ما در سالهای پس از جنگ، تجربیات گرانبهایی از بازسازی زیرساختها اندوختیم. اولویت نخست، بازسازی بود؛ دورهای که زیربناهای صنعتی کشور متولد یا بازسازی شدند و ظرفیتهای بنیادین تولید شکل گرفت. اما امروز، در دنیای رقابت فناورانه، ماموریت ما از بازسازیِ صرف به نوسازی و بهسازی هوشمندانه تغییر یافته است.
نوسازی، یک اقدام واکنشی برای فرار از فرسودگی نیست، بلکه ارتقای تکنولوژی، اصلاح ساختار مدیریتی و بازمهندسی فرآیندهاست. در ماههای اخیر، اقداماتی برای احیای واحدهای راکد و نیمهفعال دقیقا در همین راستا بوده است. اما تجربه صنعتی شدن ایران نشان میدهد که بازسازی واحدها اگر به نهادسازی، انتقال دانش و اصلاح قواعد بازی منجر نشود، فقط به احیای موقت منجر میشود. حلقه گمشده بهینهسازی انرژی
این زنجیره بدون بهینهسازی انرژی ناقص میماند. امروز ناترازی انرژی یکی از بزرگترین تهدیدها برای رقابتپذیری صنعت ماست. بنابراین بهینهسازی انرژی را به عنوان یک پیوست الزامی در تمامی پروژههای توسعهای گنجاندهایم. هر پروژهای که تعریف میشود، پیوستی از بهرهوری انرژی دارد؛ چرا که در دنیای جدید، صنعتی که نتواند انرژی را مدیریت کند، به سرعت از گردونه رقابت خارج میشود. چه در نوسازی ناوگان حملونقل و چه در خطوط تولیدی که احیا میکنیم، هدف غایی کاهش هزینههای پنهان تولید از طریق بهینهسازی است. تغییر نقش از بنگاهداری به راهبری توسعه
یکی از مهمترین نکات در بازآفرینی ایدرو، تغییر نقش از بنگاهداری صرف به راهبری توسعه است. سازمانها باید بتوانند علاوه برمیدانداری نوسازی صنعتی، نقش تسهیلگری، اجرای طرحهای بزرگ و ملی و از همه مهمتر، سیاستگذاری صنعتی کشور را ایفا کند. این تغییر رویکرد، سازمانها را از نهادی اجرایی صرف به یک نهاد راهبردی در توسعه صنعتی ایران تبدیل میکند. سخن پایانی
باید به این حقیقت بازگردیم که توسعه صنعتی کشور بدون نهادهای قدرتمند، هوشمند و آیندهنگر ممکن نیست. نهادهایی که در حافظه صنعتی ایران ریشه دارند و ایفاگر نقشی تعیینکننده در آینده صنعتی کشور خواهند بود.
* معاون وزیر صمت و رئیس هیات عامل ایدرو این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد









