
به گزارش خبرنگار دفاعی و نظامی تابناک؛ در جنگهای قدیمی، فرماندهان معمولاً روی تپهای مشرف به میدان نبرد میایستادند و با دوربین یا حتی چشم غیرمسلح، حرکت نیروهای خود و دشمن را زیر نظر میگرفتند. ارتباطات محدود بود و تصمیمها بر اساس آنچه دیده میشد اتخاذ میشد. اما میدان نبرد امروز دیگر چنین نیست. فاصله میان دو طرف ممکن است هزاران کیلومتر باشد، دهها یگان بهطور همزمان در هوا، دریا، خشکی، زیر دریا، فضا و حتی فضای سایبری فعالیت کنند و حجم اطلاعاتی که در هر دقیقه تولید میشود، از توان تحلیل یک انسان خارج باشد. به همین دلیل، مراکز فرماندهی و کنترل به یکی از حیاتیترین بخشهای هر ارتش تبدیل شدهاند. این مراکز نه محل صدور دستورهای کلی، بلکه نقطهای هستند که دادههای دریافتی از دهها حسگر، رادار، ماهواره، پهپاد، هواپیما، کشتی و یگانهای زمینی در آن تجمیع میشود تا فرمانده بتواند تصویری نسبتاً دقیق از وضعیت میدان نبرد در اختیار داشته باشد. یکی از مهمترین ویژگیهای جنگهای مدرن، سرعت تغییر شرایط است. هدفی که چند دقیقه قبل در یک نقطه قرار داشت، ممکن است اکنون دهها کیلومتر جابهجا شده باشد. یک سامانه پدافندی ممکن است خاموش شود، یک مسیر پروازی ناامن شود یا شرایط آبوهوا برنامه عملیات را تغییر دهد. اگر این اطلاعات با تأخیر به فرمانده برسد، تصمیمی که روی کاغذ درست بوده، در عمل ممکن است کاملاً اشتباه از آب دربیاید. به همین دلیل، فرماندهی مدرن بیش از هر زمان دیگری به «تصویر عملیاتی مشترک» وابسته است؛ یعنی همه سطوح فرماندهی تلاش میکنند تا حد امکان، تصویری هماهنگ و بهروز از وضعیت میدان نبرد در اختیار داشته باشند. هرچه این تصویر کاملتر و سریعتر بهروزرسانی شود، احتمال تصمیمگیری صحیح نیز بیشتر خواهد بود. در چنین ساختاری، ارتباطات تنها یک ابزار نیست؛ بلکه ستون فقرات عملیات است. اگر ارتباط میان مراکز فرماندهی و یگانهای عملیاتی مختل شود، حتی مجهزترین نیروها نیز با مشکل روبهرو خواهند شد. به همین دلیل، ارتشهای مدرن معمولاً از شبکههای ارتباطی چندلایه استفاده میکنند تا در صورت از دست رفتن یک مسیر، ارتباط از مسیر دیگری ادامه پیدا کند. امروزه تصمیمگیری در میدان نبرد تنها به اطلاعات انسانی متکی نیست. حجم زیادی از دادهها توسط رادارها، سامانههای …











