
پرویز پرستویی که چندی پیش با یادی از جنایات علیه دانش آموزان میناب (بر پهلوی و طرفدارانش لعنت فرستاده بود)، حالا فضای به وجود آمده در مجازی، (حمله گلهای پهلوی چیها و رباتهایشان) را مهم انگاشته و یا برای فرار از دست این حملات دعوت کنندگان ترامپ به حمله علیه ایران و توجیه کنندگان جنایت میناب را هموطن دانسته و (از استوری پیشین خود عذرخواهی کرد.)
این استوری در واقع بازنشر یک فیلم بود، فیلمی که به اتفاق تلخ همان روز و پیدا شدن قطعههای پیکر شهدای کودک مدرسه میناب برمیگشت.
در همان فیلم نوشته شده بود (بر پیروان پهلوی تا ابد لعنت باد)، چون این جنگ از همان جایی شروع شد که این افراد از عمویشان خواستند به ایران حمله کند.
کافیاست کمی به عقب برگردیم و یادمان بیاید که حادثه میناب را همین افراد در همان زمان توجیه میکردند.اما اتفاقی که بعد از انتشار این استوری افتاد، خودش داستان جداگانهای دارد. (موج بزرگی از فحاشی در فضای مجازی راه افتاد و پرستویی هدف اصلی آن شد.) این را باید گفت که فحاشی در این فضا چیز تازهای نیست، همیشه بوده و سعی کرده تا دیکتاتورگونه نظرات مخالفش را خفه کند .
همین فشار بود که باعث شد( پرستویی در پستی دیگر عذرخواهی کند) و بنویسد قصد توهین به هموطنانش را نداشته است.
با این حال، پیش از آنکه این ماجرا همینجا تمام شود و با پذیرش این نکته که( لشگر غیر واقعی و مجازی پهلوی ترسناک و دیکتاتور است) چند نکته هست که باید با استدلال روشن شوند.
۱) اینکه عامل جنایت و شهادت دانشآموزان میناب هرگز نمیتواند هموطن قربانیانش بهحساب بیاید. این حرف بیدلیل نیست. هموطنبودن فقط یک رابطه جغرافیایی یا زبانی نیست، بلکه بر اشتراک در سرنوشت و منافع یک ملت شکل میگیرد. کسی که با دعوتِ عَمَلی به حمله نظامی علیه کشورش، در کشتهشدن کودکان همان سرزمین سهیم میشود، دیگر در این رابطه جایی ندارد. پس نمیشود صرفاً به خاطر تابعیت یا زبان مشترک، او را در همان دستهای قرار داد که قربانیانش هستند.
۲) نکته بعدی به خود فضای مجازی برمیگردد. اینستاگرام، با همه شکل و شمایلی که دارد، بازتاب دقیقی …


