
عبدالکریم سروش؛ روشنفکر دینی مقیم خارج از کشور
عبدالکریم سروش، از اندیشمندان دینی شناختهشده، در واکنش به سخنان موسی غنینژاد پیرامون دیدگاههای علی شریعتی، با لحنی انتقادی به این اقتصاددان اعتراض کرده و او را به بیادبی، ناآگاهی و تندروی متهم کرده است. ضمن این واکنشها، سروش بار دیگر جسورانه از علی شریعتی دفاع نموده و وی را یکی از برجستهترین متفکران معاصر قلمداد کرده است.
این جدل، فراتر از یک بحث جزئی بوده و بهنوعی بازتابدهنده سبک برخورد سروش با منتقدانش و همچنین ابعاد مختلف دلبستگیهای فکری او، حتی پس از تغییرات گسترده سیاسی و دیدگاهی در طی سالیان است. معرفی عبدالکریم سروش
حسین حاجفرج دباغ، که پس از مدتی نام عبدالکریم سروش را برگزید، در سال ۱۳۲۴ در تهران چشم به جهان گشود. وی ابتدا در رشته داروسازی تحصیل کرد و سپس برای تکمیل تحصیلات خود به بریتانیا سفر کرد؛ جایی که در زمینههای فلسفه علم و معرفتشناسی فعالیت داشت. بازگشت او به ایران مصادف با رخداد انقلاب اسلامی بود، زمانهای که سروش بهعنوان یکی از چهرههای برجسته انقلاب شناخته میشد و نقش مؤثری در بنیانگذاری برخی نهادهای فرهنگی کشور ایفا کرد. زندگی سیاسی و نظریهپردازی دینی
یکی از نقاط حساس و قابلبحث در زندگی سیاسی عبدالکریم سروش، ارتباط او با ستاد انقلاب فرهنگی است که وظیفه سازماندهی و اسلامیسازی سیستم آموزشی در دانشگاهها را بهعهده داشت. اگرچه منتقدان او را به داشتن نقش تأثیرگذار در برخی تصمیمات آن دوره متهم کردهاند، سروش خود تاکید دارد که نقش او بیشتر مشورتی و علمی بوده و از برخی اتفاقات آن زمان فاصله گرفته است.
در دهههای بعد، سروش به یکی از نظریهپردازان برجسته جریان روشنفکری دینی تبدیل شد. تئوری معروف او با عنوان «قبض و بسط تئوریک شریعت» که به ایجاد تمایز میان دین و فهم دینی میپردازد، واکنشهای گستردهای را در مراکز علمی و مذهبی به دنبال داشت. تحول از نقد علمی به اعتراض سیاسی
در ادامه مسیر فکری، عبدالکریم سروش با توجه به تغییرات فضای سیاسی کشور، از تمرکز بر نقد معرفتی فاصله گرفت و به نقدهای صریح سیاسی روی آورد. پس از وقایع مهم سیاسی دهه ۱۳۷۰ و …












