
واکنش انگلیس و آلمان به تهدیدات ترامپ علیه ایران

بدهی آمریکا چطور به بالای ۴۰ تریلیون دلار رسید؟
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ آخرین بیانیه روزانه مانده نقدی و بدهی خزانهداری، کل بدهی عمومی معوق را در روز سهشنبه ۴۰.۰۴۷ تریلیون دلار نشان داد که شامل ۳۲.۲۶۶ تریلیون دلار اوراق بهادار خزانهداری در اختیار عموم و ۷.۷۸۲ تریلیون دلار بدهی درون دولتی میشود.
بدهیهای فزاینده، بهویژه در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ که از ژانویه سال گذشته آغاز شد، مدتی است که نگرانیهایی را در مورد بحران مالی قریبالوقوع ایجاد کرده است و اقتصاددانان نگرانند که ترکیبی سمی از استقراض سنگین، افزایش هزینهها و کاهش مالیاتها، بزرگترین اقتصاد جهان را در بحران فرو ببرد.
گروههای ناظر بر بودجه هفتههاست که عبور از این آستانه را پیشبینی میکنند. برخی هشدارهای جدی صادر کردهاند مبنی بر اینکه یک بحران بدهی تمامعیار میتواند فوران کند، مگر اینکه قانونگذاران با چشمانداز مالی ناپایدار مقابله کنند و مالیاتها را افزایش دهند، هزینهها را کاهش دهند، یا هر دو را انجام دهند.
افزایش سریع بدهی آمریکا در حالی رخ میدهد که ترامپ از کاهش هزینهها و بهرهوری به عنوان مشخصه دوره دوم ریاست جمهوری خود حمایت میکند و وزارت غیردولتی بهرهوری دولت (DOGE) از ابتدای سال گذشته بین ۲۵۰ تا ۳۵۰ هزار شغل فدرال را کاهش داده و کمکهای جهانی را قطع کرده است.
دفتر بودجه کنگره (CBO) در ماه مه ۲۰۲۳، پیشبینی کرد که بدهی آمریکا در سال ۲۰۲۸، به مرز ۴۰ تریلیون دلار خواهد رسید.
مایا مکگیناس، رئیس کمیته بودجه فدرال مسئولانه (CRFB)، یک نهاد ناظر بر بودجه، در بیانیهای گفت: «۴۰ تریلیون دلار بدهی فقط در دفاتر کل دولت وجود ندارد، بلکه در سراسر اقتصاد احساس میشود و به هر طریقی راه خود را به جیب مردم پیدا میکند.»
شبکه الجزیره در گزارشی، دلیل افزایش بدهی آمریکا و اهمیت آن را بررسی کرده است:
سرعت افزایش بدهی چقدر است؟
بدهی آمریکا در دهه ۲۰۲۰، بسیار سریعتر از دهههای گذشته در حال رشد است.
کل بدهی که شامل بدهی به دیگران و بدهی دولت به خود میشود، از ژانویه ۲۰۱۷ که ترامپ اولین دوره ریاست جمهوری خود را آغاز کرد، دو برابر شده است. بدهی آمریکا در آن زمان ۱۹.۹۵ تریلیون دلار بود.
در طول دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، بدهی عمومی ۷.۸ تریلیون دلار افزایش یافت که بیشتر آن به دلیل هزینههای مقابله با بیماری همهگیر کووید-۱۹ بود. از زمان بازگشت او به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵، میزان بدهی ۳.۸ تریلیون دلار افزایش یافته که در مجموع، در طول دو دوره ریاست جمهوری او تاکنون به ۱۱.۶ تریلیون دلار رسیده است.
در دوران دولت بایدن از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، دولت همچنان در پاسخ به بیماری همهگیری کووید به استقراض و هزینههای سنگین ادامه داد و در نتیجه، بدهی ۸.۴ تریلیون دلار افزایش یافت.
بدهی آمریکا در ماه مارس امسال به ۳۹ تریلیون دلار رسید و کمتر از پنج ماه طول کشید تا یک تریلیون دلار بدهی اضافی شود.
برای مقایسه، طبق تحلیل کمیته بودجه فدرال مسئولانه، نزدیک به ۲۰۰ سال طول کشید تا کل بدهی آمریکا برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ از مرز یک تریلیون دلار عبور کند؛ البته یک تریلیون دلار در سال ۱۹۸۱، با در نظر گرفتن تورم امروز، ۳.۶۷ تریلیون دلار ارزش واقعی خواهد داشت.
دفتر بودجه کنگره تخمین میزند که بدهی از ۱۰۱ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۶، به ۱۲۰ درصد در سال ۲۰۳۶ افزایش خواهد یافت. این رقم بسیار بالاتر از رکورد قبلی آمریکا یعنی ۱۰۶ درصد پس از جنگ جهانی دوم است.
چرا بدهی دولت آمریکا در حال افزایش است؟
هزینههای بحرانی
در تقریبا دو دهه، دو بحران بزرگ وجود داشته است که در طی آنها دولتها نیاز به قرض گرفتن و افزایش هزینهها داشتهاند.
رکود اقتصادی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ اولین بحران بود، در حالی که بحران دوم، همهگیری کووید ۱۹ از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ بود که با حدود یک سوم بدهیهای افزایش یافته از سال ۲۰۱۷ مرتبط است، زیرا قرض گرفتن در دوران ریاست جمهوری ترامپ و جو بایدن تشدید شد.
درآمد مالیاتی بسیار پایین است
تحلیلگران میگویند دلیل دیگر افزایش استقراض این است که درآمدهای مالیاتی و سایر درآمدها با هزینهها همخوانی ندارند، به خصوص که آمریکا بیشتر برای تامین بودجه حقوق بازنشستگی و مراقبتهای بهداشتی برای جمعیت رو به پیری هزینه میکند.
کارشناسان میگویند دولتهای دموکرات و جمهوریخواه به طور یکسان در مهار هزینهها یا افزایش مالیات برای پر کردن این شکاف شکست خوردهاند.
آمریکا سالانه حدود ۷ تریلیون دلار هزینه میکند که حدود ۶۰ درصد از آن صرف پرداختهای اداره تامین اجتماعی (SSA)، بیمه درمانی از جمله مدیکر و مدیکید و مراقبت از کهنه سربازان میشود.
درآمدها برای تامین این هزینهها کافی نیست. برای مثال، طبق اعلام وزارت خزانهداری، آمریکا در ژوئیه ۳۳۴ میلیارد دلار از مالیات بر درآمد افراد، بیمه اجتماعی، مالیات شرکتها و سایر موارد درآمد داشته است.
با این حال، ۷۶۶ میلیارد دلار، تقریبا دو برابر درآمد، را به تامین اجتماعی، بیمه درمانی، دفاع ملی و پرداخت بهره پرداخت کرده است.
افزایش نرخ بهره
نرخ بهره تا زمان شیوع بیماری همهگیر پایین ماند، در آن زمان فدرال رزرو برای مبارزه با تورم نرخها را افزایش داد.
اکنون، آمریکا سالانه حدود ۱.۱ تریلیون دلار برای پرداخت بدهی خود پرداخت میکند که کمی بیشتر از هزینهای است که برای دفاع صرف میکند. در ۱۰ ماه اول سال بودجه ۲۰۲۶، هزینههای بهره از هزینههای بیمه درمانی نیز پیشی گرفته و اکنون پس از حقوق بازنشستگی، دومین بخش بزرگ هزینهها است. طبق دادههای گروه تحلیلی USA Facts، سالانه بین ۱.۸ تا ۲ تریلیون دلار برای مزایای بازنشستگی فدرال - تامین اجتماعی - و حقوق بازنشستگی عمومی ایالتی یا محلی هزینه میشود.
ترامپ چه کاهش مالیاتی را معرفی کرده است؟
با وجود این افزایش هزینهها، ترامپ کاهشهای مالیاتی عمیقی را برای کسب و کارها اجرا کرده است که با قانون کاهش مالیات و کسب و کارهای سال ۲۰۱۷ در دوره اول ریاست جمهوری او آغاز شد و نرخ مالیات شرکتها را از ۳۵ درصد، به ۲۱ درصد کاهش داد.
او این کار را در سال ۲۰۲۵ با «قانون یک لایحه زیبا» خود دنبال کرد و قانون سال ۲۰۱۷ را برای همیشه تثبیت کرد. اگرچه این لایحه هزینههای مدیکید را نیز ۱۲ درصد کاهش داد، اما سقف بدهی را تقریبا ۵ تریلیون دلار افزایش داد تا این امکان را فراهم کند.
در حال حاضر، مالیات بر درآمد افراد تقریبا نیمی از درآمدهای فدرال را تشکیل میدهد، در حالی که تنها ۹ درصد از مالیات بر درآمد شرکتها را تشکیل میدهد.
در فاصله بین دو دوره ریاست جمهوری ترامپ، دولت بایدن نیز هزینههای زیادی را برای سرمایهگذاری در زیرساختها و یارانههای انرژی پاک صرف کرد.
آمریکا به چه کسی بدهکار است؟
طبق دادههای خزانهداری، بدهی عمومی قرض گرفته شده از سرمایهگذاران داخلی و خارجی ۸۰ درصد - تقریبا ۳۲ تریلیون دلار - از بدهی ناخالص را تشکیل میدهد.
طبق تحلیل بنیاد پیتر جی پترسون، حدود ۲۱ تریلیون دلار از این بدهی عمومی در داخل کشور، به طلبکاران مختلفی از جمله فدرال رزرو (۴.۵۲۸ تریلیون دلار) مربوط است که اوراق بهادار خزانهداری را برای تاثیرگذاری بر نرخ بهره فدرال و مدیریت عرضه پول، خرید و فروش میکند.
سایر طلبکاران شامل صندوقهای سرمایهگذاری مشترک (۵.۱۹۵ تریلیون دلار)، صندوقهای بازنشستگی (۱.۱۳۵ تریلیون دلار)، دولتهای ایالتی و محلی (۱.۶۳۶ تریلیون دلار)، بانکهای تجاری و موسسات سپردهگذاری (۲.۰۸۳ تریلیون دلار) و سایر وامدهندگان شرکتی و انفرادی (۶.۶۶۰ تریلیون دلار) هستند.
در سطح بینالمللی، آمریکا به چندین کشور و سرمایهگذاران خصوصی بدهکار است. در سال ۱۹۷۰، کل دارندگان بدهی خارجی ۵ درصد از بدهی ناخالص را تشکیل میدادند، اما تا سال ۲۰۲۵، این رقم به ۳۲ درصد رسید. این بدان معناست که در حالی که آنها به تقویت فعالیت اقتصادی آمریکا کمک میکنند، بیشتر درآمد این کشور به صورت پرداخت بهره به خارج از کشور میرود.
تا سال ۲۰۲۵، آمریکا به ژاپن ۱.۲۰۳ تریلیون دلار، انگلیس (۸۸۹ میلیارد دلار)، چین (۶۸۳ میلیارد دلار) و همچنین بیش از ۳۰ نهاد دیگر بدهکار بود.
به طور جداگانه، ۲۰ درصد دیگر از بدهی ناخالص ملی - حدود ۸ تریلیون دلار - بدهی درون دولتی است و بنابراین بر کل امور مالی تاثیری ندارد.
افزایش بدهی برای اقتصاد آمریکا چه معنایی دارد؟
تحلیلگران میگویند که افزایش بدهی میتواند به طور بالقوه یک بحران اقتصادی برای ایالات متحده ایجاد کند، به عنوان مثال، به شکل تورم شدید یا نرخ بهره بالاتر، اگر کنترل نشود.
با افزایش بدهی، خطر فزایندهای وجود دارد که سرمایهگذاری خصوصی به دلیل نگرانیهای ایمنی کاهش یابد و در نتیجه، رشد اقتصادی میتواند کند شود.
تحلیلگران میگویند که قانونگذاران در نهایت ممکن است مجبور شوند با اقدامات ریاضتی دردناکی مانند مالیاتهای بالاتر واکنش نشان دهند. برنامههای تامین اجتماعی نیز میتوانند در معرض خطر باشند.
کارشناسان هشدار میدهند که حل این مشکل میتواند سالها طول بکشد و عواقب آن میتواند بین نسلی باشد، به طوری که جوانان مجبور شوند سالهای زیادی هزینه بیشتری بپردازند.
ترامپ، از جنگ ایران و غزه پول درمیآورد!
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی جهان بین اظهارات هانتر بایدن، پسر جو بایدن را منتشر کرد که معتقد است:
دونالد ترامپ بزرگترین تهدید وجودی است، چون همهچیز را از هم پاشانده و عملاً شبیه یک رئیس باند جنایتکار رفتار میکند. او مدعی است ترامپ از جنگ ایران و از جنگ غزه پول درمیآورد و از مرگ و ویرانی هزاران نفر سود میبرد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.
پولیتیکو: جنگ اقتصادی کارساز نیست/ ایران پرچم تسلیم را بالا نمیبرد
به گزارش مشرق، در حالی که با پایان بهاصطلاح مهلت ۶۰ روزه تعیینشده در مذاکرات اسلامآباد، تحلیلهای متعددی در رسانههای منطقهای و بینالمللی و نیز منابع صهیونیستی در مورد سناریوهای مرحله جدید و محدودیتهای گزینههای آمریکا ارائه میشود، محافل آمریکایی تاکید دارند که استراتژی دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور، برای خفه کردن اقتصاد ایران از طریق تحریمها و محاصره دریایی با آزمون دشواری روبرو است، زیرا تهران همچنان در موضع خود ثابت قدم است و حاضر است به جای پذیرش شرایط آمریکا، بارهای اقتصادی قابل توجهی را تحمل کند.
در این زمینه مجله آمریکایی پولیتیکو، در گزارشی با استناد به مقامات سابق دولت ترامپ، سفرای آمریکا و کارشناسان منطقه اعلام کرد که تردیدهای زیادی درباره جنگ اقتصادی وعده داده شده توسط آمریکا علیه ایران وجود دارد و اسکات بیسنت، وزیر خزانه داری، مدعی بود که این جنگ با جنگهای قبلی متفاوت خواهد بود، اما به نظر میرسد که اینگونه نیست.
ایران پرچم سفید را بالا نخواهد برد
پولیتیکو در این مقاله به بررسی مخمصه ترامپ در جنگ با ایران و دلایل عدم تسلیم کشورمان در برابر فشارهای آمریکا پرداخته و نوشت: دونالد ترامپ منتظر است تا ایران در نتیجه جنگ اقتصادی پرچم سفید را بالا ببرد، اما به نظر میرسد تهران آماده است تا بیشتر منتظر بماند و از خواستههای او برای لغو هزینههای اعمال شده بر کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند یا سایر خواستههایی که ترامپ میخواهد برای پایان دادن به درگیری به آنها دست یابد، پیروی نخواهد کرد.
بر اساس این گزارش، جیمز جفری، سفیر سابق آمریکا که در سه دولت، از جمله دولت اول ترامپ، خدمت کرده است، در این زمینه گفت: این یک جنگ فرسایشی است و من مطمئنم که وزارت خزانهداری در حال انجام اصلاحات جزئی در اینجا و آنجا برای بستن روزنهها یا گسترش تحریمها است. اما باور اینکه پس از ۲۰ سال تحریمهای ایالات متحده و تجربه ایران در دور زدن آنها، اتفاق قاطعی رخ دهد، دشوار است.
این رسانه آمریکایی تصریح کرد: در این میان دولت ترامپ در بحبوحه یک جنگ نامحبوب که قیمت نفت را به نزدیک ۹۰ دلار در هر بشکه رسانده و به افزایش هزینههای استقراض بلندمدت به بالاترین سطح خود در تقریباً دو دهه گذشته کمک کرده است، با انتخابات میاندورهای مهمی روبرو است، آن هم در زمانی که امیدها برای توافق صلح در حال کمرنگ شدن است.
پولیتیکو افزود که در مقابل، رهبران ایران این درگیری را حیاتی میدانند، که به تهران توجیهی برای تحمل سختیهای اقتصادی عظیم به جای تسلیم شدن میدهد، به ویژه با توجه به تورم بالای مداوم در ایالات متحده و قیمت پایین اوراق قرضه خزانهداری. بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانهداری ایالات متحده، شاخصی که ترامپ مدتهاست به آن علاقه زیادی دارد، روز سهشنبه به بالاترین سطح خود از قبل از بحران مالی جهانی رسید.
در ادامه این گزارش آمده است که افزایش بازده به بالاترین حد خود در تقریباً دو دهه گذشته صرفاً به جنگ شش ماهه مربوط نمیشود. کمبود سوخت جهانی و بیثباتی عمومی نیز در بالا نگه داشتن قیمت انرژی برای مدت طولانی نقش داشته و خطر تورم پایدار را افزایش داده است. این امر، خطرات بازارهای اوراق قرضه جهانی را که مدتهاست تحت تأثیر منفی شوکهای مربوط به موضعگیریهای متناقض ترامپ قرار گرفتهاند، افزایش داده است.
مقاومت ایران، آمریکاییها را درباره اثربخشی جنگ اقتصادی دچار تردید کرده است
پولیتیکو خاطرنشان کرد که در این زمینه، مقاومت عجیب ایران یکی از دلایلی است که موجب شده برخی از مقامات سابق دولت آمریکا تردید داشته باشند که محاصره دریایی هر اندازه هم بزرگ باشد یا هر استراتژی جدیدی که آمریکا در سطح تحریمها رونمایی کند، برای تغییر محاسبات ایران کافی باشد.
بر اساس این یادداشت، یک مقام سابق دولت ترامپ که نخواست نامش فاش شود، گفت: «من فکر میکنم فشار اقتصادی باید به روشهای جدیدی اعمال شود که هنوز ندیدهایم و تاکنون هیچ یک از روشها برای تسلیم کردن ایران کارساز نبوده است». دولت آمریکا هنوز اقدامات اضافی که قصد انجام آن را دارد اعلام نکرده است، اما گزینههای موجود شامل هدف قرار دادن بانکهای بزرگ چینی که تجارت نفت ایران را تسهیل میکنند، گسترش تحریمهای ثانویه بر کشورهایی که با ایران تجارت میکنند و مصادره داراییهای ایران به جای صرفا مسدود کردن آنها است.
رسانه مذکور آمریکایی ادامه داد: در این راستا مقامات ایرانی علناً تلاشهای ایالات متحده برای مطیع کردن آنها با تحریمها را به سخره گرفتهاند. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز سهشنبه در پلتفرم X نوشت: «آمریکاییها فکر میکنند که اعمال فشار بر ایران به امتیازاتی منجر میشود که هرگز بخشی از توافق نبودهاند. بسنت و پیت هگست برای این کار مناسب نیستند و منتظر این نباشید که این دلقکها گندی را که شما به پا کردهاید، درست کنند».
در ادامه این گزارش آمده است که در شش ماه پس از آغاز جنگ علیه ایران، ترامپ مجموعهای از تاکتیکهای فشار را برای خفه کردن اقتصاد ایران به کار گرفته است، از جمله جلوگیری از فروش مهمترین صادرات ایران، یعنی نفت، از طریق محاصره دریایی مداوم بنادر ایران. دولت ایالات متحده همچنین تحریمهایی را علیه خریداران خارجی نفت ایران اعمال کرده، ناوگان کشتیرانی غیررسمی که نفت را حمل میکند را هدف قرار داده و تلاش کرده است تا ایران را از شبکههای مالی که برای انتقال وجوه استفاده میکند، قطع کند.
مجله پولیتیکو در ادامه تاکید کرد که با این حال، افرادی که در مذاکرات قبلی با ایران کار کردهاند، میگویند این میزان فشار برای وادار کردن این کشور به تسلیم به خصوص ۶ ماه بعد از حملات گسترده علیه آن به هیچ وجه کافی نیست و هیچ نقطه شکستی برای ایران وجود ندارد.

سه مرحله در تحول محافظهکاری از منظر راجر اسکروتن | محافظهکاری مدرن و سازگاری با ارزشهای لیبرال | محافظهکاری و لیبرالیسم دو روی یک سکهاند؟

انیمیشن ۲ هزار دلاری که در گیشه چین نولان و مارول را پشت سر گذاشت

قیمت طلا امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد 1405/ افزایش قیمت طلا

زندانی خولین آلوارز: حبسکشیده اتلتیکو! (عکس)

پیشفروش خودرو با ۳۶۰ میلیون تومان؛ فرصت جدید سایپا برای خریداران

