قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۴/۳۱

آخرین وضعیت سینما قدس بعد از جنگ

سینما قدس از ابتدای جنگ تحمیلی سوم موقتا تعطیل شده است.یکی از مدیران سابق این سینما گفت علت این اتفاق عمدتا تغییرات مدیریتی و خروج نیروهای کلیدی است اما به‌زودی با تصمیم‌گیری نهایی مجددا فعالیت خود را از سر خواهد گرفت.
 آخرین وضعیت سینما قدس بعد از جنگ



۳۳ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

روایتی از ۲۹ مرداد ۱۳۶۹ و بازگشت نخستین گروه از آزادگان خراسانی به میهن | حکایت پایان چشم‌به‌راهی

به گزارش شهرآرانیوز؛ ۲۹ مرداد ۱۳۶۹ برای شهر یک سه‌شنبه معمولی نبود. جنگ هشت‌ساله تازه به پایان رسیده بود، اما هزاران خانواده ایرانی هنوز در انتظار بازگشت پدران، پسران و برادران خود بودند. چهار روز پیش از این، در ۲۶ مرداد، نخستین موج آزادگان از مرز خسروی وارد کشور شده بود و خدا می‌داند چه خرده‌روایت‌های ناگفته‌ای از تلاقی مردمی که شور داشتند و سربازانی که غربت دیده بودند، شکل گرفته بود. 

حالا نوبت مشهد بود؛ شهری که حرم امام رضا (ع) برای بسیاری نقطه آغاز سفر دفاع بود و آنان پس از سال‌ها دوری، می‌بایست دوباره به آن بازمی‌گشتند. بر اساس گزارش روزنامه قدس و دیگر جراید استان، ورود نخستین آزادگان خراسانی به مشهد در دو گروه سازمان‌دهی شده بود: گروهی ۶۹ نفره و گروهی ۴۷ نفره. این تعداد، هرچند در قیاس با ده‌ها هزار آزاده سراسر کشور کوچک به نظر می‌رسید، برای هر خانواده یک جهان بود. قصه آن روزها، قصه بازگشت ۳۴۳۰ جهان یک‌نفره به آغوش مشهد بود. آغازی بر پایان انتظار

روندی که به بازگشت اسرای ایرانی به وطن انجامید، نتیجه تصمیمی ناگهانی نبود؛ بلکه حاصل مجموعه‌ای از مذاکرات و چانه‌زنی‌ها در ماه‌های پس از پایان جنگ ایران و عراق بود. در متن قطعنامه ۵۹۸ که در ۲۹ تیرماه ۱۳۶۷ به تصویب رسید، تبادل اسرا میان دو کشور در بند سوم قرار گرفت با این حال در آن روزها، حتی پس از پذیرش قطعنامه، مسئله اسرا همچنان لاینحل باقی مانده بود.

در این میان، سال ۱۳۶۹ نقطه عطفی تعیین‌کننده شد. از بهار آن سال، نامه‌نگاری‌هایی میان مقام‌های عالی ایران و صدام حسین آغاز شد که به‌تدریج فضای تازه‌ای برای حل مسائل باقی‌مانده ایجاد کرد.

ایران در این مکاتبات بر چند اصل پافشاری می‌کرد: پذیرش دوباره عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر، عقب‌نشینی کامل عراق به مرز‌های بین‌المللی و مبادله فوری و همه‌جانبه اسیران جنگی. سرانجام، در مرداد ۱۳۶۹، بغداد عملا با این چارچوب موافقت کرد و از همان‌جا روند سیاسی به مرحله اجرایی نزدیک شد. با این اتفاق، همه‌چیز روی دور تند افتاد و خیلی زود فرزندان دورافتاده مام میهن به آغوش وطن بازگشتند.

در ۲۲ مرداد همان سال، «ستاد رسیدگی به امور آزادگان» برای سامان‌دهی بازگشت اسرا تشکیل شد؛ اقدامی که نشان می‌داد ایران خود را برای ورود گسترده آزادگان آماده کرده بود. در روز‌های ۲۳ و ۲۴ مرداد، مفاد توافق نهایی در سطح رسانه‌ای و سیاسی آشکارتر شد و روشن گردید که مبادله بزرگ اسرا در آستانه اجرا قرار دارد.

بااین‌حال، حتی پس از اعلام این خبر از سوی رسانه‌ها، کمتر کسی باور می‌کرد که این اتفاق به‌زودی رخ دهد. تنها دو روز بعد، در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹، نخستین گروه آزادگان ایرانی از مرز خسروی وارد کشور شدند؛ لحظه‌ای که برای هزاران خانواده، پایان سال‌ها انتظار، بی‌خبری و رنج بود و در حافظه جمعی ما به‌عنوان یکی از عاطفی‌ترین و نمادین‌ترین صحنه‌های پس از جنگ ثبت شد. در جست‌وجوی گم‌شده

۲۸ مرداد، تیتر بزرگ جراید این بود: «صلیب سرخ جهانی پیشنهاد تبادل روزانه پنج هزار اسیر را می‌پذیرد.» این درخواست ایران بود که دکتر سیف‌ا... وحید، رئیس جمعیت هلال‌احمر، آن را به کورنلیو سوماروگا، رئیس کمیته صلیب سرخ مستقر در ژنو، اعلام کرده و با آن موافقت شده بود.

پس از آن، مسئول ستاد رسیدگی به امور آزادگان اعلام کرد که پس از تبادل و انتقال اسرا، قرنطینه بهداشتی و معاینات پزشکی در اولویت قرار داشت و تلاش می‌شد مدت قرنطینه به حداقل برسد. هنگام این گفت‌و‌گو، دو هزار نفر از افراد آزادشده در قرنطینه بودند. البته امید به آزادی، تحمل این فراق کوتاه از خانواده را دشوار می‌کرد و به همین دلیل، از وابستگان آزادگان خواسته می‌شد تا پایان دوره مراقبت بهداشتی صبر کنند. نخستین برنامه‌ای که برای گروه اول آزادگان در نظر گرفته شد، زیارت مرقد امام‌خمینی (ره) بود. آنان از باختران راهی تهران شدند و سپس به سوی شهر‌های خود حرکت کردند.

در آن روزها، که با سالروز شهادت چهارمین امام شیعیان نیز هم‌زمان شده بود، امام‌جمعه مشهد در مسجد گوهرشاد از ورود آزادگان به این شهر خبر داد. او از مردم خواست خود را برای ورود این عزیزان آماده کنند، مقدم آنان را گرامی بدارند و با خانواده‌هایشان با نهایت احترام برخورد کنند.

با شنیدن این خبر مشهد برای استقبال از آزادگان سرافراز و مقاوم مهیا شد. هلال‌احمر مشهد به جراید اعلام کرد که ستاد‌های ویژه‌ای برای این منظور در همه شهرستان‌ها مستقر شده بودند و خود را برای برگزاری مراسم آماده می‌کردند. شهر در انتظار حضور افرادی بود که چند سال از عمر خود را در چهاردیواری اردوگاه‌ها گذرانده بودند.

مسیر‌های حرکت آزادگان آذین‌بندی شد و برای خانواده‌های آنان نیز تدارک ویژه‌ای دیده شد. ستاد استقبال از آزادگان در استانداری خراسان، با کمی تأخیر، در ۲۸ مردادماه تشکیل شد. شماره‌های تلفن ۹۰۰۳۰ و ۹۲۰۳۰ نیز اعلام شد تا خانواده‌های آزادگان جنگ تحمیلی بتوانند سرنوشت عزیزان گم‌شده و دور از دسترسشان را از طریق این شماره‌ها پیگیری کنند. هر بار که تلفن زنگ می‌خورد، امیدی تازه در دل خانواده‌ای جوانه می‌زد؛ شاید آن‌سوی خط، خبری از اسیری بود که سال‌ها چشم‌انتظار بازگشتش بودند. نخستین نام‌ها در روزنامه‌ها

اسامی نخستین گروه از آزادگان خراسانی در جراید منتشر شد تا خانواده‌هایی که سال‌ها رنج دوری را تاب آورده بودند یا از عزیز مفقودالاثرشان بی‌خبر مانده بودند، با شتاب چشم بر سطر‌های نام‌ها بدوزند؛ شاید نگاهشان بر نامی آشنا ثابت بماند و اگر نه، دل به فهرست‌های بعدی بسپارند.

خوشا به حال خانواده‌های رجبعلی ایمانی، حسین آستانه، علی اژدی، پرویز تیموری، محمد تنژن، محمدجواد تقوی‌نظریان، امام‌قلی جعفری، فیروز جبرائیلی، سعید ارمی، علیرضا اخوان مهدوی و هادی الگوری که نام عزیزانشان در سرآغاز فهرست اسرای خراسانی جنگ ثبت شده بود. این اسامی، به همراه ۵۹ نام دیگر، فهرست نخستین آزادشدگان خراسانی از زندان‌های رژیم بعث را تشکیل می‌دادند؛ نام‌هایی که در صفحه نخست جراید خراسانی ماندگار شدند. این گروه ۶۹نفره از شهر‌های بجنورد، قوچان، مشهد، بشرویه، تربت‌حیدریه، سبزوار و دیگر شهر‌های خراسان بودند.

پیش از آن، ارتش اعلام کرده بود که با ایجاد یک مسیر هوایی، انتقال فرزندان میهن به شهرهایشان را تسهیل و تسریع می‌کند. در مجموع، ۴۰ فروند هواپیمای ارتش این نقش را بر عهده گرفتند تا هرچه زودتر دستان منتظر را به آغوش یکدیگر برسانند. مشهد نیز، به دلیل فاصله‌اش از غرب کشور، مقصد یکی از این هواپیما‌های ارتش بود تا فرزندان این زادبوم را زودتر به آغوش خانواده‌هایشان بازگرداند.

ستاد استقبال اعلام کرد که آزادگان پس از برگزاری مراسم استقبال رسمی در فرودگاه، به سوی مرقد مطهر امام‌هشتم (ع) حرکت می‌کردند تا نخستین زیارت خود را پس از بازگشت تجربه کنند. همچنین تنها پنج نفر از افراد درجه اول خانواده آزادگان، که کارت دعوت دریافت کرده بودند، اجازه داشتند وارد سالن فرودگاه شوند. سایر اعضای خانواده و مردم نیز می‌توانستند در میدان فرودگاه و ورودی آن تجمع کنند. عطر گل محمدی، خوش‌آمدی

۲۹ مرداد ۱۳۶۹ همان روز خاصی بود که هم‌زمان با ورود سومین گروه آزادگان به کشور، نخستین گروه آزادگان خراسانی نیز قدم به مشهد گذاشتند. خبر آزادی آنان به‌سرعت در شهر پیچید و مردم از ساعت‌ها قبل به سوی فرودگاه رفتند تا از نزدیک شاهد ورود عزیزانی باشند که سال‌ها در اسارت به سر برده بودند. در مسیر فرودگاه تا شهر، جمعیت زیادی حضور داشت و شور و شوق استقبال در همه‌جا دیده می‌شد. ساعت ۱۵، سالن انتظار فرودگاه مشهد روزی را تجربه کرد که دیگر تکرار نشد.

صدا‌ها و نواها، اشک‌های پی‌درپی و آغوش‌های طولانی، با آن حجم از دلتنگی که سال‌ها روی هم تلنبار شده بود، یک‌باره به اوج رسید و سالن فرودگاه شهید هاشمی‌نژاد را برای همه تنگ و نفس‌گیر کرد. اسیران با دو فروند هواپیما از باختران به مشهد آمدند و در دو گروه ۶۹نفره و ۴۷نفره وارد شهر شدند.

هنگام ورود، بسیاری از خانواده‌ها اشک شوق ریختند و حال بعضی از آنان از شدت خوشحالی دگرگون شد. مردم با حلقه‌های گل از آزادگان استقبال کردند و کاروان آزادشدگان را تا حرم رضوی همراهی کردند. در طول مسیر، شعار «عطر گل محمدی، خوش آمدی، خوش آمدی» از میان جمعیت شنیده می‌شد و برخی نیز برای شکرگزاری قربانی کردند. خرده‌روایت‌هایی از آزادگان

پس از ورود به شهر، آزادشدگان به سوی حرم امام‌رضا (ع) برده شدند. در محدوده صحن امام‌خمینی، جمعیت آن‌قدر زیاد بود که بسیاری از مردم آنان را بر دوش می‌گرفتند و به سمت حرم می‌بردند. این صحنه برای خانواده‌ها و مردم، لحظه‌ای سرشار از اشک و شادی بود؛ لحظه‌ای که سال‌ها انتظار به دیدار رسید.

در میان بازگشتگان، محمد شعبانی، که در سال ۱۳۶۱ در عملیات رمضان اسیر شده بود، از شبی یاد می‌کرد که رادیو بغداد خبر مهمی را برای اسیران اعلام کرد و پس از آن، خبر پذیرش شرایط ایران از سوی صدام منتشر شد. او هشت سال در اردوگاه موصل به سر برده بود و از سختی‌ها و بدرفتاری‌های آن دوران سخن می‌گفت.

غلامرضا ایزدی، اهل نیشابور، نیز که در سال ۱۳۵۹ در عملیات ثامن‌الائمه (ع) اسیر شده بود، از رفتار‌های غیرانسانی عراقی‌ها حرف می‌زد. عباسعلی افشین نیز از نخستین آزادگانی بود که مصاحبه‌اش در مطبوعات استان منتشر شد. او تنها ۲۵ سال داشت، اما هشت سال اسارت را پشت سر گذاشته بود. خودش بازگشت به وطن را به پیوستن قطره‌ای جداشده به اقیانوس تشبیه می‌کرد. او می‌گفت هنگام دیدار، بعضی از اعضای خانواده‌اش، به‌ویژه دو خواهر کوچک‌ترش، را نشناخته بود؛ زیرا یکی از آنها زمانی که او اسیر شده بود هنوز به دنیا نیامده بود و دیگری تنها سه سال داشت.

خانواده‌های اسرا نیز از این بازگشت بسیار خوش‌حال بودند. مادر اسدیان می‌گفت شنیدن خبر آزادی پسرش پس از هفت سال، روح تازه‌ای در او دمیده بود. خواهر یکی دیگر از اسیران از برآورده‌شدن انتظار ده‌ساله خانواده‌شان سخن می‌گفت و همسر یکی از اسیران نیز از روز‌هایی یاد می‌کرد که فرزندانش مدام سراغ پدرشان را می‌گرفتند. پدر عباسقلی افشین نیز شادی خود را از بازگشت پسرش پس از نُه سال، وصف‌ناشدنی می‌دانست.

این بازگشت برای مشهد فقط یک مراسم استقبال نبود؛ روزی بود که شهر، اشک و شادی خانواده‌ها را در کنار هم دید و به رنج سال‌های اسارت، با دیدار و بازگشت پاسخ داد.

در ادامه حتما بخوانید روایت‌های ناگفته آزادگان خراسان رضوی از اسارت استخراج می‌شود امید‌هایی که بازگشتند

ایران و عراق توافق کردند که شمار اسرای آزادشده دو طرف به هشت‌هزار نفر در روز برسد؛ به این ترتیب که سه‌هزار نفر از طریق هوایی و بقیه از مرز زمینی به کشور بازگردند. جرج بیشاپ، سخنگوی صلیب سرخ، اعلام کرد: «کمیته بین‌المللی صلیب سرخ ۱۷ هزار اسیر جنگی ایرانی و ۵۰ هزار اسیر جنگی عراقی را ثبت‌نام کرده، اما تخمین می‌زند که ممکن است حدود ۱۵ هزار اسیر جنگی ایرانی دیگر و ۲۰ هزار اسیر جنگی عراقی دیگر نیز وجود داشته باشد.»

گذشت زمان و بازگشت ۳۹ هزار و ۴۱۷ نفر از اسرای ایرانی در هفتاد مرحله نشان داد که عراق تا توانسته بود درباره اسرای ایرانی مخفی‌کاری کرده بود. فهرست دوم آزادگان خراسانی، گروهی ۱۹نفره بود که در رأس آن نام محمدباقر سلیمانیان، محمدکمال سروی‌ها، غلامرضا نظرپور، مجید ملائی‌نکویی و علی میانی از مشهد می‌درخشید. سومین گروه آزادگان خراسانی، گروهی ۲۴۴نفره بود.

جراید اول شهریور نیز خبر رسیدن ۲۸۴ آزاده خراسانی به مشهد و فهرست ۱۱۵نفره چهارمین گروه آزادگان خراسانی را منتشر کردند. پنجم شهریور، آخرین گروه از آزادگان ثبت‌نام‌شده وارد کشور شدند؛ گروهی ۱۱۲نفره که در میان استقبال پرشور مردم و مسئولان به فرودگاه مشهد رسیدند. با ورود این گروه، هنوز پرسش بسیاری از مادران و پدران درباره سرنوشت فرزندانشان بی‌پاسخ مانده بود. امیدی فروخورده جای انتظار را گرفته بود؛ امیدی که هر لحظه ممکن بود با استیلای ناامیدی تاب از جان خسته آنان بستاند.

معاون‌اول رئیس‌جمهور اعلام کرد که مسئولان در تلاش بودند برای آزادگانی که ثبت‌نام نشده بودند نیز زمینه مبادله را فراهم کنند. با ادامه این تلاش‌ها، اعلام اسامی همچنان ادامه یافت و این بار نوبت به ثبت‌نام‌نشده‌های صلیب سرخ رسید تا وارد میهن شوند. روز‌ها می‌گذشتند و تجلیل از آزادگان سرافراز در خراسان همچنان ادامه داشت.

این جمله، تیتر ثابت یکی از اخبار روزنامه‌ها بود. در کنار آن، اسامی گروهی دیگر از آزادگان تازه‌ثبت‌نام‌شده خراسانی نیز به چاپ می‌رسید تا امید را در دل خانواده‌های منتظر زنده نگه دارد و گاه‌به‌گاه، انتظار بی‌انت‌ها را به پایانی خوش بدل کند.

نوزدهم شهریور، اسامی دوازدهمین گروه از آزادگان به چاپ رسید و چشم شصت خانواده را به دیدن نام فرزندشان روشن کرد. اندکی بعد، اسامی بلندبالای چهاردهمین و پانزدهمین گروه نیز در ۲۲ شهریور از راه رسید و انتشار فهرست‌ها تا گروه بیست‌ودوم ادامه یافت. سرانجام، در ۲۴ شهریورماه، معاون سیاسی استاندار خراسان شمار آزادگان بازگشته را ۳۴۳۰ نفر اعلام کرد. از این تعداد، تقریبا نیمی ثبت‌نام‌شده و نیمی نیز آزادگانی بودند که نامشان پیش‌تر در فهرست‌های صلیب سرخ ثبت نشده بود.

یکی از اقداماتی که بی‌درنگ برای آزادگان انجام شد، تعویض شناسنامه‌هایی بود که هنوز مهر شاهنشاهی داشتند. اداره ثبت‌احوال خراسان در نامه‌ای به استانداری اعلام کرد که برای ایجاد تسهیلات بیشتر برای آزادگان، نشانی آنان در اختیار اداره قرار گیرد تا با اعزام اکیپ‌های سیار به درِ منازلشان، تعویض شناسنامه با سرعت انجام شود. همچنین اعلام شد که تعویض شناسنامه این افراد بدون نوبت صورت خواهد گرفت.


۱ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

توضیح خانواده اکبر عبدی درباره سنگ مزار و اهدای یادگاری‌ها به موزه

به گزارش آفتاب نیوز،

همسر اکبر عبدی در گفت‌وگویی با ایسنا با تأیید این مطلب بیان کرد: «بخشی از وسایل شخصی و لوح‌های تقدیر این بازیگر سینما به موزه‌ای در اردبیل اهدا شده است.»

گویا قرار است مکان یا خیابانی هم در شهر اردبیل به نام این هنرمند خاطره‌ساز سینما، تئاتر و تلویزیون نامگذاری شود.

همسر اکبر عبدی همچنین در پاسخ به اینکه در آستانه چهلمین روز درگذشت مرحوم عبدی، آیا سنگ نصب شده بر مزار وی تغییر خواهد کرد، گفت: فردی که سنگ را نصب کرده محبت بسیار زیادی داشته و قدردان لطف او هستیم. پیش از این هم چهره‌های مشهوری پیشنهاد تهیه و نصب سنگ را داده بودند که از آن‌ها نیز تشکر می‌کنیم اما در این مورد با المیرا (فرزند اکبر عبدی) سنگی سفارش داده‌ایم، شعر روی سنگ مزار را هم انتخاب کرده‌ایم و چند روز دیگر سنگ مزار را نصب خواهیم کرد.  

اکبر عبدی بازیگر سرشناس سینمای ایران شامگاه جمعه، دوم مردادماه پس از طی یک دوره بیماری و بستری بودن در بیمارستان، در سن ۶۶ سالگی و در منزل خود درگذشت.

عبدی که مشهورترین کمدین سینمای ایران بود، در طول دوران کاری خود در بیش از ۱۰۰ اثر سینمایی و تلویزیونی و نمایشی بازی کرد و نقش‌های ماندگاری را به جا گذاشته است.

فیلم‌های «مردی که موش شد»، «اجاره نشین‌ها»، «گراند سینما»، «هنرپیشه»، «مادر»، «دزد عروسک‌ها»، «ای ایران»، «سفر جادویی»، «دلشدگان»، ‌ «مرد آفتابی»، «قاعده بازی»، «اخراجی‌ها» و «خوابم می‌آد» تنها بخشی از حدود ۸۰ فیلم سینمایی این بازیگر است.

«محله بروبیا»، «محله بهداشت»، «باز مدرسه‌م دیر شد»، «امام علی (ع)»، «به سوی افتخار»، «زیر آسمان شهر»، «معصومیت از دست رفته»، «شوق پرواز» و «در چشم باد» از جمله سریال‌های معروف اکبر عبدی بود.

پیکر این هنرمند چهارم مردادماه در میان جمع زیادی از همکاران و علاقه‌مندانش در قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا آرام گرفت.


۳ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

نادر فلاح در مصاحبه‌ی جنجالی تازه‌ی خود چه گفت؟ | انصاف نیوز

نادر فلاح، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، در گفت‌وگویی تازه از وضعیت کاری خود و آنچه بی‌مهری و فراموش‌شدن در سینمای ایران می‌داند، گلایه کرد؛ اظهاراتی که به‌خصوص با اشاره‌ی مستقیم او به داوود میرباقری و حسن فتحی، خبرساز شده است.

فلاح در این گفت‌وگو با اشاره به سابقه‌ی چندین‌ساله‌ی خود در بازیگری، خطاب به میرباقری درباره‌ی سریال «سلمان فارسی» گلایه کرد و مضمون حرفش این بود که با وجود سابقه‌ی همکاری و فعالیتش، در این پروژه جایی برای او در نظر گرفته نشده است. او با لحنی گلایه‌آمیز گفت: «آقای میرباقری، من در سریال سلمان شما جایی ندارم؟» و از این گفت که احساس می‌کند برخی از کارگردانان او را فراموش کرده‌اند.

فلاح در ادامه نام حسن فتحی را نیز مطرح کرد و گلایه‌ای مشابه درباره‌ی او داشت؛ حرف‌هایی که نشان می‌دهد ناراحتی بازیگر فقط به یک پروژه یا یک کارگردان محدود نیست و او از روند انتخاب بازیگران در سینمای ایران دلخور است.

بخش دیگری از صحبت‌های آقای فلاح در رسانه‌ی تصویری «آن» به مناسبات تولید و انتخاب بازیگران مربوط می‌شد.

او معتقد است تهیه‌کنندگان در شرایط فعلی کمتر حاضر به ریسک هستند و بیشتر روی تعدادی بازیگر مشخص سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ موضوعی که باعث می‌شود بخشی از بازیگران باتجربه کمتر فرصت حضور در پروژه‌های مهم را پیدا کنند. این بخش از صحبت‌های او نیز در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا کرده است.

نادر فلاح همچنین درباره‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر با لحنی تندتر صحبت کرد. یکی از ویدئوهای منتشرشده از این گفت‌وگو با تیتر «گلایه شدید نادر فلاح به جشنواره فجر؛ لطفاً به من سیمرغ ندهید!» منتشر شده است.

این اظهارات در حالی مطرح شده که فلاح در جشنواره‌ی فیلم فجر امسال نیز برای بازی در فیلم «کوچ» در جمع نامزدهای بخش بهترین بازیگر مکمل مرد قرار داشت.

در مجموع، آنچه گفت‌وگوی تازه‌ی نادر فلاح را جنجالی کرده، صرفاً انتقاد او از کم‌کاری یا کم‌دیده‌شدن نیست؛ بلکه او این بار با نام بردن از چهره‌هایی مانند میرباقری و فتحی، گلایه‌ی خود را شخصی‌تر و صریح‌تر مطرح کرده و از فراموش‌شدن خود در پروژه‌های مهم سخن گفته است.

انتهای پیام




 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۸ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.

 اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

اصغر فرهادی در جشنواره سارایوو پس از دریافت قلب این جشنواره با شرکت در جلسه پرسش و پاسخ، درباره سینما و صداقت گفت و عنوان کرد که موفقیت می‌تواند یک چیز خطرناک باشد.

 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.

 جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
۷ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.

 سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم
۴ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم

«خلیفه‌الرحمن» یعنی نماینده خدا بر روی زمین، نه برای اعمال قدرت، بلکه برای جاری کردن «رحمت واسعه».

 «کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
۱۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئول...