قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵

عقب‌ماندگی مالیاتی در بهار

براساس داده‌های منتشرشده از سوی پژوهشکده امور مالیاتی، درآمد دولت از محل مالیات‌ها در بهار ۱۴۰۵، حدود 403 هزار‌میلیارد تومان برآورد شده است. اگرچه این رقم از نظر اسمی و به دلیل تورم، افزایش یافته است، مقایسه آن با ارقام پیش‌بینی‌شده در قانون بودجه نشان‌دهنده کاهش مالیات‌های وصول‌شده نسبت به سال‌های قبل است. در پایان بهار تنها 47.8 درصد از درآمدی که به طور متناسب برای این مقطع از سال انتظار می‌رفت محقق شده است. این رقم در بهار 1404 حدود 58 درصد بوده و در بهار ۱۴۰۱ حدود ۷۴ درصد به ثبت رسانده است.
 عقب‌ماندگی مالیاتی در بهار

عملکرد مالیاتی دولت یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سلامت مالی و اقتصادی کشور است؛ چراکه مالیات پایدارترین منبع درآمد دولت محسوب می‌شود. اگر دولت نتواند درآمد مالیاتی پیش‌بینی‌شده را محقق کند، آثار آن فقط به بودجه محدود نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند بر تورم، بدهی دولت، رشد اقتصادی و حتی اعتبار سیاستگذاری اثر بگذارد. بودجه هر سال، بر اساس برآوردی از درآمدها و هزینه‌ها تنظیم می‌شود. در صورت ثابت بودن سایر منابع و هزینه‌ها، اگر فرض شده باشد که دولت مثلا ۱۰۰۰ همت مالیات وصول می‌کند اما فقط ۷۰۰ همت محقق شود، دولت با کسری بودجه ۳۰۰ همت مواجه خواهد شد، مگر اینکه هزینه‌ها را کاهش دهد یا منابع دیگری پیدا کند. در صورت بروز کسری بودجه، دولت می‌تواند با استقراض، فروش دارایی‌ها یا تامین کسری از طریق خلق پول نیازهای مالی خود را برطرف کند. راه سوم در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، می‌تواند به افزایش نقدینگی و تورم منجر شود.

همچنین عملکرد مالیاتی تا حدی بازتاب‌دهنده میزان فرار مالیاتی، شناسایی درست پایه مالیاتی و رعایت یا عدم رعایت عدالت در وصول مالیات از سوی سازمان امور مالیاتی است. بنابراین، تحقق درآمد مالیاتی فقط به معنای گرفتن پول بیشتر نیست؛ بلکه نشانه‌ای از کیفیت حکمرانی اقتصادی است. در کشورهایی مانند ایران که سال‌ها به درآمد نفت وابسته بوده‌اند، افزایش سهم مالیات اهمیت ویژه‌ای دارد. در حال حاضر، درآمد نفتی کشور به قیمت‌های جهانی، تحریم‌ها و صادرات وابسته است. در مقابل اگر اقتصاد پویا باشد، مالیات درآمدی نسبتا پایدار ایجاد می‌کند. افت درآمدهای مالیاتی دولت

داده‌های منتشرشده از سوی پژوهشکده امور مالیاتی، نشان می‌دهد که حجم حقیقی مالیات‌های وصول شده در بهار ۱۴۰۵ نسبت به سال‌های قبل، افت محسوسی را شاهد بوده است. طبق بررسی‌های «دنیای اقتصاد»، نسبت درآمدهای مالیاتی محقق شده به درآمدهای مالیاتی مورد انتظار برای یک فصل در قانون بودجه ۱۴۰۵، روندی کاهشی را نسبت به سال‌های گذشته تجربه کرده است. این نسبت در بهار امسال عدد ۴۷.۸ درصد را به ثبت رسانده؛ درحالی‌که در بهار ۱۴۰۴ رقمی معادل ۵۷.۸ درصد را به ثبت رسانده است. همچنین این نسبت در بهار ۱۴۰۱ در سطح ۷۴ درصدی قرار داشت.

البته انتظار اینکه درآمد هر ماه دقیقا برابر یک‌دوازدهم رقم سالانه باشد، منطقی نیست. فعالیت اقتصادی فصلی است؛ حجم معاملات در اسفند معمولا بالاتر و در فروردین پس از نوروز پایین‌تر است و ماه‌هایی مانند محرم یا رمضان نیز الگو را تغییر می‌دهند. به علاوه، بسیاری از مالیات‌ها ماهانه وصول نمی‌شوند؛ در دوره‌های زمانی مختلف وصول می‌شود، مالیات درآمد عمدتا سالانه با اقساط مشخص و مالیات حقوق ماهانه است. بخشی از درآمد هر ماه نیز مربوط به معوقات دوره‌های قبل است. تغییرات نرخ ارز، تورم، نقدینگی، بخشودگی‌ها، تقسیط یا تشدید وصول و همچنین وابستگی به شرایط نفتی و تحریم‌ها، نوسان ماهانه را تشدید می‌کند. بنابراین برای تحلیل، بهتر است که به روند تجمعی، مقایسه با دوره مشابه قبلی و الگوی فصلی تاریخی توجه شود.

برآوردهای بودجه، معمولا بر پایه فرض‌هایی درباره رشد اقتصادی، تورم، سود شرکت‌ها و مصرف خانوارها شکل می‌گیرد. اگر اقتصاد وارد رکود شود یا رویدادهای غیرمنتظره مانند جنگ رخ دهند، کاهش درآمد مالیاتی طبیعی است. اما تداوم کسری نسبت به رقم مصوب معمولا نشان‌دهنده برآوردهای بیش‌ازحد خوش‌بینانه، فرار مالیاتی گسترده، رکود و افت سود بنگاه‌ها، ناکارآمدی نظام وصول، یا چشم‌پوشی سیاسی-اجتماعی دولت از برخی مالیات‌هاست. در مقابل، تحقق بیش از پیش‌بینی نیز لزوما مثبت نیست. اگرچه این امر می‌تواند از رشد اقتصادی فراتر از انتظار، کاهش فرار مالیاتی، گسترش پایه‌ها یا تورم بسیار بالا ناشی شود، در شرایط تورمی، ارزش اسمی درآمدها و سودها افزایش می‌یابد و حتی بدون رشد واقعی فعالیت اقتصادی، مالیات اسمی بیشتری وصول می‌شود. بنابراین اقتصاددانان صرفا به درصد تحقق نگاه نمی‌کنند؛ بلکه مسیر کسب درآمد را بررسی می‌کنند. اگر این افزایش ناشی از رشد تولید، شفافیت بیشتر و کاهش فرار باشد، نشانه موفقیت پایدار است؛ اما اگر حاصل تورم، فشار بر مؤدیان موجود یا برآوردهای غیرواقع‌بینانه باشد، نمی‌توان آن را پیشرفت ساختاری دانست.

برای خارج کردن اثر رشد قیمت‌ها از مالیات، باید رقم مالیات‌های وصول‌شده را بر اساس شاخص قیمت مصرف‌کننده تعدیل کرد. با استناد به داده‌های پژوهشکده امور مالیاتی، از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، حجم حقیقی مالیات‌های وصولی روندی افزایشی را طی کرده است. این رقم در سال ۱۴۰۴ حدود ۷ درصد نسبت به سال قبل خود کاهش یافته است. همچنین در کل سال ۱۴۰۴، تنها حدود ۵۰ درصد از مالیات‌های برآوردشده در بودجه محقق شده‌اند. درحالی‌که در سال‌های قبل، معمولا نزدیک به ۶۰ درصد این درآمدها محقق شده‌اند. به نظر می‌رسد که نااطمینانی ناشی از جنگ ۱۲روزه، محدودیت‌های مکرر اینترنت در ماه‌های مختلف و ناترازی‌های آب و انرژی در این تحولات تاثیر داشته‌اند.

علل آب‌رفتن جیب دولت

کاهش درآمدهای مالیاتی می‌تواند ریشه در چند عامل همزمان داشته باشد. در این میان، بیش از سایر عوامل، تحولات اقتصاد کلان از نقشی کلیدی برخوردارند. رکود یا کندی فعالیت‌های اقتصادی، کاهش تولید و فروش بنگاه‌ها را به دنبال دارد و پایه مالیات بر درآمد شرکت‌ها و مشاغل را کوچک می‌کند. همزمان، افت قدرت خرید خانوارها مصرف را کاهش می‌دهد و مالیات ارزش افزوده که سهم بزرگی از درآمدهای مالیاتی را تشکیل می‌دهد، به‌شدت آسیب می‌بیند. تورم بالا نیز اگرچه در کوتاه‌مدت ارقام اسمی را بالا می‌برد، اما با کاهش توان پرداخت بنگاه‌ها و خانوارها، وصول واقعی را محدود می‌کند. در این میان، صنایع کلیدی مانند پتروشیمی و فولاد که سهم قابل‌توجهی را از مالیات اشخاص حقوقی پرداخت می‌کنند تحت‌تاثیر جنگ، با کاهش سودآوری مواجه شده‌اند.

همچنین عوامل ساختاری و سیاستی نیز در کاهش درآمدهای مالیاتی موثر هستند. معافیت‌ها و بخشودگی‌های گسترده، بخش قابل‌توجهی از درآمدهای مالیاتی را از بین برده‌اند. قیمت‌گذاری دستوری ارز، انرژی و کالاهای اساسی نیز میزان مالیات‌های وصول‌شده را کاهش داده است. تغییرات قانونی نظیر افزایش سقف معافیت حقوق یا کاهش نرخ برخی مالیات‌ها، و همچنین افزایش استرداد مالیات به بنگاه‌ها، می‌تواند خالص درآمد را کاهش دهد. در این شرایط، ضعف اجرایی و اختلالات بیرونی نیز باعث ضعف روند مالیات‌ستانی می‌شود. فرار مالیاتی و تاخیر در پرداخت در شرایط نااطمینانی افزایش می‌یابد. محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها، قطع اینترنت یا تنش‌های منطقه‌ای نیز حجم معاملات را پایین می‌آورد. موانع افزایش درآمدها از نظر رئیس سازمان امور مالیاتی

طبق اظهارات سبحانیان، رئیس سازمان امور مالیاتی در خردادماه، طی سال‌های اخیر نسبت درآمدهای مالیاتی به منابع عمومی دولت و همچنین نسبت مالیات به هزینه‌های جاری رشد محسوسی داشته و درآمدهای مالیاتی طی سه تا چهار سال گذشته حتی با نرخی بیش از تورم افزایش یافته است. این دستاورد عمدتا حاصل اصلاح نظام مالیاتی، توسعه سامانه‌های مالیات‌ستانی و هدف‌گذاری‌های برنامه هفتم توسعه بوده است که افزایش تدریجی سهم مالیات در تامین بودجه دولت را دنبال می‌کند. با وجود این، ادامه این روند با موانع جدی روبه‌رو است و اقتصاد ایران به «هسته سخت» مالیات‌ستانی نزدیک شده است؛ مرحله‌ای که افزایش بیشتر درآمدهای مالیاتی بدون اصلاحات ساختاری دشوار خواهد بود.

سبحانیان در همایش سالانه سیاست‌های پولی و ارزی توضیح داد که اگرچه نرخ‌های اسمی مالیات در ایران در بسیاری از موارد نسبت به استانداردهای جهانی پایین‌تر است، اما مساله اصلی نه افزایش نرخ‌ها، بلکه ناکارآمدی ساختار مالیاتی و گستردگی معافیت‌هاست. به عنوان نمونه، نرخ اسمی مالیات شرکت‌ها ۲۵ درصد است، اما به دلیل معافیت‌های گسترده، نرخ موثر مالیات برای بسیاری از شرکت‌های بزرگ تنها حدود ۷ تا ۸ درصد برآورد می‌شود. از این رو، اصلاح معافیت‌ها و افزایش کارآیی نظام مالیاتی می‌تواند بیش از افزایش نرخ‌ها به رشد پایدار درآمدهای دولت کمک کند. بخش مهمی از سخنان سبحانی به اثر سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری بر کاهش ظرفیت مالیات‌ستانی دولت اختصاص داشت. او تاکید کرد که دولت‌ها برای مداخله در اقتصاد ابزارهای مختلفی در اختیار دارند و قیمت‌گذاری دستوری یکی از این ابزارهاست؛ اما هر تصمیم باید با در نظر گرفتن همه هزینه‌ها و منافع آن اتخاذ شود.

از نظر کارشناسان مالیاتی، پایین نگه داشتن دستوری قیمت حامل‌های انرژی، برق، گاز، خودرو و بسیاری از کالاهای پایه، سودآوری بنگاه‌های بزرگ را از بین برده و در نتیجه پایه مالیاتی دولت را تضعیف کرده است. برای مثال، اگر قیمت سوخت بر مبنای قیمت‌های منطقه‌ای تعیین می‌شد، تنها از محل مالیات ارزش افزوده بنزین و گازوئیل، صدها هزار‌میلیارد تومان درآمد مالیاتی بیشتری برای دولت قابل تحقق بود. همچنین قیمت‌گذاری دستوری موجب شده شرکت ملی نفت، نیروگاه‌ها و بسیاری از صنایع بزرگ سود کافی برای پرداخت مالیات نداشته باشند و دولت عملا بخش مهمی از درآمدهای بالقوه مالیاتی خود را از دست بدهد. همچنین به گفته رئیس سازمان امور مالیاتی، ناترازی انرژی، قطع برق و گاز صنایع، تعطیلی واحدهای تولیدی و حتی تعطیلی بانک‌ها، مستقیما درآمدهای مالیاتی را کاهش می‌دهد.

برآوردهای ارائه‌شده نشان می‌دهد که تنها افت تولید ناشی از قطعی برق و گاز صنایع بزرگی مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی در سال گذشته حدود ۲۳ هزار‌میلیارد تومان از درآمد مالیاتی دولت کاسته است. همچنین قیمت‌گذاری دستوری در بازار خودرو و بورس کالا نیز ده‌ها هزار‌میلیارد تومان کاهش درآمد مالیاتی به همراه داشته است. به باور سبحانیان، زیان‌ده شدن بنگاه‌ها باعث افزایش استقراض آنها از شبکه بانکی شده و این بدهی‌ها به رشد نقدینگی، تشدید ناترازی مالی، افزایش وابستگی دولت به منابع بانک مرکزی و در نهایت تداوم تورم منجر شده است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۷ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

ترفند تازه ترامپ برای جنگ با دانشگاه هاروارد

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ 

 بررسی داده‌های دولتی نشان می‌دهد یکی از مهم‌ترین منابع مالی فدرال هاروارد، یعنی کمک‌هزینه‌های موسسه ملی سلامت آمریکا (NIH)، به شکل محسوسی کاهش یافته است. این کاهش بودجه در حالی ادامه دارد که هاروارد سال گذشته در یک نبرد حقوقی مهم، دولت ترامپ را به دادگاه کشاند و موفق شد حکم قضایی علیه قطع گسترده بودجه دانشگاه بگیرد. دولت ترامپ در سال ۲۰۲۵ بیش از ۲.۲ میلیارد دلار از بودجه هاروارد را از چندین نهاد فدرال مسدود کرده بود، اما دادگاه اعلام کرد قطع کامل کمک‌هزینه‌ها حقوق هاروارد بر اساس متمم اول قانون اساسی آمریکا را نقض کرده است.

با این حال، دولت ظاهرا راه دیگری برای فشار بر دانشگاه پیدا کرده است؛ به جای اعلام رسمی قطع بودجه، درخواست‌های مالی پژوهشگران را با تاخیر مواجه می‌کند، برخی را کاهش می‌دهد و برخی دیگر را رد می‌کند. نتیجه این روش، ایجاد فضایی از ابهام و بی‌اطمینانی در دانشگاه است؛ پژوهشگران و مدیران هاروارد همیشه نمی‌دانند چه میزان بودجه دریافت خواهند کرد یا سرنوشت پروژه‌هایشان چه خواهد شد.

آمارها نیز کاهش منابع مالی را تایید می‌کنند. تا ۳۰ ژوئن سال مالی جاری، NIH  تنها ۳۰۹ کمک‌هزینه به ارزش مجموع ۲۰۰ میلیون دلار به هاروارد اختصاص داده است. این رقم در مقایسه با میانگین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴، یعنی حدود ۴۴۰ کمک‌هزینه به ارزش ۲۴۶ میلیون دلار در همین بازه زمانی، کاهش قابل‌توجهی نشان می‌دهد.

یکی از بخش‌هایی که بیشترین تاثیر را پذیرفته، دانشکده بهداشت عمومی چان هاروارد است؛ دانشکده‌ای که وابستگی زیادی به بودجه NIH دارد. این دانشکده امسال تقریبا ۲۵ درصد کمتر از میانگین بودجه‌ای سال‌های گذشته دریافت کرده است. کاهش منابع مالی باعث شده دانشگاه علاوه بر کاهش هزینه‌ها، تعداد برخی موقعیت‌های شغلی و ظرفیت پذیرش دانشجویان دکترا را نیز پایین بیاورد.

مشکلات مالی تنها به بودجه پژوهشی محدود نشده است. دانشکده هنر و علوم هاروارد، بزرگ‌ترین بخش دانشگاه، اعلام کرده که در جریان تعدیل نیرو و بازسازی ساختار سازمانی، ۱۶۵ موقعیت شغلی حذف شده است. هدف اصلی این اقدام، کاهش کسری بودجه عنوان شده است.

پیامدهای این وضعیت ممکن است فراتر از هاروارد باشد. نانسی کریگر، استاد دانشکده بهداشت عمومی، هشدار داده که بی‌ثباتی مالی تنها به معنای از دست رفتن چند پروژه تحقیقاتی نیست؛ بلکه می‌تواند نسل آینده پژوهشگران را نیز تحت تاثیر قرار دهد. کاهش ظرفیت برنامه‌های دکترا به معنای تربیت تعداد کمتری از دانشمندانی است که قرار است آینده تحقیقات علمی را رقم بزنند.

در طرف مقابل، هاروارد همچنان حاضر به عقب‌نشینی نیست. این دانشگاه تاکنون در چند پرونده قضایی مقابل دولت ترامپ پیروز شده و توانسته از بخش قابل‌توجهی از بودجه پژوهشی و همچنین حضور دانشجویان بین‌المللی خود محافظت کند.

با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند ادامه این نبرد می‌تواند هزینه سنگینی برای هاروارد و حتی کل نظام آموزش عالی آمریکا داشته باشد. کاهش بودجه‌های پژوهشی ممکن است دانشمندان را به مهاجرت وادار کند و پژوهشگران باقی‌مانده را نیز به سمت پروژه‌های کم‌ریسک‌تر سوق دهد. 


۱ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

مخابرات هزینه‌های ناشناس از جیب مردم کم می‌کند!

جوان آنلاین: صورتحساب یک خط همراه دائمی، مجموعه‌ای از هزینه‌های ارتباطی و مبالغی را دربر می‌گیرد که هر کدام ماهیت جداگانه‌ای دارند و از آبونمان و مکالمه تا مالیات، درآمد عمومی دولت، کارمزد خدمات و سرویس‌های جانبی را شامل می‌شوند، اما درج این اقلام در کنار یکدیگر، لزوماً برای مشترک روشن نمی‌کند که هر مبلغ دقیقاً بابت چه خدمتی محاسبه شده است و چه بخشی از پرداخت او به شرکت مخابرات تعلق دارد و چه بخشی به حساب مالیات یا درآمد عمومی دولت منظور می‌شود. از سوی دیگر، وجود عنوان‌هایی مانند هزینه خدمات یا برخی ردیف‌های تجمیعی، بدون ارائه جزئیات کافی، امکان بررسی مبلغ پرداختی را برای مصرف‌کننده محدود می‌کند و به همین دلیل، بررسی دقیق صورتحساب، بیش از رقم نهایی، به نحوه ارائه منشأ هزینه‌ها و میزان شفافیت هر ردیف برای مشترک مربوط می‌شود که، چون مشخص نیست، مخابرات را متهم دست‌درازی به جیب مردم می‌کند. 

 

آبونمان در یک صورتحساب مورد بررسی واقع شده، فقط یکی از اقلام درج‌شده است و مبلغ نهایی از مجموعه‌ای از هزینه‌ها شکل گرفته است. بنابراین نمی‌توان کل پرداخت مشترک را هزینه استفاده از خط یا درآمد شرکت مخابرات تلقی کرد، زیرا در همین صورتحساب ۲۶۸ هزار و ۷۰۹ ریال با عنوان مالیات و ۱۴ هزار و ۲۸۰ ریال با عنوان درآمد عمومی دولت ثبت شده است و این دو رقم ماهیت متفاوتی با هزینه خدمات ارتباطی دارند. 

این تفکیک برای خواندن یک صورتحساب اهمیت دارد، چون پولی که از حساب مشترک خارج می‌شود، الزاماً یک مقصد ندارد و بخشی از آن ممکن است بابت مالیات یا درآمد عمومی دولت وصول شود. از این رو، نسبت دادن تمام مبلغ قبض به یک شرکت، بدون تفکیک ردیف‌ها، وضعیت دقیقی از رابطه مالی میان مشترک، شرکت و دولت ارائه نمی‌دهد. 

در کنار این اقلام، «جمع سایر هزینه‌ها» نیز با رقم ۲۸۲هزار و ۹۸۹ ریال در صورتحساب آمده است که برای یک مصرف‌کننده عادی، به اندازه خود رقم اطلاعات ایجاد نمی‌کند، زیرا مشترک با دیدن یک عدد تجمیعی، همچنان نیاز دارد بداند این مبلغ بابت چه خدماتی محاسبه شده است و هر بخش آن چه سهمی دارد. 

صورتحساب قرار است ابزار تسویه حساب میان ارائه‌دهنده خدمت و مصرف‌کننده باشد و طبیعتاً باید امکان بررسی مبلغ را برای هر دو طرف فراهم کند، اما وقتی عنوانی مانند «سایر هزینه‌ها» بدون جزئیات کافی در اختیار مشترک قرار گیرد، بخشی از این کارکرد را از بین می‌برد، زیرا مصرف‌کننده را برای فهمیدن منشأ هزینه به توضیحات دیگری ارجاع می‌دهد. 

در ریز اطلاعات این صورتحساب، عنوان‌هایی مانند کارمزد خدمات، رومینگ، تخفیف، انتقال اعتبار، بستانکاری یا بدهکاری و برخی خدمات دیگر نیز دیده می‌شود. وجود این عناوین به خودی خود به معنای نادرستی یا غیرقانونی بودن دریافت‌ها نیست، اما هر کدام از آنها باید به اندازه‌ای توضیح داشته باشند که مشترک بتواند مبلغ درج‌شده را با خدمتی که دریافت کرده تطبیق دهد. 

برای نمونه، کارمزد خدمات وقتی برای مشترک قابل فهم است که نوع خدمت، زمان ارائه و مبلغ آن مشخص باشد، زیرا صرف درج عنوان کارمزد، اطلاعاتی درباره خدمتی که در برابر آن پول دریافت شده، ارائه نمی‌کند و همین موضوع درباره هزینه‌های مربوط به خدمات جانبی نیز صدق می‌کند و طبعاً هرچه تعداد خدمات بیشتر شود، ضرورت تفکیک هزینه‌ها نیز بیشتر خواهد شد. 

مالیات و درآمد عمومی دولت نیز باید از همین زاویه بررسی شوند، زیرا مشترک پرداخت‌کننده نهایی این مبالغ است، اما این ارقام را نباید درآمد مخابرات دانست. چنین تفکیکی هم برای تحلیل اقتصادی صورتحساب لازم است و هم مانع از آن می‌شود که تمام هزینه‌های ارتباطی خانوار به عنوان درآمد یک شرکت محاسبه شود. 

 جیب سوراخ هزینه‌های جانبی! 

بخش دیگری از صورتحساب به خدماتی مربوط می‌شود که ارتباط مستقیم آنها با استفاده معمول از خط، برای همه مشترکان یکسان نیست. خدمات مبتنی بر محتوا، سرویس‌های صوتی و پیامکی، برنامه‌های کاربردی، سرگرمی، بازی، خدمات فرهنگی و تجاری از جمله مواردی هستند که در توضیحات صورتحساب مورد اشاره قرار گرفته‌اند و در صورت فعال بودن سرویس، هزینه آنها به حساب مشترک منظور می‌شود. اینجا حساسیت بیشتری وجود دارد، زیرا مشترک ممکن است هزینه‌ای را در قبض ببیند که در زمان پرداخت صورتحساب، از فعال بودن آن خدمت اطلاع دقیقی نداشته باشد. بنابراین نام سرویس، زمان فعالسازی، مبلغ و روش فعال شدن آن باید به شکلی درج شود که امکان بررسی برای صاحب خط وجود داشته باشد و مسیر لغو نیز به اندازه مسیر فعالسازی روشن باشد. مسئله درباره خدمات ارتباطی فقط دریافت پول نیست، بلکه اطلاع‌رسانی پیش از دریافت هزینه نیز اهمیت دارد. بنابراین اگر خدمتی پولی فعال شده باشد، مشترک باید بداند چه خدمتی را دریافت کرده و چه مبلغی بابت آن پرداخته است؛ در غیر این صورت، صورتحساب به جای آنکه گزارش دقیقی از مصرف باشد، به فهرستی از ارقام تبدیل می‌شود که بخشی از آنها برای صاحب خط قابل شناسایی نیست. در بخش خدمات اینترنت و داده نیز همین مسئله وجود دارد، زیرا تعرفه مصرف داده بر اساس حجم استفاده محاسبه می‌شود و مشترک برای کنترل هزینه خود به اطلاعاتی درباره میزان مصرف و تعرفه اعمال‌شده نیاز دارد. بنابراین نمایش مقدار مصرف بدون نشان دادن اثر آن بر مبلغ قبض، یا درج مبلغ بدون ارائه جزئیات مصرف، امکان ارزیابی هزینه را محدود می‌کند. 

این موضوع از منظر اقتصاد خانوار اهمیت کمی ندارد، زیرا هزینه ارتباطات در بسیاری از خانواده‌ها به صورت ماهانه تکرار می‌شود و مجموع مبالغ کوچک در طول یک سال، رقم قابل توجهی ایجاد می‌کند. به همین دلیل، شفافیت در یک صورتحساب فقط مسئله‌ای مربوط به شکل چاپ قبض نیست و مستقیماً با امکان مدیریت هزینه‌های خانوار ارتباط دارد. 

از سوی دیگر، افزایش یا تغییر تعرفه خدمات ارتباطی وقتی برای مشترک قابل ارزیابی است که اثر آن در صورتحساب قابل مشاهده باشد و مشترک باید بتواند بفهمد تغییر مبلغ پرداختی ناشی از افزایش تعرفه بوده، یا مصرف بیشتر داشته است، یا هزینه‌ای از دوره قبل به حساب او منتقل شده است. اگر این اطلاعات از یکدیگر تفکیک نشوند، مقایسه صورتحساب‌های دوره‌های مختلف نیز دشوار خواهد شد.


۳ ساعت قبل / روزنامه همدلی

جغرافیای نفوذ، بن بست توسعه - همدلی

فرید بازدار

فعال رسانه

 

توســعه همواره با کمبود پول و اعتبار متوقف نمی شود. گاهی بودجه هست، پروژه هم تعریف شــده، مدیر هم پشت میز نشســته، اما کار آن طور که باید پیش نمیرود. علت را باید جایی بیرون از جدول اعتبارات جســتوجو کرد. جایی که مرز مسئولیت ها آرام آرام کمرنگ می شود و در کنار ساختار رسمی اداره کشور، مناسباتی شکل میگیرد که در شرح وظایف نیست ، امادر تصمیم ها اثر دارد.

در حوزه هــای انتخابیهای که چند نماینده دارند، تقسیم کار برای پیگیری بهتر امور نه عجیب است و نه لزومًًا نادرست. یک نماینده ممکن اســت مسائل یک شهرستان را بیشتر دنبال کند و دیگری بر موضوعی تخصصی تمرکز داشته باشــد.

اتفاقًًا هماهنگی میان نمایندگان می تواند به سود منطقه تمام شــود. نگرانی از جایی آغاز می شود که این تقسیم کار، از پیگیری امور عبور کند و به تقسیم حوزه نفوذ برسد. یعنی کم کم چنین تصوری شکل بگیرد که فالن منطقه، اداره یا حتی مدیر،به سهم سیاسی این یا آن فرد تعلق دارد.اکنون دیگر بحث بر سر یک توافق گذرا میان چند سیاستمدار نیست. پای کیفیت حکمرانی در میان است.

مدیری را تصور کنید که باید هم به وزارتخانه و اســتانداری پاسخ بدهد و هم نگران رضایت کسی باشد که تصور می کند در ماندن یا رفتنش نقش تعیین کننده دارد.از چنین مدیری چقدر می توان انتظار اســتقالل حرفهای داشــت. حتی اگر فردی ســالم و متخصص باشــد، نفس وجود دو مرکز قدرت، تصمیمگیری را دشوار می کند. به مرور ممکن است تخصص در کنار مالحظات سیاسی بنشیند و گاهی نیز جای خود را به آن بدهد.مشــکل فقط به انتصاب مدیران ختم نمی شود.

توسعه یک منطقه را نمی توان مانند نقشهایروی میز گذاشت و با خط کش میان افراد تقسیم کرد. آب از مرز حوزه انتخابیه عبور می کند،جاده چند شهرستان را به هم پیوند میدهد، آلودگی هوا پشت تابلو ورودی یک شهر متوقف نمی شود و اشتغال نیز مسئله یک بخش یا یک اداره نیست. توسعه، ذاتًًا به هم پیوسته است. اگر این واقعیت را بپذیریم، یک پرســش جدی پیش روی ما قرار میگیرد. وقتی هر بخش از یک منطقه در ذهن سیاســتمداران به قلمروی جداگانه تبدیل شود، چه کسی تصویر بزرگ تر را خواهد دید. همین جا یکی از پیچیده ترین مشــکالت حکمرانی پدیدار می شود.

موفقیت معمو ًلا صاحبان زیادی پیدا می کند، اما شکســت نه. اگر پروژهای افتتاح شود، افراد متعددی می توانند از سهم خود در تحقق آن سخن بگویند. اما وقتی همان پروژه سال ها متوقف بماند، مردم با زنجیرهای از پاسخ ها روبهرو می شوند. مدیر از محدودیت اختیار می گوید، دستگاه باالدستی از مشکالت اجرایی و نماینده از پیگیری هایی که انجام داده اســت. در نهایت، مردم می مانند و مسئلهای که هنوز حل نشده است.این ابهام، اگر ادامه پیدا کند، آرام آرام به سیاست هم سرایت می کند.

انتخابات قرار است میدان مقایسه برنامه ها، کارنامه ها و توان نمایندگی باشد. اما وقتی دسترسی به مدیران و امکانات به بخشی از قدرت سیاسی تبدیل شود، رقابت نیز ممکن است از برنامه محوری فاصله بگیرد. آن وقت به جای اینکه پرسیده شود چه کسی برای آینده منطقه برنامه بهتری دارد، این پرسش اهمیت پیدا می کند که چه کسی نفوذ بیشتری دارد.شــاید برای تشخیص مسیر درست، کافی باشد از انتهای راه به ماجرا نگاه کنیم. اگر ده سال دیگر منطقهای توسعه یافته می خواهیم، چه چیزی باید از امروز باقی بماند.

مدیران وابسته به افراد، یا نهادهایی که با تغییر افراد همچنان درست کار می کنند. پروژه های حاصل از چانهزنی، یا برنامهای که اولویت هایش برای همه روشــن است. پاسخ تقریبًًا معلوم است. توسعه زمانی ریشه میگیرد که نهاد از فرد قدرتمندتر باشد.ایــن نگاه به معنای کمرنگ کردن نقش نمایندگان نیســت. برعکس، مجلس به نمایندگان قدرتمند نیاز دارد. اما قدرت نماینده در تعیین مدیر یک اداره خالصه نمی شود. نمایندهای که بتواند وزیر را پاســخگو کند، بودجه یک پروژه اســاسی را به منطقه بیاورد، مانع یک تصمیم نادرست شود و مسئلهای محلی را به مطالبهای ملی تبدیل کند، در جایگاهی بسیار اثرگذارتر ایستاده است.

در نهایت، مسئله بر سر چند اداره و چند انتصاب نیست. بحث بر سر این است که منطقه را با قانون اداره کنیم یا با مرزهای نانوشته نفوذ.جغرافیــای سیاسی را می توان روی نقشــه دید، اما جغرافیای نفوذ روی هیچ نقشــهای ثبت نمی شود. خطر درست از همین جا آغاز می شود. جایی که قدرت دیده نمی شود، اما اثر می گذارد و مســئولیت وجود دارد، اما صاحب آن به آسانی پیدا نمی شود. توسعه در چنین زمینی دشوار است. توسعه به قلمروهای بیشتر نیاز ندارد، به مسئولیت های روشن تر نیاز دارد.




 نسخه کیهان برای گرانی‌ها؛ افزایش هزینه جنگ و «انتقام»
۵۰ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

نسخه کیهان برای گرانی‌ها؛ افزایش هزینه جنگ و «انتقام»

روزنامه کیهان در گزارشی با مقایسه برجام و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، به اظهارات اخیر عبدالناصر همتی درباره آزاد نشدن پول‌های بلوکه‌شده استناد کرده و نتیجه گرفته است که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز مانند برجام دستاورد اقتصادی ملموسی برای ایران نداشته است.

 شمارش معکوس برای جدایی سمیعی‌نژاد/ ایمیدرو یا باشگاه تعویض مدیران؟
۱ ساعت قبل / سایت تابناک

شمارش معکوس برای جدایی سمیعی‌نژاد/ ایمیدرو یا باشگاه تعویض مدیران؟

میانگین عمر مدیران ایمیدرو زیر یک سال است؛ حقیقتی تلخ که نشان می‌دهد هیچ برنامه‌ای در این سازمان فرصت اجرا پیدا نمی‌کند. از محمد آقاجانلو تا سمیعی‌نژاد، همه...

 تحول جدید در ارتش آمریکا | پشت پرده اتفاق ناگهانی
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تحول جدید در ارتش آمریکا | پشت پرده اتفاق ناگهانی

معاون وزیر جنگ آمریکا پس از ماهها تنش با «پیت هگسث» وزیر جنگ این کشور، از سمت خود کناره‌گیری می‌کند.

 سخنگوی‌ وزارت دفاع: تولید تجهیزات دفاعی کشور در یک سال گذشته دو برابر شده است
۶ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

سخنگوی‌ وزارت دفاع: تولید تجهیزات دفاعی کشور در یک سال گذشته دو برابر شده است

سخنگوی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با تشریح آخرین وضعیت صنعت دفاعی کشور عنوان کرد: میزان تولید تسلیحات و تجهیزات دفاعی از تیرماه سال گذشته تا تیرماه امسال دو برابر شده و در برخی محصولات راهبردی و اولویت‌های مورد نیاز جنگ، میزان تولید در جریان جنگ بیش از سه برابر افزایش یافته است.

 افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست
۷ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست

مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران گفت: راه‌حل پایدار چالش ناترازی سوخت فقط افزایش تولید و عرضه نیست، بلکه باید از مسیر اصلاح الگوی مصرف، ارتقای بهره‌وری، سرمایه‌گذاری در بخش تقاضا و مشارکت همه ذی‌نفعان در تصمیم‌سازی محقق شود.

 راز روبرو نشدن اسرائیل با ایران چیست؟ | پشت پرده نقشه شوم برای این کشورها
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

راز روبرو نشدن اسرائیل با ایران چیست؟ | پشت پرده نقشه شوم برای این کشورها

جان مرشایمر، تئوریسین روابط بین‌الملل، پرده از وحشت فلج‌کننده صهیونیست‌ها پس از تقابل اخیر برداشت. به گفته او، ضربات ویرانگر موشک‌های ایران در «جنگ ۴۰ روزه» چنان تل‌آویو را در هم کوبیده که آن‌ها به هر قیمتی از رویارویی جدید فرار می‌کنند. اما اسرائیل چگونه واشنگتن را قربانی بقای خود کرده است؟