قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۳

4 پیامد تثبیت نرخ سود

نرخ واقعی سود سپرده‌های بانکی در سال 1404 رکورد جدیدی ثبت کرد. سود واقعی سپرده‌های یک‌ساله در سال 1404 حدود منفی 30 درصد بوده که در دهه‌های گذشته بی‌سابقه است. نرخ واقعی سود از سال 1397 در ایران به‌طور مستمر منفی بوده و در صورت عدم اصلاح موثر نرخ‌ها، فشارهای ناشی از این روند می‌تواند در آینده تشدید شود. پیش از آن نیز، به‌جز سال‌های 1393 تا 1396، در بیشتر سال‌ها منفی بوده است. تداوم نرخ‌های منفی، از یک‌سو به تضعیف نظام بانکی و از سوی دیگر به تشدید فشارهای تورمی کمک کرده است. بررسی آمارها نشان می‌دهد سهم بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی در پایه پولی در سال 1403 به 86 درصد رسیده است. علاوه بر این، سرعت گردش نقدینگی از سال 1398 روندی صعودی داشته که به معنای تشدید آثار تورمی نقدینگی است. تثبیت نرخ‌های سود در سطوح غیرواقعی، پیامدهای گسترده‌ای برای ثبات مالی، تخصیص منابع و کنترل تورم به همراه دارد و اصلاح …
 4 پیامد تثبیت نرخ  سود

 نرخ واقعی سود سپرده‌های بانکی در ایران منفی است. این نرخ بر اساس رابطه فیشر و به‌طور تقریبی از تفاوت میان نرخ اسمی سود و نرخ تورم به‌دست می‌آید. نرخ واقعی سود در سال ۱۴۰۴ به رقم بی‌سابقه منفی ۳۰ درصد رسیده است. در چنین شرایطی، سپرده‌گذاران متضرر و وام‌گیرندگان منتفع می‌شوند. ازاین‌رو، صاحبان منابع مازاد انگیزه کمتری برای سپرده‌گذاری در بانک‌ها داشته و منابع خود را به سمت دارایی‌هایی مانند دلار و طلا هدایت می‌کنند. خروج منابع از سپرده‌های بانکی، کارکرد اصلی بانک‌ها به‌عنوان واسطه مالی میان صاحبان وجوه مازاد و متقاضیان منابع را تضعیف می‌کند. دلیل اصلی منفی شدن نرخ واقعی سود، تثبیت نرخ‌های اسمی در سطوح پایین و غیرواقعی است. در چنین شرایطی، می‌توان چهار پیامد مخرب برای این سیاست برشمرد: «افزایش سرعت گردش نقدینگی»، «تشدید اضافه‌برداشت بانک‌ها از بانک مرکزی»، «دشوارتر شدن تامین مالی بنگاه‌های بهره‌ور، کوچک و متوسط» و «افزایش نابرابری و رانت».  افزایش سرعت گردش نقدینگی

بررسی آمارها نشان می‌دهد که از سال ۱۳۹۸، سرعت گردش نقدینگی تقریبا دو برابر شده و به حدود ۲.۰۵ بار در سال رسیده است. علاوه بر این، سهم پول از نقدینگی نیز به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته و از ۱۳ درصد در سال ۱۳۹۶ به ۲۶ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است. در شرایطی که نرخ واقعی سود منفی است، سپرده‌گذاری در بانک‌ها کاهش یافته و سپرده‌گذاران نیز منابع خود را از بانک‌ها خارج می‌کنند. اشخاص سپرده‌های خود را به حساب‌های جاری منتقل کرده و شروع به خرج‌کردن آن می‌کنند. این اقدام، که به معنای افزایش سرعت گردش نقدینگی است، آثار تورمی به همراه دارد. افزایش تورم نیز موجب منفی‌تر شدن نرخ واقعی سود و تشدید روند خروج منابع از سپرده‌های بانکی می‌شود. علاوه بر این، با افزایش تورم، مدت‌زمان نگهداری پول در حساب‌های جاری نیز کاهش می‌یابد که خود به افزایش بیشتر سرعت گردش نقدینگی و تورم منجر می‌شود. بنابراین، نرخ‌های واقعی منفی سود سپرده، دو چرخه تقویت‌کننده ایجاد می‌کند که در نهایت به افزایش تورم می‌انجامد. در چرخه نخست، انتقال منابع از سپرده‌های بلندمدت به حساب‌های جاری، موجب افزایش تورم و منفی‌تر شدن نرخ واقعی سود می‌شود. در چرخه دوم، افزایش تورم، مدت نگهداری پول در حساب‌های جاری را کاهش داده و از این طریق، سرعت گردش نقدینگی و تورم را بیش از پیش افزایش می‌دهد.

تشدید اضافه برداشت بانک‌ها از بانک مرکزی

منفی بودن نرخ سود واقعی موجب بروز ناترازی بنیادی در بازار مالی می‌شود. منابع ورودی به بازار مالی محدود است، درحالی‌که تقاضا برای منابع مالی به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌یابد. تداوم سرکوب نرخ بهره و جلوگیری از تعدیل آن، این ناترازی را پایدار می‌کند. در چنین شرایطی، بانک‌ها به‌تدریج به منابع بانک مرکزی وابسته شده و با اضافه برداشت خود منجر به افزایش پایه پولی می‌شوند.

پایه پولی یا پول پرقدرت، به پولی گفته می‌شود که توسط بانک مرکزی خلق و منتشر می‌شود. استقراض دولت از بانک مرکزی، خرید دارایی‌های خارجی توسط بانک مرکزی و استقراض بانک‌ها از بانک مرکزی، سه منبع اصلی ایجاد پایه پولی هستند. بررسی آمارها نشان می‌دهد سهم عامل سوم در سال‌های اخیر افزایش یافته و از 24.5 درصد در سال 1400 به 86 درصد در سال 1403 رسیده است. افزایش سهم این عامل از پایه پولی به این معناست که اضافه‌برداشت بانک‌ها از بانک مرکزی به عامل اصلی خلق پول پرقدرت و در نتیجه یکی از عوامل اصلی افزایش تورم تبدیل شده است.

منفی بودن نرخ واقعی سود سپرده‌ها از دو مسیر به تشدید اضافه‌برداشت بانک‌ها از بانک مرکزی منجر می‌شود. نخست، این وضعیت انگیزه نگهداری سپرده‌های بانکی را کاهش می‌دهد؛ درحالی‌که بخش عمده دارایی بانک‌ها به‌صورت تسهیلات بلندمدت و کم‌نقدشونده است. این عدم تطابق میان منابع و مصارف، بانک‌ها را برای ایفای تعهدات روزانه به استقراض از بانک مرکزی وادار می‌کند.

مسیر دوم از طریق کاهش کیفیت دارایی‌های بانک‌ها ایجاد می‌شود. منفی بودن نرخ واقعی سود موجب می‌شود تخصیص تسهیلات کمتر بر اساس شایستگی اعتباری وام‌گیرندگان انجام شود. در این شرایط، ارزیابی اعتباری تضعیف شده و بخش قابل‌توجهی از تسهیلات به اشخاص مرتبط با بانک وام‌دهنده اختصاص می‌یابد. این امر به افزایش مطالبات غیرجاری و کاهش نقدشوندگی دارایی‌های بانک‌ها منجر می‌شود. در نتیجه، ناترازی نقدینگی تشدید شده و وابستگی بانک‌ها به اضافه‌برداشت از بانک مرکزی افزایش می‌یابد.  دشواری تامین مالی بنگاه‌های بهره‌ور،کوچک و متوسط

نظام مالی کارآمد یکی از مهم‌ترین ارکان رشد اقتصادی در اقتصادهای مدرن است. منفی بودن نرخ واقعی سود، تقاضا برای دریافت تسهیلات را به شدت افزایش می‌دهد و بسیاری از متقاضیان نیز توان بازپرداخت وام را دارند. 

ازاین‌رو، انگیزه و ضرورت کافی برای ارزیابی دقیق و سنجش بازدهی پروژه‌ها و تخصیص منابع به کارآمدترین طرح‌ها و بنگاه‌های بهره‌ور وجود نخواهد داشت. نتیجه چنین شرایطی، تخصیص غیر بهینه منابع، کاهش بهره‌وری و تضعیف رشد اقتصادی است. این وضعیت به تخصیص غیر بهینه منابع منجر شده و رشد اقتصادی را محدود می‌کند؛ زیرا منابع مازاد اقتصاد به جای هدایت به سمت پربازده‌ترین پروژه‌ها، در طرح‌هایی با کارآیی کمتر سرمایه‌گذاری می‌شوند.

 علاوه بر این، در اقتصادهای توسعه‌یافته، تامین مالی شرکت‌های بزرگ اغلب از طریق بازار سرمایه انجام می‌شود و بانک‌ها عمدتا تامین مالی بنگاه‌های کوچک و متوسط را بر عهده دارند. در اقتصاد ایران، بانک‌ها نقش مسلطی در نظام مالی ایفا می‌کنند، درحالی‌که بازار سرمایه سهم محدودی در تامین مالی بنگاه‌ها دارد. در این شرایط، بخش عمده تسهیلات به بنگاه‌های بزرگ اختصاص می‌یابد و تامین مالی بنگاه‌های کوچک و متوسط با دشواری مواجه می‌شود. در نتیجه، بنگاه‌هایی که قصد رشد طبیعی و توسعه از طریق تسهیلات بانکی را دارند، با موانع جدی در تامین مالی مواجه می‌شوند. بسیاری از شرکت‌های بزرگ دنیا در ابتدا کوچک بوده‌اند و در گذر زمان با توسعه فعالیت‌های خود به جایگاه کنونی رسیده‌اند. از این منظر، محدودیت دسترسی بنگاه‌های کوچک و متوسط به تسهیلات بانکی، به معنای تضعیف فرآیند رشد، کارآفرینی و نوآوری در اقتصاد است. اهمیت این مساله از آن جهت است که حتی تغییرات کوچک در نرخ رشد اقتصادی، در بلندمدت می‌تواند به تفاوت‌های بسیار بزرگی در سطح تولید و رفاه اقتصادی منجر شود.

افزایش نابرابری و رانت

دریافت وام با نرخ‌هایی در حدود 20 تا 25 درصد، در شرایطی که نرخ تورم بسیار بالاتر است، به معنای کسب بازده بدون فعالیت اقتصادی مولد است. کافی است وام‌گیرنده منابع دریافتی را به دارایی‌هایی با بازده بالاتر از نرخ سود تسهیلات منتقل کند. با گذشت زمان، می‌تواند دارایی خود را به فروش رسانده و تنها با بخشی از ارزش آن، وام را بازپرداخت کند. در چنین شرایطی، که ناشی از منفی بودن نرخ واقعی سود تسهیلات است، موجی از تقاضا برای دریافت وام به سمت بانک‌ها روانه می‌شود. 

آمارهای رسمی نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از تسهیلات به اشخاصی اختصاص می‌یابد که با بانک‌ها دارای نوعی ارتباط هستند؛ پدیده‌ای که در ادبیات اقتصادی با عنوان «وام‌دهی ارتباطی» و «بنگاه‌داری بانک‌ها» شناخته می‌شود. بانک‌ها به جای تخصیص تسهیلات کمیاب و ارزشمند به متقاضیان مستقل، تمایل دارند منابع را به اشخاص مرتبط خود اختصاص دهند و از منافع حاصل از فعالیت آنها بهره‌مند شوند. بر اساس گزارش‌های تحقیقی نهادهای رسمی، بانک‌های ایران در موارد متعددی بسیار بیش از حدود مجاز به اشخاص مرتبط خود تسهیلات اعطا کرده‌اند. با این حال، عملکرد بانک‌ها یکسان نبوده و برخی بانک‌ها از انضباط و عملکرد بهتری برخوردار بوده‌اند.  ضرورت اصلاح نرخ‌های سود در یک برنامه جامع

اقتصاد ایران سال‌های متمادی درگیر سیاست‌های نادرست در حوزه‌های مختلف بوده است. پس از اعمال تحریم‌ها و تشدید تنش‌های خارجی، تاب‌آوری اقتصاد در برابر این سیاست‌های نادرست کاهش یافته و پیامدهای آنها آشکارتر شده است. در خرداد 1405، تورم نقطه‌به‌نقطه به حدود 88 درصد رسیده و زنگ خطر ضرورت انجام اصلاحات را به صدا درآورده است. تداوم نرخ‌گذاری‌های غیرواقعی در نظام بانکی، موجب تشدید خروج منابع از سپرده‌های بلندمدت، افزایش سرعت گردش نقدینگی و در نتیجه افزایش تورم خواهد شد. افزایش نرخ سود باید در چارچوب یک برنامه جامع انجام شود که شامل اقدامات مکمل در سایر حوزه‌های اقتصادی نیز باشد.

 افزایش نرخ سود در شرایطی که بودجه دولت با کسری ساختاری مواجه است، نمی‌تواند به‌تنهایی تورم را درمان کند؛ هرچند می‌تواند تا حدی از شدت آن بکاهد و مانع وخیم‌تر شدن شرایط شود. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۵۱ دقیقه قبل / سایت نورنیوز

راغفر: افزایش قیمت بنزین و انرژی فشار اصلی را به اقشار کم‌درآمد وارد می‌کند

نورنیوز- گروه اقتصادی: حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامدهای این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمدها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزدها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزدها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌وگو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.


۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از ایرنا، شاخص کل بورس تهران در هفته‌ای که گذشت، با ثبت جهش‌های متوالی، برای نخستین بار قله تاریخی ۵.۹ میلیون واحد را فتح کرد تا نشان دهد نقدینگی، مسیر خود را به سمت بازاری که ریسک‌های ژئوپلیتیک را پیش‌خور کرده، تغییر داده است.

در این هفته، ورود پول حقیقی به سهام، رشد ارزش معاملات و اقبال به گروه‌های مختلف از جمله بانک‌ها، معادن، فلزات اساسی، خودرویی‌ها و دارویی‌ها، مهم‌ترین نشانه‌های تقویت تقاضا بود. در مقابل، صندوق‌های طلا و نقره تحت تاثیر نوسانات نرخ دلار و اونس جهانی، روزهای متفاوتی را تجربه کردند و بخشی از نقدینگی نیز میان این ابزارها و بازار سهام جابه‌جا شد.

بورس تهران هفته‌ای متفاوت را پشت سر گذاشت؛ بازاری که در آغاز هفته با فشار فروش و خروج نقدینگی حقیقی مواجه بود، اما از روز یکشنبه ورق معاملات برگشت و تقاضا به تدریج بر عرضه غلبه کرد تا در نهایت شاخص کل برای نخستین بار از مرز ۵.۹ میلیون واحد عبور کند.

شنبه؛ آغاز با فشار فروشندگان

بورس تهران نخستین روز هفته را با فشار عرضه آغاز کرد. در این روز ۵۶ درصد از نمادهای بازار مثبت بودند و شاخص با رشد ۱۳۱ واحدی در سطح پنج میلیون و ۷۳۶ هزار واحد متوقف شد. خروج سه هزار و ۷۱۴ میلیارد تومان پول حقیقی از بازار سهام و در مقابل، اقبال خریداران به صندوق‌های طلا با ورود ۹۱۱ میلیارد تومان، از ویژگی‌های این روز بود.

یکشنبه؛ بازگشت خریداران

ورق معاملات در دومین روز هفته برگشت و با شکل‌گیری تقاضا، ۸۷ درصد نمادها در محدوده مثبت معامله شدند. شاخص کل با رشد ۲۹ هزار واحدی به سطح پنج میلیون و ۷۶۶ هزار واحد رسید. در این روز، ۳.۲ همت ورود پول حقیقی ثبت شد و ارزش معاملات به ۳۸ هزار و ۸۹۰ میلیارد تومان رسید.

دوشنبه؛ جهش ۱۳۱ هزار واحدی

میانه هفته با پیشروی خریداران همراه بود. ۹۲ درصد نمادهای بازار سبزپوش شدند و شاخص کل با جهش ۱۳۱ هزار واحدی، به یک قدمی کانال ۵.۹ میلیون واحد رسید. در این روز، ارزش معاملات ۲۶ هزار و ۷۷۵ میلیارد تومان ثبت شد.

سه‌شنبه؛ فتح قله ۵.۹ میلیون واحدی

بازار در این روز با تشکیل صف‌های تقاضا، قله روانی ۵.۹ میلیون واحد را پشت سر گذاشت. اگرچه در میانه معاملات رنج‌های منفی برای شناسایی سود مشاهده شد، اما در نهایت شاخص کل با رشد ۵۱ هزار و ۱۲۹ واحدی در ارتفاع پنج میلیون و ۹۴۹ هزار و ۱۰۳ واحد ایستاد.

چهارشنبه؛ تثبیت در قله جدید

در آخرین روز هفته، شاخص کل پس از یک اصلاح موقت در ابتدای بازار، با تقویت تقاضا به کانال ۵.۹ میلیون واحد بازگشت و رشد هفتگی ۳.۶ درصدی را به ثبت رساند. ارزش کل بازار نیز به آستانه ۱۷ هزار همت رسید.

در معاملات چهارشنبه ۶۶ درصد از بازار در محدوده مثبت قرار گرفت و ۸.۶ همت تقاضای خرید در صف‌ها باقی ماند که به معاملات هفته آینده منتقل شد. بیشترین ورود پول حقیقی نیز به دو گروه دارویی و فلزات اساسی اختصاص داشت.

چرایی رشد بورس و چشم‌انداز پیش‌رو

فردین آقابزرگی کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا، درباره عملکرد هفته اخیر و چشم‌انداز آتی بازار اظهار کرد: ورود نقدینگی و افزایش علاقه‌مندی سرمایه‌گذاران، بیش از هر چیز ناشی از سطح ارزندگی بورس و اختلاف قابل‌توجه آن با بازارهای موازی نظیر مسکن، خودرو و طلاست.

وی افزود: کاهش نسبت قیمت به درآمد (P/E) بازار از سال ۱۳۹۹ تاکنون و قرارگرفتن میانگین این نسبت در سطحی کمتر از ۶.۵ واحد، کاهش ارزش دلاری بازار و پتانسیل افزایش درآمد شرکت‌ها ناشی از تورم، از جمله عواملی است که جذابیت بازار سرمایه را دوچندان کرده است.

هضم ریسک‌های ژئوپلیتیک در قیمت‌ها

آقابزرگی در پاسخ به این پرسش که آیا تنش‌های منطقه‌ای همچنان بر بازار اثرگذار است، گفت: بورس همواره نسبت به تحولات، بیش‌واکنشی (Overreaction) نشان می‌دهد، اما بازار از بدبینانه‌ترین پیش‌بینی‌ها عبور کرده است. از زمان بازگشایی نمادها در اردیبهشت‌ماه تاکنون، شاخص کل بالغ بر ۷۵ درصد رشد داشته که نشان می‌دهد علی‌رغم تداوم ابهام‌ها، بخش قابل‌توجهی از این ریسک‌ها در قیمت‌ها پیش‌خور شده است.

این کارشناس بازار سرمایه با ذکر مثال بازگشایی نماد «فولاد مبارکه» پس از اصلاح ۴۰ درصدی قیمت و استقبال خریداران، تأکید کرد: سرمایه‌گذاران با آگاهی از شرایط موجود، اقدام به ورود پول می‌کنند؛ چراکه سطح ارزندگی برخی شرکت‌های بورسی در مقایسه با سایر بازارها همچنان بالاست.

این تحلیلگر درباره پیش‌بینی هفته‌های آتی تصریح کرد: انتظار برای رشد شاخص به معنای حرکت یک‌دست و بدون نوسان نیست؛ بلکه شاخص می‌تواند در یک روند «سینوسی و متناوب»، در هفته‌های آتی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار واحد افزایش یابد.

وی افزود: بر اساس داده‌های اقتصادی و سیاسی فعلی، رسیدن شاخص کل به محدوده هفت میلیون واحد تا پایان سال کاملاً در دسترس است که به معنای رشد حدود ۱۵ درصدی نسبت به سطوح کنونی است.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید


۱ ساعت قبل / سایت تابناک

تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟

بانک ایران‌ زمین فعالیت رسمی خود را در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۰ و با مجوز بانک مرکزی آغاز کرد؛ بانکی که شکل‌گیری آن با تعیین تکلیف تعاونی اعتبار «مولی‌الموحدین» گره خورده است. این تعاونی بدون مجوز بانک مرکزی فعالیت می‌کرد و در جریان ساماندهی مؤسسات مالی و اعتباری غیرمجاز، با تصمیم مراجع ذی‌صلاح در بانک ایران‌زمین ادغام شد تا دارایی‌ها و تعهدات آن به این بانک منتقل شود.

به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ روند نامناسب شاخص‌های عملکردی و مدیریتی بانک ایران‌زمین در سال‌های بعد سبب شد تا بانک مرکزی در سال ۱۴۰۲ دست به مداخله ساختاری بزند. نهاد ناظر به دلیل ناترازی شدید و انحراف از استانداردهای بانکی، برای بانک ایران‌زمین «هیئت سرپرستی» تعیین کرد. البته این اقدام با یک تصمیم چالش‌برانگیز همراه بود؛ چرا که بانک مرکزی در آن زمان، مدیرعامل وقت بانک را به عنوان رئیس هیئت سرپرستی منصوب کرد؛ تصمیمی که در میان کارشناسان و رسانه‌ها با علامت سؤال‌های جدی مواجه شد، زیرا تغییر ملموسی در مدل حکمرانی بانک ایجاد نمی‌کرد.

اکنون با گذشت نزدیک به سه سال از آن دوره و تداوم ناترازی‌ها، پرونده دارایی‌های به‌جامانده از تعاونی مولی‌الموحدین و مطالبات بانک مرکزی به صدور و اجرای حکمی بی‌سابقه منجر شده است که بر اساس آن، اموال بانک ایران‌زمین به تملک بانک مرکزی درمی‌آید. بانکی با سرمایه ۴۰۰ میلیارد تومانی و زیان انباشته ۹۸.۹ همتی

بررسی صورت‌های مالی بانک ایران‌زمین تصویری نگران‌کننده از وضعیت سرمایه‌ای آن نشان می‌دهد. سرمایه ثبتی بانک، به دلیل ملاحظات و محدودیت‌های نظارتی بانک مرکزی، سال‌هاست که در سطح ۴۰۰ میلیارد تومان منجمد مانده است؛ رقمی که در مقایسه با ابعاد تعهدات و زیان‌های بانک، بسیار ناچیز است.

در مقابل، زیان انباشته بانک به‌طور مستمر رشد کرده است. براساس آخرین گزارش‌های رسمی منتشرشده در سامانه کدال، زیان انباشته بانک ایران‌زمین تا پایان بهار به بیش از ۹۸ هزار و ۹۰۰ میلیارد تومان (معادل ۹۸.۹ همت) رسیده است. این یعنی زیان انباشته بانک به حدود ۲۴۷ برابر سرمایه ثبتی آن رسیده که عمق فرسایش ترازنامه را نشان می‌دهد. اضافه‌برداشت نجومی ایران زمین از بانک مرکزی

علاوه بر زیان انباشته، بدهی سنگین بانک ایران‌زمین به بانک مرکزی در قالب اضافه‌برداشت، همواره مورد نقد کارشناسان بوده است. براساس آمارهای اعلام‌شده، اضافه‌برداشت این بانک به گفته رئیس کل بانک مرکزی به ۱۱۴ هزار میلیارد تومان رسیده است.

خلق نقدینگی ناشی از اضافه‌برداشت‌های کلان از بانک مرکزی، یکی از موتورهای محرک رشد پایه پولی و نقدینگی در سال‌های گذشته بوده که تبعات تورمی آن مستقیماً به کل اقتصاد و معیشت جامعه تحمیل شده است.

رئیس‌کل بانک مرکزی درباره روند تسویه این بدهی کلان اعلام کرده است: «این بانک ۱۱۴ همت اضافه‌برداشت داشته که با پیگیری قضایی، ۷۵ همت از اموال آن به نام بانک مرکزی منتقل شده و برای ۴۵ همت باقی‌مانده نیز اموال این بانک شناسایی شده و ظرف دو ماه آینده منتقل خواهد شد؛ اقدامی که در تاریخ بانک مرکزی بی‌سابقه است.»

همتی همچنین با اشاره به اینکه بخش قابل‌توجهی از تورم کشور ناشی از اضافه‌برداشت، تخلفات و خلق نقدینگی بی‌ضابطه بانک‌هاست و برخورد با مدیران متخلف، اولویت نخست او در بانک مرکزی است؛ هشدار داد که بانک‌های ناتراز موظف به ارائه برنامه اصلاحی هستند و در صورت عدم تمکین، تحت سرپرستی بانک مرکزی قرار گرفته یا منحل خواهند شد.  جزئیات حکم دادسرای جرائم اقتصادی و انتقال دارایی‌های بانک ایران زمین

طبق اعلام بانک مرکزی؛ در پی تخلفات تعاونی مولی‌الموحدین و انتقال بدهی‌های آن به بانک ایران‌زمین، اجرای احکام دادسرای جرائم اقتصادی تهران طی دستور قضایی مورخ ۲۷ خردادماه، حکم به تملک اموال منقول، غیرمنقول و اوراق بهادار این بانک در ازای مطالبات بانک مرکزی داد.

بر اساس این حکم، در مرحله نخست مالکیت معادل ۷۵ هزار میلیارد تومان از دارایی‌ها به بانک مرکزی منتقل شد و در مرحله دوم نیز معادل ۴۵ هزار میلیارد تومان دیگر از دارایی‌ها منتقل خواهد شد. اسناد این انتقال‌ها نیز به امضای نمایندگان دو طرف رسیده است. فروش اموال یا انتقال به قیمت کارشناسی؟

پرونده بانک ایران‌زمین اکنون وارد فاز حساسی از اجرا شده است. بر اساس حکم قضایی، رئیس و اعضای هیئت سرپرستی بانک ایران زمین موظف شده‌اند حداکثر ظرف پنج روز، اموال یا وجوه حاصل از فروش آن‌ها را برای انتقال به بانک مرکزی معرفی کنند.

در این میان، گام بعدی انتقال مالکیت دارایی‌ها به نحوه نقدشوندگی آن‌ها بستگی دارد. طبق دستورالعمل این اموال باید به فروش برساند تا مطالبات ریالی بانک مرکزی از بانک ایران زمین تسویه شود. اما در صورتی که این اموال به هر دلیلی در بازار به فروش نرسند، دارایی‌ها باید به قیمت کارشناسی به‌روز، مستقیماً به مالکیت بانک مرکزی منتقل شوند. به بیان دیگر؛ این سوال مهم مطرح است که آیا دارایی‌های منتقل‌شده به بانک مرکزی از نقدشوندگی و کیفیت کافی برخوردارند یا بانک مرکزی ناچار به نگهداری املاک و دارایی‌های منجمد خواهد شد؟ فرآیندی که باید دید در عمل چقدر به نقد شدن بدهی‌های این بانک ناتراز و کاهش فشار روی پایه پولی کمک خواهد کرد و در نهایت بانک ایران زمین چه زمانی از فشار زیان انباشته نجومی خارج خواهد شد؟

 




 تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟
۱ ساعت قبل / سایت تابناک

تسویه‌ حساب تاریخی در میرداماد/ چرا ۱۲۰ همت از «دارایی‌های بانک ایران‌زمین» سهم بانک مرکزی شد؟

بانک مرکزی سرانجام برای تسویه بدهی بیش از ۱۰۰ همتی بانک ایران‌زمین، سند مالکیت ۷۵ همت از دارایی‌های این بانک را امضا کرد و ۴۵ همت دیگر نیز در نوبت انتقال است...

 چافست از تداوم سود سپرده بانکی و هدف‌گذاری حاشیه سود ۲۰ درصدی خبر داد
۷ ساعت قبل / سایت صدای بورس

چافست از تداوم سود سپرده بانکی و هدف‌گذاری حاشیه سود ۲۰ درصدی خبر داد

شرکت افست در پاسخ به پرسش‌های مطرح‌شده در کنفرانس اطلاع‌رسانی اعلام کرد که قرارداد و نرخ فروش کتب درسی سال مالی جدید هنوز از سوی وزارت آموزش‌وپرورش ابلاغ نشده و از تداوم درآمد سود سپرده‌های بانکی تا زمان تأمین مواد اولیه و بررسی بازارهای جدید برای ایجاد منابع درآمدی جایگزین خبر داد.

 تکذیب ۲۰۰ هزار خالی‌فروشی طلای آنلاین
۸ ساعت قبل / سایت اکونگار

تکذیب ۲۰۰ هزار خالی‌فروشی طلای آنلاین

رئیس اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی با اشاره به اظهارات روز گذشته پلیس فتا گفت: عدد ۲۰۰ هزار مربوط به کاربران یک پلتفرم طلا بوده و خالی‌فروشی ۲۰۰ هزار مورد صحت ندارد.

 افزایش ۵۰درصدی اجاره‌بها در تهران/ مالکان سقف دولتی را رعایت نمی‌کنند؟
۸ ساعت قبل / سایت اکونگار

افزایش ۵۰درصدی اجاره‌بها در تهران/ مالکان سقف دولتی را رعایت نمی‌کنند؟

دبیر اتحادیه مشاوران املاک تهران با بیان اینکه نرخ اجاره مسکن در تهران به بیش از ۴٠ تا ۵٠ درصد رسیده و بسیاری از مالکان سقف ٢۵ درصدی نرخ اجاره را رعایت نکردند، گفت: هر چند تعداد قراردادهای تمدید اجاره قابل توجه بود اما بسیاری هم به دلیل عدم توان پرداخت اجاره، به مناطق پایین‌تر یا حاشیه تهران مهاجرت کردند.

 سبد ذخایر فزرین پربارتر شد
۸ ساعت قبل / سایت صدای بورس

سبد ذخایر فزرین پربارتر شد

شرکت زرین معدن آسیا (فزرین) در تازه‌ترین گزارش شفاف‌سازی خود از انتقال رسمی پروانه بهره‌برداری محدوده معدنی «مس بهاره» به نام این شرکت خبر داد.

 مرزهای زمینی جایگزین بنادر جنوبی نمی‌شوند؛ ۸۵ درصد تجارت ایران از جنوب انجام می‌شود-مسعود دانشمند
۴ ساعت قبل / سایت عصرایران

مرزهای زمینی جایگزین بنادر جنوبی نمی‌شوند؛ ۸۵ درصد تجارت ایران از جنوب انجام می‌شود-مسعود دانشمند

به گفته عضو پرسابقه اتاق بازرگانی ایران، حجم تجارت ایران با امارات در گذشته حدود ۲۰ میلیارد دلار صادرات و واردات بود، اما بخش قابل توجهی از این مناسبات در یک...