
این مقاله در پی آن است تا نشان دهد این رویداد صرفاً یک بحران انسانی یا امنیتی مرزی نیست، بلکه میتوان آن را به مثابه «تهدید غیرمستقیم» ایالات متحده علیه اسپانیا و سایر کشورهای اروپایی که در حمله آمریکا و اسرائیل به ایران (اسفند ۱۴۰۴) شرکت نکردند، تحلیل کرد.
شواهد موجود شامل همزمانی رویدادها، واکنش تند کاخ سفید، امتیازدهی همزمان آمریکا به مراکش در موضوع صحرای غربی، و جایگاه مراکش در ائتلاف راهبردی ضدایرانی در منطقه است.
۱. پیشزمینه:
«نه» اسپانیا به جنگ ایران در اسفند ۱۴۰۴ (فوریه-مارس ۲۰۲۶)، ایالات متحده و اسرائیل حملات نظامی گستردهای را علیه ایران آغاز کردند. اسپانیا، برخلاف بسیاری از متحدان سنتی خود در ناتو، با این اقدام مخالفت کرد و از آمریکا خواست تا از پایگاههای نظامی خود در خاک اسپانیا (روتا و مورون) برای این حمله استفاده نکند .
نخستوزیر اسپانیا، پدرو سانچز، این جنگ را «اشتباهی عظیم» و «غیرقانونی» خواند و تأکید کرد که اسپانیا «بهای این جنگ را نمیپذیرد و حاضر به پرداخت آن نیست». دولت سانچز همچنین از بستن حریم هوایی اسپانیا به روی پروازهای مرتبط با این جنگ خبر داد .
وزیر دفاع اسپانیا، مارگاریتا روبلس، صراحتاً اعلام کرد: «استفاده از پایگاهها مجاز نیست و البته استفاده از حریم هوایی اسپانیا برای اقدامات مرتبط با جنگ ایران مجاز نیست» . این اقدام با واکنش تند دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، مواجه شد که اسپانیا را به «خیانت به متحدان» متهم کرد و تهدید به قطع کامل روابط تجاری با این کشور نمود . ترامپ در نشست ناتو در آنکارا، اسپانیا را «شریک وحشتناک» خواند و خطاب به وزیر خزانهداری خود گفت: «من نمیخواهم هیچ معاملهای با اسپانیا داشته باشم. تمام تجارت با اسپانیا را قطع کنید» .
اسپانیا در این مخالفت تنها نبود. فرانسه، آلمان، بریتانیا و ایتالیا نیز مواضع مشابهی اتخاذ کردند یا همکاری خود را به حداقل یا مخفیانه انجام دادند. این اجماع اروپایی علیه جنگ ایران، زمینهساز تنش جدی بین واشنگتن و پایتختهای اروپایی …








