
اخلاقی: صاحبان تریبون باید هزینه اختلافافکنی خود را بپردازند


قالیباف: جنگ شناختی یکی از محورهای اصلی توطئه دشمن است
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، روز سهشنبه و در بخش مهمی از نطق پیش از دستور جلسه علنی مجلس، با اشاره به شرایط جنگی کشور، بر ضرورت حفظ انسجام ملی، هماهنگی میان میدان نظامی و دیپلماسی و مقابله با فشارهای اقتصادی و جنگ شناختی تأکید و تصریح کرد: «خیابان، محل میتینگهای انتخاباتی نیست، بلکه باید محل بروز اتحاد مقدس و حضور همه مردم باشد».
به گزارش روز نو لذا رئیس قوه مقننه از تریبونداران و صحنهگردانان خواست «از اقداماتی که موجب طرد گروههای اجتماعی و سیاسی دیگر میشود، پرهیز کنند». پیرو تأکیدات قالیباف بر انسجام داخلی، او گفت: «دشمن در طراحی جدید خود به دنبال اعمال فشار اقتصادی و ایجاد شکاف در جامعه ایران است».
از اینرو رئیس مجلس هشدار داد: «هر فرد یا دستگاهی که با گفتار، رفتار یا تصمیمات خود موجب نارضایتی مردم یا تضعیف انسجام ملی شود، خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی میکند».
در ادامه رئیس تیم مذاکرهکننده ایرانی با اشاره به نقش فعالان سیاسی و رسانهای هم تصریح کرد «امر ملی جنگ نباید به عرصه رقابتهای سیاسی تبدیل شود» و خواستار حفظ وحدت و پرهیز از اختلافات شد.
او بر بازگشت به فضای روزهای جنگ ۴۰روزه و حضور یکپارچه مردم با وجود تفاوتهای سیاسی و اجتماعی تأکید کرد.
رئیس مجلس، «جنگ شناختی را یکی از محورهای اصلی توطئه دشمن» دانست و بر نقش رسانه ملی در مقابله با آن تأکید و با انتقاد از عملکرد صداوسیما، «خواستار تبدیل رسانه ملی به کانون انسجامبخشی و امیدآفرینی برای همه ایرانیان، با وجود تفاوتهای سیاسی و اجتماعی» شد.
قالیباف با اشاره به حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، مقاومت مردم و نیروهای مسلح را عامل ناکامی دشمن دانست و عنوان کرد: «با همافزایی میدان نظامی، دیپلماسی و حمایت مردم، این مقاومت به دستاوردهایی در عرصه سیاسی و حقوقی منجر شده است».
رئیس مجلس با اشاره به تفاهمنامه اسلامآباد، مدعی شد: «آمریکا پس از پذیرش پایان جنگ، به تعهدات خود عمل نکرده و از اینرو، میدان نظامی بار دیگر باید در کنار میدان دیپلماسی قرار گیرد». قالیباف همچنین خاطرنشان کرد: «جمهوری اسلامی ایران تا زمان اجرای تعهدات آمریکا ازجمله رفع محاصره، آزادسازی اموال بلوکهشده، رفع تحریم نفت، …

در نقد «لیبرالیسم نقابدار» محمد قوچانی؛ مرز نقد اندیشه و پروندهسازی کجاست؟ | سروش دباغ | انصاف نیوز
در پی انتشار یادداشت «لیبرالیسم نقابدار» محمد قوچانی [لینک]، سروش دباغ با بازخوانی نسبت قوچانی با جریان روشنفکری دینی، به نقد شیوه مواجهه او با عبدالکریم سروش، علی شریعتی و منتقدان سرمایهداری پرداخته است. دباغ معتقد است نقد فکری، هرچند میتواند صریح و رادیکال باشد، نباید به برچسبزنی، پروندهسازی و آمیختن داوریهای معرفتی با منازعات سیاسی و قبیلهای بینجامد.
سروش دباغ: صادقانه بنویسم با عنایت به وضعیت متلاطم و نگران کنندۀ کشور و درمیانۀ آتش بس،جنگ،اعدام، توّرمِ عنان گسیخته، معضل بنزین… ترجیح می دادم به عنوان عضوی از خانوادۀ روشنفکری، بیش از این وارد گرد و غباری که اخیرا در فضا پدیدارگشته نشوم و به همان دو نوشتارِ « یک چمدان دروغ» و «شریعتی، شاندل و مسلمانی» بسنده کنم.اما انتشار نوشتار« لیبرالیسم نقابدار»، مرا سوق داد به نگارش سطور ذیل. باشد که به کار مخاطبان فهیم و افرادی که تحولّات روشنفکری ایران معاصر را رصد می کنند، بیاید. خاطرهای از محمد قوچانی و روزهای پس از انتخابات ۱۳۸۸
چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوریِ بحث برانگیز و پرمناقشۀ خرداد ماه سال ۱۳۸۸، حوالی انتشار شمارۀ اول نشریۀ « مهرنامه» با محوریت مصاحبۀ «ازشریعتی تا سروش» با حضور دوست عزیز احسان شریعتی و اینجانب، درجلسۀ گپ و گفتی با حضور تنی چند از دوستان، از جمله محمد قوچانی مدیر مسئول « مهرنامه» که مدتی را پس از انتخابات در زندان گذرانده بود، دربارۀ اوضاع و احوال سیاسی، فرهنگی و روشنفکری مملکت صحبت می کردیم.
خاطرم هست در آن جلسه، قوچانی گمانه زنی می کرد که درواکنش به افزایش بسامد، صراحت و شدت فعالیت های سیاسی عبدالکریم سروش در دورانِ پس از انتخابات ریاست جمهوری، از نگارش نامۀ سرگشاده به رهبریِ وقت گرفته تا انتشار نامۀ پنج نفره در بحبوحۀ «جنبش سبز»، برجسته کردنِ نقش ایشان در«ستاد انقلاب فرهنگی» و آنچه بر دانشگاه ها در سالهای اول انقلاب رفت، در دستور کار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته است.
هفده سال بعد، در مرداد ماه ۱۴۰۵ خورشیدی، با خواندن نوشتارقوچانی تحت عنوان «لیبرالیسم نقابدار» در هفته نامۀ « تجارت فردا»، خاطرۀ فوق در ذهن و ضمیرم زنده شد. نیک می دانستم و می دانم که بیش از یک دهه است مشی و مرام روزنامه نگاریِ قوچانی تغییر محسوسی کرده و قویا …

دینِ صحیح یا دینِ خشونت؟| نقدی بر اظهارات محمدباقر خرازی | انصاف نیوز
اکبر منفرد، پژوهشگر دینی و حقوقدان در یادداشتی با عنوان «نقد فقهی، قرآنی و اجتماعی سخنان جناب آقای محمدباقرخرازی(در دعوت به خشونت) و تبیین راه اصلاح جامعه در پرتو سیره نبوی و علوی» که در اختیار انصاف نیوز قرار داده، نوشت:
بخش اول:دین صحیح؛ از رحمت آغاز میشود، نه از خشونت
چکیده
انتشار سخنانی که مردم را به قتل گروهی از شهروندان و حتی رویارویی خشونتآمیز با حکومت فرا میخواند، بار دیگر این پرسش بنیادین را پیش روی اندیشمندان اسلامی قرار داده است که معیار تشخیص «اسلام صحیح» از قرائتهای افراطی چیست؟ آیا هر سخنی که با نام دین بیان شود، لزوماً بیانگر اسلام است، یا آنکه باید آن را بر قرآن، سنت قطعی، عقل، اخلاق و سیره پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) عرضه کرد؟
این نوشتار بر آن است که دعوت به قتل شهروندان و ترویج خشونت، نه تنها با قرآن کریم و سیره نبوی و علوی سازگار نیست، بلکه با مبانی مسلم فقه امامیه، قواعد عقلانی، اخلاق اسلامی و حتی مصالح حکومت اسلامی نیز تعارض آشکار دارد. همچنین استدلال خواهد شد که بسیاری از آسیبهای فرهنگی و اجتماعی، بدون اصلاح بسترهای فساد، تبعیض و ضعف حکمرانی، قابل درمان نیست و تمرکز صرف بر معلولها، جامعه را از درمان ریشهای بازمیدارد.
۱. «دین صحیح»؛ یک معیار اجتهادی، نه یک شعار
برخی مراجع عظام تقلید از تعبیر پرمعنای «دین صحیح» استفاده میکردند. این تعبیر، دربردارنده یک اصل مهم در معرفت دینی است: هر قرائتی از دین، الزاماً دین صحیح نیست. قرآن کریم نیز مسلمانان را از پیروی بیدلیل برحذر داشته است:
«فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»«بندگان مرا بشارت ده؛ آنان که سخنان مختلف را میشنوند و بهترین آنها را برمیگزینند.»(زمر، ۱۷ـ۱۸)
بنابراین، ملاک حقانیت، شخصیت گوینده نیست؛ بلکه محتوای سخن و میزان انطباق آن با قرآن، سنت معتبر و عقل است.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، انتخاب «احسن» را نشانه عقلانیت دینی و دعوت قرآن به سنجش و ارزیابی آراء میداند، نه تقلید کورکورانه.(علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ذیل آیات ۱۷ و ۱۸ سوره زمر).
۲. نخستین اصل قرآن؛ حرمت جان انسان: اگر بخواهیم تنها یک اصل را به عنوان زیربنای …

پیشنهاد محمد قوچانی به سروش دباغ | انصاف نیوز
محمد قوچانی، سردبیر مجلات آگاهی نو، در یادداشتی با عنوان «پسر کو ندارد نشان از پدر … / پیشنهادی به سروش دباغ» در پاسخ به یادداشت او [لینک] نوشت:
فرزند ارشد دکتر عبدالکریم سروش (که نام کوچک او به پیشنهاد غلامعلی حداد عادل به نام مستعار پدر بدل شد) هم وارد مناقشهی روشنفکری دینی و لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی شده و از من انتقاد کرده است که چرا فرقهی سروشیه را مکتب سروش نخواندهام! من از این پیشنهاد استقبال میکنم که سروش استاد مکتبی است برای بازتولید صوفیه در عصر جدید، اما چه کنم که شیوهی شاگردان این مکتب به مریدان شیخ طریقت شبیهتر است تا استاد حکمت. تهمت امنیتی میزنند و از یاد میبرند که اگر هم من به عنوان سردبیر مجلهی مهرنامه در آن نان و نمکی که با هم خوردیم، راوی حساسیت امنیتی بر سر سروش بودم.
چگونه در همان شمارهی اول مهرنامه میان احسان شریعتی و سروش دباغ میزگرد برگزار کردیم؟ و روی جلد شمارهی اول را به دو آقازادهی روشنفکری دینی اختصاص دادیم؟! این از سماحت نیروهای امنیتی بود یا بلاهت ایشان یا حمایتشان از روشنفکری دینی؟ جالب آنکه توقف مهرنامه هم با بولتنسازی همان حضرات در اوج محبوبیت آن مجله مصادف شد با جلد آخر که با تیتر «روشنفکر مسلح» در نقد علی شریعتی با عکس او مزین شده بود! یعنی اول و آخر ما قربانی روشنفکری دینی شدیم…
پرسش مهم اما این است که با چه سند و دلیل و مدرکی میتوان گفت مجلهای که به طرح لیبرالیسم و ناسیونالیسم و نقد بنیادگرایی اهتمام داشته و به متفکرانی چون سید جواد طباطبایی و محمود سریعالقلم و محمد طبیبیان و موسی غنینژاد تریبون میداد، مجلهای امنیتی بود؟ فقط به این اتهام که منتقد روشنفکری دینی بودند؟
براستی کدام جریان است که همانند حاکمان هر جا که در استدلال کم میآورد به برچسبزدن روی میآورد، لیبرالهای ملی یا برخی مدعیان روشنفکران دینی؟
اما درباب بدیهای اقتصاد آزاد و تکنولوژی و اینکه چه شد که سروش دباغ سوسیالدموکرات شد و پدر نیز از لیبرالدموکرات نامیدن خویش پشیمان شد، در شمارهی آیندهی آگاهی نو به تفصیل سخن میگویم که در این کوچههای مجازی با این روشنفکران دورهگرد و رهگذران طعنهزن نمیتوان دهن به دهن شد و برای گفتگویی مستدل و مستند چنان که در مجلهی تجارت فردا نوشتم بهتر …

ادعای رسانه آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شکست خورد
رویداد۲۴| دو مقام آمریکایی مدعی شکست مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شدند.
به گزارش انتخاب، گام جدید دونالد ترامپ برای فاصله گرفتن از تشدید نظامی در ایران، همزمان با این اتفاق رخ داده که مقامهای آمریکایی معتقدند مذاکرات ایران و عمان، که تا همین اواخر یکی از معدود مسیرهای ثمربخش برای مذاکره به نظر میرسید، در روزهای اخیر متوقف شده است.
یک مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید به سمافور گفتهاند که دولت آمریکا معتقد است مذاکرات ایران و عمان چند هفته پیش عملاً شکست خورده است.
این مذاکرات برای ترامپ آزاردهنده شده بود، زیرا این احتمال را ایجاد کرده بود که ایران و عمان درباره نوعی سازوکار دریافت عوارض از تردد در تنگه هرمز به توافق برسند.
سفارت عمان به درخواست سمافور برای اظهار نظر درباره ارزیابی دولت آمریکا از وضعیت مذاکرات پاسخ نداده است.
با این حال، ترامپ فعلاً در اظهارات علنی خود تصویر متفاوتی ارائه میکند. او وضعیت مربوط به ایران را «خیلی خوب» توصیف کرده و همچنان امیدوار است فشار اقتصادی بتواند تهران را دوباره به میز مذاکره بازگرداند؛ این در حالی است که خودش مذاکرات آتی را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.
ترامپ در پست دیشب خود در شبکه تروث سوشال، ایران را به «جنگ اقتصادی» تهدید کرد و گفت آمریکا علیه هر کشوری که با تهران تجارت کند، مجازاتهای اقتصادی اعمال خواهد کرد.

در دیدار قالیباف و مشاور امنیت ملی عراق؛ تاکید بر همکاریهای امنیتی و تحولات منطقه

اجرای حکم اعدام تبعهخارجی دخیل در جنایت اصفهان

وزیر جنگ صهیونیستی اردوغان را تهدید کرد

به آسیبدیدگان جنگ سهمیه کنکور اختصاص مییابد/شهادت ۴داوطلب کنکور دانشجومعلمان

سخنان تکاندهنده سخنگوی سپاه از تغییر قواعد بازی

عزیزی خطاب به آمریکا: تا دیر نشده به حضور خود در منطقه پایان دهید

عمان: عبور امن از تنگه هرمز، بخشی جداییناپذیر از ثبات و امنیت منطقه است

