
دو چهره از حیات وحش

لیزر موهای زائد برای چه کسانی ضرر دارد
افراد و شرایطی که لیزر موهای زائد برای آنها مناسب نیست
در بعضی شرایط، انجام لیزر به پوست آسیب میرساند یا وضعیت موجود را بدتر میکند؛ مهمترین این موارد، عبارتاند از: عفونت یا زخم فعال در محل لیزر: تابش لیزر روی پوستی که دچار عفونت باکتریایی، ویروسی یا زخم باز است، عفونت را گسترش میدهد و روند بهبودی را آهسته میکند. تبخال یا هرپس فعال: اگر ناحیه مورد نظر دچار تبخال فعال باشد، حرارت لیزر باعث فعالشدن مجدد و پخش ویروس میشود. کهیر یا حساسیت پوستی حاد: پوست ملتهب و حساس، واکنش پیشبینیناپذیرتری به لیزر نشان میدهد. زخمهای کلوئیدی یا سابقه اسکار غیرطبیعی: افرادی که پوستشان تمایل به ایجاد اسکار برجسته دارد، در معرض خطر بیشتری برای زخم دائمی بعد از لیزر هستند. خالهای مشکوک، ضایعات پوستی نامشخص یا سابقه ملانوما: بهتر است لیزر مستقیماً روی این نواحی انجام نشود و قبل از شروع جلسات، یک متخصص پوست آن را بررسی کند. تاتو یا میکروبلیدینگ در محل لیزر: رنگدانههای تاتو، نور لیزر را جذب میکنند و باعث سوختگی یا تغییر رنگ همان ناحیه میشوند (منبع: وبسایت انجمن آمریکایی جراحی لیزر). آفتابسوختگی یا برنزهشدن اخیر پوست: پوست تازه برنزهشده حساستر است و احتمال سوختگی یا لکهشدن در آن بیشتر میشود.
بعضی بیماریهای پوستی فعال مثل اگزما، پسوریازیس یا روزاسه هم در دوره التهاب حاد جزو موارد منع لیزر موهای زائد بهشمار میروند، هرچند در دوره آرام بیماری معمولاً مانعی وجود ندارد.
نکته: ممنوعیت لیزر موهای زائد برای شرایطی که بالا ذکر کردیم، وجود دارد. هرچند مشورت با پزشک متخصص تعیینکننده است. تاثیر بارداری و شیردهی بر انجام لیزر
یکی از پرتکرارترین سؤالها درباره لیزر موهای زائد در بارداری است. شواهد علمی کافی درباره بیخطر بودن قطعی لیزر برای جنین وجود ندارد و به همین دلیل بیشتر مراکز و پزشکان، انجام لیزر در دوران بارداری را توصیه نمیکنند (منبع: وبلاگ doctorgreenlife.com).
نکته: بخشی از رشد موهای زائد در بارداری، ناشی از افزایش سطح استروژن است، که معمولاً بعد از زایمان تا پایان دوره شیردهی به حالت قبل بازمیگردد.
وضعیت شیردهی کمی متفاوت است. بر اساس شواهد، انرژی لیزر فقط در سطح پوست جذب میشود و وارد جریان خون یا شیر مادر نمیشود. به همین دلیل بیشتر متخصصان، لیزر موهای زائد را در این دوره از نظر تاثیر بر شیر و نوزاد بیخطر میدانند (منبع: مجله درماتولوژی). با این حال، نگرانی اصلی در این دوره، حساسیت بیشتر پوست مادر است. نوسانات هورمونی بعد از زایمان، پوست را ملتهبتر و مستعد قرمزی یا لک میکند و همچنین رشد مو را موقتاً غیرقابلپیشبینی میسازد. به همین دلیل برخی مراکز ترجیح میدهند جلسات را تا تثبیتشدن هورمونها به تعویق بیندازند (منبع: وبلاگ sevlaser.com). بیماریها و داروهایی که انجام لیزر را محدود میکنند
بعضی بیماریها و داروها حساسیت پوست به نور را بالا میبرند یا خطر سوختگی و لک را افزایش میدهند، از جمله: لوپوس: بیشتر بیماران مبتلا به لوپوس نوعی حساسیت پوستی به نور دارند و گرمای لیزر باعث فعالشدن مجدد علائم میشود (منبع: وبلاگ myethosspa.com). دیابت کنترلنشده: بهبود زخم در این افراد کندتر است و ریسک عفونت بعد از لیزر بالاتر میرود. HIV/AIDS و بیماریهای خودایمنی شدید: در این بیماران بهدلیل ضعف سیستم ایمنی، احتمال عوارض و تاخیر در بهبودی افزایش مییابد. صرع نوری (حساس به نور و فلاش): در این افراد باید قبل از لیزر، تایید پزشک معالج گرفته شود.
۳ داروی موثر بر ایمنی لیزر عبارتاند از: ایزوترتینوئین (راکوتان): این دارو پوست را نازک و حساستر میکند و معمولاً توصیه میشود حداقل تا شش ماه تا یک سال بعد از قطع مصرف، لیزر انجام نشود. تتراسایکلین و برخی آنتیبیوتیکها: میتوانند حساسیت پوست به نور را افزایش دهند. کورتیکواستروئیدها (کورتون): مصرف طولانیمدت این داروها پوست را نازکتر و آسیبپذیرتر در برابر حرارت لیزر میکند.
نکته: از آنجا که لیزر موهای زائد و بیماریهای پوستی یا مصرف داروهای خاص میتوانند تداخل ایجاد کنند، قبل از رزرو جلسه باید سابقه پزشکی کامل و فهرست داروهای مصرفی خود را با متخصص در میان بگذارید، حتی اگر فکر میکنید این اطلاعات اهمیتی ندارد. عوارض احتمالی لیزر موهای زائد
بخش بزرگی از عوارض لیزر موهای زائد، موقتی و خفیف هستند و طی چند ساعت تا چند روز برطرف میشوند، از جمله: قرمزی و التهاب خفیف پوست تورم موضعی اطراف فولیکول مو احساس گرمی یا سوزش سبک، شبیه آفتابسوختگی خفیف ایجاد نقاط ریز سیاهرنگ (بقایای سوخته فولیکول)
عوارض کمتر شایع اما جدیتر لیزر به این ترتیب هستند: سوختگی پوست تاول تیرهشدن پوست یا هایپرپیگمانتاسیون روشنشدن یا ازدسترفتن رنگدانه پوست (هایپوپیگمانتاسیون)
در موارد نادر بهدنبال سوختگی یا تاول درماننشده، ممکن است اسکار یا زخم دائمی روی پوست ایجاد شود.
نکته مهم این است که بیشترین سهم این عوارض جدی، به تنظیم نادرست دستگاه و تجربه پایین اپراتور برمیگردد. مطالعهای بر روی موارد ثبتشده مضرات لیزر موهای زائد نشان داد بیشتر این موارد، مربوط به مراکزی بوده که لیزر توسط افراد کمتجربه یا خارج از نظارت پزشکی انجام شده است (منبع: مجله آکادمی آمریکایی پوست و مو). به همین دلیل انتخاب طولموج مناسب برای نوع پوست و تجربه فرد انجامدهنده، نقش تعیینکنندهای در کاهش این ریسکها دارد. چه کسانی قبل از لیزر به مشاوره پزشکی نیاز دارند؟
اگر در هر یک از موارد زیر قرار دارید، بهتر است قبل از رزرو جلسه، با پزشک یا متخصص پوست صحبت کنید: سابقه بیماری پوستی مانند اگزما، پسوریازیس یا روزاسه (حتی در دوره آرام بیماری) مصرف هر نوع دارو، بهویژه داروهای حساسکننده به نور یا آنتیبیوتیک بارداری یا شیردهی سابقه اسکار کلوئیدی یا بهبود کند زخم بیماریهای زمینهای مانند دیابت، اختلالات تیروئید یا بیماریهای خودایمنی برنزهشدن اخیر پوست یا قرار گرفتن طولانی در آفتاب
هنگام مشورت، بهتر است این اطلاعات را دقیق و کامل با متخصص در میان بگذارید: سابقه بیماریهای پوستی و داخلی فهرست کامل داروهای مصرفی، حتی مکملهای گیاهی سابقه واکنشهای پوستی به لیزر یا سایر روشهای زیبایی وضعیت بارداری یا شیردهی هرگونه تاتو، ضایعه یا خال در ناحیه مورد نظر
ارائهی این اطلاعات باعث میشود متخصص بتواند طولموج، شدت انرژی و فاصله جلسات را متناسب با شرایط شما تنظیم کند و ریسک عوارض را به حداقل برساند.
اگر درباره مناسببودن لیزر برای شرایط بدنی یا بیماریهای خود تردید دارید و میخواهید قبل از انجام لیزر با متخصص مشورت کنید، میتوانید از لیست مرکز لیزر موجود در https://behtarino.com/r/مرکز-لیزر/کرج کمک بگیرید. در این لیست، اطلاعات پزشکان به همراه آدرس مطب و شماره تماس درج شده است تا بتوانید مرکز موردنظر خود را راحتتر پیدا کنید و برای دریافت مشاوره و بررسی شرایط خود وقت بگیرید. جمعبندی
لیزر موهای زائد برای اغلب افراد روشی ایمن و مؤثر است، اما بدون قید و شرط نیست. در این مقاله، توضیح دادیم چه کسانی نباید لیزر کنند: عفونت یا زخم فعال، برخی بیماریهای پوستی، بارداری و شیردهی، ضعف سیستم ایمنی و مصرف داروهایی مانند کورتون، راکوتان و آنتیبیوتیکها از مواردی هستند که باید پیش از لیزر جدی گرفته شوند.
در بسیاری از این شرایط، تصمیم نهایی نیاز به مشورت با متخصص دارد. صادقبودن درباره سابقه پزشکی و داروهای مصرفی، سادهترین و موثرترین راه برای جلوگیری از عوارض احتمالی و رسیدن به نتیجهای امن و مطلوب از لیزر موهای زائد است.
DoorCooling یا LinearCooling؛ کدام فناوری یخچال ال جی کاربردی تر است؟
هرکدام از این سیستمها با هدف بهبود عملکرد سرمایشی طراحی شدهاند؛ یکی با تمرکز بر توزیع سریعتر هوای سرد و دیگری با کنترل نوسانات دمایی داخل محفظه. شناخت دقیق این دو فناوری کمک میکند هنگام خرید یخچال ال جی مدلی را انتخاب کنید که با نیازهای روزمره شما هماهنگتر باشد. فناوری LinearCooling در یخچال ال جی چه نقشی دارد؟
LinearCooling یکی از فناوریهای ال جی برای کنترل دقیقتر دمای داخل یخچال است که با کاهش نوسانات دمایی، شرایط ثابتتری برای نگهداری مواد غذایی فراهم میکند. تغییرات مداوم دما میتواند روی تازگی مواد غذایی اثر بگذارد، به همین دلیل حفظ دمای پایدار اهمیت زیادی دارد.
این فناوری با مدیریت عملکرد کمپرسور و تنظیم بهتر چرخه سرمایش، کمک میکند اختلاف دمای داخل یخچال کمتر شود. نتیجه این فرایند، حفظ رطوبت و کیفیت مواد غذایی برای مدت طولانیتر است و به کاربران امکان میدهد مواد تازه مانند میوه و سبزیجات را با شرایط بهتری نگهداری کنند. DoorCooling چیست و چگونه عملکرد یخچال ال جی را بهبود می دهد؟
فناوری DoorCooling با ایجاد جریان هوای سرد از قسمت بالایی محفظه داخلی یخچال، کمک میکند دمای بخشهای مختلف سریعتر به حالت پایدار برسد. این سیستم بهخصوص برای قسمتهای نزدیک به درب یخچال کاربردی است، زیرا این نواحی هنگام باز و بسته شدن مکرر درب، بیشتر در معرض تغییر دما قرار دارند.
در مدلهای مجهز به فناوری DoorCooling ال جی، هوای سرد از دریچههای تعبیهشده در بخش بالایی به سمت قفسهها و فضای داخلی هدایت میشود تا سرمایش یکنواختتری ایجاد شود. این عملکرد باعث میشود مواد غذایی مانند نوشیدنیها، لبنیات و خوراکیهای قرار گرفته در قسمتهای مختلف یخچال، شرایط دمایی مناسبتری داشته باشند.
تفاوت اصلی DoorCooling و LinearCooling در چیست؟
تفاوت اصلی این دو فناوری در هدف طراحی آنها است. DoorCooling بیشتر روی سرعت و نحوه توزیع هوای سرد تمرکز دارد و تلاش میکند بخشهای مختلف یخچال، مخصوصا قسمتهای نزدیک به درب، سریعتر خنک شوند. در مقابل، LinearCooling برای ثابت نگه داشتن دمای داخلی و کاهش نوسانهای حرارتی طراحی شده است.
به بیان ساده، DoorCooling به بهبود گردش هوا و رسیدن سریعتر سرما به نقاط مختلف کمک میکند، در حالی که LinearCooling وظیفه کنترل تغییرات دما را بر عهده دارد. در بسیاری از مدلهای جدید یخچال ال جی ترکیب این دو فناوری باعث میشود مواد غذایی هم سریعتر در دمای مناسب قرار بگیرند و هم تازگی خود را مدت بیشتری حفظ کنند. کدام فناوری برای نگهداری میوه، سبزیجات و مواد تازه مناسب تر است؟
برای حفظ کیفیت میوهها، سبزیجات و مواد غذایی تازه، کنترل نوسان دما اهمیت زیادی دارد. فناوری LinearCooling با ثابت نگه داشتن دمای داخل یخچال، از تغییرات ناگهانی دما جلوگیری میکند و شرایط مناسبتری برای حفظ تازگی مواد حساس فراهم میسازد. این ویژگی باعث میشود بافت، طعم و رطوبت مواد غذایی برای مدت بیشتری حفظ شود.
از طرف دیگر، DoorCooling با رساندن سریعتر هوای سرد به بخشهای مختلف یخچال، به کاهش زمان بازگشت دما پس از باز شدن درب کمک میکند. هنگام خرید یخچال ال جی بهتر است مدلی را انتخاب کنید که این دو فناوری را در کنار یکدیگر داشته باشد تا هم توزیع سرما بهتر انجام شود و هم دمای داخلی یکنواخت باقی بماند. هنگام خرید یخچال ال جی به چه ویژگی سرمایشی توجه کنیم؟
هنگام انتخاب یخچال، توجه به فناوریهای سرمایشی میتواند تاثیر زیادی بر کیفیت نگهداری مواد غذایی داشته باشد. فناوری DoorCooling برای افرادی مناسب است که به خنک شدن سریعتر فضای داخلی و کاهش تاثیر باز و بسته شدن مداوم درب اهمیت میدهند، در حالی که LinearCooling برای حفظ دمای ثابت و جلوگیری از نوسان حرارتی کاربرد دارد.
انتخاب بین این فناوریها به نوع استفاده و نیازهای روزمره بستگی دارد. در انتخاب میان مدلهای یخچال ال جی بهتر است علاوه بر ظرفیت و طراحی، به وجود ترکیب فناوریهای سرمایشی توجه کنید تا دستگاه بتواند شرایط مناسبتری برای نگهداری انواع مواد غذایی فراهم کند. مقایسه DoorCooling و LinearCooling؛ کدام فناوری کاربردی تر است؟
DoorCooling و LinearCooling هر دو برای بهبود عملکرد سرمایشی یخچالهای ال جی طراحی شدهاند، اما وظایف متفاوتی دارند. در ادامه به تفاوت این دو فناوری از نظر عملکرد، هدف اصلی و تاثیر آنها بر نگهداری مواد غذایی میپردازیم.
معیار مقایسه
DoorCooling+
LinearCooling
هدف اصلی فناوری
توزیع سریعتر هوای سرد در فضای داخلی یخچال
کاهش نوسانات دمایی و حفظ دمای ثابت
نحوه عملکرد
جریان هوای سرد از دریچههای بخش بالایی یخچال به سمت قسمتهای مختلف هدایت میشود
با کنترل دقیق چرخه سرمایش، تغییرات دمای داخلی را کاهش میدهد
تمرکز اصلی
افزایش سرعت خنککنندگی و بهبود گردش هوا
حفظ تازگی مواد غذایی از طریق پایداری دما
مناسب برای
کاربرانی که مصرف نوشیدنی، مواد غذایی روزانه و استفاده مکرر از درب یخچال دارند
کاربرانی که نگهداری طولانیتر مواد تازه مانند میوه و سبزیجات برایشان مهم است
تاثیر بر تازگی مواد غذایی
با رساندن سریعتر سرما به بخشهای مختلف، شرایط نگهداری را بهبود میدهد
با ثابت نگه داشتن دما، به حفظ کیفیت و تازگی مواد غذایی کمک میکند
در واقع، این دو فناوری رقیب یکدیگر نیستند و هرکدام بخش متفاوتی از فرایند سرمایش را بهبود میدهند. مدلهایی که هر دو فناوری را در اختیار دارند، میتوانند عملکرد کاملتری در نگهداری مواد غذایی ارائه دهند. انتخاب نهایی بهتر است بر اساس نیاز مصرفی، تعداد اعضای خانواده و نوع استفاده از یخچال انجام شود. انتخاب مناسب تر بین فناوری های سرمایشی یخچال ال جی
انتخاب بین DoorCooling و LinearCooling به اولویت شما در استفاده از یخچال بستگی دارد. اگر سرعت خنک شدن بخشهای مختلف برایتان مهم است، DoorCooling گزینه کاربردیتری خواهد بود و اگر حفظ دمای ثابت و تازگی طولانیتر مواد غذایی را در نظر دارید، LinearCooling اهمیت بیشتری پیدا میکند. در بسیاری از مدلهای جدید ال جی، ترکیب این دو فناوری باعث شده کاربران بتوانند از مزایای هر دو سیستم به صورت همزمان بهره ببرند. بنابراین انتخاب مدلی مجهز به فناوریهای سرمایشی متناسب با نیاز، میتواند تجربه بهتری از نگهداری مواد غذایی ایجاد کند.
خبر یک عضو جبهه پایداری از طرح مجلس برای خروج ایران از انپیتی / هزینه خروج از انپیتی چیست؟
کد خبر: 787460 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۹:۰۵:۵۱ اعتمادآنلاین |
قاسم روانبخش، نماینده قم در مجلس، عضو جبهه پایداری و سخنگوی پیشین این تشکل با خبری روز گذشته موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، NPT، را به فضای سیاسی کشور بازگرداند. او در یک اجتماع مردمی در قم با اشاره به وضعیت جنگی کشور گفت: «موضوع خروج از NPT مطرح شده و دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در این زمینه موضعگیری کرده است. در مجلس نیز طرح مربوط به این موضوع ارایه شده و در حال پیگیری است.»
به گزارش اعتماد، روانبخش البته از تصویب طرح یا ورود آن به مرحله نهایی سخن نگفت و آنچه بر آن تاکید کرد، مطرح بودن و پیگیری طرح در مجلس بود. او همچنین مشخص نکرده است که کدام موضعگیری محسن رضایی درباره خروج از انپیتی قابل تفسیر است. داستان طرحهای مجلس برای خروج از NPT البته داستان جدیدی نیست. این موضوع همواره در یک دهه اخیر یکی از گزینههایی بوده که شماری از نمایندگان مجلس درباره آن سخن گفتهاند. در شهریور ۱۴۰۴، علیرضا سلیمی، عضو هیاترییسه مجلس گفته بود کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در حال جمعبندی گزارش طرح سهفوریتی خروج از NPT است و پس از نهایی شدن گزارش، موضوع برای پیگیریهای بعدی به صحن مجلس ارایه خواهد شد. از زمان دولت حسن روحانی، طیفی از اصولگرایان بارها در مجلس چنین طرحی را مطرح کردهاند؛ اگرچه این موضوع هیچگاه به مرحله تصویب نهایی نرسیده است. در سال ۱۳۹۸ نیز گروهی از نمایندگان طرحی را تدوین کردند که در صورت ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، دولت را به خروج از NPT و توقف همکاریهای نظارتی با آژانس ملزم میکرد. آن طرح با امضای ۱۹ نماینده اعلام وصول و برای بررسی به کمیسیون امنیت ملی ارجاع شد اما هرگز برای بررسی نهایی به صحن نیامد. با این وجود طرح این موضوع در شرایط فعلی کشور از جایگاهی متفاوت از دفعات و ادوار قبل برخوردار است به این معنی که تکرار این ادبیات در شرایط جنگی، پرسش مهمتری را پیش روی سیاستگذاری کشور قرار میدهد؛ «طرح خروج از NPT امروز چه دستاورد عملی برای ایران دارد؟» آیا چنین مواضعی بخشی از ابزار فشار و بازدارندگی در برابر طرف مقابل است یا میتواند به افزایش تنش، دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی و ایجاد هزینههای جدید برای ایران منجر شود؟ مساله فقط خود خروج از یک پیمان بینالمللی نیست؛ مساله این است که چنین ایدهای در چه زمانی، با چه ادبیاتی و برای ارسال چه پیامی مطرح میشود. هزینه خروج
اگر طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، NPT، از مرحله طرح و تهدید سیاسی عبور کند و به یک تصمیم اجرایی تبدیل شود، پیامدهای آن بسیار فراتر از یک تغییر در سیاست هستهای خواهد بود. مساله اصلی این است که ایران در شرایطی چنین تصمیمی را اتخاذ خواهد کرد که پرونده هستهای همچنان یکی از مهمترین محورهای مناقشه میان تهران و کشورهای غربی است و هرگونه تغییر در سطح همکاریهای هستهای میتواند مستقیما بر مناسبات ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اروپا و شورای امنیت سازمان ملل اثر بگذارد. نخستین پیامد، از دست رفتن بخشی از چارچوب حقوقی و نظارتی موجود خواهد بود. NPT اگرچه برای ایران در سالهای گذشته محدودیتهایی ایجاد کرده، اما همزمان عضویت در آن امکان بهرهمندی از حقوق کشورهای عضو برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را نیز فراهم کرده است. خروج از این پیمان به معنای آن است که ایران یکی از مهمترین چارچوبهای حقوقی مرتبط با فعالیت هستهای خود را ترک کرده و طبیعتا طرفهای مقابل نیز این تصمیم را نه یک اقدام معمول دیپلماتیک، بلکه یک تحول راهبردی تلقی خواهند کرد. پیامد دوم، تشدید فشار سیاسی و دیپلماتیک است. حتی اگر خروج از NPT به تنهایی به معنای اثبات حرکت ایران به سمت ساخت سلاح هستهای نباشد، در فضای سیاسی کنونی میتواند چنین برداشتی را تقویت کند. این مساله به ویژه برای کشورهای اروپایی و امریکا اهمیت دارد، چراکه مخالفان سیاست هستهای ایران میتوانند از تصمیم خروج برای استدلال درباره افزایش نگرانیهای اشاعهای استفاده کنند. در چنین شرایطی، ایران ممکن است به جای آنکه از تهدید خروج برای کاهش فشار استفاده کند، با موج تازهای از فشارهای سیاسی و دیپلماتیک مواجه شود. ازسوی دیگر، خروج از NPT میتواند فضای مذاکره را نیز دشوارتر کند. یکی از ابزارهای مهم ایران در سالهای گذشته، ترکیب ظرفیت هستهای با دیپلماسی بوده است؛ یعنی تهران تلاش کرده ضمن تاکید بر حقوق هستهای خود، از مسیر مذاکره نیز برای کاهش فشارها استفاده کند. خروج رسمی از پیمان میتواند این معادله را تغییر دهد و طرف مقابل را به این جمعبندی برساند که ایران در حال عبور از یکی از خطوط مهم موجود در نظام عدم اشاعه است. درنتیجه، حتی اگر هدف اولیه چنین تصمیمی افزایش قدرت چانهزنی باشد، ممکن است در عمل فضای مانور دیپلماتیک ایران را محدودتر کند. البته نباید میان «تهدید به خروج» و «خروج واقعی» یکسانسازی کرد. تهدید به خروج میتواند برای افزایش هزینه تصمیمهای طرف مقابل و ایجاد بازدارندگی مطرح شود. اما هر چه این تهدید بیشتر تکرار شود، اهمیت «اعتبار تهدید» نیز بیشتر میشود. اگر طرف مقابل به این نتیجه برسد که این طرحها صرفا در سطح اظهارنظر سیاسی باقی میمانند، اثر بازدارندگی آنها کاهش خواهد یافت. ازسوی دیگر، اگر ایران تهدید را عملی کند، باید برای هزینههای سیاسی و دیپلماتیک آن نیز آماده باشد، بنابراین پرسش اصلی درباره چنین طرحی فقط این نیست که «آیا ایران میتواند از NPT خارج شود یا نه»؛ بلکه این است که در شرایط فعلی، این خروج چه چیزی به قدرت ایران اضافه میکند و در مقابل چه هزینههایی به کشور تحمیل خواهد کرد. اگر دستاورد آن صرفا ارسال یک پیام سیاسی باشد، ممکن است تکرار تهدید خروج بیش از آنکه ابزار قدرت باشد، به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود. چرا پایداری؟
طرح خروج از NPT برای بخشی از جریان اصولگرا موضوع تازهای نیست. در سالهای مختلف، بهخصوص هر زمان که تنش میان ایران و غرب درباره پرونده هستهای افزایش پیدا کرده، گروهی از نمایندگان نزدیک به جریان پایداری یا طیفهای همسو با آن، خروج از این پیمان را به عنوان یکی از گزینههای پاسخ به فشارهای خارجی مطرح کردهاند، بنابراین اظهارنظر تازه قاسم روانبخش را نمیتوان صرفا یک موضعگیری مقطعی دانست؛ این سخنان را باید در امتداد یک الگوی سیاسی چندساله دید که در آن خروج از NPT به یکی از نمادهای «پاسخ سخت» به فشار غرب تبدیل شده است. در دولت حسن روحانی، به ویژه همزمان با افزایش اختلافات بر سر برجام، طرح چنین ایدههایی در مجلس بارها تکرار شد. در سال ۱۳۹۸ نیز جمعی از نمایندگان طرحی را برای خروج ایران از NPT در صورت ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت مطرح کردند. در سالهای بعد نیز با افزایش فشارهای غرب بر برنامه هستهای ایران، ایده خروج دوباره به ادبیات برخی نمایندگان بازگشت. سال گذشته نیز موضوع طرح سهفوریتی خروج از NPT ازسوی شماری از نمایندگان مطرح شد. این تداوم نشان میدهد که برای این جریان، خروج از NPT تنها یک واکنش موردی نیست، بلکه بخشی از یک نگاه مشخص به سیاست خارجی است. اما چرا چنین طرحهایی مرتب تکرار میشوند، درحالیکه در هیچیک از این مقاطع به تصمیم نهایی و اجرایی منجر نشدهاند؟ بخشی از پاسخ را باید در کارکرد سیاسی این طرحها جستوجو کرد. برای جریان پایداری، سیاست خارجی مطلوب سیاستی است که در برابر فشار خارجی کمترین امتیاز را بدهد و در مقابل، هزینه اقدامات طرف مقابل را افزایش دهد. از این منظر، خروج از NPT میتواند نماد ایستادگی و نشاندهنده این پیام باشد که فشار بیشتر علیه ایران الزاما به عقبنشینی تهران منجر نخواهد شد. این طرحها همچنین کارکردی در رقابتهای داخلی سیاست دارند. نمایندهای که از خروج از NPT سخن میگوید، عملا خود را در جایگاه مخالف «انفعال در برابر غرب» قرار میدهد. در مقابل، هر جریان یا دولتی که بر مذاکره، تعامل یا کاهش تنش تاکید کند، میتواند ازسوی این طیف با این پرسش مواجه شود که آیا چنین رویکردی به معنای دادن امتیاز به طرف مقابل نیست؟ بنابراین خروج از NPT صرفا یک گزینه فنی در سیاست هستهای نیست؛ میتواند به ابزاری برای مرزبندی سیاسی با دولت و جریانهای میانهروتر نیز تبدیل شود. با این حال، تکرار چنین طرحهایی یک تناقض مهم را هم آشکار میکند. اگر خروج از NPT واقعا یک تصمیم راهبردی و فوری است، چرا در ادوار مختلف مجلس مطرح شده اما به مرحله اجرا نرسیده است؟ و اگر تصمیمگیران کشور درنهایت به این نتیجه رسیدهاند که هزینههای خروج بیش از منافع آن است، تکرار مداوم این ادبیات چه دستاوردی دارد؟ پاسخ احتمالی این است که «هدف اصلی، لزوما اجرای تصمیم نیست، بلکه حفظ گزینه خروج روی میز است.» در این نگاه، طرح پارلمانی میتواند بخشی از فشار سیاسی و جنگ روانی باشد؛ پیامی برای امریکا و اروپا که فشار بیشتر میتواند ایران را به سمت تصمیمهای رادیکالتر سوق دهد. اما مشکل از جایی آغاز میشود که این ابزار پیامرسانی بیش از حد تکرار شود. در آن صورت، مرز میان «بازدارندگی» و «تنشزایی» باریکتر میشود و ممکن است طرف مقابل به جای دریافت پیام انعطافناپذیری ایران، از این اظهارات برای تشدید نگرانیهای هستهای استفاده کند. به همین دلیل، مساله امروز فقط این نیست که چرا نمایندگان نزدیک به پایداری بار دیگر سراغ خروج از NPT رفتهاند؛ مساله مهمتر این است که «آیا این ادبیات هنوز یک ابزار موثر برای افزایش قدرت چانهزنی ایران است یا به تدریج به یک موضع تکراری با هزینههای فزاینده تبدیل شده است؟» تهدید یا بازدارندگی؟
طرح دوباره موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، NPT، در شرایط جنگی بیش از آنکه صرفا یک بحث حقوقی درباره یک پیمان بینالمللی باشد، باید از منظر «پیام» بررسی شود. هر اظهارنظر سیاسی در حوزه هستهای، به خصوص وقتی ازسوی نمایندگان مجلس مطرح میشود، برای طرفهای خارجی نیز حامل معناست. بنابراین پرسش اصلی این است که طرح چنین موضوعی در شرایط فعلی میتواند برای ایران نقش ابزار بازدارنده داشته باشد یا برعکس، به افزایش تنش و دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی منجر شود. منطق بازدارندگی بر این اساس استوار است که یک کشور باید بتواند به طرف مقابل نشان دهد ادامه فشار یا حمله، هزینههایی خواهد داشت. در این چارچوب، حتی مطرح کردن گزینه خروج از NPT میتواند به عنوان یک پیام سیاسی قابل استفاده باشد؛ یعنی اگر فشارها علیه ایران ادامه پیدا کند، تهران ممکن است به سمت کاهش محدودیتهای پذیرفته شده خود حرکت کند. از این منظر، طرح خروج میتواند بخشی از «جعبهابزار فشار متقابل» ایران باشد، بدون آنکه الزاما به معنای تصمیم قطعی برای خروج باشد. اما بازدارندگی زمانی موثر است که پیام ارسالی، روشن، منسجم و قابل باور باشد. اگر یک گزینه بارها ازسوی نمایندگان مختلف مطرح شود اما هیچگاه به تصمیم رسمی تبدیل نشود، ممکن است اثر آن به تدریج کاهش پیدا کند. طرف مقابل ممکن است به این جمعبندی برسد که چنین اظهارنظرهایی بیشتر مصرف داخلی دارد و قرار نیست در سیاست رسمی کشور تغییری ایجاد کند. در چنین شرایطی، تهدیدی که قرار بوده هزینه فشار بر ایران را افزایش دهد، ممکن است به یک موضع تکراری تبدیل شود که اثر بازدارنده محدودی دارد. مساله مهمتر اما احتمال ایجاد اثر معکوس است. طرفهای غربی ممکن است خروج ایران از NPT را نه به عنوان یک ابزار چانهزنی، بلکه به عنوان نشانهای از افزایش ریسک هستهای تفسیر کنند. در چنین حالتی، کشورهایی که پیش از این درباره برنامه هستهای ایران نگرانیهایی داشتهاند، میتوانند خروج را مستمسکی برای افزایش فشارهای سیاسی، تحریمها و تلاش برای ایجاد اجماع علیه تهران قرار دهند. بنابراین همان اقدامی که از نگاه طراحانش قرار است هزینه طرف مقابل را بالا ببرد، ممکن است در سطح بینالمللی هزینههای جدیدی برای ایران ایجاد کند. این موضوع در شرایط جنگ اهمیت بیشتری پیدا میکند. در دوره جنگ، فضای تصمیمگیری و برداشت طرفین از یکدیگر بسیار حساستر است. اظهاراتی که در شرایط عادی ممکن است صرفا یک موضع سیاسی تلقی شود، در شرایط جنگی میتواند به عنوان بخشی از راهبرد رسمی یک کشور تفسیر شود. به همین دلیل، تعدد مواضع درباره موضوعاتی مانند خروج از NPT میتواند خطر سوءبرداشت را افزایش دهد. ازسوی دیگر، جنگ روانی نیز بخشی از میدان تقابل است. طبیعی است که ایران بخواهد نشان دهد در برابر فشار خارجی گزینههای مختلفی روی میز دارد. اما جنگ روانی زمانی موفق است که کنترل پیام در دست فرستنده باقی بماند. اگر هر نماینده یا جریان سیاسی بتواند بدون هماهنگی درباره گزینههای حساس سیاست خارجی موضعگیری کند، ممکن است پیامهای متفاوتی به خارج مخابره شود؛ یک مقام از مذاکره سخن بگوید، نمایندهای از خروج از NPT و دیگری از اقدامات شدیدتر. در این شرایط، طرف مقابل ممکن است به جای تمرکز بر محتوای هر پیام، از مجموعه این اظهارات برای ترسیم تصویری از بیثباتی در تصمیمگیری استفاده کند. مجلس و سیاست خارجی
بازگشت دوباره موضوع خروج از NPT به ادبیات برخی نمایندگان، یک سوال مهم دیگر را هم مطرح میکند: مجلس در پروندهای با این سطح از حساسیت، دقیقا چه نقشی دارد و طرحهای نمایندگان تا چه اندازه میتوانند مسیر سیاست خارجی کشور را تغییر دهند؟ پاسخ به این سوال اهمیت زیادی دارد، زیرا میان «مطرح کردن یک طرح در مجلس»، «تصویب قانون» و «اجرای یک تصمیم راهبردی» فاصله قابلتوجهی وجود دارد. مجلس براساس قانون اساسی در حوزه قانونگذاری و نظارت بر عملکرد دولت اختیارات مهمی دارد و سیاست خارجی نیز نمیتواند کاملا جدا از این نهاد باشد. با این حال، پرونده هستهای ایران صرفا یک موضوع داخلی یا قانونگذاری معمول نیست. این پرونده به امنیت ملی، روابط خارجی، تعهدات بینالمللی و مناسبات ایران با نهادهایی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شورای امنیت ارتباط مستقیم دارد، به همین دلیل، تصمیم درباره تغییرات بنیادین در این حوزه عملا نیازمند هماهنگی میان مجموعه نهادهای تصمیمگیر در سیاست خارجی و امنیت ملی است. از این زاویه، باید میان «قدرت قانونگذاری» و «قدرت سیگنالدهی سیاسی» نمایندگان تفاوت گذاشت. ممکن است نمایندگان طرحی را برای خروج از NPT مطرح کنند و حتی آن را به عنوان پاسخ به فشارهای خارجی در دستور کار قرار دهند، اما همین اقدام پیش از آنکه به قانون تبدیل شود، یک پیام سیاسی نیز ارسال میکند. پیام میتواند این باشد که در داخل ساختار سیاسی ایران، گزینههای سختتر همچنان روی میز است و افزایش فشار علیه تهران ممکن است واکنشهای شدیدتری به دنبال داشته باشد. مشکل زمانی ایجاد میشود که پیام مجلس با پیام سایر بخشهای سیاست خارجی کشور هماهنگ نباشد. در سیاست خارجی، طرف مقابل معمولا فقط یک سخنرانی یا یک طرح را بررسی نمیکند؛ بلکه مجموعه مواضع مسوولان و نهادهای مختلف را کنار هم میگذارد تا بفهمد سیاست واقعی کشور چیست. اگر یکطرف از ادامه مذاکره سخن بگوید و همزمان نمایندگانی از خروج از NPT به عنوان یک گزینه جدی صحبت کنند، این تفاوت لزوما به معنای اختلاف نیست، اما میتواند فضای بیشتری برای برداشتهای متفاوت ایجاد کند. در عین حال، نمیتوان نقش مجلس را صرفا به «صدور پیام» تقلیل داد. اگر نمایندگان به این نتیجه رسیدهاند که خروج از NPT برای تامین منافع ملی ضروری است، باید استدلال روشن و قابل ارزیابی درباره دستاوردهای آن ارایه کنند. اینکه خروج چگونه قرار است امنیت ایران را افزایش دهد، چه جایگزینی برای چارچوب نظارتی موجود ایجاد خواهد شد، واکنش آژانس و کشورهای اروپایی چه خواهد بود و اقتصاد ایران چگونه باید با فشارهای احتمالی جدید مواجه شود، پرسشهایی هستند که یک طرح جدی باید برای آنها پاسخ داشته باشد. از این منظر، یکی از نقاط ضعف طرحهای تکرارشونده درباره خروج از NPT این است که گاهی «اصل تهدید پررنگتر از توضیح درباره مرحله بعدی آن» میشود. یعنی گفته میشود اگر فشار ادامه پیدا کند، ایران از NPT خارج خواهد شد، اما کمتر درباره این موضوع صحبت میشود که روز بعد از خروج چه اتفاقی خواهد افتاد و ایران چگونه باید هزینههای احتمالی این تصمیم را مدیریت کند. این مساله به خصوص در شرایط جنگی اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی، سیاست خارجی نیازمند پیامهای دقیق و حساب شده است. مجلس میتواند با طرح موضوعات حساس، دامنه گزینههای موجود را به طرف مقابل یادآوری کند، اما اگر این اقدام بدون توضیح درباره هدف و پیامدهای آن انجام شود، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. بنابراین مساله اصلی، مخالفت یا موافقت با نقش مجلس در سیاست خارجی نیست. پرسش این است که «آیا مجلس میتواند میان ایفای نقش نظارتی و قانونگذاری خود از یکسو و حفظ انسجام پیام سیاست خارجی کشور ازسوی دیگر تعادل ایجاد کند؟» در موضوعی مانند خروج از NPT، پاسخ به این پرسش اهمیت زیادی دارد، زیرا هر طرحی که در صحن مجلس مطرح میشود، ممکن است همزمان برای مخاطب داخلی و خارجی پیام داشته باشد و هر دو پیام باید با دقت مدیریت شوند. درنهایت، سوال این نیست که آیا ایران باید در برابر فشارها سکوت کند یا نه؛ سوال این است که «کدام تهدید میتواند واقعا هزینه طرف مقابل را بالا ببرد و کدام تهدید فقط هزینههای ایران را افزایش میدهد.» در پروندهای به حساسیت NPT، تفاوت میان این دو میتواند برای سیاست خارجی کشور تعیینکننده باشد. اخبار مرتبط یک عضو کمیسیون امنیت ملی: خروج از NPT در مجلس بررسی میشود تکذیب فوری یک خبر؛ خروج ایران از NPT واقعیت دارد؟

دومینوی کنارهگیری در دولت ترامپ؛ معاون وزیر جنگ کنار می رود

همتی: پول نداریم شرمنده

قیمت دلار امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ / دلار ۱۹۰ هزار تومان میشود؟

ببینید | ورود رونالدو به زمین در دیدار النصر و الریاض با ظاهری جدید

آسمانی صاف در بیشتر مناطق کشور

