
از نگاه من، مهمترین پیامد ترور آیتالله خامنهای نه تغییر افراد، بلکه تغییر در معماری تصمیمگیری راهبردی جمهوری اسلامی است.
طی بیش از سه دهه، بازیگران غربی، اسرائیل و کشورهای منطقه، الگوی نسبتاً روشنی از فرآیند تصمیمگیری نظامی ایران به دست آورده بودند. آنان میدانستند که اگرچه تصمیمات از نهادهایی مانند ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه، شورای عالی امنیت ملی و دفتر رهبری عبور میکند، اما در نهایت یک مرجع واحد وجود دارد که اختلافات را حل میکند و تصمیم نهایی را میگیرد. این ویژگی، هرچند ایران را برای رقبا خطرناک میکرد، اما در عین حال آن را قابل پیشبینیتر نیز ساخته بود.
در این تحلیل عمده است:
پس از ترور آیتالله خامنهای، این ویژگی تا حدی از میان رفته است. مسئله اصلی این نیست که چه کسی رهبر شده، بلکه این است که تصمیم نهایی چگونه و توسط چه سازوکاری اتخاذ میشود. در شرایط جدید، بازیگران خارجی با ساختاری مواجه هستند که هنوز قواعد درونی آن به طور کامل …











