
گوترش با اشاره به تنشهای ایران و آمریکا: حداکثر خویشتنداری را به کار گیرند

بحران مهمات آمریکا ریشهایتر از جنگ با ایران است
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از جماران، «فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینههای سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار میدهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگرانکننده است، اما این گزارشها معمولاً از این نکته غافلاند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.
نشانههای هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدتها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیتهای موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیریهای بینالمللی را، بهویژه با توجه به نیازهای منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخابهای دشواری که با اولویتبندی همراه است، سر باز زدهاند.
کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیتهای قابلتوجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطافپذیری خود را از دست بدهد.
پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیازهای جهانی خودش، محافظت میکرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بدهبستانها صورت نگرفت.
مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند.گزارشهای رسانهای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیرهای پاتریوت است. همچنین تخمین زده میشود که عرضه موشکهای تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.
دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینههای جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابلتوجهی از این مبلغ را تشکیل میدهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر میرسند، اما نمیتوانند زمانبندیهای تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابلتوجه تولید بتواند بنبست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سالها زمان میبرد.
این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاستگذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.
دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر میرسد او همچنان تشدید بیشتر تنشها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن میزند و نمیتواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.
فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بیچون و چرای سطوح سرسامآور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیتهای ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانهای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشورها متعهد شده و نمیتواند بهطور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.
تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین میکند.
کنگره، با توجه به قدرت انحصاریاش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که میتواند ایجاد و اجرای چارچوبهای حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده میتواند ابتدا نیازهای با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.
رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویتبندی فراهم میکند. با این حال، بدون پذیرش محدودیتهای راهبردی و ایجاد چارچوبهای حفاظتی سختگیرانهتر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیمتر خواهد بود.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید
جهش قیمت گاز اروپا پس از بسته شدن تنگه هرمز/ بازار سوخت در شوک جنگ آمریکا و ایران
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، قیمت گاز طبیعی در اروپا در پی تشدید نگرانیها درباره عرضه انرژی و اختلال در مسیرهای انتقال سوخت، به بالاترین میزان پس از آغاز جنگ ایران رسید.
بر اساس این گزارش، بسته شدن تنگه هرمز و کاهش تردد کشتیها در منطقه خلیج فارس، حدود ۲۰ درصد از چرخه تأمین سوخت جهانی را تحت تأثیر قرار داده و بازار انرژی اروپا را با فشار جدیدی مواجه کرده است.
همزمان، کاهش سرعت رشد ذخایر گازی اروپا و افزایش تقاضا در بازارهای آسیایی، از دیگر عوامل تشدیدکننده نگرانیها درباره آینده عرضه گاز عنوان شده است.
مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس نیز اعلام کرده که تردد کشتیها از مبدأ و به مقصد خلیج فارس به سطحی بسیار پایینتر از شرایط پیش از درگیری کاهش یافته است.
پشت پرده سقوط سخنگوی ترامپ؛ پنج روز تحقیق و یک مظنون اصلی
نورنیوز- گروه بین الملل: در ادامه گزارش قبلی نورنیوز درباره دلایل واقعی برکناری کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، (https://nournews.ir/n/338197)اطلاعات جدیدی از منابع مطلع رسانهای در واشنگتن به دست آمده که روایت رسمی درباره استعفای وی را با تردیدهای جدی مواجه میکند. بر اساس این اطلاعات، ماجرای خروج سخنگوی کاخ سفید ارتباطی با تمایل لویت برای اختصاص وقت بیشتر به خانواده نداشته، بلکه بخشی از یک جنگ قدرت در حلقه نزدیک دونالد ترامپ بوده که با افشای اطلاعات محرمانه درباره وضعیت تسلیحات آمریکا و خسارات ناشی از جنگ با ایران شدت گرفته است.
یکی از خبرنگاران ارشد شبکه NBC که به دلیل حساسیت موضوع نخواسته نامش فاش شود، در گفتوگویی با اشاره به گزارش قبلی نورنیوز تأکید کرده است که اطلاعات منتشرشده از سوی منابع ایرانی درباره علت خروج لویت «دقیق» بوده است. به گفته این خبرنگار، لویت پیش از این نیز چندین بار با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درگیر شده بود و روبیو از مدتها قبل به دنبال فرصتی برای تسویهحساب با او بود.
بر اساس این روایت، نقطه عطف ماجرا زمانی بود که اطلاعات مربوط به کمبود تسلیحات آمریکا و میزان خسارات ناشی از جنگ با ایران به بیرون درز کرد. پس از افشای این اطلاعات، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هیأتی را برای شناسایی عامل یا عوامل افشای اطلاعات تشکیل داد؛ هیأتی که روبیو نیز در آن عضویت داشت.
تحقیقات این هیأت تنها پنج روز به طول انجامید و در پایان، سه نفر از مقامهای ارشد دولت که یا عضو کابینه بودند یا دسترسی مشابه اعضای کابینه به اطلاعات طبقهبندیشده داشتند، به عنوان مظنون معرفی شدند.
یکی از این سه نفر کلی لوفلر، یکی از ۲۲ عضو کابینه ترامپ و وزیر امور کسبوکارهای کوچک آمریکا بود؛ فردی که به دلیل بیاحتیاطی در برخورد با اطلاعات طبقهبندیشده و آنچه در واشنگتن به عنوان «دهنلقی» او توصیف میشود، پیش از این نیز مورد توجه قرار گرفته بود.
دو مظنون دیگر، یکی از دستیاران ارشد پیت هگست و کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، بودند. اهمیت قرار گرفتن نام لویت در این فهرست از آنجا بیشتر میشد که او و دستیار ارشد هگست در جلسهای حضور داشتند که در آن براد کوپر درباره وضعیت تسلیحات آمریکا و خسارات ناشی از جنگ با ایران گزارش داده بود؛ بنابراین، هر دو به اطلاعاتی دسترسی داشتند که بعدها بخشهایی از آن به بیرون درز کرد.
اما اختلاف اصلی در داخل دولت ترامپ از نحوه برخورد با نتیجه این تحقیقات آغاز شد. با وجود تأکید روبیو بر اینکه نتیجه تحقیقات ابتدا باید در اختیار او و هگست قرار گیرد، رئیس هیأت تحقیق گزارش را مستقیماً به جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، ارائه کرد.
ونس اما نتیجه تحقیقات را معتبر ندانست. او معتقد بود احتمال دارد منشأ افشای اطلاعات، یکی از دستیاران روبیو باشد و به همین دلیل خواستار تحقیقات مجدد توسط اداره بازرسی کاخ سفید شد. این موضع عملاً نتیجه تحقیقات پنجروزه را زیر سؤال میبرد و نشان میداد که در بالاترین سطوح دولت ترامپ نیز درباره عامل افشای اطلاعات اتفاق نظر وجود ندارد.
با وجود مخالفت ونس، روبیو گزارش را مستقیماً به ترامپ منتقل کرد. روز بعد، ترامپ در جلسهای محدود با حضور ونس، روبیو و هگست، موضوع سه مظنون را مطرح کرد و از روبیو و هگست پرسید که از میان این سه نفر، کدامیک را مظنون اصلی میدانند.
پاسخ هر دو یکسان بود: کارولین لویت.
ترامپ در آن جلسه واکنش فوری نشان نداد و دستور اقدامی علیه سخنگوی خود صادر نکرد. او از روبیو و هگست خواست در این خصوص اقدامی نکنند و تأکید کرد که تصمیم نهایی را شخصاً خواهد گرفت.
با این حال، از همان مقطع رفتار ترامپ با لویت به شکل محسوسی تغییر کرد. به گفته منابع مطلع، برخوردهای رئیسجمهور با سخنگوی کاخ سفید در چند نوبت تند و تحقیرآمیز شد؛ رفتاری که برای لویت این پیام را داشت که حمایت ترامپ از او دیگر مانند گذشته نیست.
یکی از این موارد به دوم ژوئیه، چند روز پیش از سفر ترامپ به ترکیه برای اجلاس ناتو، مربوط میشود. در آن جلسه خانم لویت به دلیل آنکه سه دقیقه به یک نشست مشورتی با حضور ترامپ دیر رسید، مورد طعنه و سرزنش وی قرار گرفت.
ترامپ در حضور چند نفر از دستیاران خانم لویت، از جمله استیون چونگ مدیر ارتباطات کاخ سفید و آنا کلی معاون خانم لویت، وی را مخاطب قرار داده و به وی میگوید: فکر میکنی وظیفه سخنگویی کاخ سفید با نقش تو به عنوان زنی که باید پوشک بچهات را عوض کنی سازگاری دارد؟! یکی از خبرنگاران ارشد سی ان ان از جیسون میلر دستیار ارشد امور پیامهای راهبردی کاخ سفید نقل کرده که "خانم لویت را هیچوقت آنقدر عصبانی و تحقیرشده ندیده بودم".
لویت از اواخر ژوئن حدس زده بود که روبیو و هگست در حال زمینهسازی برای تخریب او نزد ترامپ هستند. با این حال، در ابتدا تصور میکرد با افزایش حمایت و تمجید از ترامپ میتواند اعتماد رئیسجمهور را حفظ کند. اما پس از برخورد دوم ژوئیه، به این نتیجه رسید که قربانی قطعی جنگ قدرت در حلقه نزدیک ترامپ شده و احتمال دارد رئیسجمهور در آیندهای نزدیک او را به شکلی تحقیرآمیز برکنار کند.
از این مقطع، مسئله دیگر برای لویت فقط حفظ سمت نبود؛ بلکه چگونگی خروج از کاخ سفید اهمیت پیدا کرده بود. بر اساس روایت منابع، او به دنبال فرصتی بود تا پیش از آنکه ترامپ بتواند او را برکنار و تحقیر کند، خودش استعفا دهد و کنترل نحوه خروجش را در دست بگیرد.
نشانههای پایان کار لویت حتی در میان کارکنان دفتر او نیز آشکار شده بود. دستیاران او تقریباً مطمئن بودند که برکناریاش نزدیک است و حتی رقابتی محسوس میان آنا کلی و استیون چونگ برای جانشینی او شکل گرفته بود.
این وضعیت در پنجم ژوئیه، در ضیافتی دوستانه با حضور تعدادی از خبرنگاران کاخ سفید، به شکل علنیتری خود را نشان داد. استیون چونگ، که از نزدیکترین دستیاران ترامپ محسوب میشود، با لحنی کنایهآمیز گفته بود لویت ترجیح میدهد به امور خانهداری بپردازد و احتمالاً ترامپ نیز با این انتخاب مخالفت نخواهد کرد.
این اظهارنظر از یک جهت اهمیت زیادی داشت: در ساختار اداری آمریکا، کارکنان معمولاً حتی در صورت اختلاف با مقام مافوق، از بیان علنی چنین سخنانی درباره او پرهیز میکنند. بنابراین، چنین کنایهای میتوانست برای خبرنگاران حاضر نشانهای روشن باشد که اقتدار اداری لویت تا حد زیادی از بین رفته و اطرافیان او دیگر نگرانی چندانی از زیر سؤال بردن جایگاهش ندارند.
اما مهمترین بخش ماجرا به روایت رسمی درباره علت خروج لویت بازمیگردد؛ روایتی که اطلاعات جدید نشان میدهد ممکن است وارونه واقعیت باشد.
پس از خروج لویت، برخی خبرهای غیر رسمی که احتمالا روایت پوششی برای افشا نشدن دلیل اصلی برکناری او بوده است استعفای لویت را به دلیل ناراحتی از رفتار ترامپ در جریان جابهجایی هواپیمای ریاستجمهوری عنوان کرده بود. در این روایت، ناراحتی او از اینکه ترامپ وی را در هواپیمای ریاستجمهوری رها کرده و خود با یک هواپیمای باری ادامه مسیر داده، به عنوان عامل نهایی استعفا مطرح شد.
اما بر اساس اطلاعات جدید، واقعیت دقیقاً عکس این روایت بوده است.
لویت خود عامل درز خبر مربوط به استفاده ترامپ از هواپیمای باری بوده است.
در این صورت، ماجرای هواپیما نه علت خروج لویت، بلکه بخشی از اقدامی بوده که به افشای یک موضوع حساس درباره رئیسجمهور آمریکا منجر شده است. خبری که از نظر سیاسی برای ترامپ بسیار هزینهزا بود و تصویری از نگرانی، آسیبپذیری و شرایط غیرعادی رئیسجمهور آمریکا در میانه جنگ با ایران ارائه میکرد.
بر اساس این روایت، لویت با افشای این خبر عملاً آخرین ضربه خود را به ترامپ وارد کرد؛ اما میدانست که این اقدام میتواند بهانهای برای برکناری او فراهم کند. به همین دلیل، پیش از آنکه ترامپ فرصت پیدا کند او را به شیوهای تحقیرآمیز از کاخ سفید کنار بگذارد، خودش استعفا داد.
به این ترتیب، روایت «استعفا به دلیل خانواده» یا «ناراحتی از تعویض هواپیما» میتواند پوششی برای واقعیتی پیچیدهتر باشد: لویت پس از آنکه در جنگ قدرت میان روبیو و هگست از یک سو و حلقه نزدیک به ترامپ از سوی دیگر قرار گرفت، دریافت که ادامه حضورش در کاخ سفید امکانپذیر نیست. او در عین حال، با افشای خبر هواپیمای باری تلاش کرد هزینه سیاسی این درگیری را برای رئیسجمهور افزایش دهد.
از این منظر، برکناری لویت را نباید یک جابهجایی معمول در کاخ سفید دانست. این رخداد، آخرین مرحله یک زنجیره درگیری است که از اختلافات شخصی و سیاسی لویت با روبیو آغاز شد، با افشای اطلاعات درباره کمبود تسلیحات و خسارات جنگ با ایران وارد مرحله امنیتی شد، با تحقیقات پنجروزه و معرفی سه مظنون به جنگ قدرت درون دولت کشیده شد و در نهایت به حذف یکی از نزدیکترین چهرههای رسانهای ترامپ انجامید.
اما اهمیت اصلی این پرونده فراتر از سرنوشت یک سخنگو است. آنچه در داخل دولت ترامپ درباره وضعیت تسلیحات، خسارات جنگ و میزان واقعی آسیبپذیری آمریکا در جریان جنگ با ایران وجود داشته، آنقدر حساس بوده که افشای آن به یک بحران امنیتی و سیاسی در بالاترین سطوح دولت تبدیل شده است.
در واقع، پرسش اصلی اکنون این نیست که چرا کارولین لویت استعفا داد؟ پرسش مهمتر این است که چه اطلاعاتی درباره وضعیت واقعی توان نظامی آمریکا و خسارات جنگ با ایران در داخل دولت ترامپ وجود داشته که افشای آن، چنین جنگ قدرتی را در کاخ سفید به راه انداخته است؟
در این چارچوب، لویت اگرچه پیش از آنکه قربانی رسمی این تسویهحساب شود کاخ سفید را ترک کرد، اما خروج او صرفاً یک استعفا نبود؛ بلکه پایان یک درگیری داخلی بر سر کنترل اطلاعات، روایت رسمی جنگ با ایران و میزان واقعی آسیبپذیری دولت ترامپ بود.
نورنیوز

نامههای جنجالی دستیار ترامپ منتشر شد؛ «تو برای من همهچیز هستی» | نقش مرموز این زن در کاخ سفید + عکس

آزمایش موشکی بیسابقه روسیه در نزدیکی جزایر مورد ادعای ژاپن

آیا جنگ تاجوتخت انرژی خاورمیانه را به قاره آمریکا منتقل کرد؟

آمادگی سوریه برای پیوستن به پیمان مکه

آزمایش موشکی بیسابقه روسیه

