

فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بیست و چهارمین دوره یادواره شهدای روستای پیل عصر امروز در گلزار شهدای این روستا برگزار شد. در این مراسم حجت الاسلام میرهاشم حسینی سخنرانی کرد؛ حاج صادق آهنگران و مرتضی بهاری مداحی کردند. سید ایمان یاراحمدی هم اجرای آن را برعهده داشت.
حجت الاسلام میر هاشم حسینی با اشاره به ویژگیهای شهدا گفت: در این جلسه ویژگی شهدایی که توانستند جبهه حق و ارزشهای آن را زنده نگه دارند، بیان میکنم؛ اولین ویژگی کسانی که راه انبیا را زنده نگه میدارند این است که به دیگران امید میدهند. آنها امید را در دل جوان و نوجوان زنده نگه میدارند. تاریخ مقاومت مردم بوشهر، الگوی ایستادگی در برابر دشمن است
وی ادامه داد: عزیزانم، به جوانان خود امید بدهید. دشمن با حمله به قلب و ذهن بچههای ما تلاش میکند امید را از آنان بگیرد. دشمن میخواهد امید را از ما بگیرد اما پدر و مادر، معلم و هر کسی در هر جایگاهی که هست، باید امیدبخشی کند. با این کار میتوان راه حق را زنده نگه داشت. راه شهدا، راه "ما میتوانیم" است، پس باید امید داشته باشیم.
وی با اشاره به ضرورت حفظ اتحاد و انسجام مردمی برای ناامید کردن دشمن گفت: امروز اگر دشمن ضعفی از ما ببیند، حتما حملهاش را شدیدتر میکند. انسجام و اتحاد ما حول ولی فقیه باید تقویت شود تا بتوانیم در مقابل این دشمن بایستیم.
حجت الاسلام حسینی در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به ویژگی دوم شهدا گفت: ویژگی دیگر کسانی که جبهه حق را زنده نگه میدارند، این است که رنگ خدایی دارند؛ یعنی تجلی جمال و جلال الهی هستند و وقتی با آنان نشست و برخاست میکنید، میبینید که جلوهای از وجوه الهی را در خود دارند. ویژگی سوم هم این است که زندگی جهادی دارند و آن را متصل به زندگی فاطمی کردهاند. زندگی فاطمی دارای ویژگیهای مهمی است که حتما باید آن را فرا گرفت و به کار بست. ویژگی چهارم شهدا هم این است که به افراد مختلف و خانواده خود مدد میرسانند.
او در پایان تاکید کرد: ویژگی پنجم چنین افرادی که راه حق را زنده نگه میدارند این است که هرگز به دشمن ضعف نشان نمیدهند؛ یعنی در شرایط سخت تحریم از خود ضعف بروز نمیدهند. همه ما باید سعی کنیم این ویژگیها را در خود تقویت کنیم تا بتوانیم جبهه حق و ارزشهای آن را پاسداری کنیم و زنده نگه داریم.
انتهای پیام/
سرویس فرهنگ و هنر مشرق - سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی، با بازیگرانی چون پرویز پرستویی، هدیه تهرانی، بهرام رادان، سحر دولتشاهی و دیگران، یکی از پرهزینهترین و پرستارهترین پروژههای نمایش خانگی ایران بود. انتظارات از آن بسیار بالا بود. ترکیبی از عناصر اساطیری هزار و یک شب با روایتی امروزی ،معمایی و فانتزی. اما این سریال نتوانست انتظارات را برآورده کند و به اثری پر از ضعفهای ساختاری، روایی و اجرایی تبدیل شد.
ضعفهای روایی و فیلمنامه: کندی، عدم انسجام و منطق ناپذیر
یکی از انتقادهای پررنگ کندی ریتم و روایت پراکنده است. بسیاری از مخاطبان شبکههای اجتماعی در نظرات مختلفی درباره سریال نوشتهاند، حتی قسمت های اولیه را با سرعت دو برابر تماشا کردند اما همچنان سریال حوصله سربری را تجربه کردهاند.سریال با تعدد شخصیتها و خردهروایتها شروع میشود که در ابتدا گیجکننده است و بعداً به کسالت تبدیل میشود. خردهداستانها اغلب رها میشوند یا بدون تأثیرگذاری پیش میروند، و تعلیق مورد انتظار از یک سریال معمایی-فانتزی شکل نمیگیرد.
یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس درباره این سریال نوشت: «اینهمه بازیگر درجه یک ولی سریال ضعیف... دیگه نمیبینم. همین ۵ قسمت کافیه .» دیگری هم اشاره کرد که «دو قسمت دیدم. چقدر بد بود... صحنه اضافه داشت که هرکدومشون قابل حذف بودن .»
منتقدان رسانهای نیز بر «عدم منطق روایی» تأکید دارند؛ چرا شخصیتهایی مثل سحر دولتشاهی ماجرا را به پلیس گزارش نمیدهند؟ چرا دسترسی آسان به اطلاعات حساس وجود دارد؟ این ایرادهای منطقی، تعلیق را نابود میکنند و مخاطب را از داستان جدا میکنند.
فیلمنامه کیایی تلاش میکند مرز بین واقعیت و افسانه را محو کند، اما این تلاش به «تصنع مکانیکی» منجر شده. روایت نه کاملاً فانتزی جذاب است و نه درام اجتماعی-معمایی منسجم. پایانبندی اپیزودها اغلب بدون قلاب قوی تمام میشود که برای فرمت نمایش خانگی (انتشار هفتگی) فاجعهبار است و باعث ریزش مخاطب میشود. حجم بالای خطوط داستانی بدون پرداخت کافی، سریال را به لوپ تکراری از اتفاقات تبدیل کرده که هیجان اولیه را از بین میبرد.
در مجموع، فیلمنامه فاقد انسجام است. اشارههای مستقیم به قصههای هزار و یک شب اغلب مصنوعی و مجبور به نظر میرسند و به جای غنیسازی، حس تقلید سطحی ایجاد میکنند. مخاطبان انتظار قصهگویی جذاب شهرزادوار داشتند، اما با روایتی پراکنده و فاقد عمق مواجه شدند.
شخصیتپردازی ضعیف و عدم ارتباط عاطفی
بازیگران ستاره جمع شدهاند، اما شخصیتها به درستی پرداخت نشدهاند. کاربران در شبکههای اجتماعی بارها به «شخصیتپردازیهای بد» اشاره کردند. شخصیتها یا بیش از حد ادایی و مصنوعی هستند یا فاقد عمق و انگیزه روشن. فلشبکها وجود دارند اما صرفاً ابزاری برای اپیزود جاریاند و به شناخت بلندمدت کمک نمیکنند.
یکی از نقدهای رایج: عدم توازن در بازیها و سطح شخصیتها. حتی با حضور بازیگران قدرتمندی مثل پرستویی و تهرانی، دیالوگها «مصنوعی و ادایی» هستند و ارتباط عاطفی ایجاد نمیکنند. مخاطب نمیتواند با کاراکترها همذاتپنداری کند چون انگیزهها مبهم یا کلیشهایاند. در نتیجه، سریال بیشتر بر فرم بصری تکیه کرده تا محتوای انسانی.
این ضعف در شبکههای اجتماعی پررنگ بود: «همه چیزش بد بود... شخصیتپردازیها بد بود. » سریال نتوانسته از پتانسیل ستارهها استفاده کند و بسیاری از نقشها سطحی ماندهاند.
مشکلات بصری، جلوههای ویژه و تولید
جلوههای ویژه یکی از ضعفهای برجسته است. سکانسهای گذشته و عناصر فانتزی «مصنوعی» به نظر میرسند. اغلب منتقدان به «تصاویر فراتر از قصه» اشاره دارند اما در عمل، فرم بر محتوا غلبه کرده بدون اینکه کیفیت بالایی داشته باشد.
تدوین و فیلمبرداری نیز مورد انتقاد است. کاتهای سریع و چرخشهای دوربین باعث گیجی میشود. یکی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «دوربین کات میخوره و دور خودش میچرخه... از تدوین و فیلمبرداری بد خیلی ضربه خورده. » فضاسازی اساطیری تلاش شده اما ناپیوسته و ناتعادل است؛ گویی پروژه از ابتدا متعلق به جهان سازندگانش نبوده است و حتی شایعاتی وجود دارد که قرار بوده حسن فتحی این سریال را کارگردانی کند و در نهایت این پروژه نصیب مصطفی کیایی شده است. با در نظر گرفتن تولیدات پیشین کیایی این محتوا هیچ ارتباطی به جهان های داستانی خلق شده توسط او ندارند.
با وجود هزینه ساخت ، تولید مشترک و تلاش برای بینالمللی بودن، نتیجه «مصنوعی» و «پرریسک اما ناموفق» است. اکشنها ضعیف، شمشیرزنیها غیرطبیعی و عناصر فرهنگی مخلوط بدون هارمونیاند.
دیالوگها، موسیقی و جو کلی: ادایی و کسالتآور
دیالوگها بارها به عنوان «ادایی» و غیرطبیعی نقد شدهاند. این مسئله همراه با ریتم کند، جو را سنگین و خوابآور میکند. مخاطبان گزارش دادند که «به زور تا انتهای قسمت یک رو تونستم ببینم» یا «چقدر صحنه اضافه داشت.»
موسیقی و جو هم نتوانسته تعلیق ایجاد کند. سریال در سکون و سکوت سعی در درگیر کردن دارد اما شکست خورده. است و کامنت های مردمی بر «ناتعادلی کلی» تأکید دارند؛ پرستاره اما بدون موج اجتماعی مثبت.
مقایسه با انتظارات و آثار مشابه: جاهطلبی بدون اجرا
انتظار از «هزار و یک شب» اقتباسی خلاقانه یا روایتی مدرن از افسانهها بود، اما نتیجه تکرار فرمولهای ناموفق کیایی با جلوههای ضعیف است. برخلاف آثار موفق نمایش خانگی، تعادل بین فرم و محتوا برقرار نشده. منتقدانی مثل مسعود فراستی و دیگران نیز بر فاصله از انتظارات اولیه تأکید کردند.
این سریال نشاندهنده مشکل ساختاری در نمایش خانگی ایران است: تمرکز روی ستاره و بودجه بدون فیلمنامه قوی.
چرا سریال شکست خورد؟
«هزار و یک شب» جاهطلبی بزرگی داشت اما در اجرا ناکام ماند. ضعفهای عمده شامل روایت پراکنده و کند، شخصیتپردازی سطحی، جلوههای ویژه مصنوعی، دیالوگهای ادایی، مشکلات تدوین و عدم تعادل بین افسانه و واقعیت است. این عناصر باعث ریزش مخاطب و واکنشهای منفی گسترده در شبکههای اجتماعی شدند.
با وجود جسارت کیایی، سریال اسیر فرم شد و از قصه غافل ماند. برای آینده، نیاز به فیلمنامه منسجمتر، شخصیتپردازی عمیقتر و اجرای دقیقتر است. این اثر میتوانست میراثی از هزار و یک شب مدرن باشد، اما به اثری فراموششدنی تبدیل شد که بیش از آنکه قصه بگوید، در سکوت و تصنع غرق شد.
به گزارش شهرآرانیوز، فیلم ابرقهرمانی «مرد عنکبوتی: یک روز نو» (Spider-Man: Brand New Day) با بازی تام هالند توانست فروش خود را در گیشه آمریکای شمالی از مرز ۷۰۰ میلیون دلار عبور دهد.
این اثر با رسیدن به این رقم، به جمع تنها هفت فیلم تاریخ سینما پیوست که موفق شدهاند در بازار آمریکای شمالی بیش از ۷۰۰ میلیون دلار فروش داشته باشند.
«مرد عنکبوتی: یک روز نو» به کارگردانی دستین دنیل کرتون ساخته شده و تام هالند بار دیگر در نقش پیتر پارکر/مرد عنکبوتی ظاهر شده است. این فیلم همچنین چهارمین اثر از دنیای سینمایی مارول به شمار میرود که فروش داخلی آن از مرز ۷۰۰ میلیون دلار عبور کرده است.
در ادامه حتما بخوانید «ایکسمن» ظرفیت ساخت ۱۰۰ فیلم دیگر را دارد





