
ادعاهای مضحک و بیاساس جدید ترامپ: نتانیاهو به هیچ وجه در آمریکا دستگیر نخواهد شد، چرا که او در حال مبارزه با ایران است، ایرانی که ۵۲۰۰۰ معترض حاکمیت را کشته است!

نیویورک تایمز: حمله گسترده به ایران منتفی شد
فرارو: همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، یک رسانه آمریکایی در گزارشی نوشته است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در شرایط کنونی تمایلی به بازگشت به یک جنگ نظامی گسترده با ایران ندارد و تلاش میکند فشار بر تهران را از مسیر اقتصادی افزایش دهد.
به نقل از نیویورک تایمز، ترامپ روز چهارشنبه از آغاز آنچه خود کوبندهترین عملیات اقتصادی علیه یک کشور خواند، خبر داد و تهدید کرد کشورهایی که به ایران امکان دسترسی به تجارت و شبکههای مالی بینالمللی را بدهند، با پیامدهای اقتصادی سنگینی از سوی واشنگتن روبهرو خواهند شد.
به نوشته نیویورکتایمز، در میان تهدیدهای اخیر دولت ترامپ، یک پیام مهم نیز نهفته است؛ اینکه رئیسجمهور آمریکا نمیخواهد بار دیگر وارد یک جنگ نظامی گسترده شود. این رویکرد در اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز آشکارتر شده است.
بسنت روز پنجشنبه اعلام کرد واشنگتن قصد دارد شدیدترین تحریمهای تاریخ خود علیه ایران را اعمال کند. او همچنین از چین خواست در اجرای این سیاست با آمریکا همکاری کند.
انتقاد شدید شومر از ماجراجویی نظامی ترامپ و بحران اقتصادی آمریکا
جوان آنلاین: چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات در مجلس سنای آمریکا، با انتشار پیامی در صفحه شخصی خود، به تندی از سیاستهای ماجراجویانه دونالد ترامپ و تحمیل هزینههای سنگین جنگ بر مردم این کشور انتقاد کرد.
شومر با اشاره به تعمیق بحرانهای اقتصادی در ایالات متحده نوشت: «بهای هر گالن بنزین به بیش از ۴ دلار رسیده، بدهی ملی از مرز ۴۰ تریلیون دلار گذشته است و ما گرفتار یک جنگ بیپایان دیگر در خاورمیانه شدهایم.»
وی با انتشار تصویری کنایهآمیز از ترامپ، بیتوجهی رئیسجمهور آمریکا به مشکلات اساسی مردم و اولویت دادن به مسائل حاشیهای را به باد انتقاد گرفت.
رهبر دموکراتهای سنا پیشتر نیز با اشاره به افزایش تلفات نیروهای آمریکایی در پی جنگ با ایران، خواستار توقف فوری این درگیریها شده بود. شومر تأکید کرده است که «جنگ غیرعقلانی ترامپ در ایران سفره آمریکاییها را کوچک کرده است.»
در پی تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، موج گستردهای از اعتراضات در میان قانونگذاران آمریکایی شکل گرفته و شمار زیادی از نمایندگان کنگره، پایان سریع این درگیری پرهزینه و فرسایشی را خواستار شدهاند.
ادعای حمله موشکی امارات؛ سناریوی آمریکا برای تخریب روابط ایران با همسایگان
صفحه سیاست-
در میانه هفته گذشته، ارتش امارات مدعی شد دو موشک بالستیک را شناسایی و رهگیری کرده و این موشکها از سوی ایران شلیک شدهاند. ابوظبی بدون ارائه جزئیات روشن درباره مسیر پرواز یا اهداف احتمالی موشکها، در ادامه اعلام کرد روابط تجاری و مالی خود با ایران را متوقف خواهد کرد.
این ادعا با واکنش فوری تهران مواجه شد. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اتهام امارات را کاملاً مردود دانست و آن را اقدامی خلاف حسن همجواری و تلاشهای جاری برای تقویت اعتماد میان کشورهای منطقه عنوان کرد.
نکته مهم در این میان، فاصله کوتاه میان طرح ادعای حمله موشکی و اعلام تصمیم اقتصادی امارات است؛ فاصلهای که از نگاه منتقدان میتواند نشانهای از پیوند میان یک روایت امنیتی و تصمیم سیاسی و اقتصادی باشد. آمریکا و سناریوی تخریب روابط ایران با همسایگان
رضا میرابیان، سفیر پیشین ایران در کویت و تحلیلگر مسائل غرب آسیا، معتقد است تحولات اخیر امارات را نمیتوان جدا از فضای منطقهای پس از جنگ اخیر بررسی کرد.
از نگاه او، آمریکا پس از آنکه در جنگ نتوانست به اهداف موردنظر خود دست پیدا کند، به سمت ایجاد آشفتگی در روابط ایران با کشورهای همسایه حرکت کرده است. در این چارچوب، طرح اتهامات علیه ایران میتواند با هدف کاهش اعتماد میان تهران و پایتختهای عربی و ایجاد زمینه برای فشارهای بیشتر انجام شود.
میرابیان همچنین حوادثی را که به گفته او در اقلیم کردستان عراق و امارات رخ داده، در چارچوب عملیات موسوم به «پرچم دروغین» تحلیل میکند؛ ادعایی که البته نیازمند بررسی مستقل شواهد و اطلاعات موجود است و نباید صرفاً بر مبنای اظهارات طرفهای درگیر درباره آن قضاوت کرد. تصمیم امارات چقدر مستقل از واشنگتن است؟
یکی از پرسشهای اصلی درباره رفتار ابوظبی این است که آیا توقف روابط اقتصادی با ایران تصمیمی مستقل بوده یا تحت تأثیر فشارهای آمریکا و ملاحظات امنیتی واشنگتن اتخاذ شده است.
میرابیان معتقد است امارات در تصمیمات راهبردی منطقهای نمیتواند کاملاً جدا از آمریکا عمل کند و اقدامات اخیر را بخشی از یک طراحی بزرگتر میداند. از منظر این تحلیل، واشنگتن تلاش میکند کشورهای عربی منطقه را در موقعیتی قرار دهد که در صورت افزایش تنش با ایران، از سیاستهای آمریکا تبعیت کنند.
در مقابل، واقعیت روابط کشورهای عربی با ایران پیچیدهتر از یک دوگانه ساده «ایران ـ آمریکا» است. کشورهای حوزه خلیج فارس از یک سو به همکاریهای امنیتی با آمریکا وابستهاند و از سوی دیگر، ایران را به عنوان یک همسایه دائمی و بازیگری مهم در معادلات منطقهای نمیتوانند نادیده بگیرند. چرا کشورهای منطقه میان ایران و آمریکا گرفتار شدهاند؟
این وضعیت یک تناقض اساسی برای کشورهای منطقه ایجاد کرده است. آنها از یک طرف نمیخواهند روابط امنیتی و نظامی خود با آمریکا را از دست بدهند و از طرف دیگر، میدانند که جغرافیای سیاسی منطقه قابل تغییر نیست و ایران همچنان یکی از بازیگران اصلی خلیج فارس و غرب آسیا خواهد بود.
میرابیان با اشاره به همین مسئله میگوید کشورهای منطقه به این واقعیت واقفاند که «ایران ماندنی و آمریکا رفتنی است»، اما کاهش وابستگی به واشنگتن فرآیندی زمانبر خواهد بود.
این نگاه را میتوان یکی از مهمترین مؤلفههای سیاست خارجی کشورهای عربی در سالهای اخیر دانست؛ سیاستی که در آن تلاش برای حفظ رابطه با آمریکا، همزمان با گسترش مناسبات با قدرتهای دیگری مانند چین و روسیه و مدیریت روابط با ایران دنبال میشود. کاهش نقش اقتصادی امارات در تعاملات ایران
در بخش اقتصادی نیز میرابیان معتقد است نقش امارات در مناسبات مالی ایران نسبت به گذشته کاهش یافته و تهران در ماههای اخیر تلاش کرده بخشی از مسیرهای تجاری و مالی خود را به دیگر کشورهای همسایه منتقل کند.
اگر چنین روندی ادامه پیدا کند، فشار اقتصادی ناشی از تصمیمهای ابوظبی الزاماً به معنای توقف کامل تجارت منطقهای ایران نخواهد بود؛ بلکه میتواند به بازآرایی مسیرهای تجاری و افزایش نقش سایر همسایگان منجر شود.
به همین دلیل، تصمیم امارات را باید همزمان از دو زاویه بررسی کرد؛ نخست به عنوان یک اقدام سیاسی در واکنش به ادعای امنیتی اخیر و دوم به عنوان بخشی از روند تغییر مسیرهای اقتصادی ایران در منطقه. آیا عملیات «پرچم دروغین» به ابزار جنگ روایتها تبدیل شده است؟
یکی از مهمترین ابعاد تحولات اخیر، جنگ روایتهاست. در شرایطی که یک حادثه امنیتی میتواند در مدت کوتاهی به بحران سیاسی تبدیل شود، نحوه روایت حادثه گاهی به اندازه خود حادثه اهمیت پیدا میکند.
ایران با رد اتهام امارات، از کشورهای منطقه خواسته است از اتهامزنی بدون ارائه شواهد خودداری کنند. در مقابل، ابوظبی نیز ادعای خود را در چارچوب ملاحظات امنیتی مطرح کرده است.
در چنین شرایطی، هرگونه نسبت دادن یک حمله یا حادثه امنیتی به یک کشور، بدون انتشار شواهد قابل بررسی، میتواند به افزایش سوءظن و تشدید فضای بیاعتمادی منجر شود؛ همان عاملی که در نهایت میتواند روابط میان کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. آیا حضور آمریکا در منطقه در حال تغییر است؟
میرابیان در بخش دیگری از تحلیل خود بر کاهش توان و نفوذ آمریکا در منطقه تأکید کرده و معتقد است کشورهای خلیج فارس باید در ارزیابی خود از کارآمدی حضور نظامی آمریکا تجدیدنظر کنند.
او همچنین به خرید تجهیزات دفاعی از کشورهای آسیایی توسط برخی کشورهای منطقه اشاره میکند و آن را نشانهای از تلاش برای متنوع کردن منابع تسلیحاتی میداند.
با این حال، حتی اگر کشورهای منطقه به سمت تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود حرکت کنند، به نظر میرسد خروج کامل آمریکا از معادلات امنیتی خلیج فارس در کوتاهمدت اتفاقی محتمل نیست. پایگاههای نظامی، همکاریهای اطلاعاتی، قراردادهای تسلیحاتی و روابط سیاسی چند دههای، شبکهای از وابستگی ایجاد کرده که تغییر آن به زمان نیاز دارد. فرافکنی؛ تلاش برای حفظ تصویر قدرت آمریکا
از نگاه میرابیان، فشارهای رسانهای و امنیتی اخیر بخشی از تلاش واشنگتن برای حفظ تصویر قدرت خود در منطقه است؛ بهویژه در شرایطی که هزینههای نظامی و سیاسی حضور آمریکا افزایش یافته و توانایی این کشور برای تحمیل اراده خود با چالشهایی مواجه شده است.
در این چارچوب، ایجاد نگرانی درباره تهدید ایران، برجسته کردن حوادث امنیتی و متهم کردن تهران میتواند به آمریکا امکان دهد نقش خود را به عنوان تأمینکننده امنیت منطقه توجیه کند.
اما مسئله مهمتر این است که چنین رویکردی اگر با افزایش بیاعتمادی میان کشورهای منطقه همراه شود، میتواند دقیقاً برخلاف روندی باشد که در سالهای اخیر برای کاهش تنش و توسعه روابط همسایگی شکل گرفته است. آینده روابط ایران و کشورهای خلیج فارس چه خواهد شد؟
تحولات اخیر نشان میدهد روابط ایران با کشورهای عربی منطقه همچنان در معرض فشارهای خارجی قرار دارد. از یک سو، تهران تلاش میکند روابط همسایگی و اقتصادی خود را حفظ کند و از سوی دیگر، آمریکا و متحدانش همچنان از ابزارهای امنیتی و سیاسی برای اثرگذاری بر معادلات منطقه استفاده میکنند.
در این شرایط، مهمترین چالش برای کشورهای منطقه جلوگیری از تبدیل حوادث امنیتی به بحرانهای سیاسی و اقتصادی است. هر اندازه تصمیمهای راهبردی بر اساس شواهد روشن، گفتوگو و سازوکارهای منطقهای اتخاذ شود، امکان سوءاستفاده بازیگران خارجی از اختلافات میان همسایگان کاهش خواهد یافت.
ادعای اخیر امارات، صرفنظر از صحت یا نادرستی روایتهای مطرحشده درباره منشأ موشکها، یک واقعیت مهم را دوباره آشکار کرده است: خلیج فارس همچنان صحنه رقابت میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است و هر حادثه امنیتی میتواند به ابزاری برای بازتعریف موازنه سیاسی تبدیل شود. از همین رو، حفظ کانالهای ارتباطی میان ایران و همسایگان و جلوگیری از شکلگیری روایتهای شتابزده، میتواند یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از بازگشت منطقه به چرخه تازهای از تنش باشد.

چشمپوشی کارفرمایان از پرداخت به موقع حق بیمه/شرایط دشوار درمان کارگران

قیمت طلای دست دوم چند؟

کنکور ۱۴۰۵ در ایستگاه پایانی/ آزمون گروههای ریاضی و انسانی برگزار شد

شرایط جنگی پای برنج خارجی را به فصل برداشت باز کرد

فولاد مبارکه چگونه ۱۱۰۰ میلیارد بودجه مسئولیت اجتماعی سهامداران خود را خرج کرد؟ | از ۴۴ میلیارد هزینههای سایر تا ۳۰ میلیارد هزینه مراسم های مذهبی

