی و افزایش فشارهای خارجی بر یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصاد ایران است. بررسی اجزای هزینه‌ای تولید ناخالص داخلی نیز از کاهش تقاضای بخش خصوصی حکایت دارد. مصرف خصوصی در زمستان ۱۴۰۴ رشد منفی ۴.۸ درصدی را ثبت کرد و سرمایه‌گذاری نیز کاهش یافت. در این میان، تنها هزینه‌های دولت رشد مثبت داشت. زمان‌زاده این وضعیت را تا حدی ناشی از پدیده «برون‌رانی» دانست؛ شرایطی که در آن دولت برای تامین نیازهای مالی خود، بخش بزرگی از منابع موجود در اقتصاد را جذب می‌کند و در نتیجه، فضای فعالیت و تامین مالی برای بخش خصوصی محدودتر می‌شود.

داده‌های مربوط به شرکت‌های بزرگ بورسی نیز کاهش قابل‌توجه فعالیت‌های صنعتی را تایید می‌کند. بر اساس این آمار، بخش‌های مختلف صنعت در اسفند ۱۴۰۴ نسبت به اسفند ۱۴۰۳ کوچک‌تر شده‌اند. تولید در بخش فلزات اساسی و صنایع شیمیایی که در مجموع بیش از نیمی از ارزش افزوده بخش صنعت را تشکیل می‌دهند، به‌ترتیب ۱۱.۷ و ۲۰.۲ درصد کاهش یافته است. بخش خودرو نیز ۳۲.۶ درصد و صنایع لاستیک و پلاستیک ۲۶.۹ درصد کوچک‌تر شده‌اند. با تداوم فشارهای اقتصادی و شکل‌گیری شرایطی شبیه محاصره اقتصادی پس از جنگ، انتظار می‌رود رشد منفی در فصل نخست سال ۱۴۰۵ نیز ادامه یافته باشد.  سیر صعود تورم با تنش‌های خارجی

بخش بعدی سخنان زمان‌زاده به تحولات تورم اختصاص داشت. او با اشاره به روند صعودی تورم از اواخر سال ۱۴۰۳ گفت نرخ تورم به سطح بی‌سابقه ۸۸.۶ درصد رسیده است. حذف ارز ترجیحی و جنگ ۴۰روزه از عوامل تشدیدکننده تورم بودند، اما حتی پس از پایان جنگ نیز نرخ‌های بالای تورم ادامه یافت. به گفته او، یکی از مهم‌ترین عواملی که مانع عبور تورم کل از مرز ۱۰۰ درصد شده، رشد محدودتر هزینه اجاره مسکن است. اجاره مسکن بیش از ۳۰ درصد از سبد هزینه خانوار را تشکیل می‌دهد و تورم این بخش حدود ۳۱ درصد بوده است. از آنجا که بیشتر اقلام مصرفی با تورم بالاتر از ۱۰۰ درصد مواجه شده‌اند، افزایش نسبتا کمتر اجاره‌بها نقش قابل‌توجهی در تعدیل نرخ تورم کل داشته است.

زمان‌زاده عامل بنیادین افزایش تورم را تحولات روابط خارجی دانست و سایر عوامل را در مقایسه با آن فرعی ارزیابی کرد. به اعتقاد او، تحریم، جنگ و محاصره اقتصادی از یک‌سو موجب کاهش درآمدهای دولت و افزایش مخارج آن شده و از سوی دیگر، رشد نقدینگی و نرخ ارز را تشدید کرده است. علاوه بر این، کوچک‌شدن بخش واقعی اقتصاد نیز از پیامدهای همین شرایط خارجی است. بر این اساس، فشار تورمی هم از سمت تقاضا و هم از سمت عرضه تقویت شده است. او تاکید کرد که سیاستگذاران داخلی به‌تنهایی ابزار کافی برای خنثی‌کردن چنین شوک‌های سنگینی را در اختیار ندارند.

در ادامه، وضعیت بازار کار بررسی شد. به گفته زمان‌زاده، جمعیت در سن کارِ فاقد شغل در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۰۰ هزار نفر افزایش یافته است. از این رو، کاهش نرخ بیکاری را نمی‌توان الزاما نشانه بهبود بازار کار دانست. بخشی از افراد در سن کار به دلیل ناامیدی از یافتن شغل مناسب، از جست‌وجوی کار منصرف شده و از جمعیت فعال اقتصادی خارج شده‌اند. بنابراین، کاهش نرخ بیکاری بیش از آنکه حاصل افزایش اشتغال باشد، می‌تواند نتیجه کاهش نرخ مشارکت اقتصادی باشد.

 کاهش درآمدها و افزایش هزینه‌ها

زمان‌زاده سپس به بودجه سال ۱۴۰۵ پرداخت. کل منابع بودجه حدود ۷ هزار هزار‌میلیارد تومان در نظر گرفته شده است. کسری تراز عملیاتی ۸۶۰ هزار‌میلیارد تومان و کسری تراز سرمایه‌ای ۵۴۰ هزار‌میلیارد تومان برآورد شده که در مجموع، کسری بودجه را به حدود هزار و ۴۰۰ هزار‌میلیارد تومان می‌رساند. برای تامین این کسری، برداشت ۹۷۰ هزار‌میلیارد تومانی از صندوق توسعه ملی و ۵۸۴ هزار‌میلیارد تومان خالص واگذاری دارایی‌های مالی پیش‌بینی شده است. میزان فروش اوراق مالی نیز بیش از هزار هزار‌میلیارد تومان است، هرچند بخشی از منابع حاصل از آن برای بازپرداخت اصل و سود اوراق قبلی استفاده خواهد شد. زمان‌زاده تاکید کرد که این ارقام، کسری بودجه را تنها «روی کاغذ» نشان می‌دهد؛ زیرا هزینه‌های جنگ، کاهش درآمدهای نفتی و افت احتمالی درآمدهای مالیاتی می‌تواند کسری واقعی را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهد. در حال حاضر، نسبت کسری بودجه به کل مخارج دولت به حدود ۲۷ درصد رسیده است. این وضعیت نیاز دولت به استقراض را افزایش می‌دهد و از طریق فشار بر منابع مالی، نرخ بهره و عملکرد بازارهای مالی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

او بار دیگر تنش‌های خارجی را مهم‌ترین عامل تشدید کسری بودجه معرفی کرد. از خرداد ۱۴۰۴، تشدید تحریم‌ها، محاصره اقتصادی و جنگ از مسیر کاهش صادرات و درآمدهای نفتی، افت درآمدهای مالیاتی و افزایش هزینه‌های مربوط به جبران خسارت‌های جنگ و مخارج نظامی، فشار بیشتری بر بودجه دولت وارد کرده است. به گفته او، حل ریشه‌ای این مسائل خارج از حوزه اختیار مدیران اقتصادی داخلی قرار دارد؛ زیرا سیاستگذار اقتصادی ابزار لازم را برای خنثی‌کردن کامل شوک‌های ناشی از سیاست خارجی در اختیار ندارد.  تحولات بازارها در سناریوهای مختلف

در بخش دیگری از این سخنرانی، تحولات بازارهای مالی و نرخ سود بررسی شد. نرخ سود در بازار بدهی طی یک تا دو سال اخیر به‌شدت افزایش یافته، هرچند با توجه به تورم بالا، نرخ حقیقی سود همچنان منفی است. با وجود این، تولیدکنندگان توان تامین مالی با نرخ‌های اسمی حدود ۴۰ درصد را ندارند. چنین نرخ‌هایی هزینه تولید را افزایش داده و می‌تواند به تشدید تورم منجر شود. در شرایطی که نرخ سود سپرده‌های بانکی در محدوده ۲۰ درصد نگه داشته شده، نرخ بازده در بازار بدهی به حدود ۴۰ درصد رسیده است. این فاصله قابل‌توجه، تعادل بازارهای پولی و مالی را بر هم می‌زند و به گفته زمان‌زاده، اصلاح آن ضروری است.

او در ادامه به بازار ارز پرداخت و گفت این بازار از سال ۱۳۹۷ وارد دوره‌ای از جهش و بی‌ثباتی شد. با روی‌کارآمدن دولت جو بایدن در آمریکا، آرامشی نسبی بر بازار ارز حاکم شد، اما در سال ۱۴۰۳ و همزمان با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، تلاطم و جهش‌های ارزی بار دیگر شدت گرفت. در سال گذشته نیز آغاز جنگ و تداوم فشارهای اقتصادی، درآمدهای ارزی کشور را کاهش داد. همزمان، تقاضای احتیاطی و سفته‌بازانه برای ارز و تقاضای ناشی از خروج سرمایه افزایش یافت. بر همین اساس، زمان‌زاده آینده بازار ارز را بیش از هر عامل دیگری وابسته به تحولات سیاست خارجی دانست. بررسی بازدهی بازارهای دارایی بخش پایانی سخنان او بود. در کوتاه‌مدت، تنها سکه طلا و ارز توانسته‌اند بازدهی واقعی مثبت ایجاد کنند. با این حال، در یک دوره بلندمدت ۳۵ساله، بورس، سکه و مسکن بیشترین بازدهی را داشته‌اند و تنها بازارهایی بوده‌اند که بازدهی آنها از تورم بیشتر بوده است. بازدهی بلندمدت ارز حدود ۲۲.۶ درصد برآورد شده که از متوسط تورم بلندمدت ۲۴.۴ درصد کمتر است.

زمان‌زاده برای ترسیم چشم‌انداز بازارها، سه سناریوی کلان را مطرح کرد: دستیابی به توافق نهایی تا شهریور و کاهش تحریم‌ها؛ نرسیدن به توافق نهایی، اما اجرای تفاهم‌نامه‌ای موقت تا پایان سال؛ و نرسیدن به توافق همراه با تداوم محاصره اقتصادی تا پایان سال. در صورت تحقق سناریوی نخست، انتظار می‌رود دارایی‌های داخلی مانند سهام، مسکن و اوراق مالی عملکرد بهتری داشته باشند. در مقابل، تحقق سناریوی سوم می‌تواند بازدهی دارایی‌های خارجی، از جمله ارز و طلا، را افزایش دهد. در سناریوی دوم نیز با وجود احتمال کاهش نسبی نااطمینانی‌ها، همچنان انتظار می‌رود دارایی‌های خارجی نسبت به دارایی‌های داخلی بازدهی بالاتری داشته باشند.  چشم‌انداز بازارهای جهانی در سال جاری

در سخنرانی بعدی علی رضاپور، کارشناس بازارهای جهانی، به بررسی آینده بازار طلا و عوامل موثر بر آن پرداخت. جمع‌بندی اصلی او این بود که طلا همچنان ظرفیت رشد دارد، اما در افق 6‌ماهه نمی‌توان انتظار افزایش چشم‌گیر قیمت آن را داشت؛ مگر آنکه رخدادی مهم، مانند کاهش زودتر از انتظار نرخ بهره از سوی فدرال‌رزرو، معادلات بازار را تغییر دهد.  او در سخنان خود توضیح داد چرا احتمال رشد قابل‌توجه طلا در 6ماه آینده پایین ارزیابی می‌شود.

به گفته او، تصور عمومی این است که طلا  نسبت به دلار گزینه  بهتری برای سرمایه‌گذاری است، زیرا سرمایه‌گذار داخلی هم از افزایش نرخ دلار و هم از رشد احتمالی قیمت جهانی طلا سود می‌برد.  با این حال،  قیمت جهانی طلا همیشه صعودی نیست و ممکن است در برخی دوره‌ها بازدهی کمتری از دلار داشته باشد. به گفته او، بررسی روند یک‌صدساله قیمت طلا نشان می‌دهد رشدهای اخیر، در مقایسه با جهش‌های گذشته، چندان استثنایی نیست. عرضه فیزیکی طلا نیز در سال‌های اخیر نوسان شدیدی نداشته و در نتیجه، تغییرات قیمت بیش از هر چیز از سمت تقاضا ناشی می‌شود. بر اساس آمارهای شورای جهانی طلا، تقاضا در سه گروه اصلی قرار می‌گیرد: تقاضای زینتی، تقاضای سرمایه‌گذاری و تقاضای بانک‌های مرکزی. در بخش زینتی، میان قیمت و تقاضا رابطه‌ای معکوس وجود دارد؛ یعنی با افزایش قیمت، خرید خانوارها کاهش می‌یابد و با افت قیمت، تقاضا بیشتر می‌شود. این الگو در سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ نیز مشاهده شد. علی رضاپور، تحلیلگر بازارهای جهانی

رضاپور سپس به نقش بانک‌های مرکزی پرداخت و گفت این تصور که خرید آنها مستقیما موجب رشد قیمت طلا می‌شود، دقیق نیست. این دیدگاه پس از جنگ روسیه و اوکراین تقویت شد؛ زمانی که بخشی از دارایی‌های خارجی روسیه در پی تحریم‌ها از دسترس این کشور خارج شد. پس از آن، بسیاری از بانک‌های مرکزی برای کاهش وابستگی به دلار و اوراق قرضه آمریکا، توجه بیشتری به طلا نشان دادند. با وجود این، خرید بانک‌های مرکزی معمولا با هدف سودآوری انجام نمی‌شود، بلکه ماهیتی سیاسی و احتیاطی دارد و برای پوشش ریسک‌هایی مانند تحریم و جنگ صورت می‌گیرد. رضاپور درباره چین گفت بانک مرکزی این کشور در چهار سال پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، ۳۶۵ تن طلا خریده که ارزش آن کمتر از ۵۰‌میلیارد دلار است؛ درحالی‌که ارزش اوراق قرضه آمریکا در ذخایر چین حدود ۷۰۰‌میلیارد دلار برآورد می‌شود. تنها حدود ۶ درصد ذخایر بانک مرکزی چین نیز به طلا اختصاص دارد.

او نتیجه گرفت خرید بانک‌های مرکزی زمانی می‌تواند اثر قدرتمندی بر قیمت طلا بگذارد که با افزایش تقاضای سرمایه‌گذاری همراه شود. از نظر رضاپور، مهم‌ترین عامل جهش قیمت طلا در سال ۲۰۲۵ رشد همین تقاضا بود. حجم تقاضای سرمایه‌گذاری که در سال‌های قبل حدود هزار تا هزار و ۱۰۰ تن بود، در سال ۲۰۲۵ به نزدیک ۲ هزار و ۲۰۰ تن رسید. در همان سال، تقاضای بانک‌های مرکزی از حدود هزار تن به ۸۵۰ تن کاهش یافت. این داده‌ها نشان می‌دهد عامل اصلی رشد قیمت، ورود سرمایه‌گذاران به بازار طلا، چه به‌صورت فیزیکی و چه از طریق صندوق‌های قابل معامله، بوده است. تجربه سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ نیز این رابطه را تایید می‌کند. در آن دوره، افزایش تقاضای سرمایه‌گذاری با رشد قیمت طلا همراه شد و پس از کاهش تمایل سرمایه‌گذاران، قیمت نیز افت کرد. از سال ۲۰۲۴ به بعد نیز افزایش دوباره این تقاضا به رشد قیمت انجامید.

رضاپور در ادامه بررسی کرد چه عواملی سرمایه‌گذاران جهانی را به خرید طلا ترغیب می‌کند. یکی از موضوعات، اختلال در تنگه هرمز و اثر آن بر قیمت نفت، تورم و سیاست‌های فدرال‌رزرو است. با این حال، به گفته او، از اواسط ماه مه تاثیر قیمت نفت بر تصمیم‌گیری سیاستگذاران پولی آمریکا کاهش یافته است. رئیس جدید فدرال‌رزرو نیز اعلام کرده هدف اصلی این نهاد رساندن تورم به سطح ۲ درصد است؛ زیرا حتی بدون احتساب انرژی، تورم آمریکا بالاتر از سطح مطلوب قرار دارد. همین تاکید بر مهار تورم، یکی از عوامل فشار بر طلاست. سرمایه‌گذاران بزرگ زمانی به این بازار روی می‌آورند که ریسک سیستماتیک افزایش یابد یا اعتماد به دارایی‌های متعارف کاهش پیدا کند.

در شرایط عادی، طلا و بازار سهام آمریکا مسیر مشابهی دارند، زیرا هر دو از میزان نقدینگی موجود در نظام مالی تاثیر می‌پذیرند. برای نمونه، در سال ۲۰۲۲ با کاهش نقدینگی و افت ریسک‌پذیری، با وجود آغاز جنگ روسیه و اوکراین، هم شاخص بورس آمریکا و هم قیمت طلا کاهش یافت. در مقابل، آغاز جنگ تجاری در دوره جدید ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نمونه‌ای از ریسک سیستماتیک بود که موجب فاصله گرفتن طلا از بازار سهام شد. نگرانی درباره آسیب‌دیدن اقتصاد آمریکا، تمایل به خرید سهام و اوراق قرضه این کشور را کاهش داد و سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌هایی سوق داد که وابستگی کمتری به دولت‌ها دارند. این تغییر رفتار، زمینه رشد قیمت طلا را فراهم کرد.

رضاپور تاکید کرد بازار طلا برای آغاز موج صعودی جدید به محرکی تازه نیاز دارد؛ زیرا فدرال‌رزرو همچنان سیاست‌های ضدتورمی را دنبال می‌کند. به اعتقاد او، بخشی از تورم کنونی آمریکا نه از انرژی، بلکه از موج بزرگ سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی ناشی می‌شود. توسعه مراکز داده، تقاضا برای تراشه‌ها و حافظه‌های رایانه‌ای را افزایش داده و قیمت برخی حافظه‌ها طی 6 ماه حدود ۱۰ برابر شده است. شرکت‌های بزرگ فناوری قصد دارند در سال جاری حدود ۷۰۰‌میلیارد دلار در زیرساخت‌های هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کنند و این رقم را در سال آینده به ۹۰۰‌میلیارد دلار برسانند. برآوردها همچنین از سرمایه‌گذاری ۵.۵ تریلیون دلاری در این حوزه تا سال ۲۰۳۰ حکایت دارد.  چنین حجمی از سرمایه‌گذاری، نگرانی درباره بازگشت سرمایه و شکل‌گیری ریسک‌های تازه در بازارهای مالی را بیشتر می‌کند. اگر بازار سهام آمریکا تحت فشار قرار گیرد، ممکن است طلا نیز همزمان کاهش یابد.

رضاپور در جمع‌بندی گفت سه عامل اصلی اکنون مانع رشد چشم‌گیر طلا هستند: سیاست‌های ضدتورمی و کاهش نقدینگی، افزایش سرمایه‌گذاری و ریسک در حوزه هوش مصنوعی و احتمال تداوم سیاست انقباضی فدرال‌رزرو. بنابراین، در افق 6‌ماهه رشد بزرگی برای طلا محتمل نیست، مگر آنکه تحولی مانند کاهش زودهنگام نرخ بهره، جهت بازار را تغییر دهد. او در پایان تاکید کرد مهم‌ترین عامل برای بازار طلا، نه صرفا تورم، رکود یا تغییرات بازار کار، بلکه واکنش فدرال‌رزرو به این تحولات است.  تجربه سال ۲۰۲۰ نشان داد اگر تورم افزایش یابد، اما بانک مرکزی آمریکا نرخ بهره را بالا نبرد، قیمت طلا می‌تواند رشد قابل‌توجهی را تجربه کند.  دو سناریو برای بازار ارز   ‌ واگرایی شاخص‌ها در تیر ماه   قطب‌نمای سرمایه‌گذاری در اقتصاد پرریسک   بازگشت ریسک به بازارها   وعده‌های رنگارنگ رمزارزی   جدال بنیاد و ریسک در بورس

  این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۲ ساعت قبل / روزنامه تعادل

نبرد اصلی در میدان تورم و معیشت

60 روز پس از پايان درگيري نظامي، اقتصاد ايران وارد مرحله ‌اي شده كه بسياري از اقتصاددانان آن را دشوارتر از دوران جنگ مي ‌دانند. اگرچه ايران توانست در برابر حملات نظامي مقاومت كند و سناريوي فروپاشي سريع كه برخي تحليلگران خارجي مطرح مي ‌كردند محقق نشد، اما واقعيت اين است كه هزينه ‌هاي اقتصادي جنگ همچنان بر دوش اقتصاد كشور سنگيني مي ‌كند. كاهش درآمدهاي ارزي، اختلال در تجارت، فشار بر بودجه دولت، تورم بالا و افت قدرت خريد، مجموعه ‌اي از چالش ‌هايي است كه اكنون سياستگذاران با آن روبه ‌رو هستند.  در همين حال، آثار جنگ تنها به داخل مرزهاي ايران محدود نماند. افزايش قيمت جهاني انرژي، نوسان بازارهاي مالي و رشد هزينه حمل ‌ونقل دريايي، اقتصاد جهاني را نيز تحت تأثير قرار داد. با اين حال، تفاوت مهم آنجاست كه بسياري از اقتصادهاي جهان از ابزارهاي مالي و پولي متنوع براي جبران اين شوك برخوردارند، اما اقتصاد ايران همزمان با جنگ، با تحريم، محدوديت دسترسي به منابع ارزي و كسري بودجه نيز مواجه است؛ موضوعي كه مديريت شرايط را پيچيده ‌تر كرده است.

 

    تورم؛ مهم ‌ترين چالش اقتصاد پس از جنگ

امروز شايد هيچ شاخصي به اندازه تورم، وضعيت اقتصاد ايران را توضيح ندهد. رشد مداوم قيمت كالاهاي اساسي موجب شده فشار اصلي بر معيشت خانوارها وارد شود و حتي كاهش مقطعي سرعت تورم نيز نتواند احساس گراني را در زندگي روزمره مردم كاهش بدهد. تفاوت مهم ميان «كاهش نرخ تورم» و «كاهش قيمت ‌ها» دقيقادر همين نقطه است؛ قيمت ‌ها همچنان در حال افزايشند، هرچند ممكن است آهنگ رشد آنها كمتر شده باشد. در چنين فضايي، هزينه خوراك، مسكن، حمل ‌ونقل و خدمات عمومي سهم بزرگ ‌تري از درآمد خانوار را به خود اختصاص داده است. دهك ‌هاي پايين درآمدي بيش از ساير گروه ‌ها تحت فشار قرار گرفته ‌اند و همين مساله موجب شده سياست ‌هاي حمايتي دولت، از كالابرگ گرفته تا يارانه ‌هاي معيشتي، دوباره به محور اصلي بحث ‌هاي اقتصادي تبديل شود.

 

    تأمين كالا   عبور از بحران بدون  پايان نگراني

يكي از مهم ‌ترين دستاوردهاي مديريت اقتصادي در دوران جنگ، جلوگيري از كمبود گسترده كالا بود. برخلاف بسياري از پيش ‌بيني ‌ها، بازار ايران با قحطي يا ناياب شدن فراگير كالاهاي اساسي روبه ‌رو نشد و زنجيره تأمين تا حد زيادي حفظ شد. اين موضوع نتيجه تركيبي از مديريت واردات، استفاده از ذخاير راهبردي، همكاري توليدكنندگان و كنترل شبكه توزيع بود. اما عبور از بحران تأمين كالا به معناي پايان بحران معيشت نيست. امروز مساله اصلي، «وجود كالا» نيست؛ بلكه «توان خريد كالا» است. حتي اگر قفسه فروشگاه ‌ها پر باشد، كاهش قدرت خريد مي ‌تواند همان اندازه بر رفاه خانوار اثر بگذارد كه كمبود فيزيكي كالا.

 

    بودجه، ارز و  درآمدهاي دولت

اقتصاد ايران پس از جنگ با يك معادله دشوار روبروست. از يك سو هزينه ‌هاي جاري دولت، پرداخت حقوق كاركنان، حمايت ‌هاي اجتماعي و بازسازي زيرساخت ‌ها افزايش يافته و از سوي ديگر درآمدهاي ارزي و نفتي تحت فشار قرار گرفته است. محدوديت صادرات نفت و دشواري دسترسي به منابع مالي خارجي، فضاي بودجه ‌اي دولت را تنگ ‌تر كرده و همين موضوع نگراني درباره كسري بودجه و آثار تورمي آن را افزايش داده است.  در چنين شرايطي، هر تصميم مالي دولت مستقيما بر تورم اثر مي ‌گذارد. اگر كسري بودجه از مسير استقراض يا افزايش پايه پولي جبران شود، فشار تورمي تشديد خواهد شد و اگر هزينه ‌هاي حمايتي كاهش يابد، فشار بيشتري بر معيشت خانوار وارد مي ‌شود. همين دوگانگي، تصميم ‌گيري اقتصادي را به يكي از پيچيده ‌ترين مراحل سال ‌هاي اخير  رسانده است.

    نقش بانك مركزي

  در مديريت دوران پساجنگ

در ميان نهادهاي اقتصادي، شايد هيچ دستگاهي به اندازه بانك مركزي در مركز اين تحولات قرار نداشته باشد. اين نهاد همزمان بايد بازار ارز را مديريت كند، تورم را مهار كند، شبكه بانكي را اصلاح كند و منابع لازم براي تجارت و توليد را نيز تأمين كند؛ ماموريتي كه در شرايط تحريم و محدوديت منابع، دشوارتر از هميشه است. عبدالناصر همتي، رييس كل بانك مركزي در تازه ‌ترين اظهارات خود تأكيد كرده كه اولويت نخست اين بانك، تأمين ارز كالاهاي اساسي و دارو، حفظ ثبات نسبي بازار ارز و اصلاح نظام بانكي است. او همچنين از برخورد با اضافه ‌برداشت بانك ‌ها، كنترل خلق نقدينگي بي ‌ضابطه و هدايت منابع بانكي به سمت توليد به عنوان محورهاي اصلي برنامه بانك مركزي نام برده است.  عبدالناصر همتي در يك برنامه تلويزيوني اظهار كرد: برنامه ‌ريزي ‌هاي انجام ‌شده به گونه ‌اي بوده كه منابع ارزي لازم در اختيار كشور قرار دارد و از نظر تأمين كالاهاي اساسي و دارو نگراني نداريم. در اين زمينه حتي به مقام معظم رهبري نيز پيغام داده ‌ام و نامه نوشته ‌ام كه از نظر تأمين كالاهاي اساسي و دارو نگراني وجود ندارد و بانك مركزي و دولت اين نيازها را تأمين مي ‌كنند. وي افزود: اكنون نيز تأكيد مي ‌كنيم كه تأمين كالاهاي اساسي و دارو انجام خواهد شد و در حال حاضر در بازار كمبودي وجود ندارد. اين موضوع جزو برنامه ‌ريزي ‌هاي ما  بوده است.

 

    شتاب تورم نصف شده است

رييس ‌كل بانك مركزي ادامه داد: تلاش مي ‌كنيم با توجه به شرايط موجود، حداكثر توان خود را به كار بگيريم تا بهترين عملكرد را داشته باشيم. در حال حاضر نيز شتاب تورم در ماه گذشته تقريبا نصف شده است. همتي با بيان اينكه مهار تورم به معناي متوقف شدن يك ‌باره افزايش قيمت ‌ها نيست، گفت: تورم چيزي نيست كه يك ‌باره بتوان ترمز آن را كشيد و همان روز متوقف شود. در ماه گذشته شتاب تورم تقريبا نصف شد. برخي به من گفتند كه شما گفته ‌ايد تورم نصف شده، اما مردم همچنان شاهد افزايش قيمت ‌ها هستند؛ در حالي كه من نگفتم تورم افزايش پيدا نكرده، بلكه گفتم شتاب تورم گرفته شده است. وي ادامه داد: آمار مردادماه هنوز منتشر نشده است، اما با توجه به روندي كه مشاهده مي ‌كنم، احتمال مي ‌دهم تورم اين ماه تفاوت چنداني با ماه گذشته نداشته باشد. البته در مرداد و شهريور معمولاً قراردادهاي اجاره تمديد مي ‌شوند و افزايش اجاره ‌بها مي ‌تواند بر نرخ تورم تأثير بگذارد. رييس ‌كل بانك مركزي با اشاره به نگراني ‌ها درباره وقوع ابرتورم و تورم ‌هاي سه ‌رقمي اظهار كرد: بسياري تصور مي ‌كردند ابرتورم و تورم ‌هاي سه ‌رقمي ايجاد خواهد شد، اما فعلاً چنين اتفاقي رخ نداده است.

 

    افزايش ۲۳ درصدي كالابرگ منطقي است

همتي درباره افزايش قيمت كالاهاي اساسي نيز گفت: افزايش تورم كالاهاي اساسي تا حدي طبيعي بود؛ چراكه وقتي نرخ ارز ترجيحي حذف مي ‌شود، قيمت تمام ‌شده برخي كالاها مي ‌تواند چهار تا ۴.۵ برابر شود و طبيعي است كه قيمت اين كالاها نيز افزايش پيدا كند؛ بنابراين تورمي كه از اين محل ايجاد شد، قابل پيش ‌بيني بود. وي افزود: اما تورم ديگري كه از فروردين ‌ماه به بعد اتفاق افتاد، ناشي از فشار هزينه بود. آسيب به واحدهاي پتروشيمي و فولادي و همچنين ايجاد انتظارات تورمي باعث شد تورم در ارديبهشت و خردادماه دوباره مقداري افزايش پيدا كند. همتي تأكيد كرد: مهم ‌ترين وظيفه بانك مركزي مهار تورم است و بانك مركزي اين كار را انجام داده است. وي همچنين اعلام كرد: باتوجه به رشد نرخ ارز در مركز مبادله، رشد ۲۳ درصدي براي كالابرگ منطقي است و درحال برنامه ‌ريزي براي تامين منابع آن هستيم اما به هيچ عنوان از طريق چاپ پول منابع كالابرگ تامين نخواهد شد.

 

    هنوز چيزي از منابع بلوكه شده  آزاد نشده است

رييس ‌كل بانك مركزي، درباره تفاهم ‌نامه انجام ‌شده اظهار كرد: اين تفاهم ‌نامه به نفع كشورمان بود و كار زيادي روي آن انجام شده و زحمت زيادي براي آن كشيده شده بود. اين تفاهم ‌نامه مي ‌توانست پايه خوبي باشد، اما به هر دليلي فعلاً به محاق رفته است و ان ‌شاءالله دوباره احيا شود تا بتوانيم مذاكرات را ادامه دهيم؛ البته بر اساس منافع ملي خودمان.

وي افزود: معتقديم همه اين اقدامات بايد بر مبناي منافع ملي كشورمان و با تأييد مقام معظم رهبري پيش برود و دولت و شوراي عالي امنيت ملي نيز در اين زمينه مصمم و مصر هستند كه اين موضوع را در اين مسير پيش ببرند.

همتي ادامه داد: يكي از بندهاي اين تفاهم ‌نامه موضوع آزادسازي منابع بود. ما تفاهم ‌هاي اوليه ‌اي در قطر داشتيم كه بر اساس آن قرار بود ۱۲ ميليارد دلار از اين منابع ما به نحوي آزاد شود؛ 6 ميليارد دلار از منابعي كه از گذشته در قطر داشتيم و 6 ميليارد دلار ديگر از منابعي كه در جاهاي ديگر داشتيم. قرار بود قطر اعتباري در اختيار ما قرار بدهد كه پشتوانه آن همين منابعي باشد كه داشتيم تا كار معطل نماند و بتوانيم از آن اعتبار استفاده كنيم و بعدا در پايان اجراي قطعي توافق، منابع اصلي نيز قابل برداشت باشند. وي افزود: اما به هر حال، در نيمه راه، با اينكه تفاهم امضا شده بود و دو يادداشت تفاهم جدي و در واقع قرارداد نيز امضا شده بود، شرايط به اين شكل درآمد. من واقعا نمي ‌دانم، چون در بخش سياسي خيلي پيگيري نمي ‌كنم، اما در بخش اقتصادي اطلاع دارم كه فعلا اتفاق خاصي نيفتاده است. همتي تصريح كرد: تاكنون چيزي از پول ‌هاي بلوكه ‌شده در راستاي تفاهمنامه آزاد نشده است. رييس ‌كل بانك مركزي درباره بريكس نيز گفت: اگر بريكس بتواند از آن چيزي كه در حد ايده است به مرحله عمل برسد، اتفاق خوبي خواهد بود. من نيز در آنجا اين موضوع را مطرح و درخواست كردم كه بريكس به ‌تدريج به سمت عملياتي كردن ايده ‌هاي خود حركت كند. كارهاي خوبي انجام داده ‌ايم و پيشنهادهاي خوبي مطرح كرده ‌ايم و اميدوارم آينده خوبي براي بريكس رقم بخورد و ان ‌شاءالله بتواند در مبادلات، به ‌ويژه مبادلات تجاري ميان كشورها، شكل عملياتي پيدا كند. وي افزود: مهم ‌تر از همه، ما در آنجا پيشنهاد داديم كه يك كانال مالي ايجاد شود؛ يعني همان ‌طور كه براي رفت ‌وآمدهاي فيزيكي و ژئوپليتيكي، كريدورهايي داريم، مي ‌توانيم براي مسائل مالي نيز كريدور مالي داشته باشيم. با تكيه بر CBDC يا همان رمزارزهاي بانك ‌هاي مركزي، مي ‌توانيم با يكديگر همكاري كنيم و وابستگي خود را به ارزهاي ديگر كشورها كاهش بدهيم. به نظر من، اين ايده خوبي است و مي ‌تواند به پيشرفت اقتصاد كشورهاي عضو كمك كند. همتي ادامه داد: مهم ‌تر از خود بريكس، حاشيه بريكس و فرصتي است كه در اين چارچوب براي گفت ‌وگو با روساي بانك ‌هاي مركزي روسيه، چين، هند و ساير كشورها ايجاد مي ‌شود. با هند مذاكرات خوبي داشتيم و به توافقات خوبي رسيديم و با ساير اعضا نيز همين ‌طور. ما اكنون به دنبال اين هستيم كه بتوانيم در قالب روابط دوجانبه و سه ‌جانبه ميان اين اعضا، نقل ‌وانتقالات مالي و خريدهاي خود را انجام بدهيم. وي افزود: به نظر من، در همين حدي كه عرض كردم، اين اجلاس براي ما خوب و موفق بود. من و همكارانم در بانك مركزي نيز ان ‌شاءالله پيگيري ‌هاي لازم را ادامه مي ‌دهيم تا به نتايج خوبي برسيم و بتوانيم بخشي از فشارهاي تحريمي را از اين طريق خنثي كنيم.

 

    ۱۲ ميليارد دلار مطالبه ارزي ايران از عراق

رييس ‌كل بانك مركزي درباره روابط اقتصادي ايران و عراق گفت: همانطور كه مي ‌دانيد، روابط خوبي با اين كشور داريم؛ هم روابط سياسي خوبي داريم و هم روابط اقتصادي مناسبي ميان دو كشور برقرار است. ما پيش از جنگ، ۱۲ ميليارد دلار صادرات به عراق داشتيم كه ۴ ميليارد دلار آن مربوط به دولت، گاز و برق و مواردي از اين دست بود و ۸ ميليارد دلار نيز مربوط به بخش خصوصي بود. وي افزود: در صادرات بخش خصوصي، مشكلاتي ايجاد شده است. با وزير تجارت عراق مفصل درباره اين موضوع صحبت كرديم؛ درباره تعرفه ‌ها، اختلاف نرخ ارز و شرايطي كه اكنون در عراق ايجاد شده است. آنها نيز اكنون يك نرخ واحد ندارند؛ يك نرخ رسمي ارز دارند و يك نرخ نيز در بازار وجود دارد. صادركنندگان ما اگر بخواهند با نرخ بازار عمل كنند، مقداري از قدرت رقابت آنها كاهش پيدا مي ‌كند. بنابراين بايد براي اين موضوع فكري كنيم و درباره راهكارهاي آن صحبت كرديم. او ادامه داد: با وزير دارايي عراق نيز درباره مطالباتي كه از دولت عراق داريم صحبت كرديم و آنها قول دادند كه اين مطالبات را پرداخت كنند. البته آنها نيز مشكلات ما را دارند؛ يعني در واقع، به دليل بسته شدن تنگه هرمز، نمي ‌توانند صادرات انجام بدهند و حقوق كاركنان خود را عمدتا از درآمدهاي نفتي پرداخت مي ‌كردند، اما اكنون سه، چهار ماه است كه در پرداخت حقوق ‌هاي خود نيز دچار مشكل شده ‌اند. همتي افزود: موضوع دوم، پول ‌هاي ما در بانك ‌هاي عراقي است كه درباره آن نيز صحبت كرديم. ان ‌شاءالله اين مشكل حل شده و وضعيت بهتر خواهد شد و ان ‌شاءالله به ‌تدريج در روزها و هفته ‌هاي آينده بتوانيم استفاده لازم را از اين منابع داشته باشيم. وي ادامه داد: ديداري هم با نخست ‌وزير عراق داشتيم و در اين ديدار درباره مطالبات، مسائل اقتصادي و روابط اقتصادي دو كشور گفت ‌وگو شد. يك نكته مهمي كه با نخست ‌وزير عراق به نتيجه رسيديم اين بود كه بتوانيم با اتكا به منابعي كه در بانك TBI عراق داريم، اين منابع را به عنوان پشتوانه ‌اي براي صدور ضمانتنامه براي پيمانكاران ايراني كه در عراق فعاليت مي ‌كنند، قرار بدهيم. ايشان نيز اين موضوع را پذيرفت و دستور مساعدي صادر كرد. رييس كل بانك مركزي افزود: در مجموع، به نظر من مي ‌توانيم كارهاي خوبي با عراق انجام بدهيم و تيم مديريتي جديد عراق نيز آمادگي دارد كه اين روند را ان ‌شاءالله توسعه بدهد. همتي افزود: همه كشورهاي همسايه ما نيز اكنون شرايط مشابهي دارند. ما با قطري ‌ها صحبت مي ‌كنيم، با عراقي ‌ها صحبت مي ‌كنيم و با هر كدام از اين كشورها مذاكره داريم. اكنون تقريبا درآمدهاي كشورهايي مانند قطر و عراق از صادرات ‌شان نزديك به صفر شده است. ما نيز بالاخره با اين اتفاق مواجه شده ‌ايم و نفت صادر نمي ‌كنيم كه اين ديگر يك واقعيت است، اما ما پيش ‌بيني ‌هاي لازم را انجام داده بوديم. اين ‌طور نيست كه ما پيش ‌بيني نكرده باشيم و دولت و بانك مركزي اقدامات لازم را براي اين شرايط انجام نداده باشند.

وي اظهار كرد: تفاوت ما با دولت ‌هايي مانند قطر و عراق اين است كه آنها به ذخاير خود دسترسي دارند، اما ذخاير ما توسط امريكايي ‌ها مسدود شده و اجازه برداشت از آنها را به ما نمي ‌دهند. اقتصاد ايران اكنون در مرحله ‌اي قرار گرفته كه موفقيت در ميدان نظامي، به ‌تنهايي تضمين ‌كننده موفقيت در ميدان اقتصاد نيست. چالش اصلي كشور از اين پس، مهار تورم، حفظ قدرت خريد مردم، تأمين منابع بودجه و بازگرداندن ثبات به فضاي كسب ‌وكار خواهد بود. بانك مركزي، دولت و ساير نهادهاي اقتصادي ناچارند ميان حمايت از معيشت، كنترل نقدينگي و حفظ ثبات مالي تعادل برقرار كنند؛ زيرا آينده اقتصاد بيش از هر چيز به كيفيت مديريت اين دوران وابسته است.

 


۵ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

سیاست‌های تورم‌زا اقتصاد ایران را از درون تهی کرده است

به گزارش تجارت نیوز، فرشاد مومنی در همایش «انرژی، معیشت، امنیت ملی» با اشاره به شرایط اقتصادی کشور اظهار کرد: تک‌تک ما باید با توجه به شرایط کنونی کشور، یکدیگر را دعوت کنیم که مسائل را با دقت و از زوایای مختلف ببینیم. آنجایی که مسائل ما ریشه معرفتی دارد، باید با ابزارهای متناسب با همان حوزه به آن نگاه کنیم و آنجایی که مسائل ریشه در فساد دارد، ابزارها متفاوت است.

وی با انتقاد از آنچه طی سال‌های گذشته تحت عنوان بازارگرایی در ایران دنبال شده است، گفت: در این دوره، رویکردی به نام بازارگرایی مطرح شد که به قیمت ایجاد فقر و نابرابری‌های گسترده برای بخش‌های مهمی از جمعیت کشور تمام شده است. در عین حال باید آن نظریه‌ای را که با ابزار دستکاری‌شده‌ای به نام بازار، این وضعیت را توجیه کرده است، مورد بازخواست قرار دهیم.

مومنی افزود: در تمام این دوره، نهادی وجود داشته که باید اسلامیت، انطباق با قانون اساسی و قواعد حاکم بر کشور را ارزیابی می‌کرد. باید پرسید با چه رویکردی از اسلام گفته شد که این سیاست‌ها نه اشکال شرعی دارند و نه اشکال قانون اساسی، در حالی که از دل آن‌ها این حجم از فقر، فساد، نابرابری و وابستگی پدید آمده است.

این اقتصاددان ادامه داد: نگرش‌هایی به جای نگرش‌های افرادی مانند شهید بهشتی و طالقانی، مبنای اسلامی بودن قرار گرفته است. دکتر سبحانی نیز چندین سال پیش این مسئله را مطرح کرد، اما کسی به آن اعتنا نکرد. شورای نگهبان برای اینکه خیال خود را راحت کند، از رویکردی تحت عنوان «عدم مغایرت» استفاده کرده است، با تعریفی که از عدم مغایرت ارائه شده است.

وی با بیان اینکه مسائل کشور باید به اندازه پیچیدگی آن‌ها مورد توجه قرار گیرد، اظهار کرد: مدت‌هاست بخش مهمی از تصمیم‌گیری‌های کلیدی کشور فراتر از مجلس و دولت و در چارچوب مصوبه‌های خاص انجام می‌شود. از همان زمانی که اختیارات غیرعادی به برخی بخش‌ها داده شد، افرادی به‌صراحت هشدار دادند که این روند اوضاع را بدتر خواهد کرد. امروز نیز دیده‌ایم که دور زدن مجلس، صرف‌نظر از کیفیت مجلس، کیفیت سیاست‌گذاری در ایران را بسیار فاجعه‌آمیزتر کرده است.

مومنی با تأکید بر ضرورت بازنگری اساسی در سیاست‌های اقتصادی گفت: وقتی تحت سیطره نهادهایی هستیم که مناسبات آن‌ها بر فقیر و ذلیل کردن اکثریت جمعیت و تقویت مافیاها استوار است، جابه‌جایی افراد، چه بین دولت‌ها و چه در درون دولت‌ها، در بهترین حالت آثار کوتاه‌مدت خواهد داشت.

وی افزود: مسئله حیاتی این است که باید با نظام تصمیم‌گیری اساسی کشور صحبت کنیم و بگوییم رویکردی را انتخاب کرده‌اید که اصالت را به مدل‌های لحظه‌ای و آنچه بازارگرایی نامیده می‌شود، می‌دهد؛ اما این رویکرد را در کشوری به کار می‌برید که با عدم تعادل‌های ساختاری مزمن مواجه است.

رئیس موسسه دین و اقتصاد با اشاره به اینکه طی دهه‌های گذشته منتقدان این سیاست‌ها با واکنش‌هایی مواجه شده‌اند، گفت: از روز اول، نقدهایی که به این رویه وجود داشت یا تجزیه و تحلیل نمی‌شد، یا معترضان را می‌ترساندند و تنبیه می‌کردند و مسائل را از امروز به فردا می‌رساندند. اکنون نزدیک به چهار دهه گذشته است و داده‌هایی که نهادهای رسمی خودشان منتشر کرده‌اند، دیگر امکان تکذیب و انکار مسئله را باقی نمی‌گذارد.

وی ادامه داد: برای آن بخش از ساختار قدرت که بقای خودش، معیشت مردم و امنیت کشور برایش اهمیت دارد، خوب است بررسی کند که در این چهار دهه چه تصوراتی داشته و چه اتفاقی افتاده است. دیگر نمی‌توان با برگزاری جلساتی که در آن‌ها به قول خودشان خالص‌سازی می‌کردند تا صدای دیگری شنیده نشود، مسئله را حل کرد.

مومنی گفت: مسئله حیاتی دیگر، عجز حکومت در اصلاح رویه‌هایی است که خودش نیز قبول دارد غلط است. علت این عجز آن است که در پرتو مجموعه سیاست‌هایی که ما آن را ساختاری می‌نامیم، حکومت به دست خود از حاکمیت بر بخش‌هایی از اقتصاد تهی شده است.

وی افزود: بخش‌های بزرگی از بازار پول، بازار ارز، بازار سرمایه و بازار کالا دیگر تحت اراده حکومت نیست و مطلقاً از سیاست‌های حکومت تبعیت نمی‌کند. در میان این بازارها، اسفبارترین وضعیت مربوط به بازار کار است. خود دولت گزارش می‌دهد که نزدیک به دو سوم بازار کار ایران غیررسمی است؛ یعنی اراده سیاست‌گذار به بخش بزرگی از این بازار اصابت نمی‌کند و حقوق قانونی نیروی کار نیز به این شاغلان تعلق نمی‌گیرد.

این اقتصاددان با بیان اینکه شغل در ایران قادر به رفع فقر نیست، اظهار کرد: این مسئله به صدها شکل در گزارش‌های رسمی منعکس شده است. تحت نهادهای بهره‌کش و این مناسبات، همه‌چیز به سمتی می‌رود که منافع حکومت و تولیدکنندگان در مرکز قرار گیرد و عامه مردم در حاشیه باشند.

مومنی با اشاره به وضعیت پنج بازار اصلی گفت: پنج بازاری که درباره آن‌ها صحبت کردم، میان‌تهی و از کار افتاده شده‌اند و باید برای این مسئله فکری کرد. در بازار سرمایه ایران، تقریباً ۸۵ درصد آن در کنترل… است. در بازار پول نیز کسانی که از خلق پول از هیچ، به دنبال ثروت‌اندوزی‌های غیرعادی هستند، نقش قابل توجهی پیدا کرده‌اند.

وی افزود: بر اساس گزارش‌های رسمی، به ازای هر یک واحدی که نقش رسمی کشور در خلق نقدینگی دارد، بانک‌های عمدتاً خصوصی سهمی بیش از شش واحد دارند. با این حال، وقتی با اتفاقی که در بازار پول رخ می‌دهد مواجه می‌شویم، به جای اصلاح سیاست غلطی که حکومت را از حاکمیت تهی کرده است، رئیس بانک مرکزی را جابه‌جا می‌کنیم.

مومنی با بیان اینکه مسئله اقتصادی کشور به موضوع امنیت ملی نیز ارتباط پیدا کرده است، گفت: در یک افق بلندمدت، ما با نظمی مواجه شده‌ایم که به خارج متکی است و خانواده‌های بسیاری را در اسارت فقر و نابرابری قرار داده است.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم تصور کنیم که نظام حکومتی ما به‌کلی میان‌تهی شده است، باید به گزارش‌های رسمی مراجعه کنیم. در این گزارش‌ها، وقتی درباره علت شرایط موجود صحبت می‌شود، همه از بی‌ثباتی، ناامنی و بحران سخن می‌گویند؛ اما باید پرسید این بی‌ثباتی چه کاری انجام می‌دهد.

رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: یکی از استدلال‌هایی که مطرح می‌شود این است که انحصارگران مافیایی از قدرت قیمت‌گذاری دلبخواه استفاده می‌کنند و به سیاست‌ها تن نمی‌دهند و در نتیجه، فشارها را از طریق سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی به مردم منتقل کنیم.

وی افزود: استدلال دیگر این است که بخش بزرگی از صادرکنندگان، با وجود قوانین، ارزهای صادراتی خود را برنمی‌گردانند و نتیجه‌ای که از آن گرفته می‌شود این است که باید فشار را بر مردم و تولیدکنندگان وارد کرد.

مومنی تصریح کرد: از همه تکان‌دهنده‌تر این است که گفته می‌شود چون به سیاست‌های تورم‌زا معتاد شده‌ایم و نمی‌توانیم از آن اجتناب کنیم، چاره‌ای جز وارد کردن شوک‌های پی‌درپی به نرخ ارز نداریم. این یعنی به زبان بی‌زبانی، اصلاح رفتار و منافع الیگارشی‌ها به حاشیه رفته و هزینه اصلاحات بر مردم و تولیدکنندگان تحمیل می‌شود.

وی با بیان اینکه در یک نگرش بلندمدت، زمان از دست می‌رود، اظهار کرد: سیاستی اجرا می‌شود که شاید از صد بار، صد بار شکست بخورد و دوباره صورتک‌هایی را می‌بینیم، در حالی که اصل ماجرا در جای دیگری است. باید هرچه زودتر به دنبال راهکار باشیم تا مسیر برای اصلاحات واقعی باز شود.

مومنی با اشاره به محدودیت منابع ارزی کشور گفت: باید پرسید منابع ارزی محدود را به واردات خودرو اختصاص دهیم یا به واردات دارو و نیازهای اساسی مردم؟ برای پاسخ به این پرسش، به سطح بالاتری از تفکر و تصمیم‌گیری نیاز داریم.

وی افزود: بنیان‌های نظری این رویکردها و سازوکارهای عملیاتی کردن آن‌ها برای ایران نیز مورد توجه قرار گرفته بود، اما در اینجا از ورود به آن بحث صرف‌نظر می‌کنم و فقط می‌خواهم به یکی دو نکته اشاره کنم که نشان می‌دهد مسئله دیگر فقط بخش کشاورزی یا صنعت نیست، بلکه مسئله امنیت است.

این اقتصاددان ادامه داد: چرا تصور می‌کنیم اگر بعد از ماجرای تنگه هرمز، کشور تحت محاصره قرار گیرد، با فشارهای غیرعادی مواجه خواهیم شد؟ زیرا در پرتو نهادهای بهره‌کش، شیره جان کشاورز و صنعتگر کشور را کشیده و تقدیم مافیاها کرده‌ایم. تا زمانی که این مناسبات متوقف نشود، امکان ندارد بتوانیم در همه عرصه‌های حیات اقتصادی و اجتماعی ایران کار جدی انجام دهیم.

مومنی تأکید کرد: از این زاویه، آسیب‌پذیری ما برای حفظ تمامیت ارضی کشور بسیار بالاست و در این زمینه هیچ تعارفی وجود ندارد. اگر اوضاع و احوال به‌گونه‌ای بود که توصیه‌های منطقی و این مسائل دیگر کارساز نبود، باید رمان بنویسند و تئاتر اجرا کنند. در قرن بیست‌ویکم، در ربع یا نیمه نخست این قرن، اینکه یک مقام کلیدی کشور بگوید اگر من … ارزی ایجاد نمی‌کردم، کشور…، بسیار تأسف‌بار و حتی شرم‌آور است.

وی با اشاره به پیامدهای سیاست‌های تورم‌زا گفت: اساساً سیاست‌های تورم‌زا و اشتغال‌زدا در تمام دنیا و حتی در همان متونی که خود دولت منتشر می‌کند، به‌عنوان سیاست‌هایی شناخته می‌شوند که از طریق کمیابی مصنوعی، قحطی را به بخش بزرگی از جمعیت تحمیل می‌کنند.

مومنی افزود: این سیاست‌ها متوقف نمی‌شوند، زیرا بسیاری از متقاضیان نه به دلیل اینکه کالا وجود ندارد، بلکه به دلیل اینکه قدرت خرید ندارند، از گردونه تقاضا خارج می‌شوند. در این شرایط، این همه محرومیت و قحطی‌زدگی به جمعیت تحمیل می‌شود و حتی بابت اینکه عرضه ارزاق با مشکل مواجه نشده است، منت نیز گذاشته می‌شود.

وی در پایان گفت: وقتی اقتصاد به سمت یک بحران فراگیر در تقاضای مؤثر می‌رود، مشکل کشور دسترسی به کالا نیست؛ مشکل این است که اکثریت قاطع فقرا اصلاً قادر به اعمال تقاضا نیستند.

منبع: ایسنا


۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

قیمت لوازم یدکی موتورسیکلت تا ۳۰۰ درصد گران شد

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از تجارت نیوز، بازار موتورسیکلت در سال ۱۴۰۵ دیگر تنها با مسأله گرانی خرید یک وسیله نقلیه دست‌وپنجه نرم نمی‌کند؛ زنجیره‌ای از افزایش هزینه‌ها، از تولید و واردات گرفته تا تأمین قطعات، آرام‌آرام تعمیر و نگهداری موتورسیکلت را هم به یک هزینه سنگین تبدیل کرده است.

کاهش قدرت خرید از یک سو و محدودیت‌های ارزی، کمبود برخی قطعات و رشد هزینه‌های تولید از سوی دیگر، شرایطی ساخته که هم مصرف‌کننده و هم فعالان این بازار را تحت فشار قرار داده است. اما در بازاری که قیمت خود موتورسیکلت برای بسیاری دست‌نیافتنی شده، هزینه قطعات و تعمیرات تا کجا می‌تواند افزایش پیدا کند؟

محمد محمدی، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان قطعات و تعمیرکاران دوچرخه و موتورسیکلت، با اشاره به جهش قیمت لوازم یدکی موتورسیکلت به تجارت‌نیوز گفت: برخی از اقلام پرمصرف و وارداتی در بازار طی مدت اخیر بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند. این رشد قیمت بیش از هر چیز تحت تأثیر تحریم‌ها و نوسانات نرخ ارز قرار گرفته است.

وی با تأکید بر نقش دشواری‌های واردات در افزایش قیمت قطعات بیان کرد: بخشی از کالاها دیگر به شکل تجاری وارد نمی‌شوند و در مواردی برای ورود به کشور باید از مسیر هوایی استفاده شوند؛ در حالی که هزینه حمل هوایی حدود ۴۰ درصد بیشتر از حمل زمینی است. از سوی دیگر، تمام این قطعات برای خرید نیازمند ارز هستند و افزایش نرخ ارز، هزینه تمام‌شده واردات را به شکل محسوسی بالا برده است.

او با بیان اینکه افزایش هزینه واردات مستقیم به قیمت نهایی قطعات منتقل می‌شود، اظهار کرد: واردکننده کالایی را با هزینه بسیار بالاتری نسبت به گذشته تهیه و وارد کشور می‌کند و طبیعی است که برای جبران هزینه‌ها و ریسک‌های موجود، قیمت فروش نیز افزایش پیدا کند. مجموعه این عوامل در نهایت به گرانی قابل توجه لوازم یدکی موتورسیکلت منجر شده است.

محمدی با اشاره به وضعیت تولید داخلی قطعات موتورسیکلت عنوان کرد: به دلیل الزامات مربوط به آلایندگی‌های زیست‌محیطی، بخشی از تولیدکنندگان از سطح تهران به شهرک‌های صنعتی و مناطق خارج از تهران منتقل شده‌اند و اتحادیه در حال حاضر اشراف کاملی بر وضعیت تولید در تمام این واحدها ندارد. با این حال، به نظر می‌رسد حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد قطعات مربوط به موتورسیکلت‌های قدیمی همچنان در داخل تولید می‌شود.

وی افزود: این قطعات بیشتر مربوط به موتورهای قدیمی و مدل‌هایی است که سال‌ها در بازار حضور داشته‌اند؛ قطعاتی مانند باک، گلگیر، اگزوز، فرمان، زین، فلاشر و راهنما. البته این تولیدات نیز به گروه مشخصی از موتورسیکلت‌ها محدود می‌شود.

او با بیان اینکه تغییر سریع مدل موتورسیکلت‌ها انگیزه تولید قطعات را کاهش داده است، تشریح کرد: تولید قطعات موتورسیکلت‌های جدید بسیار محدود است و بیشتر به قطعات پلاستیکی یا برخی قطعات مانند فرمان و زین اختصاص دارد. تغییر مداوم مدل‌ها نیز باعث شده تولیدکننده نتواند برای هر مدل جدید سرمایه‌گذاری کند.

محمدی توضیح داد: ممکن است یک شرکت ابتدا موتورسیکلت ۱۲۵ سی‌سی تولید کند و بعد از مدتی مدل ۱۵۰ یا ۱۶۰ سی‌سی همان موتورسیکلت را وارد بازار کند؛ با وجود شباهت ظاهری، قطعات این مدل‌ها الزاما با یکدیگر سازگار نیستند. در چنین شرایطی، تولیدکننده قطعه باید برای هر مدل قالب جدیدی بسازد، در حالی که عمر حضور آن مدل در بازار ممکن است تنها دو سال باشد.

وی ادامه داد: ساخت قالب برای موتورسیکلتی که چند دهه در بازار حضور داشته، برای تولیدکننده توجیه اقتصادی دارد؛ چراکه هزینه قالب در طول سال‌ها و با حجم بالای تولید جبران می‌شود. اما برای مدلی که تنها مدت کوتاهی در بازار باقی می‌ماند، فروش قطعه به اندازه‌ای نیست که هزینه ساخت قالب و سایر هزینه‌های تولید را پوشش دهد.

رئیس اتحادیه تولیدکنندگان قطعات و تعمیرکاران دوچرخه و موتورسیکلت با اشاره به رشد هزینه‌های تولید اذعان کرد: افزایش قیمت فقط به واردات محدود نمی‌شود و تقریبا تمام هزینه‌های تولید بالا رفته است. هزینه نیروی کار حدود ۴۵ تا ۶۰ درصد افزایش یافته و هزینه بیمه تأمین اجتماعی نیز به دنبال افزایش حقوق و دستمزد بیشتر شده است.

او افزود: هزینه آب، برق و گاز و سایر حامل‌های انرژی نیز در برخی موارد تا حدود ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کرده است. قطعی برق نیز هزینه مضاعفی به واحدهای تولیدی تحمیل می‌کند، زیرا با توقف فعالیت کارخانه، کارگران بیکار می‌شوند و هزینه‌های تولید بدون آنکه محصولی تولید شود ادامه پیدا می‌کند.

وی با اشاره به افزایش قیمت مواد اولیه اظهار کرد: بخشی از مواد اولیه مورد استفاده در تولید، وارداتی است؛ برای نمونه مواد اولیه مورد نیاز قطعات پلاستیکی تحت تأثیر تحریم‌ها، مشکلات واردات و افزایش هزینه‌های ارزی قرار گرفته و در برخی موارد قیمت آنها تا ۱۰۰ و حتی ۱۵۰ درصد افزایش یافته است.

محمدی در پایان با اشاره به رشد قیمت مواد اولیه فلزی خاطرنشان کرد: ورق آهن مورد استفاده در قطعاتی مانند زین و همچنین پروفیل و سایر مواد فلزی نیز در برخی موارد تا حدود ۱۰۰ درصد گران شده‌اند. زمانی که قیمت مواد اولیه، دستمزد، انرژی و سایر هزینه‌ها همزمان افزایش پیدا می‌کند، این رشد هزینه ناگزیر به قیمت نهایی محصول منتقل می‌شود و در برخی قطعات، قیمت تمام‌شده می‌تواند تا حدود ۱۵۰ درصد نسبت به گذشته افزایش پیدا کند.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید




 سیگنال جدید برای بازار طلا/ اونس جهانی دوباره اوج گرفت
۷ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

سیگنال جدید برای بازار طلا/ اونس جهانی دوباره اوج گرفت

اقتصادنیوز: قیمت طلای جهانی در پایان هفته با افزایش همراه شد و این فلز گرانبها را در مسیر ثبت رشد نزدیک به ۵ درصدی در یک هفته قرار داد.

 انتقام روس‌ها از مهد غلّه | باز هم پای سوسیالیسم در میان است | چرا اوکراین قربانی دومین قحطی بزرگ قرن شد؟
۹ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

انتقام روس‌ها از مهد غلّه | باز هم پای سوسیالیسم در میان است | چرا اوکراین قربانی دومین قحطی بزرگ قرن شد؟

اقتصادنیوز: قحطی ۱۹۳۳ شوروی نتیجه سیاست‌های اشتراکی‌سازی اجباری بود که برداشت معمولی را به فاجعه تبدیل کرد. در آن میان اوکراینی‌ها هدف شدیدترین اشتراکی‌سازی و بالاترین نرخ مرگ‌ومیر بودند.

 تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟
۸ ساعت قبل / سایت تابناک

تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟

بانک مرکزی سرانجام برای تسویه بدهی بیش از ۱۰۰ همتی بانک ایران‌زمین، سند مالکیت ۷۵ همت از دارایی‌های این بانک را امضا کرد و ۴۵ همت دیگر نیز در نوبت انتقال است...

 جهش خیره‌کننده قیمت طلا و نقره
۳ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

جهش خیره‌کننده قیمت طلا و نقره

آرمان امروز : بازار فلزات گران‌بها شاهد حرکت‌های صعودی قدرتمندی بود؛ به‌طوری که قیمت طلا با رشد حدودا ۳ درصدی تا نزدیکی مرز ۴,۴۹۰ دلار پیشروی کرد. به گزارش بازار، نقره نیز با جهشی چشمگیرتر، رشد ۴ درصدی را تجربه کرد و تا ۶۵.۶ دلار صعود کرد. این جهش قیمتی در حالی رخ داد که [ ]

 خداحافظی با بازار بزن و دررو / دستور دادستان تهران «حیات‌خلوت» خودروسازان را ویران می‌کند؟
۹ ساعت قبل / سایت تابناک

خداحافظی با بازار بزن و دررو / دستور دادستان تهران «حیات‌خلوت» خودروسازان را ویران می‌کند؟

در حالی که مردم در آتش قیمت‌های کاذب و بدعهدی‌های بی‌پایان خودروسازان می‌سوزند، دستور قاطع دادستان تهران برای نظارت آنلاین، پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد.

 بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29

k: بازار