
کیهان: مسئولان ما چند واحد «توکل» پاس کردهاند؟!

شطرنج قدرت در اسرائیل
نورنیوز-گروه سیاسی: در حالی که توجه ناظران و تحلیلگران به اقدامات هیئت صلح برای اجرای مرحله دوم طرح ترامپ در غزه، الحاق عملی کرانه باختری و توسعه شهرکسازیها در آن، حملات ارتش صهیونی به جنوب لبنان و سوریه و تهدیدات مکرر ترامپ برای فشارهای حداکثری و جنگ اقتصادی علیه ایران است، پشت صحنه سیاست در اسرائیل در شرایطی که خود را برای انتخابات سراسری ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ (۶ آبان ۱۴۰۵) آماده میکند، دستخوش تحولات جدی است که به نوبه خود شایان توجه است.
این اولین کارزار انتخاباتی بعد از عملیات طوفانالاقصی و شروع طولانیترین جنگ اسرائیل در طول تاریخ آن در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است؛ انتخاباتی که دیگر یک رقابت صرف میان احزاب سنتی قدیمی نیست، بلکه با ورود احزاب و چهرههای جدید به یک همهپرسی برای بررسی عملکرد ائتلاف نتانیاهو در این دوره نزدیک چهار سال و تعیین خطمشی آینده این کشور تبدیل شده است.
انتخابات اکتبر نخستین فرصت رسمی برای شهروندان اسرائیل است تا رای خود را درباره عملکرد کابینهای بدهند که کشور را سه سال درگیر طولانیترین، پرهزینهترین و فرسایشیترین جنگ تاریخ خود کرده و جامعه اسرائیل را به دو قطب مخالف طرفداران ائتلاف حاکم که تداوم رویکرد نظامی سختگیرانه را تنها راه بقا میدانند و نیروهای اپوزیسیون که معتقدند سیاستهای کابینه فعلی، انزوای بینالمللی، فرسایش اقتصادی و گسست اجتماعی را به همراه آورده و نیازمند یک بازنگری استراتژیک است، تقسیم کرد.
این رویداد، صرفاً یک رقابت سنتی برای جابجایی قدرت یا تعیین کرسیهای کِنسِت نیست، بلکه به دلیل بستر زمانی خود، نقطهعطفی در تاریخ سیاسی اسرائیل به شمار میرود. ساختار سیاسی این کشور دهههاست که با بحران ناپایداری مواجه است؛ به طوری که بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲، ۵ بار انتخابات زودهنگام برگزار شد و عملاً هیچ مجلسی در سالهای اخیر نتوانسته عمر قانونی خود را به پایان برساند.با این حال، پایداری کابینه نتانیاهو که از اواخر ۲۰۲۲ به قدرت رسید، نه ناشی از محبوبیت یا انسجام داخلی، بلکه حاصل ترس مشترک شرکای ائتلافی از صندوقهای رای بود. احزاب راست افراطی و مذهبی متحد نتانیاهو بهخوبی میدانستند که انحلال کنست پس از شوکهای امنیتی و در میان یک جنگ فرسایشی، به منزله سقوط قطعی آنها خواهد بود؛ در نتیجه، تمام اختلافات عمیق خود را کنار گذاشتند تا بقای دولت را تا اکتبر ۲۰۲۶ حفظ کنند.
بحران معافیت نظامی حریدیها، گسل عمیقی است که ائتلاف نتانیاهو را در آستانه انتخابات به خطر میاندازد. پس از نزدیک به سه سال جنگ فرسایشی، ارتش اسرائیل با کمبود شدید نیرو، خستگی مفرط سربازان ذخیره و تلفات بالا مواجه است. در چنین شرایطی، دیوان عالی اسرائیل با صدور حکمی قاطع اعلام کرد که هیچ مبنای قانونی برای معافیت حریدیها وجود ندارد و دولت باید بودجه مدارس مذهبیِ مستنکف را قطع کند. این حکم با استقبال گسترده ارتش و بیش از ۷۰ درصد جامعه سکولار مواجه شد، اما موجی از خشم و اعتراضات خیابانی را در میان جامعه حریدی برانگیخت و لایههای وسیعی از رایدهندگان راستگرای سنتی را که فرزندانشان در جبههها میجنگند، به دلیل این تبعیض مذهبی، از لیکود ناامید کرد.نتانیاهو در این پرونده در یک بنبست استراتژیک گرفتار شد؛ اگر حکم دادگاه را اجرا کند، احزاب مذهبی شاس و یهودت هانوراه (با ۱۶ کرسی) بلافاصله از کابینه خارج میشوند و دولت سقوط میکند و اگر معافیت حریدیها را تمدید کند، خشم عمومی به اوج میرسد. این بحران، بهترین برگ برنده را به دست رقیبانی چون آویگدور لیبرمن (با شعار بدون وظیفه، حقوقی در کار نیست) و گادی آیزنکوت داده است تا آرای سکولارها را به سمت خود جذب کنند. به این ترتیب، موضوع حریدیها به یکی از نیروهای اصلی برای بسیج آرا به نفع اپوزیسیون تبدیل شده است.
روز دوشنبه ۱۷ اوت (۲۶ مرداد)، حدود ۱۴۰ هزار عضو حزب لیکود برای تعیین فهرست نامزدهای خود به صندوقهای رای فراخوانده شدند. نتانیاهو که ابتدا تلاش کرده بود انتخابات درون حزبی را لغو کند، در نهایت حق انتخاب مستقیم ۹ جایگاه ویژه را در صدر فهرست برای خود حفظ کرد. نتایج خروجی صندوقها تصویری از حزبی را نشان داد که بیش از هر زمان دیگری به سمت راست افراطی و وفاداری مطلق به شخص نتانیاهو متمایل است. چهرههایی مانند الی کوهن، امیر اوهانا و یاریو لوین (معمار اصلاحات قضایی) با کسب بیشترین آرا صدر لیست را به خود اختصاص دادند، در حالی که مهرههای مستقلتر و رقبای داخلی نتانیاهو به انتهای لیست رانده شدند یا کاملاً حذف گردیدند. صعود چهرههای تندرو و حذف عملگرایان، پیروزی بزرگی برای گفتمان تندروی داخل ساختار قدرت لیکود تلقی میشود.
بهرغم اینکه انتخابات درونحزبی یک پیروزی برای نتانیاهو در کنترل لیکود بود، اما آرایش به شدت افراطی این فهرست، ریزش بدنه سنتی و میانهروهای متمایل به راست را کلید زد. به این ترتیب، بُرد چهرههای رادیکال در حزب، میتواند کلید باخت نتانیاهو در کشور باشد. این نتایج دست و پای نتانیاهو را برای مانورهای دیپلماتیک میبندد. او دیگر نمیتواند برای جلب رضایت جامعه اسرائیل ژستهای مصالحهجویانه بگیرد، چرا که نمایندگان تندروِ لیست خودش و شرکای افراطیاش هرگونه انعطافی را خط قرمز میدانند. در نتیجه، لیکود نه به عنوان یک جریان فراگیر ملی، بلکه به عنوان یک جناح راست افراطی وارد کارزار انتخاباتی خواهد شد؛ امری که دوقطبی جامعه را به اوج خود میرساند.
با تندروتر شدن لیست حزب لیکود، فضای سیاسی اسرائیل برای احزاب میانه و راست سکولار بازتر شد. نظرسنجیهای ملی که در فاصله ۴۸ ساعت پس از انتخابات درونحزبی لیکود منتشر شد، نخستین تکانه جدی را ثبت کرد؛ در آن مقطع لیکود از ۳۲ کرسیِ دوره ۲۵ کنست به ۲۲ تا ۲۳ کرسی سقوط کرد، ائتلاف نتانیاهو به مرز ۵۰ تا ۵۲ کرسی عقب نشست و گادی آیزنکوت، رهبر حزب تازهتأسیس «یاشار» با کسب ۲۴ کرسی در صدر قرار گرفت؛ امری که بلوک اپوزیسیون را به ۵۷ تا ۶۰ کرسی میرساند. با این حال، روند ریزش لیکود به همینجا ختم نشد؛ آخرین آمارهای نظرسنجیدر پایان هفته (جمعه ۲۱ اوت/۳۰ مرداد) نشاندهنده یک رکوردشکنی جدید و بدتر شدن وضعیت نتانیاهو است. در این آمارها، لیکود با سقوطی آزاد به کف ۲۰ کرسی رسیده و کل ائتلاف حاکم به ۴۹ کرسی تنزل یافته است. در مقابل، حزب آیزنکوت با جهشی جدید به ۲۶ کرسی دست یافته و فاصله خود را به عنوان حزب اول کشور با لیکود به ۶ کرسی افزایش داده است. آیزنکوت بلافاصله پس از انتخابات درون حزبی لیکود، فهرست رقیب را «لیست ۷ اکتبر» نامید؛ فهرستی از مسببان بزرگترین شکست امنیتی تاریخ اسرائیل. آیزنکوت که پسر و برادرزاده خود را در جنگ غزه از دست داده، اکنون به عنوان رهبری عملگرا و همدرد با جامعه، مورد اقبال ناامیدان از نتانیاهو قرار دارد. با این حال، بلوک اپوزیسیون علیرغم پیشتازی در این آمارهای جدید، درون خود با رقابت بر سر رهبری آینده دستوپنجه نرم میکنند.
آرایش نیروها در آستانه انتخابات سراسری اکتبر، نشاندهنده یک جنگ تمامعیار میان «راست مذهبی-افراطی» و «راست و میانه سکولار-نظامی» است. شگفتانه اصلی این کارزار، خروج رهبری جبهه مخالفان از دست سیاستمداران سنتی و بازگشت اقتدار به ژنرالهای ارتش است؛ امری که پدیده اصلی انتخابات ۲۰۲۶ به شمار میرود. سرخوردگی عمیق جامعه از شکستهای امنیتی ۷ اکتبر و بیثباتیهای پیاپی، سبب شده تا رایدهندگان سکولار و میانه، احزاب ریشهدار و چهرههای سنتی را کنار بزنند و به یک تکنوکراتِ نظامی همچون آیزنکوت روی بیاورند. این چرخش ساختاری، فراتر از یک تغییر حزبی، نشاندهنده تمایل جامعه اسرائیل به بازتعریف خطمشی آینده خود تحت یک مدیریت مقتدر و عملگرای نظامی است؛ تحولی که میتواند معادلات آینده منطقه را نیز به کلی تغییر دهد.
غیر از آیزنکوت و پیشتازیاش، متغیر شگفتانگیز دیگر روزهای اخیر، جهش کرسی احزاب عربی و فعال شدن سناریوی «سگالوویتز» است. از یک سو، سه حزب بزرگ عربی (هداش، تعال و بلد) برای احیای مجدد «لیست مشترک» به توافق رسیدهاند. از سوی دیگر، ائتلاف احتمالی یوآو سگالوویتز، رئیس سابق دایره اطلاعات پلیس اسرائیل با حزب اسلامی «رعم» به رهبری منصور عباس، تکانه مهم انتخابات اکتبر ۲۰۲۶ تلقی میشود. پیوستن یک مهره امنیتی ارشد یهودی به یک حزب اسلامی، رخدادی بیسابقه در تاریخ سیاسی اسرائیل است.هدف منصور عباس از این گام استراتژیک، عبور از پوسته مذهبی محض و تبدیل رعم به یک «حزب شهروندی» است. این تغییر ماهیت، تابوی همکاری با این حزب را میشکند و به جریانهای میانه صهیونیستی (مانند حزب آیزنکوت) امکان میدهد تا بدون ترس از ریزش آرای خود، با رعم وارد ائتلاف شوند. بر اساس شبیهسازی نظرسنجیها، این دو تحرک همزمان، وزن جناح عربی را به رقم بیسابقه ۱۴ کرسی میرساند؛ امری که پیامد مستقیم آن، ریزش شدید جبهه راست و سقوط ائتلاف نتانیاهو به کف ۴۷ کرسی خواهد بود. در این سناریو، احزاب عربی میتوانند رسماً به «شاهمهره» (Kingmaker) میدان تبدیل شوند.
با این حال، این معادله ممکن است با ورود یک متغیر جدید خط بخورد؛ سرتیپ بازنشسته و راستگرای مذهبی، عوفر وینتر، کمپین تبلیغاتی خود را برای تأسیس یک حزب مستقل آغاز کرده است. اگرچه وینتر با ائتلاف سکولارِ آیزنکوت همسویی ندارد، اما ظهور او مستقیماً سبد رأی لیکود را هدف قرار داده است. در صورتی که حزب جدید وینتر بتواند از حد نصاب ورود به پارلمان عبور کند، جبهه راستِ منتقد نتانیاهو تقویت شده و احتمال دستیابی به اکثریت قاطع ۶۱ کرسی بدون نیاز به ائتلاف با احزاب عربی فراهم میشود؛ سناریویی که میتواند برنامههای منصور عباس برای نقشآفرینی به عنوان شاهمهره را برهم زند.
با توجه به ملاحظات فوق، معضل اصلی اسرائیل نه در روز انتخابات، بلکه فردای اعلام نتایج و در فرآیند پیچیده تشکیل کابینه و بده بستانهای أحزاب نمایان خواهد شد. باید تا آن زمان منتظر ماند.
اطلاعات آنلاین
خاتمی از عزت ایران میگوید
حجتالاسلاموالمسلمین سیدمحمد خاتمی، در دیدار روز یکشنبه گذشته با جمعی از اصحاب رسانه، به تشریح و ارزیابی شرایط و تحولات جاری در عرصه سیاست خارجی و مسائل داخلی ایران پرداخت و دیدگاههای خود را درباره مهمترین چالشها و چشماندازهای پیشروی کشور بیان کرد.
به گزارش روز نو رئیسجمهور اسبق، ابتدا به ساکن اذعان کرد: «وضعیت کنونی ایران پس از انقلاب، یکی از خطیرترین و تعیینکنندهترین مقاطع تاریخ کشور است».
به گفته او: «انقلاب اسلامی از ابتدا معادلات قدرت در منطقه را برهم زد و همین امر، دشمنی و تلاش قدرتهای بزرگ برای مهار یا تضعیف ایران را در پی داشت؛ از جنگ هشتساله تا فشارهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و تحریمها و سپس جنگهای اخیر». با این حال، رئیس دولت اصلاحات تأکید کرد: «تهدیدهای خارجی تنها عامل مشکلات نبودهاند؛ خطاهای راهبردی و راهکاری، مشکلات ساختاری و ناکارآمدیها در داخل نیز به افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت انجامیده است.
گسترش نارضایتی، ناامیدی از آینده، فشارهای شدید اقتصادی و معیشتی، گرانی، بیکاری و عقبماندگی از توسعه، کشور را در وضعیتی دشوار قرار داده و دشمن نیز کوشیده از این شکافها بهرهبرداری کند».
با وجود آسیبهای سنگین انسانی و مادی جنگ، ازجمله جانباختن مسئولان، نیروهای نظامی و مردم عادی، خاتمی معتقد است: «مقاومت نیروهای مسلح و حضور مردم، حتی ناراضیان از وضعیت سیاسی و اقتصادی در دفاع از ایران، مانع تحقق اهداف دشمن شد». این تجربه، از منظر رئیسجمهور اسبق کشورمان، نشان داد: «جمهوری اسلامی با تهاجم خارجی از میان نمیرود، اما ادامه و استحکام آن در گروی توانایی حکمرانی برای اصلاح نقصها و کاهش فاصله ایجادشده میان مردم و حکومت است». خاتمی در فراز دیگر از ارزیابی خود، به فرصت ممتاز برای خروج از وضعیت ناگوار پرداخت و اعتقاد دارد: «پس از جنگ، فرصتی مهم برای کشور پدید آمده که نمونه آن را در تفاهمنامه اسلامآباد است».
در همین زمینه، رئیس دولت اصلاحات از مسئولان، شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان، رئیسجمهور و تأیید رهبری برای رسیدن به این تصمیم قدردانی و شجاعت رئیسجمهور در پذیرش مسئولیت این تصمیم را ستایش میکند. به نظر او: «این تفاهمنامه در شرایطی امضا شده که ایران توانسته موجودیت و توان دفاعی خود را تثبیت کند و دشمن در رسیدن به اهدافش ناکام مانده است». او با اشاره به امتیازات و تعهدات دو طرف، خاطرنشان کرد: «در هر توافقی امتیازی داده و امتیازی گرفته میشود و باید با سنجش منافع، دیپلماسی و مذاکره، مسیر را پیش برد».
خاتمی با این حال هشدار داد: «نقض توافق از سوی هر طرف یا هر اقدامی که تنش را افزایش دهد، میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد». همچنین، رئیسجمهور پیشین عبور از بحران خارجی را پایان کار نمیداند، بلکه معتقد است پس از آن، وظیفه دشوارتر حاکمیت، اصلاح رابطه با جهان و همسایگان و نیز اصلاحات ساختاری، راهبردی و رویکردی در داخل است.
او حل مشکلات تولید، اقتصاد، گرانی، معیشت و بیکاری را بدون حضور و مشارکت مردم و تدبیر درست ممکن نمیداند. خاتمی در ادامه سخنان خود به دفاع از صلح شرافتمندانه پرداخت و تصریح کرد: «صلح یکی از بزرگترین خیرهای اجتماعی و جنگ از بزرگترین شرور است». او مقاومت در برابر تجاوز را ضروری و ارزشمند شمرد، اما تأکید کرد: «مقاومت برای رهایی از جنگ است، نه جنگ برای جنگ». به اعتقاد رئیس دولت اصلاحات: «اکنون که ایران توانسته موجودیت و بقای خود را به دشمن تحمیل کند، باید از موقعیت نسبی عزت برای کاهش تنش و تأمین منافع عمومی، عزت ایران و آینده کشور بهره ببرد». از نظر او: «صلح شرافتمندانه یعنی گشودن راه زندگی بهتر برای مردمی که زیر فشارهای گوناگون قرار دارند، بدون چشمپوشی از عزت و استقلال ایران».
خاتمی گفت: «با جنگ نمیتوان زندگی و کشور را اداره کرد و باید با وجود بیاعتمادی به آمریکا و کارشکنیهای احتمالی اسرائیل، با تدبیر از ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» جلوگیری کرد». خاتمی گریزی هم به مقوله اینترت زد و تأکید کرد: «محدودیت اینترنت در شرایط جنگی تا حدی قابل فهم است»، اما ادامه آن را «زیانبار و حتی ناممکن» تلقی میکند.
به گفته او: «زندگی و کار بسیاری از خبرنگاران، فعالان رسانهای، پژوهشگران، اندیشمندان، کارفرمایان و مردم عادی به اینترنت وابسته است. گسترش استفاده از ویپیان و ابزارهایی مانند استارلینک نیز نشان میدهد بستن کامل راه دسترسی مردم عملا ممکن نیست»؛ لذا رئیسجمهور پیشین هشدار میدهد: «محدودیت گسترده، هم میل به دورزدن قانون را افزایش میدهد و هم بیکاری و خسارت اقتصادی ایجاد میکند، در حالی که سود آن نصیب واسطهها و سوداگران میشود». خاتمی در پایان از مسعود پزشکیان میخواهد با همان شجاعت و صراحتی که در تصمیمهای دیگر نشان داده، برای حل این مسئله نیز اقدام کند.
رسول منتجبنیا: چهرههایی همچون خاتمی در شرایط کنونی کشور نمیتوانند سکوت کنند
پیرو ارزیابی سخنان خاتمی، رسول منتجبنیا در گفتوگو با «شرق»، با دفاع از حق و ضرورت اظهارنظر سیدمحمد خاتمی درباره شرایط حساس کشور و تفاهمنامه اخیر، تأکید کرد: «سرمایههای کشور فقط نفت، طلا، معادن و ذخایر مادی نیستند، بلکه شخصیتهای ملی، محبوب و باتجربه از سرمایههایی هستند که بهسادگی قابل جایگزینی نیستند».
دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی، در اینباره که چرا اکنون خاتمی لب به سخن گشوده نیز باور دارد: «وقتی شخصیتی با تجربه طولانی و شناخت از مصالح و منافع کشور نظیر سیدمحمد خاتمی در شرایطی حساس فعلی حضور دارد، سکوت او نهتنها مطلوب نیست، بلکه باید انتظار داشت دیدگاه خود را درباره آنچه به سود ملت و کشور میداند، بیان کند». از همین منظر است که این نماینده اداور مجلس، اظهارنظر خاتمی درباره تحولات اخیر و دفاع او از تفاهم را اقدامی طبیعی و قابل دفاع ارزیابی کرد. مشاور رئیس دولت اصلاحات در توضیح فرایند تصمیمگیری درباره صلح و جنگ و تفاهم اخیر، بر این نکته تأکید کرد: «این تصمیم، مسیر قانونی و رسمی خود را طی کرده و در نهایت به تفاهمنامه ایران و آمریکا رسید».
بنابراین، منتجبنیا با اشاره به نقش نهادهای تصمیمگیر و تأیید نهایی رهبری و امضای رئیسجمهور، یادآور شد: «وقتی چنین فرایندی طی میشود، اصل تصمیم باید مورد حمایت قرار گیرد، حتی اگر افراد درباره جزئیات آن نقد یا نظر متفاوتی داشته باشند». به اعتقاد این مدرس دانشگاه: «بدعهدی احتمالی طرف مقابل نیز لزوما به معنای نادرستبودن اصل تفاهم نیست، بلکه تفاوتی میان عقلانی و قانونیبودن یک توافق و احتمال عملنکردن طرف مقابل وجود دارد».
عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، مهمترین بخش از سخنان خاتمی را طرح صلح دانست و با اشاره به موضع او (خاتمی) در ستایش «صلح شرافتمندانه» گفت: «این تعبیر به معنای تسلیم یا رفاقت با طرف مقابل، با ترامپ و آمریکا نیست، بلکه ناظر بر پایاندادن به جنگ با حفظ عزت، سربلندی، تمامیت و منافع کشور است».
قائممقام سابق و از اعضای مؤسس حزب اعتماد ملی معتقد است: «تفاهمی که خاتمی از آن دفاع کرده، در صورت اجرای کامل، میتواند هم سایه جنگ را دور و هم منافع ایران را تأمین کند». از نگاه منتجبنیا: «انتقاد از هر توافقی ممکن است و هیچ نظر سیاسی «وحی منزل» نیست، اما باید میان نقد و تخریب تفاوت گذاشت»؛ همانگونه که خود او نیز تأکید میکند: «ممکن است حتی میان افراد نزدیک و همفکر درباره برخی مسائل اختلافنظر وجود داشته باشد». این فعال سیاسی اصلاحطلب ادامه گپوگفتش با «شرق» را به انتقاد از شیوه برخورد برخی برنامههای صداوسیما با مواضع خاتمی اختصاص داد و با اشاره به برنامههایی که به گفته او پس از امضای تفاهمنامه و سپس پس از انتشار مواضع خاتمی پخش شده، این پرسش را مطرح کرد: «چگونه ممکن است تصمیمی که مراحل رسمی خود را طی کرده و به تأیید رهبری و شعام رسیده، در رسانهای که از بودجه عمومی استفاده میکند، بلافاصله با مجموعهای از حملات و ایرادهای یکطرفه مواجه شود؟».
به تعبیر دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی: «چنین رویکردی افکار عمومی را با این پرسش روبهرو میکند که مبنای این حملات چیست و چرا بهجای گفتوگوی کارشناسی، فضای رسانهای به سمت تخریب و تسویهحساب سیاسی میرود؟». عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز بهویژه از لحن برخی اظهارنظرها درباره خاتمی انتقاد و تصریح کرد: «مخالفت با یک شخصیت سیاسی نباید به توهین، تمسخر یا متهمکردن او به رفتارهای خلاف مصالح کشور تبدیل شود».
منتجبنیا با یادآوری تجربه و سابقه طولانی خاتمی در مسئولیتهای مختلف، از مجلس و وزارت تا ریاستجمهوری، خاطرنشان کرد: «نمیتوان از شخصیتهایی با چنین سابقهای انتظار داشت در شرایطی که به تعبیر او «هستی کشور» در معرض تهدید و بحران قرار دارد، سکوت کنند». به باور این استاد دانشگاه: «حتی اگر کسی با بخشی از مواضع خاتمی مخالف باشد، حق ندارد سرمایهای ملی را با حملات بیمحابا بیاعتبار کند»؛ چراکه از دید منتجبنیا: «تخریب یک چهره ملی در واقع چوب حراج زدن به سرمایههای کشور است؛ سرمایههایی که برخلاف بسیاری از منابع مادی، بهآسانی جایگزین نمیشوند».
این فعال سیاسی اصلاحطلب در ادامه انتقاد خود از صداوسیما را فراتر از موضوع خاتمی دانست و به گفته او: «مشکل اصلی، غلبه یک نگاه جناحی بر رسانهای است که باید ملی و متعلق به همه مردم باشد». نماینده اسبق مجلس، «از یکطرفهبودن ترکیب برخی کارشناسان و کمرنگبودن حضور دیدگاههای متفاوت» انتقاد کرد و خواستار آن شد: «نخبگان و صاحبنظران با گرایشهای مختلف امکان حضور و گفتوگو در رسانه ملی داشته باشند».
از نگاه مشاور رئیس دولت اصلاحات: «اگر صداوسیما واقعا مدافع آزادی و گفتوگوی عمومی است، باید بهجای دعوت از یک طیف محدود و تکرار مواضع همسو، امکان بحث میان دیدگاههای متفاوت را فراهم کند». منتجبنیا در ادامه مجددا به ارزیابی سخنان خاتمی بازمیگردد و به گفته او: «مواضع خاتمی بر سه محور استوار است. نخست، ضرورت شنیدهشدن صدای شخصیتهای باتجربه و ملی در شرایط بحرانی؛ دوم، دفاع از امکان دستیابی به صلحی که به معنای حفظ عزت و منافع ایران باشد؛ و سوم، مخالفت با تخریب شخصیتها و محدودکردن گفتوگوی سیاسی و رسانهای».
عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون تأکید دارد: «مواضع خاتمی را میتوان نقد کرد، اما تبدیل نقد به تخریب و انتقامگیری سیاسی، نه به سود کشور است و نه به تقویت انسجام ملی کمک میکند». در شرایطی که کشور با مسائل مهمی همچون خطر جنگ و ضرورت تصمیمگیریهای حساس روبهرو است، منتجبنیا «راهحل» را در «گفتوگوی واقعی، حضور صداهای مختلف و حفظ سرمایههای انسانی و سیاسی کشور» میداند؛ سرمایههایی که به اعتقاد او، نباید قربانی منازعات جناحی شوند.
غلامرضا ظریفیان: خاتمی مقاومت را دستاوردی برای رسیدن به صلح شرافتمندانه میداند
غلامرضا ظریفیان هم به عنوان دیگر چهره سیاسی در گپوگفت خود با «شرق» در مورد تحلیل مواضع اخیر سیدمحمد خاتمی درباره شرایط کشور، این باور را دارد که محور اصلی سخنان رئیسجمهور اسبق، توجه به «فرصت استثنائی» ایجادشده پس از جنگ و ضرورت تبدیل دستاورد مقاومت به فرصتی برای کاهش تنش، تقویت دیپلماسی، بهبود وضعیت داخلی و ترمیم رابطه دولت و جامعه است. به تعبیر این استاد دانشگاه: «خاتمی در تحلیل خود، هم بر استفاده از موقعیت جدید در عرصه بینالمللی تأکید دارد و هم معتقد است این شرایط میتواند فرصتی برای بازنگری در سیاستهای داخلی و کاهش شکافهای اجتماعی باشد».
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به اهمیت تحلیل خاتمی از وضعیت خطیر کشور میگوید: «پس از دو جنگی که ایران با آن روبهرو بوده، شرایط تازهای پدید آمده که نباید از دست برود». به تعبیر معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات: «انسجامی که در جامعه در برابر تهدید خارجی شکل گرفت، میتواند زمینهای برای یک نگاه جدید به تحولات جهانی و نیز نیازها و شکافهای داخلی باشد و این فرصت، از نظر خاتمی، باید به تصمیمهایی منجر شود که از یک سو ایران را در برابر تهدیدها و تهاجمهای خارجی مصونتر کند و از سوی دیگر، در داخل به کاهش فاصلهها و شکافهای موجود در جامعه یاری رساند».
به گفته این عضو جمعیت توحید و تعاون: «یکی از مهمترین محورهای سخنان خاتمی، دفاع از تفاهمنامه اسلامآباد است». ظریفیان این تفاهم را در نوع خود در مناسبات آمریکا با کشورهایی که با آن اختلاف داشتهاند، کمنظیر میداند و میگوید: «تحلیل بسیاری از کارشناسان و ناظران در آمریکا، اروپا و عرصه سیاست خارجی این است که این تفاهم در مجموع در راستای منافع ملی ایران قرار دارد». به گفته این مدرس دانشگاه: «امضای رئیسجمهور آمریکا پای سندی که در برابر افکار عمومی جهان ثبت شده، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ هرچند فراز و نشیبها و بیاعتمادیهای موجود نسبت به رفتار آمریکا، ضرورت مراقبت از اجرای تعهدات را از میان نمیبرد».
این فعال سیاسی اصلاحطلب معتقد است: «تفاهمنامه مورد اشاره، از منظر جامعیت و توجه به بخشی از خواستههای ایران، سند مهمی است و میتواند پایهای برای شکلگیری مناسبات جدید باشد». او البته تأکید میکند: «در هیچ توافقی نمیتوان انتظار داشت همه خواستههای یک طرف بهطور کامل تأمین شود، اما از نگاه خاتمی، باید مجموع منافع و دستاوردهای یک توافق را دید. به همین دلیل، دفاع خاتمی از این تفاهم، در واقع دفاع از فرصتی است که میتواند در صورت تحقق و پایبندی طرفها، مسیر جدیدی در روابط ایران با آمریکا و به تبع آن با بخش مهمی از نظام بینالملل بگشاید». این استاد دانشگاه در عین حال میگوید: «چنین مسیری با موانع مختلفی روبهروست؛ از کارشکنیهای احتمالی اسرائیل و فشارهای موجود در آمریکا تا مخالفتهایی که در داخل کشور از سوی بخشی از اقلیت سیاسی مطرح میشود».
با این همه و به باور ظریفیان: «شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور ایجاب میکند این فرصت با دقت دنبال شود. چراکه جامعه ایران با مشکلات اقتصادی، فشارهای معیشتی، مسائل اشتغال و کسبوکار و شکافهای اجتماعی روبهروست و مردم نیازمند آن هستند که نسبت به آینده خود در عرصههای مختلف احساس اطمینان بیشتری داشته باشند». معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات تصریح کرد: «خاتمی با تکیه بر تجربه سیاسی و بهویژه تجربه دوره ریاستجمهوری خود در عرصه روابط بینالملل، بر این باور است که باید از چنین فرصتی حمایت کرد و همزمان برای جلوگیری از نقض آن و مقابله با کارشکنیها تلاش کرد».
ظریفیان همچنین تفاهم اخیر را از دستاوردهای مهم دیپلماسی در دولت مسعود پزشکیان میداند و از دیدگاه او: «دولت پزشکیان فعالیت خود را در شرایطی آغاز کرد که بهسرعت با بحرانهای سخت امنیتی و معیشتی و سپس جنگ روبهرو شد و ازاینرو، ناچار شد بخش مهمی از توان خود را صرف مدیریت بحران کند». در چنین شرایطی، دستیابی به تفاهمی که به گفته او در داخل و خارج از کشور به عنوان یک دستاورد مهم دیپلماتیک مورد توجه قرار گرفته، اهمیت بیشتری پیدا میکند. نکته مهم دیگر در تحلیل خاتمی، به باور ظریفیان، این است که «تفاهم و مذاکره از موضع ضعف مطرح نشده است».
او تأکید دارد: «ایران در شرایطی به سمت مسیر تفاهم و مذاکره رفته که با حمله مواجه شده، اما مردم ایستادگی کردهاند و نیروهای نظامی و دولت نیز توانستهاند در برابر تلاشی که موجودیت و بقای کشور را هدف گرفته بود، مقاومت کنند. بنابراین، ورود به میدان دیپلماسی پس از این تجربه، از نگاه خاتمی، باید ادامه همان ایستادگی و از موضع اقتدار باشد».
عضو جمعیت توحید و تعاون این را هم یادآور میشود: «خاتمی به همین دلیل از تصمیم اتخاذشده و نیز از رئیسجمهور، مسئولان، فرماندهان و رهبری که به این تصمیم رسیدهاند، تقدیر کرده و در عین حال بر ضرورت مراقبت از اجرای تفاهمنامه و پرهیز از اقداماتی که تنش را افزایش میدهد، تأکید داشته و در این چارچوب است که مفهوم صلح شرافتمندانه جایگاه محوری در تحلیل خاتمی دارد». با چنین برداشتی، ظریفیان بیان میدارد: «نباید این تعبیر خاتمی را به معنای تسلیم دانست.
چون صلح شرافتمندانه از نظر خاتمی، صلحی است که با حفظ عزت ایران، تأمین مصالح عمومی و گشودن افق زندگی بهتر برای مردمی دنبال شود که زیر فشار مشکلات معیشتی و ناامیدی قرار گرفتهاند». به گفته این استاد دانشگاه: «خاتمی بر این باور است که اداره کشور نباید بر پایه احساسات و واکنشهای هیجانی باشد، بلکه باید با محاسبه دقیق منافع ملی و درک واقعیتهای داخلی و بینالمللی، راه مذاکره، کاهش تنش و دیپلماسی را ادامه داد». ظریفیان، بخش دیگری از تحلیل خاتمی را معطوف به رابطه «دولت و جامعه» میداند و به تعبیر او: «کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان جامعه و حاکمیت، یکی از آسیبهای مهم سالهای گذشته است و فرصتی که پس از جنگ پدید آمده، میتواند برای ترمیم این رابطه مورد استفاده قرار گیرد.
این ترمیم، از نظر خاتمی، بدون اعتمادسازی، گفتوگو و شنیدن جامعه ممکن نیست. خطر اصلی زمانی پدید میآید که حکمرانی نتواند نارساییها و عواملی را که موجب فاصلهگرفتن بخشهایی از جامعه شده، بهدرستی شناسایی و درمان کند». جمعبندی ظریفیان از مواضع خاتمی این است که «دستاورد مقاومت باید به یک فرصت تبدیل شود؛ فرصتی برای صلحی که از موضع حفظ موجودیت، عزت و منافع ایران شکل میگیرد؛ فرصتی برای ادامه مذاکره و کاهش تنش؛ و فرصتی برای بهبود معیشت مردم و بازسازی اعتماد میان دولت و ملت». از نگاه او: «پیام اصلی خاتمی این است که مقاومت و ایستادگی، زمانی به نتیجه کامل میرسد که بتوان دستاورد آن را در خدمت آیندهای امنتر، جامعهای امیدوارتر و رابطهای ترمیمشده میان حکومت و مردم قرار داد».
جواد امام: سخنان خاتمی بیش از آنکه صرفا یک ارزیابی سیاسی باشد، یک هشدار و یک دعوت به تصمیم درست و عاجل است
دیگر چهره سیاسی که به ارزیابی سخنان خاتمی پرداخت، جواد امام بود که در گفتوگو با «شرق» عنوان کرد «به نظر من سخنان اخیر آقای خاتمی را باید در یک منظومه واحد دید؛ چهار محوری که ایشان مطرح کردند، در واقع اجزای یک نگرانی و در عین حال یک پیشنهاد برای عبور از وضعیت موجود است؛ هشدار نسبت به شرایط خطیر کشور، تأکید بر وجود یک فرصت مهم برای تغییر مسیر، دفاع از صلح شرافتمندانه و توجه به ضرورت بازگشت اینترنت و ارتباط آزاد جامعه».
به باور سخنگوی جبهه اصلاحات، «از میان این محورهای آقای خاتمی، برای من تأکید ایشان بر «فرصت ممتاز» و «صلح شرافتمندانه» اهمیت بیشتری دارد. چراکه وقتی از وضعیت خطیر کشور و ضرورت تقویت دیپلماسی و حمایت از تفاهمنامه رؤسای جمهور ایران و آمریکا سخن میگوییم، اگر تنها به توصیف بحران بسنده کنیم، نتیجهای جز نگرانی و انفعال نخواهد داشت؛ لذا اهمیت سخن آقای خاتمی در این است که در کنار هشدار نسبت به شرایط، بر وجود یک فرصت تاریخی برای رهایی از وضعیت ناگوار و تحقق این تفاهم تأکید میکند و این یعنی هنوز معتقدیم کشور در نقطهای قرار نگرفته که راه اصلاح و تغییر مسیر کاملا بسته شده باشد».
دبیر کل حزب مجمع ایثارگران خاطرنشان کرد که «اتفاقا در چنین شرایطی باید از هر فرصتی برای کاهش تنش، حفظ منافع ملی، بازگشت به مردم، ترمیم اعتماد عمومی و فراهمکردن زمینه برای انسجام و تفاهم ملی استفاده کرد و تعبیر «صلح شرافتمندانه» نیز از همین منظر بسیار مهم است». چون از دید جواد امام، «صلح به معنای تسلیم یا نادیدهگرفتن حقوق و منافع ملی نیست؛ همانگونه که جنگ نیز لزوما به معنای عزت و پیروزی نیست؛ لذا میتوان هم از استقلال و منافع ملی دفاع کرد و هم از جنگ و تشدید تنش پرهیز کرد».
این فعال سیاسی اصلاحطلب متذکر شد که «امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان «مقاومت برای حفظ منافع ملی و ورود به چرخهای از تنش و فرسایش که هزینه اصلی آن را مردم میپردازند تفاوت قائل شد»؛ لذا به اعتقاد وی، «آقای خاتمی از سر نگرانی نسبت به آینده کشور سخن گفته است؛ اما این نگرانی به معنای ناامیدی نیست. چون اتفاقا در سخنان ایشان یک پیام روشن وجود دارد، اینکه شرایط خطیر است، اما هنوز فرصت داریم». با این ارزیابی، جواد امام خاطرنشان کرد که «نگرانی اصلی شاید این باشد که این فرصت نیز مانند فرصتهای گذشته از دست برود و کشور دوباره وارد چرخهای از تنش خارجی، فشار اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت شود».
از دیدگاه سخنگوی جبهه اصلاحات، «در چنین شرایطی، اشاره آقای خاتمی به موضوع اینترنت نیز صرفا یک موضوع فنی، ارتباطی یا اقتصادی نیست، چون اینترنت امروز بخشی از زندگی، اقتصاد، آموزش و ارتباطات جامعه است و فراتر از یک ابزار ارتباطی، با اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و امکان بهرهگیری از ظرفیت ارزشمند ایرانیان داخل و خارج از کشور پیوند خورده است». به گفته دبیر کل حزب مجمع ایثارگران، «محدودکردن ارتباط مردم با جهان، در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند اعتماد، همگرایی ملی و استفاده از همه فرصتها، ظرفیتها و استعدادهای انسانی خود است، میتواند به افزایش بیاعتمادی و تعمیق شکاف اجتماعی منجر شود.».
از این حیث جواد امام خاطرنشان کرد که «اگر میخواهیم از این شرایط عبور کنیم، باید همزمان دو مسیر را دنبال کنیم؛ کاهش تنش در سیاست خارجی و ترمیم رابطه دولت و جامعه در داخل؛ و البته فراهمکردن امکان ارتباط و همکاری با همه کسانی که دل در گرو ایران داشته و دارند». از این منظر و به زعم جواد امام، «سخنان اخیر آقای خاتمی بیش از آنکه صرفا یک ارزیابی سیاسی باشد، یک هشدار و در عین حال یک دعوت به تصمیم درست و عاجل، تقویت انسجام و هماهنگی میان همه ارکان و قوای سیاسی و نظامی کشور و عبور از اختلافات فرساینده است.
چون ایشان بهروشنی میگوید که کشور در شرایط حساسی قرار دارد، اما هنوز امکان انتخاب وجود دارد؛ انتخاب میان ادامه فرسایش و تشدید تنش، یا آغاز مسیری برای صلح، تفاهم، اصلاح حکمرانی و بازسازی اعتماد عمومی؛ مسیری که مستلزم تغییر نگاه سیاسی و اصلاح رویکردهای امنیتی، بهویژه عبور از نگاه گزینشی و دوگانه خودی و غیرخودی است». سخنگوی جبهه اصلاحات ادامه داد که «اگر سؤال این باشد که آیا آقای خاتمی از وضعیت فعلی و آینده کشور بیم دارد، پاسخ من این است که بله؛ نگرانی در سخنان ایشان کاملا مشهود و جدی است. اما این نگرانی از جنس ناامیدی نیست؛ از جنس احساس مسئولیت نسبت به آینده ایران و نگرانی برای ازدسترفتن فرصتهاست.
این فعال سیاسی هشدار داد که «امروز بیش از هر چیز به عقلانیت، شجاعت در تصمیمگیری، صلح شرافتمندانه، گفتوگوی ملی، بازسازی اعتماد میان مردم و حاکمیت و مهمتر از همه، جلوگیری از فرصتسوزی و پرهیز از تندروی و افراط نیاز داریم. ایران بیش از آنکه نیازمند پیروزشدن یک جریان بر جریان دیگر باشد، نیازمند آن است که همه نیروهای دلسوز کشور بر سر یک اصل به تفاهم برسند؛ نجات ایران، حفظ منافع ملی و جلوگیری از فرصتسوزی باید بر هر ملاحظه جناحی و سیاسی مقدم باشد».
روزنامه نزدیک به قالیباف؛ «سادهسازان» نسخه میپیچند، اما هزینه شکست را مردم میدهند
رویداد۲۴| روزنامه خراسان در گزارشی با عنوان «سادهسازان» به نقد رویکرد برخی چهرهها در تحلیل مسائل اقتصادی، جنگ و سیاست خارجی پرداخته و نوشته است که این افراد بدون پذیرش مسئولیت اجرای راهکارهای خود، نسخههایی ارائه میکنند که در صورت شکست، هزینه آن بر دوش مردم و کشور قرار میگیرد.
خراسان در ابتدای این گزارش، شرایط کنونی ایران را چنین توصیف کرده است: «در شرایطی که ایران از یک جنگ پرهزینه عبور کرده و هنوز با تهدید نظامی، محاصره تجاری، نااطمینانی اقتصادی و پروندههای پیچیده منطقهای روبهروست، گروهی از تریبونداران با حذف متغیرها، ارائه اعداد بیمنبع و نسخههای غیرقابل سنجش، خود را تنها افراد بلد میدان معرفی میکنند بدون این که در میدان کاری انجام دهند.»
این روزنامه حاصل چنین رویکردی را «تولید بدبینی» و تقویت این تصور دانسته که مسئولان یا ناتواناند یا خائن؛ زیرا راهحلهای بهظاهر سادهای که از سوی برخی کارشناسان رسانهای مطرح میشود، اجرا نمیشود. انتقاد خراسان از عبدالملکی درباره نقش جنگ در گرانی
نخستین بخش گزارش به حجتالله عبدالملکی اختصاص دارد. خراسان با اشاره به اظهارات او درباره سهم جنگ در گرانی، نوشته است که ارائه عناوین دانشگاهی و سوابق مدیریتی نمیتواند جایگزین ارائه داده و مدل اقتصادی شود.
این روزنامه درباره ادعای «حتی یک درصد» نبودن سهم جنگ در گرانی نوشته است که برای چنین نتیجهای باید شاخص قیمت، دوره زمانی و سناریوی اقتصاد بدون جنگ مشخص شود.
خراسان در ادامه تأکید کرده است که اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز با مشکلاتی مانند کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازی بانکی و تحریم روبهرو بوده، اما از این مسئله نمیتوان نتیجه گرفت جنگ هیچ تأثیری بر قیمتها نداشته است.
در بخشی از گزارش آمده است: «جنگ از مسیر افزایش ریسک، جهش انتظارات تورمی، محاصره و اختلال در صادرات نفت و عدم واردات کالاهای اساسی کشور، افزایش هزینه بیمه و حملونقل و فشار بر بازار ارز، مستقیماً وارد قیمت کالاها میشود.» انتقاد از دوگانه «زندگی» و «مقاومت»
بخش دوم گزارش خراسان به اظهارات سیدحسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، اختصاص دارد.
این روزنامه با اشاره به مصاحبه اخیر مرعشی، از آنچه «دوگانهسازی کاذب» میان زندگی و مقاومت خوانده، انتقاد کرده است.
مرعشی در بخشی از مصاحبه خود گفته بود: «زندگی کردن، برای مردم ایران به یک مطالبه جدی تبدیل شده است. همه مردم ایران دلشان نمیخواهد شهید شوند، بلکه میخواهند با عزت و با آبرو و به خوبی زندگی کنند.»
خراسان در واکنش به این بخش از سخنان مرعشی نوشته است که چنین صورتبندیای گویی جامعه را میان دو گروه «زندگی کردن» و «شهید شدن» تقسیم میکند. این روزنامه در ادامه، مقاومت را لازمه حفظ زندگی و استقلال در برابر قدرتهای خارجی دانسته است. روایت خراسان از تفاهمنامه اسلامآباد و لبنان
در بخش سوم، روزنامه خراسان به اظهارات علی عبدی درباره تفاهمنامه اسلامآباد و تأثیر آن بر حزبالله لبنان پرداخته است.
این روزنامه با اشاره به مواضع شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، نوشته است که توقف تجاوز به لبنان در بند نخست تفاهم قرار داشته و حملات اسرائیل پس از آن مهار شده است.
خراسان همچنین به نامه نعیم قاسم به محمدباقر قالیباف اشاره کرده و نوشته است که دبیرکل حزبالله از قرار گرفتن توقف عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان، بهعنوان بند اول و اساس توافق قدردانی کرده است.
این روزنامه البته تأکید کرده است که میتوان درباره میزان اجرای تفاهم، کفایت تضمینها و گزینههای جایگزین بحث کرد، اما به نوشته خراسان، حذف کامل این دادهها و نتیجهگیری درباره بیفایده بودن تفاهم، نوعی سادهسازی است. هشدار درباره نسخه نفتی فؤاد ایزدی
در بخش دیگری از گزارش، خراسان به پیشنهاد فؤاد ایزدی درباره افزایش قیمت نفت و حمله به زیرساختهای نفتی منطقه پرداخته است.
این روزنامه نوشته است که ایزدی با طرح این دیدگاه که افزایش قیمت نفت تا ۲۰۰ دلار میتواند اقتصاد آمریکا را با فروپاشی مواجه کند، پیشنهاد حمله گسترده به زیرساختهای نفتی منطقه را مطرح کرده است.
خراسان در نقد این رویکرد نوشته است که چنین سناریویی تنها مرحله نخست جنگ را در نظر میگیرد و مشخص نمیکند در صورت حمله متقابل به زیرساختهای نفت، گاز، پالایش و صادرات ایران، مرحله بعدی چه خواهد بود.
در بخش دیگری از این قسمت آمده است: «راهبردی که واکنش دشمن، آسیبپذیری خودی و نقطه پایان جنگ را محاسبه نکند، راهبرد نیست؛ خیالپردازی با جان و معیشت مردم است.»
خراسان در عین حال تأکید کرده است که این نگاه به معنای دعوت ایران به انفعال نیست و میان «خطر محاسبهشده» و تصمیمهای هیجانی تفاوت وجود دارد. ماجرای «خلیج فلوریدا» و نقد پیشنهاد مینگذاری
پنجمین نمونه مورد بررسی روزنامه خراسان، پیشنهاد مصطفی خوشچشم درباره مینگذاری در «خلیج فلوریدا» است.
خراسان با طرح پرسشهایی درباره محدوده جغرافیایی مورد نظر این پیشنهاد، نوشته است که ابتدا باید مشخص شود منظور دقیقاً کدام منطقه آبی است و سپس امکان اجرای چنین عملیاتی بررسی شود.
این روزنامه همچنین درباره تعداد مینروبهای آمریکا و امکان اجرای عملیات در فاصله هزاران کیلومتری ایران، بر پیچیدگیهای نظامی، حقوقی و اقتصادی چنین اقدامی تأکید کرده است.
خراسان در جمعبندی این بخش نوشته است: «این راهبرد نیست؛ سادهسازی یک جنگ تمامعیار و تقلیل واقعیت پیچیده میدان به چند گزاره هیجانانگیز تلویزیونی است.» خراسان: سادهسازان مسئولیت شکست نسخههایشان را نمیپذیرند
روزنامه خراسان در جمعبندی گزارش خود، مشکل مشترک چهرههای مورد اشاره را ارائه راهکارهایی دانسته که به گفته این روزنامه، «معیار سنجش، نقشه اجرا و مسئولیت شکست» ندارند.
در پایان گزارش آمده است: «سادهسازان همیشه پیروزند؛ چون خودشان هیچگاه مسئول اجرای نسخههایشان نیستند. هزینه شعار را مردم، نیروهای مسلح و اقتصاد کشور میپردازند؛ اما صاحب شعار فردای شکست، فقط یک نسخه سادهتر و پرصداتر ارائه میکند.» واکنش خراسان به اظهارات عبدالملکی درباره گرانی
خراسان در بخش دیگری با عنوان «پاس گل عبدالملکی به ضدانقلاب!» بار دیگر به اظهارات حجتالله عبدالملکی درباره بیارتباط بودن گرانیهای اخیر با جنگ پرداخته است.
این روزنامه با اشاره به بازتاب این اظهارات در برخی رسانهها و کانالهای مخالف جمهوری اسلامی، نوشته است که نقد دولت و سوءمدیریتهای داخلی لازم است، اما به باور خراسان، این نقد نباید به نادیده گرفتن آثار جنگ و فشارهای خارجی منجر شود.
در این بخش آمده است: «قطعا دولت در این وضعیت مقصر است و سوء مدیریتها در نقاط مختلف مشهود است. اما بیان چنین سخن نادرست و غیرواقعی قطعا کمک به دشمنی است که میخواهد همه چیز را بر سر جمهوری اسلامی خراب کند و در رسانه دوباره مردم را بدبین به ساختار مدافع ایران کند.»
خراسان در پایان این بخش بر ضرورت تفکیک میان نقد کارشناسی دولت و نادیده گرفتن عوامل خارجی تأکید کرده و نوشته است که نقدها باید مشخص، فنی و همراه با توجه به پیامدهای رسانهای و سیاسی آنها باشد.

سنتکام یک اطلاعیه جدید داد + متن و جزییات

طرح مقابله با نفوذ میتواند به ضد خود بدل شود

گاردین: ترامپ پس از ناکامی حملات نظامی، فشار اقتصادی بر ایران و چین را تشدید میکند

«تولید امید» ؛ ضرورت امروز سپهر سیاسی ایران

واکنش صادق خرازی به مواضع حاشیهساز برادرش، باقر خرازی | نفوذ در اندیشههای امنیتی و اطلاعاتی به وفور وجود دارد | نیاز به بازنگری جدی در حکمرانی داریم

