
عکسی از مراسم تشییع که یک سند تاریخی خواهد شد

پیام ویژه که پزشکیان از آمریکا دریافت کرد
چیزی حدود دو هفته پیش یعنی دقیقاً ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ بود که آقای پزشکیان، در نشست با خبرنگاران سؤالی پرسید که بیشتر به استفهام انکاری شباهت داشت: «بزرگترین دشمن آمریکا، چین است. چرا دعوا نمیکنند!؟ چین کار خودش را انجام میدهد و روزبهروز قویتر میشود، وقتی ما میتوانیم با گفتوگو حق و حقوقمان را بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟»
لحن بیان و شوق پرسش جوری بود که انگار افقی تازه در مقابل مخاطب قرار میداد. واقعاً چرا این کار را نمیکنیم؟ چرا ما با گفتوگو مشکلمان را با آمریکا حل نمیکنیم و حق و حقوقمان را نمیگیریم؟
البته شوق و ذوق پرسشگر نباید ما را زیاد هیجانزده کند. باید کمی صبر کرد. کمی که فکر کنیم، میبینیم خاطراتی از روزهای نهچندان دور در دهه ۹۰ شمسی وجود دارد که آن روزها ما مستقیماً با آمریکا گفتوگو میکردیم. وزیر خارجهمان با وزیر خارجه آمریکا سر یک میز مینشست و در خیابانهای سوییس با هم قدم میزدند و گفتوگو میکردند. معاون وقت وزیر خارجه ایران آنقدر با قائممقام وزیر خارجه آمریکا گرم گرفته بود که عکس نوههایشان را به هم نشان میدادند و حتی مذاکرهکنندگان ایرانی هر کدام یک تابلو فرش نفیس هم به عنوان هدیه به دوستان آمریکاییشان دادند. بالاتر از این، رئیسجمهور ایران با رئیسجمهور آمریکا گفتوگوی تلفنی و وزیر خارجه ایران با رئیسجمهور آمریکا در سازمان ملل دیدار کرد.
با این حساب حتماً باید مشکلاتمان آن موقع حل شده باشد! اما خوب که فکر کنیم متوجه میشویم متأسفانه چنین تجربهای وجود ندارد. ما یک توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) با آمریکاییها امضا کردیم. توافقی که صنعت هستهای ایران را به مدت ۵ سال تقریباً متوقف کرد. در برجام ایران سطح غنیسازی اورانیوم را از ۲۰ درصد به ۳ درصد کاهش داد. مرکز غنیسازی فردو را تقریباً تعطیل کرد. تأسیسات آب سنگین اراک را عملاً برای همیشه از کار انداخت. همه سانتریفیوژهای نسل جدید خود را جمعآوری و انبار کرد، تمام ذخایر سوخت ۲۰ درصد خود را نیز از دست داد و تحت بیسابقهترین بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گرفت. اما توافق برجام با همه این تعطیلیها و محدودیتهایش برای ایران حتی نتوانست حساب بانکی سفارت ایران در لندن را بازگشایی کند! آقای ظریف (وزیر خارجه وقت) در نامه به فدریکا موگرینی اعتراف کرد محدودیتهای ایران پس از برجام بیشتر از قبل برجام شده است. آقای عراقچی (معاون وقت وزیر خارجه) هم برجام را «داستانی ناموفق» دانست و تأکید کرد «نتیجه برجام اعمال تحریمهای جدید بود.
پس چگونه آقای پزشکیان گفت «وقتی میتوانیم با گفتوگو حق و حقوقمان را از آمریکا بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟» شاید منظور آقای پزشکیان این بوده که در آن دولت نتوانستند اما من میتوانم این کار را انجام دهم؛ و احتمالاً تأکیدشان در تبلیغات انتخاباتی مبنی بر گفتوگو و توافق با آمریکا برای حل مشکلات هم ناظر بر همین توانایی ایشان و ناتوانی آن دولت بوده است. اما خوب که فکر کنیم میبینیم دکتر پزشکیان مسئولان ارشد همان دولت را در دولت خود به کار گرفتند و منطقاً نمیتوان از یک تجربه تکراری با آدمهای تکراری نتیجهای متفاوت انتظار داشت! فارغ از این، بخش قابلتوجهی از ناکامی ماجرا نه در توانایی یا عدم توانایی دکتر پزشکیان یا هرکس دیگر که در ذات تعاملناپذیر، بدعهد و سلطهطلب طرف آمریکایی قرار دارد.
مثلاً علیرغم رویکرد مثبتی که آقای پزشکیان برای گفتوگو با آمریکا نشان داد، درست همان شبی که جلسه تحلیف ایشان انجام شد دشمن صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا یکی از مهمانان سرشناس مراسم آقای پزشکیان را در تهران ترور کرد و به شهادت رساند. ترور شهید اسماعیل هنیه میتوانست در هر کشور دیگری غیر از ایران مثلاً قطر یا ترکیه و در هر زمانی غیر از شب مراسم تحلیف دکتر پزشکیان رخ دهد. اما به نظر میرسید انتخاب مکان و زمان ترور حاوی پیامی ویژه بود.
پس آقای پزشکیان باید این پیام را دریافت میکرد که طرف مقابل اهل تعامل و رابطه از موضع برابر نیست و باید میفهمید که رویکرد متواضعانه ایشان در برابر آمریکا، از جانب طرف مقابل به عقبنشینی تعبیر شده و رفتار آنها را تهاجمیتر میکند. آقای پزشکیان این پیام را دریافت کرد اما جور دیگری فهمید. به نظر ایشان اتفاقاً این ترور نشانه دیگری بود از اینکه ما باید مشکلات را در گفتوگو با آمریکا حل کنیم و رژیم صهیونیستی با انجام این ترور هر چند با چراغ سبز آمریکا(!) قصد انسداد مسیر گفتوگو را داشته است.
اما باز هم اگر کمی صبر و بیشتر فکر کنیم در اتفاقات آن روزها تجربهای متفاوت میبینیم. آقای پزشکیان و دولتمردانشان اتفاقاً همان زمان با آمریکا به صورت غیرمستقیم و دورادور مذاکره کردند و به توافقی شفاهی رسیدند که در صورت عدم پاسخ ایران به ترور شهید اسماعیل هنیه در تهران؛ جنگ در غزه تمام شود. اما کمتر از دو ماه بعد نه تنها خبری از پایان حملات صهیونیستها به غزه نبود بلکه دبیرکل حزبالله لبنان، سید حسن نصرالله با بمبهای آمریکایی و با حمایت آمریکا، توسط صهیونیستها به شهادت رسید. این بار آقای پزشکیان خودش هم اعتراض کرد و یک روز پس از شهادت سید مقاومت، گفت: «ادعاهای سران آمریکا و کشورهای اروپایی نیز که در ازای عدم پاسخ ایران به ترور شهید هنیه وعده آتشبس میدادند، تماماً دروغ بود و فرصت دادن به چنین جنایتکارانی صرفاً آنها را در ارتکاب به جنایات بیشتر جریتر خواهد کرد.»
«فرصت دادن به آمریکا، آنها را در ارتکاب جنایاتِ بیشتر، جریتر خواهد کرد.» شاید باورپذیر نباشد اما این جمله، واقعاً جملهای است که آقای پزشکیان ۸ مهر ۱۴۰۳ بیان کرد. جملهای که برخاسته از تجربه ایشان در تعامل با آمریکا طی حدود دو ماه از ریاستجمهوری بود. پس چرا آقای پزشکیان بعد از دو سال همچنان میگوید: «وقتی ما میتوانیم با گفتوگو حق و حقوقمان را از آمریکا بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟»
شاید منظور ایشان انجام گفتوگوی رسمی و حضوری به جای گفتوگوی غیررسمی و از راه دور بوده است. احتمالاً برای همین بود که آقای پزشکیان دیماه ۱۴۰۳ و پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا بر تمایل خود برای مذاکره با آمریکا تأکید کرد و حتی برای جلب رضایت بیشتر در مصاحبه با شبکه آمریکایی NBC ضمن عدول از مواضع قبلی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر قصاص ترامپ به جرم شهادت حاج قاسم سلیمانی، گفت: «ایران برنامهای برای ترور [قصاص] کسی نداشته است، ما برای ترور [قصاص] ترامپ تلاش نکردیم و هرگز نخواهیم کرد.»
از نظر آقای پزشکیان گفتوگوی رسمی و حضوری حتماً میتوانست مشکلات را حل کند. ولی اگر باز هم کمی صبر و بیشتر فکر کنیم یادمان میآید چنین اتفاقی هم در دولت آقای پزشکیان افتاده است. فروردین ۱۴۰۴ اولین دور مذاکرات رسمی ایران و آمریکا در مسقط برگزار شد. این گفتوگوها پنج دور ادامه یافت و پس از هر دور آمریکا تحریمهای جدیدی بر ایران اعمال میکرد به نحوی که با پایان دور پنجم مذاکرات آمریکا ۳۱۳ تحریم جدید فقط بر شبکه فروش نفت ایران اعمال کرده بود. با این حال آقای پزشکیان و دولتمردانش قرار دور ششم مذاکرات را هم در ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ (۱۵ ژوئن ۲۰۲۵) گذاشتند. البته دور ششم مذاکرات هیچوقت انجام نشد چون دو روز قبل از آن در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران حمله کردند و هزاران ایرانی را به شهادت رساندند.
حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در حالی بود که دولت آقای پزشکیان طی مذاکرات، امتیازات گشادهدستانهای را به طرف آمریکایی وعده داده بود. آنطور که «آنتونی بلینکن» وزیر خارجه سابق آمریکا مدعی شد و البته هرگز توسط وزارت خارجه ایران تکذیب نشد، در مذاکرات پیش از حمله: «[دولت] ایران پذیرفت که نوع فعالیت هستهای را با غنیسازی زیر یک درصد تطبیق دهد... همچنین ایران مقدمه مذاکره بر سر نگرانیهای غربیها در مورد موشکهای بالستیک را پذیرفته بود!»
آقای پزشکیان که در همان دو ماه ابتدای ریاستجمهوریاش و با شهادت سیدحسن نصرالله به درستی متوجه شد «فرصت دادن به آمریکا، آنها را در ارتکاب جنایت جریتر میکند.» قاعدتاً پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه و شهادت دانشمندان هستهای، فرماندهان نظامی، مردم عادی و تخریب بخشی از زیرساختهای هستهای کشور، دیگر نباید فرصت مذاکره به آمریکا را آن هم درباره برنامه هستهای ایران که مورد حمله واقع شده بود، میداد.
هرچه فکر کنیم به سختی میتوان توجیهی برای ادامه مذاکرات هستهای با آمریکا پس از جنگ ۱۲ روزه پیدا کرد اما در کمال ناباوری، آقای پزشکیان مذاکرات هستهای با آمریکا را در بهمن ۱۴۰۴ از سر گرفت. یک ماجرای تکراری همیشه به نتیجه تکراری ختم میشود؛ این بار هم همینطور بود. ۹ اسفند ۱۴۰۴ در حالی که آقای پزشکیان چشمانداز مثبتی در مذاکرات میدید، وزیر خارجه ایران از پیشرفت در مذاکرات میگفت، وزیر خارجه عمان از امتیازهای بیسابقه ایران در حوزه هستهای مانند از بین بردن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد و پذیرفتن بازرسی از سایتهای مورد حمله واقع شده خبر میداد و تیم ایرانی در ازای این امتیازات بیسابقه خواستار «توافق عدم تجاوز» شده بود؛ آمریکا و اسرائیل باز هم به ایران حمله و رهبر عزیز ایران، فرماندهان نظامی و صدها کودک و هزاران زن و مرد غیرنظامی را به شهادت رساندند.
۴۰ روز بعد ایران با میانجیگری پاکستان پای میز مذاکرات مستقیم با آمریکا برای پایان جنگ نشست اما آمریکا دو روز پس از شروع مذاکرات اسلامآباد اقدام به محاصره دریایی ایران کرد و پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ نیز از همان ابتدا به نقض آن پرداخت.
تجربه تاریک گفتوگو با آمریکا فقط در دولت آقای پزشکیان باعث شد تا آقای بقایی سخنگوی وزارت خارجه با صراحت بگوید: «آمریکا با نقض آشکار و فاحش تفاهمنامه اسلامآباد سومین بار به دیپلماسی خیانت کرد... فراموش نکنیم که این سومین بار در طول یک سال گذشته است که چنین اتفاقی رخ میدهد. دو بار پیش نیز، در حالی که در حال مذاکره بودیم، هدف حمله آمریکا و اسرائیل قرار گرفتیم.»
ما تمام شکلهای گفتوگو با آمریکا را تجربه کردیم و در تمامی آنها به یک نتیجه واحد رسیدیم؛ پس به نظر شما زمانی که آقای رئیسجمهور با نادیده گرفتن همه این تجربهها میپرسد: «وقتی ما میتوانیم با گفتوگو حق و حقوقمان را از آمریکا بگیریم، چرا این کار را نکنیم!؟» چه پاسخی باید به ایشان داد؟
عطریانفر: آقای رضایی با دقت بیشتری اظهارنظر کند | انصاف نیوز
محمد عطریانفر، عضو شورای اطلاعرسانی دولت با تاکید بر اینکه رئیسجمهور پزشکیان از فرصت رهبری برای پبش بردن دیپلماسی استفاده کرده است نسبت به برخی اظهارنظرهای دبیر تازهمنصوبشدهی شعام انتقاد کرد.
او در این باره به انصاف نیوز گفت: برخی عزیزان، از جمله آقای محسن رضایی اظهاراتی مطرح کردهاند که دلالت بر نوعی تعارض دارد. به نظر من این تذکرات و تحلیلها باید با دقت بیشتری مطرح شود، زیرا طبیعتاً هیچ اقدامی که از طرف شورای عالی امنیت ملی کشور به مرحله اجرا میرسد، نباید با اظهارات متفرقهای مواجه شود که نتیجه آن چیزی جز ایجاد ابهام نیست.
آقای عطریانفر در گفتوگو با انصاف نیوز درباره روند مذاکرات ایران و آمریکا و فرصت ایجادشده برای رسیدن به توافق گفت: یادداشت تفاهمی که در اسلامآباد بین ایران و آمریکا امضا شد، حاصل مجموعهای از اقدامات و رفتوبرگشتهای بسیار زیاد و طرح پیشنهادهای دو طرف بود.
او ادامه داد: این روند در ایران نیز توسط مقامات مسئول دنبال شد و رهبری هم در جریان گفتوگوها قرار داشتند و در نهایت مذاکرات به نقطهای رسید که توافق ۱۴بندی در ذیل تفاهمنامه اسلامآباد مکتوب و به طرفین منتقل شد و رهبری نیز با مفاد آن موافقت کردند.
عطریانفر با اشاره به روند بررسی این توافق در شورای عالی امنیت ملی بیان کرد: این موضوع ابتدا در شورای عالی امنیت ملی مطرح شد. مجموعهای از مقامات ارشد نظام، رؤسای سه قوه، فرماندهان نیروهای مسلح، وزرای کشور، خارجه و اطلاعات و نمایندگان رهبری در این شورا حضور دارند و پیشنویس را بررسی و تصویب کردند. مصوبات شورای عالی امنیت ملی زمانی اجازه اجرا پیدا میکند که نظر موافق و تنفیذ رهبری را نیز همراه داشته باشد.
او گفت: بنابراین من میان آنچه بهصورت لفظی و در مقام نظر درباره موضوع مطرح شده و اذن و تنفیذ اجرای توافقنامه، تعارضی نمیبینم.
عضو شورای اطلاعرسانی دولت در ادامه با اشاره به برخی اظهارنظرها درباره روند توافق گفت: برخی عزیزان، از جمله آقای محسن رضایی، اخیراً اظهاراتی مطرح کردهاند که دلالت بر نوعی تعارض دارد. به نظر من این تذکرات و تحلیلها باید با دقت بیشتری مطرح شود، زیرا طبیعتاً هیچ اقدامی که از طرف شورای عالی امنیت ملی کشور به مرحله اجرا میرسد، نباید با اظهارات متفرقهای مواجه شود که نتیجه آن چیزی جز ایجاد ابهام نیست.
عطریانفر با اشاره به مفاد تفاهم ۱۴بندی گفت: در ادامه این روند، از مجموعه ۱۴ بند موجود، ما بر پنج بند بهطور جدی تأکید کردیم تا برای راستیآزمایی رفتار آمریکاییها، ابتدا تحقق این پنج بند را ببینیم و طرف مقابل التزام خودش را نشان دهد تا بتوانیم اعتماد بیشتری پیدا کنیم.
او گفت: یکی از مهمترین موارد در همان گام نخست، پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان بود. اما این بند توسط آمریکاییها و اسرائیلیها نقض شد و همین مسئله عملاً به شکست توافقنامه انجامید. او ادامه داد: ایران نیز متقابلاً اقدام کرد و اجازه تردد در بخش جنوبی تنگه هرمز را نداد. بنابراین در عمل، روند توافقنامه متوقف شد.
او با این حال تأکید کرد: اگر بخواهم به سؤال اصلی شما پاسخ بدهم، تصور میکنم دولت، شخص رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی از فرصتهای موجود بهدرستی استفاده کردند.
عطریانفر ادامه داد: البته باید توجه داشت که قراردادهای بینالمللی، توافقها و تفاهمهای دوجانبه همیشه دو طرف دارند و هر دو طرف میتوانند از تعهدات خود تخلف کنند. هیچ توافقی تضمین صددرصدی ندارد. همانطور که شما در یک جاده با وجود رعایت قوانین ممکن است با تخلف یک راننده دیگر آسیب ببینید، در توافقهای بینالمللی نیز امکان نقض تعهدات وجود دارد.
او با تأکید بر جدیت ایران در مذاکره گفت: ما در تدابیر ملی و تصمیمات کلان خود همواره جدی هستیم؛ همانطور که وقتی میجنگیم جدی هستیم، وقتی هم به سمت صلح، توافق و مذاکره میرویم، جدی هستیم.
عطریانفر با اشاره به تجربه جنگ ایران و عراق گفت: در ماجرای جنگ ایران و عراق نیز دیدیم که ایران در تصمیمات کلان خود جدیت داشت. پذیرش قطعنامه نیز بر همین اساس انجام شد و اجازه داده نشد تخلفی صورت بگیرد.
او گفت: اگر آمریکاییها و همپیمانان منطقهای آنها به همین توافقنامهای که امضای رئیسجمهور آمریکا پای آن است ملتزم باشند، طبیعتاً آنچه مورد تأیید ایران قرار گرفته میتواند جنبه عملی پیدا کند.
این عضو شورای اطلاعرسانی دولت گفت: اکنون در نقطهای قرار گرفتهایم که کار عملاً متوقف شده است. این توقف را نمیتوان به اقدامات رئیسجمهور نسبت داد. به نظر من رئیسجمهور به اعتقاد و رویکرد رهبری پاسخ مثبت داد و تلاش کرد آن را به نتیجه برساند، اما این توافقنامه از سوی طرف مقابل آسیب دید.
او در پایان گفت: به جای اینکه بگوییم آمریکا یا متحد منطقهای آن، اسرائیل، توافق را مخدوش کردهاند، میتوان گفت اگر آمریکاییها بتوانند اسرائیل را قانع کنند که به مفاد توافقنامه بازگردد، ایران نیز مشکلی برای بازگشت به همان توافق قبلی و پایبندی مجدد به آن نخواهد داشت.
انتهای پیام
واکنش تند فارس علیه نطق صلحآمیز پزشکیان
مسعود پزشکیان صبح جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ در مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران گفت: بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید میکنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات، به مدارس، بیمارستانها و زیرساختهای ما حمله کرده و در دنیا منفور است، جنگ را پایان دهیم.
پزشکیان با اشاره به سخنان امام علی (ع) درباره صلح اظهار داشت: امام علی (ع) میفرماید صلحی را که دشمن تو را به آن دعوت میکند، رد نکن؛ اما از او غافل نشو و مواظب باش، چون ممکن است بخواهد به تو نزدیک شود و خدعه کند. بعد هم پیمانی که بستی، خلف پیمان نکن؛ هیچ فضیلتی بالاتر از پایبندی به پیمان نیست که متأسفانه خیلی وقتها ما آن را نادیده میگیریم.
ساعاتی بعد خبرگزاری فارس در یادداشتی با انتقاد از اظهارات پزشکیان درمورد لزوم پایان جنگ نوشت: ایران جنگ را آغاز نکرده که پایان دادنش با ایران باشد!
در این رابطه بخوانید: نبویان از سیگنال پزشکیان برای پایان جنگ عصبانی شد!
متن خبر فارس بدین شرح است: این روزها برخی از سیاسیون ورشکسته در فضای رسانهای، از لزوم «پایان جنگ» سخن میگویند و حالا این ادبیات در اظهارات رئیسجمهور هم تکرار شده است.
پرسش ساده اما اساسی اینجاست: مگر ما شروعکننده جنگ بودیم که پایان دادن به آن به دست ماست؟
جنگ را دشمن تحمیل کرد. دشمن حمله کرد، دشمن ترور کرد، دشمن تأسیسات ما را زد و دشمن بود که پیمانها را نقض کرد. جمهوری اسلامی ایران در مقام دفاع مشروع و با اقتدار کامل پاسخ داد و دشمن را شکست خورده به عقب راند.
حالا با این واقعیت روشن، «پایان دادن به جنگ» یعنی چه؟ یعنی چه کنیم که جنگ تمام شود؟ یعنی برویم و از دشمن متجاوز خواهش کنیم که آتشبس کند؟ یعنی با پذیرش خواستههای او، سازش کنیم تا او راضی شود دست از تجاوز بردارد؟
این رویکرد، نه تنها هیچ نسبتی با واقعیت میدان ندارد، بلکه دقیقاً همان حرفی است که برخی جریانات سیاسی ورشکسته و بیاعتبار در روزهای اخیر مطرح کردهاند. جالب آنکه همان افراد، پیشتر نیز با ادبیات انفعالی خود، زمینهساز خوشبینیهای بینتیجه به دشمن شده بودند.
نکته مهمتر اینکه چنین مواضع ضعیف و انفعالی، نه تنها جنگی را پایان نمیدهد، بلکه دقیقاً همان عاملی است که دشمن را به حمله و تجاوز مجدد تشویق میکند. تاریخ گواه است که هرگاه ایران از موضع انفعال و عقبنشینی سخن گفته، دشمن جریتر شده و بر طمع خود افزوده است.
نمونه بارز آن، دو جنگ اخیری است که در دوره ای صورت گرفت که دولتمردان ما بیشترین تمایل را به مذاکره و انعطاف با دشمن داشتند و هر بار نیز در حین مذاکره مورد حمله قرار گرفتیم.
دشمن همچون گرگی است که بوی ضعف را حس میکند و به جای عقبنشینی، حملهای سختتر را آغاز میکند. ادبیات «پایان جنگ» از موضع خواهش و التماس، به دشمن این پیام را میدهد که ایران از میدان خسته شده و برای خروج شتابزده است؛ این دقیقاً همان نقطهای است که دشمن برای افزایش فشار و طراحی حملهای جدید، از آن بهرهبرداری خواهد کرد.
مردم هوشیار و بصیر ایران، رئیسجمهور را به صداقت میشناسند و از ایشان انتظار دارند که فریفته ادبیات سیاسیون شکستخورده نشوند. تکرار این حرفهای بهظاهر صلحطلبانه و عوامانه، نه تنها به اعتماد مردم نسبت به دولت آسیب میزند، بلکه به دشمن این پیام را میدهد که ایران برای خروج از میدان شتابزده است و او را نسبت به اقدامات خصمانه تر تشویق میکند.

هشدار هواشناسی برای ۱۲ استان؛ رگبار و رعدوبرق در راه است | تهران خنک می شود

منتقدان بنزین رویافروشی میکنند!

طلاق تجاری تهران و ابوظبی - دیپلماسی ایرانی

اولتیماتوم به کارفرمایان؛ مهلت پرداخت حق بیمه تا ساعت ۲۴ امشب

دو روایت از یک بازار؛ کمبود یا رانت؟ - مردم سالاری آنلاین

