
عکس پردیس احمدیه در مشهد پربازدید شد

«لباس شخصی» و بازخوانی یک پرونده خاموش
جوان آنلاین: سینمای سیاسی ایران همواره در مواجهه با تاریخ معاصر، مسیری دشوار و پرچالش را پیموده است، مسیری میان روایت هنری، مسئولیت تاریخی و حساسیتهای سیاسی. «لباس شخصی» نخستین ساخته امیرعباس ربیعی، از جمله آثاری است که با ورود به یکی از پروندههای مهم سیاسی دهه شصت، میکوشد بخشی از حافظه تاریخی کشور را در قالب یک درام سینمایی بازخوانی کند. فیلمی که پس از هفت سال انتظار به پرده رسید و ثابت کرد برخی روایتها، حتی اگر دیر دیده شوند، همچنان قدرت تأثیرگذاری دارند.
نزدیک شدن به دورههای حساس تاریخ معاصر
سینمای ایران برای زنده نگه داشتن حافظه تاریخی خود، بیش از هر چیز به فیلمهایی نیاز دارد که جرئت نزدیک شدن به نقاط حساس تاریخ معاصر را داشته باشند. «لباس شخصی» از همین منظر فیلم مهمی است. اثری که به یکی از مقاطع پرالتهاب سال ۱۳۶۱ و ماجرای برخورد با حزب توده میپردازد و تلاش میکند بخشی از پیچیدگیهای سیاسی و امنیتی آن دوران را در قالب یک روایت سینمایی بازآفرینی کند.
جایگاه سینمای سیاسی در ایران را باید فراتر از یک گونه محدود سینمایی دید؛ این سینما بخشی از حافظه تاریخی جامعه است و میتواند به سراغ بزنگاههایی برود که شناخت آنها برای فهم امروز ضروری است. سینمای سیاسی زمانی ماندگار میشود که از سطح شعار عبور کند و به جای ارائه پاسخهای آماده، مخاطب را با موقعیتهای پیچیده، انتخابهای دشوار و تضادهای انسانی روبهرو سازد. تجربه نشان داده است هرگاه این نوع سینما به زبان هنر وفادار مانده، توانسته آثاری اثرگذار خلق کند و هرگاه به بیانیهای تصویری تقلیل یافته، بخش مهمی از قدرت هنری و اقناعی خود را از دست داده است.
اگر بخواهیم «لباس شخصی» را در منظومه سینمای سیاسی ایران ارزیابی کنیم، باید آن را فراتر از بسیاری از آثاری دانست که در سالهای اخیر با عنوان «سینمای استراتژیک» معرفی شدهاند. استراتژیک بودن یک فیلم، فقط به انتخاب یک موضوع امنیتی یا تاریخی محدود نمیشود، بلکه در کیفیت روایت، قدرت اقناع، خلق موقعیتهای پیچیده و توانایی تبدیل یک پرونده سیاسی به یک درام سینمایی معنا پیدا میکند. «لباس شخصی» دقیقاً در همین نقطه از بسیاری از آثار مشابه پیشی میگیرد. فیلم نه در دام شعار میافتد و نه مخاطب را با انبوهی از اطلاعات تاریخی تنها میگذارد، بلکه با اتکا به فیلمنامهای منسجم، فضاسازی دقیق و کارگردانی حسابشده، روایتی خلق میکند که هم جذابیت دراماتیک دارد و هم مخاطب را به تأمل درباره یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران دعوت میکند.
انتخاب سوژهای جذاب
یکی از مهمترین ویژگیهای «لباس شخصی»، انتخاب موضوع آن است. سینمای سیاسی در ایران معمولاً با دشواریهای فراوانی همراه بوده است، زیرا فیلمساز باید هم به حساسیت موضوع توجه کند و هم استقلال سینمایی اثر را حفظ کند. ربیعی در این فیلم نشان میدهد که میتوان به سراغ یک موضوع سیاسی رفت، اما از دام شعارزدگی فاصله گرفت. فیلم به جای آنکه فقط موضع اعلام کند، موقعیت میسازد و مخاطب را وارد فضایی میکند که در آن کشف حقیقت، محور اصلی روایت است.
امیرعباس ربیعی نشان میدهد که شناخت دقیقی از زبان سینما و مختصات درام سیاسی دارد. او بهخوبی میداند که در چنین آثاری، تعلیق بیش از آنکه محصول تعقیب و گریز یا حادثهپردازی باشد، از دل اطلاعات، روابط و تصمیمهای شخصیتها شکل میگیرد. ربیعی با پرهیز از هیجانهای کاذب و اغراقهای فرمی، روایت را آرام، اما پیوسته پیش میبرد و اجازه میدهد مخاطب به تدریج وارد لایههای پنهان داستان شود. این میزان از تسلط بر ریتم، برای فیلمسازی که نخستین فیلم بلند خود را ساخته، اتفاقی معمولی نیست و از آیندهای امیدوارکننده در سینمای ایران خبر میدهد.
از مهمترین سرمایههای «لباس شخصی»، کیفیت بالای وجوه فنی آن است. طراحی صحنه، طراحی لباس و گریم، سهمی تعیینکننده در باورپذیری جهان فیلم دارند. بازسازی فضای سالهای ابتدایی دهه شصت، از ساختمانها و دکورها گرفته تا پوشش شخصیتها، خودروها و جزئیات صحنه، با دقت و وسواسی مثالزدنی انجام شده است. این عناصر برای نوستالژی یا بازسازی ظاهری تاریخ به کار نرفتهاند و در خدمت روایت قرار گرفتهاند و به مخاطب کمک میکنند بدون احساس تصنع، وارد جهان فیلم شود.
فیلمبرداری و قاببندیهای «لباس شخصی» نیز هماهنگ با فضای امنیتی و پرتنش فیلم طراحی شدهاند. دوربین کمتر به خودنمایی تمایل دارد و بیشتر در خدمت روایت است. رنگبندی کنترلشده، نورپردازی حسابشده و پرهیز از جلوهگریهای بیدلیل، سبب شده است تا مخاطب به جای آنکه مجذوب تکنیک شود، درگیر داستان و شخصیتها باقی بماند. این همان ویژگیای است که فیلم را از بسیاری آثار متأخر این حوزه متمایز میکند؛ آثاری که گاه تکنیک را جایگزین روایت کردهاند.
فاصله گرفتن از کلیشهها
بازیگران نیز یکی دیگر از نقاط قوت فیلم هستند. بازیها عموماً کنترلشده، درونی و متناسب با جهان اثر است. شخصیتهای «لباس شخصی» کمتر احساسات خود را آشکار میکنند و بخش مهمی از تنش درام، از رفتارهای ظریف آنان شکل میگیرد. این انتخاب هوشمندانه، با فضای امنیتی داستان تناسب دارد و باعث شده شخصیتها از تیپهای کلیشهای فاصله بگیرند و به انسانهایی باورپذیر تبدیل شوند.
البته «لباس شخصی» نیز مانند هر اثر سینمایی، خالی از کاستی نیست. برخی شخصیتهای فرعی میتوانستند پرداخت عمیقتری داشته باشند و در چند مقطع، ریتم فیلم ظرفیت فشردهتر شدن را دارد. با این حال، این نقدها در برابر انسجام کلی اثر، تأثیر تعیینکنندهای بر کیفیت نهایی فیلم نمیگذارند. مهم آن است که ربیعی در نخستین تجربه خود، موفق شده اثری صاحبهویت و قابل دفاع خلق کند. فیلمی که هم استانداردهای فنی قابل قبولی دارد و هم از منظر روایت، جهانبینی و انتخاب سوژه، حرفی تازه برای گفتن دارد.
در دورانی که بسیاری از فیلمهای موسوم به سیاسی، یا در سطح بازسازی وقایع تاریخی متوقف میشوند یا به دام شعار و قضاوتهای شتابزده میافتند، «لباس شخصی» مسیری متفاوت را انتخاب کرده است. میتوان این فیلم را یکی از مهمترین تجربههای سینمای سیاسی در یک دهه گذشته نیز دانست. اثری که نشان میدهد پرداختن به تاریخ معاصر، اگر با پژوهش، شناخت سینما و جسارت در روایت همراه باشد، میتواند به خلق فیلمی بینجامد که هم ارزش هنری داشته باشد، هم حافظه تاریخی یک ملت را تقویت کند و هم افق تازهای پیش روی سینمای سیاسی ایران بگشاید.
وزیر ورزش و جوانان وارد مشهد مقدس شد
به گزارش برنا، احمد دنیامالی وزیر ورزش و جوانان برای حضور در مراسم حمل پرچم در حرم مطهر امام رضا (ع) توسط پرچمداران ایران در بازیهای آسیایی ناگویا به مشهد مقدس سفر کرد.
قرار است مراسم حمل پرچم صبح روز شنبه ۳۱ مردادماه توسط زهرا کیانی ملیپوش تیم ووشوی ایران و فاضل اتراچالی عضو تیم ملی کبدی در صحن مطهر امام رضا (ع) و در جوار بارگاه رهبر شهید انقلاب صورت بگیرد.
سیدمحمد شروین اسبقیان معاون توسعه ورزش قهرمانی و سیدغنی نظری معاون مجلس، حقوقی و امور استانها در این سفر دکتر دنیامالی را همراهی میکنند.
دیدار و گفتوگو با اعضای سمنهای حوزه جوان و هیاتهای ورزشی استان از دیگر برنامههای وزیر ورزش و جوانان در این سفر یک روزه خواهد بود.
انتهای پیام/
علمالهدی: گاهی اوقات بعضی جملات را به زبان میرانند که ما با آمریکا میتوانستیم جور دیگری رفتار کنیم؛ چطور رفتار کنیم؟ آمریکا به دنبال تمامیتخواهی و سلطه بر ایران است
به گزارش جماران، امام جمعه مشهد گفت: آمریکا یک جریان تمامیتخواه است که همه چیز ایران را میخواهد و این خواسته آمریکاست.
حجت الاسلام سید احمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی و امام جمعه مشهد، ظهر امروز در خطبه دوم نماز جمعه این هفته مشهد که در حرم مطهر رضوی برگزار شد، اظهارکرد:همه شما برادران و خواهران و خودم را به تقوای الهی سفارش میکنم. در هفتهای که پشت سر گذاشتیم، مراسم و یادبود چهلمین روز تدفین امام شهید مظلوم ما در این کشور برگزار شد.
وی افزود: چهل روز از دفن امام ما گذشت، معمولاً افرادی که به رحمت خدا میروند، بعد از چهلم، برای داغدیدگان مسائل تا اندازهای تسکین پیدا میکند؛ فقدان را میپذیرند و هجران را قبول میکنند و عزیزشان در زیر خاک قرار گرفته است، اما برای مردم داغدیده ما نسبت به این امام شهید مظلوم، این مسئله قابل اجرا و تحقق نیست.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد:کیست که آقا را فراموش کند و کیست که یادش برود؟ کدام دل است که در این داغ جانسوز آرام بگیرد؟ حتی بعد از چهلمین روز تدفین، سه چهار ماه بدن، بیغسل و بیکفن روی زمین ماند و بعد او را به خاک سپردند. چهل روز هم گذشت، اما هنوز آقا در دلهای ما و در مغزهای ما وجود دارد و آتش داغش از درون ما شعلهور است.
علمالهدی تصریح کرد: این آتش به یاد انتقام و خونخواهی مظلومانه این امام شهید مظلوم است که با این مظلومیت، با عزیزانش به شهادت رسید و صحنهای از صحنههای کربلا را در این شهادت برای مردم ما مجسم کرد. این فراموششدنی نیست و از یادرفتنی نیست.
رهبر شهید؛ حقیقتی فراموشنشدنی در دل ملت
وی خاطرنشان کرد: مخصوصاً انسان وقتی مینشیند و فکر میکند که ما چه چیزی را از دست دادیم، از ما چه گرفتند؟ چه کسی بود؟ چه چیزی بود؟ چه کسی را از ما گرفتند؟ مردم ما این حقیقت را از دست دادند؛ این واقعیت از دست ما رفت.
امام جمعه مشهد مقدس گفت: چه کسی بود؟ چقدر بصیرت بود، چقدر ارزش بود، چقدر مقام بود، چه ثروت پاکی از طهارت، علم، تقوا و دیانت بود که اینگونه در عمرش مقابل ما درخشید؛ با درخشش خود ما را ساخت و با نور تابناکش ما را بیدار و هشیار کرد، خواب را از چشمان مردم ما ربود، هم دشمن را به ما شناساند و هم حرکت در مقابل دشمن را به ما آموخت و دشمنستیزی را به ما یاد داد.
وی بیان کرد: چه کسی بود این آقا؟ با توجه به ابعاد شخصیتی این امام مظلوم شهید، بعد از این چهل روز که بدن نازنینش را زیر خاک دفن کردیم و روی قبرش داریم پروانهوار میچرخیم، شناخت عمیقی از این آقا برای ما قابل توجه است.
علمالهدی ادامه داد: اولاً امام شهید مظلوم ما عمر انقلابیاش از عمر انقلاب بیشتر بود. عمر انقلاب، اگر ما از ابتدای نهضت امام حساب کنیم، تقریباً قریب 52 یا 53 سال است، اما عمر انقلابی مقام معظم رهبری شهید 72 یا 73 سال بود.
آغاز حرکت انقلابی از دیدار با نواب صفوی
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهارکرد: در سن 14 سالگی ایشان با مرحوم نواب صفوی در مشهد ملاقات و دیدار کردند، در حالی که 14 سال بیشتر سن مبارکشان نبود. فرمودند: بنا بود نواب در مدرسه سلیمانخان سخنرانی کنند. من خودم را آنجا رساندم. آخر سخنرانی مرحوم نواب که تمام شد، جمعیت مقابل او میرفتند. من هم با جمعیت مقابل او رفتم. یک نگاه تند و تیزی نواب به صورت من کرد و گفت: «احسنت، آقازاده کوچک که آمد.»
وی ادامه داد: ایشان میفرمودند فردا قرار بود مرحوم نواب در مدرسه نواب سخنرانی کند. ما به مدرسه نواب رفتیم. مدرسه را فرش کرده بودند و آماده تشریففرمایی ایشان بودند. سر وعده نیامدند و گفتند ایشان در مهدیه مرحوم حاجی عابدزاده سخنرانی دارند و سخنرانی طول کشیده است.
علمالهدی افزود: ایشان گفتند ما با یک دسته از طلبهها راه افتادیم به طرف مهدیه تا به استقبال مرحوم نواب برویم و به ایشان برسیم. فرمودند: وسط راه، من مرحوم نواب را دیدم که جلوی جمعیت بود و اطرافش را جمعیت فداییان اسلام گرفته بودند.
وی بیان کرد: در مسیر، به کسی برخورد میکرد که کراوات به گردنش زده بود، به او میگفت: برادر، این بند را دشمن به گردن تو آویخته است؛ این بند را از گردن خودت باز کن.» به کسی میرسید که کلاه شاپو بر سر داشت، میگفت:برادر، این کلاه را دشمن بر سر تو گذاشته است؛ تو خودت این کلاه را بردار.
جرقه انقلاب اسلامی در دل رهبر شهید
امام جمعه مشهد گفت: ایشان میفرمودند وقتی نواب این جمله را میگفت، آدم کراوات خودش را باز میکرد، مچاله میکرد و در جیبش میگذاشت؛ کلاه شاپو را از سرش برمیداشت، مچاله میکرد و کنار میانداخت یا آن را در جیبش میگذاشت. تا این اندازه تحت تأثیر نفوذ کلام نواب قرار میگرفت.
وی افزود: فرمودند این نواب با این نفوذ کلام، در من اثری گذاشت که جرقه انقلاب اسلامی را در من روشن کرد. عین عبارتی که میفرمودند این بود: «همان وقت جرقههای انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمد» و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.
علمالهدی ادامه داد: ایشان از آن روز، در سن 14 سالگی، به عنوان یک شخصیت انقلابی وارد حرکت شد و در مسیر طلبگی با ایده انقلاب اسلامی حرکت کرد؛ چراکه مرحوم نواب تمام ادعایش این بود که حاکمیت کشور باید به دست مقام ولایت باشد و جز حاکمیت ولایت، حاکمیت دیگری را قبول نداریم.
وی خاطرنشان کرد: این منطق، مقام معظم رهبری را در مسیر انقلاب اسلامی راه انداخت؛ بهگونهای که در تمام زندگی، با در اختیار داشتن استعدادی فوقالعاده و درخشان، فعالیتهای علمی و تحصیلی خود را در مسیر انقلاب به راه انداختند.
جایگاه علمی و ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: بهگونهای بود که ایشان زمانی که رهبر انقلاب شدند، یک علامه بودند؛ یعنی از هر فنی خدمت ایشان صحبت میشد، ایشان مشغول صحبت میشدند و مطلب میگفتند. در هر موردی که پیش میآمد، ایشان سخن میگفتند.
وی افزود: افرادی که خدمت ایشان میرسیدند، در تمام مسائلی که مطرح میکردند، مقام معظم رهبری بسیار واردتر، قویتر و نافذتر عمل میکردند.
علمالهدی گفت: ایشان در علوم غریبه وارد بودند. در ارتباطات خاص، گاهی از اوقات پیشبینیها و آیندهنگریهای عجیبی را ایشان میفرمودند که بیشباهت به غیبگویی و معجزه نداشت.
وی ادامه داد: داماد عزیز ایشان که با ایشان به شهادت رسید، آقای دکتر مصباح باقری، دچار یک بیماری شده بود؛ بیماری جهاز هاضمه گرفته بود و بیماری خطرناکی بود. خودش نقل میکرد و برای ما گفت: من یک روزی خدمت آقا عرض کردم: آقا، من در این بیماری از بین میروم و عزیزانم را به شما میسپارم
دعاهای رهبر شهید و نگاه نافذ ایشان
امام جمعه مشهد مقدس بیان کرد: آقا فرمودند: «نخیر، اینطور نیست. شما از این بیماری نجات پیدا میکنید، خوب میشوید. من و تو با هم شهید میشویم.» این حرف را حداقل 15 یا 16 سال قبل از شهادت ایشان به آقای دکتر مصباح باقری زده بودند که از این کسالت نجات پیدا میکنی و ما با هم شهید میشویم.
وی افزود: از این نمونهها از مقام معظم رهبری در عرصه زندگیشان کم شنیده نشده است که به خاطر آن صفای باطن و پاکی روح و دل بود که برای ایشان ارتباط به وجود آورد و ارتباطاتی را ایجاد کرده بود.
علمالهدی تصریح کرد: گاهی از اوقات افراد خدمت ایشان میرسیدند و از ایشان تقاضای دعا میکردند. ایشان دعاهای مخصوصی داشتند؛ یعنی برای هر کس که میخواستند دعا کنند، به گونهای دعا میکردند که آینده خودش را در دعای آقا میدید.
وی خاطرنشان کرد: یک آقایی را بنده معرفی کردم خدمت آقا، جوانی بود. آقا فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» باز فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» دفعه سوم هم فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.»
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: بنده گفتم هرچه هست، یک خطری در پیش تو، در معرض انحرافی قرار گرفتی، در وضعیتی قرار گرفتی که خطرناک است. آقا سه بار فرمودند: «خدا شما را حفظ کند.» دعاهایشان اینگونه بود که گاهی از اوقات در یک دعا، آینده طرف را روشن میکردند.
روایت دیدار رئیسجمهور روسیه با رهبر شهید
علمالهدی اظهار کرد: پوتین، رئیسجمهور روسیه، میخواست به ایران بیاید. قبلاً، خدا رحمت کند، مرحوم آقای رئیسی به ایشان گفته بود که آیا من میتوانم با رهبری ملاقات کنم و به ایران بیایم؟ ایشان فرمودند بله، مانعی ندارد و آقا اجازه فرمودند.
وی افزود: وقتی که آمده بود و از ایران برگشت، خبرنگاران با او مصاحبه کردند و گفتند رهبر ایران را چگونه دیدی؟ گفت: من مسیح را ندیدم، احوالات مسیح و تعریف مسیح را در انجیل شنیدم و خواندم، اما وقتی به ایران رفتم، رهبر ایران را مسیح دیدم.
علمالهدی گفت: یک شخصیت با این عظمت، و لذا او میگوید من مسیح را در رهبری ایران دیدم و اینجا مسیح برایش مجسم شده، آن هم در جلوه آقا؛ چنین شخصیتی چهل روز زیر خاک رفت؛ مثل پروانه دور قبرش میچرخیم. این درد، این مصیبت نیست؛ در سازندگی غوغا بود. هم جامعهساز بود و هم فردساز.
وی افزود: این خاطره را خودشان برای من نقل کردند. فرمودند وقتی من در مشهد درس میدادم، در درس من دو طلبه افغانی بودند. من در سیمای اینها یک رشادتی حس کردم. یک روز به اینها گفتم بیایید منزل، با شما کار دارم. اینها آمدند خانه. گفتم من در سیمای شما یک رشادتی دیدم که یک کار مهمی را انجام خواهید داد و من یک نوشتههایی دارم، مطالبی دارم؛ اگر بخواهید، با هم بنشینیم، گفتوگو کنیم و بحث کنیم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: فرمودند اینها میآمدند در خانه پیش من و درباره مسائل انقلاب و مباحث انقلاب، در روزگاری که افغانستان در ید اتحاد جماهیر شوروی بود و کمونیستها مسلط شده بودند، با اینها صحبت میکردند. اینها از ایران رفتند افغانستان و توانستند یک حزب را در میان شیعیان افغانستان به عنوان مبارزه با کمونیستی به وجود بیاورند. پیدایش این حزب، نقطه نطفه تشکیل لشکری بر ضد شوروی و به عنوان قیام در مقابل استعمار شرق به راه افتاد و این جریان باعث شد شوروی شکست بخورد، از افغانستان خارج شود و مردم افغانستان از افکار الحادی و کفر کمونیستی نجات پیدا کنند. آن دو طلبه هم در این جنگ به شهادت رسیدند.
علمالهدی تصریح کرد: قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود. ما روزی که امام از دنیا رفتند، مقاومت ما تازه شروع شده بود. در حزبالله لبنان کسی فکر نمیکرد حلقه مقاومت در کشورهای شیعهنشین به وجود بیاید. مقام معظم رهبری در مقام تأسیس مقاومت در کشورهای شیعهنشین به وسیله شیعیان اقدام فرمودند.
قدرتسازی و شکلگیری جریان مقاومت
وی بیان کرد: مردم فکر میکردند این مقاومت صرفاً یک اندیشه سیاسی است که در کشورهای اسلامی رسوخ کرده، اما روزی که بنای جنگ و درگیری و مقابله شد، معلوم شد این مقاومت یک جریان رزمنده، پویا و زنده است که مقام معظم رهبری در کشورهای شیعه ایجاد کردند و اینها پای جنگ ایستادند، پای فداکاری ایستادند و هماهنگ با رأس مقاومت که این کشور است، ایستادگی میکنند و دشمن مشترک را به زانو درمیآورند.
امام جمعه مشهد مقدس ادامه داد: هر شما از یمن قهرمان میشنوید، از حزبالله مقاوم لبنان که با همه مخالفتها مرد و مردانه ایستاده میشنوید، از حشدالشعبی قهرمان، پرقدرت و متصلب عراق میشنوید، این جریان مقاومت ساخته و پرداخته تربیت و دست این رهبر عظیم الهی و آسمانی است که در این کشور بهترین جریانها را به وجود آورد و این جریان را ایجاد و ساخت.
وی خاطرنشان کرد: قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود و از همه بالاتر، من و شما ساخته شدیم. الان شش ماه است مقام معظم رهبری به شهادت رسیدند، اما در این شش ماه شما پرچمها و تجمعات را رها نکردید، ایستادید، مرد و مردانه و قهرمانانه مقاومت میکنید و میگویید ما خونخواه و جانفداییم تا آن روزی که انتقام مظلومیت این رهبر را نگیریم و خونخواهی نکنیم، دست از این حرکت برنمیداریم.
علمالهدی افزود: بیداری را طبق قلم شکسته ناپاک، در داخل و خارج ترویج میکنند و میگویند مقام معظم رهبری رهبر جنگ بوده، رهبر ستیز بوده و رهبر نبرد بوده است؛ در حالی که توجه نمیکنند مقام معظم رهبری قریب 30 سال با بازدارندگی تمام و کمال، آمریکا را به صورت یک سگی اطراف کشور واداشت پارس کند و جرئت نزدیک شدن نداشته باشد. این قدرت رهبری بود.
بازدارندگی رهبری و ایستادگی در برابر آمریکا
وی گفت: بحث این نبود که آمریکا از امروز اول بخواهد حمله کند. 30 سال است میخواهد حمله کند. کدام رئیسجمهور آمریکا بوده که نگفته پروژه نظامی هم روی میز است؟ همه آنها گفتند و همه آنها میخواستند. به اینجا و در این مرحله رسیدند که دیدند اصلاً تمام استکبار و تمام قدرت امپراتوری جهانیشان در معرض خطر افتاده است. بدبختها اشتباه کردند، دست به جنگ زدند و با جنگ خودشان را بدبخت کردند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: از عزیزان ما، ندانسته، گاهی اوقات بعضی جملات را به زبان میرانند که ما با آمریکا میتوانستیم جور دیگری رفتار کنیم. چطور رفتار کنیم؟ مگر ما با آمریکا امروز رسیدیم؟ 70 سال است با آمریکا دستوپنجه نرم میکنیم. از 28 مرداد 1332 تا امروز، بیش از 70 سال است ما با آمریکا در حال چالش و کشمکش هستیم.
وی ادامه داد: بردند، خوردند، چاپیدند، دزدیدند، عزیزان ما را کشتند، مردم ما را شکنجه دادند، یک ربع قرن مردم ما را به استثمار و بدبختی و استعمار کشاندند. بعد هم با همه توطئهها، جنایتها و بیدادگریها علیه نظام ما، انقلاب ما و خواسته مردم ما، مردم قیام کردند و دارند قیام میکنند. مگر ما امروز به آمریکا رسیدیم که بهتر از این میتوانستیم با آمریکا برخورد کنیم؟
علمالهدی تصریح کرد: یعنی با آمریکا بهتر برخورد کنیم؛ چه کار کنیم؟ از برجام بیشتر برخورد کنیم؟ برجام را خودتان ایجاد کردید. مگر قراردادهایی که بستید، بسیج زدند؟ مگر غیر از این بود؟ مگر واقعاً این 25 سال چکمه به پاهای آمریکایی را روی دوش مردم فراموش کردید؟ سابقهاش را فراموش کردید؟ اینها چقدر جنایت کردند؟ چه میکردیم غیر از این با آمریکا که آمریکا آرام میگرفت؟
آمریکا به دنبال تمامیتخواهی و سلطه بر ایران است
وی افزود: آمریکا یک جریان تمامیتخواه است که همه چیز ایران را میخواهد؛ نه تنها یک چیز. معدن ما را میخواهد، ثروت ما را میخواهد، انسانهای ما را میخواهد، افکار برجسته ما را میخواهد، استعدادهای درخشان جوانان ما را میخواهد و از همه بالاتر، دین ما را میخواهد که ما از دینمان هم دست برداریم. این خواسته آمریکاست و به یک چیز ختم نمیشود.
امام جمعه مشهد مقدس ادامه داد: چطور با آمریکا صحبت میکردیم؟ چطور با آمریکا حل میکردیم؟ در عرصههای بازدارندگی و دیپلماسی، راهی نبود مگر اینکه مقام معظم رهبری پیمودند. 30 سال در بازدارندگی، آمریکاییها را پشت در نگه داشتند و سیاست بازدارنده رهبری بود که آمریکا قبل از این دست به کار جنگ نشد و در استیصال دست به کار جنگ شد و با جنگ هم جوری انجام گرفت که خودش را بدبخت کرد.
وی بیان کرد: خدایا، عزیز و آقای ما را از ما گرفتند، اما خدا، تو را از ما نگرفتهاند. تو خدای ما هستی، ما هم خدا داریم، هم امام زمان داریم. امام زمان ما را از ما نگرفتند و نمیتوانند بگیرند. «لَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىٰ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا». اینها میخواهند شما را برگردانند از دینتان، اگر بتوانند و نمیتوانند. تو را از ما نمیتوانند بگیرند، امام زمان را از ما نمیتوانند بگیرند.
علمالهدی در پایان گفت: خدایا، آن عنایت و لطفی که تو داشتی که 36 سال این رهبر را بالای سر ما نگه داشتی و همه خصوصیات ما، عزت ما، عظمت ما، قدرت ما و قدرت دین و مذهب ما را این رهبر کاملاً حفظ کرد، خدایا همچنان تا آن روزی که پرچم پرافتخار «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ» آقا و صاحب آن، امام زمان(عج)، به اهتزاز دربیاید در دنیا، خدایا با همان عزت تا آن روز ما را حفظ کن و این عزت را به آن عزت جهانی که وجود اقدس مولا امام زمان(عج) ایجاد خواهند کرد، پروردگارا متصل بفرما.

هشدار اخیر پلیس درباره خالیفروشی؛ پشت پرده ریسک پلتفرمهای فروش آنلاین طلا چیست؟

تشکیک سازمان بینالمللی دریانوردی در وضعیت تردد در تنگه هرمز

رئیس کمیسیون امنیت ملی: آمریکا با عذرخواهی از مردم ایران، منطقه را ترک خواهند کرد

موافقتنامه تجارت ترجیحی ایران با عمان نهایی شد

رقابت دهکها در کنکور سراسری

